• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

عقب‌نشینی تحقیرآمیز خامنه‌ای از نگاه مردم

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۲۳:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

با وجود تلاش‌های گسترده جمهوری اسلامی برای توجیه عقب‌نشینی علی خامنه‌ای در برابر دولت آمریکا و پذیرش مذاکره‌ای که پیش‌تر به‌شدت آن را رد کرده بود، افکار عمومی این عقب‌نشینی را به مثابه تحقیر نظام می‌بیند و به‌عنوان یک شکست آشکار برای حکومت ارزیابی کرده‌ است.

هر اندازه که مقامات جمهوری اسلامی سعی دارند با استفاده از واژگان متناقض و حتی اظهارات خلاف واقع، این تغییر موضع ناگهانی را توضیح دهند، نتیجه‌ای جز افزایش بی‌اعتمادی عمومی و برجسته شدن تناقض‌های آشکار در گفتار و رفتارشان نداشته است.

در ۲۴ ساعت گذشته، شهروندان بسیاری از سراسر کشور با شبکه ایران اینترنشنال تماس گرفته و از زوایای مختلف به تحلیل این عقب‌نشینی پرداخته‌اند. یکی از برجسته‌ترین نکاتی که در پیام‌های مردم دیده می‌شود، یادآوری سخنان اخیر علی خامنه‌ای است که مذاکره با آمریکا را «غیرعاقلانه»، «غیراخلاقی» و «غیرشرافتمندانه» توصیف کرده بود.

اکنون که جمهوری اسلامی ناچار به پذیرش مذاکره با آمریکا شده، بسیاری از شهروندان با لحن انتقادی و تمسخرآمیز، از حکومت می‌پرسند: "پس آن همه شعار درباره شرافت چه شد؟"

آن‌چه بیش از همه جلب توجه می‌کند، سکوت مطلق مقامات رسمی جمهوری اسلامی و رسانه‌های داخلی در برابر این تناقض بزرگ است. هیچ‌یک از مسئولان، از جمله سخنگوی دولت، جرات ورود به این بحث را ندارند، زیرا بیان واقعیت، مستقیما شرافت و اعتبار شخص رهبر جمهوری اسلامی را زیر سؤال می‌برد. رسانه‌های رسمی نیز در فضایی از سانسور و خودسانسوری، ترجیح داده‌اند از کنار این موضوع عبور کنند.

با این حال، این سکوت سنگین مانع از آن نشده که مردم، این موضوع را به روشنی و با صراحت تمام مورد انتقاد قرار دهند. بسیاری از مخاطبان ایران اینترنشنال، با زبانی ساده اما پر از نکات دقیق سیاسی، به تحلیل این رویداد پرداخته‌اند.

آن‌ها این عقب‌نشینی را نشانه‌ای از درماندگی حکومت و ضعف ساختاری آن می‌دانند و تاکید می‌کنند که علی‌رغم تمامی شعارهای تند و تهدیدهای پیشین، سرانجام حکومت مجبور شد برای بقای خود، در برابر فشارهای آمریکا تن به مذاکره بدهد.

پیام‌های شهروندان، فراتر از گلایه‌های سطحی یا ابراز خشم‌های لحظه‌ای، بازتاب‌دهنده تحلیل‌های عمیق اجتماعی و سیاسی هستند. در این پیام‌ها، طنز، طعنه و کنایه به‌شکل طبیعی در کنار تحلیل قرار گرفته و گاه، ساده‌ترین واژه‌ها به‌روشنی از بحران مشروعیت و اعتبار حکومت سخن می‌گویند.

بسیاری از مردم، از خفت و ذلت حکومت و به‌ویژه شخص خامنه‌ای ابراز شادمانی می‌کنند و این احساس عمومی، نه صرفا یک تخلیه احساسی، بلکه نمودی از فروپاشی تدریجی وجهه حکومت در سطح جامعه است.

از دیگر نکات تکرارشونده در واکنش‌ها، این است که مردم به وضوح متوجه شده‌اند که جمهوری اسلامی حتی در اوج عقب‌نشینی و شکست، همچنان در پی توجیه و فرافکنی است. همان‌طور که خامنه‌ای پس از کشته شدن حسن نصرالله توسط اسرائیل حاضر نشد شکست حزب‌الله را بپذیرد و مدعی پیروزی شد، اکنون نیز مقامات جمهوری اسلامی می‌کوشند پذیرش مذاکره با آمریکا را به‌عنوان اقدامی در راستای «منافع ملی» جا بزنند.

یکی از مصادیق بارز این تلاش برای توجیه، مصاحبه کوتاه عباس عراقچی است. او در مصاحبه‌ای با صداو سیما، تلاش می‌کند این چرخش ناگهانی سیاست خارجی را توجیه کند، اما جملاتش مملو از تناقض‌ است.

در بخشی از این مصاحبه، عراقچی می‌گوید مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم تفاوتی ندارد، اما در عین حال بر «غیرمستقیم بودن» مذاکره تاکید دارد، گویی از بیان حقیقت فراری است. حتی در سطح واژگان، هنگامی که نام نماینده ویژه ترامپ را می‌برد، ابتدا واژه «تشریف می‌آورد» را استفاده می‌کند و بلافاصله، متوجه بار سنگین استفاده از این عبارت در جمهوری اسلامی می‌شود و آن را به «می‌آید» تغییر می‌دهد.

یکی دیگر از مواردی که باعث خشم و تمسخر مردم شده، ادعای عراقچی درباره نبود شبهه در مورد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است. او می‌گوید: «هیچ‌کس در دنیا در مورد صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران شبهه‌ای ندارد»، در حالی که هم‌اکنون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حال تهیه گزارشی درباره ابهامات برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است. آلمان، فرانسه و بریتانیا نیز به‌صراحت نسبت به عدم شفافیت ایران در این زمینه اعتراض کرده‌اند و در گذشته قطعنامه‌ای علیه ایران به تصویب رسانده‌اند.

