
میلاد اطمانی، جوان اهل سلماس، از معترضانی بود که شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان انقلاب ملی ایرانیان در منطقه پونک تهران هدف گلوله قرار گرفت و از ناحیه دست مجروح و بازداشت شد. خانواده میلاد ۱۲ روز بعد پیکر بیجان او را با دو گلوله دیگر به سر و شکمش در سردخانه کهریزک یافتند.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده در گفتوگو با ایراناینترنشنال، خانواده تمایلی به صحبت علنی درباره جزییات جراحات مشاهده شده بر پیکر فرزندشان را ندارند.
به گفته این منبع، میلاد اطمانی همراه دوست نزدیکش، دیار پورچهریق، در اعتراضات پونک حضور داشت. در همان شب، نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم، دیار را هدف قرار دادند و در همان محل جان باخت. دیار پورچهریق، ٣٠ ساله و اهل سلماس، دوست میلاد بود.
میلاد اطمانی برای کمک به دوستش دوید که در جریان این اقدام، گلولهای به دست او اصابت کرد و دچار خونریزی شدید شد.
افراد حاضر در صحنه، میلاد را بهسرعت به یک درمانگاه در نزدیکی پونک منتقل کردند، اما بنا بر این روایت، درمانگاه یا از پذیرش او خودداری کرد یا اعلام کرد آنها امکان درمان او را ندارند.
پس از آن، تلاش شد او به بیمارستان دیگری منتقل شود اما در خیابان به دست ماموران بازداشت شد.
یک منبع محلی به ایراناینترنشنال گفته است که چندین نفر بازداشت او را بهطور مستقیم مشاهده کردهاند.
منبع نزدیک به خانواده توضیح میدهد: «میلاد حدود ۱۲روز مفقود بود و هیچ اطلاعی از وضعیتش در دست نبود. در نهایت روز ۳۰دیماه، پس از جستوجو میان اجساد در کهریزک، پیکر او شناسایی شد.»

به گفته این منبع، هنگام تحویل پیکر مشخص شد که علاوه بر جراحت اولیه ناشی از اصابت گلوله به دست، دو گلوله دیگر نیز به بدن میلاد اصابت کرده است؛ یکی به شکم و دیگری که به گفته نزدیکانش به سر اصابت کرده است.
او اضافه میکند که خانواده از صحبت درباره این موضوع امتناع میکنند و حاضر به ارائه جزییات بیشتر نیستند.
این منبع همچنین میگوید خانواده میلاد مجبور به پرداخت مبلغی تحت عنوان «پول دو تا تیر» شده و سندی را نیز امضا کردهاند که جزییات آن مشخص نیست. به گفته او، بر اساس شنیدهها، لین سند احتمالا برای نسبت دادن عنوان «بسیجی» به او بوده باشد؛ ادعایی که این این منبع آن را «دروغ محض» توصیف میکند.
میلاد اطمانی چند سالی برای کار به تهران آمده و در محله پونک ساکن شده بود. او در خانوادهای بسیار مذهبی در شهرستان سلماس بزرگ شده بود. به گفته منبع نزدیک به خانواده، خانواده با سبک زندگی آزادتر او و دیدگاههای غیرمذهبی او مخالف بودند.
این منبع میگوید: «او حتی در خانواده خودش هم غریب بود.»
پس از کشته شدن میلاد اطمانی، خانواده او سکوت اختیار کردهاند. به گفته این منبع، حتی در میان اقوام نزدیک، صحبت درباره او ممنوع شده و بسیاری از پیامها و تماسها بیپاسخ میماند.

پیکر میلاد اطمانی در نهایت در یکی از روستاهای اطراف سلماس، محل سکونت خانواده به خاک سپرده شد.
آنچه برای این جانباخته رخ داده، نمونهای از الگوی تکرارشوندهای است که در جریان انقلاب ملی بارها گزارش شده است.
پیشتر گزارشهای متعددی از ربوده شدن مجروحان اعتراضات از خیابانها، درمانگاهها یا بیمارستانها منتشر شده است؛ مواردی که در آن نیروهای امنیتی افراد زخمی را در مسیر درمان یا حتی روی تخت بیمارستان بازداشت کرده و پس از ناپدیدسازی، پیکر آنان را با جراحات جدید تحویل دادهاند.
در برخی موارد، اجسادی که از کهریزک یا مراکز مشابه تحویل خانوادهها شدهاند، همچنان دارای تجهیزات پزشکی مانند سرم، سوند، لوله تنفسی یا الکترودهای قلب بودهاند؛ نشانهای از اینکه این افراد در حال درمان ربوده شده و سپس کشته شدهاند.
به نظر میرسد این شیوه، یعنی مجروحسازی، ربایش، ناپدیدسازی و تحویل پیکر پس از چند روز با جراحات بیشتر، بخشی از راهبرد سرکوب در آن روزها بوده است.