• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

خشم دانشجویان دانشگاه تهران در پی مرگ پرابهام یک دانشجو در انفجار کپسول هیدروژن

۱۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۹:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
محمد امین کلاته، دانشجوی کشته‌شده دانشگاه تهران
محمد امین کلاته، دانشجوی کشته‌شده دانشگاه تهران

مراسم خاکسپاری پیکر محمد امین کلاته، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه تهران، در حالی برگزار شد که همچنان ابهامات بسیاری درباره جان باختن او وجود دارد. او در پی انفجار کپسول هیدروژن در دانشکده جان خود را از دست داد.

خبرنامه امیرکبیر شنبه ۱۲ مهر و هم‌زمان با خاکسپاری این دانشجو، به نقل از دوستان و هم‌کلاسی‌های او، جزییات تازه‌ای از حادثه انفجار منتشر کرد.

نزدیکان این دانشجو گفتند او بارها نسبت به «خطرناک بودن پروژه» هشدار داده و حتی اعلام کرده بود که تمایلی به کار روی این موضوع ندارد.

با این‌ حال، محمود نیلی احمدآبادی، استاد راهنمای کلاته که از چهره‌های جریان موسوم به اصلاح‌طلب و رییس دانشگاه تهران در دولت حسن روحانی بود، بر اجرای این پروژه اصرار داشت و آن را به این دانشجو تحمیل کرد.

یک منبع آگاه به خبرنامه امیرکبیر گفت: «این دانشجو پیش‌تر به دلیل ابراز عقاید میهن‌پرستانه مخالف جمهوری اسلامی، دو بار از سوی نهادهای اطلاعاتی احضار شده بود.»

دانشگاه تهران ۱۰ مهر با انتشار اطلاعیه‌ای خبر داد بر اثر انفجار یک کپسول هیدروژن در زمان تعویض در آزمایشگاه، یک دانشجو کشته و دو دانشجوی دیگر زخمی شدند.

به گفته منابع آگاه دانشجویی، حادثه در ساعت ۱۴:۳۰ رخ داد، اما تا ساعت‌ها پس از آن، نه نیلی احمدآبادی و نه رییس دانشکده، به بیمارستان یا محل حادثه نرفتند.

100%

خبرنامه امیرکبیر به نقل از یکی از همکلاسی‌های کلاته نوشت هیچ‌کدام از مسئولان دانشگاه تهران «کوچک‌ترین مسئولیتی» را در این زمینه بر عهده نگرفتند.

به گفته دانشجویان، چند ماه پیش در آزمایشگاهی زیر نظر نیلی احمدآبادی، دست یکی از دانشجویان زیر دستگاه نورد آسیب دید، اما در این مدت هیچ‌گونه اقدامی برای افزایش ایمنی از سوی مسئولان انجام نگرفت.

این اولین بار نیست که حوادثی از این دست در آزمایشگاه‌های دانشگاه‌های ایران گزارش می‌شود.

در اردیبهشت ۱۴۰۲ آزمایشگاه مهندسی خاک دانشکده مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف به‌دلیل آنچه «اتصال جریان برق روشنایی سقف آزمایشگاه» اعلام شد، آتش گرفت.

فروردین ۱۴۰۱ نیز بر اثر وقوع آتش‌سوزی در آزمایشگاه پردیس ابوریحان دانشگاه تهران، یک دانشجو و کارشناس آزمایشگاه دچار سوختگی شدند.

با وجود تاکید دانشجویان بر ناکافی بودن ایمنی آزمایشگاه، مسئولان دانشگاه تهران دانشجو و کارشناس آزمایشگاه را به‌عنوان مقصران حادثه معرفی کردند.

دانشجویان دانشگاه تهران در پی مرگ کلاته، به وضعیت فرسوده و ناایمن تجهیزات آزمایشگاهی اشاره کردند و گفتند بسیاری از دستگاه‌ها و امکانات آزمایشگاه دهه‌هاست به‌روزرسانی نشده است.

خبرنامه امیرکبیر تاکید کرد جان باختن کلاته و رویکرد مسئولان دانشگاه تهران موجی از خشم و اعتراض را در گروه‌های دانشجویی دانشگاه تهران به راه انداخته است.

