ایراناینترنشنال در ادامه کارزار «کشف حقیقت» برای افشای جنایتهای دیماه و پس از دریافت فهرستی از کشتهشدگان و مجروحانی که نام آنها در بیمارستان غرضی اصفهان ثبت شده، کارزار تازه خود را به افشای وقایع این بیمارستان در ۱۸ تا ۲۰ دی اختصاص داده است.
بر اساس اطلاعات و اسناد رسیده به ایراناینترنشنال، بیمارستان غرضی اصفهان به یکی از مراکز اصلی انتقال کشتهشدگان و مجروحان در شبهای ۱۸ تا ۲۰ دی تبدیل شده بود.
بر اساس اطلاعات دریافتی، تاکنون هویت ۲۴ نفر از کسانی که در بیمارستان غرضی جانباختهاند، ثبت شده است.
در این گزارشها، مواردی از شلیک مستقیم، محرومیت از درمان، ربودن یا تاخیر در تحویل پیکرها، فشارهای امنیتی بر خانوادهها و درخواست مبالغ سنگین برای تحویل پیکرها روایت شده است.
آنچه در بیمارستان غرضی گذشت
شاهدان عینی و خانوادههای قربانیان گفتند که نیروهای امنیتی کنترل بیمارستان را در اختیار گرفته بودند، بسیاری از پیکرها بدون اطلاع خانوادهها از بیمارستان خارج شدند، اطلاعات مربوط به آنها از سیستم پذیرش بیمارستان حذف شد و در موارد متعدد، پیکرها با تاخیر و در ازای دریافت مبالغ سنگین به خانوادهها تحویل داده شدند.
روایتها حکایت از آن دارند که شامگاه ۱۹ دی، بیش از ۱۰۰ مجروح به بیمارستان غرضی منتقل شدند.
یک منبع در این بیمارستان به ایراناینترنشنال گفت اسامی ثبتشده شماری از مجروحان و کشتهشدگان، به فاصله کوتاهی از سیستم بیمارستان حذف شد تا ردی از آنها باقی نماند.
بر اساس گزارش یکی از اعضای کادر درمان، ۱۴۰ پیکر در ارتباط با بیمارستان غرضی شناسایی یا مشاهده شدهاند.
منابع دیگر از شمار بسیار بالاتری سخن گفتهاند.
انتقال مجروحان به سردخانه
روایتهای رسیده از داخل و اطراف بیمارستان غرضی، تصویری تکاندهنده از وضعیت سردخانه این بیمارستان ارائه میدهد.
چند منبع درمانی و شاهد عینی گفتند سردخانه بیمارستان در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی، در فاصله کوتاهی پر شد و پیکرها روی هم انباشته شدند.
گزارشهای رسیده همچنین نشان میدهند تعدادی از مجروحان همراه با کشتهشدگان به سردخانه بیمارستان غرضی منتقل شدند.
یکی از اعضای کادر درمان بیمارستان غرضی به ایراناینترنشنال گفت با شنیدن صدای ناله از میان کیسههای جسد منتقلشده به سردخانه، متوجه زنده بودن یک نفر شده، اما با دخالت نیروهای امنیتی از نزدیک شدن به او منع شده است.
منابع مختلف همچنین از انتقال پیکرها از بیمارستان غرضی به سردخانههایی خارج از بیمارستان خبر دادند.
بر اساس روایتها، با پر شدن سردخانه بیمارستان، پیکر شماری از کشتهشدگان با خودروهای یخچالدار، از جمله کامیونهای یخچالدار با نشان «میهن»، به سردخانه میوه و ترهبار اصفهان منتقل شدند.
یک شاهد عینی نیز گفت وانتهایی را دیده که از آنها خون سرازیر بوده و به سمت سردخانه میوه و ترهبار حرکت میکردند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است پیکر برخی کشتهشدگان برای چند روز از خانوادهها پنهان نگه داشته شده و سپس با فشارهای امنیتی و دریافت مبالغ سنگین، تحویل داده شدهاند.
به گفته خانوادهها، در برخی موارد مبالغی بین ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان برای تحویل پیکر درخواست شده است.
این در حالی است که سازمان پزشکی قانونی ۲۲ دی ۱۴۰۴ اعلام کرده بود معاینه آسیبدیدگان و تحویل پیکر کشتهشدگان اعتراضات رایگان است. با این حال، گزارشهایی درباره دریافت مبالغ سنگین، از جمله با عنوان «حق تیر»، از خانوادهها منتشر شده است.
فرید سیفی؛ معترضی که ماموران پیکرش را ربودند
فرید سیفی یکی از معترضانی بود که پیکرش به بیمارستان غرضی منتقل شده بود.
او ۱۸ دی، هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفت.
شاهدان گفتند یکی از ماموران از پشتبام به قلب او شلیک کرد. فرید در حالی که هنوز نفس میکشید، بهوسیله خانوادهاش به بیمارستان غرضی اصفهان منتقل شد، اما در بیمارستان جان باخت و نیروهای امنیتی بعدتر پیکرش را ربودند.
به گفته منابع نزدیک به خانواده، پس از چند روز و با دریافت مبلغی سنگین، پیکر او به خانواده تحویل داده شد و ۲۵ دی، با تدابیر شدید امنیتی، در حاجیمیرشمس خورزوق به خاک سپرده شد.
تنها یک سال و هشت ماه از ازدواج فرید گذشته بود و همسرش هنگام کشته شدن او، سهقلو باردار بود.
اطلاعات رسیده از خیابانهای اصفهان نیز نشان میدهند بیمارستان غرضی مقصد بسیاری از مجروحانی بود که در جریان تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی آسیب دیدند.
یکی از شاهدان اعتراضات ۱۹ دی در خیابان خاقانی اصفهان گفت هزاران نفر در خیابان حضور داشتند و نیروهای امنیتی از سمت چهارراه حکیمنظامی و خیابانهای اطراف به معترضان حمله کردند.
به گفته این شاهد، نیروها ابتدا از گاز اشکآور، لیزر و شلیک از دور استفاده کردند و سپس با نزدیک شدن به جمعیت، تیراندازی مستقیم انجام دادند.
