
اعتراضات دیماه ۱۳۹۶ یکی از گستردهترین موجهای اعتراضی چهار دهه اخیر ایران بود که از هفتم دی در مشهد آغاز شد، به بیش از ۱۶۰ شهر گسترش یافت و طی ۱۰ روز دستکم ۵۰ کشته و صدها مجروح بر جا گذاشت؛ اعتراضاتی که از مطالبات اقتصادی فراتر رفت و کلیت حکومت جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.
اعتراضات دی ۹۶ از مشهد آغاز شد. این تجمعها که بهطور آشکار از سوی مخالفان حسن روحانی، رییسجمهوری وقت، حمایت میشد، در ابتدا بهصورت رسمی از سوی نزدیکان به طیف اصولگرایان سازماندهی شده بود، اما بهسرعت به اعتراضهای مردمی بدل شد و از مشهد به دیگر شهرها سرایت کرد.
اعتراضات در آغاز با خواستههای اقتصادی و اجتماعی، مانند گرانی و فساد، شکل گرفت، اما در ادامه شعارهایی همچون «نه به جمهوری اسلامی» و «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» سر داده شد که این اعتراضات را به مرحلهای فراتر از دعواهای سیاسی معمول برد.

تغییر جهت اعتراضات: هدفگیری کلیت حکومت
در حالی که در ساعتهای اولیه اعتراضها به نظر میرسید مطالبهها و شعارها به نقد دولت محدود است، ظرف چند ساعت به اعتراض علیه کلیت حکومت ایران تبدیل شد.
معترضان نهتنها خواهان اصلاحات اقتصادی بودند، بلکه مطالبههای خود را در قالب تغییر بنیادین و سرنگونی جمهوری اسلامی بیان کردند. اعتراضات بهطور آشکار علیه روحانیون حکومتی و ساختار حاکمیت شکل گرفت و این ضدیت بهویژه در حمله به دفاتر امامجمعهها در چندین شهر، نمود یافت.
امامجمعه همدان در واکنش به این اعتراضها اعلام کرد که حدود ۶۰ دفتر امامجمعه در جریان این «اغتشاشات» مورد هجوم قرار گرفت.

سرکوب و کشتار معترضان
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با این اعتراضها بهسرعت واکنش نشان دادند و معترضان با سرکوبی شدید روبهرو شدند. شماری از بازداشتشدگان در زندانهای اوین، اراک و ایلام بهطور مشکوک جان باختند. برخی از این موارد از سوی مقامهای حکومت خودکشی خوانده یا به اعتیاد نسبت داده شد. در مقابل، خانوادههای کشتهشدگان و فعالان حقوق بشر خواستار تحقیق مستقل و شفافسازی در اینباره شدند.
با وجود گستردگی اعتراضها، آمار رسمی و مستقلی از شمار کشتهشدگان منتشر نشد و مقامهای جمهوری اسلامی نیز مسئولیت کشته شدن دهها نفر را نپذیرفتند.
سخنگوی قوه قضاییه شمار جانباختگان را ۲۵ نفر اعلام کرد، اما سازمان عفو بینالملل اعلام کرد که رقم واقعی کشتهشدگان میتواند بیش از این باشد.
سارو قهرمانی و کیانوش زندی، دو تن از معترضان، در ۱۲ دی ۱۳۹۶ مفقود شدند و پیکر آنها ۲۳ دی ۱۳۹۶ به خانوادههایشان تحویل داده شد. همچنین سینا قنبری، جوان ۲۲ ساله، دهم دی در تهران بازداشت شد و پیکر او ۹ روز بعد به خانوادهاش تحویل داده شد.
مهدی صالحی، از معترضان بازداشتی، بدون برگزاری دادگاهی عادلانه به اعدام محکوم شد. او فروردین ۱۴۰۱ «بر اثر تزریق داروی اشتباه» در زندان به اغما رفت و جان باخت.

آمار بازداشتشدگان
در واکنش به وضعیت بازداشتشدگان، سخنگوی هیاترییسه مجلس در مصاحبهای با خبرگزاری ایسنا اعلام کرد که بین دو هزار و ۷۰۰ تا سه هزار و ۲۰۰ نفر در جریان اعتراضات بازداشت شدند. این آمار از ابعاد گسترده سرکوب معترضان در جریان این اعتراضات حکایت دارد.
سیاست سرکوب و تداوم فشارها
مقامات حکومت ایران همواره کوشیدهاند با استفاده از سرکوب شدید، اعتراضها را در نطفه خفه کنند، اما خیزش اعتراضی دیماه ۱۳۹۶ نشان داد که با وجود فشارها و محدودیتها، مردم ایران از خواستههای خود عقبنشینی نکردهاند.
این اعتراضها همچنان بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران شناخته میشوند و تأثیر عمیق آن بر روند تحولات سیاسی و اجتماعی سالهای پس از آن انکارناپذیر است.
خیزشهای سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ به دنبال دی ۹۶ و البته بهصورت گستردهتر شکل گرفت. با این حال، حکومت همچنان با سرکوب، شکنجه، کشتار و اعدام معترضان تلاش کرده است این اعتراضها را مهار کند.
بسیاری از تحلیلگران سیاسی بر این باورند که اعتراضات سال ۱۳۹۶ نشاندهنده تغییراتی عمیق در نگرش مردم ایران و نسبت آنها با حاکمیت است؛ جایی که شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» خطکشی روشنی میان مردم و ساختار قدرت ایجاد کرد و گذار از جمهوری اسلامی از دیماه ۱۳۹۶ بهصورت عیان و فراگیر وارد گفتمان عمومی شد.