• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سخنگوی شهرداری تهران: کم بودن نمازگزار دلیلی برای توسعه نیافتن مساجد نیست

۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ۲۲:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران با بیان اینکه ساخت مسجد در پارک قیطریه اولین و آخرین مسجد در پارک‌های بزرگ شهر تهران نخواهد بود، گفت اینکه برخی از مساجد موجود نمازگزار کمی دارند یا بازه سنی خاص نمازگزاران در آن‌ها، دلیل خوبی برای عدم توسعه مساجد نیست.

عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران روز جمعه، ۱۰ فروردین، با اتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس به مخالفت‌ها با ساخت مسجد در پارک قیطریه تهران واکنش نشان داد و نوشت این اولین و آخرین مسجد در پارک‌های بزرگ شهر تهران نخواهد بود.

محمدخانی با بیان اینکه سرانه ساخت مسجد در تهران در مقایسه با دیگر شهرهای ایران و پایتخت‌های کشورهای اسلامی بسیار پایین‌تر است، افزود اینکه برخی از مساجد موجود نمازگزار کمی دارند یا بازه سنی خاص نمازگزاران در آن‌ها به دلایل متعددی باز می‌گردد و دلیل خوبی برای عدم توسعه مساجد نیست.

او از گزارش‌ها درباره قطع درختان پارک قیطریه با هدف ساخت مسجد، به عنوان دروغ شاخ‌دار علیه شهرداری تهران یاد کرد و خطاب به شهروندان تهرانی نوشت نه درختی قطع می‌شود و نه مسجد جدید فضایی از کل پارک را خواهد گرفت.

اسماعیل کوثری، نماینده تهران در مجلس، گفت: «برگزاری مراسم‌هایی مثل ورزشگاه آزادی، سفره بزرگ افطار در بلوار کشاورز و ساخت مسجد در پارک قیطریه، تیری در قلب دشمنان ایران و اسلام است.»

او افزود: «محکم این مسائل را دنبال کرده و فضا را برای نیروهای متعهد آماده کنیم.»

این صحبت‌ها درحالی مطرح شده که شهروندان با راه‌اندازی کارزاری از رییس قوه‌ قضاییه و ربیس دولت خواسته‌اند جلو پروژه ساخت مسجد در پارک قیطریه را بگیرند.

در روزهای گذشته تصاویر و گزارش‌هایی از حصارکشی پارک قیطریه تهران با هدف ساخت مسجدی جدید در آن منتشر شد که واکنش‌هایی منفی بسیاری به دنبال داشت.

مردم در کارزاری که با هدف جلوگیری از تخریب پارک قیطریه راه‌اندازی کرده‌اند، از رییس دیوان عدالت اداری، رییس قوه قضاییه و رییس دولت خواسته‌اند با توجه به آلودگی شدید هوای تهران و نیاز پایتخت به وجود درختان، جلوی این پروژه را بگیرند.

آنها تاکید کرده‌اند که این اقدام در صورت انجام عواقبی جبران‌ناپذیر برای شهر به همراه خواهد داشت.

در این کارزار که جمع‌آوری امضاها برای آن تا روز ٢٢ فروردين امسال ادامه خواهد داشت، با اشاره به اینکه تهران شهری پرجمعیت و باتراکم و دچار کمبود بوستان و فضایی سبز است، تاکید شده که شهرداری تهران در سال‌های اخیر به طور گسترده اقدام به قلع و قمع درختان در نقاط مختلف تهران از جمله بوستان زعفرانیه، باغ گیاه‌شناسی ملی، پارک چیتگر، کاخ سعدآباد کرده و اکنون نیز قصد تخریب پارک تاریخی قیطریه با وجود درختان کهن‌سال را دارد.

با گذشت چند روز از پیشرفت این پروژه در سکوت مسئولان شهری، سرانجام در روز پنج‌شنبه ۹ فروردین، مجید غفوری روزبهانی، دستیار شهردار تهران احداث «مسجدی فاخر و باشکوه» را در پارک قیطریه تایید کرد و گفت این کار به دلیل کمبود سرانه امکانات مذهبی در محله قیطریه و بنا بر خواست اهالی متدین انجام می‌گیرد.

علیرضا زاکانی، شهردار تهران نیز تاکید کرد نه تنها در قیطریه بلکه در تمامی بوستان‌های پایتخت مسجد ساخته خواهد شد.

به دنبال این موضوع، بسیاری از کاربران رسانه‌های اجتماعی و شهروندان، ساخت مسجد در پارک‌ها را حیف و میل بودجه عمومی خواندند.

عده‌ای هم هدف این مسجدسازی را ساختن پایگاه برای سرکوب اعتراضات احتمالی مردم در محلات دانستند.

