دانشگاه ایموری در آمریکا، دختر دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی را اخراج کرد
دانشگاه ایموری آمریکا تایید کرد که فاطمه اردشیر لاریجانی، پزشک و عضو هیات علمی این دانشگاه و دختر دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در پی افزایش فشارهای سیاسی و اعتراضی از سوی افکار عمومی و مقامات آمریکایی، از این دانشگاه اخراج شده است.
دانشگاه ایموری روز شنبه در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال اعلام کرد که فاطمه اردشیر لاریجانی دیگر کارمند این دانشگاه نیست. مؤسسه سرطان وینشیپ، وابسته به دانشگاه ایموری که محل فعالیت او بود، در بیانیهای کوتاه گفت: «یک پزشک که دختر یکی از مقامات ارشد حکومت ایران است، دیگر کارمند ایموری نیست.»
این دانشگاه با اشاره به محرمانه بودن مسائل اداری افزود: «از آنجا که این موضوع یک مساله پرسنلی است، امکان ارائه جزئیات بیشتر وجود ندارد.»
اخراج اردشیر لاریجانی در حالی صورت گرفته که وزارت خزانهداری ایالات متحده هفته گذشته پدر او، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران، را تحریم کرد. خزانهداری آمریکا اعلام کرده است که لاریجانی در هماهنگسازی واکنش حکومت ایران به اعتراضات سراسری اخیر به نمایندگی از علی خامنهای نقش داشته و بهطور علنی خواستار استفاده از زور برای سرکوب معترضان مسالمتآمیز شده است.
لاریجانی همراه با چند مقام دیگر جمهوری اسلامی که از سوی واشینگتن «معماران» مرگبارترین سرکوب اعتراضات در تاریخ ایران توصیف شدهاند، هدف تحریم قرار گرفته است.
دانشگاه ایموری مشخص نکرد که آیا اخراج فاطمه اردشیر لاریجانی ارتباط مستقیمی با این تحریمها داشته یا نه، اما تاکید کرد که «کارکنان دانشگاه در چارچوب کامل قوانین ایالتی و فدرال آمریکا و سایر الزامات قانونی استخدام میشوند.»
اردشیر لاریجانی پیش از اخراج، استادیار گروه هماتولوژی و آنکولوژی پزشکی در دانشکده پزشکی ایموری بود. وبسایت رسمی دانشگاه، حوزه پژوهشی او را تمرکز بر «کشف اهداف درمانی جدید و بررسی سازوکارهای مقاومت ایمنی در سرطان ریه» معرفی کرده بود. صفحه بیوگرافی او پس از اعلام اخراج، از وبسایت دانشگاه حذف شده است.
در روزهای پیش از این تصمیم، بادی کارتر، نماینده جمهوریخواه ایالت جورجیا در کنگره آمریکا، بهطور علنی خواستار اخراج او از دانشگاه ایموری و لغو مجوز پزشکیاش در ایالت جورجیا شده بود. کارتر در نامهای به دانشگاه ایموری و هیات پزشکی ایالت جورجیا نوشت که علی لاریجانی «بهتازگی و بهصورت علنی از خشونت علیه آمریکاییها و متحدان ایالات متحده حمایت کرده است» و ادامه فعالیت دختر او در نظام درمانی آمریکا را غیرقابل قبول دانست.
این نماینده کنگره در نامه خود تاکید کرد: «پزشکان به اطلاعات بسیار حساس بیماران دسترسی دارند و در تصمیمگیریهای حیاتی پزشکی نقش ایفا میکنند.» او افزود که حضور فردی با پیوندهای خانوادگی نزدیک با یک مقام ارشد امنیتی جمهوری اسلامی در چنین جایگاهی میتواند اعتماد بیماران، سلامت نهادی و حتی امنیت ملی آمریکا را به خطر بیندازد.
اخراج فاطمه اردشیر لاریجانی همچنین چند روز پس از تجمع اعتراضی گروهی از ایرانیان مقابل مؤسسه سرطان وینشیپ رخ داد؛ تجمعی که در آن معترضان با اشاره به نقش پدر او در سرکوب خونین اعتراضات در ایران، خواستار پایان همکاری دانشگاه ایموری با او شده بودند.
همزمان با سفر مقامهای ارشد آمریکایی به تلآویو، کانال ۱۳ اسرائیل هفته پیشرو را در ارتباط با تصمیم احتمالی ایالات متحده برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی «سرنوشتساز» خواند.
برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، شنبه چهارم بهمن وارد اسرائیل شد و در مقر وزارت دفاع این کشور در تلآویو با ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، دیدار و گفتوگو کرد.
در این نشست رییس اداره اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل و رییس اداره عملیات این نهاد نیز حضور داشتند.
