• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

زنان محبوس در زندان قرچک ورامین از ابتدایی‌ترین امکانات محروم‌ هستند

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۹:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۳:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، زنان محبوس در زندان قرچک ورامین از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم هستند. این زندانیان هم‌زمان با گرم شدن هوا و تحمل گرمای طاقت‌فرسا در نبود سیستم تهویه، با محرومیت‌ها، محدودیت‌ها و مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می‌کنند.

در زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان تهران) صدها زن با اتهامات مختلف به‌‌سر می‌برند و تعدادی از آن‌ها همراه با کودکانشان دوران حبس خود را می‌گذرانند.

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، این زندانیان از آب آشامیدنی سالم به‌عنوان یکی از ابتدایی‌ترین حقوقشان محروم‌ هستند و مشکلات آن‌ها با گرم شدن هوا، بسته بودن فضا و خراب بودن کولرها در بسیاری از مواقع، بیش از پیش شده است.

کیفیت پایین غذا، نبود آب آشامیدنی سالم، نبود خدمات بهداشتی و درمانی مناسب، محرومیت از رسیدگی پزشکی مناسب و اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان، بالا بودن قیمت اقلام در فروشگاه زندان و عدم رعایت اصل تفکیک جرائم، از جمله مشکلاتی است که این زنان زندانی با آن روبه‌رو هستند.

محدودیت‌های اعمال‌شده در کاهش مدت‌ تماس‌های تلفنی و دیدارهای حضوری و کابینی زندانیان با خانواده‌هایشان، همراه با محرومیت از حق هواخوری در برخی بندها، فشار روانی قابل‌توجهی بر زندانیان و خانواده‌های آنان وارد کرده است.

100%

یک منبع نزدیک به خانواده یکی از زندانیان محبوس در این زندان در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، از افزایش مشکلات زنان محبوس در زندان قرچک در سال جدید خبر داد و گفت زندانیان بند شش این زندان از حدود هفت ماه پیش تا کنون از حق هواخوری محروم هستند.

این منبع آگاه با بیان اینکه پیش‌تر بندهای پنج و شش یک هواخوری مشترک داشتند و مسئولان زندان از هفت ماه پیش بین هواخوری دیوار کشیده‌اند، افزود ماه‌هاست که به بهانه تعمیرات بندها، زنان زندانی از داشتن هواخوری و فروشگاه که داخل هواخوری است، محروم‌ شده‌اند.

طبق اطلاعات رسیده، مریم اکبری‌منفرد و زهرا رضایی، دو تن از زندانیان سیاسی هستند که بدون رعایت اصل تفکیک جرائم، در بند شش زندان قرچک دوران محکومیت خود را سپری می‌کنند.

فعالان حقوق بشر در سال‌های اخیر بارها نسبت به‌ رعایت نشدن اصل تفکیک جرایم در برخی زندان‌های ایران و خطراتی که متوجه جان زندانیان سیاسی شده، به قوه قضاییه و سازمان زندان‌ها هشدار داده‌اند.

بیشتر بخوانید: تعطیلی مهدکودک زندان زنان قرچک؛ آموزش کودکان مادران زندانی متولی ندارد

منبع دیگری با تاکید بر اینکه گرمای هوا و نبود آب سالم مشکلات بسیاری برای زندانیان به وجود آورده است، به ایران‌اینترنشنال گفت از مدتی قبل، آب لوله‌کشی کم‌کیفیت موجود در زندان به‌طور مداوم قطع می‌شود.

این منبع مطلع با اشاره به اعتراضات زندانیان نسبت به این موضوع افزود مسئولان زندان به هیچ یک از اعتراضات زنان زندانی رسیدگی نمی‌کنند و آن‌ها را به اقدامات تنبیهی در صورت ادامه اعتراضشان تهدید می‌کنند.

در سال‌های گذشته نیز زندانیان بسیاری با تاکید بر غیرقابل‌ شرب بودن آب زندان قرچک، هشدار داده‌اند که در صورت جوشانده‌ نشدن یا نبود امکان تصفیه، این آب می‌تواند منجر به بیماری‌های گوارشی و کلیوی شود. به‌ گفته آنان، آب این زندان حتی برای استحمام نیز مناسب نیست.

ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، آذرماه ۱۴۰۳ با اشاره به مشکل آب شیرین زندان قرچک، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آب شیرین از چند روز پیش قطع است. هر بند زندان با بیش از ۱۰۰ زندانی فقط یک شیر آب شیرین دارند که برای مسواک زدن و ظرف شستن و آب خوردن استفاده می‌شود.»

نقش رییس زندان در نقض حقوق زندانیان

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که صغری خدادادی طغانکی، رییس زندان قرچک ورامین، نقش به‌سزایی در نقض حقوق زنان زندانی داشته و بارها زندانیان معترض به سیاست‌های خود را با اقدامات تنبیهی مواجه کرده است.

شماری از زندانیان خدادادی را فردی توصیف کرده‌اند که همواره اعمال رفتارهای تحقیرآمیز و ایجاد فشار روانی بر زندانیان را در دستور کار خود قرار داده است.

100%

خدادادی که از آذر ۱۳۹۹ ریاست زندان قرچک ورامین را بر عهده دارد، پیش‌تر به‌دلیل نقشش در نقض گسترده حقوق زندانیان در فهرست تحریم‌های آمریکا و بریتانیا قرار گرفته است.

یکی از افرادی که به‌تازگی از این زندان به مرخصی اعزام شده، با بیان اینکه از زمان آغاز مدیریت خدادادی، «بیگاری کشیدن» از زنان زندانی در قرچک افزایش یافته است، گفت: «مسئولان زندان با دستور مستقیم خدادادی زندانیان زیادی را با دستمزدهای ناچیز ماهیانه یک میلیون تومان در کارگاه‌هایی مثل قالی‌بافی، گلیم‌بافی و خیاطی به کار گرفته‌اند.»

او افزود مسئولان زندان در جریان بازدیدهای رسمی، از به‌کارگیری زندانیان در کارگاه‌ها «با افتخار» یاد می‌کنند، اما در عمل به زندانیان اجازه نمی‌دهند درباره بهره‌کشی مسئولان زندان از خود، با بازدیدکنندگان سخن بگویند.

این زندانی که خود در سال‌های گذشته به‌مدت چند ماه در یکی از کارگاه‌های زندان قرچک کار کرده است، گفت: «دو سال پیش وقتی مسئولان برای بازدید به زندان آمدند، به ما گفتند فقط حق دارید از مسئولان تشکر کنید. آن زمان مادران زندانی را تهدید کردند در صورتی که حرفی درباره بهره‌کشی از خود بزنند، فرزندانشان را از آن‌ها می‌گیرند و به بهزیستی تحویل می‌دهند. هنوز هم همین‌طور زندانیان را وادار به سکوت می‌کنند.»

سازمان حقوق بشر ایران آذر ۱۴۰۳ در گزارشی با عنوان «زندان قرچک؛ جهنمی برای زنان و کودکان»، اعلام کرد زنان محبوس در این زندان در شرایطی غیرانسانی، از جمله فضای بسیار محدود، نبود تهویه و نور کافی، دسترسی به آب ناسالم، غذای بی‌کیفیت، خدمات بهداشتی ناکافی و رفتارهای تحقیرآمیز، نگهداری می‌شوند.