به نظر می‌رسد ساختن مساجد بیشتر در شهرهای بزرگ در راستای اجرای پروژه‌ای با شعار بازگشت به مساجد باشد. پروژه‌ای که هم‌زمان با حذف و سرکوب تشکل‌ها و جریان‌های اجتماعی مستقل و نهادسازی سیاسی، سودای اجرای برنامه‌ای با هدف تسلط بر جامعه را از طریق توسعه مساجد دارد.

مقام‌های حکومت نه‌ تنها در حال تقویت شبکه بزرگی متشکل از ۷۰ هزار مسجد به عنوان پایگاه اجتماعی متعهد هستند بلکه می‌خواهند کارکرد سایر نهادهای دولتی و غیردولتی از فرهنگ و هنر گرفته تا آموزش و اطلاع‌رسانی را نیز منحصرا به مساجد واگذار کنند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

سخنگوی دولت رئیسی در جواب سخنان روحانی درباره اعتراضات آبان ۹۸ او را دروغگو خواند

۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ۱۷:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

طرح جزییاتی از چگونگی افزایش ناگهانی و شدید قیمت بنزین در آبان ۹۸ که منجر به شکل‌گیری اعتراضاتی سراسری در آن زمان شد و افشای نقش ابراهیم رئیسی از سوی حسن روحانی، با واکنش‌هایی همراه شده است. دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت رئیسی، روحانی را به «دروغ‌گویی» متهم کرد.

سپهر خلجی، رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت ابراهیم رئیسی روز جمعه ۱۰ فروردین در حساب ایکس خود نوشت: «همین دروغ‌گویی‌هاست که باعث رد صلاحیت می‌شود!»

اشاره خلجی به رد صلاحیت حسن روحانی برای کاندیداتوری در انتخابات اخیر مجلس خبرگان رهبری است.

سخنگوی دولت رئیسی در ادامه گفت موضوع گرانی بنزین در سال ۹۸ پیش از مطرح شدن در جلسه هماهنگی سران قوا، در دولت روحانی تصویب شده بود و طرح آن در جلسه سران قوا صرفا جنبه اطلاع‌رسانی داشت.

وب‌سایت حسن روحانی روز جمعه در مطلبی با تیتر «چطور صبح جمعه فهمیدم؟!»، اظهارات رییس‌جمهوری پیشین را در دیدار با اعضای تحریریه روزنامه اعتماد در روز ۲۵ بهمن‌ گذشته منتشر کرد.

بر اساس این گزارش، روحانی در این دیدار بار دیگر ادعای پیشین خود را مبنی بر اینکه از زمان اجرای تصمیم افزایش قیمت بنزین خبر نداشته، تکرار کرد.

او گفت: «صبح که بیدار شدم نماز صبح بخوانم دیدم زیرنویس کرده که بنزین دیشب گران شده است. برای من عجیب نبود، چون اختیار داده بودم به شورای امنیت کشور. برایم این عجیب بود که چرا شب به من نگفتند. پس اینکه من می‌گویم صبح متوجه شدم، راست و دقیق است.»

ابراز بی‌اطلاعی روحانی در حالی است که خود او در همین دیدار گفت پیش‌تر به اعضای دولتش درباره گران شدن بنزین گفته بود: «لازم نیست زمان آن را با من چک کنید. خودتان بروید و اجرا کنید.»

افزایش شبانه قیمت بنزین در جمعه ۲۴ آبان‌ سال ۱۳۹۸ منجر به اعتراضات سراسری در بیش از ۱۰۰ شهر ایران شد که در پی آن دست‌کم ۱۰ هزار نفر طی زمان اعتراضات و ماه‌های پس از آن بازداشت و بر اساس گزارش رویترز هزار و ۵۰۰ نفر از معترضان کشته شدند.

عبدالرضا رحمانی فضلی،‌ وزیر وقت کشور، مصوبه افزایش قیمت بنزین را «تصمیم کل کشور» خوانده بود که «از یک سال قبل» از آن بررسی شده بود.

روحانی در آن زمان ریاست شورای عالی امنیت کشور را نیز بر عهده داشت.

حسین ذوالفقاری،‌ معاون وقت انتظامی و امنیتی وزارت کشور، ۱۱ شهریور ۱۳۹۹ در یک نشست خبری گفت:‌ «تمام کسانی که روز جمعه گفتند ما نمی‌دانستیم،‌ تمام مواضع دوستان و مسئولان محترم به صورت مستند وجود دارد.»

او اشاره کرد مستندات تاریخ، روز،‌ ساعت و نهاد اطلاع‌دهنده به مجموعه‌ها وجود دارد و در صورت لزوم می‌تواند اعلام شود.

محمدعلی موحدی کرمانی، امام جمعه تهران نیز گفت: «نباید مثل آن فردی که گفت من شب خوابیدم و صبح بیدار شدم و دیدم بنزین گران شده است، نسبت به مسایل تدبیر صورت گیرد.»

