شش ماه پس از آغاز حملههای آمریکا و اسرائیل به ایران، هنوز سایه جنگ بر فراز کشور گسترده است. مقامات ایران پس از اعلام آتشبس، کشورهای منطقه و پایگاههای آمریکا را به جنگی دیگر تهدید میکنند و از بازگرداندن نبرد به سطح منطقهای و حتی زمینی کردن آن سخن میگویند.
تهران معتقد است راهبرد جنگ با کشورهای خلیج فارس در جنگ ۳۹ روزه موفق بوده و دلیلی برای کنار گذاشتن آن نیست.
از نظر تهران، جنگ منطقهای بخش بزرگی از هزینه نبرد را از دوش ایران برمیدارد و آن را میان کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی سرشکن میکند.
حکومت با سیاست «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچکس از منطقه صادر نخواهد شد» هم بهدنبال ایجاد بازدارندگی در مقابل حملات به ویژه به زیرساختها است و هم بهدنبال امتیازگیری از آمریکا.
اما بار تهدید در این رویکرد جدید حکومت، محوریتر شده است، چرا که فرماندهان سپاه میگویند رویکرد جمهوری اسلامی دیگر دفاعی نیست و تهاجمی شده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است: «در صورت ادامه وضعیت محاصره، نخواهیم گذاشت که یک قطره نفت خلیج فارس از هیچ راهی خارج شود؛ همچنین ما تاکنون به منافع اقتصادی آمریکا حمله نکردهایم و در صورت ادامه شرارتها، این اقدام نیز در دسترس ماست.»
واکنش نسبتا تند جمهوری اسلامی به حمله آمریکا به لارک در شامگاه یکشنبه ۸ شهریور را نیز در همین زمینه میتوان فهمید.
تغییر ماهیت نبرد؛ از موازنه قدرت به موازنه تحمل
منطق حاکم بر تصمیمگیری در تهران، منطق موازنه قدرت به معنای کلاسیک آن نیست. جمهوری اسلامی در توازن سختافزاری جنگ شانس بالایی ندارد و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، دستکم در دو نوبت به این موضوع اشاره کرده است.
از سوی دیگر ارزیابیهای نظامی از تخریب حدود ۹۰ درصد سامانههای پدافند هوایی ایران خبر میداد. بر این اساس تهران میخواهد جنگ احتمالی را از حوزه هوایی صرف خارج کرده و به حوزهای که در آن دستکم برابر است منتقل کند، یعنی جنگ زمینی که در آن امکان تحمل درد و ضربهزنی بیشتری وجود دارد.
در ذهنیت مسئولان، پیروزی یعنی بقای نظام، و این بقا از راه توسعه افقی جنگ و اتکا به عامل زمان و فرسایش اراده طرف مقابل دنبال میشود.
مقامات جمهوری اسلامی فکر میکنند آنچه در آن امکان پایداری بیشتر دارند زمان است. محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه، گفته است: «حتی اگر جنگ چند سال طول بکشد، موشکهای بالستیک ما همچنان بر سر دشمنان فرود خواهد آمد.» حکومت معتقد است در این نبرد، برنده کسی است که دیرتر خسته شود و کشورهای منطقه و همچنین آمریکا امکان پایداری درازمدت در این جنگ را ندارند.
آنچه جمهوری اسلامی بر روی آن حساب باز کرده این است که کشورهای منطقه از آنجایی که به پایگاههای آمریکایی در کشورهای خود اجازه موجودیت دادهاند، پس میتوانند به آمریکا فشار بیاورند تا جنگ را به پایان برسانند. بخشی از گفتههای مقامات مختص به از بین بردن این پایگاهها است. منوچهر متکی نماینده مجلس و وزیر امور خارجه سابق میگوید: «جنگ زمینی یعنی اینکه ما یکی از پایگاههای آمریکا در عراق، کویت یا بحرین را بگیریم.»
محمدباقر قالیباف در عین آنکه میگوید جمهوری اسلامی هنوز کارتهایی دارد که بازی نکرده است، اقدامات مختلف آمریکا علیه کشور را «جنگی چندوجهی» میداند که این روزها بیشتر در حوزه اقتصادی در جریان است؛ پس اگر آمریکا اقدامی علیه ایران مانند محاصره انجام دهد، میتوانند بهواسطه محاصره این کشورها پاسخ دهند و به همین خاطر است که نماینده مجلسی مانند حمید رضا حاجیبابایی میگوید: «نباید اجازه دهیم خطوط لوله جدید نفت ایجاد و از مسیرهایی صادر شود که تنگه هرمز را تضعیف کند.»
برای شکستن این فشار است که جمهوری اسلامی به محور مقاومت و بهویژه حوثیها نقش کلیدی داده است. در واقع این نیروها میتوانند ریسک را توزیع کنند، در عین حال که میتوانند به واسطه تهدید شریانهای تجاری، قیمت نفت را بالا نگه دارند. یکی از دلایل اصلی اینکه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته نگه داشته این است که قیمت نفت بالا برود و این افزایش را بخشی از پیروزی خود در نبرد میداند و به همین سبب است که میخواهد به هر شیوه که میتواند حاکمیت خود بر این آبراه را تثبیت کند.
تهران اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به جنگ و محاصره پایان ندهد و داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد نکند، بازگشایی نخواهد شد. حکومت بستن تنگه را نه صرفا اقدامی تلافیجویانه، بلکه ضمانت اجرای خواستههایش معرفی میکند و خود را مطالبهگر اجرای توافق جا میزند، در حالی که برخی در ایران و همچنین دونالد ترامپ از پایان یافتن این تفاهمنامه میگویند.
وسوسه زمین و جایی که محاسبه میلنگد
جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ ۳۹ روزه اعلام کرد که در صورت وقوع جنگی دیگر، آن نبرد فرامنطقهای خواهد بود. با این حال، در درگیریهای پس از آتشبس که به «جنگ سوم» معروف شد، تهران همچنان راهبرد جنگ منطقهای را پیش گرفت؛ با این تفاوت که در این دوره بیشترین حملات خود را متوجه بحرین و کویت کرد، در حالی که در طول جنگ «رمضان»، امارات هدف اصلی حملات جمهوری اسلامی بود.
