• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

با مرگ رئیسی چه کسی بر صندلی او خواهد نشست؟

محمد اولیایی‌فر

وکیل دادگستری

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۰۶:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)

ابراهیم رئیسی در حالی جان خود را در سقوط بالگرد از دست داد که بعد از ابوالحسن بنی‌صدر که به دلیل استیضاح در تیر ماه۱۳۶۰ از سمت‌اش برکنار شد و محمدعلی رجایی که به دلیل انفجار در محل کارش کشته‌ شد، سومین رییس جمهوری است که نتوانست دوره اول ریاست جمهوری را به اتمام برساند.

با این حال مرگ ابراهیم رئیسی در سانحه هوایی جدا از آثار سیاسی در بلوک قدرت می‌تواند به لحاظ حقوقی آثار و مباحث قابل طرحی را به دنبال داشته باشد از جمله اینکه اگر به هر دلیلی رییس جمهور قادر به ادامه وظایف خود نباشد تکلیف هدایت پاستور برعهده چه کسی خواهد بود؟

در صورت فوت، غیبت یا بیماری رییس جمهور براساس قانون اساسی حداکثر ظرف‏ چه مدتی باید رئیس‏ جمهور جدید انتخاب‏ شود؟ آیا طبق قانون اساسی در صورت فوت، غیبت یا بیماری رییس جمهور، رهبر موظف است که اختیارات‏ و مسئولیت‌های رئیس جمهور را به معاون‏ اول‏ رییس‏ جمهور واگذار کند یا خیر؟ و اینکه بطور کلی در مدتی كه اختیارات و مسئولیت‏های رییس‏ جمهور بر عهده معاون اول یا فرد دیگری است مجلس با چه محدودیت های قانونی مواجه است؟

البته اصول ۱۳۰ و ۱۳۱ قانون اساسی مصوب سال ۱۳۵۸ پیش از بازنگری سال ۱۳۶۸ و اصول ۱۳۱و ۱۳۲ قانون اساسی پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ وضعیتی که رییس جمهور به هر دلیل از جمله فوت ، غیبت یا بیماری وحتی استعفاء و برکناری امکان ادامه کار را نداشته باشد را پیش بینی کرده است با این تفاوت که در اصول ۱۳۰ و ۱۳۱ قانون اساسی پیش از بازنگری سال ۱۳۶۸ در صورت بروز حادثه ای برای رئیس جمهور شورائی‏ بنام‏ «شورای‏ موقت‏ ریاست‏ جمهوری‏» عهده‌دار اختیارات‏ و مسئولیت‌های رییس جمهور خواهد بود اما در اصول ۱۳۱ و ۱۳۲ قانون اساسی پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ این وظیفه بر عهده معاون‏ اول‏ رییس‏ جمهور با موافقت‏ رهبری یا هر فرد دیگری که مقام رهبری تعیین کند، قرار داده شده است.

در اصل ۱۳۰ قانون اساسی پیش از بازنگری سال ۱۳۶۸مقرر شده بود «در هنگام‏ غیبت‏ یا بیماری‏ رئیس‏ جمهور شورائی‏ بنام‏ شورای‏ موقت‏ ریاست‏ جمهوری‏ مرکب‏ از نخست‏ وزیر، رئیس‏ مجلس‏ شورای‏ ملی‏ و رییس‏ دیوان‌عالی‏ کشور وظایف‏ او را انجام‏ می‌دهد، مشروط بر اینکه‏ عذر رییس‏ جمهور بیش‏ از دو ماه‏ ادامه‏ نیابد و نیز در مورد عزل‏ رییس‏ جمهور یا در موردی که‏ مدت‏ ریاست‏ جمهوری‏ سابق‏ پایان‏ یافته‏ و رییس‏ جمهور جدید بر اثر موانعی‏ هنوز انتخاب‏ نشده‏، وظایف‏ ریاست‏ جمهوری‏ بر عهده‏ این‏ شوراست‏.

