• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چه شد که ایرانیان از «یاحسین، میرحسین» به «پهلوی بر‌می‌گرده» رسیدند؟

امیرهادی انواری
امیرهادی انواری

ایران‌اینترنشنال

۹ دی ۱۴۰۴، ۲۳:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

۲۳ خرداد ۱۳۸۸، پس از لغو کنفرانس مطبوعاتی میرحسین موسوی، در تجمعی حوالی چهارراه جهان کودک تهران، کسانی از جمله جوانان فعال ستاد موسوی شعار می‌دادند: «یاحسین، میرحسین» و «خمینی، کجایی، موسوی تنها مانده». چگونه از آن شعارها به شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» رسیدیم؟

شعارهای آن روز ادامه شعارهایی بود که پیش از برگزاری انتخابات ۲۲ خرداد آن سال داده می‌شد. شعارهایی چون: «اگه تقلب بشه، ایران قیامت می‌شه.» اما شعار اصلی آن سال «مرگ بر دیکتاتور» بود.

این مشاهده عینی نگارنده است که در آن سال‌ها در میان اعتراضات بود. چه اتفاقی افتاده که پس از ۱۶ سال، شماری از مردم ایران، از «یاحسین میرحسین» به «این آخرین نبرده، پهلوی بر‌میگرده» رسیدند؟

پاسخ به این سوال از این رو مهم است که به نظر می‌رسد جریانی فعال تغییرات جامعه را انکار می‌کند بی‌آن‌که روشن سازد دلیل این انکار چیست و تداوم آن به کجا ختم خواهد شد؟ آیا می‌توان برای انعکاس صدای جامعه «سهمیه» بر پایه «مساوات» تعیین کرد؟

پرده اول: تغییرات صحنه بازی

همواره درباره صحت آمار رسمی مشارکت در انتخابات که از سوی جمهوری اسلامی اعلام می‌شود، تردید وجود داشته است. با این حال اگر قرار بر مقایسه باشد، می‌توان دو آمار رسمی را، فارغ از میزان اعتبار آن‌ها، با هم مقایسه کرد. طبق آمار رسمی، در سال ۸۸ از ۴۶ میلیون واجد شرایط، حدود ۴۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. نرخ مشارکت در آن سال بر اساس آن آمار حدود ۸۵ درصد بود.

همان مرجع رسمی که آمار پیشین را اعلام کرده بود، تیرماه سال ۱۴۰۳، اعلام کرد از ۶۱.۵ میلیون نفر واجد شرایط رای دادن، تنها حدود ۲۴.۵ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. یعنی نرخ مشارکت به حدود ۴۰ درصد رسیده بود.

در واقع جمعیت واجد شرایط در سال ۱۴۰۳، حدود ۱۵.۵ میلیون نفر افزایش داشت، اما تعداد شرکت کنندگان در انتخابات نیز ۱۵.۵ میلیون نفر کاهش داشت.

صرف‌نظر از بازی با اعداد مراجع رسمی، این ۱۵.۵ میلیون نفر از سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۴۰۳ کجا رفتند؟

پرده دوم: بال چپ و راست هم‌دست بودند

۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۴، در روزهایی که ستادهای انتخاباتی اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی و مصطفی معین، با هم در رقابت بودند، مفهومی جدید در صحنه سیاست ایران در حال شکل‌گیری بود: «اصولگرایی». در آن زمان دو جناح ایران بیشتر به «راست» و «چپ» که هر دو پسوند مذهبی نیز داشتند تقسیم می‌شد.

در آن زمان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، که نمادی از آن نظام سیاسی است، در یک سخنرانی گفت این دو جناح، «دو بال» هستند که «کشور» با آن پرواز می‌کند. ایران و کشور، در گفتار خامنه‌ای، معمولا به‌معنای «نظام» است.

در واقع او برای مخاطبانشان تبین کرد که «اصولگرا و اصلاح‌طلب دو بال جمهوری اسلامی هستند.» اگرچه در همان سخنرانی او خطوط قرمز «بال چپ» را هم روشن کرد که «قانون اساسی و اصول انقلاب» بود.

خامنه‌ای تیرماه سال ۱۳۸۸ هم، وقتی پس از اعتراضات خرداد اصلاح‌طلبان به خطوط قرمز او نزدیک شدند، به آنها نکته‌ای را یادآوری کرد. او در دیدار با برخی از آخوندهای حوزه علمیه قم گفت: «یک وقتی به خود آقای خاتمی هم گفتم که اگر امروز یک جریان چپی در کشور وجود نداشت، من لازم می‌دانستم یک جریان چپ به‌وجود بیاورم تا برآیند این دوتا حرکت -حرکت آقای هاشمی و او- یک برآیند معتدل شود.»

کسی به سخنان خامنه‌ای چنان‌که باید توجه نکرد، یا شاید کسی دوست نداشت حرف‌های خامنه‌ای را بشنود. او خود صراحتا همه چیز را شرح داده بود.

پرده سوم: میرحسین و دعوای درون خانوادگی

بخشی از مردم ایران در خرداد ۷۶، به اصلاحات گام‌گام امید داشتند. با همین امید به خاتمی رای دادند. ۸ سال از عمر و جوانی رای دهندگان به خاتمی گذشت اما به نتیجه‌ای که خواستند نرسیدند. بر اساس همان آمار رسمی (که طبعا درستی آن مورد تردید است)، خاتمی در سال ۷۶ خاتمی با بیش از ۲۰ میلیون رای به ریاست‌جمهوری رسید، اما سال ۱۳۸۴، مجموع رای سه نامزد اصلاح‌طلب آن زمان روی هم کمی بیش از ۱۰ میلیون بود.

۱۲ سال پس از خرداد ۷۶، این بار «بال چپ نظام» میرحسین موسوی را عرضه کرد. موسوی لقب «نخست‌وزیر امام» را داشت. اکثر جوانانی که در خرداد ۸۸ در صحنه بودند، اصولا نمی‌دانستند چرا او این لقب را دارد.

ماجرا این بود که در دوران رهبری روح‌الله خمینی، خامنه‌ای به عنوان رییس‌جمهوری وقت، تمایلی به انتخاب موسوی نداشت. موسوی با حکم خمینی که انتخاب هر فرد به جز او را «خیانت به اسلام» دانست، برای بار دوم به نخست‌وزیری رسید.

