• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اهالی فرهنگ: بساط ممیزی جمع شود

۲۵ تیر ۱۴۰۳، ۱۲:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

شماری از نویسندگان ایرانی با انتقاد از فرایند صدور مجوز کتاب از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی، سانسور را عامل بی‌اعتمادی خواننده به ناشران داخلی و گرم‌شدن بازار قاچاق کتاب دانستند. آنها تاکید کردند که تنها راه جلب اعتماد دوباره مردم به تولیدات رسمی، حذف کامل سانسور است.

روزنامه اعتماد در گزارشی خواسته‌های شماری از نویسندگان در ایران را جویا شد و از آنها در خصوص سانسور و محدودیت‌های موجود در زمینه انتشار کتاب پرسید.

این گزارش با اشاره به اینکه بسیاری از ناشران و نویسندگان از بی‌اعتمادی خواننده به کتاب‌هایی که با مجوز رسمی منتشر می‌شوند، ناخرسندند، این پرسش را طرح کرد که برای بازگرداندن اعتماد عمومی به کتاب‌های منتشرشده در داخل کشور چه باید کرد.

علیرضا بهنام، شاعر، در پاسخ به اعتماد سانسور را امری بی‌مورد دانست و تاکید کرد که این روند باعث بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌های رسمی در کشور شده است.

بهنام با بیان اینکه بعید می‌داند با تغییر دولت، وضعیت سانسور در کشور تغییر کند، تاکید کرد که همچنان این بی‌اعتمادی ادامه خواهد داشت و تنها راه جلب اعتماد دوباره مردم به تولیدات رسمی حذف کامل سانسور خواهد بود.

سانسور کتاب در ایران قدمتی طولانی دارد و با روی کار آمدن جمهوری اسلامی ابعاد گسترده‌تری نیز به خود گرفته است.

سانسور (ممیزی) در ایران، از راه ایراد خطا و دستور تغییر و یا حذف از سوی نهادهای مربوطه از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای پروانه نمایش، مرکز هنرهای نمایشی و سازمان صدا و سیما صورت می‌گیرد.

آذردخت بهرامی، نویسنده، با تاکید بر اینکه باید این قیچی سانسور زنگ‌زده و کند شده را دور بیندازیم، به اعتماد گفت: «ممیزی (سانسور) خواننده ایرانی را نسبت به کتاب‌های تالیفی بی‌رغبت کرده. بیشترین صدمه را به کتاب و ناشر و نویسنده زده و تیراژ کتاب‌ها را بسیار پایین آورده. در مورد کتاب‌های خارجی هم به طرز مسخره‌ای باعث شده هر جا سه نقطه (...) می‌بینیم کهیر بزنیم.»

براساس آمار ثبت شده در پایگاه اطلاع‌رسانی خانه کتاب و ادبیات ایران، تا روز ۱۱ تیر ماه، شش هزار و ۳۵۱ عنوان کتاب در شمارگان پنج میلیون و ۱۹۰ هزار و ۴۱۴ نسخه چاپ شده است.

این اعداد در بازه زمانی مشابه در سال ۱۴۰۲ به ترتیب هفت هزار و ۷۳۷ و هفت میلیون و ۱۵۱ هزار و ۵۳۳ نسخه بود و نشان‌دهنده کاهشی چشم‌گیر در عنوان و شمارگان کتاب است.

مجتبی تقوی‌زاد، داستان‌نویس، وجود امر مجوز و سانسور را امری از بین رفته، مضمحل شده دانست و گفت: «با ضرس قاطع عرض می‌کنم اعتقادی به سانسور در حوزه فرهنگ ندارم و از آن بدتر چیزی که امروز اتفاق می‌افتد که بسیار مبهم، مخدوش و قایم به اراده و تشخیص نظر یک ممیز است، بدون وجود اسلوب‌های مشخص و شفاف. حتی امر سانسور شفاف نیست.»

کیهان خانجانی، داستان‌نویس هم درباره خواسته‌های خود در شرایط فعلی کشور گفت: «حرف ما این است که بنویسیم و چاپ شود، بدون این‌مقدار هزینه بروکراتیک و اداری سانسور بر دست بیت‌المال. بعد اگر شاکی داشت، یقه ما را بگیرند.»

خانجانی با بیان اینکه وزارت ارشاد به جای آنکه یقه نویسنده زبان‌دار را بگیرد، یقه کتاب بی‌زبان را می‌گیرد، در گفت‌وگو با اعتماد اضافه کرد: «مگر الان که من با شما مصاحبه می‌کنم، قبلش می‌فرستید اداره سانسور که مجوز بگیرد؟ خب چرا این شیوه در مورد کتاب‌ها اعمال نمی‌شود؟»

او با تاکید بر اینکه در هیچ دولتی از حقمان نمی‌توانیم بگذریم، گفت: «این ادارات و آدم‌ها و امکانات از کجا می‌آید؟ از پول نفتی که سال ۲۹ ملی شد. آنها با پول نفت ملی، کتاب ملی نویسنده ملی را سانسور می‌کنند.»

کاوه فولادی‌نسب، نویسنده هم با بیان اینکه معقول این است کتاب‌ها آزادانه منتشر شوند، گفت: «اگر بعد از انتشار کتابی، چه مدعی‌العموم، چه شاکی خصوصی اعتراضی داشت، آن را در دادگاه ویژه این امر مطرح کند و با حضور هیات منصفه موضوع بررسی شود.»

حسین آتش‌پرور، نویسنده با اشاره به اینکه در کشور ده‌ها مساله مهم و اساسی مثل معیشت، زنان، گرانی و تورم، جوانان، کار، آب، مسکن، محیط‌زیست، آلودگی هوا، تحریم‌ها، بازنشستگان و ترافیک وجود دارد، گفت کسی به فکر کتاب و فرهنگ نیست و برایش اولویت به حساب نمی‌آید و نمی‌توان در چشم‌انداز نزدیک به بهبود وضعیت خوشبین بود.