این شاهد روایت کرد که پس از شروع رگبار، چندین نفر روی زمین افتادند و مردم ناچار شدند از کوچهها فرار کنند.
او گفت یکی از معترضان در نزدیکی کوچه آندلس هدف سه گلوله قرار گرفت و مردم تلاش کردند با اورژانس تماس بگیرند، اما خطوط ۱۱۵ اشغال بود: «در نهایت، چند نفر با متوقف کردن یک خودروی پراید، از راننده خواستند پیکر آن معترض را به بیمارستان منتقل کند.»
روایت یک مجروح از تشکیل پرونده قضایی در بیمارستان غرضی
در روایتی دیگر، یک نوجوان ۱۸ ساله به نام مهدی گفت که در ۱۸ دی در اصفهان، از فاصله حدود ۱۰ متری هدف گلوله جنگی قرار گرفته و گلوله به بالای زانوی او اصابت کرده است.
او گفت مردم ابتدا او را به خانهای در نزدیکی محل اعتراض برده و با بستن محل جراحت، خونریزی را کنترل کردهاند: «پس از افزایش تعداد مجروحان و کمبود جا، شماری از معترضان در پارکینگ خانهها مداوا میشدند.»
این نوجوان در نهایت به دلیل شدت خونریزی به بیمارستان غرضی مراجعه کرده و برایش پرونده تشکیل شده است.
او گفت پس از مراجعه به بیمارستان، ماموران چند بار به خانهاش رفتهاند.
گزارشهای رسیده نشان میدهند ترس از بازداشت، شکنجه یا کشته شدن در بیمارستانها باعث شده بسیاری از مجروحان از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کنند یا پس از مراجعه، بیمارستان را ترک کنند.
برخی از آنان در خانهها و پارکینگها، با کمک مردم یا کادر درمان، تحت معالجه قرار گرفتند.
این روند باعث شده است آمار واقعی مجروحان و جانباختگان هرگز در سامانههای رسمی ثبت نشود یا پس از ثبت اولیه، از دسترس خارج شود.
کارزار کشف حقیقت ایراناینترنشنال با هدف ثبت، بررسی و راستیآزمایی روایتهای شاهدان، خانوادهها، کادر درمان و منابع محلی درباره سرکوب خونین اعتراضات دیماه ادامه دارد.
بیمارستان غرضی اصفهان بنا بر حجم بالای گزارشهای رسیده، یکی از نقاط کلیدی این تحقیقات است. جایی که به گفته منابع، نه تنها مجروحان از حق درمان محروم شدند، بلکه پیکر کشتهشدگان نیز به ابزاری برای تهدید، اخاذی، پنهانکاری و پاک کردن آثار جنایت تبدیل شد.
سازمان حقوقبشری «فرانت لاین دیفندرز» حکم ۱۸ سال زندان، دو سال تبعید به سراوان، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دائم جواد علیکردی از وکالت را محکوم کرد. این سازمان اعلام کرد او به دلیل فعالیتهای حقوقبشری و پیگیری حقیقت درباره مرگ مشکوک برادرش هدف فشارهای قضایی قرار گرفت.
فرانت لاین دیفندرز در بیانیهای که چهارشنبه سوم تیر منتشر شد، از ادامه هدف قرار گرفتن وکلای مدافع حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد و نوشت مقامهای جمهوری اسلامی از ابزارهای قضایی برای خاموش کردن صدای کسانی استفاده میکنند که در پی حقیقت، پاسخگویی و عدالت هستند.
این سازمان از مقامهای جمهوری اسلامی خواست محکومیت و حکم صادرشده علیه جواد علیکردی را لغو و او را فورا آزاد کنند، به هرگونه آزار و فشار قضایی علیه او پایان دهند و حق او برای فعالیت در حرفه وکالت را بازگردانند.
فرانت لاین دیفندرز همچنین خواستار لغو مجازاتهای تکمیلی علیه علیکردی، انجام تحقیقاتی مستقل و انتشار عمومی نتایج آن درباره مرگ خسرو علیکردی شد.
جبهه ملی ایران- شاخه خراسان نیز ۳۱ خرداد با محکوم کردن حکم علیکردی، نسبت به روند دادرسی این پرونده ابراز نگرانی کرد و خواستار توجه نهادهای حقوقبشری، سازمانهای بینالمللی و گزارشگران ویژه به انطباق آن با اصول دادرسی عادلانه و استانداردهای حقوق بشر شد.
سایت هرانا ۳۰ خرداد گزارش داد بر اساس حکم صادرشده از شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد، جواد علیکردی به اتهام «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس و به اتهام «فعالیت تبلیغی برخلاف امنیت ملی» بر اساس ماده چهار قانون تشدید مجازات جاسوسی به ۱۳ سال حبس محکوم شده است.
دادگاه همچنین او را به محرومیت دائم از وکالت، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال تبعید به شهر سراوان در استان سیستان و بلوچستان محکوم کرده است.
علیکردی ۲۱ آذر ۱۴۰۴، پس از مراسم هفتم برادرش در مشهد، بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان وکیلآباد این شهر به سر میبرد. جلسه رسیدگی به پرونده او نیز ۲۰ خرداد در شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد برگزار شد.
پیگیری مرگ خسرو علیکردی و آغاز فشارهای قضایی
فرانت لاین دیفندرز اعلام کرد فشارهای قضایی علیه علیکردی پس از آن آغاز شد که او روایت رسمی مقامهای جمهوری اسلامی درباره مرگ برادرش را زیر سوال برد و خواستار شفافسازی درباره این پرونده شد.
پیکر خسرو علیکردی، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، صبح ۱۵ آذر ۱۴۰۴ در دفتر کارش در مشهد پیدا شد. مقامهای جمهوری اسلامی علت مرگ او را حمله قلبی اعلام کردند، اما بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی و برخی وکلا و فعالان سیاسی و مدنی، مرگ او را «قتل حکومتی» توصیف کردند.
خانواده او نیز با اشاره به سابقه تهدید و زندانی شدن او به دلیل فعالیتهای حقوقبشری، خواستار تحقیق مستقل درباره این موضوع شدند.