هاشمی رفسنجانی و حامیان اصلاح‌طلب موسوی، به خوبی در جریان کهنه زخم خامنه‌ای از موسوی بودند. بازگشت او به سیاست، پیام واضحی برای خامنه‌ای داشت.

موسوی هم مراقب بود سطح درگیری از این اختلاف درونی بالاتر نرود. موسوی در ایام انتخابات، طبیعتا مانند سایر نامزدها، خامنه‌ای را «مقام معظم رهبری» می‌خواند و حتی فراتر از سایرین، سال‌های سیاه دهه ۶۰ را «دوران طلایی حضرت امام» می‌خواند.

با این‌حال، خامنه‌ای با معرفی محمود احمدی‌نژاد، چنان «بال راستی» برای نظام ساخته بود، که بسیاری، ترجیح می‌دانند این نیمه موسوی را نبینند و دست‌به‌نقد از شر احمدی‌نژاد خلاص شوند.

اگرچه مخالفت‌های سیاسی جدی با جمهوری اسلامی وجود داشت، اما اوضاع اقتصادی، در دوران احمدی‌نژاد رو به‌ وخامت گذاشته بود و اصرار او بر توسعه برنامه هسته‌ای، مردم را نگران کرده بود. این نگرانی با توجه به تشدید تحریم‌ها در دور دوم ریاست جمهوری او، چندان بی‌راه نبود.

موسوی توانست در انتخابات ۸۸، نرخ مشارکت را که براساس آمار رسمی جمهوری اسلامی در انتخابات سال ۸۴ به کمتر از ۶۰ درصد رسیده بود، به نزدیک ۸۵ درصد برساند.

معترضان ۸۸ گمان می‌کردند می‌توان در جمهوری اسلامی از راه‌های مسالمت‌آمیز به‌نتیجه رسید. هیچ آماری در دست نیست که دقیقا چند درصد از آنها به جمهوری اسلامی باور داشتند. اما موسوی در بیانه اول خود گلایه‌اش را مطرح کرد، او شکایت داشت که «متصدیان بی‌امانت»، ارکان «نظام مقدس جمهوری اسلامی» را تنزل دادند.

او آن‌چه را موج عقلانیت سبز مردم می‌خواند برگرفته از «تعالیم دینی و علایق ملت به اهل بیت پیامبر» می‌دانست.

در همان زمان که موسوی خود را در جایگاه رهبری خشم عمومی مردم با این بیانیه‌ها تثبیت و اهداف آنان را این‌چنین ثبت می‌کرد، امثال زنده‌یاد ندا آقاسلطان، در خیابان‌ها اعتراض می‌کردند.

تصاویر و خاطرات نقل‌شده از زندگی شخصی او نشان می‌دهد که این زن جوان با تعریف‌های موسوی همسو نبود. او پس از قتل حکومتی آقا سلطان در ۳۰ خرداد هم بیانیه داد و در آن خمینی را «امام روشن ضمیر» خواند. از بازگشت مردم به شعارهایی نظیر «نصر من الله و فتح قریب»، «یاحسین، میرحسین» و استفاده از نام خمینی در شعارها ابراز رضایت کرد و آن را نشانه‌ای از وفاداری مردم به آرمان‌های انقلاب ۵۷ دانست.

پرده چهارم: آخرین امید به‌رنگ بنفش

در انتخابات سال ۱۳۹۲، «بال راست» نظام که همان اصولگرایان بودند، معیشت مردم را تنگ و همه‌چیز را برای ورود «بال چپ» نظام آماده کردند. حسن روحانی، با کلید و رنگ بنفش وارد شد و موسوی به همراه مهدی کروبی، دیگر رهبر جنبش سبز، از او حمایت کردند. او با شعار رفع تحریم و بهبود معیشت مردم وارد شد.

دولت باراک اوباما، که معترضان در سال ۸۸ خطاب به او شعار می‌دادند «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما» با دولت روحانی کنار آمد و برجام امضا شد و معیشت مردم اندکی از حد فاجعه فاصله گرفت.

دولت‌مردان روحانی، سرمست از پیروزی دیپلماسی، که به لطف آمریکا به‌دست آمده بود به سراغ حذف یارانه بنزین و یارانه‌های نقدی مردم رفتند. با این‌حال، بهبود نسبی شرایط اقتصادی باعث شد، مردم واکنش بسیار تندی نشان ندهند. تا زمستان ۱۳۹۵ که دونالد ترامپ، به ریاست جمهوری آمریکا رسید و ورق برگشت.

پرده پنجم: «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا»

یک‌سال پس از آغاز ریاست جمهوری ترامپ، در دی‌ماه ۱۳۹۶، درحالی که «بال راست» نظام یا همان اصولگرایان، در حال آماده شدن برای مراسم حکومتی «نهم دی» بودند، تا به «بال چپ» نظام یا همان اصلا‌ح‌طلبان طعنه بزنند، اعتراضات عمدتا معیشتی در ایران آغاز شد.

در این اعتراضات، ۸ سال پس از اعتراضات ۸۸، دیگر خبری از «یاحسین، میرحسین» نبود. مردم اولین بار شعاری سر دادند که مستقیما یکی از پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین سیاست‌های جمهوری اسلامی را نشانه رفته بود: «اصولگرا، اصلاح‌طلب، دیگه تمومه ماجرا»

پرده ششم: شعارها و تمایلات پادشاهی‌خواهانه

هم‌زمان با شعار قبلی، در اعتراضات سال ۹۶، برای اولین بار به‌طور آشکار شعار دیگری سر داده شد: «رضا شاه، روحت شاد» تا ۸ سال پیش از این اعتراضات، موسوی در بیانیه‌های خود انقلاب ۵۷ را می‌ستود.

تا سال ۹۶، در جریان اعتراضات، همواره شعارهایی علیه جریان اصولگرا یا همان «بال راست» نظام سر داده می‌شد. شعار «مرگ بر دیکتاتور» مشخصا این بال نظام را نشانه می‌رفت. اما «بال چپ» یا همان اصلاح‌طلبان، خود را در سمت «آزادی» تعریف کرده بودند.