آتش‌پرور با بیان اینکه امروز شاهد تیراژ کتاب‌های داستان بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ نسخه با جمعیت ۸۸ میلیون نفر در مساحت یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتری ایران هستیم، گفت: «این شمای کلی از کتاب است که به کما رفته.»

این نویسنده با تاکید بر اینکه سانسور یکی از عواملی است که بی‌اعتمادی بین خواننده و نویسنده به وجود می‌آورد و باید حذف شود، گفت: «نظارت برای مجوز و بروکراسی اداری، خودش حکایت دیگری در این چرخه فرهنگی است. مساله دیگر شرایط اقتصادی است؛ وضعیت به‌شکلی است که من نویسنده قادر به خرید کتاب خودم نیستم.»

فرهاد گوران، داستان‌نویس نیز فرایند نوشتن را به صورت بنیادی علیه هر آن چیزی که ذیل فرهنگ رسمی تعریف می‌شود، دانست و گفت حتی کتاب‌های درسی به دلیل اینکه خط به خط «تهذیب» شده‌اند، دانش‌آموز را دلسرد و ملول می‌کنند و او که باید خواننده رمان من باشد از همان کودکی و نوجوانی بیزار از کلمه و ادبیات می‌شود.

این داستان‌نویس، بیزاری و دلسردی را دستاورد دستگاه سانسور دانست و تاکید کرد: «وقتی به عنوان شهروند، پیوسته دلهره و نگرانی اجاره‌خانه و هزینه‌های اولیه زندگی به قلبم چنگ می‌زند، از بیان دغدغه‌های فرهنگی چه حاصل؟ واقع‌بین هستم و همچنان امر ناممکن را می‌طلبم.»

محمد تقوی، نویسنده می‌گوید مساله اساسی برای نویسندگان آزادی بیان است و همه سانسورها، ممیزی‌ها، حذف‌ها یا هر اسم دیگری که رویش بگذارند نادرست و حتی کمی شرک‌آمیز است.

اعتماد در گزارش خود با بیان اینکه تعداد داستان‌نویسان، مترجمان و شاعرانی که در حال و هوایی تهی از امید، حرفی برای گفتن نداشتند کم نبود، نوشت: «نمونه‌اش حافظ خیاوی، داستان‌نویس که گفت من از این دولت انتظاری ندارم برای کتاب کاری بکند. کتاب در جامعه ما، یا بهتر است بگویم در نظر سیاست‌گذاران ما چیز بسیار ترسناک و مخربی شده است.»

شهرام اقبال‌زاده، مترجم و نویسنده نیز به اعتماد گفت: «کوتاه. کلا بساط سانسور جمع شود.»

مجید برزگر: سینما مدیر لجباز کنترل‌گر امنیتی نمی‌خواهد

مجید برزگر، فیلمساز در گفت‌وگویی با اعتماد، بنیان تصمیمات گرفته شده در دولت سیزدهم در حوزه فرهنگ و هنر را در خالص‌سازی، خودی و غیر خودی کردن و نگاه امنیتی مبتنی بر تسلط و نظارت گسترده دانست و گفت که هرقدر شعارهای مسوولان با این نگاه متفاوت بود اما در عمل شاهد چنین رویکرد و برخوردی در سینمای ایران بودیم.

او این رویکرد را گواهی بر این دانست که حجم زیادی از سانسور در زمینه‌های تئاتر، نشر، سینما، حذف استادان دانشگاه‌ها، نگاه نظارتی شدید در حوزه‌های تجسمی، نمایش و سینما وجود دارد.

برزگر در شهریورماه ۱۴۰۱ به دلیل امضای بیانیه «تفنگت را زمین بگذار» به یکی از نهادهای امنیتی احضار و مدتی بعد از سوی دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

او اکنون با اشاره به اینکه از سال ۱۴۰۱ و وقایعی که در بطن جامعه شاهدش بودیم، دیگر ممکن نیست به قبل از آن برگشت، تاکید کرد که این اتفاق تاثیرش بر تمام بخش‌های جامعه بود و سینماگران و هنرمندان هم از این موضوع جدا نبودند.

برزگر با بیان اینکه روند تولید زیرزمینی فیلم‌های کوتاه، مستند و سینمایی روز به روز در حال گسترش است، گفت در حال حاضر بخشی از سینمای ایران که برنامه‌هایی برای تولید فیلم دارد، اصلا دریافت پروانه ساخت وزارت ارشاد را به رسمیت نمی‌شناسد.

او در پایان با تاکید بر اینکه مخالف هرگونه کنترل و سلطه‌گری است، گفت وقتی فیلم‌سازی هفت سال نمی‌تواند حرف بزند در اولین ساخت فیلمش بعد از ممنوعیت فقط فریاد می‌زند. شعار می‌دهد، اجازه دهیم همه در شرایط مساوی کار کنند.

ابراز نگرانی خانه سینما از آیین‌نامه ضوابط صدور پروانه فیلم

خانه سینما در نامه‌ای خطاب به محمد مخبر، سرپرست ریاست جمهوری با ابراز نگرانی در مورد آیین­‌نامه ضوابط صدور پروانه فیلمسازی و نمایش فیلم، نگاه صغارت و محجوریت دولتمردان به سینماگران را نگاهی واپس‌گرایانه و غیر اخلاقی خواند.

در این نامه با اشاره تصویری از این آیین­‌نامه که در شبکه‌های اجتماعی با سربرگ دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی منتشر شده، تاکید شده این نامه موجب نگرانی عمیق فیلمسازان و سینماگران شده است.