این سازمان تاکید کرد مسئولان زندان قرچک و مقام‌های مرتبط با آن باید به‌دلیل نقض حقوق بشر پاسخگو شوند و تحت پیگرد قضایی قرار گیرند.

در سال‌های گذشته، گزارش‌های متعددی از زندان‌های سراسر ایران درباره کیفیت پایین غذا، حذف برخی اقلام از جیره غذایی، بهداشت نامناسب و سایر مشکلات منتشر شده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

عباس عراقچی: دور دوم مذاکرات با آمریکا شنبه آینده انجام می‌شود

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۶:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد که دور دوم مذاکرات میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده، شنبه هفته آینده برگزار خواهد شد. به گفته او، در دور بعدی گفت‌وگوها قرار است درباره «چارچوب‌های کلی توافق احتمالی» بحث شود.

عراقچی اظهار داشت: «اگر در جلسه آینده بتوانیم مبنا را قطعی کنیم، فکر می‌کنم بخش زیادی از مسیر را طی کرده‌ایم و می‌توانیم گفت‌وگوهای واقعی را آغاز کنیم.»

او مذاکرات روز شنبه در عمان را «سازنده» و در «محیطی آرام و محترمانه» توصیف کرد و گفت که این گفت‌وگوها دو ساعت و نیم به طول انجامید و در جریان آن، وزیر خارجه عمان چهار بار میان دو طرف رفت‌وآمد کرد.

عراقچی همچنین تاکید کرد: «هر دو طرف اذعان داشتند که مطلوب آنان، رسیدن به توافقی در کوتاه‌ترین زمان ممکن است. این کار آسان نیست و نیاز به اراده هر دو طرف دارد.»

عراقچی درباره دیدارش با استیو ویتکاف گفت: «در هنگام خروج از محل مذاکرات غیرمستقیم با هیئت آمریکایی برخورد داشتیم و در حد سلام‌وعلیک صحبت کردیم و چیز فوق‌العاده‌ای نبود.»

۳۶ سال وحشت از آمریکایی‌ها و مذاکره در ضمیر رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
امیرهادی انواری

رد کابوس مذاکره با آمریکایی‌ها که علی خامنه‌ای آنان را «باج‌خواه» می‌داند، در ۳۶ سال رهبری و در ۱۲۱ موضع‌گیری او، همواره پیدا بوده است. تحلیل محتوای اظهارات رهبر جمهوری اسلامی و وقایع این سال‌ها نشان می‌دهد مذاکره از دید او برای مدیریت چالش‌ها طراحی شده تا تعامل واقعی با آمریکا.

یک‌شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۶۸، خامنه‌ای کارش را به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی آغاز کرد و یک هفته پس از آغاز کار، در چهارمین دیدار رسمی‌ خود در تاریخ دوشنبه ۲۳ مرداد، با خانواده اسرا و مفقودین جنگ ایران و عراق دیدار کرد.

یکی از محورهای این دیدار، موضوع مذاکره با آمریکا بود. مذاکره‌ای که خامنه‌ای آن را مضحک و مسخره توصیف کرد و گفت: «چیزی از این خنده‌آورتر و مسخره‌تر نیست که آمریکا بیاید مذاکره با ملت ایران را ادعا کند و برای آن شرط قرار بدهد.»

او ادامه داد: «ملت ایران چه احتیاجی به ارتباط و مذاکره با شما دارد؟ چه کسی در نظام جمهوری اسلامی با شما مذاکره کرده است؟ مذاکره‌ ما با آمریکا همین است که در تریبون‌های عمومی، به سردمداران آن کشور هشدار می‌دهیم و نهیب می‌زنیم …. ما امروز هم مثل گذشته می‌گوییم: رابطه با آمریکا را نمی‌خواهیم.»

در آن دیدار، خامنه‌ای مذاکره با آمریکا را مشروط به جبران خاطره سقوط هواپیما (شلیک اشتباه ناو یو اس اس وینسنس به پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ ایران‌ایر به مقصد دبی، در تیر‌ماه ۱۳۶۷، هم‌زمان با جنگ نفت‌کش‌ها) و آزاد کردن دارایی‌های مسدود شده ایران در آمریکا، دانست.

اکنون در فروردین‌ ۱۴۰۴، نزدیک به ۳۵ سال و هشت ماه از آغاز رهبری خامنه‌ای و آن دیدار گذشته است. بررسی تمام ۱۱۹ سخنرانی، خطبه نماز جمعه و دیدارهای خامنه‌ای به‌علاوه دو نامه طی این سال‌ها نشان می‌دهد در این مدت، رویکرد خامنه‌ای به مذاکره با آمریکا تقریبا همان است که روز اول بود.

از طرف دیگر، آمریکا طی این سال‌ها نه تنها دارایی‌های ایران را آزاد نکرده است بلکه چندین دور تحریم جدید علیه جمهوری اسلامی و مقامات آن وضع کرده است، با ایجاد اجماع بین‌المللی، دسترسی جمهوری اسلامی را به بسیاری از خدمات حیاتی (نظیر سوئیفت) قطع کرده است و در دوره پیشین ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به طور مستقیم قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس و منصوب خامنه‌ای را هم هدف قرار داده است.

100%

وحشت عمیق خامنه‌ای از مذاکره با آمریکا و نتایج آن

داده‌های استخراج شده از ۱۲۱ مورد موضع‌گیری و اظهار نظر خامنه‌ای در بازه زمانی ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ و تحلیل محتوای کمی و کیفی، نشان می‌دهد از مجموع ۳۱ نتیجه ثبت‌شده در رابطه با «نتیجه مذاکره» در دیدگاه خامنه‌ای، ۳۹ درصد به «تحمیل» با کلید‌واژه‌های «تحمیل، تسلیم، طلبکاری، فشار، باج‌دهی، تهدید، تحریم کورتر، اخلال، دشمنی بیشتر و ضربه» اشاره دارد که نشان‌ می‌دهد رهبر جمهوری اسلامی به این‌که مذاکره با آمریکا به فشار و اجبار منجر می‌شود، باور عمیق دارد.

۲۶ درصد از نتایج به گروه «ضرر» با کلید‌واژه‌های «ضرر، خسارت محض، سم مهلک، سم مضاعف، زیان، خیانت و دخالت» اشاره دارد که بیانگر باور رهبر جمهوری اسلامی به ضرر در مذاکره با آمریکاست.

۱۳ درصد نیز به «نفوذ» اختصاص یافته، با کلید‌‌واژه‌های «تسلط، جاسوسی، نفوذ و بی‌اعتمادی» که اوج آن پس از امضای سند برجام است.

فراوانی کلید‌واژه‌های مرتبط با نتیجه مذاکره با آمریکایی‌ها
100%
فراوانی کلید‌واژه‌های مرتبط با نتیجه مذاکره با آمریکایی‌ها

این داده‌ها بیانگر آن است که از نگاه خامنه‌ای، در وهله اول، مذاکره با آمریکا با هدف تحمیل فشار و اجبار انجام می‌شود که در آن جمهوری اسلامی ضرر خواهد کرد و اگر مانند برجام به نتیجه‌ای برسد، او نگران نفوذ و تسلط آمریکایی‌هاست.

داده‌ها نشان می‌دهند به اعتقاد رهبر جمهوری اسلامی، مذاکره با آمریکا فرآیندی پرریسک است که به احتمال بالا، به نفوذ سیاسی آمریکا و ضرر در منافع حکومت ایران منجر خواهد شد.