دانشجویان خواستار پاسخگویی فوری مسئولان درباره نقش مستقیم نیلی احمدآبادی و «بی‌توجهی سیستماتیک» مدیریت دانشکده در وقوع این فاجعه شده‌اند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

دیوان عالی کشور حکم اعدام محمدجواد وفایی ثانی، از معترضان آبان ۹۸، را تایید کرد

۱۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)

بابک پاک‌نیا، وکیل محمدجواد وفایی ثانی، از معترضان آبان ۹۸، خبر داد حکم اعدام او با وجود «ایرادات فراوان» در شعبه نهم دیوان عالی کشور تایید شده است.

وفایی ثانی به اتهام «افساد فی‌ الارض از طریق تحریق و تخریب اموال عمومی» به اعدام محکوم شده است.

پاک‌نیا شنبه ۱۲ مهر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت در خصوص «ایرادات و‌ دخالت اشخاص ثالث در روند دادرسی» به پرونده وفایی ثانی، با غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، مکاتبه کرده است.

او افزود: «امیدوارم قبل از آنکه دیر شود، بازرسان ویژه ایشان به موضوع ورود کنند.»

پیش‌تر حکم اعدام این بوکسور ۲۹ ساله چندین بار از سوی دیوان عالی کشور نقض شده بود.

  • حکم اعدام محمدجواد وفایی ثانی، ورزشکار معترض، برای بار دوم نقض شد

    حکم اعدام محمدجواد وفایی ثانی، ورزشکار معترض، برای بار دوم نقض شد

خرداد سال گذشته پاک‌نیا خبر داده بود شعبه نهم دیوان عالی کشور دادنامه بدوی را «اصراری تلقی نکرده» و ضمن مخالفت با حکم اعدام، پرونده وفایی ثانی را برای رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارجاع داده است.

نیروهای امنیتی وفایی ثانی را اسفند ۹۸ و متعاقب اعتراضات آبان خونین در مشهد بازداشت و به زندان وکیل‌آباد منتقل کردند.

حدود دو سال بعد و در دی ۱۴۰۰، وفایی ثانی از سوی دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد.

حکم دادگاه بدوی برای اعدام پس از فرجام‌خواهی از سوی دیوان عالی کشور نقض و پرونده وفایی ثانی به شعبه هم‌عرض ارجاع شد.

شعبه دو دادگاه انقلاب مشهد اوایل آبان ۱۴۰۲ در محاکمه‌ای مجدد، این ورزشکار معترض را به اعدام محکوم کرد که این حکم ۱۸ خرداد ۱۴۰۳ برای بار دوم از سوی دیوان عالی کشور نقض شد.

  • جمهوری اسلامی ۷ زندانی سیاسی را در استا‌ن‌های کردستان و خوزستان اعدام کرد

    جمهوری اسلامی ۷ زندانی سیاسی را در استا‌ن‌های کردستان و خوزستان اعدام کرد

پیش‌تر برخی منابع حقوق بشری گفته بودند وفایی ثانی از زمان بازداشت برای اخذ اعتراف اجباری، تحت شکنجه قرار داشته است.

اعتراضات سال ۹۸ در واکنش به افزایش قیمت بنزین در ۲۴ آبان آغاز شد، اما خیلی زود ماهیت ضدحکومتی پیدا کرد و ظرف یک هفته، موج تجمعات علیه جمهوری اسلامی ۲۹ استان و صدها شهر را دربر گرفت.

همان زمان، برخی منابع از کشته شدن هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب این اعتراضات خبر دادند.

نیروهای امنیتی همچنین دست‌کم هشت هزار و ۶۰۰ نفر را در استان‌های مختلف کشور دستگیر کردند.

در جریان دادرسی‌های ناعادلانه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، برخی از بازداشت‌شدگان بدون دسترسی به وکیل انتخابی به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شدند.

برخی معترضان بازداشتی نیز مانند وفایی ثانی، بدون وجود ادله و شواهدی که حتی از سوی مراجع قضایی جمهوری اسلامی معتبر باشند، به اعدام محکوم شدند.

یدیعوت آحرونوت: اسرائیل نشانه‌ای از حمله ایران نمی‌بیند اما از «اشتباه محاسباتی» نگران است

۱۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۶:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

منابع دفاعی اسرائیل به روزنامه یدیعوت آحرونوت گفتند هیچ نشانه اطلاعاتی مبنی بر آماده‌سازی جمهوری اسلامی برای حمله به اسرائیل وجود ندارد. این منابع تاکید کردند اسرائیل در حال حاضر قصد حمله پیش‌دستانه به ایران را ندارد اما «اشتباه محاسباتی» ممکن است هر دو کشور را به جنگ بکشاند.