این تشکل صنفی در نامه خود، که رونوشتی از آن به مسعود پزشکیان ارسال شده، تصویب و تنظیم قانون و آیین‌نامه، خارج از حیطه صلاحيت‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی دانسته شده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

بازگشایی سفارت جمهوری آذربایجان در تهران

۲۵ تیر ۱۴۰۳، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

سفارت جمهوری آذربایجان در تهران پس از بیش از یک سال بازگشایی اما محل آن به جای دیگری از پایتخت منتقل شد. روابط جمهوری اسلامی و باکو در سال‌های گذشته پرتنش بوده است.

رسانه‌های جمهوری آذربایجان روز دوشنبه ۲۵ تیر گزارش دادند جمهوری اسلامی برای برقراری امنیت در مقابل ساختمان جدید سفارت جمهوری آذربایجان و رعایت تعهدات در زمینه حفاظت دیپلماتیک در چارچوب «کنوانسیون وین در مورد روابط دیپلماتیک»، تضمین داده است.

خبرگزاری ایسنا با بازنشر این خبر نوشت که از سرگیری کار سفارت جمهوری آذربایجان در تهران «به توسعه بیشتر روابط جمهوری آذربایجان و ایران بر اساس احترام متقابل و حسن هم‌جواری، اجرای توافقات حاصل شده بین دو کشور و مسائلی که نیاز به حل و فصل دارند، کمک خواهد کرد».

بهمن ماه ۱۴۰۱، سفارت جمهوری آذربایجان در تهران هدف حمله‌ای مسلحانه قرار گرفت که بر اثر آن رییس تیم حفاظت این سفارت‌خانه کشته و دو نفر دیگر زخمی شدند.

ساعتی بعد، پلیس ایران از دستگیری فرد مهاجم خبر داد.

الهام علی‌اف، رییس‌جمهوری آذربایجان، حمله به سفارت این کشور در تهران را «تروریستی» خواند و تاکید کرد «حمله تروریستی به نمایندگی‌های دیپلماتیک، غیرقابل قبول» است.

به دنبال این حمله، جمهوری آذربایجان اعلام کرد کارکنان خود در سفارت را از ایران خارج می‌کند.

مقام‌های جمهوری اسلامی، یاسین حسین‌زاده را عامل این حمله اعلام کردند و دادگاه او را به اعدام محکوم کرد. دلیل این حمله شخصی اعلام و چنین مطرح شد که اختلاف حسین‌زاده با همسرش که با سفارت آذربایجان در ارتباط بوده است، باعث شده که او دست به این عمل بزند.

وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان پیش از این گفته بود بازگشایی سفارت این کشور در تهران به تکمیل روند تحقیقات و تصمیم‌گیری نهایی درباره پرونده حمله به این سفارت و تضمین تامین امنیت آن از سوی دولت ایران بستگی دارد.

هفته گذشته، مجتبی دمیرچی‌لو، دستیار وزیر و مدیر کل اوراسیای وزارت امور خارجه از بازگشایی قریب‌الوقوع سفارت جمهوری آذربایجان در تهران خبر داد و گفت: «انتظار داریم این اتفاق ظرف ۱۵ تا ۲۰ روز آینده رخ دهد.»

پیش از این حمله، روابط ایران و جمهوری آذربایجان پرتنش شده بود و رزمایش‌های نظامی جمهوری اسلامی در نزدیکی مرز جمهوری آذربایجان حساسیت باکو را برانگیخته بود.

مهر ماه ۱۴۰۰، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی از برگزاری رزمایش نظامی در مرز با جمهوری آذربایجان دفاع کرد و انتقاد علی‌اف از این رزمایش را «‌مایه تعجب» خواند.

جمهوری آذربایجان با اسرائیل روابط گرمی دارد و جمهوری اسلامی بارها به این رابطه اعتراض کرده است اما تنش‌های اخیر میان تهران و باکو پس از آن افزایش یافت که آذربایجان دو راننده کامیون ایرانی را به اتهام ورود غیرقانونی به منطقه خان‌کندی قره‌باغ بازداشت کرد.

پس از آن، گزارش‌هایی از اعزام تجهیزات جنگی از سوی سپاه پاسداران به مناطق مرزی ایران و آذربایجان منتشر شد.

اردیبهشت سال گذشته، در حالی که تنش‌ها میان تهران و باکو همچنان ادامه داشت، علی‌اف اعلام کرد تلاش جمهوری اسلامی برای اعمال فشار بر باکو نتیجه‌ای نخواهد داشت.

هم‌زمان اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت که «اوضاع» در جمهوری آذربایجان «تحت رصد» نیروهای جمهوری اسلامی است.

قاآنی در مجمع عمومی نمایندگان طلاب در سالن جلسات جامعه مدرسین قم در پاسخ به سوالی درباره موضع جمهوری اسلامی در قبال آن‌چه «تحرکات آذربایجان» خوانده شد، گفت: «نگران آذربایجان نباشید. اوضاع تحت رصد است و اتفاق خاصی نخواهد افتاد.»

او توضیح بیشتری درباره نوع رصد تحولات آذربایجان ارائه نکرد اما پیش‌تر مقام‌های جمهوری اسلامی به دلیل روابط جمهوری اسلامی و اسرائیل، علیه باکو موضع‌گیری کرده‌اند.

گفته می‌شود جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته در تلاش برای تشکیل یک گروه شبه‌نظامی شیعی به نام «حسینیون» زیر نظر نیروی قدس سپاه پاسداران در جمهوری آذربایجان بوده است.