فرانت لاین دیفندرز همچنین به مراسم هفتم این وکیل دادگستری در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ اشاره کرد؛ مراسمی که با حضور گسترده نیروهای امنیتی برگزار شد و به بازداشت شماری از فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر انجامید.
دادستان مشهد ۲۲ آذر از بازداشت ۳۹ نفر در این مراسم خبر داد، اما فعالان حقوق بشر شمار بازداشتشدگان را بیش از ۵۰ نفر برآورد کردند.
پس از این مراسم، جواد علیکردی بازداشت شرکتکنندگان و نحوه برخورد با سوگواران را در شبکههای اجتماعی محکوم کرد و همچنان خواستار شفافسازی درباره مرگ برادرش شد.
فرانت لاین دیفندرز در ادامه نسبت به پیامدهای استفاده از قانون تشدید مجازات جاسوسی علیه مدافعان حقوق بشر ابراز نگرانی کرد.
این سازمان اعلام کرد علیکردی بر اساس ماده چهار قانون تشدید مجازات جاسوسی محکوم شده است؛ مادهای که فعالیتهای تبلیغی مغایر با امنیت ملی را تا ۱۵ سال حبس قابل مجازات میداند.
فرانت لاین دیفندرز همچنین هشدار داد برخی اصلاحات این قانون، از جمله اصلاحیه مربوط به مجازات اعدام، نگرانیهایی جدی درباره حق حیات و فعالیت مدافعان حقوق بشر ایجاد کرده است.
به گفته این سازمان، ادامه اجرای این اصلاحات میتواند مدافعان حقوق بشر، روزنامهنگاران و افرادی را که نقض حقوق بشر و محدودیتهای آزادی تجمع و تشکلیابی را مستندسازی میکنند، با خطر پیگرد قضایی روبهرو کند و به جرمانگاری بیشتر فعالیتهای حقوقبشری، تسهیل بازداشتهای خودسرانه و محدود شدن استقلال قضایی منجر شود.
فرانت لاین دیفندرز اعلام کرد علیکردی در طول فعالیت حرفهای خود بارها با بازداشت، زندان، فشار قضایی، محرومیت از تدریس و محدودیت در حرفه وکالت روبهرو شده و اعضای خانوادهاش نیز تحت فشار قرار گرفتهاند.
در پرونده مرتبط با بازداشتهای مراسم هفتم خسرو علیکردی، شماری دیگر از بازداشتشدگان، از جمله نرگس محمدی، طیبه نظری مکیآبادی، سپیده قلیان و محمد زنگنه نیز با احکام حبس مواجه شدهاند.
هادی و فضلالله نیکبخت، دو زندانی سیاسی در اصفهان، از سوی دادگاه انقلاب گلپایگان به اعدام محکوم شدهاند و محمد نیکبخت، برادر دیگرشان، با اتهامهایی روبهروست که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود. همزمان، خانواده این سه زندانی سیاسی خواستار اقدام برای نجات جان آنان شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد هادی و فضلالله حدود دو هفته پیش از سوی دادگاه انقلاب گلپایگان به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدهاند.
مصادیق دقیق اتهام «افساد فیالارض» در پرونده آنها مشخص نیست، اما در بخشی از پروندهشان آمده است که برای اعتراض علیه حکومت، اقدام به سازماندهی جوانان کردهاند.
پس از صدور این حکم، خانواده نیکبخت وکیلی را برای پیگیری پرونده انتخاب کردند، اما هنوز مشخص نیست این وکیل به پرونده دسترسی پیدا کرده باشد. هادی و فضلالله طبق قانون، ۲۰ روز فرصت دارند تا نسبت به حکم صادرشده اعتراض کنند.
این دو زندانی سیاسی با وکیل تسخیری در جلسه رسیدگی که بهصورت ویدیوکنفرانس برگزار شد، حاضر شدند، اما به گفته یک منبع مطلع، به دلیل اختلال و ضعف اینترنت زندان نتوانستند روند دادرسی را بهدرستی دنبال کنند.
صدور حکم اعدام برای این دو شهروند در شرایطی گزارش شده که کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در صدوبیستوششمین هفته خود از گسترش این کارزار به ۵۷ زندان خبر داده و درباره افزایش صدور و اجرای احکام اعدام هشدار داده است.
موج صدور احکام اعدام در اصفهان به پرونده نیکبختها محدود نیست. بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، مهنام صفوی، رپر ۲۲ ساله اهل اصفهان که ۲۳ دیماه ۱۴۰۴ پس از انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات در محل کار خود بازداشت شد، در زندان دستگرد اصفهان با خطر اعدام روبهروست.
بر پایه این گزارشها، صفوی پس از اخذ اعترافات اجباری و در پروندهای که نزدیکانش گفتهاند دادگاه آن بهصورت غیرحضوری برگزار شده، از سوی قاضی همتینژاد به اعدام محکوم شده است.
بازداشت برادران نیکبخت پس از اعتراض به تصرف زمین کشاورزی
هادی و فضلالله نیکبخت دوم آبان ۱۴۰۴ پس از آنکه تلاش کردند مانع تصرف زمین کشاورزی خود شوند، در منزلشان در گلپایگان بازداشت و پس از دو ماه بیخبری مطلق به زندان دستگرد اصفهان منتقل شدند.
هادی ۴۵ ساله و فضلالله ۵۱ ساله، هر دو پدر سه فرزند هستند و پیشتر در کارزار درخواست برگزاری همهپرسی درباره ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی مشارکت داشتند.
سازمان حقوق بشر ایران همچنین اعلام کرد محمد نیکبخت، برادر دیگر این خانواده، اسفندماه ۱۴۰۴ با خشونت در منزل خود بازداشت شد و دو ماه را در بیخبری مطلق گذراند.
سایت ماده ۱۸ نیز فروردین سال جاری گزارش داده بود محمد نیکبخت، نوکیش مسیحی، ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ به دست نیروهای امنیتی بازداشت و در بند ۲الف زندان دستگرد اصفهان نگهداری شده است.
همچنین عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، ۲۰ خرداد در پیامی صوتی از زندان دستگرد اصفهان، نام این زندانی سیاسی را در میان گروهی از بازداشتشدگان آورد و گفت آثار شکنجه را بر بدن برخی از آنان دیده است.