نکته قابلتوجه پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائيل در ۹ اسفند، شکلگیری نوعی نارضایتی در تهران از میزان ضرباتی بود که به کشورهای عرب خلیج فارس، بهویژه امارات، کویت و بحرین، وارد کرده بود.
در ماههای گذشته در صداوسیما، این کشورها بارها تهدید شدهاند. نمایندگان مجلس و چهرههای رسانهای با تاکید بر ضرورت حملات شدیدتر، معتقد بودند این سه کشور آنطور که باید «تنبیه» نشدهاند؛ تا جایی که حتی از لزوم تغییر رژیم در آنها نیز سخن به میان آمد.
اما این ضربات به کشورهای بحرین و کویت را میتوان استراتژی جدید تهران در «حذف حلقههای ضعیف دشمن» همزمان با فشار برای خروج آمریکا از منطقه دانست. برای جمهوری اسلامی، هدفگیری این دو کشور از نظر فنی کمهزینهتر است، اما از نظر نظامی و همچنین پیام سیاسی جدیتر، چرا که برخی از مهمترین پایگاههای آمریکا در این کشورها قرار دارند و عملا تهران میخواهد به واشینگتن اعلام کند که هزینه ماندن در منطقه بالا رفته است.
اما این رویکرد جمهوری اسلامی بیپاسخ نمانده و ممکن است حتی هزینهسازتر هم بشود. رافائل کوهن از موسسه رند استدلال میکند که با حمله به کشورهایی که رسما دشمن نبودند، جمهوری اسلامی کشورهای هدف را در وضعیتی قرار داده که «به همان اندازه که ممکن است برای آتشبس فشار بیاورند، ممکن است به جبهه مقابل تهران بپیوندند.»
برای این موضوع کشورهای منطقه اقداماتی نیز انجام دادهاند. در ماههای گذشته مانورهای نظامی مشترکی از سوی برخی کشورهای عربی خلیج فارس با آمریکا ترتیب داده شده است که بخشی از آنها برای عملیات زمینی بوده است.
همچنین ائتلافهای منطقهای نیز در حال شکل گرفتن است که مهمترین آن همسویی عربستان، ترکیه و پاکستان در توافق «مکه» است که حمله به هر عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند.
از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس بهدنبال انجام اقدامات اقتصادی نیز هستند؛ از جمله امارات که در ۲۸ مرداد، پس از آنچه پرتاب موشک به سرزمین خود خواند، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد، و احتمال آنکه دیگر کشورها نیز به ویژه به خواست ترامپ چنین رویکردی اتخاذ کنند وجود دارد.
با این حال، با وجود همه خطراتی که تداوم جنگطلبی و جنگ منطقهای میتواند به همراه آورد، به نظر میرسد جنگ منطقهای برای جمهوری اسلامی تنها شکلی از نبرد است که در آن امکان شکست کمتر و امکان بقا بیشتر است، بهویژه در شرایطی که محاصره دریایی فشار اقتصادی شدیدی بر کشور وارد کرده و اختلافنظرهای داخلی، نظم سیاسی را بهطور قابلتوجهی متزلزل ساخته است.
تهران گمان میکند که آمریکا در مذاکرات بعدی حتی امتیازات بیشتری طلب خواهد کرد و اکنون وقت مناسبی برای عقبنشینی نیست؛ بنابراین استراتژی مقابله خود را بر پایه آسیب زدن به کشورهای مختلف و توزیع هزینه جنگ تنظیم کرده است.
کشاندن جنگ به ابعاد گستردهتر و حتی تلاش برای زمینی کردن آن، از دید تهران موقعیتی است که در آن برتری هوایی دشمن کماثرتر و توانایی نیروی نظامی جمهوری اسلامی بیشتر است. در محاسبه حکومت، پیروزی به معنای غلبه بر آمریکا نیست، بلکه به معنای ماندن و تحمیل کردن خواستههاست. اما این محاسبه به یک شرط وابسته است: اینکه شمار بیشتری از بازیگران منطقهای و جهانی هزینه بدهند. تهران بر آن است که همین بازیگران، وقتی هزینه برایشان سنگین شود، تنها کسانی خواهند بود که میتوانند به جنگ پایان دهند.
بر اساس آمار گمرکی که پس از ماهها تاخیر منتشر شده، تجارت خارجی ایران از زمان آغاز درگیری جمهوری اسلامی با ایالات متحده بهشدت کوچک شده و صادرات غیرنفتی و واردات این کشور حدود یکچهارم یا بیشتر کاهش یافته است.
ایران تا ۲۵ مرداد، یعنی در پنج ماه اول سال ۱۴۰۵، حدود ۱۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی، از جمله گاز طبیعی و گاز مایع (LPG)، صادر کرده است. این رقم نزدیک به ۳۰ درصد کمتر از رقمی است که برای پنج ماه نخست سال گذشته گزارش شده بود.
واردات نیز در همین دوره نزدیک به پنجماهه به حدود ۱۷ میلیارد دلار کاهش یافته که تقریبا یکچهارم کمتر از رقم ثبتشده برای کل پنج ماه نخست سال گذشته است.
این ارقام از وخامت شدید تجارت ایران در جریان جنگی حکایت دارد که صنایع کلیدی و مسیرهای کشتیرانی را مختل کرده و فشار بیشتری بر اقتصادی وارد آورده است که پیش از این نیز با سالها تحریم، کاهش درآمدهای نفتی و کمبود مزمن ارز خارجی دستوپنجه نرم میکرد.
ایالات متحده از زمان آغاز درگیری در ۹ اسفند فشار اقتصادی بر تهران را تشدید کرده و همزمان، در بحبوحه اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران را اعمال کرده است.
مقامهای گمرکی ایران جزییات دقیقی از کاهش صادرات غیرنفتی منتشر نکردهاند. با این حال، تازهترین ارقام نشان میدهد صادرات غیرنفتی برای دومین سال پیاپی کاهش یافته است و مجموع صادرات در دوره نزدیک به پنجماهه امسال، تقریبا یکسوم کمتر از سطح ثبتشده در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ است.