افزون بر این، تکرار گروه «فریب» با کلید‌واژه‌های «فریب، بی‌نتیجه، غیرقابل اعتماد، خدعه، خنجر، بی‌فایده، ناموفق، نقض عهد، معامله و وسوسه» که سهم ۱۹ درصدی از اظهارات خامنه‌ای راجع به نتیجه مذاکرات دارد و در سال‌های پرتنش مانند ۱۳۹۸ برجسته است، نشان‌دهنده باور به «عدم صداقت و غیرقابل اعتماد بودن آمریکا در مذاکرات» است.

در مجموع، دیدگاه رهبر جمهوری اسلامی به نتایج مذاکره با آمریکا منفی و همراه با نگرانی از تحمیل، ضرر و نفوذ است.

حتی در دوره‌های ملایم‌تری مانند سال ۱۳۷۷، بی‌اعتمادی عمیق او در گروه «سلطه و نفوذ» با کلید‌واژه‌های «تسلط، جاسوسی، نفوذ و بی‌اعتمادی» مشهود است.

100%

هویت آمریکا در قالب مذاکرات در نگاه خامنه‌ای

داده‌ها نشان می‌دهند نگاه رهبر جمهوری اسلامی به هویت سیاسی و اخلاقی آمریکایی‌ها به‌شدت خصمانه و منفی است.

از مجموع ۱۲۸ صفت ثبت‌شده، ۳۲ درصد آن‌ها «سلطه‌گری»، با کلید‌واژه‌های «مستکبر، استکبار، استکباری، متکبر، سلطه‌طلب، زیاده‌طلب، تحمیل‌گر، قلدر، پررو، سیطره‌طلب، ابرقدرت، دیکتاتورمآب، مستبد، دیکتاتور، زورمند، باج‌خواه، سلطه‌گر، متجاوز، اتمّ مصادیق استکبار، غدّار، باج‌خواهی و هارت‌وهورت» توصیف شده است.

۱۸ درصد آن‌ها را هم در گروه «دشمنی» با کلیدواژه‌های «دشمن، خصومت‌ورز، خباثت‌آلود، عناد‌آمیز، تهدیدکننده، تعرّض‌کننده، نابودگر، جنگ‌طلب، خصمانه، فضیلت‌ستیز و بشریت‌ستیز» توصیف کرده است.

این همه بیانگر یک باور ساختاری به آمریکا به‌عنوان یک دشمن «سلطه‌جو» است. این نگاه خامنه‌ای در تمام دوره‌ها ثابت بوده اما در سال‌های پرتنش مانند ۱۳۷۹ و ۱۳۹۴ به اوج خود رسیده است.

گروه «فریب» با کلید‌واژه‌های «فریب‌کار، دروغ‌گو، خدعه‌گر، غیرقابل اعتماد، نقض‌عهد، بدعهد، حیله‌گر، متقلب، دبه‌کار، غیر شریف، نقض‌کننده، بی‌صداقت، موذی، بد معامله، مفتضح، تحقیرآمیز و بدحساب» با ۱۵ درصد در دوره‌های مذاکره، مانند ۱۳۹۲ و ۱۳۹۸، پررنگ است که نشان می‌دهد رهبر جمهوری اسلامی، آمریکایی‌ها را غیرقابل اعتماد می‌داند.

فراوانی کلید‌واژه‌های مرتبط با توصیف آمریکایی‌ها در قالب مذاکرات
100%
فراوانی کلید‌واژه‌های مرتبط با توصیف آمریکایی‌ها در قالب مذاکرات

گروه‌ «ظلم» با کلیدواژه‌های «ظالم، جنایت‌کار، طمع‌ورز، غارتگر، سودجو، وحشی، تروریست، خونین، ناجوانمرد، وقیح، متهتک (به معنی مرد پرده دریده)، ناقض حقوق بشر، مظهر ظلم، عقب‌مانده‌ساز، فشارآور، خون‌ریز و ویرانگر» با ۱۲.۵ درصد در رتبه بعدی قرار دارد.

گروه «فساد» با کلیدواژه‌های «شیطان، نابکار، فساد برانگیز، خبیث، فاسد، دزد، مفسد، بی‌انصاف، پلید، روانی، فرعونی، ضد بیداری، ضد اسلام، تکبر و گستاخی: گستاخ، بددهن، بی‌ادب، مغرور، کم‌خرد، بی‌حکمت، بداخلاق، تند، خشن، قیم‌مآب، غلط زیادی و غیرمنطقی» با ۹ درصد پس از گروه «ظلم» قرار گرفته است.

این توصیفات بیانگر یک نگاه اخلاقی منفی به آمریکایی‌ها در قالب مذاکرات است؛ نگاهی که آمریکا را قدرتی «ظالم و فاسد» معرفی می‌کند.

روند و الگوی گفتمانی

بررسی روند گروه‌های صفت‌ آمریکایی‌ها در مذاکرات و پیش‌بینی و اظهار نظر درباره نتایج، نشان می‌دهد که نگاه رهبر جمهوری اسلامی در دوره‌های مذاکره مانند ۱۳۹۲و ۱۳۹۴ و تنش‌های شدید مانند ۱۳۹۸ منفی‌تر می‌شود.

در سال ۱۳۹۴، پس از امضای برجام، گروه صفت‌های «نفوذ» و در بخش نتایج، گروه‌های «ضرر» و «نفوذ» به اوج می‌رسند که بیانگر ترس از نفوذ و ضرر پس از مذاکرات است.

در سال ۱۳۹۸، پس از هدف قرار گرفتن سلیمانی، صفت گروه «فریب» برای آمریکایی‌ها در قالب مذاکرات غالب شده است که نشان می‌دهد خامنه‌ای احساس زیان‌دیدگی داشته است.

برجسته شدن صفات فریب در هر دو گروه نتیجه مذاکرات و صفات آمریکایی‌های دخیل در مذاکرات، نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمیق به نیات آمریکایی‌ها نیز به شمار می‌رود.

ایدئولوژی عمیق و ضمیر ضدآمریکایی خامنه‌ای

داده‌ها نشان می‌دهند نگاه رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی به مذاکره با آمریکا و هویت آمریکایی‌ها در مذاکرات، ریشه در یک ایدئولوژی عمیق ضدآمریکایی دارد که از تجربه‌های تاریخی او و نیازهای سیاسی داخلی‌اش به ویژه «بسیج افکار عمومی و حفظ مشروعیت نظام» تغذیه می‌شود.

این نگاه در طول ۳۶ سال ثابت مانده و حتی در دوره‌های ملایم‌تر مانند ۱۳۷۷ نیز بی‌اعتمادی عمیق مشهود است.

افزایش صفت‌های گروه‌های «فریب» و «نفوذ» در دوره‌های مذاکره (مانند ۱۳۹۴) نشان می‌دهد که از نگاه او، مذاکره ابزاری برای نفوذ و تحمیل است نه راهی برای حل مشکلات.

این دیدگاه با واقعیات تاریخی مانند خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ نیز تقویت شده اما دارای یک جزء ایدئولوژیک قوی است که مانع از تغییر اساسی در این رویکرد می‌شود.