این نوکیش مسیحی ۴۸ ساله اکنون در بند زندانیان سیاسی زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشود و تاکنون دو بار بهصورت شفاهی با اتهامهایی روبهرو شده که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
درخواست خانواده برای اقدام فوری
نیکی نیکبخت، خواهر این سه زندانی، پیشتر با انتشار یک پیام ویدیویی گفت از طریق تماس کوتاه هادی با خانواده مطلع شدهاند که برای هادی و فضلالله حکم اعدام صادر و تایید شده است. او همزمان نسبت به جان برادرانش ابراز نگرانی کرد.
او گفت خانواده پیشتر از دادگاه گلپایگان پیگیری کرده بودند و به آنها گفته شده بود مجازات احتمالی این دو برادر بین یک تا پنج سال حبس خواهد بود.
به گفته نیکی، سازمان اطلاعات سپاه و محمدتقی کرامتی، امامجمعه گلپایگان، در روند رسیدگی به این پرونده دخالت کردهاند و پس از آن حکم اعدام برای برادرانش صادر شده است.
نیکی همچنین نسبت به وضعیت محمد هشدار داد و از شهروندان، نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی خواست برای نجات جان برادرانش و دیگر زندانیان سیاسی اقدام کنند.
طی یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی در ایران افزایش چشمگیری داشته است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تنها از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دستکم ۴۴ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای صدها تن دیگر احکام اعدام، حبسهای سنگین و مصادره اموال صادر کرده است.
این روند نگرانیها از محاکمههای شتابزده و افزایش خطر برای بازداشتشدگان پروندههای تازه را تشدید کرده و اعتراضهای گستردهای را در داخل و خارج از کشور به دنبال داشته است.
شامگاه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ساختمانی بزرگ در اقامتگاه مسافری زیباشهر شیراز هدف موشک قرار گرفت و کاملا ویران شد؛ جایی که شماری از نیروهای سپاه از جمله نیروی هوافضایش، پنهان شده بودند. موج دوم این حمله، موجب کشتهشدن ۹ غیرنظامی از جمله کارکنان پایگاه اورژانس ۱۱۵ مجاور این اقامتگاه شد.
بررسی تصاویر محل، دادههای منبعباز، گزارشهای رسانههای داخلی، ارزیابی یک مقام پیشین هدفگیری در نیروی هوایی آمریکا و روایتهای شاهدان نشان میدهد آنچه در حمله به زیباشهر رخ داد، نه خطای ساده مهمات، بلکه هدفگرفتن ساختمانی مشخص در اقامتگاه اضطراری مسافری بود؛ ساختمانی که بر اساس شواهد موجود، محل پنهانشدن نیروهای سپاهی بود که از ترس بمباران مراکز نظامی، آنجا مخفی شده بودند.
اما همین هدف، در دل یک مجموعه با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی قرار داشت: اقامتگاه اضطراری مسافران زیباشهر، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵، در مجاورت خانههای مسکونی و در فاصله کوتاهی از ساختمانهایی با کاربری خدماتی و عمومی.
نتیجه، پروندهای است که در آن دو مسئولیت همزمان دیده میشود: جمهوری اسلامی، بهدلیل پنهانکردن نیروهای نظامی در یک محل غیرنظامی؛ و حملهکننده، بهدلیل حمله به هدفی در کنار مرکز اورژانس و میان محوطهای که ماهیت غیرنظامی آن از پیش قابل شناسایی بود.
شب ۱۴ اسفند؛ ساختمانها فروریختند
ساعت حدود ۸:۲۰ شامگاه، صدای موشک و سپس انفجاری مهیب آرامش زیباشهر شیراز را برهم زد. شماری از ساکنان خیابان سروناز دوم، هراسان از خانهها بیرون آمدند؛ لحظاتی بعد، صدای موشکی دیگر آمد و انفجار دوم رُخ داد. چند نفر از همان مردمی که از خانههایشان بیرون آمده بودند، جانشان را از دست دادند.
فردای حمله، استانداری فارس اعلام کرد ۲۰ نفر کشته و ۳۰ نفر زخمی شدهاند. اما در مراسم رسمی یادبود کشتهشدگان، که در مسجد امام محمدباقر زیباشهر برگزار شد، تنها نام و عکس ۱۶ نفر منتشر شد: هفت تن از آنان نیروهای کادر سپاه و بسیج بودند و ۹ غیرنظامی؛ دو تکنیسین اورژانس، یک کادر مرکز بهداشت، چهار کارمند و پیمانکار شهرداری و یک کاسب محلی.
ساختمان اورژانس ۱۱۵ زیباشهر، یک ساختمان مجاور آن و ساختمان بزرگتری در شرق آنها، که بخشی از اقامتگاه اضطراری مسافری شهرداری شیراز بود، کاملا ویران شدند. شماری از ساختمانهای مسکونی روبهروی مرکز اورژانس هم آسیب دیدند.
علاوه بر اینها، آمبولانس اورژانس و چند خودروی دیگر هم منهدم شد و ترکشهای انفجار، به بدنه تعدادی از خودروهای پارکشده خسارت زد. در تصاویر منتشرشده از روز بعد، بقایای یک آمبولانس سوخته و پوشیده از خاکستر در میان ویرانهها دیده میشود؛ نشانهای روشن از کاربری امدادی نقطهای که هدف قرار گرفت یا در شعاع انفجار نابود شد.
ساختمان بزرگ، مخفیگاه نیروهای سپاه بود
ساختمان بزرگ ویرانشده در اقامتگاه مسافری زیباشهر، صرفا یک ساختمان مسافری خالی یا یک سازه ناشناس نبود. شواهد موجود نشان میدهد این ساختمان، شب حمله محل استقرار شماری از نیروهای سپاه و نیروهای مرتبط با آن بود.
خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج دانشجویی، که پس از حمله گزارشی ویدیویی از محل منتشر کرد، نوشت موشکها به «ساختمانهای خوابگاه و بخشهای اداری» اقامتگاه اصابت کردند، آتشسوزی گستردهای رخ داد و «شماری از نیروهای نظامی کشته و شماری دیگر مجروح شدند». همین گزارش، اقامت نیروهای نظامی در این اقامتگاه غیرنظامی را به «دورههای آموزشی برای حفاظت از مرزها» نسبت داد.