به گفته مقامات، جمهوری اسلامی در حال بازسازی سامانه‌های پدافند هوایی آسیب‌دیده در درگیری‌های اخیر است و تلاش می‌کند برای این منظور از چین، روسیه و احتمالا کره شمالی کمک بگیرد. تهران همچنین به دنبال احیای تولید موشک‌های بالستیک است، هرچند روند آن کند پیش می‌رود. کارشناسان اسرائیلی می‌گویند بخش کلیدی این برنامه، یعنی دسترسی به دستگاه‌های صنعتی ویژه موسوم به «میکسرهای سیاره‌ای» برای تولید سوخت جامد موشک‌های دوربرد، همچنان در اختیار ایران نیست.

نگرانی اصلی اسرائیل به ذخیره حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در سطح ۶۰ درصد مربوط می‌شود که همچنان در اختیار ایران است. این میزان، در تئوری، می‌تواند برای ساخت یک سلاح ابتدایی استفاده شود، اما مقامات اسرائیلی تاکید می‌کنند هیچ نشانه‌ای از آغاز چنین پروژه‌ای وجود ندارد.

یدیعوت آحرونوت در گزارش خود نوشت اظهارات اخیر آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع پیشین، مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی آماده برای حمله می‌شود، هشدارآفرین است. به نوشته این روزنامه، مقامات اسرائیلی نگران‌اند تهران چنین سخنانی را نشانه‌ای از برنامه اسرائیل برای حمله قریب‌الوقوع تعبیر کند و همین امر جمهوری اسلامی را به اقدام پیش‌دستانه سوق دهد.

این روزنامه نوشت که استراتژیست‌های اسرائیلی این وضعیت را «محاسبه اشتباه» می‌نامند؛ افزایش ناخواسته تنش‌ها که بیشتر از لفاظی‌های سیاسی ناشی می‌شود تا سیاست عملی.

وزیر دفاع پیشین اسرائیل: فعالیت‌های جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر نگران‌کننده است

۱۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۵:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، هشدار داد فعالیت‌های نظامی و هسته‌ای جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر تصویری بسیار نگران‌کننده از احتمال وقوع یک جنگ دیگر ارائه می‌دهد.

لیبرمن که از مخالفان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل،‌ به شمار می‌رود، شنبه ۱۲ مهر در حساب ایکس خود نوشت اسرائیل جمهوری اسلامی را مانند «حیوانی زخمی» رها کرد و این خطرناک‌ترین وضعیت ممکن است.

او از فعالیت عوامل وابسته به جمهوری اسلامی در زمینه خرید فناوری و تجهیزات پهپادی و موشکی، رزمایش‌های نظامی در غرب و شرق ایران و اعدام چندین شهروند به اتهام جاسوسی برای اسرائیل و انتساب این اتهام به ده‌ها تن دیگر به‌عنوان بخشی از فعالیت‌های نگران‌کننده دو ماه اخیر تهران نام برد.

لیبرمن همچنین به گزارش‌های اخیر از آزمایش موشکی در تهران استناد کرد و گزارش رسانه‌های غربی درباره بازسازی سایت‌های هسته‌ای و حفاری، ساخت تونل و فعالیت‌های تازه در سایت نطنز را از دیگر عوامل نگران‌کننده برشمرد.

  • موسسه علوم و امنیت بین‌الملل: فعالیت‌ها در نزدیکی سایت غنی‌سازی نطنز  افزایش پیدا کرده است

    موسسه علوم و امنیت بین‌الملل: فعالیت‌ها در نزدیکی سایت غنی‌سازی نطنز افزایش پیدا کرده است

به گفته وزیر دفاع پیشین اسرائیل، این موارد در کنار فعال‌سازی مکانیسم ماشه، واقعیت‌هایی آشکار و برگرفته از «اطلاعات علنی» محسوب می‌شوند و باید اسرائیل را به این نتیجه برسانند که «ایرانی‌ها نه دنبال جایزه نوبل صلح، که خواهان انتقام هستند».

لیبرمن پیش‌تر نیز دور بعدی رویارویی اسرائیل با جمهوری اسلامی را اجتناب‌ناپذیر خوانده و هشدار داده بود درگیری با جمهوری اسلامی پایان نیافته و کسانی که چنین تصوری دارند، در اشتباه هستند.

