• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

ایران از غنی‌سازی چه به‌دست آورده است و به چه بهایی؟

بهروز بیات,
مهدی قدسی
۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)

پس از پنج دور مذاکره، تهران و واشینگتن با وجود ابراز خوش‌بینی محتاطانه، همچنان بر خط قرمز متناقض خود پافشاری می‌کنند: غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران. اما آیا این برنامه با وجود همه هزینه‌هایی که بر دوش مردم گذاشته، واقعاً ارزش نمادین خود را دارد؟

هسته اصلی مناقشه، مسئله غنی‌سازی است. در حالی‌که ایران تمایل خود را برای حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالا (HEU) و پذیرش بازرسی‌های شدیدتر اعلام کرده، همچنان بر حق خود برای غنی‌سازی اورانیوم در سطح پایین (LEU) برای مقاصد صلح‌آمیز اصرار می‌ورزد.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، حتی این سطح از توانمندی را نیز معادل برخورداری بالقوه از قابلیت ساخت سلاح هسته‌ای می‌داند.

در ایران، برنامه غنی‌سازی مدت‌هاست که به نمادی از غرور ملی تبدیل شده است. اما آن‌سوی این ارزش نمادین، زیرساختی پرهزینه، کهنه و ناکارآمد قرار دارد که نه تنها از نظر فنی مزیتی چشم‌گیر ندارد، بلکه بار اقتصادی سنگینی بر کشور تحمیل کرده است.

این مقاله، سیر تحول و کارایی فنی برنامه غنی‌سازی ایران، جایگاه بین‌المللی آن، و باری را که بر اقتصاد و زندگی مردم نهاده، بررسی می‌کند.

فرصت‌های از دست‌رفته و مسیر تنش‌زا

ایران نخستین بار در سال ۱۹۸۷ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، با کمک شبکه قاچاق هسته‌ای متعلق به عبدالقدیر خان از پاکستان، غنی‌سازی اورانیوم را آغاز کرد. با این حال، ریشه‌های این برنامه به دهه ۱۹۷۰ و دوره پهلوی بازمی‌گردد، زمانی که ایران در چارچوب ابتکار «اتم برای صلح» با حمایت ایالات متحده به‌دنبال ایجاد برنامه‌ای غیرنظامی برای انرژی هسته‌ای بود.

در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، ایران در زمینه ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای با چین و روسیه همکاری کرد، اما در عین حال تاسیسات غنی‌سازی نطنز و فردو را به شکل پنهانی بنا نهاد؛ تاسیساتی که بعدها از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افشا شدند.

در آغاز دهه ۲۰۰۰، ایران فرصتی برای اثبات شفافیت خود داشت. اما پنهان‌کاری در تاسیسات و مانع‌تراشی در برابر بازرسی‌ها – در غیاب توجیه اقتصادی قانع‌کننده – به تشدید بدبینی جهانی انجامید.

پس از سال‌ها مذاکره، در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای (برجام) حاصل شد؛ توافقی که سقف غنای اورانیوم و ذخایر آن را محدود می‌کرد، شمار سانتریفیوژها را کاهش می‌داد و نظارت آژانس را افزایش می‌داد. در مقابل، برخی از تحریم‌ها برداشته شد.

هدف دیگر برجام، بازگرداندن ایران به چرخه اقتصاد جهانی بود. با وجود حمایت دولت روحانی از گشایش محدود، رهبر جمهوری اسلامی با روابط عمیق‌تر با آمریکا مخالفت کرد و چنین ضربه‌ای به روح برجام مانع از ورود سرمایه گذاری خارجی به ایران شد.

خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، این روند را به‌کلی از مسیر خارج کرد. ایران نیز گام‌به‌گام تعهدات خود را نقض کرد و تحریم‌ها مجدداً اعمال شدند.

در این میان، بازیگران قدرتمندی همچون سپاه پاسداران – که از شرایط تحریمی سود می‌برد و در چارچوب سازوکار «حفاظت داخلی برای فروش» فعالیت می‌کند – از ابتدا با برجام مخالف بودند.

