تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند
در پی اختلاف نظر آمریکا و بریتانیا درباره جنگ در ایران، دونالد ترامپ در یک جدال لفظی تازه در شبکههای اجتماعی، از نخستوزیر بریتانیا خواست حفاری نفت و گاز داخلی را گسترش دهد. همزمان، رویکرد کییر استارمر نسبت به انسداد تنگه هرمز با انتقاد سیاستمداران بریتانیایی روبهرو شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، شامگاه سهشنبه ۲۵ فروردین در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت: «اروپا بهشدت به انرژی نیاز دارد، با این حال بریتانیا از بهرهبرداری از نفت دریای شمال که یکی از بزرگترین منابع در جهان است، خودداری میکند. فاجعهبار!!!»
او افزود: «نروژ نفت خود در دریای شمال را به دو برابر قیمت به بریتانیا میفروشد. آنها دارند ثروت هنگفتی به جیب میزنند. بریتانیا، که از نظر دسترسی به منابع انرژی در دریای شمال موقعیت بهتری نسبت به نروژ دارد، باید حفاری کند. حفاری کنید، عزیزم، حفاری کنید!!!»
این اظهارات تازهترین حمله لفظی رییسجمهوری آمریکا به کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا بهشمار میرود، در حالی که این دو همچنان بر سر رویکرد ترامپ به جنگ در خاورمیانه با یکدیگر اختلاف دارند.
استارمر در روزهای گذشته بارها اظهار کرده که به محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا نخواهد پیوست و از سوی دیگر بر ایجاد سازوکار دیگری با مشارکت کشورهای اروپایی برای پایان دادن به انسداد تنگه هرمز تاکید کرده است.
رسانه دیلیمیل این موضع بریتانیا را نشانهای از افزایش تنشها میان این کشور با دیگر اعضای ناتو، بهویژه ایالات متحده، ارزیابی کرده و نوشته است که همه اینها در حالی رخ میدهد که به نظر میرسد درگیریها در خاورمیانه ادامه خواهد یافت و همزمان ارتش اسرائیل برای آمادگی جهت درگیریهای بیشتر با جمهوری اسلامی «سطح بالاتری از آمادهباش» را اعلام کرده است.
جورج رابرتسون، دبیرکل پیشین ناتو و عضو مجلس اعیان بریتانیا که چهرهای کلیدی در حزب کارگر این کشور به شمار میآید، سهشنبه از سیاستهای دفاعی و نظامی دولتی که همحزب اوست انتقاد کرد.
او با اشاره به موضع استارمر در مخالفت با تامین بودجه دفاعی، هشدار داد که مواضع دفاعی دولت امنیت ملی بریتانیا را در معرض خطر قرار داده است.
برنارد جنکین، نماینده محافظهکار پارلمان بریتانیا، نیز پیشتر سیاست کنونی بریتانیا را «زمان صلح» نامید و از استارمر بابت در پیش گرفتن چنین سیاستی انتقاد کرد. او در نشست کمیته ارتباطات مجلس عوام این کشور گفت: «ما همگی متفقالقول هستیم که دولت در وضعیت جنگی نیست و باید خیلی سریع به آن برسد. چرا اکنون در وضعیت جنگی قرار ندارد؟ به نظر میرسد شما در صلح هستید در حالی که ما در واقع در جنگ به سر میبریم.»
هفته گذشته، تونی بلر، رهبر حزب کارگر و نخستوزیر پیشین بریتانیا، نیز از رویکرد کشورش به جنگ در ایران انتقاد کرد و گفت که این جنگ «آسیبپذیری ساختاری» بریتانیا در برابر شوکهای جهانی سوختهای فسیلی را آشکار کرده است.
بریتانیا و فرانسه قرار است جمعه ۲۸ فروردین، یک نشست ویدیویی درباره وضعیت تنگه هرمز برگزار کنند. به گفته رویترز این نشست در سطح رهبران کشورها برگزار میشود و پیش از برگزاری نشست اصلی، دیپلماتهای ارشد جلساتی برای هماهنگی ترتیب خواهند داد.