همچنین دراصل ۱۳۱ نیز آمده بود در صورت‏ فوت‏، کناره‌گیری‏ یا بیماری‏ بیش‏ از دو ماه‏ و عزل‏ رییس‏ جمهور، یا موجبات‏ دیگری‏ از این‏ گونه،‏ شورای‏ موقت‏ ریاست‏ جمهوری‏ موظف‏ است‏ ترتیبی‏ دهد که‏ حداکثر ظرف‏ پنجاه‏ روز رییس‏ جمهور جدید انتخاب‏ شود و در این‏ مدت‏ وظایف‏ و اختیارات‏ ریاست‏ جمهوری‏ را جز در امر همه‏ پرسی‏ بر عهده‏ دارد.»

به همین لحاظ بر اساس قانون اساسی پیش از بازنگری سال ۱۳۶۸ هنگامی که در تیرماه ۱۳۶۰ ابوالحسن بنی‌صدرکه پس از نزدیک به ۱۷ ماه تکیه بر کرسی ریاست جمهوری با رای اکثریت نمایندگان عدم کفایت سیاسی او برای ریاست جمهوری تصویب و با تایید روح‌الله خمینی از مقام ریاست جمهوری عزل شد طبق اصول ۱۳۰ و ۱۳۱ قانون اساسی پیش از بازنگری ، شورای موقت ریاست جمهوری در غیاب رییس جمهور معزول با حضور موسوی اردبیلی (رییس‏ دیوانعالی‏ کشور) ، محمدعلی رجایی (نخست‏ وزیر) و هاشمی رفسنجانی ( رییس‏ مجلس ) برای اداره امور اجرایی کشور تشکیل شد.

همچنین در پی بمب‌گذاری در دفتر نخست‌وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ و کشته شدن محمدعلی رجایی، رییس‌جمهور و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر، بار دیگر شورای موقت ریاست‌جمهوری با عضویت اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس و عبدالکریم موسوی اردبیلی، رییس دیوان عالی با استناد به اصول ۱۳۰ و ۱۳۱ قانون اساسی پیش از بازنگری، تشکیل که با برگزاری زود هنگام انتخابات ریاست جمهوری توسط این شورا در ۱۳ مهر ۱۳۶۰ علی خامنه‌ای به عنوان سومين رييس جمهوری ايران به قدرت رسيد.

اکنون اما مطابق اصول ۱۳۱ و ۱۳۲ قانون اساسی پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ با مرگ ابراهیم رئیسی در سانحه هوایی عصر یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ، معاون‏ اول‏ رییس‏ جمهور با موافقت‏ رهبری یا هر فرد دیگری که مقام رهبری تعیین کند، عهده‌دار اختیارات‏ و مسئولیت‌های رئیس جمهور متوفی خواهد بود.

اصل یكصد و سی‏ و یكم قانون اساسی در این خصوص مقرر می‌دارد در صورت‏ فوت‏، عزل‏، استعفاء، غیبت‏ یا بیماری‏ بیش‏ از دو ماه‏ رئیس‏ جمهور و یا در موردی‏ که‏ مدت‏ ریاست‏ جمهوری‏ پایان‏ یافته‏ و رئیس‏ جمهور جدید بر اثر موانعی‏ هنوز انتخاب‏ نشده‏ و یا امور دیگری‏ از این‏ قبیل‏، معاون‏ اول‏ رییس‏ جمهور با موافقت‏ رهبری،‏ اختیارات‏ و مسئولیت‌های‏ وی‏ را بر عهده‏ می‌‏گیرد و شورایی‏ متشکل‏ از رییس‏ مجلس‏ و رییس‏ قوه‏ قضاییه‏ و معاون‏ اول‏ رییس‏ جمهور موظف‏ است‏ ترتیبی‏ دهد که‏ حداکثر ظرف‏ مدت‏ پنجاه‏ روز رییس‏ جمهور جدید انتخاب‏ شود. در صورت‏ فوت‏ معاون‏ اول‏ و یا امور دیگری‏ که‏ مانع انجام‏ وظایف‏ وی‏ گردد و نیز در صورتی‏ که‏ رئیس‏ جمهور، معاون‏ اول‏ نداشته‏ باشد مقام‏ رهبری‏ فرد دیگری‏ را به‏ جای‏ او منصوب‏ می‌‏کند.»