به گزارش سایت کانال ۱۳ اسرائیل، کوپر در این دیدار اعلام کرد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هنوز تصمیم قطعی خود را درباره حمله به ایران نگرفته است.
کوپر در عین حال تایید کرد ایالات متحده در پایان هفته جاری آمادهسازی ابزارها و تمهیدات لازم برای یک عملیات احتمالی را تکمیل کرده است.
کانال ۱۳ افزود: «مقامات ارشد ارتش اسرائیل موضع این کشور را به آمریکاییها ارائه دادند که بر اساس آن، حمله اولیه به ایران باید اهداف نظامی مشخص را نیز شامل شود.»
طبق دیدگاه اسرائیل، افزون بر حمله به نهادهای حکومتی با هدف تشویق مردم ایران به سرنگونی جمهوری اسلامی، جنگندههای آمریکایی باید سامانه موشکهای زمین به زمین حکومت را نیز هدف قرار دهند.
سفر ویتکاف و کوشنر به اسرائیل
سفر فرمانده سنتکام به تلآویو در شرایطی انجام شد که ارتش اسرائیل طی هفتههای اخیر همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، در آمادهباش کامل قرار دارد.
در تحولی دیگر، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه آمریکا، چهارم بهمن برای گفتوگو با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، وارد تلآویو شدند.
پایگاه خبری تایمز اسرائیل به نقل از منابع آگاه نوشت محور اصلی این مذاکرات تحولات جنگ غزه و هماهنگیهای سیاسی و امنیتی میان آمریکا و اسرائیل است.
گزینه نظامی آمریکا در برابر جمهوری اسلامی
بر اساس گزارشها، ترامپ همچنان احتمال اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را منتفی ندانسته است.
ترامپ پیشتر بارها از احتمال مداخله در ایران سخن گفته و به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داده بود از سرکوب معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان خودداری کنند.
ترامپ دوم بهمن از حرکت یک «ناوگان نظامی» به سوی منطقه خبر داد و ابراز امیدواری کرد نیازی به استفاده از آن نباشد.
به گفته یک مقام نیروی دریایی آمریکا، ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» به همراه سه ناوشکن اسکورت از دریای چین جنوبی به سمت غرب حرکت کردهاند و اکنون در اقیانوس هند مستقر هستند.
این ناوگروه قرار است طی روزهای آینده به دیگر واحدهای نظامی آمریکا در خلیج فارس و بحرین بپیوندد.
وزارت دفاع بریتانیا نیز دوم بهمن از اعزام جنگندههای تایفون به قطر در «چارچوب فعالیتهای دفاعی» خبر داد.
دادههای پروازی نشان میدهند دهها هواپیمای ترابری نظامی آمریکا در حال حرکت به سمت منطقه هستند.
در واکنش به این تحولات، یک مقام ارشد جمهوری اسلامی سوم بهمن در مصاحبه با خبرگزاری رویترز گفت تهران هرگونه حمله احتمالی را یک «جنگ تمامعیار» تلقی میکند.
او افزود: «همهچیز در ایران در بالاترین سطح آمادهباش قرار دارد و نیروهای نظامی برای بدترین سناریو آمادهاند.»
او تهدید کرد پاسخ تهران به هرگونه عملیات نظامی آمریکا «سخت و قاطع» خواهد بود.
این مقام جمهوری اسلامی جزییاتی درباره ماهیت این واکنش ارائه نکرد.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، پیشتر اعلام کرد نشانههایی وجود دارد که اسرائیل همچنان بهدنبال فرصتی برای حمله به ایران است.
او هشدار داد چنین اقدامی میتواند موجب بیثباتی بیشتر در منطقه شود.
کانال ۱۳ اسرائیل گزارش داد مقامهای اسرائیل برآورد میکنند که آمریکا به ایران حمله خواهد کرد و افسران ارتش این کشور، هفته پیش رو را در این زمینه «هفتهای کلیدی» توصیف کردهاند. فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا روز شنبه با مقامهای ارشد نظامی و امنیتی اسرائیل دیدار کرد.
بر اساس این گزارش، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در دیدارهای روز شنبه با مقامهای ارشد نظامی و امنیتی اسرائیل گفته است که دونالد ترامپ هنوز تصمیم قطعی درباره حمله نگرفته، اما ایالات متحده در پایان هفته جاری آمادهسازی ابزارها و تمهیدات لازم برای یک عملیات احتمالی را تکمیل کرده است.
کانال ۱۳ اسرائیل نوشت مقامهای ارشد ارتش اسرائیل در این دیدارها موضع تلآویو را به طرف آمریکایی ارائه کردند. بر اساس این موضع، در ضربه نخست باید در کنار اهداف حکومتی، اهداف نظامی مشخص نیز گنجانده شود.