عملکرد واردات در بازه زمانی طولانیتر حتی بدتر بوده است؛ بهطوری که رقم اخیر تقریبا ۴۰ درصد کمتر از میزان واردات ثبتشده در پنج ماه نخست سال۱۴۰۴ است.
پتروشیمی و فولاد هدف حملات قرار گرفتند
حملات، فعالیت دو صنعت از مهمترین صنایع صادرات غیرنفتی ایران، یعنی پتروشیمی و فولاد، را مختل کرد.
ایران در سال مالی گذشته خود حدود ۴۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی صادر کرد که از این میزان پتروشیمی و فولاد در مجموع حدود ۱۷ میلیارد دلار، معادل ۳۷ درصد کل صادرات غیرنفتی را تشکیل میدادند.
حملات اسرائیل در ماه مارس مراکز عمده پتروشیمی ایران در ماهشهر و عسلویه و همچنین تولیدکنندگان بزرگ فولاد، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان را هدف قرار داد.
دولت ایران پس از آن صادرات طیف گستردهای از محصولات پتروشیمی و فولادی را برای مدت دو تا سه ماه متوقف کرد. مجوز صادرات برخی محصولات بعدا دوباره صادر شد، اما دولت اعلام نکرده است که این صنایع در پنج ماه نخست سال جاری چه میزان صادرات داشتهاند.
به همین دلیل، تعیین دقیق اینکه چه میزان از کاهش کلی صادرات غیرنفتی ناشی از اختلال در این بخشها بوده، دشوار است.
با این حال، با توجه به اهمیت این صنایع برای درآمدهای صادراتی ایران، هرگونه اختلال طولانیمدت در تولید، حملونقل یا فروش خارجی آنها تاثیر قابل توجهی بر تراز تجاری کشور خواهد داشت.
کاهش سریع صادرات نفت
به نظر میرسد افت صادرات نفت ایران حتی شدیدتر بوده باشد.
مقامهای گمرکی ایران آمار صادرات نفت را منتشر نمیکنند. با این حال، دادههای شرکت کپلر که ایراناینترنشنال آنها را مشاهده کرده، نشان میدهد متوسط فروش روزانه نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در پنج ماه نخست سال جاری خورشیدی اندکی بیش از یک میلیون بشکه در روز بوده است؛ رقمی که حدود ۴۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته است.
کل صادرات نفت کوره ایران به بازارهای بینالمللی نیز بهشدت کاهش یافته و بهطور متوسط به حدود ۹۶ هزار بشکه در روز رسیده است؛ یعنی ۵۷ درصد کاهش نسبت به سال گذشته.
این روند نزولی در ماههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است.
بر اساس برآوردهای کپلر، صادرات نفت ایران به چین، بزرگترین مشتری نفت این کشور، در ماه جاری به حدود ۵۲۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ در حالی که میانگین این رقم در دو ماه گذشته حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز بود.
برای مقایسه، جمهوری اسلامی در آغاز جنگ روزانه حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی به چین میفروخت.
صادرات نفت کوره ایران نیز از میانگین حدود ۲۲۰ هزار بشکه در روز در آغاز جنگ به ۶۱ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافته است.
سقوط صادرات نفت کوره همزمان با وخامت شدید تجارت ایران با امارات متحده عربی رخ داده است.
امارات در سال گذشته بزرگترین خریدار نفت کوره ایران بود و بیش از ۷۰ درصد صادرات نفت کوره ایران را به خود اختصاص میداد. اما پس از حملات گسترده ایران به امارات، این تجارت تقریبا متوقف شده است.
مالزی، سنگاپور و چین نیز از زمان آغاز درگیری، خرید نفت کوره ایران را تا حد زیادی متوقف کردهاند.
افزایش فشار بر اقتصاد ایران
کاهش همزمان صادرات نفتی و غیرنفتی احتمالا فشار بیشتری بر وضعیت از پیش دشوار منابع ارزی ایران وارد خواهد کرد.
در عین حال، کاهش واردات نشان میدهد شرکتها و مصرفکنندگان ایرانی برای دسترسی به کالاهای خارجی، مواد اولیه، ماشینآلات و محصولات واسطهای با دشواری فزایندهای روبهرو هستند.
بنابراین، آمار تجارت خارجی از وخامتی گستردهتر از صرفا کاهش صادرات حکایت دارد. ایران بهطور همزمان درآمدهای صادراتی خود را از دست میدهد و تواناییاش برای واردات کالاهای مورد نیاز جهت تداوم تولید داخلی کاهش مییابد.
اگر کاهش محمولههای نفتی ادامه پیدا کند، فشار بر ذخایر ارزی تهران و توانایی آن برای تامین مالی واردات میتواند در ماههای آینده بیش از پیش افزایش یابد.
برای اقتصادی که بهشدت به درآمدهای نفتی و واردات نهادههای صنعتی وابسته است، تازهترین ارقام نشان میدهد هزینههای اقتصادی جنگ بسیار فراتر از بخش انرژی گسترش یافته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و مشاوران ارشد او در حال بررسی طرحی برای حملات محدود به مواضع جمهوری اسلامی در اطراف تنگه هرمز هستند؛ طرحی که هدف آن جلوگیری از بازسازی توان راداری، پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی تهران برای حمله به کشتیهاست.
وبسایت آمریکایی اکسیوس دوشنبه ۹ شهریور به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، طی هفته گذشته این طرح را تهیه کرده است. به نوشته اکسیوس پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، از این طرح حمایت کرده است.
ترامپ پیش از حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی در شامگاه هشتم شهریور این طرح را تایید نکرده بود، اما ممکن است پس از تشدید تازه تنشها با اجرای آن موافقت کند.
یک مقام آمریکایی گفت هدف این طرح کاهش خطر حملات جمهوری اسلامی به نفتکشها، شناورهای نیروی دریایی و هواپیماهای نیروی هوایی آمریکا است.
او هدف از این طرح را «کوتاه کردن چمن» توصیف کرد؛ به این معنا که با حملات دورهای، از بازسازی توان نظامی جمهوری اسلامی جلوگیری شود.