بحران مسکن و تقاضای فزاینده برای خانه‌های اشتراکی

۲۵ تیر ۱۴۰۳، ۱۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
هدیه کیمیایی

«وقتی صاحبخانه خبر داد باید ۵۰ میلیون تومان به پول پیش و سه میلیون به اجاره خانه اضافه کنیم، تنها راهی که به ذهنمان رسید این بود که اطراف تهران را بگردیم تا خانه‌ای با اجاره مناسب پیدا کنیم، اما پولمان به آنجا هم نمی‌‌رسید.»

«مینا» نام مستعار زن ۳۲ ساله است که سالهاست به طور مستقل و با پارتنرش در خانه‌های مختلف در خیابان نامجو تهران اجاره‌نشین هستند. او با اشاره به فشار صاحب‌خانه برای تخلیه منزل مسکونی ۶۵ متری‌شان به ایران اینترنشنال گفت:«صاحبخانه هر روز مشتری جدید می‌آورد، اما از آنجایی که خانه ظاهر مناسبی نداشت، کمتر کسی قبول می‌کرد با پول پیش ۲۰۰ میلیونی و اجاره ۱۱ میلیونی کنار بیاید. بعد از یک ماه یک زوج جوان که یک دختربچه ۳ساله داشتند، خانه را پسندیدند، اما پول کافی نداشتند.»

این زن جوان که هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کرد با یک زوج دیگر در یک خانه ۶۵ متری هم‌خانه شود، گفت:«از آنجا که بودجه آنها هم کم بود با موافقت صاحب‌خانه قرار شد پول رهن و اجاره را تقسیم کنیم. اتاق بزرگ‌تر را به آنها دادیم، چون بچه داشتند.»

آنها پنج نفری با ۲۰۰ میلیون تومان پول پیش و ۱۳ میلیون تومان اجاره ماهیانه، به طور اشتراکی در یک خانه زندگی می‌کنند. مینا در یک مغازه پوشاک در خیابان هفت‌تیر فروشندگی می‌کرد تا اینکه کارفرما تصمیم گرفت تعدادی از فروشنده‌ها را اخراج کند که او هم یکی از آنها بود.

او از دوندگی‌هایش برای گرفتن حقوق دو ماه آخر کاری‌اش گفت و ادامه داد:«هنوز کار جدید پیدا نکرده‌ام و مجبوریم با حقوق ۸ میلیونی شریک زندگی‌ام که در یک رستوران کار می‌کند، روزگار را سپری کنیم. او درباره سختی‌های زندگی اشتراکی در یک خانه ۶۵ متری به ایران اینترنشنال گفت: «از جروبحث‌های خانوادگی گرفته تا اینکه هیچ‌وقت نمی‌توانیم مهمان داشته باشیم، چون هیچ فضای شخصی نداریم.» یکی دیگر از مشکلات زندگی اشتراکی، امکانات محدود خانه و استفاده مشترک از وسایل در مواقعی است که هر دو خانواده به آن نیاز دارند و گاهی همین موضوع اسباب جروبحث را فراهم می‌کند.

100%

مینا با اشاره اینکه اتاقی که او و شریک زندگی‌اش در آن ساکن هستند، لوله کشی گاز برای نصب بخاری ندارد، گفت: «زمستان‌ها من و پارتنرم باید از بخاری برقی استفاده می‌کردیم و هزینه‌اش را می‌دادیم، این تازه ماجرای یکی از هزاران جر و بحث ما بود.»

محسن مسعودیان پژوهشگر و مدرس دانشگاه در آبان ۱۴۰۰ در گفت‌وگو با سایت دیده‌بان درباره خانه‌های اشتراکی در تهران گفته بود: «انتخاب خانه‌های اشتراکی تنها نوعی اجبار است که افراد به دلیل مسائل و مشکلات اقتصادی ناچار از گزینش آن شده‌اند.» او با اشاره به این موضوع که در برخی کشورها چنین سبک زندگی‌هایی کاملا اختیاری است، گفته: «در ایران گزینش این سبک زندگی به دلیل مسائل و مشکلات اقتصادی است؛ یعنی افراد ناگزیر از روی‌ آوردن به چنین سبک‌هایی از زندگی هستند.»

تقاضای فزاینده برای خانه‌های اشتراکی

یکی از مواردی که جامعه‌شناسان در سال‌های گذشته بارها به آن اشاره کرده‌اند، تاثیر تورم بر کوچک شدن طبقه متوسط و سقوط این طبقه به زیر خط فقر است که تاثیر آن بیشتر از همه در بازار مسکن نمود پیدا می‌کند. صاحب یک بنگاه معاملات ملکی در منطقه تهرانپارس درباره افزایش تعداد زوج‌هایی که به دلیل نداشتن ودیعه (پول پیش) و اجاره‌بها، مایل به اجاره آپارتمان‌هایی با متراژ ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر به صورت اشتراکی هستند، به ایران اینترنشنال گفت: «ما هر ماه با تعداد قابل توجهی از زوج‌های جوان مواجه هستیم که توانایی مالی برای رهن و اجاره خانه را ندارند، ما گاهی آنها را به همدیگر معرفی می‌کنیم و گاهی خودشان یک زوج دیگر را پیدا می‌کنند.»

او اشاره می‌کند بعضی از این زوج‌ها پرستار بیمارستان هستند و یا در کارخانه و شرکت‌های حاشیه‌ تهران کار می‌کنند، اما قادر به پرداخت اجاره کامل یک خانه نیستند. به گفته این املاکی به طور معمول حقوق یکی از دو نفر باید خرج اجاره شود و دیگری موارد ضروری خوراک و پوشاک را تامین کند که آن هم با تورمی که قابل پیش‌بینی نیست، سخت است. این صاحب بنگاه معاملات املاک واکنش صاحبخانه‌ها به اجاره دادن یک خانه به دو زوج را متفاوت می‌داند و می‌گوید:«صاحب‌خانه‌ای که ماه‌هاست خانه‌اش خالی مانده چاره‌ای جز پذیرفتن این موضوع ندارد، چون خودش هم باید این پول را به زخم زندگی‌اش بزند. البته بعضی وقت‌ها هم پیش می‌آید که دو زوج با هم دچار مشکل می‌شوند و با ضرر زیاد، صاحبخانه را مجبور می‌کنند که قراردادشان را فسخ کند.»