طبق دیدگاه اسرائیل، افزون بر هدف قرار دادن نهادهای حکومتی با هدف تشویق مردم ایران به سرنگونی حکومت، جنگندههای آمریکایی باید سامانه موشکهای زمین به زمین جمهوری اسلامی را نیز هدف قرار دهند.
گزارش اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که زندانیان بندهای یک و دو زندان مسجدسلیمان ۱۸ و ۱۹ دی، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، دست به اعتراض زدند.
بر اساس این گزارش، در پی این اعتراض، نیروهای حفاظت زندان و همچنین اطلاعات سپاه پاسداران به داخل زندان یورش بردند و با گاز اشکآور، تیر ساچمهای و تیر جنگی به زندانیان شلیک کردند. در پی حمله نیروهای حفاظت زندان و اطلاعات سپاه پاسداران، یکی از زندانیان به نام ایمان گماری، ۳۳ ساله، زخمی شد. این نیروها به رغم زخمی شدن گماری، او را شکنجه و سپس به زندان سپیدار اهواز تبعید کردند.
گماری در زندان سپیدار اهواز بر اثر شکنجه جان خود را از دست داد و چهار روز بعد پیکر او را به خانوادهاش تحویل دادند. برای تحویل پیکر گماری هم ۴۰۰ میلیون تومان از خانواده او دریافت شد. همچنین پس از اعتراض زندانیان، مأموران زندانیان را در حیاط زندان لخت کردند و لباسهایشان را آتش زدند.
گزارش رسیده به ایراناینترنشنال همچنین حاکی است که در حال حاضر تمامی زندانیان با دستور مسئولان زندان مسجدسلیمان از حق ملاقات محروم شدهاند و هرگونه ارتباط آنها با خارج از زندان نیز قطع شده است.
بهدلیل این موضوع، تاکنون آمار دقیقی از تعداد کشتهشدگان و مجروحان حمله نیروهای حفاظت زندان و اطلاعات سپاه پاسداران در دست نیست.
بعدازظهر یکشنبه هفتم دی، جرقه اعتراضاتی در بازار زده شد که بهسرعت به انقلابی ملی انجامید. سرکوب این خیزش ملی پس از حدود یک ماه به کشتاری گسترده منجر شده است. آمار اولیه از دستکم ۱۲ هزار کشته حکایت دارد، هرچند رسانهها برآورد کردند این عدد میتواند تا چند برابر افزایش یابد.
این تحولات در حالی رخ داد که پیش از آن، جمهوری اسلامی با انبوهی از بحرانهای اقتصادی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی دست به گریبان بود.
بررسی شرایط پیش از اعتراضات نشان میدهد اقتصاد ایران در آشفتگی بیسابقهای به سر میبرد، امنیت نظامی تضعیف شده و سیاستهای داخلی و خارجی به بنبست رسیده بود.
درباره ایران، هیچکس نمیتواند با قطعیت پیشگویی کند که در آینده چه خواهد شد؛ اما اعداد و شواهد میتواند شرایط فعلی را ترسیم کند و تصویری روشن از ایران پیشرو به دست دهد.
این تصویر نشان میدهد حتی اگر ارادهای از سوی مجموعه نیروهای جمهوری اسلامی برای بهبود وجود داشته باشد، باز هم ایران دیگر نخواهد توانست به پیش از ظهر هفتم دی ۱۴۰۴ بازگردد.
اقتصاد تا پیش از ظهر یکشنبه
پیش از آنکه کسبه بازار شوش، پاساژ علاءالدین و مجتمع تجاری چارسو دست به اعتصاب و اعتراض بزنند، اقتصاد ایران درگیر آشفتگی بیسابقهای بود.
بیکاری در بین جوانان قابل مشاهده بود، هرچند منابع رسمی جمهوری اسلامی روی کاغذ نرخ آن را فقط ۷.۴ درصد اعلام میکردند.
۴۰ درصد بیکاران را فارغالتحصیلان تشکیل داده بودند. نرخ دلار پیدرپی رکورد میشکست و تابلوی بازار بورس تهران معمولا قرمز بود.
وضع بازار و تورم؛ با وجود تغییر قوانین مربوط به چک از سوی بانک مرکزی، طبق آخرین آمارها، از هر ۱۰ چک صادر شده یک چک برگشت میخورد.
رقم تجمیعی چکهای برگشتی در ۸ ماه ابتدای سال ۱۴۰۴ به ۱,۲۴۵ هزار میلیارد تومان رسید.
سطح نرخ تورم به شکلی مزمن افزایش یافته بود. تورم نقطهبهنقطه که در فروردین حدود ۳۹ درصد ثبت شد، در آذر به نزدیک ۵۳ درصد رسید.
در چنین شرایطی، حتی شهروندان از دهکهای میانی به بالا در شب چله ۱۴۰۴ به اجاره آجیل و میوه روی آوردند. اخبار متعددی از فروش قسطی میوه و آجیل و حتی مایحتاج روزانه منتشر شد.