کاخ سفید در واکنش به این گزارش اعلام کرد: «رییسجمهوری همه گزینهها را در اختیار دارد. ایرانیها میخواهند توافق کنند، اما همیشه دیر میرسند و یک قدم عقباند.»
نگرانی از بازسازی توان نظامی جمهوری اسلامی
به گزارش اکسیوس، ارتش آمریکا طی دو ماه گذشته با تضعیف تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی، عملیات مینروبی و هدایت کشتیها در تنگه هرمز، بهتدریج کنترل بخش عمده این آبراه را در دست گرفته است.
این اقدامات توان جمهوری اسلامی برای حمله به نفتکشها را محدود کرده و در عین حال امکان عبور کشتیهای بیشتر و افزایش صادرات نفت از تنگه هرمز را فراهم کرده است.
مقامهای آمریکایی گفتند سنتکام در روزهای اخیر از تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان راداری، پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی خود در اطراف تنگه هرمز نگران شده است.
یکی از مواردی که این نگرانی را افزایش داد، شلیک یک موشک پدافند هوایی جمهوری اسلامی به سوی یک جنگنده اف-۳۵ آمریکا بود که در حال پشتیبانی از کشتیها در تنگه هرمز بود.
به گفته یک مقام آمریکایی، موشک به اندازهای به جنگنده نزدیک نشد که تهدیدی برای آن ایجاد کند، اما این رویداد نشانهای از تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان نظامی خود بود.
سنتکام در روزهای اخیر به هگست، دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، و کاخ سفید اعلام کرده ممکن است برای عبور نسبتا امن روزانه دهها نفتکش از خلیج فارس، انجام حملات دورهای به مواضع جمهوری اسلامی ضروری باشد.
تشدید دوباره درگیریها
مقامهای آمریکایی گفتند هگست از طرح سنتکام حمایت کرده و آن را چند روز پیش برای کاخ سفید فرستاده است.
کاخ سفید هفته گذشته برای جلوگیری از تشدید تنش با جمهوری اسلامی، به تایید این حملات تمایل نداشت، اما حملات موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به پایگاههای آمریکا در اردن میتواند محاسبات ترامپ را تغییر دهد.
حملات جمهوری اسلامی پس از آن انجام شد که نیروهای آمریکایی مواضع نیروهای سپاه پاسداران در جزیره لارک را هدف قرار دادند. به گفته یک مقام آمریکایی، این نیروها در حال آمادهسازی برای پرتاب راکتهای حامل مین دریایی به داخل تنگه هرمز بودند.
جمهوری اسلامی در واکنش، با موشکهای بالستیک پایگاههای محل استقرار نیروهای آمریکایی در اردن را هدف قرار داد.
این حملات نخستین تبادل مستقیم آتش میان جمهوری اسلامی و آمریکا در تیرماه بود و خطر گسترش دوباره درگیری نظامی میان دو طرف را افزایش داد.
ترامپ دوشنبه ۹ شهریور در واکنش به حملات جمهوری اسلامی به فاکسنیوز گفت: «ضربه سختی به آنها خواهیم زد. پاسخ خواهیم داد.»
مقامهای آمریکا و جمهوری اسلامی پس از حملات متقابل به جزیره لارَک در استان هرمزگان و پایگاههای آمریکا در اردن، یکدیگر را به حملات شدیدتر تهدید کردند. رییسجمهوری آمریکا، گفت واشینگتن «ضربه سختی» خواهد زد و یک منبع ایرانی از «پاسخی سخت» به حمله مجدد آمریکا خبر داد.
ترامپ دوشنبه ۹ شهریور در گفتوگو با فاکسنیوز گفت ایالات متحده به حمله شبانه جمهوری اسلامی به نیروهای آمریکایی در اردن پاسخ خواهد داد.
او همچنین گفت جمهوری اسلامی بهشدت خواهان دیدار با مقامهای آمریکا است، اما نمیداند آیا میتوان برای دستیابی به توافق روی تهران حساب کرد یا نه. ترامپ افزود تحریمهای کنونی آمریکا علیه جمهوری اسلامی «بهشدت» در حال اثرگذاری است.
یک منبع ارشد ایرانی که اطلاع مستقیم از روند تصمیمگیری در جمهوری اسلامی دارد، به شرط ناشناس ماندن به رویترز گفت درگیریهای شبانه میان تهران و واشینگتن همچنان «رویارویی محدود و مهارشده» است، اما هشدار داد در صورت حمله مجدد آمریکا، تهران «پاسخی سخت» خواهد داد.
این منبع گفت شرایط در تنگه هرمز برای شناورهایی که مقررات تعیینشده از سوی تهران برای عبور از این آبراه را نقض کنند، «بدتر خواهد شد» و افزود هیچ هدفی خارج از دسترس جمهوری اسلامی نیست.
محمدرضا نقدی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران، به المیادین گفت بیش از ۹۰ درصد ذخایر موشکی جمهوری اسلامی دستنخورده باقی مانده و هشدار داد در صورت حمله مجدد، آمریکا «بهای سنگینی» خواهد پرداخت.
او افزود جمهوری اسلامی هنوز وارد «جنگ نامتقارن» نشده و منظور از آن «جنگ در والاستریت، منهتن و هر مکان و هر زمان» است.
پیام ترامپ درباره جزیره خارک
همزمان با افزایش تنشها، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، گفت پست ترامپ درباره «متلاشی شدن» جزیره خارک، به نظر او پیامی به جمهوری اسلامی بود.
ترامپ صبح دوشنبه انیمیشنی در تروثسوشال منتشر کرد که تاسیسات نفتی یک جزیره را در حال بمباران نشان میداد و نوشت: «جزیره خارک در حال متلاشی شدن.»
ونس در پاسخ به پرسشی درباره این پست گفت ترامپ درباره اقدامات نظامی در شبکههای اجتماعی اطلاعرسانی نمیکند، اما افزود: «فکر میکنم او در حال ارسال پیامی برای ایرانیهاست.»