سخنگوی دولت بریتانیا گفت: «این اجلاس، کار را به سمت یک طرح هماهنگ، مستقل و چندملیتی برای حفاظت از کشتیرانی بینالمللی پس از پایان درگیری پیش خواهد برد.»
استارمر دوشنبه به نمایندگان مجلس گفته بود که ابتکار عمل بریتانیا و فرانسه شامل «برنامهریزی نظامی برای تضمین کشتیرانی» و همچنین تلاشهای دیپلماتیک خواهد بود.
همزمان روزنامه بریتانیایی گاردین در گزارشی نوشت که جمهوری اسلامی میکوشد با نزدیک شدن به اروپا و فعالسازی کانالهای دیپلماتیک با اروپا، از شکاف فزاینده میان آمریکا و متحدانش بهره ببرد و فشار بیشتری بر واشینگتن برای عقبنشینی در جنگ وارد کند.
بر اساس این گزارش، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با هدف افزایش فشار بر آمریکا برای امتیازدهی در مناقشه جاری، پایتختهای اروپایی را در جریان جزییات پیشنهادهایی قرار داده که تهران در مذاکرات اسلامآباد درباره ذخایر اورانیوم و چشمانداز مدیریت تنگه هرمز مطرح کرد.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، نیز در روزهای گذشته نشان داده است به رویکرد «زمان صلح» لندن بیش از رویکرد واشینگتن نزدیک است. او سهشنبه از گفتوگوی خود با دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان خبر داد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که در گفتوگو با رهبران دو کشور خواستار ازسرگیری مذاکرات با هدف «رفع سوتفاهمها و جلوگیری از ورود به مرحلههای جدیدی از تنش» شده است.
روزنامه گاردین در گزارشی با بررسی هشدار صندوق بینالمللی پول درباره پیامدهای احتمالی تشدید جنگ در خلیج فارس، تصویری نگرانکننده از چشمانداز رشد اقتصاد جهانی در سالهای پیشرو ارائه کرد.
این رسانه در گزارشی که سهشنبه ۲۵ فروردین منتشر شد، به نقل از صندوق بینالمللی پول نوشت که افزایش تنشها در خاورمیانه، بهویژه اختلال در عرضه انرژی و بالا رفتن قیمت نفت میتواند باعث افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و بیثباتی در بازارهای مالی جهانی شود.
برپایه این گزارش، جهش قیمت انرژی بهسرعت به دیگر بخشهای اقتصادی سرایت و موجب تشدید تورم در کشورهای مختلف خواهد شد.
صندوق بینالمللی پول در تازهترین بهروزرسانی خود، پیشبینی قبلیاش درباره رشد اقتصاد جهانی را کاهش و هشدار داده است که در صورت وخیمتر شدن شرایط، این نرخ میتواند به حدود ۲ درصد یا حتی کمتر سقوط کند و جهان را به سمت رکود سوق دهد.
این نهاد با تاکید بر اینکه اقتصاد جهان هنوز از شوکهای پیشین از جمله همهگیری کرونا و جنگ اوکراین کاملا بهبود نیافته است، آن را در برابر محرکهای جدید، بسیار آسیبپذیر ارزیابی می کند.
این هشدار در شرایطی است که اقتصاد ایالات متحده نیز با پیشبینی کاهش رشد مواجه است. اگرچه اقتصاد آمریکا همچنان بهطور نسبی مقاوم ارزیابی میشود، اما افزایش قیمت انرژی و تداوم نرخ بالای بهره، میتواند مصرفکنندگان و سرمایهگذاران را تحت فشار قرار دهد.
صندوق بینالمللی پول میگوید سیاستهای پولی سختگیرانهای که برای کنترل تورم اعمال شدهاند، اگر با یک شوک جدید در بازار انرژی همراه شوند، میتوانند رشد اقتصادی را بیش از پیش کند کنند.
یکی از بخشهای اصلی این گزارش، بررسی وضعیت بریتانیاست که در میان کشورهای گروه هفت، بدترین کاهش پیشبینی رشد را تجربه کرده است.