در مجموع، افکار عمومی نه‌تنها در برابر عقب‌نشینی جمهوری اسلامی سکوت نکرده، بلکه با دقت و صراحت، در حال نقد آن هستند. پیام‌های مردمی نشان می‌دهند که جامعه به‌شدت نسبت به تناقض‌های آشکار موجود در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی حساس است و دیگر حاضر نیست این تناقض‌ها را نادیده بگیرد.

آن‌چه اکنون در فضای عمومی جریان دارد، نوعی «حساب‌کشی اجتماعی» از حکومت است؛ حکومتی که سال‌ها با ادعاهای پوچ و شعارهای توخالی، سیاست خارجی خود را به بن‌بست کشانده و امروز ناچار است، برای حفظ موجودیت خود، در برابر همان دشمنی که روزی او را «شیطان بزرگ» می‌خواند، سر تعظیم فرود آورد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

هرانا: پنج زندانی سیاسی-عقیدتی در زندان وکیل‌آباد مشهد اعدام شدند

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۲۳:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

به گزارش وبسایت حقوق‌بشری هرانا، پنج زندانی سیاسی-عقیدتی به نام‌های فرهاد شاکری، عبدالحکیم عظیم گرگیج، عبدالرحمن گرگیج، تاج‌محمد خرمالی و مالک‌علی فدایی‌نسب در زندان وکیل‌آباد مشهد اعدام شدند.

بر اساس این گزارش، حکم اعدام این پنج زندانی سیاسی سحرگاه سه‌شنبه ۱۹ فروردین، بدون اطلاع قبلی و بدون فراهم شدن امکان ملاقات آخر با خانواده‌هایشان اجرا شد.

در این گزارش آمده: «چهار تن از اعدام‌شدگان از پیروان اهل سنت و مالک‌علی فدایی‌‌نسب تنها متهم شیعه این پرونده بود. با این حال همگی آنان در یک پرونده مشترک و با اتهام بغی به اعدام محکوم شده بودند.»

گفته شده خانواده اعدام‌شدگان همچنان در انتظار تحویل گرفتن پیکر آنان هستند.

عیسی عیدمحمدی، یکی دیگر از متهمان محکوم به اعدام در این پرونده همچنان در بند ۶/۱ زندان وکیل‌اباد مشهد به‌سر می‌برد و در خطر اعدام است.

خانواده‌های این شش زندانی سیاسی، دی ماه ۱۴۰۳ در نامه‌ای سرگشاده خواستار حمایت‌های داخلی و بین‌المللی برای آزادی عزیزانشان شدند.

آن‌ها ضمن طلب استمداد از مردم ایران، از دبیرکل سازمان ملل و کشورهای حامی حقوق بشر درخواست کردند که با اقداماتی فوری، به شرایط سخت زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان پایان دهند.

بازداشت و صدور حکم

این شش نفر همراه با شش نفر دیگر در سال ۱۳۹۴ به دست ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و حدود یک سال بعد به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شده بودند.

پس از آن در سال ۱۳۹۸، دادگاه انقلاب مشهد، مالک‌علی فدایی‌نسب، حمید راست‌بالا، فرهاد شاکری، کبیر سعادت جهانی، محمدعلی آرایش، عیسی عیدمحمدی، عبدالحکیم عظیم گرگیج، عبدالرحمن گرگیج و تاج‌محمد خرمالی، ۹ تن از متهمان این پرونده را به اتهام «بغی از طریق عضویت در گروه سلفی حزب‌الفرقان و جبهه همبستگی ملی اهل‌سنت ایران» به اعدام محکوم کرد.

احکام اعدام حمید راست‌‌بالا، کبیر سعادت جهانی و محمدعلی آرایش، سه تن از متهمان این پرونده، دی‌ ماه ۱۳۹۹ اجرا شده بود.

سه متهم دیگر این پرونده به نام‌های محمدرضا شیخ‌احمدی، عبدالباسط اورسن و مرتضی فکوری نیز به اتهام «بغی از طریق عضویت در گروه سلفی و تکفیری داعش» هر یک به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

هرانا بهمن ۱۴۰۲ در گزارشی به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این زندانیان نوشته بود: «این پرونده با ایرادات اساسی مواجه است و در آن ادله کافی جهت محکوم کردن این شهروندان به اتهامات انتسابی وجود ندارد.»

در این گزارش آمده بود: «استفاده از اسپری فلفل در مقعد یکی از این زندانیان، از نمونه شکنجه‌های اعمال شده بر آنها به شمار می‌آید. شکنجه‌هایی که آثار آن پس از سال‌ها همچنان بر جسم آنان باقی مانده بود.»

در ماه‌های اخیر، افزایش شمار اجرای احکام اعدام و همچنین صدور و تایید احکام اعدام برای زندانیان سیاسی در ایران، با موجی از اعتراضات در داخل و خارج از کشور روبه‌رو شده است.

به گزارش منابع حقوق بشری، در حال حاضر حدود ۶۰ نفر در زندان‌های سراسر ایران با اتهامات سیاسی یا امنیتی زیر حکم اعدام هستند.

بیشتر بخوانید: کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»: جامعه جهانی رابطه با ایران را به لغو اعدام‌ها مشروط کند

تهران و نیروهای نیابتی‌؛ جمهوری اسلامی چگونه به نقطه انکار رسید؟

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۲۲:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

از بیروت تا بغداد، از صنعا تا غزه، نام ایران سال‌هاست با گروه‌های مسلح غیردولتی در منطقه گره خورده است؛ گروه‌هایی که با توجه به حمایت همه جانبه حکومت ایران از آن‌ها، به نظر منتقدان، بازوان نیابتی جمهوری اسلامی‌اند و از نگاه تهران، «نیروهای مقاومت مستقل».