بنابراین در حال حاضر با توجه به اصول ۱۳۱ و ۱۳۲ قانون اساسی پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ می‌توان گفت:

۱- با کشته شدن ابراهیم رئیسی ، شورایی‏ متشکل از محسنی اژه ای، رییس قوه قضائیه، محمد باقر قالیباف، رییس مجلس، و محمد مخبر معاون اول رییس جمهور موظف‏ است‏ ترتیبی‏ دهد که‏ حداکثر ظرف‏ مدت‏ پنجاه‏ روز رییس‏ جمهور جدید انتخاب‏ شود.

۲- محمد مخبر به عنوان معاون اول رئیس جمهور در صورت موافقت رهبر می‌تواند با مرگ ابراهیم رئیسی و تا انتخاب رییس جمهور جدید عهده دار اختیارات‏ و مسئولیت‌های رییس جمهور متوفی شود.

البته مقام رهبری ایران طبق قانون اساسی این اختیار را دارد که با جانشینی موقت معاون‏ اول‏ رییس‏ جمهوربه عنوان کفیل ریاست جمهوری موافقت نکرده و هر شخص دیگری را که صلاح بداند تا اتنخاب رئیس‏ جمهور جدید عهده دار اختیارات‏ و مسئولیت‌های رییس جمهور متوفی کرده و به عنوان کفیل ریاست جمهوری تعیین و معرفی کند.

مطابق اصل ۱۳۱ قانون اساسی پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ علاوه بر اینکه معاون اول رییس جمهور تنها در صورت موافقت رهبر می‌تواند عهده دار اختیارات‏ و مسئولیت‌های رئیس جمهور متوفی شود بلکه طبق این اصل در صورت‏ فوت‏ معاون‏ اول‏ و یا امور دیگری‏ که‏ مانع انجام‏ وظایف‏ وی‏ گردد و نیز در صورتی‏ که‏ رییس‏ جمهور، معاون‏ اول‏ نداشته‏ باشد مقام‏ رهبری‏ می‌تواند فرد دیگری‏ را به‏ جای‏ معاون اول رییس جمهور به عنوان کفیل ریاست جمهوری تعیین و معرفی کند، منصوب‏ می‌‏کند.

۳- در مدتی كه اختیارات و مسئولیت‏‌های رئیس‏ جمهور بر عهده معاون اول یا فرد دیگری است مجلس نمی تواند له یا علیه وزراء اقدامی کرده و دست به اصلاح یا تغییر قانون اساسی بزند زیرا که دراصل یكصد و سی و دوم قانون اساسی مقرر شده در مدتی كه اختیارات و مسئولیت‏های رییس‏ جمهور بر عهده معاون اول یا فرد دیگری است كه به موجب اصل ۱۳۱ منصوب می‌شود، وزرا را نمی‏توان استیضاح كرد یا به آنان رای عدم اعتماد داد و نیز نمی‏توان برای تجدیدنظر در قانون اساسی و یا امر همه‌‏پرسی اقدام کرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

سقوط مرگبار رئیسی و تقویت موروثی شدن ولایت‌فقیه

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۰۵:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
علی افشاری

مرگ ناشی از سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی، هشتمین رئیس‌جمهوری در جمهوری اسلامی اتفاقی غیرمنتظره بود و افکار عمومی داخلی و جهانی را غافلگیر کرد. این اتفاق مرگبار مستقل از اینکه عاملش سانحه هوایی و یا توطئه‌ای با منشا داخلی و یا خارجی باشد، در مناسبات قدرت جمهوری‌اسلامی اثرگذار است.

اهمیت این اثرگذاری تابعی از این عامل است که آیا او گزینه در نظر گرفته شده برای جانشینی خامنه‌ای بود یا نه؟ اگر برکشیده شدن سریع ابراهیم رئیسی در نیمه دوم دهه نود خورشیدی، یک سیاست آگاهانه و اندیشیده شده از سوی هسته سخت قدرت برای تصدی مدیریت ارشد نظام در عصر پساخامنه‌ای باشد، آن‌گاه مرگ ناگهانی رئیسی یک ضایعه برای نظام محسوب می‌شود و نوعی سردرگمی تا اطلاع ثانوی ایجاد می‌کند. اما اگر وی یکی از گزینه‌های مطرح بوده باشد، موضوع چندان حساس نخواهد بود.