از همان زمستان سال ۹۶، تئورسین‌ها و بازجوهای سابق وزارت اطلاعات، نظیر عباس عبدی و علی ربیعی و.. گلایه‌های خود را از «بال راست» آغاز کردند. آنها معتقد بودند اعتراضات دی ۹۶ را احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد آغاز کرد تا دولت را تضعیف کند.

چهار ماه پس از اعتراضات دی ۹۶، در اوایل اردیبهشت سال ۱۳۹۷، اتفاقی عجیب رخ داد. در جریان یک حفاری برای عملیات عمرانی در شهرری تهران، یک مومیایی کشف شد. کارگر ساده آن عملیات عمرانی، عکس سلفی با مومیایی انداخت و منتشر کرد. همین عکس گمانه‌زنی‌ها درباره هویت جسد را افزایش داد.

مومیایی درست در محلی پیدا شده بود که آرامگاه رضاشاه پهلوی در آن واقع شده و به دستور صادق خلخالی تخریب شده بود. اندکی بعد شورای شهر تهران تایید کرد جسد مومیایی پیدا شده، متعلق به رضاشاه پهلوی بوده است.

پرده هفتم: آبان خونین

اصلاح‌طلبان حاکم در دولت از همان دی‌ماه ۹۶، از کم بودن شدت عمل در سرکوب اعتراضات شکایت داشتند. در سال ۱۳۹۸، پیش از افزایش ناگهانی قیمت بنزین، عباس عبدی با برخی چهره‌های اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگاران، جلساتی ترتیب داده بود که بین روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب به «اتاق بنزین» مشهور شده بود. روزنامه‌نگارانی که بعدها مشخص شد از جریانی بودند که بعدها به «سیم‌کارت سفید» مشهور شدند.

جریان اصلاحات یا همان «بال چپ» معمولا در اعتراضاتی از این دست، همواره حامی معترضان بودند یا دست‌کم اینطور نشان می‌دادند، اما در آبان خونین ۹۸ مستقیم و غیر مستقیم از معترضان انتقاد کردند.

شاخص‌ترین چهره‌های آنان، چون مصطفی تاجزاده اگرچه به‌طور مشخص از سرکوب معترضان دفاع نکردند، اما در جایگاه ناصح دلسوز نظام، معترضان را تلویحا محکوم کردند. تاجزاده در گفت‌وگویی با اعتماد آنلاین گفت: «آبان ۹۸ از دی‌ماه ۹۶ گسترده‌تر، خشن‌تر و غارتی‌تر بود، بعدی هم گسترده‌تر، خشن‌تر و غارتی‌تر خواهد بود.»

در آبان خونین ۹۸، نظیر دی ۹۶، معترضان از «بال چپ» نظام قطع امید کرده بودند. شعارهای سلبی وجود داشت، اما آنچه قابل توجه بود شعارهای ایجابی بود. اگر در گذشته معترضان فریاد می‌زدند چه چیزی نمی‌خواهند، در اعتراضات آبان ۹۸ آنچه می‌خواهند پر رنگ‌تر شد.

به این ترتیب، شماری از معترضان هم‌زمان که شعار دادند «چه اشتباهی کردیم که انقلاب کردیم»، شعار می‌دادند: «ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره»، «ای شاه ایران، برگرد به ایران» و «ولیعهد کجایی، به داد ما بیایی».

شعارهای دیگر مانند گذشته در نفی دیکتاتوری، خامنه‌ای، جمهوری اسلامی و… هم وجود داشت، اما پدیده این دور اعتراضات، برجسته شدن شعارها در حمایت از پادشاهی و به طور خاص خاندان پهلوی بود.

پرده هشتم: زن، زندگی، آزادی

در پی قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، مردم ایران دست به اعتراضات گسترده‌ای زدند. «زن، زندگی، آزادی» شعار محوری این اعتراضات در آغاز بود. با آنکه از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب، زن و مرد در این اعتراضات حضور داشتند، برخی این اعتراضات را «خیزشی فمینیستی» نامیدند. همچنین برای اولین بار در این اعتراضات به طور گسترده، شعارهایی به زبان‌های مادری در مناطقی از کشور سر داده شد.

در بطن اعتراضات، بین معترضان، اختلافاتی ظهور پیدا کرد. در کنار همه این پدیده‌ها که همگی بی‌سابقه بودند، یک اتفاق بی‌سابقه دیگر رخ داد: شعار دادن علیه شاه! نیم قرن پس از سال ۵۷، گروه‌هایی که از جمله گروه‌های مخالف پهلوی بودند، شعارهایی علیه شاه سردادند، از جمله: «نه شاه می‌خوایم نه ملا، لعنت به آیت‌الله»

به نظر می‌رسد این‌ شعارها پنج سال پس از دی‌ماه ۹۶، در پاسخ به فراگیر شدن شعارها در حمایت از پادشاهی و خاندان پهلوی بود. در سوی دیگر، شعار «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» شنیده شد.

پرده نهم: نوروز ۱۴۰۴

در حالی که بحث‌ها بر سر این شعارها و حقانیت طرف‌ها در رسانه‌ها و بین گروه‌ها در فضای مجازی در جریان بود، نوروز ۱۴۰۴ فرا رسید.

در لحظه تحویل سال و نوروز، جامعه ایرانی با پدیده‌ای جدید، باز هم نظران را غافلگیر کرد. مردم از جمله نسل جوان، با حضور در اماکن تاریخی که پیوند قوی‌تری با فرهنگ ایرانی داشتند، شعارهایی در حمایت از خاندان پهلوی سر دادند.

ویدیوهایی که از این وقایع ثبت شد، گسترده‌گی آن را نشان می‌داد از خراسان از شمال شرقی کشور، تا پاسارگاد در قلب کشور، این پدیده ظهور کرد.

پرده دهم: دی‌ماه ۱۴۰۴

نیمه آذر ۱۴۰۴، مرگ مشکوک خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشر در مشهد، جامعه را در بهت فرو برد. پس از مرگ، پیام‌های صوتی از او منتشر شد که نشان می‌داد این وکیل حقوق بشر، از حامیان خاندان پهلوی بوده است.