داود بیگی‌نژاد، نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران در تیرماه سال گذشته درباره زیاد شدن خانه‌های اشتراکی در تهران به خبرگزاری ایلنا گفته بود: «خانه‌های اشتراکی در آپارتمان اتفاق نمی‌افتد و تاکنون گزارشی درباره اجاره اشتراکی در آپارتمان گزارش نشده‌ است.»

او به طور کامل این موضوع را انکار کرده و عنوان کرده تقاضایی برای اجاره اشتراکی دو خانوار در یک واحد آپارتمان نداشتیم. او گفته بود: «اگر این موضوع دیده شود سریعا این مورد را گزارش می‌دهند.»

بازنشستگانی که مجبور به زندگی اشتراکی شده‌اند

بازنشسته‌ها و افراد میانسال هم در میان گرانی و تورم ۶۰درصدی اجاره خانه مجبور به زندگی اشتراکی شده‌اند. صاحب یک بنگاه معاملات املاک دیگر در خیابان نواب به ایران اینترنشنال گفت: «بعضی زوج‌ها تازه عقد کرده‌اند، بعضی‌ها هم یک بچه دارند، معمولا این‌ها خانه‌های ۷۰ تا ۳۰۰ متری را با رهن کامل اجاره می‌کنند و اتاق بزرگ‌تر با اجاره بیشتر را خانواده بچه‌دار برمی‌دارد.»

پسر ۳۲ ساله‌ای با نام مستعار سینا که در یک شرکت آرایشی و بهداشتی، پیک موتوری است، چند ماهی است با همسرش در جنوب شرق تهران با یک زن و شوهر مسن در یک خانه دوخوابه ۱۲۰ متری هم‌خانه شده‌اند. سینا و همسرش «مهدخت» دو سال پیش از همدان به پرند مهاجرت کردند و به دلیل مسافت زیاد مسیر و دیر رسیدن سر کار تصمیم گرفتند به تهران بروند.

سینا اشاره می‌کند که محل کارش یک شرکت آرایشی و بهداشتی در خیابان جردن است و می‌گوید:« زن و شوهر میانسال، یکی از اتاق‌های خانه را برای اجاره به یک دختر مجرد گذاشته بودند، اما وقتی خانه را دیدیم موافقت کردند که یکی از اتاق‌ها را به ما اجاره بدهند.»

او درباره دردسرهای زندگی اشتراکی در یک آپارتمان با یک زوج میانسال می‌گوید: «معمولا سعی می‌کنم ساعت‌های بیشتری را در شرکت بمانم یا در خیابان همراه با همسرم اسنپ کار کنم تا دیرتر به خانه برویم. بعد از جنگ اعصاب روزانه در محیط کار و کل کل با مسافرها، روبه‌رو شدن با خانه‌ای که هیچ حس مالکیتی نسبت به آن نداری تا استراحت کنی، وحشتناک است.»

تروماهای انباشته زندگی کودکان در اتاق‌های کوچک

نوع دیگری از زندگی اشتراکی در جنوب تهران سالهاست رواج دارد. تعداد زیادی خانواده در خانه‌هایی با حیاط مرکزی بزرگ که دور تا دورش را اتاق‌هایی احاطه کرده‌‌اند، زندگی می‌کنند. در حال حاضر اغلب این خانه‌ها در منطقه شوش و مولوی اغلب مکانی برای زندگی مهاجران افغان و یا خانواده‌های پرجمعیتی هستند که تازه از شهرهای دیگر به تهران مهاجرت کرده‌اند. صاحب یک بنگاه معاملات املاک در منطقه شوش به ایران اینترنشنال گفت: «اجاره اتاق‌ها از ماهی دو میلیون داریم، تا پنج یا شش میلیون، اما معمولا همین اجاره را هم ندارند بدهند و باید هر روز برویم و مجبورشان کنیم که اتاق‌ها را تخلیه کنند.»

حمید نام مستعار جوانی ۲۲ ساله است که در یکی از همین خانه‌ها به دنیا آمده و بزرگ شده است. او که حالا دانشجوی روانشناسی دانشگاه تهران است، به ایران اینترنشنال گفت:«ما شش بچه ایم که هر کدام به فاصله سنی یک سال یا کمی بیشتر به دنیا آمد‌ه‌ایم. من تا ۱۶ سالگی که مستقل شدم به یاد ندارم در اتاقی بزرگ‌تر از ۱۲ متر زندگی کرده باشیم.»

خبرگزاری وابسته به سازمان تبلیغات جمهوری‌اسلامی (مهر) در ۲۳ خرداد ۱۴۰۲ با انتشار لیست قیمت از خانه‌های اشتراکی در مناطق مختلف تهران نوشت:«کرایه اشتراکی فقط مختص به خانواده‌های آشنا یا فامیل نیست و گاه حتی دو خانواده کاملاً غریبه نیز ناگزیر به سکونت اشتراکی در یک واحد شده‌اند.»

شناسایی پشه ناقل بیماری تب دنگی در ۵ استان کشور

۲۵ تیر ۱۴۰۳، ۱۰:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اشاره به شناسایی و صید پشه آئدس در استان‌های بوشهر، سیستان و بلوچستان، گیلان، مازندران و هرمزگان، گفت که نوع پشه شناسایی شده در شمال و جنوب کشور با یکدیگر متفاوتند و پشه جنوب، تهاجمی‌تر و بیماری‌زاتر است و شدت بیماری بیشتری دارد.

