جنگ، روابط حکومت ایران و امارات متحده عربی را تا آستانه گسست کامل پیش برده است. بحرانی که یکی از مهمترین روابط تجاری منطقه را مختل کرده و آینده ایرانیانی را که سالها در امارات زندگی و کسبوکار ساخته بودند، در وضعیتی نامعلوم قرار داده است.
صدها هزار ایرانی که در امارات زندگی و تجارت میکردند، اکنون با لغو ویزا، محدودیتهای مالی و آیندهای نامطمئن روبهرو هستند، آن هم در شرایطی که روابط تهران و ابوظبی بهسرعت رو به وخامت رفته است.
به گفته چند تن از ساکنان زیاندیده، شهروندان ایرانی که در جریان درگیریهای اخیر امارات را ترک کردهاند - چه به مقصد ایران و چه دیگر کشورها - دیگر اجازه بازگشت ندارند؛ حتی برای جمعآوری وسایل شخصی خود.
در برخی موارد، به خانوادههایی که هنوز در امارات هستند نیز تنها چند هفته فرصت داده شده تا این کشور را ترک کنند.
بسیاری از ایرانیان مقیم امارات گفتهاند از آنها خواسته شده داراییهای خود را به خارج منتقل کنند و استفاده از حسابهای بانکی اماراتی روزبهروز برایشان دشوارتر میشود.
اگرچه اموال و شرکتها رسما مصادره نشدهاند، برخی مالکان دیگر امکان مدیریت مستقیم داراییهای خود را ندارند و ناچارند برای فروش اموال از وکالتنامه یا واسطه استفاده کنند.
شرکتهای خارجی فعال در امارات نیز به تدریج از همکاری با افراد و شرکتهای ایرانی، بهویژه فعالان تجاری مرتبط با ایران، خودداری میکنند.
گزارشها حاکی است بسیاری از سفارشهای صادراتی مرتبط با ایران لغو شدهاند.
هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد
رضا، شهروند ۴۰ ساله ایرانی که بیش از هشت سال است همراه همسرش در دبی زندگی میکند، گفت ایرانیانی که هنوز در امارات هستند فعلا اخراج نشدهاند، اما «تحت فشار دائمی» قرار دارند.
او گفت: «فعلا وضعیت اقامت ما در دبی تغییر نکرده، اما دوستانم میگویند در شارجه، ابوظبی و دیگر امارتها، حتی ویزای ایرانیهایی را که هنوز داخل کشور هستند لغو میکنند.»
رضا گفت او و همسرش که پزشک است، عملا منبع درآمد خود را از دست دادهاند؛ با وجود آن که هنوز مجوز اقامت دارند.
به گفته او، بیمارستان محل کار همسرش از تمدید قرارداد او خودداری کرده و تجارت، واردات و صادرات خودش نیز عملا متوقف شده است.
او گفت: «وضعیت من کاملا نامشخص است. هیچ کسی نمیداند فردا چه خواهد شد.»
رضا افزود اگرچه مجوز شرکتش رسما لغو نشده، اما دیگر امکان فعالیت ندارد، زیرا تجارت مرتبط با ایران عملا متوقف شده است.
او گفت: «وقتی مجوز کار لغو میشود، افراد دیگر نمیتوانند از داراییهای خودشان استفاده کنند. مغازه عمدهفروشی مواد غذایی یکی از آشنایان را بستهاند و چون مجوز تجاری ندارد، حتی نمیتواند کالاهایی را که در انبارش مانده، بفروشد.»
به گفته رضا، فشار بر افرادی که متهم به کمک به دور زدن تحریمها از سوی حکومت ایران هستند - از جمله در فروش نفت یا انتقال پول - بیشتر است.
او گفت بسیاری از این افراد پیشتر از امارات اخراج شدهاند و حسابهای بانکیشان نیز مسدود شده است.
اختلال در یکی از مهمترین مسیرهای تجاری ایران
دبی، بهویژه بندر جبل علی، سالها یکی از مهمترین دروازههای تجاری ایران بود و بخش بزرگی از واردات و تجارت ترانزیتی ایران از این مسیر انجام میشد.
امارات اغلب پس از چین، بزرگترین یا دومین شریک تجاری ایران به شمار میرفت، اما اکنون، همزمان با افزایش تنشهای منطقهای و آنچه «تشدید محاصره دریایی» توصیف میشود، این مسیر تجاری بهشدت مختل شده است.
امارات ۱۸ اردیبهشت اعلام کرد حملات تازه موشکی و پهپادی منتسب به ایران را رهگیری کرده و در این حملات سه نفر زخمی شدهاند.
در مقابل، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در ایران، حمله به امارات را رد کرد، اما هشدار داد هرگونه عملیات از خاک امارات علیه جزایر، بنادر یا سواحل ایران با «پاسخی کوبنده و پشیمانکننده» روبهرو خواهد شد.
بحث درباره جایگزینهای تجاری
رسانههای حکومتی در ایران همزمان حملات لفظی علیه ابوظبی را تشدید کردهاند.
روزنامه جامجم توقیف احتمالی داراییهای ایرانیان را «راهزنی مدرن و دشمنی آشکار» توصیف کرد.
ابوالفضل خاکی، عضو اتاق بازرگانی ایران، نیز امارات را متهم کرد در جریان درگیریهای اخیر «بیشترین سطح خصومت» را علیه بازرگانان ایرانی نشان داده است.
او گفت: «تجربه اخیر نشان داد امارات دیگر مکان امنی برای سرمایهگذاران ایرانی نیست.»
مقامهای ایرانی اکنون آشکارا درباره مسیرهای جایگزین تجاری صحبت میکنند.
ندیر پورجم، عضو اتاق بازرگانی ایران، گفت روابط تجاری با امارات «هرگز به وضعیت سابق باز نخواهد گشت» و بندر حمد قطر را یکی از گزینههای جایگزین معرفی کرد.
رسانهها در ایران همچنین بنادر پاکستان را بهعنوان مسیرهای جایگزین تجارت ایران مطرح کردهاند.
وبسایت مشرقنیوز، نزدیک به اصولگرایان تندرو، نوشت که ایران دیگر به «واسطههای غیرقابل اعتماد» مانند امارات نیازی ندارد و نزدیکی بیشتر به چین و پاکستان میتواند به تهران در مقابله با فشار اقتصادی کمک کند.
این رسانه نوشت: «زمان آن رسیده که دبی بفهمد جغرافیای ایران فروشی نیست.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.