سخنگوی دولت رئیسی در واکنش خود به اظهارات اخیر روحانی نوشت: «تنها نحوه هزینه‌کردِ درآمدهای ناشی از افزایش قیمت بنزین در جلسه سران تصویب می‌شود نه زمان و چگونگی اجرای آن.»

او از اقدامات دولت کنونی در حذف دلار چهار هزار و ۲۰۰ تومانی نیز دفاع کرد و افزود که رئیسی پیش از این اقدام «افکار عمومی را جریان گذاشت».

در روزهای اخیر و هم‌زمان با افزایش کرایه‌ها، اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از محدودیت سوخت‌رسانی موسوم به طرح کدینگ در دست‌کم ۱۳ استان مسافرپذیر ایران است.

پیش از نوروز نیز رسانه‌ها در ایران از بروز مشکلات متعدد برای مردم به دلیل محدودیت‌های جدید در سوخت‌گیری و استانی شدن کارت‌های سوخت خبر داده و از فروش بنزین تا لیتری ۲۰ هزار تومان به صورت آزاد گزارش دادند.

واکنش گسترده به مرگ مشکوک سارا تبریزی: جمهوری اسلامی قاتل است

۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ۱۶:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

انتشار خبر ایران‌اینترنشنال درباره مرگ مشکوک سارا تبریزی، زندانی سیاسی سابق، واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان سیاسی، مدنی و حقوق بشری را برانگیخته است که در اظهارنظرهای خود جمهوری اسلامی را عامل قتل این زن ۲۰ ساله معرفی می‌کنند. #سارا_تبریزی در شبکه ایکس نیز ترند شده است.

خبرگزاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی در پی گزارش ایران‌اینترنشنال با اشاره به مرگ سارا تبریزی، نوشت او ۱۸ دی سال ۱۴۰۲ بازداشت و ۲۵ دی با قرار وثیقه آزاد شده بود.

این خبرگزاری، گزارش ایران‌اینترنشنال درباره صدور حکم حبس تعلیقی برای سارا تبریزی در سال ۱۴۰۲ را تایید کرد و نوشت که حکم حبس او به این معنا بود که اگر ظرف دو سال بعد از صدور حکم «مرتکب جرم دیگری نشود»، حکمش منتفی تلقی می‌شود.

در بخشی از این گزارش با اشاره به اینکه پیکر این دختر جوان در صبح روز پنجم فروردین در خانه‌شان پیدا شده، آمده است که بررسی‌ها برای مشخص شدن علت مرگ تبریزی با دستور دادستان شهرستان شهریار در حال انجام است.

ساعاتی پس از انتشار خبر ایران‌اینترنشنال، میزان واکنش‌ها به این خبر باعث شد تا ظهر روز جمعه ۱۰ فروردین، هشتگ #سارا_تبریزی در بیش از ۶۰ هزار پست در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شود.

ایران‌اینترنشنال روز پنج‌شنبه، ۹ فروردین، در گزارشی اختصاصی خبر داد پیکر سارا تبریزی، زندانی سیاسی سابق، روز پنجم فروردین در منزل پدری‌اش در تهران پیدا شده است.

این زن ۲۰ ساله در هفته‌های پایانی زندگی‌ از سوی ماموران امنیتی زیر فشار روانی سنگین قرار گرفته بود. او چهارم فروردین به وزارت اطلاعات احضار شده بود.

مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، در واکنش به مرگ مشکوک سارا تبریزی نوشت:«این شهروند صدایی علیه ظلم بود و بهای این کار را با جان خود پرداخت. وقتی که جمهوری اسلامی برای جنایت علیه بشریت با هیچ پیامدی مواجه نمی‌شود، دلیلی نمی‌بیند که ارعاب زنان را متوقف کند.»

گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی زندانی سیاسی که در بازداشت کشته شد، نیز درباره مرگ مشکوک سارا تبریزی در اینستاگرام نوشت:« جمهوری اسلامی اولین جنایتش را با کشتن دختر جوان و بی‌گناهم در سال جدید رقم زد.»

او افزود سکوت و مماشات با ظلم حاصلی جز تداوم جنایت ندارد.

گوهر عشقی گفت: «امیدوارم و دعا می‌کنم این حکومت چرکین در این سال جدید به دست مردم ساقط و سرنگون شود و با تشکیل دادگاه‌های مستقل، به حساب جلادان، آمران و جنایتکاران جمهوری اسلامی رسیدگی شود. به خانواده داغدار این فرزندِ از دست رفته،تسلیت می‌گویم و در غم آنان شریکم.»

اکثریت قریب به اتفاق کاربران در شبکه‌های اجتماعی نیز، جمهوری اسلامی را قاتل سارا تبریزی دانسته‌اند و با خانواده این دختر جوان ابراز همدردی کرده‌اند.