حسین فرشیدی در جریان سفر به استان هرمزگان با اشاره به بازدیدهایش از استان هرمزگان و شهرهای آلوده از نظر پشه آئدس و شهرهای در معرض خطر، گفت یکی از مسایل مهم برای پیشگیری از شیوع تب دنگی در کشور، «جلوگیری از انتقال داخلی بوده که صورت گرفته» است.

این مقام وزارت بهداشت که همراه با گروهی از بخش‌های مبارزه با بیماری‌ها و آموزش همگانی و بهسازی محیط به هرمزگان سفر کرده، گفت تعداد زیادی از بیماران مبتلا به تب دنگی از کشورهای دیگر به ایران آمده‌اند و این بیماری در صورت همه‌گیری از کرونا خطرناک‌تر خواهد بود.

هم‌زمان مقصود اسعدی سامانی، دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی با بیان اینکه امکان وجود پشه آئدس در هواپیما از طریق حمل تخم آن همراه بار مسافر وجود دارد، گفت که تاکنون هیچ گزارشی مبنی بر مشاهده این پشه در هواپیما در مسیرهای مختلف دریافت نشده است.

شهنام عرشی، رییس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت نیز روز شنبه ۲۳ تیر گفت در حال‌ حاضر بیشترین نگرانی درباره شیوع این بیماری از مسافران امارات متحده عربی، افغانستان و پاکستان است.

عرشی از بوشهر، خوزستان، سیستان و بلوچستان، گلستان، گیلان، مازندران و هرمزگان، به عنوان استان‌هایی که مواردی از این بیماری را داشته‌اند نام برد و تاکید کرد این مناطق به‌صورت بالقوه در معرض پشه آئدس هستند یا ممکن است در آینده با آن مواجه شوند.

طبق آخرین آمار اعلام شده از سوی مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت تا روز ۲۰ تیر، ابتلای ۱۴۹ ایرانی به تب دنگی تایید شده و ساکنان ۴۰ شهر کشور در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند.

معاون بهداشت وزیر بهداشت مهم‌ترین فاکتور تاثیرگذار در انتقال تب دنگی را محیطی دانست که «اجازه رشد، گزش، تولید مثل و انتقال بیماری» را به پشه آئدس می‌دهد.

او گفت: «اگر بتوانیم محیط را برای پشه ناسالم کنیم و اجازه تخم‌ریزی ندهیم، می‌توانیم گام خوبی در جهت کنترل بیماری برداریم.»

فرشیدی آگاهانه رفتار کردن مردم با این بیماری در شهرهای بندر عباس و بندر لنگه و نباریدن باران طی دو ماه اخیر در هرمزگان را عامل از بین رفتن فضاهای مستعد تخم‌ریزی پشه و جلوگیری از رشد پشه آئدس دانست.

او تاکید کرد: «اگر در ماه‌های آینده در استان هرمزگان شاهد بارندگی باشیم احتمالا تخم‌ها تبدیل به پشه می‌شوند و حجم بسیار بزرگ پشه را شاهد خواهیم بود که می‌توانند آلودگی هم داشته باشند.»

بیشتر بخوانید: مقام وزارت بهداشت: ۴۰ شهر کشور در معرض تب دنگی قرار دارند

تب دنگی یا تب استخوان‌شکن یک بیماری ویروسی است که از طریق گزش پشه‌ای به نام آئدس به انسان منتقل می‌شود. درصد کشندگی تب دنگی پایین است اما بیمار معمولا درد شدیدی را در استخوان‌ها، مفاصل و ماهیچه‌های خود احساس می‌کند.

بر اساس گزارش‌ها، در سال ۱۳۹۵ نظام مراقبت از این بیماری در ایران آغاز و در سال ۱۳۹۸ پشه آئدس شناسایی شد.

چگونه از ابتلا به «تب دنگی» پیشگیری کنیم؟

به گفته‌ کارشناسان، بهترین راه برای پیشگیری از ابتلا به بیماری «دنگی»، محافظت بدن در برابر نیش پشه است.

مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های ایالات متحده آمریکا برای پیشگیری از ابتلا به دنگی در توصیه‌های خود به شهروندان این کشور اعلام کرد: «دنگی از طریق نیش پشه آلوده به افراد منتقل می‌شود و بهترین راه برای جلوگیری از ابتلا به آن، محافظت از خود در برابر نیش پشه است.»

این مرکز به مردم توصیه کرد در صورت سفر به مناطق با شیوع بالا، در مکان‌هایی با تهویه مطبوع ساکن شوند و از دافع حشرات و لباس‌های آستین بلند و شلوار برای جلوگیری از نیش پشه استفاده کنند.

مسئولان وزارت بهداشت در ایران نیز به شهروندان توصیه می‌کنند برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری، لباس بلند بپوشند و از مواد دفع کننده حشرات استفاده کنند.

ظریف روند انتخاب اعضای کابینه چهاردهم را تشریح کرد

۲۴ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی که از سوی مسعود پزشکیان به عنوان «رییس شورای راهبری دوره انتقال دولت چهاردهم» منصوب شده، سازوکار و روند انتخاب اعضای کابینه دولت چهاردهم را تشریح کرد. او در دوره تبلیغات انتخاباتی، از ارکان اصلی ستاد انتخاباتی پزشکیان بود.

ظریف روز یکشنبه ۲۴ تیرماه با بیان اینکه تا به امروز هیچ مسئولیتی در دولت پزشکیان تعیین نشده، تاکید کرد که حتی هیچ نامزدی برای هیچ مسئولیتی نهایی نشده است.