این الگوها بیانگر آن هستند که گفتمان خامنه‌ای بیشتر برای مدیریت چالش‌های داخلی و منطقه‌ای طراحی شده تا تعامل واقعی با آمریکا.

الگوی واکنش خامنه‌ای پس از نامه‌ ترامپ با کدام سال‌ها مطابقت دارد؟

تحلیل محتوای اظهارات سخنرانی‌های خامنه‌ای در ۱۸ و ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ و اول فروردین ۱۴۰۴ که پس از انتشار خبر ارسال نامه ترامپ انجام شد و مقایسه آن‌ها با داده‌های استخراج‌شده سخنرانی‌های او پس از آغاز رهبری در بازه زمانی ۱۳۶۸ تا پیش از نامه ترامپ، بیشترین همخوانی را با سال ۱۳۷۹ نشان می‌دهد.

تاکید بر گروه‌های «دشمنی» با کلید‌‌واژه‌های «دشمن، خصومت‌ورز، خباثت‌آلود، عناد‌آمیز، تهدیدکننده، تعرض‌کننده، نابودگر، جنگ‌طلب، خصمانه، فضیلت‌ستیز و بشریت‌ستیز» و «ظلم» با کلید‌واژه‌های «ظالم، جنایت‌کار، طمع‌ورز، غارتگر، سودجو، وحشی، تروریست، خونین، ناجوانمرد، وقیح، متهتک، ناقض حقوق بشر، مظهر ظلم، عقب‌مانده‌ساز، فشارآور، خون‌ریز و ویرانگر» در هر دو مقطع و همچنین نگاه منفی به نتایج مذاکره (گروه‌های تحمیل و ضرر)، نشان‌دهنده تداوم یک گفتمان خصمانه و بی‌اعتماد به آمریکاست که در سال ۱۳۷۹ با آغاز دوره جورج دبلیو. بوش و طرح «محور شرارت» در دی‌ ماه ۱۳۸۰ شدت یافته بود.

این سه اظهار نظر، با سال‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۴ نیز مشابهت‌های بالایی دارد.

100%

اوج و فرود سخنرانی‌ها

از مجموع ۱۲۱ مورد بررسی شده، ۱۱۹ مورد سخنرانی خامنه‌ای بوده و دو مورد نامه‌های او (نامه درباره الزامات اجرای برجام و بیانیه گام دوم انقلاب).

بیشترین تعداد سخنرانی‌ها به دیدارها با دانش‌آموزان و دانشجویان به مناسبت سالروز تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان با ۱۶ مورد، سخنرانی نوروزی اول فروردین در مشهد با ۱۰ مورد، دیدار با فرماندهان نظامی با ۹ مورد، خطبه‌های نماز جمعه با هشت مورد و دیدار با «کارگزاران نظام» با هفت مورد اختصاص دارد.

دیدارهای خاص مانند دیدار با مردم قم به مناسبت ۱۹ دی با هفت مورد و دیدار با کارگران و معلمان با پنج مورد نیز پرتکرار بوده‌اند.

رهبر جمهوری اسلامی همچنین در دو دیدار خارجی، یکی با ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه و دیگری با شینزو آبه، نخست‌وزیر فقید ژاپن، درباره مذاکره با آمریکا سخن گفته است.

تعداد سخنرانی‌ها، صرف‌نظر از محتوا، در مقاطعی افزایش یافته که با وقایع سیاسی داخل ایران، آمریکا و منطقه رابطه معناداری داشته‌اند.

توصیف حامیان مذاکره با آمریکا در نگاه خامنه‌ای
100%
توصیف حامیان مذاکره با آمریکا در نگاه خامنه‌ای

۱۳۷۱: در این سال، دوره ریاست‌جمهوری جورج اچ. دبلیو. بوش (بوش پدر) رو به پایان بود. پس از جنگ خلیج فارس در دی‌ ۱۳۶۹، حضور نظامی آمریکا در منطقه تقویت شده و تهدیدات منطقه‌ای افزایش یافته بود. مشکلات اقتصادی پس از جنگ ایران و عراق نیز در داخل کشور پررنگ بود. ۱۲ آبان ۱۳۷۱، بیل کلینتون از حزب دموکرات در انتخابات پیروز شد و از اول بهمن‌ ماه ۱۳۷۱ کارش را آغاز کرد.

در سال ۱۳۷۱، چهار صفت برای آمریکا ثبت شده است: سه مورد سلطه‌گری و یک مورد ظلم.

این صفت‌ها نشان‌دهنده نگاه تقابلی به آمریکا با تاکید بر رفتار سلطه‌جویانه و ظالمانه است که با حضور نظامی آمریکا پس از جنگ خلیج فارس و تحریم‌های آن زمان همخوانی دارد.

در همین سال، هیچ صفتی مانند سال‌های پیش، برای نتایج مذاکره ثبت نشده است. این می‌تواند نشان‌دهنده عدم تمرکز روی مذاکرات در سخنرانی‌های این سال باشد که احتمالا به دلیل اولویت بازسازی پس از جنگ ایران و عراق و نبود مذاکره مستقیم با آمریکا بوده است.

از طرف دیگر می‌تواند به نگاه خنثی نسبت به مذاکره -و نه لزوما منفی- اشاره داشته باشد.

۱۳۷۷: بیل کلینتون سیاست مهار دوگانه را علیه ایران دنبال می‌کرد. تحریم‌های بی‌سابقه چون قانون «ILSA» وضع شد و هم‌زمان، جمهوری اسلامی و آمریکا به‌صورت غیرمستقیم در مذاکرات شش‌به‌علاوه‌دو برای حل بحران افغانستان حضور داشتند.

در ایران، تنش‌های داخلی دوره اصلاحات محمد خاتمی، به‌ویژه پس از افشای قتل‌های زنجیره‌ای در پاییز ۱۳۷۷، بالا گرفت. خاتمی در این سال پیشنهاد «گفت‌وگوی تمدن‌ها» را در سازمان ملل متحد، در شهریور ماه مطرح کرد.

سال ۷۷، چهار صفت برای آمریکا ثبت شده است: سه مورد سلطه‌گری و یک مورد در گروه سایر (مداخله‌گر).

نبود صفت‌های تند مثل دشمنی و ظلم نشان‌دهنده لحن نسبتا ملایم‌تر است که با مطرح شدن گفت‌وگوی تمدن‌ها از سوی خاتمی همخوانی دارد.

درباره نتیجه مذاکره، تنها یک مورد «سلطه و نفوذ» ثبت شده است. این نتیجه نشان‌دهنده بی‌اعتمادی به مذاکرات (مثل مذاکرات شش‌به‌علاوه‌دو برای حل بحران افغانستان) و نگرانی از نفوذ آمریکاست اما لحن آن نسبتا محتاط است.

۱۳۷۹: از ابتدای بهمن ۱۳۷۹، دوره ریاست‌جمهوری جورج دبلیو. بوش (بوش پسر) آغاز شد. او با طرح بحث «محور شرارت»، عنوانی که او برای توصیف جمهوری اسلامی استفاده می‌کرد، در دی‌ماه ۱۳۸۰، حس تهدید را در ایران بالا برد.

در داخل، تنش‌های دوره اصلاحات، به‌ویژه پس از پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس ششم در بهمن ماه ۱۳۷۸ ادامه داشت.