مریم کلارن، دختر ناهید تقوی زندانی دو تابعیتی در ایران، نیز در پستی در شبکه ایکس نوشت:«خون جوانان ما می‌چکد از چنگتون!»

هدیه کیمیایی، روزنامه‌نگار، با اشاره به یک مرگ مشکوک دیگر نوشت:«منصوره_سگوند را ۹ خرداد ۱۴۰۱ در آبدانان احضار کردند و پیکر بی‌جانش چند روز بعد‌ پیدا شد، او قبل از مرگش از فشار و تهدیدهای نیروهای سرکوبگر حکومتی گفته بود. سارا_تبریزی ۴ فروردین احضار شده و ۵ فروردین پیکر بی‌جانش را پیدا کرده‌اند، او هم تحت فشار نیروهای امنیتی بوده است.»

کاربر دیگری به اسم مریم نوشت: «جمهوری اسلامی یک دختر دیگه رو هم کشت. به همین راحتی. مثل بقیه.»

الی امیدواری هم در شبکه ایکس نوشت:«داستان جعلی و تکراری خودکشی از طریق خوردن قرص آن هم یک روز بعد از احضار توسط وزارت اطلاعات و روزها فشار امنیتی!؟ جمهوری جنایتکار اسلامی و شخص علی خامنه‌ای مسئول مرگ این دختر ۲۰ ساله هستند.»

کاربر دیگری به نام مونیتر هم نوشت:«جمهوری اسلامی سارا تبریزی را کشت.»

پیکر سارا تبریزی روز دوشنبه ششم فروردین در شهرک اسکمان در استان تهران تشییع و به خاک سپرده شد.

بر اساس اعلامیه ترحیم سارا تبریزی، قرار است مراسم ختم او روز پنج‌شنبه ۹ فروردین در مسجد «صاحب‌الزمان» شهرک اسکمان برگزار شود.

سارا تبریزی روز ۲۵ آبان ۱۴۰۲ در حالی‌ که قصد سفر به انگلیس داشت، همراه یک شهروند دیگر به دست ماموران امنیتی در فرودگاه بین‌المللی «امام خمینی» تهران بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

تبریزی پس از حدود ۱۰ روز و با پایان بازجویی‌ها، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان اوین آزاد شد.

بنا بر اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تبریزی سه روز ابتدایی بازداشت خود را در سلول انفرادی به‌سر برد و پس از آن‌که به دلیل استرس تنها بودن در انفرادی، دچار ضربان قلب بالا و فشار خون بالا شد، ابتدا به بهداری بند ۲۰۹ اوین و پس از آن به سلولی سه نفره در بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شد.

مولوی عبدالحمید: مقام‌های جمهوری اسلامی حاضر به برگزاری رفراندوم نیستند

۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ۱۵:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)

عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان با بیان اینکه همه سیستم‌ها، چه اسلامی و چه غیراسلامی به حمایت مردم نیاز دارند، گفت برخی خواهان برگزاری رفراندوم هستند تا مشخص شود مردم چه می‌خواهند اما مسئولان جمهوری اسلامی حاضر به این کار نیستند.

مولوی عبدالحمید در خطبه‌های نماز جمعه ۱۰ فروردین خود با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی را گروه‌های مردمی در ایران بر سر کار آوردند، تاکید کرد: «حکومت را سلاح، کودتا و نظامیان بر سر کار نیاوردند و با سلاح هم نمی‌توان آن را نگه داشت.»

مولوی عبدالحمید در بخشی از خطبه‌های خود با اشاره به برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی در روز ۱۲ فروردین گفت که در آن زمان، وعده‌های زیادی از جمله درباره مسایل اقتصادی و آزادی داده شد.

او به برخی از شعارها از جمله «فردا که بهار آید آزاد و رها هستیم» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» اشاره کرد که از سوی مردم در زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی سر داده شد و گفت: «این‌ها شعارهای زیبایی بود و یکی از کسانی که این شعارها را سر داد من بودم.»

مولوی عبدالحمید تاکید کرد با امید به برقراری عدالت به جمهوری اسلامی رای داده است اما حالا او و خیلی‌ها این پرسش را مطرح می‌کنند که برای چه این رای را دادند؟

او در ادامه با اشاره به بحران اقتصادی موجود در کشور گفت: «اقتصاد چنان ضربه خورده که شب می‌خوابیم و فردا صبح می‌بینیم ارزش پول افت کرده است.»

اسماعیل‌زهی در خطبه‌های نماز جمعه سوم فروردین خود نیز با اشاره به بحران اقتصادی موجود در کشور از همگان خواسته بود به مردمی که از نظر اقتصادی در وضعیتی نامناسب هستند و نیز به خانواده‌های زندانیان، کمک کنند.