بودجه؛ ناظران تحولات ایران بهخوبی میدانند مراکز رسمی جمهوری اسلامی از طریق گزینش نمونههای آماری و ضرایب اهمیت گروههای کالا و خدمات، نرخ تورم را به شکلی مصنوعی پایینتر از واقعیت بازار نشان میدهد.
با این حال، مرکز آمار جمهوری اسلامی آخرین بار تورم سالانه را بالای ۴۲ درصد را اعلام کرد.
در چنین وضعیتی، دولت لایحه بودجهای به مجلس شورای اسلامی ارائه کرد که افزایش دستمزد در آن ۲۰ درصد پیشبینی شده بود، یعنی ۲۲ واحد درصد کمتر از آخرین نرخ تورم اعلامی از سوی مرکز آمار.
این یعنی به همین میزان شهروندان در معرض فقیرتر شدن در سال ۱۴۰۵ قرار داشتند.
کلیات این لایحه به شکلی کمسابقه توسط مجلس رد شد. تنها مشکل آن لایحه، فاصله زیاد نرخ تورم با افزایش حقوق نبود، منابع دولت در آن لایحه غیرواقعی بود.
بازار ایران و بخش خصوصی واقعی کشش تداوم فعالیت نداشتند، چه رسد به پرداخت بیشتر مالیات.
از طرفی در شرایط تشدید تحریمها، درآمدهای نفتی غیرواقعی مینمود و سایر بخشها نیز چندان با واقعیت مطابقت نداشت.
همه اینها در حالی بود که همانند بودجه سال ۱۴۰۴، سهم نیروهای مسلح باز هم افزایش داشت.
بانکها و بحران نقدینگی؛ دو ماه پیش از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، بانک آینده اعلام ورشکستگی کرد. یکی از عوامل اصلی ورشکستگی این بانک، نسبت کفایت سرمایه آن به شمار میرفت که سالبهسال کاهش یافته بود.
از مجموع شبکه بانکی کشور، تنها ۹ بانک طبق تعریف کمیته بال ورشکسته نیستند. نسبت کفایت سرمایه بانکهای مهمی نظیر ملی و سپه منفی است.
بانکهای ایران با پرداخت تسهیلات کلان عملا در چرخهای معیوب مدام در حال خلق پول هستند و به تورم دامن میزنند.
صادرات تحریمناپذیر، نفت و تحریمها؛ خط قرمز جمهوری اسلامی فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای بینالمللی بود. با وجود چندین نوبت تهدید، اروپاییها مکانیسم ماشه را شهریور ماه فعال کردند.
پس از تشدید تحریمها، عبارتی وارد ادبیات رسانههای رسمی شد؛ «صادرات تحریمناپذیر». این عبارت برای توصیف صادرات گاز و برق به کشورهای همسایه بهویژه عراق بهکار میرفت.
عراق پس از جنگ داخلی برای تامین انرژی، بهخصوص برق، از ایران گاز به عنوان خوراک نیروگاه و برق وارد میکرد و بهدلیل اهمیت موضوع، از معافیتهای آمریکا برخوردار میشد.
با این حال، پس از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، این صادرات هم هدف قرار گرفت. از سوی دیگر، با تشدید کسری انرژی در داخل ایران، جمهوری اسلامی ناچار شد از میزان صادرات بکاهد.
سایر بحرانها تا پیش از ظهر یکشنبه
آلودگی هوا؛ در حوزه محیط زیست طبق آمار رسمی سالانه ۵۸ هزار ایرانی بر اثر آلودگی هوا جان میدهند.
آب؛ در آبان، مقامهای جمهوری اسلامی رسما اعلام کردند از تامین آب شرب تهران ناتوان هستند و تنها بارش باران میتواند پایتخت کشور را نجات دهد.
بحران آب در ایران معضلی چندوجهی است، اما علت اصلی آن مصرف آب در بخش کشاورزی به شمار میرود.
بیش از ۹۰ درصد آب کشور در کشاورزی عمدتا سنتی مصرف میشود. مدرن کردن کشاورزی ایران نیاز به بودجهای عظیم دارد که از عهده جمهوری اسلامی خارج است.
از طرف دیگر، حدود ۳.۶ میلیون نفر معادل حدود ۱۸ درصد کل شاغلان کشور مستقیما در بخش کشاورزی مشغول به کارند. بدین ترتیب، هر تغییری در حقآبه این بخش میتواند به بحرانی برای جمهوری اسلامی بدل شود.
بازنشستگان؛ تبعات اجتماعی عملکرد اقتصادی جمهوری اسلامی کم نیست. هر سال با صرف هزاران میلیارد تومان از بودجه، بر بحران صندوقهای بازنشستگی سرپوش گذاشته شده است.