در سال ۱۳۷۹، هشت صفت برای آمریکا ثبت شده است: سه مورد دشمنی، سه مورد سلطه‌گری و دو مورد ظلم.

این صفت‌ها نشان‌دهنده نگاه خصمانه و تقابلی شدید به آمریکاست که با شروع دوره جورج دبلیو. بوش در بهمن ۱۳۷۹ و طرح «محور شرارت» در دی‌ ۱۳۸۰ همخوانی دارد.

همچنین دو نتیجه مذاکره ثبت شده است: یک مورد تحمیل و یک مورد ضرر. این نتایج نشان‌دهنده نگاه منفی به مذاکرات و ترس از فشار و ضرر است که با افزایش تنش‌ها پس از محور شرارت سازگار است.

۱۳۸۶: در فروردین ۱۳۸۶، قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت تحریم‌های جدیدی علیه جمهوری اسلامی وضع کرد. حضور نظامی آمریکا در عراق و افغانستان، همراه با سیاست‌های تهاجمی محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری وقت ایران در موضوع هسته‌ای، تنش‌ها را افزایش داد.

در این سال، شش صفت برای آمریکا ثبت شده است: سه مورد سلطه‌گری، یک مورد دشمنی، یک مورد ظلم و یک مورد فساد.

این صفت‌ها نشان‌دهنده نگاه خصمانه و نگرانی از رفتار سلطه‌جویانه آمریکاست که با قطعنامه ۱۷۴۷ در فروردین‌ ماه ۱۳۸۶ و حضور نظامی آمریکا در عراق و افغانستان همخوانی دارد.

همچنین یک نتیجه مذاکره که به ضرر اشاره دارد ثبت شده است.

این نتایج نشان‌دهنده ترس از ضرر در مذاکرات است که با فشارهای هسته‌ای و تحریم‌های جدید در این سال سازگار است.

۱۳۸۹: بهار عربی در ۲۶ آذر ۱۳۸۹ با اعتراضات تونس آغاز شد و به سرعت به دیگر کشورهای منطقه گسترش یافت. این اعتراضات در حالی فراگیر می‌شد که در ایران همچنان اعتراضات موسوم به جنبش سبز که از سال ۱۳۸۸ آغاز شده بود، ادامه داشت.

این تحولات منطقه‌ای، همراه با ترور برخی دانشمندان هسته‌ای از جمله مجید شهریاری در آذر ۱۳۸۹، برای جمهوری اسلامی تهدید‌آمیز تلقی می‌شد.

در این سال، پنج صفت برای آمریکا ثبت شده است: یک مورد سلطه‌گری، یک مورد دشمنی، یک مورد فریب، یک مورد ظلم و یک مورد فساد.

این صفت‌ها نشان‌دهنده نگاه تقابلی و بی‌اعتمادی به آمریکاست که با تحریم‌های جدید مانند قطعنامه ۱۹۲۹ در خرداد ماه ۱۳۸۹ و هدف قرار گرفتن دانشمندان هسته‌ای از جمله مجید شهریاری در آذر ۸۹ همخوانی دارد.

از سویی، دو نتیجه مذاکره نیز در این سال ثبت شده است: یک مورد تحمیل و یک مورد ضرر. این نتایج نشان‌دهنده نگرانی از فشار و ضرر در مذاکرات است که با تحولات منطقه‌ای از جمله بهار عربی و فشارهای هسته‌ای سازگار است.

۱۳۹۲: باراک اوباما در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰ نامه‌هایی برای بهبود روابط به خامنه‌ای ارسال کرد اما تحریم‌های بی‌سابقه‌ای تا آن زمان مانند تحریم بانک مرکزی در دی ۱۳۹۰ هم وضع کرد.

در ایران، حسن روحانی با شعار رفع تنش‌های هسته‌ای در انتخابات خرداد ۱۳۹۲ پیروز شد و مذاکرات هسته‌ای در مهر ماه همان سال آغاز و نهایتا به برجام منجر شد. بنابراین جهش تعداد سخنرانی‌ها در این سال، طبیعی به نظر می‌رسد.

در این سال، ۱۲ صفت برای آمریکا ثبت شده است: سه مورد فریب، دو مورد دشمنی، چهار مورد سلطه‌گری و دو مورد تکبر.

این صفت‌ها نشان‌دهنده بی‌اعتمادی و نگاه تقابلی به آمریکاست که با شروع مذاکرات هسته‌ای در مهر ۱۳۹۲ و تحریم‌های بی‌سابقه از جمله تحریم بانک مرکزی همخوانی دارد.

همچنین دو نتیجه مذاکره ثبت شده است: یک مورد تحمیل و یک مورد نفوذ. این نتایج نشان‌دهنده نگرانی از فشار و نفوذ در مذاکرات است که با فضای محتاطانه شروع مذاکرات هسته‌ای سازگار است.

۱۳۹۴: در تیر ۱۳۹۴، برجام امضا شد و بحث‌های داخلی درباره آن بالا گرفت.

در منطقه، جنگ داعش از ۱۳۹۳ شدت یافته بود و حضور سپاه قدس، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با فرماندهی قاسم سلیمانی در سوریه و عراق افزایش داشت. همچنین، جنگ یمن از سال ۱۳۹۴ با ائتلاف سعودی و حمایت ایران از حوثی‌ها، تنش‌های منطقه‌ای را تشدید کرد.

در این سال، در ۱۷ واکنش خامنه‌ای، ۲۵ صفت برای آمریکا ثبت شده است: پنج مورد دشمنی، چهار مورد فریب، چهار مورد سلطه‌گری، دو مورد نفوذ، سه مورد ظلم، سه مورد فساد، دو مورد تکبر و دو مورد ضعف.

این صفت‌ها نشان‌دهنده اوج نگاه خصمانه و بی‌اعتمادی به آمریکاست که با امضای برجام در تیر ۱۳۹۴ و نگرانی از نفوذ پس از آن همخوانی دارد.

شش مورد برای نتیجه مذاکره نیز ثبت شده است: دو مورد تحمیل، دو مورد ضرر و دو مورد نفوذ.

این نتایج نشان‌دهنده نگاه منفی و ترس شدید از نفوذ و ضرر در مذاکرات است که با بحث‌های داخلی پس از برجام سازگار است.

۱۳۹۸: دونالد ترامپ در اردیبهشت ۱۳۹۷ از برجام خارج شد و سیاست فشار حداکثری را آغاز کرد. در دی ماه ۱۳۹۸، قاسم سلیمانی با دستور مستقیم او کشته شد.

در داخل نیز اعتراضات آبان ۱۳۹۸ به شدت سرکوب شد.

در این سال جمعا ۱۳ صفت برای آمریکا ثبت شده است: چهار مورد فریب، چهار مورد سلطه‌گری، یک مورد دشمنی ، دو مورد ظلم، یک مورد فساد و یک مورد تکبر.

این صفت‌ها نشان‌دهنده بی‌اعتمادی و تقابل با آمریکاست که با خروج آمریکا از برجام و هدف قرار گرفتن سلیمانی همخوانی دارد.

همچنین پنج نتیجه مذاکره ثبت شده است: دو مورد فریب، یک مورد تحمیل، یک مورد ضرر و یک مورد نفوذ.

این نتایج نشان‌دهنده نگاه منفی و بی‌اعتمادی شدید به مذاکرات است که با فشار حداکثری آمریکا سازگار است.