رییس شورای انتقالی دولت چهاردهم از تشکیل کمیته‌های شورای انتقالی دولت خبر داد و گفت در هر کمیته دو نخبه دانشگاهی، دو نخبه غیردانشگاهی، یک نفر از جبهه اصلاحات و از سایر احزاب، دو نفر از تشکل‌های تخصصی، نظام‌های صنفی و سازمان‌های مردمی، یک نماینده از بخش خصوصی، یک نفر از ستادهای مرکزی و استان‌ها، یک نفر از زنان و یک نفر از اعضای اقوام یا اقلیت‌های مذهبی حضور خواهند داشت.

پروانه سلحشوری، نماینده سابق مجلس با انتقاد از مشخص نبودن کمیته‌های کارشناسی و کارگروه‌های اعلام شده از سوی ظریف، در حساب ایکس خود خطاب به پرشکیان نوشت: «لازم است جهت شفاف‌سازی، اعضای کمیته‌های کارشناسی و کارگروه‌های خود را معرفی کنید تا مردم از روند انتخاب وزرا که بر اساس معیار شایسته‌سالاری و انتخاب اصلح و عدم تعارض منافع باید باشد، مطلع باشند.»

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه روز ۲۲ تیرماه خود، با اشاره به اینکه اقتدار نظام به سلاح نیست و به عدالت و به دست آوردن دل مردم است، از پزشکیان خواست که شایستگان اقوام و زنان شایسته را در وزارتخانه‌ها به کار گیرد.

در روزهای گذشته و هم‌زمان با معرفی ظریف به عنوان رییس شورای انتقالی دولت چهاردهم، ویدیوهایی از حضور مسعود پزشکیان در دیدار با نمایندگان مجلس در حال نوحه‌خوانی و سینه‌زنی منتشر شد.

به گفته ظریف، همه نامزدها از درون کمیته‌های تعیین‌شده به پزشکیان پیشنهاد خواهد شد و در نهایت افراد مورد نظر را انتخاب و به مجلس معرفی خواهد کرد.

«داشتن اعتقاد به قانون اساسی و اسناد بالادستی، اجتهاد به پاکدستی، نگرش ملی به دور از گرایش‌های قومی، مذهبی، جناحی و منطقه‌ای، همراهی و وفاداری به گفتمان و رویکرد رییس‌ جمهوری» برخی از مواردی است که ظریف از آن‌ها به عنوان سنجه‌های لحاظ‌شده برای انتخاب اعضای کابینه نام برد.

آذر منصوری، رییس جبهه اصلاحات ایران و دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی، روز شنبه ۲۳ تیرماه در حساب ایکس خود نوشت موضع اصلاحات در برابر پزشکیان، حمایت، نظارت و پرسشگری است.

علی‌اصغر شفیعیان، مدیر سایت خبری انصاف‌نیوز، در واکنش به صحبت‌های منصوری در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جبهه اصلاحات ایران در تمام کارگروه‌های تصمیم‌گیری درباره‌ اعضای کابینه عضو دارد و لذا دخالت داده شده است.»

چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری روز جمعه هشت تیرماه برگزار شد.

نرخ مشارکت در دور نخست انتخابات با در نظر گرفتن آرای باطله ۳۹.۹۲ درصد و بدون لحاظ کردن آرای باطله ۳۸.۲ درصد بود.

در دور دوم نیز طبق آمار نهایی وزارت کشور نرخ مشارکت حدود ۴۹.۸ درصد اعلام شد.

بر این اساس، مسعود پزشکیان ۱۶ میلیون و ۳۸۴ هزار و ۴۰۳ رای (معادل ۵۳.۶ درصد) آرای اخذشده را کسب کرد و جانشین ابراهیم رئیسی شد.

بیشتر بخوانید: باورناپذیر بودن آمار اعلام‌شده نرخ مشارکت در دور دوم انتخابات برای بسیاری از مردم

مراسم تنفیذ مسعود پزشکیان، قرار است روز هفتم مردادماه با حضور علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و جمعی از مسئولان نظام برگزار شود.

نهم مردادماه نیز مراسم تحلیف او به عنوان رییس‌ جمهوری، در مجلس برگزار خواهد شد.

دو زن زندانی سیاسی حکم اعدام شریفه محمدی را محکوم کردند

۲۴ تیر ۱۴۰۳، ۱۴:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

در ادامه اعتراض‌ها به صدور حکم اعدام شریفه محمدی، فعال کارگری محبوس در زندان لاکان رشت، ناهید خداجو و نسرین جوادی، دو زندانی سیاسی زن، در نامه‌هایی جداگانه از زندان اوین، ضمن محکوم کردن صدور حکم اعدام برای این فعال کارگری، خواستار آزادی بی‌قید و شرط او شدند.

خداجو در نامه خود با اشاره به اینکه محمدی از سوی «قوه قضاییه غیرمستقل» به بهانه عضویتش در «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری»، تحت عنوان وابستگی به کومله، به اعدام محکوم شده، تاکید کرد که چنین پرونده‌سازی‌هایی طی ۴۶ سال اخیر جزو سناریوهای تکراری حکومتیان برای سرکوب فعالان کارگری و منتسب کردنشان به جریانات و احزاب سیاسی بوده تا چنین اتهامات سنگین و غیرقابل باوری را موجه جلوه دهند.

این زندانی سیاسی خطاب به دستگاه قضایی نوشت که باید بدانند جامعه به چنان حدی از آگاهی رسیده که حکم اعدام را نه فقط برای اتهامات سیاسی بلکه تحت هیچ شرایطی و برای هیچ انسانی نمی‌پذیرد و آن را محکوم می‌کند.