او گفته بود اگر مسئولان جمهوری اسلامی به مردم و به خصوص زنان اعتماد کنند و به آن‌ها فرصت بدهند، آنان به راحتی کشور را می‌سازند و ایران را تبدیل به گلستان می‌کنند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش دیگری از صحبت‌های روز ۱۰ فروردین خود به رقم‌های کلان اختلاس در ایران اشاره کرد و گفت این ارقام نشان می‌دهند اختلاس‌گران به کم قانع نیستند و تلاش می‌کنند بیش از پیش، اموال مردم را از آنِ خود کنند.

دیدار با خانواده‌های دادخواه جمعه خونین

پیش از این نماز جمعه و در روز سه‌شنبه هفتم فروردین‌، جمعی از خانواده‌های دادخواه در زاهدان با مولوی عبدالحمید دیدار و گفت‌وگو کردند.

یکی از ویدیوهای منتشر شده از این دیدار، بی‌قراری مادر خدانور لجه‌ای، معترض کشته‌شده در جریان خیزش انقلابی را نشان داد.

دو روز پس از این دیدار و در روز نهم فروردین، مولوی محمد طیب اسماعیل‌زهی، فرزند مولوی عبدالحمید از درخواست دستگاه امنیتی برای ممانعت از ورود مسافران نوروزی به مسجد مکی خبر داد.

هم‌زمان سایت حال‌وش نوشت در روزهای گذشته نیروهای لباس شخصی مسلح با موتورسیکلت اقدام به سرقت و ضبط تلفن‌های همراه مهمانان کرده‌اند.

روز جمعه دهم فروردین نیز نیروهای نظامی و سرکوب‌گر، همچون هفته‌های گذشته هم‌زمان با برگزاری نماز جمعه زاهدان در خیابان‌های این شهر حضور گسترده‌ای داشتند.

رسانه حال‌وش که خبرهای استان سیستان و بلوچستان را پوشش می‌دهد، با انتشار ویدیویی در اینستاگرام نوشت نیروهای نظامی در اطراف مصلی و مسجد مکی زاهدان و خیابان‌های منتهی به آن، حضور پر رنگی داشته و با ایجاد ایست‌های بازرسی، اقدام به تفتیش بدنی و کنترل نمازگزاران کردند.

در ماه‌های گذشته، شهروندان زاهدانی پس از یک سال اعتراض و تجمع خیابانی پیوسته، به توصیه مولوی عبدالحمید راهپیمایی سکوت برگزار کردند.

جمعه‌های اعتراضی زاهدانی‌ها از هشتم مهر سال ۱۴۰۱ و پس از وقایع جمعه خونین این شهر آغاز شد.

در جریان جمعه خونین زاهدان، ماموران نظامی و امنیتی با گلوله‌های جنگی به سمت شهروندان و نمازگزاران شلیک کردند و بیش از ۱۰۰ نفر را کشته و ده‌ها تن دیگر را نابینا، قطع نخاع و مجروح کردند.

۱۷ زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز از رسیدگی پزشکی محروم‌اند

۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ۱۴:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، دست‌کم ۱۷ زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز با وجود وضع نامناسب جسمی از اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم‌اند. اغلب این زندانیان سال‌های طولانی در حبس بوده‌اند و ماموران امنیتی با کارشکنی مانع رسیدگی پزشکی مناسب به آنان شده‌اند.

بنا بر اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، مخالفت نهادهای امنیتی با اعزام این زندانیان به بیمارستان در حالی ادامه دارد که زندان شیبان اهواز فاقد بسیاری از تجهیزات و امکانات برای رسیدگی پزشکی مناسب به محبوسان در آن است.

به گفته منابع نزدیک به خانواده‌های این زندانیان، در حال حاضر تنها در بند پنج زندان شیبان اهواز، بیش از ۷۰ زندانی سیاسی نگهداری می‌شوند.

این زندانیان بابت اتهاماتی همچون محاربه، تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی کشور، همکاری با گروه‌های مخالف نظام و اقدام علیه امنیت ملی، با احکام دادگاه‌های انقلاب در زندان هستند.

بسیاری از این زندانیان برای سال‌های طولانی در حبس بوده و به دلیل شرایط نامناسب زندان، نبود امکانات درمانی مناسب و متحمل شدن شکنجه‌ها در ایام بازجویی پیش از انتقال به بند عمومی، دچار مشکلات جسمی متعددی شده‌اند.

از میان این زندانیان، محمدرضا مقدم به اعدام محکوم شده و غلام‌حسين كلبی، عبدالامام زائری، عبدالزهرا هلیچی، یحیی ناصری، محمدعلی عموری، سید جابر البوشوکه و سید مختار البوشوکه، با حکم حبس ابد در زندان شیبان اهواز به سر می‌برند.