این گزارش، روایتی از بیش از چهار دهه مواضع رسمی جمهوری اسلامی در واکنش به گزارش‌هایی است که حکومت ایران را حامی این گروه‌ها می‌داند. از انکار مطلق در دهه ۱۳۶۰، تا تاکید بر «حمایت معنوی» در دهه ۱۳۹۰ و سرانجام، ادعای «دخالت‌ نداشتن در تصمیمات میدانی» در سال‌های پرآشوب ۱۴۰۰.

پس از حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی بارها و بارها هرگونه ارتباط ارگانیک میان گروه‌های نیابتی با تهران را رد کردند و حمایت از این گروه‌ها را صرفا معنوی توصیف کردند.

این تغییر موضع در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی پیش از آغاز جنگ غزه به صراحت گفته بود که ایران به نیروهای مقاومت، از جمله حزب‌الله لبنان، موشک داده و در آینده نیز خواهد داد.

دوم آذر سال ۱۳۹۳، نعیم قاسم، قائم‌ مقام وقت دبیرکل حزب‌الله لبنان که پس از کشته شدن حسن نصرالله، دبیر‌کل این گروه، جانشین او شد، گفته بود جمهوری اسلامی به این سازمان و نیز به حماس و جهاد اسلامی کمک کرده تا توان موشکی خود را در برابر اسرائيل افزایش دهند و از جمله «موشک‌های نقطه‌زن» در اختیار حزب‌الله قرار داده است.

گروه‌های مسلح در عراق
100%
گروه‌های مسلح در عراق

دهه ۱۴۰۰ خورشیدی، جنگ‌های نیابتی گسترده و انکارهای رسمی مکرر

در پی انتشار گزارش‌هایی مبنی بر آمادگی برخی گروه‌های مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق برای خلع سلاح به‌دنبال تهدیدهای ایالات متحده، گروه کتائب حزب‌الله عراق این ادعاها را رد کرد.

در بیانیه‌ای که در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ (هفتم آوریل ۲۰۲۵) منتشر شد، این گروه اعلام کرد: «اظهارات منتسب به فرمانده کتائب حزب‌الله منعکس‌کننده موضع رسمی ما نیست و نادرست است.»

۱۸ فروردین ۱۴۰۴: اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در نخستین نشست خبری خود در سال جدید تاکید کرد ادعای دخالت ایران در تصمیم‌گیری گروه‌های مقاومت بی‌اساس است.

او گفت: «رسانه‌های غربی و صهیونیستی در جهت اثبات ادعای دیرینه آنان مبنی بر نیابتی بودن مقاومت در منطقه از سوی ایران فضاسازی می‌کنند.»

به گفته بقائی، مقاومت «یک جریان مستقل در منطقه» است که «در مقابل تجاوزات آمریکا و اسرائیل» ایستاده است.

۱۲ فروردین ۱۴۰۴: عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفت‌وگویی اعلام کرد: «موضع جمهوری اسلامی ایران در حمایت از مقاومت کاملا روشن است و به آن ادامه می‌دهیم.»

او تاکید کرد که گروه‌های مقاومت «به‌صورت مستقل» تصمیم‌گیری و عمل می‌کنند.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی
100%
علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی

اول فروردین ۱۴۰۴: علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سخنرانی نوروزی خود گفت: «ملت یمن و مراکز مقاومت در منطقه برای ایستادگی در برابر صهیونیست‌ها انگیزه درونی دارند و جمهوری اسلامی ایران نیز احتیاجی به نایب ندارد.»

اردیبهشت ۱۴۰۳: امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل، در نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل نوشت: «ایران در منطقه نیروهای نیابتی ندارد؛ هیچ فرد، گروه یا ملتی تحت دستور ایران فعالیت نمی‌کند. علاوه بر این، گروه‌های مقاومت، نیابتی نیستند. این گروه‌ها، گروه‌های مشروع و قانونی هستند و تنها به مبارزه با اشغالگری و تجاوز اسرائیل در غزه، دیگر سرزمین‌های اشغالی فلسطین و همچنین علیه نیروهای اشغال‌گر در دیگر کشورهای منطقه می‌پردازند. بنابراین، تلاش اسرائیل برای برچسب‌زنی به آن‌ها به‌عنوان گروه‌های نیابتی، تنها برای پنهان کردن و توجیه اقدامات تجاوزکارانه و بی‌ثبات‌کننده خود در منطقه است.»

۹ بهمن ۱۴۰۲: ناصر کنعانی، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه در واکنش به اظهارات جو بایدن، رییس‌جمهوری وقت آمریکا پس از کشته شدن سه سرباز ارتش این کشور به دست «نیروهای نیابتی تهران» گفت: «جمهوری اسلامی در حمله به پایگاه آمریکا در اردن دخالتی نداشته است.»

کنعانی سپس تاکید کرد که گروه‌های نیابتی ایران یا آن‌چه او «گروه‌های مقاومت در منطقه» نامید، در «تصمیمات و اقدامات خود از جمهوری اسلامی ایران دستور نمی‌گیرند.»

جو بایدن، رییس‌جمهوری سابق آمریکا
100%
جو بایدن، رییس‌جمهوری سابق آمریکا

دی ۱۴۰۲: علی خامنه‌ای در دیدار با مداحان و شاعران گفت: «جمهوری اسلامی نیروی نیابتی ندارد. یمن، حزب‌الله، حماس و جهاد می‌جنگند و ما از آن‌ها حمایت می‌کنیم.»