شریفه محمدی، فعال کارگری محبوس در زندان لاکان رشت، چهاردهم تیر امسال با حکم شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.

قاضی برای انتساب این اتهام به محمدی، به مخالفت‌های او با اعدام در جمهوری اسلامی و گزارش وزارت اطلاعات مبنی بر عضویتش در «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» استناد کرده است.

اکنون، نسرین جوادی، فعال کارگری زندانی هم تاکید کرده که «بیدادگاه جمهوری اسلامی» طبق روال گذشته و در راستای سرکوب بیشتر در پروژه‌ای نخ‌نما و پوسیده، محمدی را به جریانات و احزاب سیاسی پیوند دادند تا او را با حکمی سنگین روبه‌رو کنند.

این زندانی سیاسی در نامه‌اش از محمدی به عنوان یک فعال کارگری که بدون داشتن هیچ‌گونه وابستگی حزبی، برای کارگران، برای دفاع از شرایط مادی طبقه کارگر و پایان دادن به بهره‌کشی از آنان مبارزه می‌کند، یاد کرد.

پیش از این در روز ۲۲ تیرماه «کمپین دفاع از شریفه محمدی» با راه‌اندازی کارزاری اینترنتی از مردم خواست با امضای آن برای نجات جان او که «تنها گناهش ایستادن در کنار کارگران و زنان و کودکان این سرزمین است» تلاش کنند.

این کارزار که به زبان‌های فارسی و انگلیسی منتشر شده، تا روز ۲۴ تیرماه از سوی حدود سه‌هزار و ۵۰۰ تن امضا شده است.

خداجو در بخش دیگری از نامه‌اش با بیان اینکه پیام صدور حکم اعدام برای محمدی از سوی ماموران حکومت این است که با آن اعلام کنند «برایشان فرقی نخواهد داشت چه کسی سکان کشتی به گل‌نشسته را به دست دارد»، تاکید کرد که برای عوامل جمهوری اسلامی «مهم حفظ بقا و استمرار حکومتشان است که دیگر سرکوب خونین، زندان، اعدام و جابه‌جایی مهره‌هایشان تاثیری بر حفظ قدرتشان نخواهد داشت.»

او با اشاره به اینکه تصور حاکمان که چنین پیام خونینی مانع از اعتراضات و اعتصابات می‌شود، خیالی باطل است، اضافه کرد: «طی ۴۶ سال سرکوب، زندان، اعدام و کشتار، حکومت در شرایطی بغایت شکننده و متزلزل‌تر از پیش قرار گرفته؛ به نحوی که با هیچ سرکوبی قادر به عبور از تنگناهای موجود نیست.»

جوادی نیز در نامه‌اش با بیان اینکه حکومت طی ۴۶ سال سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام نتوانست طبقه کارگر و دیگر مردم ستم‌دیده را وادار به عقب‌نشینی کنند، نوشت: «بدون تردید این پیام در این مقطع تاریخی نه‌تنها نمی‌تواند برای حکومت پاسخی داشته باشد، بلکه برعکس، کینه و نفرت مردم را نسبت به حکومت جبار بیش از پیش می‌کند.»

صدور حکم اعدام برای محمدی با واکنش گسترده فعالان کارگری، مدنی و سیاسی و شماری از تشکل‌های مستقل صنفی مواجه شده است.

پنج‌شنبه ۲۱ تیرماه، ۸۵ زندانی سیاسی در زندان اوین در اعتراض به صدور «حکم ناعادلانه» اعدام شریفه محمدی و در همراهی با کمپین حمایت از او، اعتصاب غذا کردند.

هم‌زمان، داود رضوی، حسن سعیدی و رضا شهابی، فعالان کارگری زندانی با صدور بیانیه‌ای حکم اعدام شریفه محمدی را محکوم کردند.

سه‌شنبه ۱۹ تیرماه هم به دنبال دعوت «کمپین دفاع از شریفه محمدی» کاربران رسانه‌های اجتماعی با هشتگ‌های «آزادی شریفه» و FreeSharifeh اعتراض خود را به حکم صادرشده برای محمدی اعلام کرده و خواستار آزادی بی‌قید و شرط این فعال کارگری شدند.

پیش از آن، وریشه مرادی و ریحانه انصاری‌نژاد، دو زندانی سیاسی و ۱۶ زن زندانی سیاسی محبوس در اوین، با نوشتن نامه‌هایی جداگانه صدور این حکم را ناعادلانه خوانده و تاکید کردند جرم محمدی «کارگر بودن و سالم زیستن» است.

سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، گروه اتحاد بازنشستگان، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری و کارگران بازنشسته خوزستان، سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، کانون صنفی معلمان ایران (تهران) و جمعی از نواندیشان دینی نیز در بیانیه‌هایی جداگانه صدور این حکم را محکوم کردند.

در خارج از ایران نیز تجمعاتی در محکومیت حکم اعدام محمدی شکل گرفت و مهم‌ترین سندیکاهای کارگری ایتالیا و کلکتیو سندیکایی فرانسه در اعتراض به این حکم، بیانیه‌‌هایی صادر کردند.

محمدی ۱۴ آذر ۱۴۰۲ با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» بازداشت و سپس با اتهام بغی مواجه شد و ۲۳ دی ۱۴۰۲ بیش از یک ماه پس از بازداشت او، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان خبر داد بازجوهای وزارت اطلاعات شریفه محمدی را برای گرفتن اعتراف اجباری ضرب و جرح کرده‌اند.

جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدن، همواره فعالان مدنی، کارگری و سیاسی مستقل و منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی کرده است.

از آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی، صنفی، سیاسی و دیگر معترضان از سوی حکومت شدت گرفته است و کماکان ادامه دارد.