اما این توضیح با شواهد محل نمیخواند. دادههای منبعباز، از جمله نقشه گوگل و اپلیکیشن ایرانی «نشان»، این محل را بهعنوان اقامتگاه اضطراری فاقد امکانات آموزشی نشان میدهند. تصاویر و ویدیوهای راستیآزماییشده از محل نیز تابلوی همین اقامتگاه را در ورودی آن نشان میدهد.
در منابع در دسترس، نشانهای وجود ندارد که این اقامتگاه در سالهای گذشته کاربری نظامی داشته باشد. شواهد موجود آن را مجموعهای شناختهشده با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی نشان میدهد، نه یک مرکز آموزشی یا نظامی.
از سوی دیگر، اگر مساله این نیروها واقعا «آموزش برای حفاظت از مرزها» بود، مجتمع بزرگ دانشکده علوم و فنون زرهی نیروی زمینی سپاه، با امکانات آموزشی و نظامی، کمتر از ۲۰۰ متر آنسوتر قرار داشت؛ مجتمعی که کار آن روی کاغذ، همان آموزش و آمادهسازی نیروهای زمینی است. به این ترتیب، ادعای آموزش نظامی در یک اقامتگاه مسافری فاقد امکانات در ۲۰۰ متری یک پادگان تجهیزشده برای آموزش، بیپایه به نظر میرسد.
در روزهای آغازین جنگ و همزمان با حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، گزارشهای متعددی از انتقال نیروها، خودروها و تجهیزات نظامی و انتظامی به اماکن غیرنظامی منتشر شد.
بر اساس این گزارشها، در شهرهای مختلف ایران، این نیروها در تلاش برای حفظ جان خود در مکانهای غیرنظامی و فضاهای عمومی نظیر مدارس، دانشگاهها، مساجد، بیمارستانها، پارکها و اقامتگاههای خصوصی مستقر شدند.
زنجیره شواهد به نتیجهای روشن میرسد: در زیباشهر شیراز هم، نیروهای سپاه برای در امان ماندن از حملات، از مجتمع نظامی مجاور به اقامتگاه غیرنظامی منتقل شده بودند. حمله هوایی نیز به جای پادگان تخلیهشده سپاه در آن سوی بزرگراه، محل استقرار این نیروها در همین اقامتگاه را هدف گرفت.
چرا مجتمع سپاه هدف گرفته نشد؟
تصاویر ماهوارهای و اطلاعات منبع باز، وجود دانشگاه و پادگان بزرگ نیروی زمینی سپاه در آن سوی زیباشهر را تائید می کند، دادههای اوپناستریتمپ، این محدوده را همچنین به لشکر ۱۹ فجر سپاه و واحدی از نیروی هوافضای سپاه در شیراز پیوند میدهد. ادعایی که کشتهشدن یکی از افسران لشکر ۱۹ فجر در همین حمله، احتمال درستی آن را بالا میبرد. با این حال، در تصاویر پس از حمله نشانهای از تخریب این مجتمع دیده نمیشود.
وست برایانت، رییس پیشین تیم هدفگیری ویژه نیروی هوایی آمریکا و مسئول سابق ارزیابی آسیب غیرنظامی در پنتاگون، پس از بررسی شواهد تصویری، با اشاره به اینکه در مجموع، نزدیک به ۱۳۵۰ کیلوگرم بمب در این حمله به کار رفته است، به نیولاینز گفت به ساختمان بزرگتر شرقی، مهماتی در حد یک بمب ۹۰۰ کیلویی، و به دو سازه غربی، از جمله پایگاه اورژانس، مهماتی در حد بمبهای ۲۲۰ کیلویی اصابت کرده است.
به باور این کارشناس، با مهمات دقیق امروزی، خطای ۲۰۰ متری تا آن سوی بزرگراه، آن هم نه در یک اصابت بلکه در چند اصابت جداگانه، بسیار نامحتمل است. اگر سه مهمات جداگانه به سه سازه مشخص در محوطه اقامتگاه اصابت کرده باشند، فرضیه «خطای ساده» یا «انحراف اتفاقی» ضعیف میشود.
این یعنی هدف حمله، با احتمال بسیار بالا، خود اقامتگاه مسافری زیباشهر یا دستکم ساختمانهایی درون آن بود؛ جایی که نیروهای سپاه در آن مستقر شده بودند. مجتمع اصلی سپاه آن سوی بزرگراه سالم ماند، چون هدف این حمله نبود.
عامل حمله چه کسی بود؟
حمله همزمان آمریکا و اسرائیل به ایران، ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. در جریان جنگ مشخص شد که بازیگران منطقهای نیز وارد عملیات نظامی علیه ایران شدهاند و با هماهنگی آمریکا و اسرائیل به اهدافی عمدتا نفتی در ایران حمله کردند. والاستریت ژورنال و بعدتر رویترز، از رسانههایی بودند که گزارشهایی از این حملات منتشر کردند.
اما تا این لحظه هیچ کدام از طرفین درگیری مسئولیت حمله به زیباشهر را نپذیرفته است. یک مقام آمریکایی در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره نقش آمریکا در این حمله گفت «ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) پیشتر ادعای نقش آمریکا در این حمله را بررسی کرده اما هیچ شواهدی در تایید دخالت نیروهای آمریکایی در آن نیافته است.»
وزارت دفاع اسرائیل و ارتش این کشور و همچنین وزارت دفاع و ستاد کل نیروهای مسلح ایران به پرسشهای ایراناینترنشنال درباره این حمله پاسخی ندادند.
با این حال، الگوی عملیاتی جنگ، مهمترین قرینه برای تشخیص عامل حمله است. بر اساس تحلیل موسسهی بینالمللی مطالعات راهبردی، در روزهای نخستین جنگ، نیروی هوادریای آمریکا پایگاهها و سکوهای پرتاب موشک را در جنوب و مرکز ایران هدف میگرفت، در حالی که اسرائیل و هواپیماهای مستقر در اردن بر شمال و غرب کشور تمرکز داشتند.