۱۴۰۰: با پایان دوره ترامپ و آغاز دوره جو بایدن در بهمن ۱۳۹۹، مذاکرات احیای برجام در دولت ابراهیم رئیسی از آذر ۱۴۰۰ از سر گرفته شد.

در سال ۱۴۰۰، پنج صفت برای آمریکا ثبت شده است: دو مورد فریب، دو مورد سلطه‌گری و یک مورد تکبر. این صفت‌ها نشان‌دهنده بی‌اعتمادی و نگاه محتاطانه به آمریکاست که با شروع مذاکرات احیای برجام در دوره ریاست‌جمهوری بایدن همخوانی دارد.

همچنین سه نتیجه مذاکره ثبت شده است: دو مورد تحمیل و یک مورد ضرر. این نتایج نشان‌دهنده نگرانی از فشار و ضرر در مذاکرات است که با فضای مذاکرات احیای برجام سازگار است.

۱۴۰۲: اعتراضات پس از قتل مهسا ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ تا سال ۱۴۰۲ ادامه یافت. دولت رئیسی در تبادل زندانیان و آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده ایران در کره جنوبی در شهریور ۱۴۰۲ موفقیت‌هایی داشت اما حملات هفتم اکتبر (برابر ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۲) و تنش‌های منطقه‌ای، اوضاع را پیچیده کرد.

در این سال تمرکز مخاطبان خامنه‌ای از آمریکا به سمت اسرائیل تغییر کرد.

در سال ۱۴۰۲، چهار صفت برای آمریکا ثبت شده است: یک مورد دشمنی، یک مورد سلطه‌گری، یک مورد ظلم و یک مورد فساد.

این صفت‌ها نشان‌دهنده نگاه تقابلی به آمریکاست که با تنش‌های منطقه‌ای و ادامه فشارهای اقتصادی همخوانی دارد.

تنها یک نتیجه مذاکره ثبت شده که آن هم ضرر است. این نتیجه نشان‌دهنده نگاه منفی و در عین حال محتاطانه و خنثی به مذاکرات است که با بن‌بست مذاکرات احیای برجام و تمرکز روی مسائل داخلی مانند اعتراضات سازگاری دارد.

۱۴۰۳: التهابات داخلی ادامه یافت و احتمال پیروزی ترامپ در انتخابات آبان ۱۴۰۳، مقامات ایران را نگران کرد.

شرایط اقتصادی به دلیل تحریم‌ها وخیم‌تر شد و قیمت دلار در نیمه دوم سال به طور مکرر رکوردهای جدیدی ثبت کرد.

درگیری مستقیم با اسرائیل در عملیات «وعده صادق ۱ و ۲» نیز نگرانی از تقابل نظامی را بالا برد. مرگ پر‌ابهام رئیسی در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ و انتخاب پزشکیان در انتخابات هشتم تیر ۱۴۰۳ با شعار احیای گفت‌وگوها در امتداد برجام، فضای سیاسی ایران را ملتهب‌تر کرد.

در سال ۱۴۰۳، پنج صفت برای آمریکا ثبت شده است: دو مورد فریب، دو مورد سلطه‌گری و یک مورد تکبر. این صفت‌ها نشان‌دهنده بی‌اعتمادی و نگاه محتاطانه به آمریکاست که با احتمال پیروزی ترامپ در انتخابات و تنش‌های منطقه‌ای از جمله «وعده صادق ۱ و ۲» همخوانی دارد.

درباره نتیجه مذاکره یک مورد تحمیل و یک مورد فریب ثبت شده است.

این نتایج در کنار هم می‌تواند نشان‌دهنده تلاش برای مدیریت زمان و نگرانی از فشار در مذاکرات باشد که با بن‌بست مذاکرات و التهابات داخلی از جمله تغییر رییس‌جمهوری، سازگار است.

ایران و مذاکره؛ توافق یا تقابل؟

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
نگار مجتهدی

تهران و واشینگتن در آستانه مذاکراتی پرمخاطره در عمان هستند؛ گفت‌وگوهایی که می‌توانند تعیین‌کننده مسیر آینده باشند: دیپلماسی یا جنگ؟

نتیجه مذاکرات شنبه ۲۳ فروردین مسقط میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده نه فقط بر ثبات منطقه تاثیر می‌گذارد که ممکن است بقا یا سقوط حکومت ایران را نیز رقم بزند. حکومتی که بیش از چهار دهه بر ایران حکمرانی کرده است.

در قسمت جدید پادکست «آی‌فور ایران»، گروهی از کارشناسان درباره اهمیت واقعی این مذاکرات و اهداف هر طرف صحبت می‌کنند.

توافق برای بقا

آرش عزیزی، تحلیل‌گر مسائل ایران و نویسنده کتاب «ایرانی‌ها چه می‌خواهند؟» بر این باور است که جمهوری اسلامی به شدت به معامله‌گر بودن گرایش دارد و برای بقا به‌دنبال توافق است.

او گفت: «شکست در این مذاکرات دیگر فقط به معنای افزایش تحریم‌ها و فشار اقتصادی نیست بلکه می‌تواند به تشدید تنشی منجر شود که برای ایران به‌عنوان یک ملت بسیار ویران کننده باشد.»

افزایش فشار نظامی

فشارها بر ایران رو به افزایش است. دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، علاوه بر هشدارهای لفظی، بمب‌افکن‌های راهبردی بی-۲ به اقیانوس هند اعزام کرده و یک سامانه پدافند موشکی پاتریوت را از منطقه هند-پاسیفیک به خاورمیانه انتقال داده است.

طبق گزارش اکسیوس، این عملیات لجستیکی پیچیده شامل دست‌کم ۷۳ پرواز با هواپیمای باری سی-۱۷ بوده است.

ترامپ چهارشنبه اعلام کرد اگر مذاکرات هسته‌ای شکست بخورد، ممکن است اسرائیل حمله‌ای علیه ایران انجام دهد.

بیشتر بخوانید: از فشار حداکثری‌ تا تقابل حداکثری؛ ترامپ درباره مذاکره با ایران چه گفته و چه می‌گوید؟

اظهار نظر ترامپ تنها دو روز پس از آن مطرح شد که او در کاخ سفید و در حضور بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، خبر از مذاکرات مستقیم با تهران داد.

او در نشست خبری در دفتر بیضی‌شکل گفت: «اگر نیاز به اقدام نظامی باشد، اقدام نظامی خواهیم کرد.»

حرکت ایران به‌سوی توانایی هسته‌ای

در همین حال، ایران به دست‌یابی به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر می‌شود. گرچه تهران تاکید دارد برنامه‌ اتمی‌اش صلح‌آمیز است اما آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هشدار داده که ایران اکنون به‌اندازه کافی اورانیوم غنی‌شده نزدیک به سطح تسلیحاتی در اختیار دارد که می‌تواند چند بمب اتمی تولید کند.

عزیزی با توجه به این شرایط گفت: «به‌نظرم انگیزه شدیدی دارند؛ همان‌طور که مشاوران املاک می‌گویند، مشتاق به معامله هستند.»

سیاست فشار حداکثری یا انگیزه برای مذاکره؟

بهنام بن‌طالب‌لو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها گفت که گرچه حکومت ایران ایدئولوژیک است اما همچنان می‌توان آن را تحت فشار قرار داد.