اسرائیل ۲۳ خرداد با آغاز کارزاری بی‌سابقه، تاسیسات هسته‌ای و نظامی در ایران را هدف حملات هوایی قرار داد که به جنگ ۱۲ روزه مشهور شد.

در آن زمان اسرائیل اعلام کرد هدف از این عملیات، جلوگیری از پیشرفت برنامه‌های تسلیحاتی جمهوری اسلامی و مقابله با طرح تهران برای نابودی اسرائیل است.

در مقابل، حکومت ایران بیش از ۵۰۰ موشک بالستیک و هزار و ۱۰۰ پهپاد انتحاری به سوی اسرائیل شلیک کرد.

  • لیبرمن: اگر نخست‌وزیر بودم، موساد را مامور تغییر حکومت ایران می‌کردم

    لیبرمن: اگر نخست‌وزیر بودم، موساد را مامور تغییر حکومت ایران می‌کردم

وزیر دفاع پیشین اسرائیل بار دیگر نسبت به تکرار این درگیری هشدار داد و گفت درباره این موضوع، مساله نه «اگر»،‌ بلکه «چه زمانی» است.

لیبرمن با انتقاد از رویکرد نتانیاهو افزود دولت اسرائیل در حمله هفتم اکتبر حماس «غافلگیر شد» و نباید اجازه داد چنین وضعیتی دوباره تکرار شود.

در هفته‌های گذشته شماری از رسانه‌های غربی گزارش دادند تنش‌های عمیق و راهبردی میان اسرائیل و جمهوری اسلامی همچنان حل‌نشده باقی مانده و خطر از سرگیری درگیری‌ها در حال افزایش است.

هر ۴۰ دقیقه یک زن در ایران به سرطان پستان مبتلا می‌شود

۱۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

ناهید نفیسی، رییس انجمن بیماری‌های سینه ایران، اعلام کرد هر ۴۰ دقیقه یک زن در ایران به سرطان پستان مبتلا می‌شود که از این تعداد ۱۵ درصد سابقه خانوادگی دارند و سایر موارد به‌دلیل سبک زندگی و سایر عوامل بروز می‌کنند.

نفیسی شنبه ۱۲ مهر در کنفرانس علمی جراحی پیشرفته سینه هشدار داد با ادامه روند فعلی ابتلا به سرطان پستان در ایران، تا سال ۱۴۰۹ تعداد مبتلایان دوبرابر خواهد شد.

او نحوه رسیدگی به بیماران پس از تشخیص سرطان را عاملی تعیین کننده در روند درمان دانست و گفت: «سرطان سینه به‌عنوان شایع‌ترین سرطان در میان زنان، به‌طور خاموش رشد می‌کند.»

نفیسی همچنین به پیشرفت‌های اخیر در درمان سرطان پستان اشاره کرد و افزود: «امروزه با استفاده از دستگاه‌های نوین می‌توان تومورهای سرطانی را کوچک و سپس بیماران را برای شیمی‌درمانی و سایر مراحل درمان آماده کرد.»

این همایش همزمان با ماه اکتبر که ماه جهانی آگاهی‌بخشی درباره سرطان پستان است، برگزار شد.

  • آغاز پژوهشی جدید برای تولید سوتین مخصوص زنان مبتلا به سرطان پستان

    آغاز پژوهشی جدید برای تولید سوتین مخصوص زنان مبتلا به سرطان پستان

میانگین سن ابتلا به سرطان پستان در ایران رو به کاهش گذاشته و نرخ رشد سالانه این بیماری نیز به‌طور چشمگیری در حال افزایش است.

میانگین سن ابتلا در ایران حدود ۱۰ سال کمتر از کشورهای غربی و پنج تا هفت سال بیشتر از کشورهای آفریقایی است.

حدود یک‌پنجم بیماران ایرانی زیر ۴۰ سال سن دارند، در حالی که این رقم در کشورهای غربی تنها چهار تا پنج درصد است.

شایع‌ترین بازه سنی ابتلا به سرطان پستان در ایران بین ۴۵ تا ۵۵ سال است، در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر، بیشترین موارد ابتلا در گروه سنی ۵۵ تا ۶۵ سال گزارش شده است.

زنان با سابقه ابتلا به سرطان پستان از ۳۰ سالگی و سایر زنان از ۴۰ سالگی باید تست‌های دوره‌ای غربالگری این بیماری را انجام دهند.