بر پایه این الگو، شیراز، در جنوب ایران در حوزهی مسئولیت عملیاتی آمریکا قرار میگرفت. ماهیت حمله نیز با این تصویر همخوان است: حمله با مهمات سنگین هوایی و بمبهای هدایتشونده انجام شده که با شیوهی عملیات هوایی-دریایی آمریکا در جنوب ایران سازگار است.
شمار نظامیان کشتهشده چقدر بود؟
حکومت تنها نام هفت نیروی سپاه و بسیج را در کنار ۹ قربانی غیرنظامی منتشر کرده است. اما این عدد لزوما همه تلفات نظامی حمله را نشان نمیدهد.
آنچنانکه گفته شد به ساختمان بزرگ اقامتگاه مسافری بمبی ۹۰۰ کیلوگرمی اصابت کرده و ویدیوها نشان میدهد که این ساختمان ویران و به تلی از خاکستر بدل شده است. با توجه به اینکه دو ساختمان دیگر مورد هدف، اورژانس و ساختمان اداری اقامتگاه مسافری بود، میتوان گفت که همین ساختمان بزرگ، یکی از محلهای استقرار و خوابگاه نیروهای نظامی بوده که خبرگزاری دانشجو گزارش داده است.
چه تعداد نظامی در آن ساختمان حضور داشتند؟ احتمال دارد همه یا بخشی از نیروهای سپاه پادگان مجاور زیباشهر، از جمله افسران دانشکده نیروی زمینی سپاه که از نقاط مختلف کشور هستند، در ساختمانهای اقامتگاه مسافری از جمله ساختمان بزرگ منهدمشده مستقر شده باشند.
با این حال هرچند مشخص نیست چه تعداد از این نیروها در این ساختمان جا داده شده بودند و حکومت هم فهرست کامل کشتههای نظامی این حمله را منتشر نکرده، اما میتوان انتظار داشت با توجه به بزرگی این ساختمان و ویرانی کامل آن، شمار کشتههای نظامی حمله بیش از هفت نیروی بومی باشد که در مسجد زیباشهر از خانوادههای آنان تقدیر شده است.
اورژانس چگونه وارد خط آتش شد؟
حضور نظامیان در اقامتگاه مسافری، ماهیت غیرنظامی کل محوطه را از بین نمیبرد. محل هدف، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵ بود؛ ساختمانی درمانی که سالها در همان نقطه فعال بود و در نقشهها و تصاویر عمومی قابل شناسایی بود. در همان محدوده، تابلوی اقامتگاه اضطراری، ساختمانهای خدماتی، آمبولانس، خودروهای غیرنظامی و ساختمانهای مسکونی دیده میشدند.
بنابراین حتی اگر یکی از ساختمانهای اقامتگاه، بهدلیل حضور نظامیان، هدف نظامی تلقی شده باشد، پایگاه اورژانس ۱۱۵ در ۳۶ متری آن، و خانههای اطراف همچنان تحت حمایت حقوق بشردوستانه بودند.
در تحلیل نظامی، محدوده خطر بر اساس شعاع انفجار، موج انفجار، ترکش و احتمال خطای برخورد محاسبه میشود، نه فقط بر اساس فاصله روی نقشه. وقتی نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، در چند قدمی یک مرکز اورژانس و در دل یک محله مسکونی مستقر میشوند، مردم و تاسیسات غیرنظامی در معرض خطر مستقیم هر حمله احتمالی قرار میگیرند.
از طرف دیگر، همین واقعیت، مسئولیت مهاجم را هم سنگین میکند. اگر هدف، ساختمانی در یک محوطه غیرنظامی و کنار مرکز اورژانس بوده، مهاجم باید نشان دهد چه اقداماتی برای کاهش آسیب به غیرنظامیان انجام داده است: انتخاب زمان حمله، زاویه حمله، نوع مهمات، هشدار احتمالی و ارزیابی شعاع تخریب و ترکش.
مسئولیت جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی در این پرونده دستکم از یک جهت مسئول است: انتقال و استقرار نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، کنار مرکز اورژانس و در دل منطقه مسکونی. همان زنجیره شواهدی که نشان میدهد ساختمان بزرگ اقامتگاه محل حضور نیروهای سپاه بود، همزمان نشان میدهد حکومت با جابهجا کردن نیروهایش از فضای نظامی به یک محل اقامتی و امدادی، خطر جنگ را به میان مردم منتقل کرده است.
حقوق بینالملل بشردوستانه، طرفهای درگیر را موظف میکند تا حد امکان از قرار دادن اهداف نظامی در نزدیکی مناطق پرجمعیت خودداری کنند و غیرنظامیان را از مجاورت اهداف نظامی دور نگه دارند. پنهانکردن نیروهای سپاه در اقامتگاه مسافری، آن هم در چند قدمی پایگاه اورژانس و خانههای مردم، خلاف این اصل است.
این کار، غیرنظامیان را به سپری ناخواسته برای نظامیان بدل کرد. لازم نیست حتما ثابت شود جمهوری اسلامی عامدانه قصد استفاده از مردم بهعنوان «سپر انسانی» داشته است؛ حتی اگر هدف، صرفا حفظ جان نیروهای نظامی بوده باشد، نتیجه آن به خطر انداختن جان مردم عادی بود.
زیباشهر نشان میدهد سیاست پناهدادن نیروهای نظامی در اماکن غیرنظامی چه پیامدی دارد: جنگ از پادگان به کمپ مسافری، مرکز اورژانس و خانههای مردم منتقل میشود.
مسئولیت مهاجم
مسئولیت جمهوری اسلامی، مسئولیت مهاجم را از میان نمیبرد. حتی اگر اقامتگاه بهدلیل حضور یا استفاده نیروهای نظامی هدفی نظامی تلقی شده باشد، مهاجم همچنان موظف بوده میان هدف نظامی و غیرنظامیان تمایز بگذارد، همه احتیاطهای ممکن را برای کاهش آسیب به کار گیرد و از حملهای نامتناسب با مزیت نظامی مستقیم و مشخص خودداری کند.