با این حال، یک مقام آمریکایی دوشنبه به رویترز گفت ارتش آمریکا در حملات شبانه جزیره خارک را هدف قرار نداده است. رویترز نیز نوشت بررسی این ویدیو نشان داد تصاویر منتشرشده از سوی ترامپ به احتمال زیاد با هوش مصنوعی ساخته شدهاند.
پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از جزیره خارک انجام میشد و حمله به این جزیره میتواند تجارت انرژی ایران را بهشدت مختل و فشار زیادی بر اقتصاد کشور وارد کند.
ونس همچنین درباره آسیبپذیریهای ناشی از ادامه عملیات آمریکا در ایران به سیاسپن گفت این موضوع برای واشینگتن نگرانکننده است، زیرا آمریکا «سالها به اندازه کافی برای تقویت ارتش سرمایهگذاری نکرده است».
دور تازه حملات متقابل
دور تازه درگیری مستقیم آمریکا و جمهوری اسلامی شامگاه یکشنبه ۸ شهریور با حمله نیروهای آمریکایی به جزیره لارک در تنگه هرمز آغاز شد.
یک مقام آمریکایی گفت نیروهای این کشور دو پرتابگر سپاه پاسداران را در لارک هدف قرار دادند که برای شلیک راکتهای حامل مینهای دریایی به تنگه هرمز آماده میشدند. سنتکام این عملیات را اقدامی «محدود و دقیق» برای رفع یک تهدید «قریبالوقوع» خواند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، دوشنبه ۹ شهریور گزارش داد شمار کشتههای حمله آمریکا به لارک به سه نفر رسیده است.
سپاه پاسداران نیز اعلام کرد در واکنش به حمله آمریکا به جزیره لارک، پایگاههای هوایی ملک حسین و الازرق در اردن را با موشکهای بالستیک و پهپاد هدف قرار داده است.
ارتش اردن گفت هشت موشک واردشده به حریم هوایی این کشور را رهگیری و منهدم کرده است.
ارتش جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد پایگاه هوایی المنهاد در امارات متحده عربی را با «دهها پهپاد انهدامی» هدف قرار داده است.
وزارت دفاع امارات متحده عربی این گزارش را رد کرد، اما اعلام کرد نیروی هوایی این کشور با یک پهپاد واردشده از ایران مقابله کرده است.
وزارت خارجه امارات متحده عربی نیز جمهوری اسلامی را مسئول حملات پهپادی دانست و اعلام کرد حق «کامل و مشروع» خود برای پاسخ به این حملات را مطابق حقوق بینالملل محفوظ میداند.
روابط عمومی سپاه پاسداران نیز اعلام کرد یک پهپاد MQ-9 با آتش سامانه پدافندی نیروی هوافضای سپاه رهگیری و منهدم شده است. تاکنون مقامهای آمریکایی درباره این گزارش اظهارنظر نکردهاند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران همچنین اعلام کرد یک سوپرنفتکش در جنوب تنگه هرمز پس از برخورد با دو مین دریایی دچار آتشسوزی و متوقف شده است. ارتش آمریکا این روایت را رد کرد.
تشدید فشار اقتصادی آمریکا
در کنار ازسرگیری حملات، دولت آمریکا فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را نیز افزایش داده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت جمهوری اسلامی به دلیل تاثیر تحریمهای جدید در حال واکنش نظامی است و مقامهای تهران از وضعیت اقتصاد خود «شوکه» شدهاند.
او گفت: «فکر میکنم آنها از نظر نظامی واکنش نشان میدهند، چون از نظر اقتصادی در حال شکست خوردن هستند.»
بسنت پیشتر گفته بود تحریمهای ثانویه جدید احتمالا بهصورت هفتگی اعلام میشوند و در مرحله نخست بانکها در کانون این اقدامات قرار خواهند گرفت.
در میان تهدیدهای متقابل، مسعود پزشکیان در دیدار با نارندرا مودی، نخستوزیر هند، در حاشیه اجلاس شانگهای گفت تهران همچنان برای دستیابی به «توافق و تفاهم» تلاش میکند و ادامه جنگ «نه به نفع ما، نه به سود منطقه و نه در راستای منافع بشریت است».
چند منبع آگاه در ایران با ارائه اسناد و اطلاعاتی درباره هویت اعضای واحد ۴۰۰۰ سازمان اطلاعات سپاه به ایراناینترنشنال گفتند سپاه برنامهریزی برای عملیات خرابکارانه در آبهای شرق آسیا است و از طریق سه آخوند اهل تایلند و اندونزی، سه نفر را برای این کار استخدام کرده است.
به گفته دو منبع آگاه و نزدیک به سپاه پاسداران، رحمان مقدم، فرمانده واحد ۴۰۰۰، برنامهریزی برای اجرای این عملیات در تنگه مالاکا، از حیاتیترین آبراههای جهان، تنگه بانگْکا، گلوگاه حیاتی اتصالدهنده اقیانوسهای هند و آرام، یک بندر در اندونزی و دو بندر در چین را آغاز کرده است.
پیشتر رسانههای اسرائیلی اعلام کرده بودند که رحمان مقدم ۱۳ اسفند ۱۴۰۵ در جریان حملات اسرائیل کشته شده است.
یک روز پس از انتشار این خبر در رسانههای اسرائیلی، دو پهپاد از سوی ایران به نخجوان در خاک جمهوری آذربایجان شلیک شد. هرچند جمهوری اسلامی مسئولیت این حملات را نپذیرفت اما سیانان گزارش داد شلیک این پهپادها، انتقام حذف رحمان مقدم در حملهای بود که سپاه تصور میکرد اسرائیل از خاک همسایه شمالی ایران انجام داده است.
حالا اطلاعات ارائهشده از سوی منابع آگاه نشان میدهد خلاف ارزیابی رسانههای اسرائیلی، سردار سرتیپ دوم رحمان مقدم از این حمله جان سالم به در برده و اکنون در حال برنامهریزی برای فصل تازهای از عملیات تروریسم برونمرزی سپاه پاسداران در آبهای جهانی است.