فعالان حقوق بشر ساکن استان خوزستان در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال ضمن اشاره به اینکه برخی زندانیان سیاسی در این زندان دچار بیماری‌های متعددی همچون ام‌اس و بیماری‌های قلبی هستند، تاکید کرده‌اند نهادهای امنیتی با جلوگیری از اعزام این زندانیان به مراکز درمانی خارج از زندان، به دنبال قتل خاموش آن‌ها در زندان هستند.

یکی از این زندانیان، محمدرضا مقدم، زندانی ۳۳ ساله است که در سال ۱۳۹۷ بازداشت و محکوم به اعدام شد.

مقدم در پنج سال گذشته زیر سایه حکم اعدام بوده و به کیست مویی که با عنوان بیماری مو برگشتی شناخته می‌شود، مبتلاست.

غلام‌حسين كلبی، زندانی سیاسی دیگر در زندان شیبان است که در سال ۱۳۷۹ بازداشت و به حبس ابد محکوم شد.

این زندانی سیاسی ۶۰ ساله که تا امروز ۲۴ سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذرانده، از بیماری‌های مختلفی همچون عفونت گوش، مشکلات گوارشی و درد شدید در مفاصل رنج می‌برد.

عبدالامام زائری، زندانی سیاسی ۴۸ ساله، زندانی سیاسی دیگری است که نوزدهمین سال از ایام حبس ابد خود را در این زندان سپری می‌کند.

زائری که از سال ۱۳۸۴ تا کنون زندانی است، از بیماری‌هایی همچون پروستات، عفونت و خونریزی در گوش چپ رنج می‌برد.

عبدالزهرا هلیچی، زندانی سیاسی ۴۱ ساله که در سال ۱۳۸۴ بازداشت و به حبس ابد محکوم شده، در ۱۹ سال گذشته از رسیدگی پزشکی محروم بوده و به بیماری آرتروز زانو مبتلاست.

یحیی ناصری، زندانی ۳۸ ساله که در سال ۱۳۸۴ بازداشت و به حبس ابد محکوم شده، از ۱۹ سال پیش زندانی است و مبتلا به بواسیر است.

محمدعلی عموری، شهروند ۴۴ ساله، زندانی سیاسی دیگری است که از سینوزیت، عفونت لثه و دندان و فلج شدن انگشت کوچک دست راست رنج می‌برد.

عموری در سال ۱۳۸۹ بازداشت و به حبس ابد محکوم شد و از ۱۴ سال پیش زندانی است.

سید جابر آلبوشوکه، ۴۱ ساله و سید مختار آلبوشوکه، ۳۸ ساله، دو زندانی سیاسی دیگر هستند که در سال ۱۳۸۹ بازداشت و به حبس ابد محکوم شدند.

سید جابر علاوه بر حبس ابد به ۱۵ سال حبس محکوم شده و طی ۱۴ سال گذشته با وجود بیماری ناخنک چشم و نیاز به عمل جراحی، از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

سید مختار نیز علاوه بر حبس ابد به پنج سال زندان دیگر محکوم شده و طی ۱۴ سال گذشته زندانی بوده است.

او با وجود نیاز به عمل جراحی فتق، از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

فارس رماحی، زندانی ۲۸ ساله، با احکام ۳۵ سال حبس و ۱۵ سال حبس مواجه است و از پنج سال پبش دوران حبس ۵۰ سال را می‌گذراند.

رماحی نیز به کیست مویی مبتلاست.

علی حلفی، زندانی ۵۷ ساله که از ۱۹ سال پیش زندانی‌ست به ۳۰ سال حبس محکوم شده است. حلفی در سال ۱۳۸۴ بازداشت شده و با وجود ابتلا به بواسیر خونی و نیاز به عمل زانو، از رسیدگی پزشکی محروم است.

ایوب پرکار، زندانی سیاسی ۶۹ ساله، سیزدهمین سال از حکم ۲۰ سال حبس خود را سپری می‌کند. او در ۱۳ گذشته از رسیدگی پزشکی محروم مانده و به بیماری‌های باد فتق در دو طرف و آرتروز زانو مبتلاست.

جابر صخراوی، زندانی ۳۸ ساله، در سال ۱۳۹۳ بازداشت و به ۱۲ سال و شش ماه حبس محکوم شد. او از ۱۰ سال پیش با وجود ابتلا به بیماری‌های ام‌اس، کبد چرب و پارگی ربات پای راست در زندان است.

حسن سواری، زندانی ۴۱ ساله، از شش سال پیش دوران محکومیت ۱۱ سال زندان خود را می‌گذراند و به بیماری دیابت مبتلاست.

علی صیاحی، زندانی ۴۶ ساله، چهارمین سال از دوران محکومیت ۱۰ سال حبس خود را می‌گذراند و از دیابت و بیماری قلبی رنج می‌برد.

