
سپهر بابا کجایی ...؛ سپهر دیگر یک نام نیست، نماد جوانان در خون غلطیده است
در روزهای ملتهب اعتراضات، نام «سپهر» با نجوایی استخوانسوز در فضای مجازی طنینانداز شد: «سپهر بابا کجایی؟»؛ فریادی که از گلو پدری مستأصل در حیاط سرد و بیروح کهریزک برمیخاست.

در روزهای ملتهب اعتراضات، نام «سپهر» با نجوایی استخوانسوز در فضای مجازی طنینانداز شد: «سپهر بابا کجایی؟»؛ فریادی که از گلو پدری مستأصل در حیاط سرد و بیروح کهریزک برمیخاست.

ویدیوهای کشتار بزرگ معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی و روایتهای شاهدان عینی، تصویری از یک الگوی سرکوب به دست میدهد که میتوان آن را عملیات ترکیبی از کشتار، فلجسازی حافظه و پاککردن رد خون نامید؛ الگویی که هدفش نه صرفا پراکندهکردن تجمعات که تسلیم ساختن مردم از رهگذر حکومت وحشت است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی میکوشد از طریق خشونت و قطع ارتباط، سکوت را بر جامعه ایران تحمیل کند، آنچه جهان میبیند ناآرامی نیست؛ بلکه مقاومتی است در عریانترین شکل آن: مردمی که حاضر نیستند محو شوند، به عدد تقلیل پیدا کنند، یا از نام و هویت خود دست بکشند.
اسرائیلهیوم در تحلیلی تازه نوشت که ایران در شرایطی قرار گرفته که ناچار است میان مسیر مذاکره یا تشدید تقابل با اسرائیل و آمریکا، دست به انتخابی سرنوشتساز بزند؛ در حالی که واشینگتن عملاً ابتکار عمل را در دست دارد و اسرائیل ترجیح داده است در هماهنگی کامل با آمریکا حرکت کند.

بعدازظهر یکشنبه هفتم دی، جرقه اعتراضاتی در بازار زده شد که بهسرعت به انقلابی ملی انجامید. سرکوب این خیزش ملی پس از حدود یک ماه به کشتاری گسترده منجر شده است. آمار اولیه از دستکم ۱۲ هزار کشته حکایت دارد، هرچند رسانهها برآورد کردند این عدد میتواند تا چند برابر افزایش یابد.

یک ویدیوی ۱۲ دقیقهای از پزشکی قانونی کهریزک، درست مثل خنجری که آهسته و بیرحمانه قلب را میشکافد و بیرون نمیآید، در جان میلیونها ایرانی فرو رفته است. صدایی لرزان، شکسته و مملو از التماس، بارها و بارها تکرار میشود: «سپهر ... سپهر بابا ... کجایی؟»

همزمان با نزدیک شدن ناوگان آمریکا به خاورمیانه، لحن مقامهای جمهوری اسلامی تهاجمیتر شده است. در حالی که واشینگتن از دیپلماسی سخن میگوید، اظهارات مقامهای نظامی و سیاسی ایران نشان میدهد تهران تحرکات نظامی آمریکا را جدیتر از پیامهای مذاکره تلقی میکند.

نشریه فارینپالیسی در تحلیلی هشدار داده است که تنشزدایی اخیر میان اسرائیل و ایران بیش از آنکه نشانه تغییر راهبردی باشد، یک وقفه تاکتیکی است و در صورت فروپاشی، دور بعدی درگیری میتواند بزرگتر و ویرانگرتر از جنگ ۱۲روزه باشد.

یک سال پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و احیای سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی، دادههای موجود نشان میدهد صادرات انرژی ایران تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است.

خیزش اخیر در ایران، با وجود گستردگی جغرافیایی، شدت خشونت و سطح نارضایتی عمومی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چرا حکومت همچنان پابرجا مانده و به فروپاشی نرسیده است؛ پرسشی که به نوشته فارینپالیسی پاسخ آن را نه در ضعف جامعه معترض، بلکه باید در معماری قدرت در تهران جستوجو کرد.