ادامه این وضع در لایحه بودجهای که رد شد، دشوار شده است.
این بحران سالبهسال عمیقتر میشود. از یک سو با کاهش اشتغال و افزایش بیکاری تعداد بیمهپردازان کاهش یافته و از سوی دیگر با پیر شدن جمعیت به تعداد بازنشستگان افزوده شده است.
در نتیجه، نسبت پشتیبانی صندوقهای بازنشستگی کشور روزبهروز در حال کاهش است. نسبت پشتیبانی که باید حداقل ۳ تا ۴ باشد، در صندوق بازنشستگی کشوری که کارکنان دولت و بخش عمومی را پوشش میدهد، به ۰.۴۴ رسیده است.
در این شرایط عملا اکثر صندوقهای بازنشستگی ورشکسته هستند. پیش از انقلاب ملی ایرانیان تقریبا هر روز در گوشهای از کشور یک تجمع بازنشستگان وجود داشت.
بهداشت؛ در بخش بهداشت و درمان با حذف ارز ترجیحی دارو در بودجه ۱۴۰۴ عملا هزینه دارو و درمان بهشدت برای خانوارها افزایش یافت.
پیشبینی شده این روند در صورت تداوم جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۵، به شکلی شدیدتر ادامه یابد.
مقامات صنفی نیز بهطور مکرر نسبت به بروز بحران کمبود کادر درمان در آینده نزدیک هشدار میدهند.
امنیت جمهوری اسلامی تا پیش از ظهر یکشنبه
در بخش نظامی و امنیتی به نظر نمیرسد جمهوری اسلامی توانسته باشد تجهیزات نظامی و نیروهای مسلح خود را به شرایط پیش از جنگ ۱۲ روزه بازگرداند.
حکومت تقریبا تمام فرماندهان نظامی خود را از دست داده است و تا مدتها از بیم اسرائیل از اعلام نام فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا خودداری میکرد.
اعداد مختلفی از میزان خسارت به تجهیزات موشکی جمهوری اسلامی اعلام شده است، اما چیزی بین ۳۰ تا بیش از ۵۰ درصد آنها نابود شدند.
فرماندهان و مقامات جمهوری اسلامی تنها در جنگ ۱۲ روزه هدف قرار نگرفتند. یکسال و نیم پس از مرگ ابراهیم رئیسی هنوز علت اصلی کشته شدن او روشن نشده است.
اسماعیل هنیه، رهبر پیشین حماس، در شب تحلیف رییس دولت جمهوری اسلامی در تهران هدف قرار گرفت.
علی رازینی و محمد مقیسه، از قضات مورد اعتماد و چهرههای کلیدی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، به دست یک آبدارچی ناراضی کشته شدند.
دهها انفجار مشکوک در ایران پس از آتشبس رخ داد. برخی اسامی که همزمان با این انفجارها، خبر «درگذشت» آنها منتشر شد، چهرههای مهمی در دستگاه امنیتی بودند و تجربه زیادی در سرکوب داشتند.
اشخاصی نظیر غلامحسین غیبپرور، جانشین فرمانده سپاه پاسداران در قرارگاه «امامعلی»، از خشنترین مراکز سرکوب جمهوری اسلامی و علی طائب، نماینده سابق ولی فقیه در قرارگاه ثارالله سپاه، مسئول اصلی سرکوب پایتخت.
در جنگ ۱۲ روزه فرماندهان امنیتی جمهوری اسلامی با کولهبارهایی خونبار از سرکوب کشته شدند.
هنوز روشن نیست چند مدیر و فرمانده میانی امنیتی در حملات به مراکزی نظیر قرارگاه ثارالله، دیلمان، ساختمان مرکزی فراجا، ساختمان سازمان اطلاعات سپاه و… در جنگ ۱۲ روزه از پا درآمدند.
در تیرماه طرح تقویت بنیه نیروهای مسلح در مقابله همهجانبه با اسرائیل در مجلس شورای اسلامی تصویب شد، اما از آنجا که عمده منابع بودجه نیروهای مسلح وابسته به فروش نفت است، بهنظر نمیرسد منابع این طرح در دسترس باشد.
بهویژه آنکه یکی از گلوگاههای مهم پولشویی سپاه پاسداران ونزوئلا بود که با سقوط نیکولاس مادورو این راه دشوارتر شده است.
سایبری؛ در پی حملات سایبری متعدد علیه جمهوری اسلامی و هک مکرر بانکها و نهادهای وابسته، دادههای مراکز حساس از جمله اپراتورهای تلفن همراه، پلیس و قوه قضاییه افشا شده و عملا دریایی از اطلاعات ۸۵ میلیون شهروند کشور در دسترس قرار گرفته است.