او گفت: «اگر رییس‌جمهور آمریکا می‌خواهد به دیپلماسی فرصت بدهد، باید کاری کند که گزینه‌های جایگزین برای ایران جذاب‌تر از حضور بر سر میز مذاکره نباشند.»

جی سالومون از نشریه فری‌پرس نیز هشدار داد که ممکن است ایران از مذاکرات برای خریدن زمان استفاده کند.

او گفت: «موضوع گیج‌کننده این است که فرد مذاکره‌کننده یعنی استیو ویتکاف مواضعی علنی درباره توافق دارد که بسیار متفاوت است از آنچه مایک والتز، مشاور امنیت ملی می‌گوید. والتز خواستار برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران است.»

سالومون همچنین به شکاف‌های داخلی در اطراف ترامپ اشاره کرد و گفت: «ویتکاف اخیرا در برنامه تاکر کارلسون ظاهر شده و کارلسون تقریبا هر روز علنا با حمله نظامی به ایران مخالفت می‌کند. این تنش‌ها میان جمهوری‌خواهان سنتی مانند والتز و جناح مگا (حامیان ایده عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم) در حزب جمهوری‌خواه مشهود است.»

100%

آخرین فرصت؟

گابریل نورونیا، مشاور پیشین گروه اقدام ایران در وزارت خارجه آمریکا، این مذاکرات را بیشتر یک «آزمون» دانسته تا یک «فرصت تاریخی».

او گفت: «این در واقع ترامپ است که می‌گوید ایران فقط یک راه ساده برای نجات خودش دارد ... یا باید مسیر آسان را انتخاب کند یا مسیر سخت را که همان حمله نظامی است.»

به گزارش خبرگزاری رویترز، یک منبع آگاه گفته است که قرار است هیات‌های دو طرف در یک اتاق مشترک با هم دیدار کنند.

این لحظه‌ای سرنوشت‌ساز است؛ لحظه‌ای که می‌تواند مسیر روابط ایران و آمریکا را دوباره تعریف کند. این‌که سرنوشت به‌سمت توافق و دیپلماسی می‌رود یا جنگ، احتمالا پشت درهای بسته در عمان تعیین خواهد شد.

گزارش‌ شهروندان حاکی از اختلال در اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای در آستانه شروع مذاکرات است

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

گزارش‌های رسیده از مخاطبان به ایران‌اینترنشنال حاکی است در آستانه دیدار نماینده جمهوری اسلامی و آمریکا در عمان برای مذاکرات، دسترسی به اینترنت و مشاهده کانال‌های تلویزیونی ماهواره‌ای دچار اختلال شده است.

یکی از مخاطبان می‌گوید: «از الان شروع کرده‌اند به پایین آوردن سرعت اینترنت و زمان شروع مذاکرات اینترنت را قطع می‌کنند و روی شبکه‌های ماهواره‌ای پارازیت می‌اندازند تا کسی متوجه مذاکرات نشود.»

در روزهای اخیر مقام‌های حکومت ایران بارها بر غیرمستقیم بودن مذاکرات تاکید کردند؛ این در حالی است که شهروندان در رسانه‌های اجتماعی به حضور جمهوری اسلامی در مذاکره با دولت ترامپ که قبلا آن را «قاتل قاسم سلیمانی» خوانده و بر «انتقام» تاکید کرده بود، واکنش نشان داده‌اند.

مقام‌های آمریکا گفته‌اند که این مذاکرات به صورت مستقیم برگزار می‌شود.

گاردین: چشم‌انداز روشنی برای موفقیت مذاکرات تهران و واشینگتن وجود ندارد

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه گاردین در مطلبی تحلیلی به ذکر پنج دلیل پرداخت که احتمال موفقیت‌آمیز بودن مذاکرات میان تهران و واشینگتن را کاهش داده است. یکی از این دلایل، اظهارات متناقض مقام‌های جمهوری اسلامی و آمریکا درباره مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکرات است که می‌تواند نشانه اختلافات عمیق‌تر باشد.

گاردین شنبه ۲۳ فروردین در مطلبی نوشت این دیدارها در ادبیات تاریخی به «لحظات نیکسون در چین» معروف‌اند: ملاقات‌های دیپلماتیکی که در آن رهبران نظام‌هایی با دشمنی‌های ریشه‌دار، بی‌اعتمادی را کنار می‌گذارند و به دستاوردهایی غیرمنتظره می‌رسند.

با این حال، کمتر دیداری را می‌توان یافت که چشم‌انداز موفقیتی به ‌اندازه سفر تاریخی ریچارد نیکسون به پکن در سال ۱۹۷۲ داشته باشد: «حتی دیداری که قرار است ۲۳ فروردین میان نمایندگان جمهوری اسلامی و آمریکا در عمان برگزار شود نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ دیداری که اعلام آن از سوی ترامپ، جامعه بین‌المللی و رسانه‌ها را غافلگیر کرد.»

مانع اول: تهدید ترامپ به بمباران و حمله

در ظاهر، موضوع اصلی مذاکرات، برنامه هسته‌ای ایران و نگرانی‌های غرب از این است که جمهوری اسلامی بتواند این برنامه را به تولید سلاح هسته‌ای تبدیل کند.

ترامپ بارها تهران را تهدید کرده است که در صورت عدم توافق، با خطر بمباران و حمله مواجه خواهد شد.

فضای دیپلماتیکی که با تهدید همراه بود، جمعه از سوی کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید نیز تکرار شد.

لویت گفت: «هدف نهایی این است که ایران هیچ‌گاه به سلاح هسته‌ای دست نیابد ... همه گزینه‌ها روی میز است و ایران باید انتخاب کند؛ یا خواسته ترامپ را می‌پذیرد یا باید بهای سنگینی بپردازد.»

به گفته گاردین، این روش برای عبور از دو نسل بی‌اعتمادی میان دو کشور، از زمانی که جیمی کارتر در سال ۱۹۸۰ پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران به دست انقلابیون و گروگان‌گیری ۵۳ آمریکایی برای بیش از یک سال، روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد، چندان امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد.

مانع دوم: اختلاف دو طرف بر سر شکل مذاکرات

مانع دیگر این است که دو طرف حتی بر سر شکل مذاکرات نیز اختلاف دارند.

در حالی که ترامپ گفته این مذاکرات «مستقیم» خواهد بود، ایران بر «غیرمستقیم» بودن آن تاکید کرده؛ به این معنا که ارتباطات از طریق میانجی انجام خواهد شد.

تحلیل‌گران و دیپلمات‌های باسابقه می‌گویند این اختلاف، نشانه‌ای از شکاف‌های عمیق‌تر است که می‌تواند اساسا احتمال موفقیت را از بین ببرد؛ چنان‌که یکی از دیپلمات‌های کهنه‌کار آمریکایی، شانس موفقیت را «از صفر تا هیچ» توصیف کرد.

دنیس جت، سفیر پیشین آمریکا و استاد روابط بین‌الملل که کتابی درباره توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با ایران نوشته، گفت: «این نشان می‌دهد که افراد جدی مسئول این روند نیستند چون یکی از اولین گام‌ها در هر مذاکره‌ای، توافق بر سر مسائلی مثل قالب مذاکرات و جزییات اجرایی آن است.»