او گفت: «یمن، حزب‌الله، حماس و جهاد می‌جنگند چون با ایمان هستند و عقیده و قدرت ایمان، آن‌ها را به میدان مقاومت آورده است، نه این‌که نیابتی از سمت ما داشته باشند.»

۳۰ آبان ۱۴۰۲: حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی که در سقوط بالگرد کشته شد، در بحبوحه جنگ غزه و گمانه‌زنی‌ها درباره نقش ایران، در حاشیه سفر خود به سوئیس تاکید کرد که تهران هیچ اطلاعی از طرح عملیات حماس نداشته است.

او در گفت‌وگو با شبکه‌های خارجی (از جمله سی‌بی‌اس) گفت: «ما در جریان این تصمیم و اقدام حماس نبودیم. این یک تصمیم کاملا فلسطینی بود.»

امیرعبداللهیان در پاسخ به پرسشی درباره هماهنگی قبلی حماس با تهران برای حمله هفتم اکتبر، این موضوع را کاملا رد و به «استقلال تصمیم‌گیری حماس» اشاره کرد.

او همچنین شایعه شرط‌گذاری تهران برای وارد نشدن به جنگ را تکذیب کرد و حماس را «جنبش آزادی‌بخش فلسطینی در برابر اشغالگری» خواند.

امیرعبداللهیان، در همان مصاحبه هرگونه وجود جنگ ‌نیابتی یا نمایندگی ایران در منطقه را انکار کرد.

او با اشاره به حملات گروه‌های موسوم به مقاومت عراق و سوریه به نیروهای آمریکایی «در اعتراض به کشتار غزه»، گفت: «این اقدامات تصمیم خود آن گروه‌ها بوده و ربطی به دستور ایران ندارد. ما به صراحت اعلام کرده‌ایم که ایران هیچ گروه نیابتی‌ای در منطقه ندارد.»

به گفته او، گروه‌های مقاومت در کشورهای مختلف «بر اساس جمع‌بندی و مصالح خودشان» اقدام می‌کنند و مسئولیت اعمالشان نیز با خودشان است نه کشور دیگری.

۲۹ آبان ۱۴۰۲: ناصر کنعانی، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه، در نشست هفتگی با خبرنگاران داخلی و خارجی درباره نقش ایران در توقیف «کشتی اسرائیلی» به دست انصارالله یمن گفت: «ما بار‌ها اعلام کرده‌ایم گروه‌های مقاومت در منطقه نمایندگان کشور‌ها و ملت‌های خود هستند و بر اساس منافع کشور‌ها و ملت‌های خود تصمیم می‌گیرند، بررسی می‌کنند و به صورت خودجوش اقدام می‌کنند.»

او در پاسخ به سوالی دیگر در مورد اظهارات آمریکا درباره این‌که «تهران به وسیله نیرو‌های نیابتی خود به دنبال افزایش تنش در منطقه است»، گفت: «برخلاف آمریکا که به هم‌پیمانان خود امر و نهی می‌کند، جمهوری اسلامی ایران در منطقه نیرو‌های تحت امر یا نیرو‌های وکالتی ندارد.»

آبان ۱۴۰۲: ابراهیم رئیسی، رییس‌جمهوری وقت و رییس دولت سیزدهم که در سقوط بالگرد کشته شد، در موضع‌گیری‌ خود از جمله در تماس با امانوئل مکرون، رییس‌‌جمهوری فرانسه، در گفتگو درباره جنگ غزه، حمایت ایران از فلسطین را «معنوی و رسانه‌ای» توصیف کرد و حضور مستقیم ایران در «جبهه مقاومت» را نفی کرد.

او گفت: «گروه‌های مقاومت خود صاحب تشخیص و تصمیم هستند.»

آبان ۱۴۰۲: حسین امیرعبداللهیان، وزیر وقت امور خارجه، در ادامه سفرهای دیپلماتیک مرتبط با جنگ حماس و اسرائیل و همچنین در مصاحبه‌های دیگر بر عدم دخالت مستقیم تهران در اقدامات حماس تاکید کرد.

او در گفت‌وگویی (۱۹ نوامبر ۲۰۲۳) با شبکه چهار بریتانیا تصریح کرد ایران هیچ نقشی در برنامه‌ریزی حمله حماس نداشته و از جزییات آن غافلگیر شده است.

حمله حماس به اسرائیل
100%
حمله حماس به اسرائیل

۱۸ مهر ۱۴۰۲: علی خامنه‌ای در پی حمله «طوفان الاقصی» که به دست حماس علیه اسرائیل انجام شد، در مراسم فارغ‌التحصیلی دانش‌آموختگان دانشگاه‌های افسری سپاه پاسداران، به صراحت نقش ایران را در این جنگ انکار و تاکید کرد کسانی که ایران را پشت این عملیات معرفی می‌کنند «اشتباه می‌کنند»، چون «ما البته از فلسطین و مبارزات دفاع می‌کنیم... اما این کار، کار خود فلسطینی‌هاست.»

۱۷ مهر ۱۴۰۲: نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متحد در بیانیه رسمی خود در نیویورک که یک روز پس از آغاز جنگ غزه، صادر شد، دخالت ایران در عملیات حماس را رد کرد.

در این بیانیه آمده بود: «ایران در واکنش فلسطین دخالتی ندارد زیرا این اقدامات تنها توسط خود فلسطینی‌ها تعیین می‌شود.»

این بیانیه تصریح کرد تصمیمات اخیر مقاومت فلسطین «پاسخی کاملا مشروع» به اشغالگری اسرائیل بوده و ایران صرفا در کنار آرمان فلسطین ایستاده است، «بدون دخالت در تصمیم‌گیری‌های میدانی فلسطینیان».