در مراسم بزرگداشت او، نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، قصد سخنرانی داشت که با شعار های حاضران در حمایت از خاندان پهلوی مواجه شد. منتقدان و حامیان محمدی، جمعیت شعار دهنده را کم‌شمار توصیف کردند.

در این بین اتفاقی دیگر برای اولین بار بروز کرد. حساب رسمی تیم تراکتورسازی تبریز، از هواداران خواست در بازی‌های این تیم، به زبان ترکی آذری شعارهایی علیه خاندان پهلوی سر بدهند.

در همین اثنا، حدود سه هفته پس از وقایع بزرگداشت علیکردی، اعتراضات بازار در تهران از یکشنبه هفت دی آغاز شد. اعتراضاتی که حمایت از خاندان پهلوی و پادشاهی، به شکلی قابل‌توجه در ویدیوها و گزارش‌ها به چشم می‌خورد.

این بار انکار این شعارها دشوارتر شده است. به طرزی بی‌سابقه، حتی در دانشگاه صنعتی شریف نیز در حمایت از پادشاهی شعارهایی سر داده شد.این در حالی‌است که دانشگاه به‌طور سنتی، پایگاه گروه‌های مخالف پادشاهی به‌شمار می‌رود، این اعتراضات همچنان در جریان است.

ما و برابری «فرصت» و «نتیجه»

در یک مسابقه دو، شرکت‌کنندگان از یک خط آغاز، با تجهیزات مشابه، شروع به دویدن می‌کنند. ناظر قانونی مسابقه، خود را ملزم به ایجاد فضای برابر برای همه شرکت‌کنندگان می‌دانند، اگرچه یکی از شرکت‌کنندگان به‌دلیل فیزیک بدنی سرعت کمتری داشته باشد و دیگری بیشتر. در اینجا ناظر قانونی، در نتیجه مسابقه دخالت نمی‌کند؛ این «برابری در فرصت» است.

در مقابل، اگر همین ناظر قانونی، با هر توجیهی، مثلا با این توجیه که فیزیک بدنی یکی از شرکت‌کنندگان ضعیف‌تر است، نقطه شروع او را جلوتر ببرد، او در پی این است که برابری را در نتیجه ایجاد کند. این «برابری در نتیجه» است.

به‌نظر می‌رسد اعتقاد به «برابری در نتیجه» به‌شکلی فزاینده در بین برخی از اهالی رسانه در حال افزایش است. به‌دلیل شرایط خاص ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی، موسسات معتبر پرشماری برای ارزیابی شرایط ایران وجود ندارند که بتوان یافته‌های آنها را با هم مقایسه و نتیجه گرفت.

در اینجا اهمیت قضاوت حرفه‌ای روزنامه‌نگاران برجسته می‌شود. روزنامه‌نگار می‌تواند و باید با تکیه بر تجربه بتواند گستردگی شعارها را ارزیابی کند. شعاری که در تجمعات بزرگ در گوشه‌ گوشه کشور از ملارد گرفته تا بازار تهران و یک مجتمع تجاری در جزیره قشم سر داده می‌شود، به‌هیچ وجه هم‌سنگ یک شعار در تجمعی دانشگاهی نیست.

اگر رسانه خود را ملزم به «نتیجه برابر» نداند، لزومی ندارد با دادن «سهمیه» به یک شعار که کمتر از سوی جامعه مورد استقبال قرار گرفته، همه شعارها را در کنار هم قرار دهد. این به معنی حذف شعارها نیست، به معنی مداخله نکردن در نتیجه است.

در اعتراضات سال ۱۴۰۱، شعار غالب «زن، زندگی، آزادی» بود. پس از آن نیز شعارهایی نظیر «مرد، میهن، آبادی» و «هیز تویی، هرزه تویی، زن آزاده منم» سر داده می‌شد. اما در کنار اینها، بیش از ۲۰۰ شعار دیگر هم وجود داشت، پیداست که در یک گزارش محدود نمی‌توان همه شعارها را ذکر کرد.

در چنین شرایطی، قضاوت بی‌طرفانه و رعایت برابری فرصتی، حکم می‌کند اگر قرار است شعارهایی برای توصیف این رخداد ذکر شوند روی این شعارها تاکید شود که هم به لحاظ محتوایی در پیوند با اعتراضات است و هم گستردگی آن قابل استنباط است. کسی در اینجا شعارها را نشمرده، این یک قضاوت حرفه‌ای است.

در چنین شرایطی، ذکر شعار «مرگ بر دیکتاتور» که شعاری عمومی است، اگر تعمدا و برای کمرنگ کردن شعارهای اصلی نباشد، یک خطای حرفه‌ای واضح به‌شمار می‌رود.

اوضاع جهان امروز ما، هر روز در حال تغییر است. انقلاب هوش مصنوعی از یک‌سو و تحولات دنیای رسانه از سوی دیگر، همه‌چیز را تغییر داده است. امروز یک یوتیوبر یا اکانت ناشناس شبکه ایکس (توییتر سابق) می‌تواند به اندازه نوشته‌های رسانه‌هایی با ده‌ها سال سابقه و میلیاردها دلار سرمایه، دیده شود. این «برابری در فرصت» در جهان ما وجود دارد.

در چنین شرایطی، اصرار بر «برابری نتیجه» و یارانه دادن به یک جناح، با توجیه اخلاقی، «آب در هاون کوفتن است.»

روزنامه‌نگاری هنوز هم می‌تواند بماند، به شرط آنکه خود را «انعکاس» دهنده بی‌طرف جامعه بداند، نه در خوشبینانه‌ترین حالت شکل دهنده به تحولات و مسئول توزیع «یارانه توجه.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

همزمان با اعتصاب بازاریان؛ موج تعطیلی به کسب‌وکارهای آنلاین در اینستاگرام رسید

۹ دی ۱۴۰۴، ۲۳:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

همزمان با ورود اعتصاب و اعتراضات بازاریان به سومین روز و در واکنش به وضعیت نابسامان اقتصادی و گسترش اعتراضات در شهرهای مختلف کشور، شماری از کسب‌وکارها در شبکه اجتماعی اینستاگرام با انتشار پست‌هایی اعلام کردند که تا اطلاع ثانوی فعالیت خود را متوقف می‌کنند.