اقتصاد بریتانیا پیش از این نیز با چالشهایی مانند رشد پایین بهرهوری، فشارهای پسابرگزیت و تورم بالا مواجه بوده است. ارزیابیها میگویند، شوک جدید انرژی این مشکلات را تشدید و خانوارهای بریتانیایی را با بیشترین افزایش هزینههای جاری مواجه میکند.
در سطحی گستردهتر، گزارش توضیح میدهد که افزایش قیمت نفت نهتنها باعث افزایش تورم، بلکه باعث کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان و افزایش هزینههای تولید برای کسبوکارها خواهد شد. تداوم این وضعیت نیز میتواند به کاهش تقاضا، افت سودآوری شرکتها و در نهایت کاهش اشتغال منجر شود.
به نوشته گاردین، از دیگر نگرانیهای مطرحشده در گزارش صندوق بینالمللی پول، تاثیر این بحران روی کشورهای در حال توسعه است.
بنا بر هشدار این نهاد جهانی، با توجه به اینکه بسیاری از این کشورها از جمله واردکنندگان انرژی محسوب می شوند، ممکن است با افزایش بدهی و کاهش رشد اقتصادی مواجه شوند و بحرانهای مالی گستردهتری در پیش داشته باشند.
گزارش همچنین تاکید می کند که سیاستگذاران در سراسر جهان بر سر یک دوراهی دشوار قرار دارند؛ از یک سو باید با افزایش تورم مقابله کنند و از سوی دیگر نباید باعث تضعیف بیش از حد رشد اقتصادی شوند.
در صورت وقوع یک شوک شدید انرژی، بانکهای مرکزی ممکن است ناچار به انتخاب میان افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی شوند.
صندوق بین المللی پول در نهایت تاکید میکند که مسیر آینده اقتصاد جهانی تا حد زیادی به تحولات ژئوپلیتیک بستگی دارد؛ اگر تنشها مهار شوند، اقتصاد جهانی میتواند بهتدریج به مسیر بهبود بازگردد، اما در صورت تشدید درگیری، خطر ورود به یک دوره رکود جهانی جدی خواهد بود.
منابع مطلع از مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا به ایراناینترنشنال گفتند که بروز اختلاف شدید در میان اعضای تیم مذاکرهکننده حکومت ایران سبب شد مذاکرات را ترک کنند. به گفته آنها این اختلافها در نهایت به صدور دستور بازگشت فوری هیات به تهران در عصر روز شنبه ۲۲ فروردین منجر شد.
منابع مطلع همچنین گفتند که در جریان مذاکرات روز جمعه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در برخی از مواضع خود، بهویژه درباره کاهش یا توقف حمایتهای مالی و تسلیحاتی از «جبهه مقاومت» و بهطور خاص حزبالله لبنان، نشانههایی از انعطاف نشان داده است.
به نقل از این منابع مطلع، این رویکرد با واکنش تند محمدباقر ذوالقدر، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران و دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی، مواجه شد.
به گفته این منابع، ذوالقدر گزارشی از روند مذاکرات به بیت رهبری و فرماندهان ارشد سپاه ارائه کرد. این گزارش به خشم در سطح بالای حاکمیت دامن زده است. در این گزارش به «عدول از چارچوب اختیارات هیات» و همچنین ورود به مباحثی فراتر از دستورات رهبری اشاره شده بود.
این منابع تاکید کردند که در پی این تحولات، عصر روز شنبه ۲۲ فروردین و پس از رایزنیهایی در بیت رهبری، با نقشآفرینی حسین طائب، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، دستور بازگشت فوری هیات مذاکرهکننده به تهران صادر شد.
پیشتر نیز خبرهایی از بروز اختلاف میان مقامهای جمهوری اسلامی منتشر شده بود. هشتم فروردین گزارشهایی از بروز اختلافهای جدی میان مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران که گفته میشود اکنون فرد شماره یک این نهاد است، منتشر شد.
منابع آگاه در گفتوگو ایراناینترنشنال «نحوه مدیریت جنگ و پیامدهای مخرب آن بر معیشت مردم و اقتصاد کشور» را ریشه این اختلافها خواندند.