در نهایت، برنامه غنی‌سازی به ابزاری سیاسی بدل شد، نه راهبردی برای تامین انرژی؛ نمادی از ایستادگی که به بهای کاهش شدید رفاه عمومی پیگیری شد.

برنامه‌ای ناکارآمد و پرهزینه

برنامه غنی‌سازی ایران به‌شدت متکی به سانتریفیوژهای مدل IR-1 و اخیرأ شماری اندک از دیگر دستگاه های پیشرفته‌تر است، ماشین‌هایی با طراحی دهه ۱۹۷۰ در پاکستان که نه‌تنها کارآمد نیستند، بلکه مستعد خرابی‌اند. در مقابل، کشورهای دارای فناوری پیشرفته از سانتریفیوژهایی با راندمان بالا استفاده می‌کنند که بازدهی بیشتری در قبال مصرف انرژی دارند.

بر اساس برآوردهای موجود، هزینه غنی‌سازی هر واحد کار جداسازی (SWU) در ایران بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار است، در حالی که این رقم در کشورهای پیشرفته حدود ۴۰ دلار است.

استخراج اورانیوم نیز در ایران بسیار ناکارآمد است. طبق داده‌های آژانس و گزارش‌های خود ایران، تولید هر کیلوگرم اکسید اورانیوم (U₃O₈) حدود ۱۷۵۰ دلار هزینه دارد، در حالی‌که این رقم در کانادا تنها ۶۰ دلار است.

تعهد سیاسی به خودکفایی هسته‌ای، اگرچه از منظر نمادین قابل درک است، اما از نظر اقتصادی به ضد خود تبدیل شده است.

مسئله بدتر آن‌که، تقاضای داخلی چندانی نیز برای اورانیوم غنی‌شده در ایران وجود ندارد. نیروگاه بوشهر همچنان با سوخت روسی کار می‌کند و هیچ‌یک از راکتورهای داخلی از اورانیوم با غلظت پایین ایرانی استفاده نمی‌کنند.

در سطح جهانی، اکثر کشورها سوخت هسته‌ای را وارد می‌کنند و وارد فرآیند غنی‌سازی نمی‌شوند؛ چرا که این کار صرفه اقتصادی ندارد. بنابراین، برنامه غنی‌سازی ایران بیش از آن‌که یک راهبرد منطقی باشد، نشانه‌ای نمادین است.

یک دهه تحریم و رنج اقتصادی

موضع هسته‌ای ایران هزینه‌ای سنگین بر کشور تحمیل کرده است.

از سال ۲۰۱۱ تاکنون، تحریم‌ها رشد تجارت، سرمایه‌گذاری و تولید ناخالص داخلی را به‌شدت مختل کرده‌اند.

صادرات نفت از دو و نیم میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۱ به کمتر از ۴۰۰ هزار بشکه در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ کاهش یافت. گرچه صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۴ به یک و نیم میلیون بشکه بازگشت، اما هنوز به سطح پیشاتحریم نرسیده است.

تولید ناخالص داخلی واقعی ایران در سال ۲۰۱۱ حدود ۱۳ درصد افت کرد و تاکنون به سطح سرانه پیش از آن بازنگشته است.

اگر ایران روند رشد پیش از ۲۰۱۱ را حفظ می‌کرد – با میانگین رشد ۵.۹ درصد – تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۲۴ حدود ۸۲۸ میلیارد دلار می‌بود، در حالی‌که اکنون کمتر از ۴۰۰ میلیارد دلار است.

حتی با در نظر گرفتن بحران‌هایی نظیر کووید-۱۹ یا جهش قیمت جهانی کالاها، هزینه فرصت برنامه هسته‌ای و تحریم‌های مرتبط با آن بین ۳۹۹ تا ۴۱۴ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

ارزش ریال ایران نیز از ۲۰۱۱ به این سو به‌شدت سقوط کرده و نرخ تورم طی شش سال اخیر به‌طور میانگین ۴۰ درصد بوده است. دستمزدهای واقعی افت شدیدی برای خانوارهای با درآمد ثابت داشته، و شکاف طبقاتی تشدید شده است.