او پیش از بر عهده گرفتن ریاست معاونت عملیات ویژه سپاه موسوم به واحد ۴۰۰۰، معاون هماهنگکننده حفاظت اطلاعات وزارت دفاع جمهوری اسلامی بود و اکنون در راس یگانی قرار دارد که بهعنوان مسئول ترورها و خرابکاریها علیه مخالفان جمهوری اسلامی و اهداف اسرائیلی در خارج از مرزهای ایران است.
برنامهریزی برای شلیک به کشتیها در آبهای اندونزی و چین
دو منبع مطلع به ایران اینترنشنال گفتند هدف واحد ۴۰۰۰، کشتیهای تجاری، نظامی و خصوصی است که از مهمترین آبراهه جهان، تنگه مالاکا و همچنین تنگه بانگکا عبور میکنند. نیروهای استخدامی این واحد، حملاتی به بندر تانجونگ پریوک در اندونزی و دو بندر نینگبو ژوشان و شانگهای در چین را برنامهریزی کردهاند.
از زمان آغاز جنگ چهل روزه، جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و از طریق حوثیها، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت تهران در یمن، در عبور کشتیها از بابالمندب اختلال ایجاد کرده است.
دو ماه پیش محسن رضایی، مشاور مجتبی خامنهای و دبیر فعلی شورای عالی امنیت ملی، در مصاحبه با سیانان گفت اگر جنگ ادامه یابد و محاصره دریایی برداشته نشود، جمهوری اسلامی جنگ را به اقیانوس هند و مدیترانه خواهد کشید.
همان موقع سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در مصاحبهای تلویزیونی گفت جبهه مقاومت، جز تنگه هرمز و بابالمندب اهداف دریایی دیگری هم دارد. او گفت تنگه هرمز قدرت برخورد با نیروهای آمریکایی را در تنگههای استراتژیک به شدت افزایش داده است.
از زمان آغاز جنگ ۴۰روزه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و حوثیهای مورد حمایت تهران نیز در عبور کشتیها از بابالمندب اختلال ایجاد کردهاند.
چرا مالاکا و بانگکا؟
در ماههای اخیر نام تنگه مالاکا بارها در کنار هرمز آمده است. مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند تبدیل هرمز به ابزار فشار میتواند برای دیگر آبراههای بینالمللی سابقه ایجاد کند و عمان نیز الگوی مالاکا را برای حل مناقشه هرمز پیشنهاد کرده است.
مالاکا کوتاهترین مسیر دریایی میان صادرکنندگان انرژی خاورمیانه و بازارهای شرق آسیاست و در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه ۲۳.۲ میلیون بشکه نفت، حدود ۲۹ درصد تجارت دریایی نفت جهان، از آن عبور کرده است. اخلال همزمان در هرمز و مالاکا میتواند دو حلقه اصلی انتقال انرژی از خاورمیانه به آسیا را تحت فشار قرار دهد، مسیر کشتیها را پرهزینهتر کند و خطر جهش قیمت انرژی و اختلال در تجارت جهانی را افزایش دهد.
تنگه بانگکا، میان سوماترا و جزیره بانگکا در اندونزی، اهمیت جهانی مالاکا را ندارد، اما بخشی از شبکه کشتیرانی منطقه است. این آبراه کوتاهترین مسیر میان تنگه سوندا و سنگاپور است و ناامن شدن آن میتواند گزینههای کشتیرانی در آبهای اندونزی را محدود و فشار ناشی از اختلال احتمالی در مالاکا را بیشتر کند.
ارتباط سه روحانی در تایلند و اندونزی با معاونت ویژه اطلاعات سپاه
به گفته منابع ایران اینترنشنال، سپاه پاسداران برای گسترش تروریسم دریایی به شرق آسیا، از مدتها قبل سراغ استخدام نیروهای غیرایرانی رفت تا در صورت افشای عملیات خرابکاری بتواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. این نیروها پس از جذب، در ایران آموزش دیده و برای انجام عملیات به شرق آسیا اعزام شدهاند.
رحمان مقدم برای استخدام نیروهای شیعه غیرایرانی در تایلند سراغ سید مومن ساکیتیچا، یک مقام ارشد جامعه شیعیان در این کشور، رفت. او دو سال پیش به ایران سفر کرد تا با نظارت جمهوری اسلامی در تهران با نمایندگان حماس برای آزادی ۳۱ گروگان تایلندی در غزه مذاکره کند.
همان موقع روزنامه جروزالمپست فاش کرد که جمهوری اسلامی تلاش کرد تایلند را تحت فشار قرار دهد تا در ازای آزادی گروگانها، ۴۰ هزار کارگر تبعه این کشور را از اسرائیل خارج کند.
سید مومن ساکیتیچا نزدیکترین چهره به سلیمان حسینی است؛ روحانی ۶۴ ساله تایلندیتبار که همدرس حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله لبنان، در حوزه علمیه قم بود.
حسینی در نقش رییس بنیاد المهدی تایلند و امام جماعت مسجد روحالله در شهر ناخون سی تامارات، با جامعه المصطفی همکاری دارد. سلیمان حسینی را «نصرالله تایلند» نامیدهاند.
جامعه المصطفی العالمیه، یکی از مراکز آموزشی مذهبی در شهر قم و یکی از مهمترین نهادهای جمهوری اسلامی برای جذب نیرو به شاخه برونمرزی سپاه و ترویج ایدئولوژی مد نظر حاکمیت در خارج از مرزهای ایران است.
مریکا سال ۱۳۹۹، جامعهالمصطفی را به اتهام ارتباط با فعالیتهای نظامی-اطلاعاتی نیروی قدس سپاه تحریم کرد. در بیانیه وزارت خزانهداری ایالات متحده به تلاش جامعه المصطفی در تسهیل فعالیتهای نیروی قدس سپاه پاسداران در جذب نیرو اشاره شده بود.
۱۴ سال پیش، زمانی که چند بمبگذاری علیه یک دیپلمات اسرائیلی در بانکوک رخ داد، حسینی آن را به موساد نسبت داد. اما بعدا سه ایرانی وابسته به وزارت اطلاعات به جرم انجام این عملیات تروریستی دستگیر و محکوم شدند.