سه روز بعد، گزارشهایی درباره نارضایتی پزشکیان از قرار گرفتن در یک «بنبست کامل سیاسی» و اینکه حتی اختیار انتصاب مقامهای کشتهشده دولت در جریان جنگ نیز از او سلب شده است، منتشر شد.
بر اساس این گزارش، گفته میشود وحیدی بهصراحت اعلام کرده است که به دلیل شرایط بحرانی جنگ، تمامی پستهای کلیدی و حساس مدیریتی باید تا اطلاع ثانوی بهطور مستقیم از سوی سپاه پاسداران انتخاب و اداره شوند.
در هیات پرشمار مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی در اسلامآباد، افرادی از طیفهای مختلف درون حاکمیت جمهوری اسلامی حضور داشتند اما با توجه به این اطلاعات و همینطور گزارشهایی از محتوای مذاکرات و خواستههای جمهوری اسلامی، به نظر میرسد، نمایندگان اعزامی وابسته به سپاه در این جمع نیز دست بالا را داشتند.
بر اساس گزارشها، پافشاری جمهوری اسلامی بر تداوم برنامه هستهای و اعمال کنترل بر تنگه هرمز که در نهایت به شکست مذاکرات اسلامآباد انجامید.
پس از آن ایالات متحده از محاصر دریایی جزایر جنوبی ایران خبر داد و سنتکام اعلام کرد که از صبح روز دوشنبه ۲۴ فروردین، مانع ورود کشتیها به بنادر ایران و خروج کشتیها از آنها میشود. این محاصره در زمان مقرر آغاز شد.
با وجود اعلام شکست مذاکرات اسلامآباد، پاکستان دوشنبه ۲۴ فروردین اعلام کرد که رایزنیها با طرفین همچنان ادامه دارد و تشکیل جلسهای دیگر برای ادامه گفتوگوها محتمل است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نیز عصر سهشنبه ۲۵ فروردین به روزنامه نیویورکپست گفت مذاکرات با جمهوری اسلامی «ممکن است طی دو روز آینده» در پاکستان پی گرفته شود.
منابع آگاه نیز پیش از آن به رویترز گفتند برخلاف بنبست ظاهری، درهای دیپلماسی همچنان باز است و یک مقام سفارت جمهوری اسلامی در پاکستان نیز گزارش داد دور بعدی مذاکرات واشینگتن و تهران ممکن است این هفته یا اوایل هفته آینده برگزار شود.
در حالی که پکن بر دیپلماسی فعال برای توقف جنگ تاکید دارد، همزمان به دنبال راهی است تا ضمن تامین امنیت انرژی خود، از تقابل مستقیم با واشینگتن در آستانه دیدارهای دیپلماتیک مهم پیش رو، اجتناب کند.
روزنامه لوموند، سهشنبه ۲۵ فروردین در گزارشی تحلیلی به بررسی سیاست چین در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی پرداخت.
پکن در تلاش برای حفظ تعادل میان حمایت از متحد دیرینهاش، تهران، و مدیریت روابط با دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، است.
لوموند نوشت بحران در تنگه هرمز، چین را در وضعیتی متناقض قرار داده است. از یک سو، پکن بزرگترین شریک تجاری تهران است و پیش از آغاز جنگ اخیر، بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکرد.
از سوی دیگر، این کشور ناچار است در آستانه سفر احتمالی ترامپ به پکن، از تحریک بیرویه واشینگتن خودداری کند.
دیپلماسی چین به دنبال راهی است که نه تهران را برنجاند و نه مسیر مذاکره با آمریکا را مسدود کند.
پکن برخلاف کشورهای غربی، تهران را مقصر اصلی انسداد تنگه هرمز نمیداند، بلکه معتقد است حملات آمریکا و اسرائیل، حکومت ایران را به واکنش و تلافی واداشته است.
گو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین، در این باره گفت: «علت اصلی اختلال در تنگه هرمز، درگیریهای نظامی است و برای حل این مشکل، جنگ باید هرچه سریعتر متوقف شود.»