دور پنجم گفت‌وگوهای ایران و آمریکا بدون پیشرفت پایان یافت، اما ادامه مذاکرات نشان می‌دهد دو طرف همچنان به یک توافق امیدوارند. در حالی‌که برنامه غنی‌سازی دیگر نه منفعت راهبردی دارد و نه سود اقتصادی، تنها کارکرد سیاسی آن باقی مانده است.

پیشنهادهایی برای گریز از بن‌بست
در حال حاضر چندین طرح در دست بررسی است:

یکی از آن‌ها ایجاد کنسرسیومی منطقه‌ای در خلیج فارس برای نظارت بر برنامه غنی‌سازی ایران است. گرچه این طرح هنوز پایه عملی محکمی ندارد، اما می‌تواند راهی برای حفظ ظاهر حق غنی‌سازی بدون اجرای عملی آن باشد.

پیشنهاد دیگر، به رسمیت شناختن حق نظری ایران برای غنی‌سازی طبق معاهده ان‌پی‌تی در کنار تعلیق کامل فعالیت‌های داخلی است.

طرح سوم نیز، ارائه غرامت مالی در ازای برچیدن تاسیسات غنی‌سازی را مطرح می‌کند.

شاید پیشنهادهای خلاقانه‌تری نیز مطرح شوند. اما آنچه اکنون اهمیت دارد، جلوگیری از بروز یک درگیری نظامی است.

رهبران جمهوری اسلامی باید میان سرسختی ایدئولوژیک و آینده‌ای مبتنی بر دیپلماسی خرد‌گرایانه یکی را برگزینند.

برنامه غنی‌سازی تاکنون، نه فقط در قالب تولید ناخالص داخلی از دست‌رفته، بلکه در قالب زندگی و آینده میلیون‌ها شهروند عادی، بهای گزافی داشته است.

غرور نمادین جایگزین رفاه واقعی نیست. زمان آن فرا رسیده که ایران مسیر تازه‌ای را برگزیند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

نامور حقیقی: گذشت زمان در مذاکرات به نفع ایران نیست

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

علیرضا نامور حقیقی، تحلیل‌گر سیاسی گفت: «ایران اگر نخواهد انعطاف حداکثری در مذاکرات با آمریکا داشته باشد با چالش‌های بیشتری مواجه خواهد شد.»

او افزود: «گذشت زمان به نفع ایران نیست و هرچه روند مذاکرات بیشتر ادامه یابد، احتمال اقدام اسرائیل علیه ایران افزایش می‌یابد.»

حسین آقایی: پوتین به‌دنبال بازی با کارت ایران در مذاکرات صلح اوکراین است

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

حسین آقایی، پژوهشگر روابط بین‌الملل و امور استراتژیک، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت: «ترامپ به‌جای گفت‌وگو با متحد خود، اسرائیل، در تلاش است با بهره‌گیری از میانجی‌گری مسکو، سطح تنش با جمهوری‌اسلامی را کاهش دهد. از نگاه آمریکا، روسیه به‌دلیل روابط نزدیک با جمهوری اسلامی می‌تواند نقشی موثرتر در این بحران ایفا کند.»

آقایی با اشاره به حملات اوکراین به عمق خاک روسیه و تهدیدهای ترامپ درباره اعمال تحریم‌های بیشتر علیه مسکو در صورت تداوم جنگ افزود: «پوتین در پی آن است که با استفاده از کارت میانجی‌گری در مساله جمهوری اسلامی، نرخ چانه‌زنی خود را در پرونده اوکراین بالا ببرد.»