در این حمله، علاوه بر ساختمان محل استقرار نیروها، پایگاه اورژانس، خانههای مسکونی و خودروهای غیرنظامیان نیز آسیب دیدند یا از بین رفتند. همین موضوع، روش حمله، نوع مهمات و زمانبندی آن را از منظر اصول تمایز، احتیاط و تناسب محل پرسش میکند.
پایگاه اورژانس ۱۱۵ یک واحد درمانی بود و حضور نظامیان در ساختمانی مجاور، حمایت ویژه از آن را از بین نمیبرد. این حمایت تنها زمانی که واحد درمانی، خارج از کارکرد غیرنظامی خود، برای اقدام زیانبار علیه دشمن استفاده شود، پس از اخطار و مهلت معقول از آن ساقط میشود. هیچ نشانهای از چنین وضعیتی در دست نیست. همچنین حضور نیروهای نظامی در یک مکان غیرنظامی، کل محوطه، ساختمانهای مجاور یا واحد درمانی نزدیک آن را خودبهخود به هدف مشروع تبدیل نمیکند.
بر پایهی اصل تمایز، هدف قراردادن چند نقطهی مجزا در یک محوطهی غیرنظامی، از جمله مرکز اورژانس مجاور خوابگاه موقت نیروها، پرسش جدی دربارهی محدودماندن حمله به اهداف نظامی ایجاد میکند.
بر پایهی اصل احتیاط، استفاده از مهمات سنگین ۹۰۰ و ۲۲۰ کیلویی در چند متری یک مرکز اورژانس و خانههای مسکونی، آن هم در محلی که در نقشههای عمومی و تصاویر منبعباز قابل شناسایی بود، انتخاب روش، زاویه و نوع مهمات را زیر سوال میبرد.
بر پایهی اصل تناسب، ما نمیدانیم دقیقا چند نیروی سپاه و بسیج کشته شدهاند، نقش عملیاتی آنان چه بوده و مهاجم در زمان حمله چه مزیت نظامی مشخص و مستقیمی را انتظار داشته است. اما میدانیم دستکم ۹ غیرنظامی جان باختهاند. اگر مزیت نظامی مورد انتظار محدود بوده باشد، این تلفات غیرنظامی بهروشنی پرسش تناسب را پیش میکشد؛ و حتی اگر مزیت نظامی بیشتری مورد انتظار بوده باشد، نقض احتمالی اصول تمایز و احتیاط و حمایت از واحد درمانی همچنان به قوت خود باقی است.
سرانجام، اگر حملهی دوم، چنانکه شاهدان گفتهاند، پس از حضور مردم و امدادگران رخ داده باشد، مسئولیت مهاجم سنگینتر میشود؛ هدفگیری یا بیاعتنایی به حضور امدادگران، یکی از روشنترین موارد نقض حمایت از غیرنظامیان، امدادگران و ماموریت درمانی است.
پروندهای با دو مسئول
زیباشهر پروندهای ساده با یک روایت تکخطی نیست. ساختمان بزرگ اقامتگاه، بنا بر شواهد موجود، محل پنهانشدن نیروهای سپاه بود و به همین دلیل هدف قرار گرفت. اما همین ساختمان در دل محوطهای غیرنظامی قرار داشت.
جمهوری اسلامی، با انتقال نیروهایش به این محل، جان غیرنظامیان را به خطر انداخت. مهاجم هم با حمله به هدفی در کنار اورژانس و میان یک محوطه شناختهشده غیرنظامی، باید پاسخ دهد که چه احتیاطهایی برای جلوگیری از مرگ مردم و تخریب مرکز درمانی بهکار گرفت.
هنوز پرسشهای مهمی بیپاسخ مانده است: شمار دقیق نظامیان کشتهشده چقدر بود؟ آیا ساختمان بزرگ اقامتگاه پیش از حمله بهعنوان محل استقرار نظامیان شناسایی شده بود؟ آیا پایگاه اورژانس و آمبولانسها در دادههای پیش از حمله دیده شده بودند؟
اما هم اکنون هم یک واقعیت روشن است: جنگ در زیباشهر از پادگان بیرون آمد و به اقامتگاه مسافری، مرکز اورژانس و خانههای مردم رسید. نظامیانی که برای در امان ماندن در میان غیرنظامیان پنهان شده بودند، هدف قرار گرفتند؛ اما هزینه آن را کادر درمانی و مردمی هم پرداختند که تنها گناهشان همسایگی با همان پنهانگاه بود.
یک مقام ارشد پکن اعلام کرد چین «حق دارد» افراد مقیم خارج از مرزهای خود را که ناقض قانون جدید «وحدت قومی» هستند، تحت پیگرد قرار دهد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این مقام چهارشنبه سوم تیر تاکید کرد این اقدام «قانونی و ضروری» است و با رویههای بینالمللی همخوانی دارد.
چین این قانون را در ماه مارس با هدف ایجاد یک «هویت ملی مشترک» میان ۵۵ اقلیت قومی خود تصویب کرد.
این گروهها شامل تبتیها و اویغورها میشوند؛ اقلیتهایی که برخی از آنها نسبت به حاکمیت چین معترض بوده و در سالهای گذشته دست به تجمعات اعتراضی زدهاند که گاهی نیز به خشونت کشیده شده است.
بر اساس بندی از قانون جدید که از ۱۰ تیر اجرایی خواهد شد، افراد و گروههای خارج از مرزهای چین میتوانند به اتهام «تضعیف وحدت و پیشرفت قومی» یا «تحریک به جداییطلبی قومی» تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.
این موضوع بهویژه در تایوان که چین آن را بخشی از قلمرو خود میداند، نگرانیهایی ایجاد کرده است، زیرا برخی معتقدند این قانون میتواند مبنای حقوقی دیگری در اختیار پکن قرار دهد تا علیه تایوانیهایی که آنها را «جداییطلب» میخواند، اقدام کند.
چین بارها تهدید کرده است در صورت لزوم، برای الحاق تایوان به سرزمین خود به زور متوسل خواهد شد.
گروههای مدافع حقوق بشر یادآور شدهاند چین پیش از این نیز کوشیده است با سوءاستفاده از «اعلانهای قرمز» پلیس بینالملل (اینترپل)، دولتهای خارجی را به بازداشت و استرداد افرادی وادارد که آنها را به ارتکاب «جرائم سیاسی» در داخل کشور متهم کرده است.