جنگ اخیر برای پکن هم سود داشته و هم زیان. این جنگ نظم جهانی مبتنی بر تجارت را لرزانده، امنیت انرژی دومین اقتصاد بزرگ جهان را به خطر انداخته و به پکن آسیب زده است.
اما از سوی دیگر، این درگیری باعث شده آمریکا در خاورمیانه درگیر شود و ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کند.
این موضوع تمرکز نظامی آمریکا بر شرق آسیا و مهار چین را کاهش میدهد. همچنین، اکنون واشینگتن نیز مانند تهران به عنوان عاملی برای تهدید آزادی ناوبری معرفی میشود.
دیپلماسی پرکار پکن
چین در هفتههای اخیر در دیپلماسی بسیار فعال بوده است. وانگ یی، وزیر خارجه چین، ۲۶ تماس تلفنی با مقامات جمهوری اسلامی، اسرائیل، کشورهای عربی و روسیه داشته است.
پکن حتی پیش از نشست اسلامآباد، طرحی پنج مادهای برای صلح پیشنهاد داده بود که شامل توقف فوری درگیریها و عدم حمله به اهداف غیرنظامی بود.
رییسجمهوری آمریکا ۱۸ فروردین گفت فشار چین باعث شده ایران پای میز مذاکره بیاید، اما رسانههای دولتی چین تلاش دارند این تصور را که «ایران فقط به حرف چین گوش میدهد»، رد کنند تا پکن مسئول رفتارهای بعدی تهران شناخته نشود.
بزرگترین پرسش فعلی این است که چین تا چه حد حاضر است به بازسازی توان نظامی ایران کمک کند.
در حالی که گزارشهای تاییدنشده از احتمال ارسال سیستمهای پدافند هوایی دوشپرتاب از طریق کشورهای ثالث به ایران خبر میدهند، پکن این ادعاها را بهشدت تکذیب کرده و آنها را «اخبار جعلی» خوانده است.
چین میخواهد به عنوان «یک نیروی ثباتدهنده» در جهان شناخته شود، اما وابستگی شدید به نفت ایران و رقابت پیچیده با آمریکا، پکن را به حرکت روی لبه تیغ واداشته است.
این کشور فعلا بر آتشبس دوهفتهای اصرار دارد تا شاید از این طریق، هم امنیت انرژی خود را تامین کند و هم از رویارویی مستقیم با ترامپ بگریزد.
نمایندگان اسرائیل و لبنان قرار است سهشنبه برای انجام مذاکراتی با میانجیگری آمریکا، در واشینگتن دیدار کنند. تلاشی در چارچوب فشارهای دونالد ترامپ به منظور مهار درگیری میان اسرائیل و حزبالله که آتشبس شکننده میان آمریکا و جمهوری اسلامی را نیز تهدید میکند.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۵ فروردین نوشت که هر دو طرف تحت فشار واشینگتن برای پایان دادن به درگیریها هستند. خواستهای که همزمان از سوی تهران نیز در مذاکرات موازی با میانجیگری پاکستان مطرح شده است.
اسرائیل پس از آن حملات هوایی خود را به لبنان تشدید کرد که حزبالله در ۱۲ اسفند ۱۴۰۴، سه روز پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، موشکهایی بهسوی اسرائیل شلیک کرد.
از آن زمان، این کشور دامنه حمله زمینی خود را در جنوب لبنان گسترش داده و صدها هزار لبنانی را واداشته تا روستاهای محل سکونتشان را که پایگاههای حزبالله دانسته میشوند، ترک کنند.
به گفته وزارت بهداشت لبنان، حملات اسرائیل بیش از دو هزار و ۸۰ نفر را کشته است که در میان آنها ۲۵۲ زن و ۱۶۶ کودک دیده میشود.
حزبالله آمار تلفات نیروهای خود را منتشر نکرده، اما منابع آگاه، هشتمفروردینبه رویترز گفتند بیش از ۴۰۰ نفر از نیروهای این گروه از ۱۲ اسفند به بعد کشته شدهاند.