او ادامه داد: «پوتین به‌دنبال تحقق نوعی توافق محدود میان تهران و واشینگتن است؛ چرا که به زعم او، در حال حاضر تهران در موضع ضعف قرار دارد و این فرصت مناسبی برای روسیه است تا در ازای میانجی‌گری در پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی، امتیازاتی در عرصه جنگ اوکراین برای خود کسب کند.»

شکست در آزمون تاب‌آوری سوخت بوشهر و تردید درباره صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

«برای نیروگاه بوشهر یک نمونه سوخت اتمی ساختیم. از روس‌ها تقاضا کردیم که این سوخت را بگذاریم در راکتور بوشهر که تاب‌آوری‌اش را اندازه بگیریم که اجازه ندادند.» این جملات را علی‌اکبر صالحی، رییس پیشین سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، اخیرا در یک برنامه‌ی تلویزیونی بیان کرد.

او به‌صراحت اذعان کرد که تلاش برای آزمون تاب‌آوری سوخت هسته‌ای ساخت ایران جهت استفاده در نیروگاه بوشهر با شکست مواجه شده است.

این اعتراف از زبان مقام ارشد سابق هسته‌ای جمهوری اسلامی، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که سال‌ها مورد تردید کارشناسان بین‌المللی بود.

مشروح کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

روح‌الله رحیم‌پور: تجربه‌های همکاری تهران با روسیه و چین پیامدهای امنیتی برای ایران داشته‌

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۱۵:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

روح‌الله رحیم‌پور، تحلیل‌گر سیاسی درباره اظهارات اخیر علی‌اکبر صالحی درباره کارشکنی روس‌ها به ایران اینترنشنال گفت: «اظهارات علی‌اکبر صالحی درباره روسیه تنها به این کشور محدود نمی‌شود؛ او از نمونه‌های متعددی از کارشکنی چینی‌ها نیز یاد کرده است. به‌گفته او، روسیه و چین بارها جمهوری اسلامی را در قراردادهای بلندمدت در شرایط دشوار قرار داده‌اند.»

رحیم‌پور افزود: «این مسئله فقط به موضوعات هسته‌ای محدود نیست؛ در دیگر حوزه‌ها، به‌ویژه پروژه‌های زیرساختی، تجربه همکاری با این دو کشور پر از ناکامی بوده است. به‌عنوان نمونه، پروژه آزادراه تهران–شمال با وجود مشارکت طرف چینی، دهه‌ها زمان، سرمایه و انرژی را به هدر داده است.»

به گفته این تحلیلگر سیاسی، علاوه بر ناکارآمدی اقتصادی، این تجربه‌ها پیامدهای امنیتی نیز برای جمهوری اسلامی داشته‌اند.

او تاکید کرد: «با وجود روابط گسترده، چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل، هرگز از مواضعی که جمهوری اسلامی برای خود قائل بوده، حمایت نکرده‌اند؛ در بهترین حالت، در برابر قطعنامه‌ها و بیانیه‌های بین‌المللی تنها به رأی ممتنع بسنده کرده‌اند. در مجموع، همکاری با این دو قدرت نه‌تنها به سود مردم ایران نبوده، بلکه هزینه‌های سنگینی در پی داشته است.»

شکست در آزمون تاب‌آوری سوخت بوشهر و تردید درباره صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۱۵:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
سروش دریافر

«برای نیروگاه بوشهر یک نمونه سوخت اتمی ساختیم. از روس‌ها تقاضا کردیم که این سوخت را بگذاریم در راکتور بوشهر که تاب‌آوری‌اش را اندازه بگیریم که اجازه ندادند.» این جملات را علی‌اکبر صالحی، رییس پیشین سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، اخیرا در یک برنامه‌ی تلویزیونی بیان کرد.

او به‌صراحت اذعان کرد که تلاش برای آزمون تاب‌آوری سوخت هسته‌ای ساخت ایران جهت استفاده در نیروگاه بوشهر با شکست مواجه شده است.