بر اساس بررسی‌ها، بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین، از جمله فروشگاه‌های لوازم بهداشتی و آرایشی، طلا و نقره، پوشاک و مزون‌های لباس، در شهرهایی مانند تهران، کرج، ایلام، بندرعباس، شیراز، کرمانشاه، مشهد و رشت اعلام کردند که در همبستگی با اعتصاب‌ها به فعالیت خود پایان داده و فروش نخواهند داشت.

همچنین در اینستاگرام دیده شد که تعدادی از کافه‌ها و رستوران‌ها نیز در صفحات رسمی خود نوشتند که در همراهی با اعتصاب‌های سراسری، فعالیت خود را متوقف کرده‌اند.

در سومین روز اعتراضات بازاریان در واکنش به شرایط اقتصادی، مغازه‌داران در شهرهای مختلف از جمله تهران، اصفهان، اهواز، شیراز، کرمانشاه و نجف‌آباد مغازه‌های خود را تعطیل کردند و در برخی مناطق دست به تجمعات اعتراضی زدند.

همزمان با این تحولات، در پی صدور فراخوان‌هایی از سوی تشکل‌ها و فعالان دانشجویی، دانشجویان در شهرهای مختلف کشور از جمله تهران، اصفهان و یزد، روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه به موج اعتراضات پیوستند.

عراقچی به ترامپ: از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با تهران، راه بهتری برای رسیدن به موفقیت است

۹ دی ۱۴۰۴، ۲۳:۰۸ (‎+۰ گرینویچ)

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، از رییس‌جمهوری ایالات متحده خواست در برابر نخست‌وزیر اسرائیل ایستادگی کند و بداند که از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با تهران، راه بهتری برای رسیدن به موفقیت است.

عراقچی در یادداشتی که سه‌شنبه هشتم دی در روزنامه گاردین منتشر شد، نوشت که حمایت گسترده‌‌ای در منطقه از نتیجه موفقیت‌آمیز مذاکرات وجود دارد.

او در این یادداشت که یک روز پس از دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در ایالت فلوریدا منتشر شد، افزود پایگاه حامیان ترامپ در حزب جمهوری‌خواه متمایل به یک توافق است و نه ورود به جنگ‌های غیرضروری.

به‌نوشته گاردین، در جریان مذاکرات نتانیاهو با ترامپ، درخواست‌های اسرائیل برای بررسی حملات جدید به ایران در کنار طرح صلح غزه مورد بحث قرار گرفت.

بر اساس این گزارش، نتانیاهو می‌گوید که تهران پس از حملات مشترک اسرائیل و آمریکا که به سایت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد کرد، ممکن است به‌دنبال بازسازی برنامه هسته‌ای خود باشد.

گاردین اضافه کرد که نتانیاهو همچنین نگرانی فزاینده‌ای در مورد خطری که برنامه موشکی جمهوری اسلامی برای اسرائیل ایجاد می‌کند، ابراز کرده است.

این روزنامه اشاره کرد که گزارش‌های مربوط به اعتراضات در ایران که به سومین روز رسیده است، او را جسورتر خواهد کرد.

بر اساس این گزارش، ترامپ دوشنبه هشتم دی در گفت‌وگو با خبرنگاران در کنار نتانیاهو گفت: «امیدوارم آنها دوباره در تلاش برای ایجاد تأسیسات نباشند، زیرا اگر چنین کنند، ما چاره‌ای جز ریشه‌کن کردن سریع این تأسیسات نخواهیم داشت.»

پیش از این دیدار، یک مقام اسرائیلی که نامش فاش نشده بود، اعلام کرده بود نتانیاهو قصد دارد اطلاعات تازه‌ای درباره تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان نظامی و افزایش تولید تسلیحات متعارف و موشکی در اختیار دولت ایالات متحده بگذارد.

به نوشته گاردین، عراقچی به‌طور مستقیم از ترامپ خواست که هشدارهای اسرائیل را کنار بگذارد و متوجه شود که دریچه باریکی برای از سرگیری مذاکرات با ایران باز شده است.

این روزنامه اشاره کرد که «این یکی از مستقیم‌ترین درخواست‌های عراقچی از واشینگتن برای از سرگیری مذاکرات و گنجاندن ایران در خاورمیانه‌ای از نو تنظیم شده است.»

او نوشت: «دولت آمریکا اکنون با یک دو راهی روبرو است: می‌تواند با پول مالیات‌دهندگان آمریکایی و اعتبار این کشور، به صدور چک‌های سفید برای اسرائیل ادامه دهد، یا بخشی از یک تغییر ساختاری برای بهتر شدن باشد.»

عراقچی خطاب به ترامپ نوشت: «شما هرگز ما را در ایران شکست نخواهید داد، اما با گفت‌وگوهای واقعی هر دو برنده خواهیم شد.»

او با اشاره به جنگ ۱۲ روزه در تابستان سال جاری نوشت در حالی که نتانیاهو به رویای خود «برای کشاندن آمریکا به یک تقابل نظامی با ایران رسید، این اقدام برای اسرائیل هزینه‌ای سنگین و بی‌سابقه داشت.»

این در شرایطی است که میدل‌ایست فروم، اندیشکده مستقر در ایالات متحده، یازدهم آبان در مقاله‌ای نوشت که جنگ ۱۲ روزه از هم گسیختگی استراتژیک جمهوری اسلامی را سرعت داد، به افزایش سرکوب داخلی، چرخش حکومت به سوی ملی‌گرایی انجامید و همزمان حکومت را در برابر بحران‌های آینده آسیب‌پذیرتر کرد.

این مقاله، جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا را برخلاف تبلیغات رسمی حکومت ایران «یک شکست تحقیرآمیز» خواند که «ضعف‌های ساختاری جمهوری اسلامی به‌ویژه سپاه پاسداران» را آشکار کرد.

عراقچی در یادداشت خود عنوان کرد «اینکه نتانیاهو به رویای خود برای کشاندن آمریکا به یک رویارویی نظامی با ایران دست یافت و به ترامپ التماس کرد از باتلاق نجاتش دهد، باعث شده است که شمار فزاینده‌ای از آمریکایی‌ها آشکارا اذعان کنند که اسرائیل نه یک متحد، بلکه یک بار اضافی است.»