به گفته این منابع فعالیت اصلی واحد ۴۰۰۰ برای عملیات خرابکارانه دریایی در شرق آسیا در اندونزی متمرکز شده است. این منابع به ایراناینترنشنال گفتند رحمان مقدم از طریق دو روحانی تبعه اندونزی، عوامل عملیاتیاش را جذب کرد.
سید زهیر یحیی، رییس کل سازمان اهلبیت اندونزی و از مریدان علی خامنهای، معتمد سپاه در اندونزی برای جذب نیرو است. زهیر یحیی به دعوت جمهوری اسلامی در مراسم تشییع جنازه خامنهای در تهران حاضر شد.
دومین بازوی رحمان مقدم در اندونزی، عبدالله سقاف نام دارد. او رییس حوزه علمیه امیرالمؤمنین شهر بوگور اندونزی (وابسته به جامعه المصطفی)، عضو مجلس شورا و رییس انجمن جوانان اهلبیت اندونزی است. سقاف بهطور مرتب به تهران و قم سفر میکند.
دو منبع ایران اینترنشنال گفتند این دو آخوند، در کنار سید مومن ساکیتیچا در تایلند، افرادی را برای همکاری با واحد ۴۰۰۰ به سپاه معرفی کردهاند. پس از معرفی، محسن آقازاده و وحید یکهدهقان از طرف این واحد مسئول جذب و آموزش نیروهای تازه بودهاند. وحید یکهدهقان برادر علی یکهدهقان، افسر ارشد وزارت اطلاعات با نام مستعار «دکتر» است. هفت ماه پیش شش عضو شبکه مرتبط با علی یکهدهقان در ترکیه به اتهام جاسوسی از پایگاه اینجرلیک و تلاش برای قاچاق پهپاد به قبرس بازداشت شدند.
هویت تروریست استخدامی سپاه برای عملیات علیه کشتیها در شرق آسیا
ایران اینترنشنال توانسته به هویت سه نفر از نیروی استخدامشده واحد ۴۰۰۰ برای انجام عملیات خرابکاری دریایی در شرق آسیا دست یابد.
یکی از آنها پاندو یودهاویناتا نام دارد؛ عضو رسمی حزبالله لبنان که سه سال پس از انقلاب ۱۳۵۷، در اندونزی از دانشگاه اخراج شد و پس از سفر به تهران، به استخدام نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی درآمد. او مسئول حمله انتحاری ناموفق ۳۲ سال پیش به سفارت اسرائیل در بانکوک بود. همچنین رد پای او در بمبگذاریهای سریالی سریلانکا هم دیده شده است.
او همراه دو شهروند دیگر اندونزی با نامهای آردیانتا موتوها و محمد حسین در سفر به تهران آموزش دیدند تا برای انجام عملیاتهای مخفیانه در بنادر و آبراههای شرق آسیا آماده شوند.
چهارم شهریور اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت طی دو هفته، واشینگتن امکان عبور ۱۳۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز را فراهم کرده، در حالی که به گفته او جمهوری اسلامی نتوانسته است از این مسیر نفت صادر کند.
در این شرایط، بخش عمده نفت عبوری از هرمز راهی بازارهای آسیایی میشود و تنگه مالاکا نیز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی به شرق آسیاست. در صورت اجرای عملیات مورد اشاره منابع ایراناینترنشنال در مالاکا، بانگکا و بنادر چین و اندونزی، اختلال در کشتیرانی میتواند به حلقه دیگری از مسیر انتقال نفت و کالا به بازارهای آسیایی سرایت کند. چنین وضعیتی، بهویژه همزمان با اختلال در هرمز و بابالمندب، میتواند فشار بر مسیرهای اصلی تجارت دریایی میان خاورمیانه و آسیا را افزایش دهد.
Iranian actor Navid Mohammadzadeh wearing a T-shirt bearing the Palestinian flag
نوید محمدزاده، بازیگر سینما و تئاتر، حدود دو هفته پس از انتشار پستی در حمایت از فلسطین و واکنشهای گسترده به آن، از تئاتر ارکسترال «آرش» کنار گذاشته شد. سازندگان این اثر «حواشی پیشآمده» و «عدم رغبت تماشاگران» را از دلایل این تصمیم عنوان کردهاند.
کانال «چارسو فرهنگ»، صفحه فرهنگی روزنامه فرهیختگان، دوشنبه ۹ شهریور با انتشار جزییات این تصمیم نوشت سازندگان «آرش» درباره ماهیت «حواشی» مورد اشاره توضیح روشنی ندادهاند.
فرهیختگان با اشاره به موضعگیری دو هفته پیش محمدزاده در حمایت از فلسطین، احتمال ارتباط میان این موضعگیری و کنار گذاشته شدن او از «آرش» را مطرح کرد.
این روزنامه همچنین استدلال سازندگان درباره «عدم رغبت تماشاگران» را زیر سوال برد و نوشت پس از آغاز فروش بلیتهای نمایش، با وجود قیمت چند میلیون تومانی برخی بلیتها، مخاطبان اقدام به خرید آنها کرده بودند.
در بیانیه عوامل «آرش»، «عدم رغبت تماشاگران» بهصراحت یکی از دلایل کنار گذاشتن محمدزاده عنوان شده است؛ دلیلی که برخلاف موارد معمول تغییر بازیگران، به مشکلات برنامهریزی، مسائل قراردادی یا اختلافهای هنری ارتباطی ندارد.
این تصمیم در حالی گرفته شده است که حمایت از فلسطین و مخالفت با اسرائیل از مواضع اصلی جمهوری اسلامی است. با این حال، در روزهای پیش از کنار گذاشته شدن محمدزاده، شماری از کاربران شبکههای اجتماعی در واکنش به موضع او در حمایت از فلسطین، از تحریم «آرش» و خودداری از خرید بلیت این نمایش سخن گفته بودند.
توقف فروش بلیتهای «آرش»
یک روز پیش از انتشار خبر کنار گذاشته شدن محمدزاده، سایت رویداد۲۴ گزارش داد فروش بلیتهای «آرش» پس از موج انتقادها به قیمت بلیت و حواشی مربوط به موضعگیری این بازیگر متوقف شده است.