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰: سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه در نشست خبری هفتگی خود در تهران در واکنش به موضع آمریکا درباره توقیف یک محموله تسلیحاتی ایران به مقصد یمن برای حوثی‌ها، این موضوع را رد کرد.

خطیب‌زاده گفت: «گزارش‌ها مبنی بر توقیف یک کشتی حامل تسلیحات نظامی ... متعلق به ایران که به سوی یمن می‌رود را تایید نمی‌کنیم. ایران تنها حضور دیپلماتیک در یمن دارد.»

دهه ۱۳۹۰ خورشیدی، از تکذیب حضور نظامی تا پذیرش حمایت مستشاری

شهریور ۱۳۹۸: حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان سعودی روی داد. عربستان سعودی و آمریکا گفتند شواهدی از دخالت ایران دارند.

حسن روحانی، رییس‌جمهوری وقت، در نشست خبری در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک در سوم مهر ۱۳۹۸ گفت: «این حمله کار نیروهای یمنی بوده است.»

این اظهارات در پاسخ به مواضع ریاض و واشینگتن درباره نقش مستقیم تهران در حمله به تاسیسات نفتی آرامکو بیان شد.

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه وقت هم تاکید کرد که ایران در این حمله نقشی نداشته است.

محمدجواد ظریف
100%
محمدجواد ظریف

۲۳ آذر ۱۳۹۶: نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل، با نمایش بقایای موشک شلیک‌شده به فرودگاه ریاض گفت که ایران قطعنامه‌های شورای امنیت را نقض کرده است.

در مقابل، نمایندگی ایران در سازمان ملل این اقدام را «مضحک و تحریک‌آمیز» خواند.

۱۳۹۴: با آغاز عملیات ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در یمن، گفته شد جمهوری اسلامی ایران در ارسال موشک، پهپاد و آموزش نظامی به جنبش انصارالله (حوثی‌ها) دخالت دارد.

ظریف، وزیر امور خارجه وقت، برای رد نقش ایران در یمن، طرحی چهار ماده‌ای برای حل بحران پیشنهاد داد. او همچنین در توییتی نوشت: «مایک پمپئو پس از شکست در فشار حداکثری علیه ایران، اکنون به فریبکاری حداکثری متوسل شده است.»

قاسم سلیمانی، فرمانده کشته‌شده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
100%
قاسم سلیمانی، فرمانده کشته‌شده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸؛ حضور در سوریه: با آغاز اعتراضات در سوریه و سپس جنگ داخلی در این کشور، جمهوری اسلامی نیروهایی نظامی و شبه‌نظامی را در قالب گروه‌هایی مانند فاطمیون و زینبیون به سوریه فرستاد.

در سال ۱۳۹۵، حسین دهقان، وزیر دفاع وقت گفت: «ما هیچ نیرویی در حلب نداریم و ارتش سوریه مسئول برقراری امنیت است. اگر لازم باشد ما به نیروهای ارتش مشورت نظامی می‌دهیم.»

هم‌زمان، قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نقش مهمی در حضور نظامی ایران در سوریه داشت.

او از حدود سال ۱۳۹۰، با آغاز جنگ داخلی سوریه، به عنوان هماهنگ‌کننده اصلی حمایت‌های نظامی حکومت ایران از دولت بشار اسد عمل کرد. ​

در سال ۱۳۹۴، سلیمانی به مسکو سفر کرد تا با مقامات روسیه درباره هماهنگی‌های نظامی در سوریه گفت‌وگو کند. این دیدار منجر به افزایش همکاری‌های نظامی بین تهران و مسکو در حمایت از دولت دمشق شد. ​

همچنین، گزارش‌هایی وجود دارد که سلیمانی شخصا عملیات‌هایی را در سوریه رهبری کرده است.

برای مثال، در سال ۹۴ او در استان لاذقیه حضور داشت و با نیروهای ایرانی و حزب‌الله لبنان دیدار و هماهنگی‌هایی انجام داد.

پیش از آن و در سال ۱۳۹۰، حسین امیرعبداللهیان، معاون وقت وزیر امور خارجه اعلام کرد: «ما هرگونه حضور و فعالیت نظامیان ایرانی در سوریه را تکذیب می‌کنیم.»

دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، تولد «محور شرارت»

۹ بهمن ۱۳۸۰: جورج بوش، رییس‌جمهوری وقت ایالات متحده، ایران را در کنار عراق و کره‌ شمالی، عضو «محور شرارت» معرفی کرد و به حمایت تهران از حزب‌الله و حماس اشاره کرد.

محمد خاتمی، رییس‌جمهوری وقت، این اتهام را «توهین به ملت ایران» دانست.

جورج بوش
100%
جورج بوش

دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، پیگردهای بین‌المللی و انکار رسمی

پنجم تیر ۱۳۷۵: در انفجار برج‌های الخبر عربستان سعودی که منجر به کشته شدن ۱۹ نظامی آمریکایی شد، ایالات متحده گروه حزب‌الله حجاز را مقصر دانست و ایران را به تامین مالی و آموزش آن متهم کرد.

سال‌ها بعد، مجله نیویورکر گزارشی از نقش مستقیم حکومت ایران در این انفجار منتشر کرد.

حمیدرضا آصفی، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه در واکنش گفت: «این گزارش بی‌اساس است و هدف آن تخریب روابط رو‌به‌رشد تهران و ریاض است.»

۲۷ تیر ۱۳۷۳: پس از بمب‌گذاری در مرکز آمیا (مرکز یهودیان بوئنوس‌آیرس) با ۸۵ کشته، ایران و حزب‌الله به عنوان متهم معرفی شدند.

خوان خوزه گالئانو، قاضی پرونده، حکم جلب شماری از مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله احمد وحیدی، فرمانده وقت سپاه قدس و علی‌اکبر ولایتی، وزیر وقت امور خارجه را صادر کرد. ایران در پاسخ هرگونه دخالت در این ماجرا را انکار کرد.