او در بخشی از یادداشت خود نوشت: «من آگاه شده‌ام که میان دوستان مشترک ایران و آمریکا، آمادگی بی‌سابقه‌ای برای تسهیل گفت‌وگو و تضمین اجرای کامل و قابل راستی‌آزماییِ هر نتیجه مذاکره‌شده شکل گرفته است» و این چشم‌انداز را «امیدوارکننده»‌ نامید.

او همچنین از تمایل جمهوری اسلامی برای انجام «مذاکرات جدی» برای رسیدن به «توافقی منصفانه» سخن گفت و افزود: «چنین توافقی باید شامل رفع ملموس و قابل راستی‌آزمایی تحریم‌ها باشد.»

با این حال، به نوشته گاردین، عراقچی چیزی در این مورد نگفت که تهران آماده عقب‌نشینی از اصرار خود بر حق غنی‌سازی اورانیوم در داخل ایران است.

در همین حال، به گزارش رسانه‌ها در ایران، او سه‌شنبه در نامه‌ای خطاب به وزرای امور خارجه کشورهای جهان، تهدیدهای اخیر رییس‌جمهوری آمریکا علیه جمهوری اسلامی را «نقض فاحش حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد» توصیف کرد و خواستار محکومیت صریح و قاطع این سخنان «تحریک‌آمیز» از سوی همگان شد.

  • ترامپ در دیدار با نتانیاهو: اگر تهران توان نظامی خود را بازیابد، تهدید را ریشه‌کن می‌کنیم

    ترامپ در دیدار با نتانیاهو: اگر تهران توان نظامی خود را بازیابد، تهدید را ریشه‌کن می‌کنیم

ترامپ دوشنبه گفت اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی دوباره به سطح پیشین قدرت نظامی خود بازگردد و افزود اگر جمهوری اسلامی بخواهد توان نظامی خود را بازیابد، تهدید را ریشه‌کن می‌کند.

او با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی باید پیش‌تر با واشینگتن به توافق می‌رسید، گفت: «من این گزینه را به آن‌ها دادم. گفتم می‌توانید توافق کنید، انجامش بدهید. اما حرفم را باور نکردند. حالا باورم کرده‌اند.»

به گفته ترامپ، توافق همچنان «انتخاب عاقلانه‌تر» برای تهران است.

منابع ایران‌اینترنشنال ۱۷ آذر خبر دادند دولت آمریکا در پاسخ به درخواست مسعود پزشکیان از عربستان سعودی برای میانجیگری با هدف ازسرگیری مذاکره با آمریکا، یک بار دیگر بر شرایط سه‌گانه خود از جمله تعطیلی کامل غنی‌سازی، انحلال نیروهای نیابتی و محدود شدن برنامه موشکی‌ تهران تاکید کرده‌است.

ترامپ ۲۷ آبان در نشست خبری مشترک با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، گفته‌‌ بود: «جمهوری‌ اسلامی به شدت خواهان دستیابی به توافق است و ما مشغول گفت‌و‌گو با آنها هستیم.»

او همچنین سه‌شنبه در واکنش به اعتراضات روزهای اخیر در ایران، رهبران جمهوری اسلامی را «بسیار بی‌رحم» خواند.

ترامپ با اشاره به تورم شدید و وضعیت اقتصادی ایران افزود: «اقتصادشان از هم پاشیده است و مردم راضی نیستند.»

او همچنین گفت حکومت ایران اعتراض‌های مردمی را با خشونت سرکوب می‌کند و «هر بار تجمعی شکل می‌گیرد، تیراندازی می‌کنند و مردم را می‌کشند.»

بنیامین نتانیاهو: اگر تغییری در ایران رخ دهد، از درون خواهد آمد

۹ دی ۱۴۰۴، ۲۲:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با اشاره به اعتراضات جاری در ایران گفت که اگر تغییری در ایران رخ دهد، «از درون» خواهد آمد. او تاکید کرد این تغییر به تصمیم مردم ایران بستگی دارد و افزود: «ما آنچه را که آن‌ها از سر می‌گذرانند درک می‌کنیم و عمیقا با آن‌ها همدلی داریم.»

نتانیاهو در گفت‌وگو با نیوزمکس اعتراضات جاری در ایران را واکنشی به وضعیت اقتصادی و عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی دانست و گفت این شرایط ریشه در «سرکوب مردم و اولویت‌دادن به برنامه‌های تسلیحاتی» دارد.

او گفت حکومت ایران «مردمی با استعداد و دارای گذشته‌ای بزرگ» را سرکوب کرده و آینده‌ای را که می‌توانست برای این کشور رقم بخورد، «به دست ملاها و آیت‌الله حاکم» از میان برده است. نتانیاهو افزود منابع مالی ایران به جای بهبود معیشت شهروندان، صرف پیگیری برنامه هسته‌ای و حمایت از گروه‌های نیابتی شده است.

نخست‌وزیر اسرائیل با اشاره به پیامدهای اقتصادی این سیاست‌ها گفت در نتیجه این روند، مردم ایران با کمبودهای اساسی از جمله غذا، برق و آب مواجه شده‌اند.

او تاکید کرد ایران می‌توانست یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان باشد، اما تولید ناخالص داخلی آن از کشوری با حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت کمتر است.

۱۰ ویژگی که اعتراض‌های ایران را قوی‌تر می‌کند

۹ دی ۱۴۰۴، ۲۱:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
بزرگمهر شرف‌الدین

اعتراض‌های ایران وارد روز سوم خود شدند و توانستند به‌سرعت از تهران به شهرهای دیگر گسترش پیدا کنند و جنبش‌های مدنی و صنفی دیگر را هم با هم همراه کنند؛ از جمله دانشجویان را که سه‌شنبه تظاهرات متعددی در حمایت از اعتراض‌ها انجام دادند.

آنچه در خیابان‌های ایران دیده می‌شود دیگر صرفا واکنشی صنفی به نوسانات قیمت ارز نیست؛ بلکه اعتراضی عمیق و صریح به ساختار حکومت جمهوری اسلامی است که ۱۰ ویژگی زیر به آن قدرتی مضاعف می‌بخشد:

۱- نخستین و شاید مهم‌ترین نکته، بازگشت اعتراض‌های اقتصادی به مرکز سیاست در ایران است. خواسته‌های معیشتی در تاریخ معاصر جمهوری اسلامی معمولا تحقیر شده‌اند. از همان سال‌های نخست انقلاب، روایت روح‌الله خمینی این بود که انقلاب برای اقتصاد و «قیمت خربزه» نبوده است و خواسته‌های رفاهی را به خواسته‌های حیوانی تقلیل ‌می‌داد.