ملاحظه سوابق رئیسی نشان می‌دهد رئیسی در کل ادوار حیات جمهوری اسلامی از نیرو‌های مورد اعتماد هسته سخت قدرت و یکی از چهره‌های مهم امنیتی و قضائی جمهوری اسلامی بود. او نقش فعالی در ساختار سرکوب به صورت مستمر ایفا و پله پله نیز در هرم ساختار قدرت رشد کرد.

رئیسی به گرایش تندرو و ستیزه‌جوی نظام تعلق داشت که بر حفظ چهره کلاسیک، فضای بسته سیاسی- فرهنگی و سخت‌گیری‌های امنیتی و مقاومت در برابر نوع تجدیدنظرطلبی اصرار داشت.

در عین حال، رئیسی جایگاه خاصی در قوه مجریه نداشت که جایگزینی آن کار دشواری باشد. تنها موضوع برای نظام عدم آمادگی برای برگزاری انتخابات جدید چند ماه بعد از انتخابات مجلس است.

همچنین تصمیم‌گیری برای نهمین رئیس‌جمهوری یازده ماه زوتر از انتخابات چهاردهمین دوره ریاست‌جمهوری، وضعیت ناخوشایندی است که نظام را در اضطرار قرار می‌دهد.

از آنجایی که اکثریت مردم ایران نسبت به انتخابات در جمهوری اسلامی از سال ۹۸ به بعد بی‌اعتنا شده‌اند، لذا بعید است که انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری توجه خاصی را در آنها برانگیزد.

همچنین دور از انتظار است که تصمیم هسته سخت قدرت برای تهی کردن انتخابات از معنای رقابت حداقلی نیز دستخوش تغییری معنادار شود و فضای انتخابات بازتر از سال ۱۴۰۰ شود، حتی صحنه‌آرایی انتخاباتی می‌تواند نمایشی‌تر شود، مشابه آنچه بعد از کشته‌شدن محمدعلی رجائی در چینش کاندیداها در انتخابات سومین دوره ریاست‌جمهوری به وقوع پیوست.

اصلاح‌طلبان و اعتدالی‌ها بعید است که بختی برای عرض اندام پیدا کنند. هسته سخت قدرت بر خلاف ابراز خوشحالی از همدردی کنونی آنها با رئیسی، سوابق برخوردهای گذشته را بازنمایی خواهد کرد و بر تنور خصومت پایگاه نهاد ولایت‌فقیه با آنان خواهد دمید.

اما تنگنای اصلی نظام در دوره انتقالی، مسائل اجرایی است. تا زمان برگزاری انتخابات جدید و تشکیل دولت چهاردهم، قوه مجریه عملا به تعلیق در می‌آید. این مساله با توجه به چالش‌های گوناگون کشور و تنگناهای نظام ممکن است که عاملی بی‌ثبات کننده شود.

از این رو، خامنه‌ای در نخستین واکنش خود اظهار داشت که نبود رئیسی باعث اختلال در نهادهای حاکمیتی و فعالیت دولت نخواهد شد!

در واقع، خامنه‌ای در تلاش برای مدیریت پیامدهای مرگ غیرمنتظره رئیسی و آثار شوک‌آور آن بر کاهش اطمینان به آینده در بین کارگزاران موجود نظام و نوسان‌گیری است تا انتقال از دولت سیزدهم به دوره بعد با آرامش مدیریت شود.

شواهد و الگوی رفتاری خامنه‌ای در سال‌های گذشته نشان می‌دهد جانشین احتمالی رئیسی در پشت پرده و پیش از رای‌گیری منصوب خواهد شد، اما انتخاب این فرد و آماده کردن بلوک قدرت برای پذیرش آن در کوتاه مدت با توجه به آشفتگی پدیدآمده در اردوگاه اصول‌گرایان در انتخابات دوازدهمین دوره مجلس کار راحتی نیست، هرچند دشواری بزرگی برای جا انداختن گزینه مورد نظر نیز وجود ندارد.