فریادهای تغییرخواهی سیاسی که این روزها در خیابانهای ایران بلند شده، در راهروهای استراتژیک آنکارا نه بهعنوان «ندای آزادیخواهی»، بلکه بهعنوان یک «نگرانی ژئوپولیتیک» فهمیده شده است.

پارلمان بریتانیا پژوهشی درباره انقلاب ملی ایرانیان منتشر کرد و نوشت تکرار موج اعتراضات در ایران اجتنابناپذیر است، اما پیروزی نیازمند همبستگی مخالفان جمهوری اسلامی با یکدیگر است.

آیا جمهوری اسلامی اهمیتی به مشروع دانسته شدن خود از سوی افکار عمومی و مجامع بینالمللی میدهد؟ قتل عام شهروندان برای سرکوب انقلاب ملی، این ذهنیت را ایجاد میکند که حاکمان این رژیم از این ماجرا گذشتهاند و مشروعیت حکومت هیچ جایی در رویکردها و برنامههایشان ندارد.

آینده جمهوری اسلامی هنوز روشن نیست، اما اگر و زمانی که تغییر رخ دهد، بازگشت ایران به تجارت جهانی پیامدهایی گسترده و عمیق برای اقتصاد منطقه خواهد داشت.

روزنامه اسرائیلهیوم با اشاره به آنچه سرکوب وحشیانه اعتراضات در ایران و افول آن نامید، نوشت که بدون هیچ تغییری در شرایط اساسی کشور، موج بعدی اعتراضات در راه است.

چرا باید جمهوری اسلامی از نیروهای مزدور خارجی برای سرکوب استفاده کند؟ ۶۰۰ هزار نیروی مسلح جمهوری اسلامی که در مقایسه با کشورهای دیگر، نسبت به جمعیت و وسعت ایران بسیار بالاست، در صورت وفاداری برای سرکوب کفایت میکردند. آیا در سکوت، بیاعتمادی رخ داده است؟

وبسایت واینت در تحلیلی نوشت اعتراضات گسترده در ایران، متحدان و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی را در وضعیت نگرانی عمیق قرار داده است؛ نگرانی از سناریویی که در آن فروپاشی حکومت تهران میتواند کل «محور مقاومت» را تضعیف کرده و موازنههای منطقهای را دگرگون کند.

پیش از آنکه درباره مراقبتهای روانی جمعی حرف بزنیم، لازم است یک واقعیت مهم را صادقانه بگوییم: انجام این کار برای بسیاری از ما آسان نیست.

عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد، در تحلیلی با عنوان «ولیعهد ایران به چهرهای اجتنابناپذیر بدل شده است» در نشریه فارین پالیسی به نقش شاهزاده رضا پهلوی در انقلاب ملی ایرانیان پرداخته و نوشته او چگونه از «یک تبعیدی نوجوان به نماد آینده کشورش» تبدیل شد.

قتل حکومتی امیرحسین محمدزاده، بازیکن ۱۸ سالهی تیم فوتبال جوانان دلوارافراز تهران که در جریان اعتراضات منطقه افسریه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد، بار دیگر پرده از یکی از فریبکارانهترین استراتژیهای بقای قدرت برداشت.

اظهارات اخیر عباس عراقچی در فاکسنیوز مبنی بر اینکه «هیچ برنامهای برای اعدام معترضان وجود ندارد» و همزمان سخنان دونالد ترامپ که گفت به او «اطمینان دادهاند کشتار معترضان متوقف شده و هیچ معترضی اعدام نخواهد شد»، در ظاهر گزارههایی تنشزدا هستند.

این یادداشت به بررسی امکان مداخله نظامی بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد برای جلوگیری از کشتار گسترده و جنایات علیه بشریت از منظر حقوق بین الملل میپردازد.