بمب‌گذاری آمیا
100%
بمب‌گذاری آمیا

دهه ۱۳۶۰ خورشیدی، حمایت‌های اولیه و واکنش‌های جهانی

۱۳۶۲: دو عملیات انتحاری علیه سفارت آمریکا و مقر تفنگداران دریایی در بیروت که به کشته شدن صدها نفر انجامید، به دست حزب‌الله انجام شد.

ایالات متحده، ایران را مسئول طراحی این حملات دانست. تهران این اتهامات را رد کرد.

۱۳۶۱: پس از حمله اسرائیل به لبنان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با همکاری روحانیون شیعه لبنانی، هسته اولیه حزب‌الله را بنیان گذاشت. ایالات متحده و اسرائیل، ایران را متهم به پشتیبانی تسلیحاتی و آموزش این گروه کردند.

در بررسی تاریخی مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال گروه‌های نیابتی، روندی قابل‌ مشاهده است: از نپذیرفتن نقش نظامی در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ تا تاکید بر «حمایت مستشاری» در دهه ۱۳۹۰ و کمک‌رسانی تسلیحاتی و پذیرش صریح «حمایت سیاسی و رسانه‌ای» در دهه ۱۴۰۰ و باز انکار این ماجرا و تاکید بر استقلال گروه‌ها.

تهران می‌گوید میان «مقاومت مشروع» و «تروریسم» تمایز قائل است و خود را «حامی ملت‌های مظلوم» معرفی می‌کند. با این حال، اسناد بین‌المللی، گزارش‌های اطلاعاتی و اظهارات رهبران برخی گروه‌های نیابتی، خلاف این موضع رسمی را نشان می‌دهند.

انکارهای مکرر ایران نه‌تنها در عرصه دیپلماتیک به یک استراتژی بدل شده، بلکه در تحلیل ناظران بین‌المللی، بخشی از سیاست «ابهام‌سازی استراتژیک» در مدیریت جنگ‌های نیابتی به شمار می‌رود.

کاخ سفید با رد اظهارات مقام‌های ایرانی: مذاکرات با ایران در روز شنبه مستقیم خواهد بود

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۱۸:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، روز سه‌شنبه ۱۹ فروردین‌ماه، در واکنش به اظهارات مقام‌های جمهوری اسلامی مبنی بر «غیرمستقیم» بودن مذاکرات با ایالات متحده، اعلام کرد که گفت‌وگوها «به‌صورت مستقیم» انجام خواهد شد.

او از ارائه جزئیات بیشتر درباره محتوای مذاکرات یا نحوه برگزاری آن خودداری کرد و گفت: «نمی‌خواهم از ترامپ پیشی بگیرم. او گفته که روز شنبه مذاکرات مستقیمی با ایران خواهد داشت. از این تریبون، به دلایل امنیتی، وارد جزئیات نمی‌شوم.»

لیویت در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت اقدامات دولت فعلی آمریکا با دولت قبلی در جلوگیری از تامین مالی فعالیت‌های تروریستی جمهوری اسلامی گفت: «ترامپ تحریم‌های فلج‌کننده‌ای را بار دیگر علیه حکومت ایران اعمال کرده و به‌صراحت به ایران گفته است که باید بین دو راه یکی را انتخاب کند: یا توافقی با آمریکا انجام دهند و وارد مذاکره شوند، یا روزگارشان سیاه خواهد شد.»

او همچنین به سخنان روز دوشنبه دونالد ترامپ اشاره کرد و افزود: «همان‌طور که او گفت، اگر ایران تصمیم نگیرد مسیر دیپلماسی و توافق را ادامه دهد — مسیری که به باور ما در حال حرکت به سوی آن هستند — با پیامدهای بسیار جدی مواجه خواهد شد.»

واکنش مخاطبان ایران‌اینترنشنال به مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا: خامنه‌ای به خفت افتاد

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۱۸:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

انتشار گزارش‌ها درباره مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا با واکنش‌های گسترده‌ای مواجه شده است. شماری از مخاطبان ایران‌اینترنشنال با ارسال پیام‌هایی عقب‌نشینی رهبر جمهوری اسلامی از مواضع پیشین خود مبنی بر مذاکره نکردن با آمریکا را نشانه‌ای از به خفت افتادن علی خامنه‌ای دانستند.

ایران‌اینترنشنال پس از انتشار گزارش‌ها درباره مذاکره میان ایران و آمریکا سه‌شنبه ۱۹ فروردین از مخاطبان خود پرسید چرا علی خامنه‌ای، با آنکه گفته بود مذاکره با آمریکا «عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه» نیست، از موضع خود عقب‌نشینی کرده و حاضر به مذاکره با ترامپ شده است؟

یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایران‌اینترنشنال، درباره صحبت‌های ترامپ درباره شروع مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی، خطاب به خامنه‌ای گفت: «یادت هست که می‌گفتی مذاکره با آمریکا شرافتمندانه نیست؟ حالا فهمیدی بی‌شرف هستی؟»

شماری از مخاطبان ایران‌اینترنشنال در پاسخ تاکید کرده‌اند که عقب‌نشینی خامنه‌ای و موافقت او با مذاکره با آمریکا ناشی از ترس او از عواقب مذاکره نکردن با ترامپ و سرنگون شدن جمهوری اسلامی است.

برخی دیگر از مخاطبان ایران‌اینترنشنال با ارسال ویدیوها و پیام‌های صوتی از دروغگو بودن خامنه‌ای و سران جمهوری اسلامی گفته‌اند.

یکی از شهروندان گفت: «چرا این همه درباره مذاکره غیرمستقیم دروغ گفتند؟ خب حالا بگویند غلط کردیم.»