نقش استرس و تغذیه نامناسب در ابتلا به سرطان پستان

رییس انجمن بیماری‌های سینه در ادامه اظهارات خود گفت در ایران تنها ۱۵ درصد مبتلایان سابقه خانوادگی یا ژنتیکی دارند و ۸۵ درصد دیگر به علت سبک زندگی در معرض خطر هستند.

نفیسی «تغذیه نامناسب و مصرف فست‌فود، کم‌تحرکی، تاخیر در فرزندآوری، دوری از غذای خانگی، استرس و شرایط محیطی نامساعد» را از مهم‌ترین عوامل بروز سرطان پستان در زنان برشمرد.

او تاکید کرد: «سرطان سینه تنها مختص بانوان نیست؛ برخی آقایان نیز با مشکل بزرگی سینه مواجه‌ هستند که نیاز به بررسی تخصصی دارد.»

  • سن ابتلا به سرطان پستان در ایران ۱۰ سال کمتر از کشورهای غربی است

    سن ابتلا به سرطان پستان در ایران ۱۰ سال کمتر از کشورهای غربی است

مهرماه ۱۴۰۳، رامین صرامی‌فروشانی، رییس پژوهشکده سرطان معتمد جهاد دانشگاهی، اعلام کرد شایع‌ترین سرطان در میان زنان سرطان پستان است و سالانه بیش از ۱۶ هزار زن در ایران به این بیماری مبتلا می‌شوند.

دی‌ماه سال گذشته نیز علیرضا زالی، رییس دانشگاه علوم پزشکی «بهشتی»، با بیان اینکه از هر هشت زن ایرانی یک یا دو نفر در معرض ابتلا به سرطان پستان هستند، گفت: «بسیاری از مبتلایان زمانی به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند که بیماری در وضعیت پیشرفته است.»

بر اساس آخرین آمارها، سالانه حدود ۱۴ تا ۱۵ هزار زن در ایران به این سرطان مبتلا می‌شوند. سالانه حدود چهار هزار زن نیز در اثر سرطان سینه جان خود را از دست می‌دهند.

کافه، قهوه‌خانه و صورت‌بندی نوین زندگی شهری در ایران

۱۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
امیر سلطان‌زاده

کافه و قهوه‌خانه در ایران فقط مکان‌هایی برای نوشیدن قهوه نیستند. آن‌ها «نهادهای اجتماعی»‌اند که در هر دوره، قواعد تعامل، مرزبندی‌های طبقاتی و شیوه‌های مصرف فرهنگی را بازتاب داده و بازتولید کرده‌اند.

از قهوه‌خانه‌های سنتیِ محل گفت‌وگو و مذاکره تا کافه‌های زنجیره‌ای و تخصصیِ امروز که هم‌زمان «محل کار»، «استودیو تولید محتوا» و «نماد سبک زندگی» شده‌اند، می‌توان خطی پیوسته اما پرپیچ‌وخم را دنبال کرد. خطی که به ما نشان می‌دهد چگونه مصرف نوشیدنی‌ها به زبان مشترک تمایز اجتماعی، هویت نسل‌ها و اقتصاد توجه بدل شده است.

از فضای گفت‌وگو تا حوزه عمومی

در روایت تاریخی، قهوه‌خانه محل گعده، نقل، بازی و حتی چانه‌زنی‌های تجاری بود. این فضاها، به تعبیر یورگن هابرماس، جامعه‌شناس، فیلسوف و نظریه‌پرداز اجتماعی، نوعی «حوزه عمومی» محلی می‌ساختند. جایی که افراد از طبقات اجتماعی متفاوت، می‌توانستند درباره امور سیاسی و اجتماعی گفت‌وگو کنند.

با ورود قهوه به اروپا و جایگزینی کافه به‌جای میخانه برای اهل قلم و دانشگاه، «عقلانیت گفت‌وگویی» و پرهیز از مستی، قهوه را به نماد فرهیختگی تبدیل کرد اما فراگیری مصرف، این سرمایه نمادین را به‌تدریج فرسوده ساخت: قهوه از نشانه تمایز به «سوخت» کارگران و کارمندان بدل شد: کافئین برای بیدار ماندن و نظم کارخانه‌ای.

از منظر بوردیویی (پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس و مردم‌شناس فرانسوی)، نوشیدنی‌ها حامل «سرمایه نمادین» و «ذائقه»‌اند.

در قرن بیستم، کافه‌ رفتن به بخشی از سبک زندگی غربی تبدیل شد و شرکت‌های زنجیره‌ای این ذائقه را بسته‌بندی و استاندارد کردند.