این نگاه، که ریشه در نوعی ایدئولوژی عرفانی داشت، برای دهه‌ها در میان بخش‌هایی از نخبگان سیاسی و حتی اپوزیسیون ادامه یافت. اعتراض‌های آبان ۱۳۹۸، که با افزایش قیمت بنزین آغاز شد، نقطه عطفی در شکستن این تابو بود. با این حال، هنوز بسیاری از کنشگران سیاسی آن اعتراض‌ها را «شورش نان» و فاقد ظرفیت دموکراتیک تلقی می‌کردند. اعتراض‌های کنونی بازاریان و کسبه نشان‌ می‌دهد که مطالبات ساده اقتصادی می‌توانند ریشه‌ای‌تر از بسیاری شعارهای سیاسی باشند و از این منظر ظرفیت فراگیری و جهان‌شمولی بیشتری داشته باشند‌.

  • در سومین روز از اعتراضات ایران چه گذشت؟

    در سومین روز از اعتراضات ایران چه گذشت؟

۲- تورم بالا و رکود پدیده‌ای است که سال‌هاست ایرانیان با آن زندگی می‌کنند. اما آنچه امروز در بازار رخ می‌دهد، بیش از تورم، به فروپاشی اقتصادی شباهت دارد. بازاریان و کسبه در هر کشوری و از جمله ایران بیشتر از باقی اقشار توان تحمل و انتقال فشارهای اقتصادی را دارند چرا که می‌توانند اجناس گران خریده را با قیمت بیشتری بفروشند و سود خود را تضمین کنند. اما نوسانات شدید ارز و بی‌ثباتی سیاست‌گذاری، امکان برنامه‌ریزی را حتی از این گروه گرفته است و فعالیت اقتصادی در ایران را عملا غیرممکن کرده است.

۳- بازاریان یکی از ستون‌های تاریخی انقلاب اسلامی بودند؛ شبکه‌ای منسجم با پیوندهای ایدئولوژیک و مالی با روحانیت. این شبکه نه‌تنها در پیروزی انقلاب نقش کلیدی داشت، بلکه در چهار دهه گذشته نیز از حامیان اصلی جمهوری اسلامی به شمار می‌رفت. اعتراض بازاریان به این معناست که حکومت حمایت فکری و مالی بخش بزرگی از این گروه پرنفوذ را از دست داده است.

۴- گسترش سریع اعتراض‌ها از تهران به شهرهای بزرگ و کوچک قابل توجه است. این الگو نشان می‌دهد که جنبش‌های اعتراضی اخیر در ایران دیگر نه تهران‌محورند و نه حتی شهرمحور. اگر «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ عمدتا در کلان‌شهرها متمرکز بود، اعتراض‌های سال‌های اخیر توانسته‌اند به سرعت شهرهای کوچک و حاشیه‌ای را با خود همراه کنند. این سرعت انتشار، نشانه وجود یک نارضایتی عمیق و همگانی است.

  • دانشگاه‌ها با شعار علیه خامنه‌ای و حمایت از پهلوی به اعتراضات پیوستند

    دانشگاه‌ها با شعار علیه خامنه‌ای و حمایت از پهلوی به اعتراضات پیوستند

۵- حمایت سریع اتحادیه‌های رانندگان و کامیون‌داران، و سپس پیوستن جنبش دانشجویی، نشان می‌دهد که تشکل‌ها و گروه‌های مختلف از خاستگاه‌های کاملا مختلف به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ریشه مشکلات مشترک است. می‌توان پیش‌بینی کرد که حرکت‌های دیگر از جمله جنبش‌های زنان یا کارگری نیز به این موج بپیوندند.

  • زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

    زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

۶- این اعتراض‌ها بار دیگر نشان می‌دهد که نقطه آغاز جنبش‌های اجتماعی لزوما بزرگ، نمادین یا از پیش‌ طراحی‌شده نیست. در سال‌های گذشته، بخشی از تحلیل‌ها در ایران بر این فرض استوار بود که اعتراض‌های فراگیر تنها در واکنش به رخدادهایی بزرگ شکل می‌گیرند: اعتراض‌ به نتیجه انتخابات یا مرگ علی خامنه‌ای. اما تجربه جنبش‌های اخیر در ایران این نگاه را به چالش کشیده است. همان‌گونه که افزایش قیمت بنزین در آبان ۹۸، یا مرگ مهسا ژینا امینی در بازداشت، به حرکت‌های اعتراضی گسترده انجامید، اعتراض‌های امروز بازاریان نیز از یک مساله به‌ظاهر ساده و روزمره آغاز شده‌اند.

اما این مطالبات، در جریان گسترش اعتراض، به پرسش‌هایی بنیادی‌تر درباره شیوه حکمرانی، مسئولیت‌پذیری و آینده اقتصادی کشور گره می‌خورند. به همین دلیل است که مرز میان اعتراض اقتصادی و اعتراض سیاسی در ایران عملا از میان رفته است.

متن اعتراض‌های اخیر نشان می‌دهد جامعه ایران دیگر منتظر عامل بزرگ نمی‌ماند. نه انتخابات، نه مرگ رهبر، و نه رخدادهای نمادین الزاما شرط آغاز جنبش‌های اجتماعی نیستند. نقطه شروع می‌تواند بسیار ساده باشد، اما آنچه موفقیت این جنبش‌ها را تعیین می‌کند، توان آن‌ها در گسترش، پیوند خوردن با دیگر گروه‌ها و تبدیل شدن به یک حرکت انباشتی است.