حاکمیت خواهد کوشید تا با دامن زدن به جو احساسی و «شهید سازی» از رئیسی، فردی از جنس وی به لحاظ مواضع و وفاداری و تبعیت محض از خامنه‌ای را در راس قوه مجریه بگذارد.

مداخله از بالا به پایین خامنه‌ای نیز می‌تواند آشفتگی و شلختگی به‌وجود آمده در صفوف اصول‌گرایان را در افق زمانی انتخابات زودهنگام به صورت موقت و به شکل آمرانه ترمیم کند.

برون‌داد ماندگار رئیسی که عملکرد ضعیفش اعتراضات زیادی را در درون پایگاه اجتماعی اصول‌گرایان برانگیخته بود، بی‌معنا کردن ریاست‌جمهوری و تنزل آن به معاونت اجرایی ولی‌فقیه بود. به نظر می‌رسد این میراث در چارچوب تحولات سیاسی و گفتمانی در درون حکومت ادامه پیدا کند.

اما مرگ رئیسی چه گزینه مورد نظر برای جانشینی خامنه‌ای بوده و یا نبوده باشد، باعث تقویت موقعیت آلترناتیوی مجتبی خامنه‌ای می‌شود.

گزینه‌های مورد نظر برای جانشینی خامنه‌ای محدود هستند و با توجه به افزایش سن خامنه‌ای و محتمل بودن مرگ او در سال‌های پیش‌رو، پرورش یک نیروی میانی و ارتقای وی در یک بازه زمانی چندین ساله ماموریتی ناممکن است، مگر اینکه عمر خامنه‌ای بیش از نود سال شود.

در این شرایط، گزینه‌های در دسترس مورد توجه قرار می‌گیرند. علاوه بر کسانی که مجتبی خامنه‌ای را دارای خصائل و ویژگی‌های لازم دانسته و گزینه «اصلح» بر می‌شمرند، حال کسانی نیز یافت خواهند شد که وی را انتخاب ناگزیر معرفی کنند و با این عنوان که او تنها امکان موجود است، از جانشینی وی دفاع کنند.

البته از آنجایی که خامنه‌ای امسال مصطفی، پسر ارشدش را به نیابت از خود در ابتدای سال به حرم امام رضا در مشهد فرستاد، ممکن است گزینه مطرح اصلی او باشد که اکنون در غیاب رئیسی موقعیت بهتری پیدا کرده‌است.

منتهی باید توجه داشت که کماکان موانعی در مقابل موروثی شدن ولایت فقیه در جمهوری اسلامی وجود دارد، اما خارج شدن ابراهیم رئیسی از صحنه، به‌صورت نسبی شدت و قوت آنها را حداقل به صورت نسبی کاهش داده است.

مانع جدی برای جانشینی فرزندان خامنه‌ای، شیوخی چون غلامحسین محسنی اژه‌ای در صفوف مقامات ارشد کنونی نظام هستند که عدم سیادت، نقصان آنها است اما عاملی بازدارنده برای جانشینی نیست.

اگر ولایت فقیه موروثی نشود و یا عمامه سفیدها بر مسند ولایت فقیه سوم قرار نگیرند و یا وضعیت استثنایی پیش نیاید که حسن خمینی مسند پدر بزرگش را پس بگیرد، آن‌گاه ممکن است عمامه سیاه‌هایی از نیروهای میانه نظام به صورت نمادین و تشریفاتی چون خلفای از میانه به بعد حکومت بنی‌عباس شوند که جریان‌های پر نفوذ در پشت سر آنها منابع اصلی قدرت را در کنترل خود می‌گیرند.

الان نمی‌توان با قطعیت در این خصوص گمانه‌زنی کرد، اما تقریبا با ضریب اطمینان بالا می‌توان گفت که بعد از مرگ رئیسی، موروثی شدن ولایت‌ فقیه از قبل جدی‌تر شده‌است.