هو ویلیه، معاون وزیر دادگستری چین، سوم تیر در یک نشست خبری در پکن با اشاره به قانون جدید «وحدت قومی» اعلام کرد برخی رسانههای غربی مفاد مربوط به اجرای فرامرزی این قانون را «تحریف و به اشتباه تفسیر کردهاند».
او به نام این رسانههای غربی اشارهای نکرد و در ادامه گفت: «این بند بر اساس شرایط ملی چین تنظیم شده، با اصول حقوقی مطابقت دارد و با رویههای بینالمللی همسو است. این یک بند قانونی، مشروع، ضروری و قابل اجراست.»
هو افزود: «تمامی کشورهای جهان این حق را دارند که از طریق قوانین داخلی خود، مانع از فعالیتهای تجزیهطلبانه و مخرب شوند و همبستگی اجتماعی و نظم عادی را حفظ کنند.»
به گفته او، این بند مناقشهبرانگیز «اقدامات غیرقانونی» را هدف قرار میدهد و برای «پیشگیری از انواع اقدامات غیرقانونی مرتبط با امور قومی که منشا آنها خارج از کشور است»، طراحی شده است.
در سالهای اخیر نقض حقوق بشر در چین، بهویژه در قبال اویغورها در منطقه سینکیانگ، با انتقاد گسترده نهادهای بینالمللی مواجه شده است.
گزارشها و ارزیابیهای بینالمللی از بازداشتهای گسترده، نظارت فراگیر، محدودیت آزادیهای مذهبی و فرهنگی و فشار بر اقلیتهای قومی حکایت دارند. اتهاماتی که پکن آنها را رد میکند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در صدوبیستوششمین هفته خود، با پیوستن گروهی از زندانیان زندان کرمان، در ۵۷ زندان سراسر کشور ادامه یافت. این کارزار در بیانیهای در واکنش به تفاهم اخیر جمهوری اسلامی و آمریکا تاکید کرد حقوق بشر مردم ایران، بهویژه زندانیان، قابل معامله نیست.
این کارزار در بیانیهای که سهشنبه دوم تیر منتشر شد، به تفاهم اخیر میان جمهوری اسلامی و آمریکا اشاره کرد و نوشت در بندهای منتشرشده از این تفاهم، هیچگونه توجهی به حقوق بشر، سرکوب و اعدامهای وحشتناک در ایران نشده است.
در این بیانیه آمده است: «این موضوع نشان میدهد قدرتها به فکر تغییر نیستند و مردم باید برای تغییر به خود متکی باشند و نه هیچ نیروی خارجی و قدرتی.»
زندانیان عضو کارزار تاکید کردند که طی ۱۲۶ هفته گذشته، هر سهشنبه با اعتصاب غذا و آنچه در توان داشتهاند، به «اعدامهای قرون وسطایی» اعتراض کردهاند.
آنها افزودند حقوق بشر مردم ایران، بهویژه زندانیان، قابل معامله نیست و همصدا با عموم مردم ایران تا آخرین نفس و توان خود از آزادی، برابری و لغو حکم اعدام دفاع خواهند کرد.
همزمان، سایت حقوق بشری هرانا در تازهترین گزارش ماهانه خود از وضعیت نقض حقوق بشر در ایران اعلام کرد جمهوری اسلامی در خرداد سال جاری دستکم ۱۲۷ نفر را با اتهامهای مختلف در زندانهای سراسر کشور اعدام کرده است.
بر اساس این گزارش، در همین ماه ۱۹ نفر دیگر از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شدند و دیوان عالی کشور نیز احکام اعدام ۱۲ زندانی دیگر را تایید کرد.
در بخش دیگری از بیانیه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» آمده است در روزگاری که کرامت انسانی باید محور قانون، عدالت و حکمرانی باشد، روند اعدامها در ایران همچنان با شتاب ادامه دارد و مجازات اعدام نه ابزاری برای تحقق عدالت، بلکه سازوکاری برای گسترش هراس، خاموش کردن صدای مخالفان و تحکیم ساختار استبدادی قدرت است.
در این بیانیه، با اشاره به مواضع جداگانه سازمان عفو بینالملل، مای ساتو و شماری از کارشناسان سازمان ملل، نسبت به نادیده گرفتن نقض حقوق بشر در ایران و ادامه مصونیت ناقضان حقوق بشر مردم ایران از پیگرد و حسابرسی بینالمللی هشدار داده شده است.
اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از نهم بهمن ۱۴۰۲، با مطالبه توقف صدور و اجرای احکام اعدام آغاز شد و اکنون در ۵۷ زندان سراسر کشور ادامه دارد.
زندانیان عضو این کارزار از مردم ایران، وجدانهای بیدار جهان و نهادهای حقوق بشری بینالمللی خواستهاند در برابر موج فزاینده اعدامها در ایران بیتفاوت نمانند و برای توقف آنچه «جنایت سازمانیافته» از سوی «فاشیسم دینی حاکم بر ایران» خواندهاند، مسئولانه و موثر اقدام کنند.
در ادامه این بیانیه آمده است که تاریخ نشان داده هیچ استبدادی با تکیه بر خشونت پایدار نمانده و هیچ حکومتی نتوانسته است صدای حقطلبی مردمان را برای همیشه خاموش کند.
در این بیانیه آمده است آنچه ماندگار خواهد بود، «آرمان آزادی، برابری و احترام به حق حیات و کرامت انسان» است؛ ارزشهایی که مردم ایران برای تحقق آن بهای سنگینی پرداختهاند و همچنان بر آن پای میفشارند.
سازمان حقوق بشر ایران نیز ۲۶ خرداد، همزمان با تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن، تاکید کرد توقف فوری اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی باید بخشی از هرگونه تعامل با جمهوری اسلامی باشد.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دستکم ۴۴ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای صدها تن دیگر احکام اعدام، حبسهای سنگین و مصادره اموال صادر کرده است؛ روندی که نگرانیها از محاکمههای شتابزده و افزایش خطر برای بازداشتشدگان پروندههای تازه را تشدید کرده است.