این اعتراف از زبان مقام ارشد سابق هسته‌ای جمهوری اسلامی، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که سال‌ها مورد تردید کارشناسان بین‌المللی بود.

مفهوم «تاب‌آوری سوخت هسته‌ای» و اهمیت آن

تاب‌آوری سوخت هسته‌ای به چه معناست و چرا چنین آزمایش‌هایی انجام می‌شود؟

به‌طور خلاصه، منظور فرایندی از آزمون‌های دقیق است که روی سوخت جدید طراحی‌شده برای راکتور‌های اتمی انجام می‌گیرد تا اطمینان حاصل شود آن سوخت می‌تواند در شرایط سخت داخل راکتور به‌صورت پایدار و ایمن عمل کند.

در این آزمون‌ها، نمونه‌های سوخت تحت سناریوهای مختلف قرار می‌گیرند تا عملکردشان ارزیابی شود.

به‌طور معمول سه دسته شرایط عملیاتی زیر برای آزمون صلاحیت سوخت در نظر گرفته می‌شود:

۱. شرایط عادی بهره‌برداری: مواجهه سوخت با دما، فشار و شار نوترونی طی کارکرد معمول راکتور

۲. شرایط گذرا: تغییرات ناگهانی در وضعیت راکتور (مانند افزایش سریع توان یا افت لحظه‌ای فشار) که می‌تواند بر سوخت تاثیر بگذارد

۳. شرایط فرضی حادثه: حالت‌های بحرانی نظیر از دست رفتن خنک‌کننده یا افزایش خارج از کنترل حرارت که در بدترین سناریوها، ممکن است رخ دهد

سوخت باید در تمامی این وضعیت‌ها آزمون تاب‌آوری را با موفقیت طی کند تا صلاحیت استفاده در راکتور اتمی را به‌دست آورد.

برای این منظور، یک برنامه‌ جامع پرتودهی و تست انجام می‌شود که طی آن، سوخت تحت تابش نوترونی قرار می‌گیرد و تا حد پایان عمر طراحی‌شده‌اش (حداکثر سوختن) بررسی می‌شود تا هرگونه مشکلی نظیر شکستگی غلاف یا افت عملکرد شناسایی گردد.

این فرایند از منظر ایمنی و عملکرد نیروگاه اتمی قابل اغماض نیست. در تاریخ صنعت هسته‌ای نمونه‌هایی از این دست مشاهده شده است؛ برای مثال در سال ۲۰۰۸ طی آزمایش سوخت مختلط پلوتونیوم (MOX) در راکتور نیروگاهی کاتاوبا (ایالات متحده)، رشد طولی غیرعادی میله‌های سوخت این راکتور باعث توقف زودهنگام برنامه‌ آزمایشی شد.

نهادهای ناظر پس از این رویداد تاکید کردند نباید در انجام تست‌های ایمنی سوخت هیچ‌گونه کوتاهی یا شتابزدگی صورت گیرد.

  • خامنه‌ای پیشنهاد آمریکا را برای توافق هسته‌ای رد کرد

    خامنه‌ای پیشنهاد آمریکا را برای توافق هسته‌ای رد کرد

شکست ایران در آزمون سوخت داخلی و تردید در اهداف برنامه غنی‌سازی

ایران علی‌رغم پیشرفت در توانایی غنی‌سازی اورانیوم، تاکنون در تولید سوخت واجد شرایط برای نیروگاه‌های اتمی به موفقیت نرسیده است.

صالحی در اظهارات خود تصریح کرد نمونه‌ سوخت تولید داخل برای راکتور بوشهر حتی فرصت ارزیابی کامل را نیافت، چرا که طرف روسی اجازه‌ قرار دادن آن در قلب راکتور را نداد و عملا این آزمون تاب‌آوری ناکام ماند.

نتیجه‌ مستقیم این وضعیت آن است که نخستین نیروگاه اتمی ایران یعنی بوشهر، کماکان کاملا وابسته به سوخت وارداتی از روسیه است.