گمانه‌زنی درباره آینده دولت و رقابت‌های مجلس خبرگان برای آینده رهبری

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۰۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
علیرضا نامور حقیقی

سرانجام پس از گذشت ۱۷ ساعت، رسانه‌ها در ایران خبر کشته شدن ابراهیم رئیسی و همراهانش از جمله حسین امیر‌عبداللهیان را تایید کردند.

از سخنان یکشنبه رهبر جمهوری اسلامی نیز چنین برداشت می شد که اتفاقی برای رییس دولت پیش آمده است. وی در سخنان عمومی‌اش گفت با مقامات کشور صحبت کرده و به آنها توصیه‌هایی در مورد اداره کشور کرده است.

این نشان می‌دهد که احتمالا جلسه شورای عالی امنیت ملی با حضور رهبر تشکیل شده و این جلسه حتما اضطراری بوده و تکذیب خبر برگزاری این جلسه نیز درست نبوده است. 

خامنه‌ای همچنین به مردم اطمینان خاطر داد که در صورت وقوع هر واقعه‌ای مطمئن باشند که کشور با هیچ اختلالی روبرو نخواهد شد. 

با مرگ ابراهیم رئیسی، طبق قانون اساسی با تشکیل شورایی ظرف پنجاه روز انتخاباتی برای انتخاب رییس‌جمهوری جدید برگزار خواهد شد.

این امر سبب خواهد شد چالش‌های درون بلوک اصولگرایان به‌شدت گسترش یابد که هم اکنون حتی برای ریاست مجلس نیز به سنگین‌ترین مجادلات تبلیغاتی علیه یکدیگر برخاسته‌اند و بدیهی است برای دستیابی به کیک قدرت قوه اجرایی و منابع مالی و نفوذ سیاسی بی شمارش، مجادلات سهمگینی میان آنها شکل خواهد گرفت.

اما پرسش اصلی این است که حاکمیت چه سیاستی برای انتخابات ریاست جمهوری در پیش خواهد گرفت؛ آیا به محدودسازی رقابت‌ها تن خواهد داد و یا مسیر دیگری را در پیش خواهد گرفت؟

اگر حکومت بخواهد مانند انتخابات ۱۴۰۰ رفتار کند و رقبا را حذف کند، عملا اصولگرایان فاقد کاندیدایی اجماع ساز هستند و اگر شورای نگهبان بخواهد همه رقبا حتی اصولگرایان معتدل مانند علی لاریجانی را رد صلاحیت کند،طبیعتا انتخابات با مشارکت کمتری از دور قبل برگزار خواهد شد. 

این در شرایطی است که حاکمیت هم با چالش داخلی بعد از پس لرزه های اعتراضات چند ماهه سال ۱۴۰۱ روبروست، هم در قبال اعتراضات مدام صنفی معلمان، بازنشستگان وکارگران و طلافروشان قرار گرفته و همزمان افزایش مدام نرخ تورم و ارز، بحران اقتصادی بزرگی را شکل داده است.

از جنبه بین‌المللی هم جمهوری اسلامی در معرض چالش‌های شکننده‌ای مانند بحران هسته‌ای و نیز بحران منطقه‌ای از جمله تضاد با اسرائیل قرار دارد که با افزایش احتمال روی کار آمدن دونالد ترامپ نیاز به سیاست مدیریت و کنترل تنش با آمریکا را دارد.

با در نظر گرفتن این جوانب به نظر می‌رسد حکومت نیازمند مشارکت بالاتر در انتخابات و دولت کارآمدتر و تصویر بهتری در صحنه بین‌المللی است.

همچنین حاکمیت متوجه شد که ناکارآمدی دولت رئیسی و ناکامی‌اش در تحقق وعده‌هایش می‌تواند یک بسیج سیاسی گسترده از ناراضیان را علیه حکومت شکل دهد.

این ملاحظات می‌تواند امکان گشایش بیشتری در رقابت‌های انتخاباتی به همراه داشته باشد و لذا ممکن است شورای نگهبان به توصیه نهادهای حاکمیتی سیاست بازتری را اتخاذ کند.