شهروندی دیگر با ارسال پیام صوتی به ایران‌اینترنشنال خطاب به خامنه‌ای گفت: «به مخالفان و معترضان اتهام همکاری با دولت‌های متخاصم می‌زدی و حالا با همان به قول شما متخاصم مذاکره می‌کنی؟»

یکی از مخاطبان نیز گفت: «جمهوری اسلامی و خامنه‌ای چاره‌ای جز نشستن پای میز مذاکره با آمریکا ندارند. یا سرنوشت‌شان شبیه به قذافی و صدام می‌شود یا این‌که همچنان با بدبختی بر ایران حکومت می‌کنند.»

شهروند دیگری در پیام ارسالی خود خطاب به خامنه‌ای گفت: «خامنه‌ای، تو آدم ترسویی هستی که خون بیش از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران را در شیشه کرده‌ای. الآن با شکستی که خوردی و عقب‌نشینی که کردی هواداران تو هم متوجه شده‌اند چقدر آدم ترسویی هستی.»

یکی از شهروندان نیز با ارسال پیام صوتی به ایران‌اینترنشنال گفت: «خامنه‌ای کلمات را جور دیگری معنی می‌کند. شرافت هم برای او معنی دیگری دارد.»

این شهروند در ادامه گفت: «خامنه‌ای کم‌کم برای بوسیدن دست‌های نتانیاهو هم می‌‌رود.»

مخاطب دیگری در این باره گفت: «خامنه‌ای به این دلیل که از جنگ می‌ترسد به مذاکره راضی شده است. چون می‌داند اگر جنگ شود مجبور است تفنگ به دست همین جوان‌های ایرانی بدهد. خود خامنه‌ای بهتر از همه می‌داند که اگر اسلحه به دست این جوان‌ها برسد، آن را سمت آمریکا و اسرائیل نمی‌گیرند و سمت خودش نشانه می‌گیرند.»

یک شهروند نیز گفت: «خامنه‌ای مترادف است با نظام. چون حفظ نظام از اوجب واجبات است بنابراین او برای حفظ خودش تک‌تک بسیجی‌هایش را هم جلوی پای خودش قربانی می‌کند.»

بیشتر بخوانید: خامنه‌ای تسلیم مذاکره مستقیم با ترامپ شد

شهروندی دیگری با ارسال پیامی صوتی می‌گوید: «علی خامنه‌ای می‌گفت نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ می‌شود، امروز به نقطه‌ای رسیده که هم راضی به مذاکره مستقیم شد، هم به توافق نخواهد رسید و هم باید برود، این ذلت است.»

این مخاطب در ادامه گفت: «خامنه‌ای در سن ۸۰ سالگی در آخرین روز‌های زندگی بعد از ۴۵ سال حکومت دیکتاتوری به خفت افتاده است. امروز جام زهر را نوشید.»

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، دوشنبه ۱۸ فروردین در دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اعلام کرد مذاکرات با ایران به صورت مستقیم و در سطح بسیار بالا آغاز شده است.

در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه دولت پزشکیان در گفت‌وگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی درباره شکل مذاکره با آمریکا گفت: «اینکه آمریکا بخواهد از طریق فشار و تهدید اراده‌اش را تحمیل کند، مذاکره نیست، دیکته‌کردن است. به‌نظر ما شیوه غیرمستقیم بهتر می‌تواند یک مذاکره موثر و نتیجه‌بخش را تضمین کند.»

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم نیز بر «غیر مستقیم» بودن مذاکره با آمریکا تاکید کرد و گفت: «باید فرایندش آغاز شود تا ببینیم مسیر چگونه پیش می‌رود. اما شکل مذاکره غیر مستقیم است و همین‌طور در سطح عالی دنبال می‌شود.»

در این شرایط با وجود این‌که مقام‌های جمهوری اسلامی گفته‌اند حاضر به گفت‌وگوی مستقیم با آمریکایی‌ها نیستند و به ترامپ اعتماد ندارند، به‌ نظر می‌رسد تهدیدهای رییس‌جمهوری آمریکا باعث شده در نهایت پای میز مذاکره بیایند.

تکرار تاریخی نتایج فشار حداکثری در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۴۰۴

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۱۵:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

دو ماه پس از صدور فرمان احیای فشار حداکثری به جمهوری اسلامی، قیمت دلار در بازار آزاد تهران به طور متوسط ۲۴.۳ درصد افزایش یافته است؛ مشابه شرایطی که در دور اول فشار حداکثری وجود داشت. ادامه این روند به کجا خواهد کشید؟

یک روز پیش از آنکه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در تاریخ ۱۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ فرمان اجرایی بازگشت به فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی را امضا کند، نرخ دلار در بازار آزاد ایران به رقم بی‌سابقه‌ ۸۳ هزار و ۷۶۵ تومان رسیده بود.

این افزایش قیمت نتیجه پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آبان‌ماه ۱۴۰۳ بود. تنها دو ماه بعد، در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، این عدد به ۱۰۴ هزار تومان افزایش یافت؛ جهشی معادل ۲۴.۲ درصد که در نگاه اول شاید غیرمنتظره به‌نظر برسد، اما در واقع یک الگوی آشنا را تکرار می‌کند.

تکرار گذشته

در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ترامپ در دور نخست ریاست‌جمهوری‌اش، رسما از توافق هسته‌ای خارج شد و بلافاصله فرمان آغاز کارزار «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی را صادر کرد. نرخ دلار در آن زمان شش هزار و ۳۹۰ تومان بود. دو ماه بعد، در ۱۶ تیرماه ۱۳۹۷، قیمت دلار به هفت هزار و ۹۳۰ تومان رسید؛ افزایشی نزدیک به ۲۴.۴ درصد—تقریبا هم‌تراز با جهش دو ماهه سال ۱۴۰۴.