مانع سوم: تهران و واشینگتن یکدیگر را نمی‌شناسند

گاردین نوشت ریاست هیات ایرانی را عباس عراقچی بر عهده دارد که نقشی کلیدی در مذاکرات منتهی به توافق ۲۰۱۵ موسوم به برجام ایفا کرده است اما در مقابل، هیات آمریکایی به رهبری استیون ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، وارد گفت‌وگو می‌شود.

این رسانه یادآور شد ویتکاف، یک سرمایه‌دار هتل‌ساز اهل برانکس است که مورد اعتماد و گوش شنوا برای ترامپ محسوب می‌شود اما هیچ تجربه‌ای در زمینه ایران یا فرهنگ پیچیده مذاکراتی این کشور ندارد.

این خلأ شناخت می‌تواند شکاف عمیق موجود میان دو کشور را باز هم بیشتر کند.

ری تکیه، کارشناس مسائل ایران در شورای روابط خارجی، گفت: «ما ایرانی‌ها را نمی‌فهمیم و مطمئن نیستم که آن‌ها چقدر نظام سیاسی آمریکا -به‌ویژه امروز- را می‌شناسند ... ما با یک رابطه بسیار پیچیده روبه‌رو هستیم، بی‌آن‌که طرف مقابل را درک کنیم.»

به گفته تکیه، یکی از عواملی که این ناآگاهی متقابل را تقویت کرده، ۴۵ سال قطع رابطه دیپلماتیک میان دو کشور بوده است: «ما در آمریکا به‌طور جمعی، رژیم ایران را نمی‌فهمیم. نمی‌دانیم این نظام چگونه کار می‌کند. با شخصیت‌ها و انگیزه‌های بازیگران اصلی آشنا نیستیم. به‌نظر من، ما از سازوکارهای درونی این رژیم به‌شدت بی‌اطلاعیم.»

مانع چهارم: تضاد اهداف و خواسته‌ها

تضاد اهداف دو طرف نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. برای جمهوری اسلامی، هدف اصلی کاهش تحریم‌های سنگین غرب است که اقتصاد ایران را به زانو درآورده است.

تهران در عین حال می‌خواهد برنامه هسته‌ای خود که رهبرانش آن را «صرفا با اهداف صلح‌آمیز می‌دانند»، حفظ کند.

تکیه گفت: «مهم‌ترین هدف ایران، محافظت از زیرساخت‌های هسته‌ای‌اش در برابر حمله نظامی است و بهترین راه برای این کار، آغاز یک روند مذاکره است.»

اما به گفته گاردین، اهداف آمریکا به این اندازه مشخص نیستند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، از واشینگتن خواسته تا به‌دنبال «گزینه‌ای مشابه لیبی» باشد؛ اصطلاحی که به توافق با معمر قذافی، دیکتاتور پیشین لیبی، اشاره دارد و به معنای برچیدن کامل توان غنی‌سازی اورانیوم است.

چنین هدفی برای جمهوری اسلامی تقریبا قطعا مردود است؛ به‌ویژه با توجه به سرنوشت نهایی قذافی که سرنگون و به‌دست شورشیان کشته شد.

اهدافی که مایک والتز، مشاور امنیت ملی آمریکا، مطرح کرد نیز به همان اندازه غیرقابل‌پذیرش به نظر می‌رسند.

والتز خواستار پایان حمایت جمهوری اسلامی از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای مانند حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها شده است.

با این حال به‌ نظر می‌رسد والتز پس از ماجرای جنجالی «سیگنال‌گیت» که طی آن به‌طور ناخواسته یک روزنامه‌نگار را به گروه گفت‌وگوی مقامات آمریکایی درباره حملات به حوثی‌ها دعوت کرد، جایگاه خود را در کاخ سفید تا حد زیادی از دست داده است.

سینا طوسی، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست بین‌الملل، گفت که در مقابل، استیون ویتکاف موضعی مصالحه‌جویانه‌تر در پیش گرفته است و «واقعا به‌نظر می‌رسد فردی عمل‌گرا باشد».

طوسی به مصاحبه‌ای از ویتکاف اشاره کرد که در آن از احتمال توافق با ایران صحبت کرده و افزود: «او درباره توافقی صحبت کرد که محور آن را راستی‌آزمایی صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران تشکیل می‌دهد. به‌نظر می‌رسد که ویتکاف با اقتدار از طرف ترامپ حرف می‌زند.»

او در ادامه گفت: «من فکر نمی‌کنم ایرانی‌ها بدون آن‌که از پیش به نوعی اطمینان رسیده باشند که این مذاکره قرار نیست کاملا یک‌طرفه باشد، با دیدار سطح بالا با ویتکاف در عمان موافقت کرده باشند.»

بر اساس گزارش گاردین، این اطمینان شامل این نکته هم می‌شود که طرف آمریکایی به‌دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی نیست؛ هدفی که در دولت پیشین ترامپ از سوی برخی از مشاوران ارشد سیاست خارجی او مطرح می‌شد اما خود ترامپ نشانه‌هایی از کنار گذاشتن آن نشان داده است.

ویتکاف در مصاحبه‌ای که در آستانه مذاکرات با وال استریت ژورنال داشت، به انعطاف‌پذیری موضع آمریکا اشاره و «خط قرمز» واشینگتن را «تسلیحاتی شدن برنامه هسته‌ای ایران» اعلام کرد.

او گفت: «فکر می‌کنم موضع ما از برچیدن کامل برنامه هسته‌ای شما آغاز می‌شود؛ این موضع امروز ماست. البته این به آن معنا نیست که ممکن است در حاشیه مذاکرات راه‌هایی برای مصالحه میان دو کشور پیدا نشود.»

100%

مانع پنجم: ترس و عدم‌اطمینان تهران نسبت به ترامپ

به گفته گاردین، اما در هسته تمایل ناگهانی ایرانی‌ها به تعامل که در چهار سال ریاست‌جمهوری جو بایدن به‌طور آشکاری غایب بود، با وجود تلاش‌های مکرر، احساس ترس و عدم‌اطمینان نسبت به خود ترامپ نقش دارد.

ترامپ در نخستین دوره ریاست‌جمهوری خود، دستور کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران را صادر کرد.

تکیه در همین زمینه گفت: «عامل ترس، جمهوری اسلامی را در مذاکرات به پیش می‌راند اما این مساله دو طرفه است.»

او توضیح داد که از یک طرف، ترس از اقداماتی که ترامپ ممکن است انجام دهد وجود دارد و از طرف دیگر، تهران نگران این است که آیا می‌تواند به ترامپ به‌عنوان یک واسطه و میانجی قابل اعتماد برای رسیدن به توافق اعتماد کند یا خیر.

اما طوسی به گاردین گفت که خامنه‌ای اکنون سیاست «هویج» را طرح کرده که ترامپ احتمالا با جهان‌بینی معروف خود که همواره مبتنی بر معامله است، آن را بپذیرد: امکان برقراری روابط تجاری میان آمریکا و ایران.

عراقچی به تازگی در مقاله‌ای برای واشنگتن‌پست نوشت ایران با تحریم‌های اقتصادی آمریکا و کاهش مستمر ارزش ریال، در وضعیت اقتصادی بحرانی قرار دارد و به شدت نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی است تا زیرساخت‌های خود را به‌روزرسانی کند.

او گفت ترامپ با هر توافق احتمالی، به نوعی، یک فرصت برای ایران ایجاد می‌کند.