اطلاعات نیروهای امنیتی، نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی نیز در همین بانکهای اطلاعاتی بوده است. این موضوع به صورت بالقوه حکومت ایران را آسیبپذیر کرده است.
سیاست داخلی و خارجی تا پیش از ظهر یکشنبه
حدود سه هفته پیش از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، محمدجواد ظریف به دوحه، پایتخت قطر، سفر کرده بود.
او در نشست دوحه با لحنی برافروخته خطاب به حضار گفت: «ما بهای سنگینی پرداختهایم. جمهوری اسلامی هزینه داده و ما از دوستان عرب خود دلخوریم.»
ظریف افزود در ۴۵ سال اخیر، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی «حتی یک گلوله» برای پیشبرد اهداف تهران شلیک نکردند، اما «ما از آرمان عربی بیش از خود اعراب حمایت کردیم و در نهایت این ماییم که سرزنش میشویم».
چشمانداز جمهوری اسلامی برای مذاکره مبهم است. طرف آنها در کاخ سفید ترامپی است که ۲۲ خرداد، کمتر از ۲۴ ساعت پیش از آنکه جنگندههای اسرائیلی در آسمان ایران حاضر شوند، گفت: «به توافق خوبی با ایران نزدیک شدهایم.»
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز خود را برای حضور در دور ششم مذاکرات در ۲۵ خرداد آماده کرده بود. با این حال، جنگ ۱۲ روزه آغاز شد و آمریکا نیز مستقیما در آن مشارکت کرد.
حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله لبنان، مهمترین نیروی نیابتی جمهوری اسلامی کشته شد، نیروهای حزبالله پس از عملیات پیجرها پراکنده شدند و تجهیزات آن در بمبارانهای مکرر اسرائیل به شکلی بیسابقه هدف قرار گرفت.
در مجموع، جمهوری اسلامی متحدان و نیروهای نیابتی خود را در خارج کشور از دست داده است؛ طرفهای اروپایی مکانیسم ماشه را فعال کردند؛ جمهوری اسلامی از دوستان عربی دلخور است؛ آمریکا هم غیرقابل پیشبینی است.
با این حال، چین در میانه درگیری با آمریکا و روسیه در جنگ با اوکراین همچنان دستکم در تریبونهای رسمی از جمهوری اسلامی جانبداری میکنند.
در داخل وضع پیچیدهتر است. اصلاحطلبان که خامنهای آنها را «بال چپ نظام» مینامید، دیگر مقبولیتی ندارند و توان گرم کردن تنور انتخابات را از دست دادهاند.
پیام میرحسین موسوی، بهعنوان رادیکالترین چهره اصلاحطلبان، پس از جنگ ۱۲ روزه مورد انتقاد بخش بزرگی از مردم ایران قرار گرفت.
آنها حتی با تکیه بر مفاهیم ملی و کارزارهای همسو نتوانستند شهروندان را پس از جنگ با خود همراه کنند.
پس از ظهر یکشنبه
نزدیک به یک ماه پس از بعدازظهر یکشنبه هفتم دی و آغاز اعتراضات بازار تهران، حکومتی که تا پیش از آن با کوهی از بحرانهای اقتصادی، نظامی و امنیتی دست به گریبان بود، با ابربحرانی جدید روبهرو شد.
برای اولینبار در تاریخ جمهوری اسلامی ترکیب شعارهای معترضان نشاندهنده تثبیت رهبری شاهزاده رضا پهلوی است.
پس از فراخوان او برای تجمع در ۱۸ و ۱۹ دی، جمهوری اسلامی اینترنت را به شکلی بیسابقه قطع کرد.
هنوز برآورد دقیقی درباره جمعیت حاضر در خیابانها پس از آن فراخوان در دست نیست. با این حال، با اتصال قطرهچکانی اینترنت در ایران، ویدیوهایی منتشر میشود که حضور بیسابقه مردم را در خیابانها نشان میدهد.
پیشتر در خاموشی مطلق اخباری که به بیرون درز کرد، از بزرگترین کشتار معترضان در تاریخ جمهوری اسلامی حکایت داشت.
تعداد کشتهها که بر اساس آمار اولیه، دستکم ۱۲ هزار نفر اعلام شد، اما گزارشها برآوردهای تازه، نشان میدهد این عدد میتواند تا چندین برابر افزایش یابد.
این آمار بر اساس گزارشهای غیررسمی و برآوردهای اولیه از منابع مختلف اپوزیسیون و رسانههای خارجی است که هنوز کاملا تایید نشدهاند.
اکنون بازاریانی که تا پیش از یکشنبه نیز وضعیت دشواری داشتند، یکماه است که هیچ فعالیتی یا دستکم فعالیت عادی نداشتهاند.
باقیمانده اموال بازاریان نیز در معرض مصادره قرار گرفته است.