  • قدیانی ضمن حمایت از اعتراضات مردم: نجات ایران در گرو سقوط جمهوری اسلامی است

    قدیانی ضمن حمایت از اعتراضات مردم: نجات ایران در گرو سقوط جمهوری اسلامی است

۷- این نخستین موج اعتراضی پس از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران است. مقامات جمهوری اسلامی اکنون با سطحی از ناامنی روانی مواجه‌اند که پیش از این تجربه نکرده بودند. این در حالی است که مقامات و رسانه‌های اسرائیلی، چه به‌صورت رسمی و چه نیمه‌رسمی، مردم ایران را به حضور در خیابان تشویق می‌کنند و حتی وعده حمایت (نظامی)‌ می‌دهند. رسانه‌های حکومتی و مقام‌های جمهوری اسلامی هم گفته‌اند این اعتراض‌ها قصد دارد راه را برای حمله دوباره اسرائیل هموار کند. حاکمیت این‌بار اعتراض‌ها را ادامه همان تهدید خارجی می‌بیند که به‌تازگی به‌طور مستقیم تجربه کرده است و این احساس ترس آن‌ها را در موضع ضعف شدیدتری قرار می‌دهد.

۸- تنها یک روز پس از آغاز اعتراض‌ها، مقام‌های ارشد سیاسی در آمریکا به‌صراحت درباره آن موضع گرفتند. دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، مستقیما به اعتراض‌ها اشاره کرد و گفت که جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراض‌های مردمی سابقه استفاده سریع از خشونت دارد. هم‌زمان، وزارت امور خارجه آمریکا و نماینده این کشور در سازمان ملل نیز مواضعی حمایتی اتخاذ کردند.

در اعتراض‌های پیشین مقام‌های غربی معمولا رویکردی محتاطانه‌تر در پیش می‌گرفتند. ابتدا منتظر می‌ماندند تا ببینند اعتراض‌ها تا چه اندازه گسترده و ماندگار می‌شود، سپس با مشاوران امنیتی و دیپلماتیک خود صحبت می‌کردند و در نهایت، اگر اعتراض‌ها ادامه می‌یافت، بیانیه‌هایی محتاطانه و حساب‌شده صادر می‌شد؛ بیانیه‌هایی که در آن‌ها تلاش می‌شد هم از مردم ایران حمایت لفظی شود و هم حساسیت‌های حاکمیت جمهوری اسلامی تحریک نشود.

سرعت و صراحت در واکنش دولت آمریکا به اعتراض‌های این روزها در ایران، فرصتی مهم برای این جنبش اعتراضی محسوب می‌شود.

  • میدل‌ایست فوروم: کمیته حقیقت و آشتی ایران را مهیا کنید

    میدل‌ایست فوروم: کمیته حقیقت و آشتی ایران را مهیا کنید

۹- شعارهای حمایت از شاهزاده رضا پهلوی در بسیاری از ویدیوها چشمگیر است و نشان‌ می‌دهد حداقل در نگاه عده بسیاری از معترضان، کانون رهبری اعتراض‌ها از داخل به خارج از کشور منتقل شده است. این انتقال می‌تواند سرکوب اعتراض‌ها را در ایران دشوارتر کند.

  • چه شد که ایرانیان از «یاحسین، میرحسین» به «پهلوی بر‌می‌گرده» رسیدند؟

    چه شد که ایرانیان از «یاحسین، میرحسین» به «پهلوی بر‌می‌گرده» رسیدند؟

۱۰- سکوت رهبر جمهوری اسلامی که همواره بخشی از تاکتیک او برای ارزیابی و هم‌زمان بی‌اهمیت جلوه دادن اعتراض‌ها بوده، این‌بار در بستری متفاوت معنا پیدا می‌کند. خامنه‌ای که اکنون از ترس تهدیدها خود زندگی در سایه‌ دارد، به‌سختی خواهد توانست این فضای خیابان را کنترل کند. ابزارهای روایی گذشته او - از «فتنه» تا «نفوذ» - فرسوده شده‌اند و او با ابداع و اطلاق هر برچسب تازه‌ای، بخشی دیگر از پایگاه اجتماعی نظام را از خود می‌راند. سکوت، در این معنا، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه یک تنگنای استراتژیک است.

هم‌زمانی این اعتراض‌ها با «۹ دی» - روزی که خامنه‌ای در آن حامیانش را به خیابان فرستاد تا موج اعتراض‌های ۱۳۸۸ را مهار کند - نشان‌ می‌دهد که معترضان چطور تقویم جمهوری اسلامی را از این روایت‌ها تهی کرده‌اند.

فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای اعتراضات: ایران و خیابان‌هایش از آن ملت است

۹ دی ۱۴۰۴، ۱۹:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی با صدور فراخوانی از مردم ایران خواست با حضور در خیابان‌ها و گسترش اعتراضات و اعتصابات سراسری، به آنچه «حرکت ملی» خواند، بپیوندند. او تاکید کرد که «ایران و خیابان‌هایش از آن ملت ایران است».

شاهزاده رضا پهلوی در پیام خود نوشت: «حضور شما در خیابان‌های سراسر ایران، نوید آتش انقلاب ملی را برافروخته است. تداوم و گسترش این حضور و تسخیر خیابان، امروز، اولویت نخست و حیاتی ماست.»

او از اقشار مختلف جامعه، از جمله کارکنان دولت، کارگران بخش انرژی و حمل‌ونقل، کامیونداران، پرستاران، معلمان و دانشگاهیان، صنعتگران و کارآفرینان، بازنشستگان و مال‌باختگان خواست با اعتصابات و اعتراضات سراسری همراهی کنند و «همه و همه متحد» به این حرکت بپیوندند.

در این فراخوان، به شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، کرج، قزوین، رشت، ساری، گرگان، سمنان، بجنورد، مشهد، بیرجند، زاهدان، کرمان، یزد، شیراز، بندرعباس، بوشهر، یاسوج، اهواز، شهرکرد، اصفهان، خرم‌آباد، ایلام، کرمانشاه، سنندج، ارومیه، تبریز، اردبیل، زنجان، همدان، اراک و قم اشاره شده و از مردم این شهرها برای حضور در اعتراضات دعوت شده است.

شاهزاده رضا پهلوی همچنین از ایرانیان خارج از کشور خواست از «استرالیا و شرق آسیا تا اروپا و آمریکای شمالی» در چارچوب کمپین «ایران را پس می‌گیریم»، فعالیت‌های خود را برای رساندن صدای مردم ایران به رسانه‌ها، نهادهای بین‌المللی، دولت‌ها و پارلمان‌های خارجی افزایش دهند.