اول مهرماه ۱۳۹۷، پس از ۷۷ روز، دلار به ۱۶ هزار تومان رسید—افزایشی بیش از ۱۰۰ درصد نسبت به دوماه پیش از آن. برخی گزارش‌های غیررسمی حتی از عبور نرخ دلار از مرز ۱۹ هزار تومان نیز خبر دادند.

100%
100%

برآورد بر اساس الگوی خطی

اگر روند مشابهی در سال ۱۴۰۴ تکرار شود—یعنی یک جهش ثانویه شدید پس از افزایش اولیه—بازار ارز ایران ممکن است بار دیگر با یک جهش بزرگ روبه‌رو شود. بر اساس این الگو، نرخ دلار در ابتدای تیرماه ۱۴۰۴ می‌تواند به ۲۰۰ تا ۲۱۰ هزار تومان برسد. این پیش‌بینی بر پایه داده‌های تاریخی انجام شده، اما باید توجه داشت که شرایط سیاسی، اقتصادی، و مداخلات احتمالی سیاست‌گذاران می‌تواند این روند را تسریع یا تعدیل کند.

تعیین نرخ سوپرمارکت‌ها با دلار

ایران اینترنشنال در بهمن‌ماه و اسفند‌ماه ۱۴۰۳، قیمت‌های ۱۵ قلم از مواد مصرفی خانوارها را بررسی کرد. قیمت همین اقلام در ۱۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که این کالاها (که از یک مرجع مشترک دریافت شده‌اند)، به طور متوسط نسبت به بهمن‌ماه ۱۴۰۳، حدود ۲۳.۶ درصد افزایش قیمت داشته‌اند. در همین بازه، قیمت دلار در بازار آزاد نیز ۲۴.۲ درصد افزایش یافته است.

این امر نشان می‌دهد که بازار مواد غذایی در ایران تا چه میزان به تغییرات نرخ دلار در بازار آزاد حساس است.

در فروردین ۱۴۰۴، برنج پاکستانی احمد تقریبا در بازار نایاب شده است. از سوی دیگر، روغن مایع که در اسفندماه ۱۴۰۳ کمیاب شده بود، در فروردین‌ماه مجددا در بازار موجود شده و قیمت آن ۳۴ درصد کاهش یافته است.

قیمت روغن خوراکی در پی خروج شرکت صافولا از ایران و تصاحب اموال آن از سوی خانواده مدلل، برای مدتی دچار نوسانات شدید شد. همچنین، قیمت پوشک بچه نیز کاهش ۵ درصدی را تجربه کرده است. سایر اقلام این سبد، از ۳ تا ۷۶ درصد افزایش قیمت نسبت به بهمن‌ماه ۱۴۰۳ داشته‌اند.

100%

تفاوت فشار حداکثری اول و دوم

در حال حاضر، با گذشت دو ماه از آغاز دور دوم فشار حداکثری، اگرچه افزایش قیمت دلار شرایطی مشابه با دو ماه نخست دور اول ایجاد کرده، اما تفاوت‌هایی نیز وجود دارد.

نخست آنکه جمهوری اسلامی یک‌بار این فشار را تجربه کرده و طبیعتا آموخته‌هایی از آن دارد. در مقابل، آمریکا نیز تجربیاتی از دور نخست در اختیار دارد.

در ۱۴ فروردین‌ماه، وب‌سایت تخصصی کپلر گزارش داد که چین، هم‌زمان با تشدید فشارهای آمریکا، از ثبت سفارش جدید برای خرید نفت خام ایران خودداری کرده است؛ به‌طوری‌که حتی پالایشگاه‌های خصوصی کوچک چینی نیز سفارشی ثبت نکرده‌اند. همچنین، قیمت نفت ایران در بازار چین به‌شدت کاهش یافته است.

پالایشگاه‌های کوچک چین، موسوم به «قوری»، از آخرین مشتریان نفت ایران در دوران تحریم بوده‌اند که آن را با قیمت نازل خریداری می‌کردند.

در اسفندماه ۱۴۰۳ نیز مشخص شد که عراق به دنبال یافتن منابع جایگزین برای واردات گاز و برق است و قصد دارد خرید خود از ایران را کاهش دهد. جمهوری اسلامی این منابع انرژی را در دوران تحریم «تحریم‌ناپذیر» معرفی کرده بود. صادرات انرژی به عراق از معدود راه‌های تامین مالی جمهوری اسلامی در دوران تحریم محسوب می‌شد که آمریکا با توجه به شرایط ویژه عراق، آن را از تحریم معاف کرده بود.

از سوی دیگر، در سال ۱۳۹۷ (دور نخست فشار حداکثری)، کشور هنوز با بحران زنجیره‌ای انرژی که جمهوری اسلامی آن را «ناترازی» می‌نامد، مواجه نبود. اما در سال ۱۴۰۳، همین بحران باعث شد که از مجموع ۲۹۱ روز کاری سال، ۷۲ روز (حدود یک‌چهارم سال) در چند استان به دلیل کمبود گاز یا برق، تعطیل یا نیمه‌تعطیل اعلام شوند.

در آغاز سال ۱۴۰۴ نیز با تنش میان دو استان اصفهان و یزد بر سر بحران کم‌آبی، به نظر می‌رسد که در فصل گرم پیش رو، کمبود آب نیز به کمبود گاز و برق اضافه شود.

به‌بیان دیگر، در دور دوم فشار حداکثری، جمهوری اسلامی علاوه بر محدودیت در منابع ارزی، با چالش‌های داخلی همچون بحران انرژی نیز روبه‌روست که این امر با تعطیلی‌های گسترده، به کاهش تولید داخلی منجر می‌شود.