«آرش» اثری نمایشی و ارکسترال با محوریت اسطوره آرش است که نمایش، موسیقی و اجرای زنده ارکستر را تلفیق میکند. علی محتشم، طراح و تهیهکننده این اثر، علی سرابی، کارگردان، امید سهرابی، نویسنده و فردین خلعتبری، آهنگساز آن هستند. این اثر برای اجرا در رویال هال هتل اسپیناس پالاس تهران آماده شده بود.
رسانههای ایران ۳۱ مرداد، همزمان با آغاز پیشفروش بلیتهای «آرش»، نام محمدزاده را در کنار طناز طباطبایی، مهدی پاکدل، علی شادمان و علیرضا شجاعنوری در فهرست بازیگران این اثر منتشر کرده بودند.
در فهرست کنونی عوامل و بازیگران «آرش» در وبسایت فروش بلیت آرتیکت، نام محمدزاده دیگر دیده نمیشود، در حالی که نام دیگر بازیگران یادشده همچنان در این فهرست قرار دارد.
بلیتهای این اثر در ۹ سطح قیمتی، از ۹۹۰ هزار تومان تا چهار میلیون و ۹۸۰ هزار تومان عرضه شده بود. قیمت نزدیک به پنج میلیون تومان برای بلیت این نمایش واکنشهای گستردهای را در پی داشت.
گروه سازنده در واکنش به انتقادها اعلام کرد بلیت نزدیک به پنج میلیون تومان تنها به تعداد محدودی از صندلیهای ممتاز اختصاص داشته و بخش عمده ظرفیت سالن دو هزار و ۲۰۰ نفره در ردههای قیمتی پایینتر و میانی قرار گرفته است.
به گفته سازندگان، برای دانشجویان، هنرجویان، معلمان و برخی گروههای فرهنگی و اجتماعی نیز طرحهای حمایتی در نظر گرفته شده بود.
رویداد۲۴ نوشت این توضیحات نتوانست انتقادها را متوقف کند و فروش بلیتهای نمایش کاهش یافت تا در نهایت عوامل «آرش» فروش آنها را متوقف کردند.
این رسانه همچنین به واکنشهای گسترده به انتشار تصویری از محمدزاده با لباسی با طرح پرچم فلسطین اشاره کرد و نوشت برخی کاربران شبکههای اجتماعی حضور او در این نمایش را از دلایل خود برای تحریم «آرش» عنوان کرده بودند.
با این حال، مشخص نیست مشکلات مربوط به فروش «آرش» تا چه اندازه ناشی از مخالفت مخاطبان با موضع محمدزاده درباره فلسطین بوده است. انتقاد از قیمت بالای بلیتها همزمان با واکنشها به این بازیگر جریان داشت و هر دو عامل در گزارشها درباره کاهش استقبال از نمایش مطرح شدهاند. از این رو نمیتوان سهم هر یک از این عوامل را در مشکلات تجاری «آرش» بهطور جداگانه تعیین کرد.
حمایت از فلسطین و واکنشها
محمدزاده ۲۶ مرداد، پس از واکنشهای گسترده به انتشار تصویری از خود با لباسی با طرح پرچم فلسطین، با انتشار ویدیویی بر موضع خود تاکید کرد.
او گفت پیشتر از فلسطین حمایت کرده و همچنان نیز از آن حمایت میکند و افزود: «با اسرائیل حال نمیکنم» و «قطعا تا همیشه فلسطین را انتخاب میکنم.»
محمدزاده در توضیح موضع خود از دیهگو مارادونا و کریستیانو رونالدو، دو ستاره فوتبال، نیز نام برد و گفت مواضع آنها درباره مساله فلسطین در شکلگیری و تثبیت دیدگاه او در این زمینه تاثیر داشته است. او از مارادونا و رونالدو بهعنوان چهرههایی یاد کرد که برایش الگو بودهاند.
و در بخش دیگری از این ویدیو از برخورد دو جریان سیاسی متضاد با هنرمندان انتقاد کرد و گفت هم حامیان حکومت و هم مخالفان آن بهسرعت افراد را به خیانت متهم میکنند.
محمدزاده گفت: «من نه سمت شما هستم، نه سمت آنها. من سمت هیچکس نیستم.» او افزود: «من فقط سمت یک چیزم؛ زندگی، و یک جا؛ ایران.»
محمدزاده همچنین با تاکید بر اینکه «عاشق ایران» است، گفت به همین دلیل در ایران زندگی میکند. او افزود امکان زندگی در جایی دیگر را داشته اما با وجود مشکلات، ماندن در ایران را انتخاب کرده است.
این موضعگیری واکنشهایی را نیز در میان شماری از خانوادههای دادخواه برانگیخت. کاملیا سجادیان، مادر محمدحسین ترکمان، از کشتهشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، با انتشار ویدیویی از مواضع این بازیگر انتقاد کرد و گفت او در جریان اعتراضات در کنار حاکمیت قرار گرفته و در مقاطعی در برابر سرکوب مردم سکوت کرده است.
سجادیان افزود: «اگر قرار باشد نویدی در این کشور جاودانه باشد، همان نوید افکاری عزیز است» و گفت نام و یاد افکاری بهعنوان «یک قهرمان ملی» در ایران باقی خواهد ماند.
محمدزاده با این حال در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» درباره کشته شدن مهسا (ژینا) امینی و سرکوب معترضان موضعگیری کرده بود. او دوم مهر ۱۴۰۱ خود را «زاده کردستان و فرزند ایران» خواند، از کشته شدن امینی ابراز خشم کرد و نوشت از «سکوت و بیتفاوتی» شرم دارد.
محمدزاده اول آذر همان سال نیز با انتشار چند پست درباره اعتراضات موضع گرفت. او در یکی از آنها نوشت: «به کشتار کردها پایان دهید» و در پستی دیگر تاکید کرد: «تکلیف از ابتدا روشن بود. مسیر یکطرفه است، طرف مردم، جایی که بهش تعلق دارم.»
حمایت محمدزاده از فلسطین نیز به سالهای گذشته بازمیگردد. او ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ تصویری از پرچم فلسطین را همراه با هشتگ «فلسطین» در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده بود.