حسین صبحان (سبحان)، زندانی ۳۳ ساله، حکم هشت سال زندان دارد. او از سه سال پیش زندانی شده و از بیماری دیسک کمر رنج می‌برد.

محمد مؤمن تیماس، زندانی سیاسی ۶۴ ساله، از ۱۸ ماه پیش دوران محکومیت پنج ساله خود را سپری می‌کند و از بیماری‌های دیسک کمر و دیابت رنج می‌برد.

محمد لویمی، زندانی ۲۷ ساله، از بیماری هموفیلی و گلانزمن گروه خونی اُ (O) منفی و اختلال در پلاکت‌های خون رنج می‌برد.

او در سال ۱۴۰۲ بازداشت و به ۹ ماه حبس محکوم شد و تا کنون پنج ماه از حبس خود را در زندان شیبان اهواز گذرانده است.

سازمان حقوق بشری کارون، خرداد ماه ۱۴۰۲ با انتشار گزارشی از خودداری از رسیدگی پزشکی به برخی زندانیان سیاسی عرب زندان شیبان اهواز خبر داد و نوشت جابر صخراوی، علی صياحی، عبدالامام زائری، محمدعلی عموری، غلامحسین کلبی، مختار آلبوشوکه و علی حلفی، زندانیان بیمارند که نیاز به اعزام به بیمارستان و رسیدگی پزشکی دارند.

در سال‌های گذشته گزارش‌های متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی در ایران و زیر پا گذاشته شدن حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسوولان زندان‌ها، با کارشکنی نهادهای امنیتی منتشر شده است.

طی این سال‌ها زندانیان سیاسی زیادی از جمله ساسان نیک‌نفس، فعال مدنی، بهنام محجوبی، درویش گنابادی، بکتاش آبتین، شاعر و فیلمساز و جواد روحی، شهروند معترض، در زندان جان خود را از دست دادند.

جمهوری اسلامی هیچ مسوولیتی در قبال مرگ آن‌ها که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی بود، نپذیرفته است.

خودکشی پرستو بخشی، پزشک جوان؛ بی‌توجهی وزارت بهداشت به افسردگی حاد او

۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ۱۲:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

با گذشت یک هفته از مرگ خودخواسته پرستو بخشی، پزشک متخصص قلب، واکنش‌ها به این اتفاق همچنان ادامه دارد و موضوع پرحاشیه و پربحث است. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ابتلای او به بیماری روحی را رد کرد اما اسناد نشان می‌دهند این پزشک جوان به افسردگی و اضطراب حاد مبتلا بوده است.

محمدرضا فارسی‌نژاد، مدیرکل پزشکی قانونی استان لرستان روز دهم فروردین گفت پیکر پرستو بخشی یک روز پس از مرگ به سالن تشریح منتقل شد و علت فوت او همچنان در دست بررسی است.

بخشی که در زمان مرگ تنها ۳۵ سال داشت، روز چهارم فروردین به زندگی خود پایان داد.

او برای گذراندن طرح خود، در بیمارستان ابن‌سینا در دلفان استان لرستان مشغول به کار بود.

(به توصیه کارشناسان اگر با کسی یا کسانی روبه‌رو می‌شوید که از جمله‌ها و عبارت‌هایی نشان‌دهنده افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده می‌کنند، از آنان بخواهید با پزشک معتمد، نهادهایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند یا فردی مورد اعتماد، درباره نگرانی‌هایشان صحبت کنند. اگر به خودکشی فکر می‌کنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.)

پدرام پاک‌آیین، سخنگوی وزارت بهداشت، در نخستین واکنش به موضوع خودکشی بخشی و پوشش آن در رسانه‌ها گفت: «بر خلاف ادعای برخی رسانه‌های بیگانه در خصوص درج نام ایشان در لیست سیاه وزارت بهداشت، اساسا چنین لیستی وجود نداشته که نام ایشان یا دیگری در آن ثبت شده باشد.»

روز ششم فروردین، علی سلحشور، سرپرست اداره روابط عمومی سازمان نظام پزشکی با انتشار مطلبی در صفحه خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام، گفته بود پرستو بخشی در لیست سیاه وزارت‌خانه قرار داشت.

او از مرگ مادر و پدر بخشی به‌ عنوان دو ترومای بزرگ نام برد که این پزشک با آن‌ها مواجه شده و به همین دلیل طرحش را با یک سال تاخیر آغاز کرده بود.

سلحشور گفت وزارت بهداشت کمکی به جابه‌جایی محل طرح او نکرد.

پاک‌آیین روز نهم فروردین در گفت‌وگو با ایرنا گفت که وزارت بهداشت در زمینه تعویق طرح تخصص بخشی با او «همکاری لازم را به عمل آورده» است.