حملات موشکی حزبالله عمدتا شهرهای نزدیک مرز شمالی اسرائیل را هدف قرار داده، اما به شهرهای بزرگی مانند حیفا و تلآویو نیز اصابت کرده و موجب خسارت و انتقال شهروندان به پناهگاهها شده است.
به گفته اسرائیل، از ۱۲ اسفند تاکنون دو شهروند و ۱۳ سرباز این کشور کشته شدهاند.
جنگ کنونی در پی دور جدیدی از درگیریها در سال ۱۴۰۳ شکل گرفت که در آن آمریکا میانجی توافقی با هدف خلع سلاح حزبالله شد. از آن زمان، دولت لبنان به ارتش دستور داده است انحصار سلاح را در دست بگیرد. تلاشی که اسرائیل آن را ناکام میداند.
حزبالله درخواستها برای خلع سلاح را رد کرده و تسلیحات خود را بخشی از دفاع ملی در برابر حملات اسرائیل میداند.
اسرائیل نیز پس از توافق ۱۴۰۳ به حملات خود علیه آنچه مواضع و انبارهای تسلیحاتی حزبالله میخواند، ادامه داده است.
یک هفته پس از آغاز جنگ جاری، ژوزف عون، رییسجمهوری لبنان، آمادگی خود را برای آغاز مذاکرات مستقیم با اسرائیل بهمنظور توقف درگیریها اعلام کرد و حتی از آمادگی برای عادیسازی روابط سخن گفت.
اسرائیل این پیشنهاد را رد کرد و آن را از سوی دولتی که اگرچه با خلع سلاح حزبالله همسو است، اما بدون خطر بروز جنگ داخلی قادر به اقدام علیه این گروه نیست، دیرهنگام دانست.
موضع اسرائیل پس از آن تغییر کرد که آمریکا و جمهوری اسلامی در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به توافقی برای توقف درگیریها دست یافتند و در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از آغاز مذاکرات با لبنان خبر داد.
چه کسانی در مذاکرات حضور دارند؟
به گفته مقامها، مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان ساعت ۱۱ صبح به وقت واشینگتن میان یخیل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، و ندا حماده معوض، همتای لبنانی او، برگزار میشود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، میشل عیسی، سفیر آمریکا در لبنان، و مایکل نیدهام، مشاور وزارت خارجه نیز در این نشست حضور خواهند داشت.
لبنان، اسرائیل و آمریکا، اظهارات متفاوتی درباره محورهای این مذاکرات ارائه کردهاند.
ریاستجمهوری لبنان اعلام کرده این گفتوگوها بر اعلام آتشبس و تعیین زمان آغاز مذاکرات دوجانبه متمرکز خواهد بود و به گفته وزیر فرهنگ این کشور، آتشبس تنها موضوعی است که نماینده لبنان مجاز به بحث درباره آن است.
در مقابل، سخنگوی دولت اسرائیل گفته این کشور در این مذاکرات درباره آتشبس گفتوگو نخواهد کرد و تمرکز آن بر خلع سلاح حزبالله و برقراری روابط صلحآمیز با لبنان است.
مقامهای اسرائیلی مشخص نکردهاند در صورت پیشرفت مذاکرات، آیا حاضر به کاهش عملیات زمینی یا عقبنشینی از مواضع خود در لبنان هستند یا نه.
اسرائیل همچنان در تلاش برای ایجاد «منطقه حائل» در مرز شمالی خود، روستاهای لبنان را هدف حمله قرار میدهد.
با این حال، یک مقام ارشد اسرائیلی گفته این کشور پیش از مذاکرات، سطح حملات خود را کاهش داده است؛ از جمله در بیروت که از ۱۹ فروردین هدف حمله قرار نگرفته است.
رویترز نوشت که یک مقام دیگر نیز گفته است اسرائیل احتمالا از لبنان خواهد خواست وزیران وابسته به حزبالله را از دولت کنار بگذارد.
موضع لبنان چیست؟
یک مقام ارشد لبنانی گفته است موضع این کشور آن است که آتشبس پیششرط هرگونه مذاکرات بعدی برای دستیابی به توافقی گستردهتر با اسرائیل باشد.