اگر آنطور که برخی رسانهها برآورد کردند آمار اولیه دستکم ۱۲ هزار کشته بتواند تا چندین برابر افزایش یابد، در شرایطی که حدود ۱۰ تا ۱۵ خانوار درگیر دایره سوگ هستند، به معنای وجود ۱.۶ تا ۲.۵ میلیون نفر سوگوار خشمگین است، سوگوارانی که به شکل تصادفی میتوانند با نیروهای نظامی و امنیتی رابطه داشته باشند.
دامنه و شدت این تجمعات پس از قطع اینترنت در ایران و در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی بهشدت افزایش یافت. آنها در شرایط قطعی اینترنت در ایران میکوشند تا در خیابان و فضای مجازی صدای هممیهنان خود باشند.
اخبار از شرایط عمومی کشور در خاموشی اینترنت بهزحمت به بیرون درز میکند. این وضعیت درباره اخبار نیروهای مسلح بهمراتب شدیدتر است.
با این حال، بهتازگی اخباری از قتل نیروهای مسلحی که حاضر به کشتار نشدند، در فضای مجازی در حال انتشار است. اخبار تایید شده نیز از خیز حکومت برای مجازات آنها منتشر شده است.
در خارج کشور اخباری از افزایش درخواستهای پناهندگی دیپلماتهای جمهوری اسلامی مطرح شده است.
در یک مورد، علیرضا جیرانی حکمآباد، دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو، درخواست پناهندگی کرده است.
مجموعه بحرانهای تلنبار شده تا پیش از هفتم دی، مشت آهنینی که جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان نشان داد و ترکهای عمیقی که در ساختار حکومت بهوضوح قابل مشاهده است، نشان میدهد احتمال بازگشت حکومت به پیش از یکشنبه تقریبا نزدیک به صفر است.
همین فرض محال برای تحقق نیاز به هزاران میلیارد بودجه دارد که جمهوری اسلامی ناتوان از تامین آن است.
گزارش تازه روزنامه واشینگتنپست از نقش پررنگ نیروهای بسیج در سرکوب خیابانی و خشونت سازمانیافته علیه مردم در جریان انقلاب ملی ایرانیان خبر میدهد.
واشینگتنپست چهارم بهمن نوشت با وجود قطع ارتباطات اینترنتی در ایران، شواهد گردآوریشده از سوی فعالان حقوق بشر، خبرنگاران و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد جمهوری اسلامی برای سرکوب اعتراضات بهطور گسترده از نیروهای بسیج و یگانهای وابسته به سپاه پاسداران استفاده کرده است.
ابعاد انقلاب ملی ایران
بر اساس این گزارش، شاهدان عینی در تهران پیش از قطع کامل اینترنت در شامگاه ۱۸ دی، از حضور گسترده معترضان در خیابانها خبر دادند.
کمی بعد، گزارشها از شنیده شدن صدای تیراندازی در مناطق مختلف پایتخت و دیگر شهرهای ایران حکایت داشت.
این روزنامه نوشت قطع دسترسی به اینترنت و شبکههای ارتباطی همزمان با تشدید استفاده از قوه قهریه علیه معترضان صورت گرفت.
بهار صبا، پژوهشگر ارشد سازمان دیدهبان حقوق بشر، در مصاحبه با واشینگتنپست گفت بسیاری از شاهدان تاکید کردند هرگز چنین جمعیت گستردهای از معترضان را در خیابانها ندیده بودند.
او افزود مقامهای جمهوری اسلامی بار دیگر نشان دادند در برابر مطالبات مردم «پاسخی جز گلوله و سرکوب خشن» ندارند.
واشینگتنپست در ادامه نوشت الگوی برخورد نیروهای امنیتی شامل تیراندازی از پشتبامها، شلیک ساچمهای به جمعیت و اعزام نیروهای موتورسوار شبهنظامی برای ضربوشتم و بازداشت معترضان بوده است.
بر اساس این گزارش، این روشها پیشتر نیز از سوی حکومت به کار گرفته شده بود، اما اینبار در مقیاسی بیسابقه به اجرا درآمد.
واشینگتنپست نقش بسیج در سرکوب اعتراضات را «کلیدی» توصیف کرد و نوشت یکی از مهمترین ابزارهای جمهوری اسلامی برای درهم شکستن تجمعات مردمی، بسیج بهعنوان شاخه داوطلب سپاه پاسداران است.
به گزارش این روزنامه، پایگاههای بسیج در بسیاری از محلهها درون مساجد مستقر هستند و فرماندهان این نیروها ارتباط مستقیم با مدیریت مذهبی مساجد دارند.
خبرگزاری حکومتی مهر پیشتر به نقل از یکی از فرماندهان سپاه گزارش داده بود حدود ۷۹ درصد پایگاههای بسیج در مساجد و حدود پنج درصد در سایر اماکن مذهبی قرار دارند.