مستندات جدید ادعای وزارت بهداشت را درباره سلامت روان پرستو بخشی رد کرد

سخنگوی وزارت بهداشت گفت پرستو بخشی توضیحی درباره شرایط خاص یا ابتلای خود به بیماری روحی به کمیسیون تعهدات نیروهای متخصص ارائه نداده و سوابقی هم مبتنی بر بیماری او در دست نبوده است.

هم‌زمان مستنداتی جدید از پرونده مرگ بخشی از سوی پایگاه خبری «پزشکان و قانون» منتشر شده است که خلاف ادعای وزارت بهداشت را نشان می‌دهد.

این سندها مربوط به نامه روان‌پزشک معالج است که در آذر سال ۱۴۰۲ از ابتلای بخشی به افسردگی و اضطراب حاد خبر داده و دستور بستری و استراحت او را در منزل صادر کرده بود.

نامه روان‌پزشک معالج پرستو بخشی
100%
نامه روان‌پزشک معالج پرستو بخشی

اسکرین‌شات منتشر شده از چت پرستو بخشی با یکی از استادان دانشگاه علوم پزشکی لرستان نیز نشان می‌دهد مسئولان این دانشگاه از شدت مشکلات و بیماری او آگاه بودند.

این گفت‌وگوی مکتوب نشان می‌دهد خلاف آنچه بهرام دلفان، رییس دانشگاه علوم پزشکی لرستان گفته است، «بهترین سوییت‌ها و پانسیون‌ها» در اختیار بخشی قرار داده نشده بود.

دلفان گفته بود پرستو بخشی در سال ۱۴۰۲ به دانشگاه معرفی و بعد از ورود به خرم‌آباد «به جهت تکریم از طرف بیمارستان، از فرودگاه به هتل منتقل می‌شود» و بعد از یک روز او را در «سوییت مناسب» اسکان می‌دهند.

او گفته بود که بخشی «همکاری لازم را با کادر آموزشی نداشته» و برای همین با «رضایت شخصی به بیمارستان نورآباد دلفان می‌رود نه تبعید و اجبار».

علی سلحشور و برخی کاربران فضای مجازی با اشاره به نام دو تن از مسوولان بالادستی این پزشک در استان لرستان، ‌آن‌ها را مسوول مرگ خودخواسته بخشی معرفی کرده بودند.

به گفته سرپرست اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان نظام پزشکی، یک تن از اساتید داخلی (گوارش) بیمارستان رحیمی خرم‌آباد نهایت «بی‌انصافی، توهین و تحقیر» را در حق بخشی انجام داد.

تعدادی از کاربران نیز عوامل منتهی به خودکشی سریالی پزشکان جوان را فراتر از اقدامات رییس یک بیمارستان یا شبکه بهداشت دانستند و تاکید کردند مشکل اصلی، حکومت جمهوری اسلامی و فساد گسترده در آن است.

در همین زمینه، محمدرضا ظفرقندی، دبیرکل جامعه پزشکی در رسانه اجتماعی ایکس نوشت فشار و استرس روحی، جسمی و معیشتی بر پزشکان جوان، طرحی و دستیاران، به مرز هشدار رسیده است.

او تاکید کرد بی‌توجهی مسوولان به شرایط و مقررات تحمیلی و طاقت‌فرسای موجود، علت عمده افزایش ناامیدی، خودکشی و مهاجرت در جامعه پزشکی ایران است.

عباس عبدی، تحلیل‌گر مسایل سیاسی-اجتماعی، خواهان تهیه گزارشی مستقل درباره مرگ پرستو بخشی از سوی سازمان نظام پزشکی شد و گفت باید اقداماتی جدی در این زمینه انجام شود.

وب‌سایت خبری تجارت نیوز دی ماه سال گذشته نوشت تنها در یک هفته سه مورد خودکشی در میان دستیاران پزشکی (رزیدنت‌ها) و پزشکان طرحی گزارش شده است.

در آن مقطع زمانی، بابک شکارچی، معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام پزشکی ایران، بزرگ‌ترین مشکل رزیدنت‌ها و پزشکان طرحی را «نداشتن امید به آینده» دانسته بود.

همان زمان انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در نامه‌ای به ابراهیم رئیسی خواستار تشکیل کمیته‌ای برای بررسی خودکشی پزشکان و رزیدنت‌ها و اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از وقوع مجدد آن شده و وحید شریعت، رییس انجمن، گفته بود وزارت بهداشت آمار دقیق خودکشی رزیدنت‌‌ها را محرمانه می‌داند و آن را اعلام نمی‌کند.

شریعت در بهمن ماه سال گذشته گفته بود خودکشی ۱۶ دستیار پزشکی طی یک سال منجر به مرگ آنان شده است.

نتایج تحقیق انجمن روان‌پزشکی در سال ۱۴۰۲ حاکی از آن بود که طی سال‌های گذشته، آمار خودکشی در جامعه پزشکی تا پنج برابر افزایش پیدا کرده است.