محمد باقر قالیباف، محمد مخبر، علی لاریجانی، علی اکبر صالحی، پرویز فتاح، سعید جلیلی و اسحاق جهانگیری را می‌توان از جمله افرادی برشمرد که ممکن است نامزد انتخابات شوند.

با توجه به ناکارآمدی گسترده دولت رئیسی، دولت بعدی اگر از درون انتخابات رقابتی‌تر سرکار بیاید، می‌تواند موفق‌تر عمل کند.

حاکمیت متوجه شده که رئیسی علی‌رغم وعده‌هایش در اداره کشور در حوزه‌های متعدد، ناموفق بود و همین امر بالطبع مشروعیت نظام را نیز در انتخابات به شدت کاهش داد که نارضایتی مردم و کاهش گسترده مشارکتشان در دو انتخابات گذشته ناشی از این امر بوده است. 

با مرگ رئیسی، چالش‌های درون بلوک اصولگرایان به‌شدت گسترش خواهد یافت که هم اکنون حتی برای ریاست مجلس نیز به سنگین ترین مجادلات تبلیغاتی علیه یکدیگر برخاسته‌اند.

درعین حال قالیباف در چنین وضعیتی ریاست مجلس جاذبه‌ای برایش نخواهد داشت و احتمالا به سمت انتخابات ریاست جمهوری خواهد رفت.

نبود رئیسی و آینده رهبری

فقدان رئیسی بر مجلس خبرگان و آینده رهبری نیز تاثیر گذار خواهد بود. رئیسی در مجلس قبل نایب رییس بود، ولی نوع اقداماتش نشان از این داشت که در مقایسه با دیگران شانس بیشتری برای جانشینی خامنه‌ای برای خود قایل بود. چون در میان کاندیداها فقط او سابقه ریاست دو قوه را داشت.

وی همچنین ازحمایت روحانیون راست و محافظه‌کار مجلس نیز برخوردار بود و در لیست‌های کاندیداهای در مظان رهبری نیز نام وی به چشم می‌خورد. 

بر مبنای نقل قول صوتی که از وحید حقانیان از اعضای سابق نهاد رهبری مطرح شده، رئیسی در سال ۹۶ و قبل از کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری از وی استمزاج کرده بود که اگر بخواهد رهبر شود، حضور در انتخابات ریاست جمهوری برایش مثبت است یا منفی. انتشار این نوع مطالب قطعا حساسیت رقبای سیاسی را به شدت برانگیخت.

از جمله در ۱۵ اسفند ۱۴۰۱ در یک اقدام بی‌سابقه آقای جنتی رییس مجلس خبرگان بدون تشکر از رئیسی او را از ریاست دبیرخانه مجلس خبرگان که مهم‌ترین مقام اجرایی مجلس است برکنار کرد و آیت‌الله بوشهری را به جای وی منصوب کرد.

همچنین در انتخابات مجلس خبرگان سال گذشته برخی از نزدیکان رئیسی از جمله مرتضوی مقدم رییس سابق دیوان عالی کشور را شورای نگهبان رد صلاحیت کرد.

قرار است مجلس خبرگان جدید سه شنبه اول خرداد تشکیل جلسه دهد که عدم حضور رئیسی به معنی عدم حضور در هیات رییسه مجلس خواهد بود.

در این مدت تیم دفتر ریاست جمهوری برای انتخاب رئیسی به ریاست مجلس خبرگان لابی سنگینی انجام داده بودند، زیرا با توجه به عدم حضور جنتی در انتخابات، وی شانس زیادی برای خود در این سمت قایل بود.

انتخاب وی در سمت ریاست مجلس خبرگان می‌توانست او را به مهمترین کاندیدای رهبری مبدل سازد، چون هیچ کدام از اعضای مجلس خبرگان جدید به جز رئیسی سابقه حضور در ریاست دو قوه مجریه و قضاییه را ندارند و این برای نخستین بار است که چنین امری به وقوع می‌پیوندد.

در عین حال با غیبت رئیسی از رقابت‌های آینده رهبری، سرمایه‌گذاری روحانیت راست مشهد و جبهه پایداری و نیز گروه‌های اصولگرای رادیکال برای جانشینی او بر باد می رود و آنها بعید است بتوانند فرد مناسبی به جای رئیسی برای رهبری آینده پیدا کنند.