با این حال، رسانههای جمهوری اسلامی در گزارشهای خود از تخریب برخی مساجد در جریان اعتراضات، به نقش این مکانها بهعنوان پایگاههای بسیج اشارهای نکردند.
هشدار فرماندهان و بسیج حامیان حکومت
واشینگتنپست نوشت حسین یکتا، از فرماندهان سپاه که پیشتر به رهبری نیروهای لباسشخصی شناخته میشد، در صدا و سیمای جمهوری اسلامی از «پدران و مادران» خواست فرزندان خود را در خانه نگه دارند و مانع از شرکت آنان در اعتراضات شوند.
یکتا تهدید کرد همه مساجد و پایگاهها پر از «نیروهای حزباللهی» است.
به گفته افشون استوار، کارشناس امور نظامی ایران، جمهوری اسلامی انقلاب ملی ایرانیان را «تهدیدی وجودی» تلقی میکرد و در برابر آن دو راه پیش رو داشت: یا اجازه دهد اعتراضها گسترش یابد و فشارهای خارجی افزایش پیدا کند، یا «چراغها را خاموش کند و با کشتار گسترده کنترل اوضاع را در دست بگیرد».
استوار گفت حاکمیت راه دوم را انتخاب کرد.
او افزود بیشتر پایگاههای بسیج در کنار مساجد قرار دارند و معترضان این مراکز را بهعنوان «نمادهای سرکوب» هدفی مشروع تلقی میکنند.
شلیک مستقیم با گلولههای جنگی
واشینگتنپست با استناد به ویدیوهای ارسالی شهروندان نوشت نیروهای بسیج با سلاح گرم لولهبلند، باتون و تفنگ ساچمهای در خیابانها حضور داشتند و پلیس ضدشورش نیز با سلاحهای جنگی وارد عمل شد.
این نشریه افزود تصاویر نشان میدهد نیروهای امنیتی بهطور مستقیم به سوی جمعیت شلیک کردند؛ موضوعی که مقامهای جمهوری اسلامی آن را رد میکنند، در حالی که آثار ساچمه فلزی بر اجساد کشتهشدگان انکار مقامات را زیر سوال میبرد.
رها بحرینی، حقوقدان و پژوهشگر سازمان عفو بینالملل، در مصاحبه با واشینگتنپست گفت اکثر اعتراضات مسالمتآمیز بودند و در میان معترضان، کودکان و خانوادهها نیز دیده میشدند.
به گفته او، نیروهای امنیتی «بهطور غیرقانونی آتش گشودند» و به شکل «بیوقفه» به سوی هزاران نفر شلیک کردند، حتی زمانی که مردم در حال فرار بودند.
آمارسازی حکومتی
جمهوری اسلامی پس از دو هفته سکوت اعلام کرد ۳۱۱۷ نفر در جریان انقلاب ملی ایران جان باختند.
در این روایت رسمی، ۶۹۰ نفر از کشتهشدگان «تروریست» و ۲۴۲۷ تن دیگر «شهید» معرفی شدند.
این آمار با روایت مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، که تعداد کشتهشدگان را بیش از ۲۰ هزار نفر تخمین میزند، اختلاف قابل توجهی دارد.
ساتو در این خصوص در نشست شورای حقوق بشر گفت: «خشونت علیه معترضان در مقیاس و بیرحمی در زمره مرگبارترین سرکوبها در تاریخ معاصر ایران است.»
واشینگتنپست تاکید کرد هرچند آمار جانباختگان اعتراضات در ایران همواره دستکاری میشود، اما این موضوع که حکومت به رقمی بالاتر از همه سرکوبها در دهههای اخیر اذعان کرده، نشاندهنده ابعاد بیسابقه کشتار است.
بهشت زهرا؛ کانون احتمالی اعتراضات در چهلم جانباختگان
واشینگتنپست با استناد به تصاویر ماهوارهای از گورستان بهشت زهرا در جنوب تهران نوشت شمار خودروها در بخشهایی از این مجموعه افزایش یافته است؛ مکانی که بسیاری از جانباختگان انقلاب ملی در آن به خاک سپرده شدهاند.
بر اساس ویدیوهای منتشرشده از این مکان، سوگواران در جریان مراسم خاکسپاری و یادبود، شعار «مرگ بر خامنهای» سردادند.
واشینگتنپست در پایان نوشت با نزدیک شدن به چهلم کشتهشدگان انقلاب، احتمال شکلگیری دوباره اعتراضات وجود دارد.
این نشریه افزود جمهوری اسلامی ممکن است بار دیگر با تکیه بر نیروهای سرکوب برای سرکوب خیابان اقدام کند؛ رویکردی که میتواند به تشدید چرخه خشونت و افزایش شمار قربانیان منجر شود.