موافقت لبنان با آغاز مذاکرات نشاندهنده سطحی بیسابقه از مخالفت داخلی با وضعیت حزبالله بهعنوان یک گروه مسلح است.
دولت لبنان در اسفند ۱۴۰۴ فعالیتهای نظامی این گروه را ممنوع کرده است.
با این حال، حزبالله همچنان از زرادخانهای قدرتمند برخوردار است و از حمایت بخشی از جامعه شیعه لبنان بهره میبرد. موضوعی که خلع سلاح آن را برای دولتی شکننده، در یکی از حساسترین مقاطع خود از زمان جنگ داخلی ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۹، به چالشی جدی تبدیل کرده است.
آیا پیشتر هم مذاکرهای انجام شده است؟
رویترز نوشت که اسرائیل و لبنان روابط دیپلماتیک رسمی ندارند و از زمان تاسیس اسرائیل در سال ۱۳۲۷، عملا در وضعیت جنگی بهسر میبرند.
اسرائیل سابقه طولانی در عملیات نظامی در لبنان دارد، از جمله اشغال ۱۸ ساله جنوب این کشور از ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۹.
در سال ۱۴۰۱، دو طرف با میانجیگری آمریکا به توافقی درباره تعیین مرزهای دریایی دست یافتند.
در آذر ۱۴۰۴ نیز مذاکرات غیرمستقیمی با میانجیگری آمریکا در ناقوره، در جنوب لبنان، برای تثبیت توافق پایاندهنده درگیریهای ۱۴۰۳ برگزار شد.
دادههای کشتیرانی نشان میدهد در نخستین روز کامل اجرای محاصره آمریکا علیه کشتیهایی که به بنادر ایران تردد میکنند، یک نفتکش دیگر مرتبط با ایران روز سهشنبه در حال ورود به خلیج فارس از طریق تنگه هرمز بوده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، این محاصره را ۲۴ فروردین و پس از آن اعلام کرد که مذاکرات آخر هفته در اسلامآباد میان آمریکا و حکومت ایران، منجر به توافق نشد.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۵ فروردین نوشت که با این حال، از آنجا که سه کشتی عبوری از تنگه هرمز در حال حرکت به مقصد بنادر ایران نبودند، مشمول این محاصره نشدند.
بر اساس دادههای بورس اوراق بهادار لندن، نفتکش «پیس گلف» با پرچم پاناما که از نوع میانبرد است، در حال حرکت به سوی بندر حمریه در امارات متحده عربی است.
اطلاعات شرکت تحلیل دادههای کشتیرانی «کپلر» نشان میدهد این کشتی معمولا نفتای ایران - که ماده اولیه صنایع پتروشیمی است - را به دیگر بنادر غیرایرانی در خاورمیانه منتقل میکند تا از آنجا به آسیا صادر شود.
پیش از این نیز دو نفتکش که تحت تحریم آمریکا قرار دارند از این آبراه باریک عبور کرده بودند.
بر اساس دادههای کپلر، نفتکش «مورلیکیشان» در حال حرکت بهسوی عراق است تا دو روز دیگر و در تاریخ ۲۷ فروردین، سوخت کوره بارگیری کند.
این کشتی که پیشتر با نام «امکیای» شناخته میشد، نفت روسیه و ایران را نیز حمل کرده است.
عکس از آرشیو
همچنین نفتکش تحریمشده دیگری به نام «ریچ استاری»، نخستین کشتی خواهد بود که پس از آغاز محاصره از تنگه هرمز عبور کرده و از خلیج فارس خارج میشود.
این کشتی و مالک آن، شرکت «شانگهای شوانرون شیپینگ»، از سوی ایالات متحده بهدلیل همکاری با جمهوری اسلامی تحریم شدهاند.
رویترز نوشت که این شرکت برای اظهارنظر فوری در دسترس نبود.
بر اساس دادهها، «ریچ استاری» که یک نفتکش میانبرد است، حدود ۲۵۰ هزار بشکه متانول حمل میکند. این محموله در آخرین بندر توقف آن، یعنی بندر حمریه امارات، بارگیری شده است.
این نفتکش متعلق به چین است و خدمه آن نیز چینی هستند.