در مجموع می‌توان گفت با توجه به بحران کنونی در منطقه و چالش درونی اصولگرایان و افزایش نارضایتی‌های مردمی به نظر می‌رسد حاکمیت راهی جز باز کردن محدود و رقابتی کردن انتخابات نسبت به دور قبل نداشته باشد.

در غیر این صورت، مشخص نیست که انباشت بحران‌ها چه میزان می‌تواند ضربات بزرگ و بنیادی برای سیستم به ارمغان بیاورد.

در صورت مرگ رئیسی، چه کسی رییس دولت جمهوری اسلامی خواهد شد؟

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۱۸:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

محمد اولیایی‌فرد، وکیل دادگستری و عضو اتحادیه بین‌المللی وکلا در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت: «در قانون اسلامی جمهوری اسلامی پیش‌بینی شده که در صورت فوت رئیس‌جمهور و یا غیبت و بیماری بیش از دو ماه او، معاون اول می‌تواند با تایید رهبر نظام عهده‌دار وظایف رئيس‌جمهوری شود و بلافاصله شورایی با حضور معاون اول رئیس‌جمهور و روسای مجلس و قوه قضاییه تشکیل می‌شود که موظف‌ هستند ظرف ۵۰ روز انتخابات زودگان ریاست‌جمهوری را برگزار کنند.»

به گفته اولیایی‌فرد، «طبق قانون اساسی رهبر این اختیار را دارد که شخصی به غیر از معاون اول را به عنوان رئیس دولت منصوب کند و اگر علی خامنه‌ای فردی به غیر از مخبر را انتخاب کرد، نباید تعجب کرد.»

شایان سمیعی، تحلیل‌گر: جمهوری اسلامی برای اعلام خبر مرگ مقام‌های برجسته روند ثابتی دارد

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۱۷:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

شایان سمیعی، کارشناس امنیت ملی در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت رسانه‌ها در ایالات متحده نسبت به سانحه هوایی برای رئیسی و همراهانش، محتاطانه برخورد کرده‌اند و تنها چند رسانه کوچک در مورد احتمال «اتفاقی نبودن» این رویداد به گمانه‌زنی پرداخته‌اند.

او افزود: «جمهوری اسلامی در این موارد روند ثابتی دارد و آن‌ را تغییر نمی‌دهد. در مورد مرگ روح‌الله خمینی هم ابتدا اعلام کردند که دعا کنید و چند ساعت بعد مرگ را اعلام کردند. حرکت نابخردانه بعدی حکومت این بود که ابتدا اعلام کردند شورای عالی امنیت ملی تشکیل جلسه داده است و بعد آن را تکذیب کردند.»

آسیه امینی، تحلیل‌گر: واکنش مردم به سقوط بالگرد رئیسی باید تلنگری برای مقام‌های حکومت باشد

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۱۷:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

آسیه امینی، تحلیل‌گر مسائل اجتماعی در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت: «در چنین شرایطی مدیریت خبر در ایران چه در رسانه‌های رسمی و چه در رسانه‌های نیمه‌دولتی، امنیتی می‌شود و در این شرایط بازار شایعه داغ می‌شود و گمانه‌زنی‌ها و بیان احساسات هم پا به میدان می‌گذارد.»

او افزود: «این اتفاق کوچکی نیست که در شرایطی که احتمال کشته شدن دو نفر از مقامات ارشد سیاسی کشور در یک سانحه وجود دارد، مردم نه تنها ذره‌ای احساس نگرانی نمی‌کنند، بلکه با استهزا‌ء و تمسخر نسبت به آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌کنند.»

به گفته امینی، «عده‌ای اظهار تاسف می‌کنند که چرا باید کسی که دستش آلوده به جنایت بسیاری است، بدون عقوبت و بدون برگزاری یک دادگاه عادلانه جانش از دست برود و این موضوع باید برای مقامات ارشد حکومت یک تلنگر اساسی باشد.»