بنا بر توافق دوجانبه، روسیه همه‌ سوخت تازه‌ مورد نیاز رآکتور بوشهر را تامین کرده و می‌کند و پس از مصرف نیز میله‌های سوخت مصرف‌شده را برای دفع نهایی به روسیه بازمی‌گرداند.

به گزارش انجمن جهانی هسته‌ای، این ترتیبات عملا تامین سوخت نیروگاه بوشهر را برای آینده قابل پیش‌بینی تضمین کرده و هرگونه توجیه فنی برای تداوم غنی‌سازی بومی در ایران را از بین می‌برد.

مقامات ایرانی همواره استدلال کرده‌اند که هدف از غنی‌سازی اورانیوم، تولید سوخت برای مصارف صلح‌آمیز، مانند نیروگاه‌های برق و رسیدن به خودکفایی در چرخه‌ سوخت است.

با این حال، ناکامی در آزمون عملی سوخت داخلی و ادامه‌ اتکا به روسیه برای سوخت‌رسانی به تنها نیروگاه اتمی فعال کشور، این ادعا را شدیدا تضعیف می‌کند.

افزون بر این، سطح غنای اورانیومی که ایران طی سال‌های اخیر به آن دست یافته، بسیار بالاتر از مقدار مورد نیاز یک برنامه‌ برق هسته‌ای است.

  • مذاکرات هسته‌ای و برنامه موشکی جمهوری اسلامی: ضرورت پرداختن به زرادخانه نادیده‌ گرفته‌شده

    مذاکرات هسته‌ای و برنامه موشکی جمهوری اسلامی: ضرورت پرداختن به زرادخانه نادیده‌ گرفته‌شده

اورانیوم با غنای ۳ تا ۵ درصد برای سوخت‌رسانی به یک راکتور قدرت کافی است، در حالی‌ که ایران تا سطح ۶۰ درصد اورانیوم را غنی کرده است که به مراتب بالاتر از نیاز نیروگاهی بوده و عملا کشور را به سطح مواد شکافت‌پذیر درجه تسلیحاتی نزدیک می‌کند.

برآورد می‌شود که حتی اگر ایران سوخت مورد نیاز نیروگاه بوشهر را کاملا به‌صورت بومی تولید کند، سالانه حدود ۱۰۰ هزار سو غنی‌سازی برای این منظور کافی خواهد بود، در حالی‌ که ایران از برنامه‌هایی برای رسیدن به ظرفیت یک میلیون سو در سال سخن گفته است.

این رقم تقریبا ۱۰ برابر کل نیاز غنی‌سازی برای یک نیروگاه اتمی است و شکاف چشمگیری میان ادعای تامین سوخت داخلی و واقعیت کاربرد غنی‌سازی جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.

به‌طور کلی، مجموعه شواهد فوق حکایت از آن دارد که ادعای صلح‌آمیز بودن برنامه‌ غنی‌سازی حکومت ایران با الزامات و نتایج عملی آن همخوان نیست.

هنگامی که سوخت یک نیروگاه به‌طور امن و مطمئن از سوی شریک خارجی تامین می‌شود، اصرار بر ادامه‌ غنی‌سازی در سطوح بالا و بدون کاربرد روشن، از دیدگاه فنی و علمی توجیهی ندارد.

همین واقعیت موجب شده است ناظران بین‌المللی بیش از پیش نسبت به نیات حقیقی برنامه‌ هسته‌ای جمهوری اسلامی دچار تردید شوند و از تهران بخواهند درباره هدف اصلی انباشت اورانیوم غنی‌شده‌ای که در عمل کاربردی برای تولید برق هسته‌ای ندارد، شفاف‌سازی کند.

ادعای تهران مبنی بر «صرفا صلح‌آمیز» بودن برنامه‌ هسته‌ای‌اش، در پرتو شکست‌های فنی یادشده و وابستگی ادامه‌دار به سوخت وارداتی، با چالشی جدی از جانب واقعیت‌های علمی روبه‌رو شده است.