لوگو، موسیقی، بو و چیدمان، تجربه‌ای یک‌دست ساخت که مصرف‌کننده در هر شهر جهان بتواند همان حس را دریافت کند.

در آغاز قرن ۲۱، با ظهور «اقتصاد خلاق» و «کارِ بی‌مکان»، کافه بار دیگر منزلت یافت: جایی میان خانه و محل کار که رِی اُلدنبرگ، جامعه‌شناس شهری آمریکایی، آن را «سومین مکان» می‌نامد: نه خانه و نه اداره اما محل شریان شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات شغلی.

استارباکس و مشابه‌هایش «بودن در کافه» را به خود یک هویت تبدیل کردند و لیوان کاغذی و نام روی آن، نشانه‌ای از تعلق به جهانی‌ بودن و تحرک طبقاتی شد.

در ایران، کافه‌ها در دهه‌های اخیر بر بستری خاص رشد کردند: ممنوعیت الکل، کمبود فضاهای عمومیِ کم‌هزینه و نیاز نسل‌های جوان به «حریم نیمه‌عمومی» برای معاشرت.

کافه‌ها بخشی از خلأ «تفریح حلال» را پر کردند و هم‌زمان میدان تمرین فردیت شدند: انتخاب دانه، روش دم‌آوری، ابزار مخصوص و حتی واژگان تخصصی، به مصرف‌کننده امکان تمایز داد و این تمایز نه‌فقط اقتصادی که فرهنگی است: «دانستن» و «سفارش‌ دادن درست» به قیمت و مکان ترجیح داده می‌شود.

افزون بر این، کافه‌ها برای بسیاری از زنان و اقلیت‌ها در سبک زندگی، فضایی امن‌تر نسبت به خیابان یا میخانه‌ فرضی‌اند؛ جایی که امکان «دیدن و دیده‌ شدن» با کمترین برچسب فراهم است؛ هرچند کنترل اجتماعی و نگاه‌های هنجارساز همچنان حضور دارند.

100%

کار در کافه: رهایی یا خودانضباطی؟

کافه‌های امروز ایران فقط محل گفت‌وگو و قرار نیستند. آن‌ها «دفتر سیّار» بسیاری از فریلنسرها، دانشجویان و کارکنان دورکار شده‌اند.

برق، اینترنت و صدای محیطیِ قابل‌ پیش‌بینی، کافه را به محیطی ظاهرا رها از کنترل بوروکراتیک بدل می‌کند اما این رهایی با نوعی «خودانضباطی» همراه است: هر لیوان قهوه، خریدِ زمان و میز است؛ هر ساعت نشستن، فشار نانوشته‌ای برای بهره‌وری می‌آورد.

در این معنا، کافه یک «کارخانه نرم» است که در آن کنترل از بیرون به درون منتقل شده: انگیزش، برنامه‌ریزی شخصی و برندینگ فردی. لپ‌تاپ باز و فنجان کنارش، نه‌ فقط ابزار کار که صحنه نمایش حرفه‌گرایی است.

در فقدان احزاب قدرتمند و فضاهای رسمی مشارکت، کافه‌ها گاه به زیست‌جهان‌های کوچک مقاومت بدل می‌شوند: گفت‌وگوهای بی‌سر و صدای سیاسی، شبکه‌سازی‌های مدنی یا حتی انتخاب منوهایی که با ذائقه غالب رسمی فاصله دارد.

این مقاومت‌ها آشکارا سیاسی نیستند اما «زیست‌سیاست سبک زندگی» را پی می‌گیرند: حق انتخاب، بدن سالم، زیبایی، موسیقی و زمانِ خودمختار.

همین جاست که اثر ممنوعیت الکل هم دیده می‌شود: بازار کافه رونق می‌گیرد و تنوع نوشیدنی‌ها (از اسپشیال‌تی تا ماچا) افزایش می‌یابد؛ چون رقابت بر سر «تمایز بی‌خطر» شکل می‌گیرد. تمایزی که فروش را بالا می‌برد و هم‌زمان حس مشارکت در جهان مدرن را تغذیه می‌کند.

100%

خطر پیروی کورکورانه از ترند

اما مسأله اصلی، همان‌طور که اشاره شد، «دنباله‌روی بی‌چون‌وچرای ترندها»ست. وضعیتی که در آن الگوریتم‌ها ذائقه را می‌سازند نه برعکس.

در چنین نظمی، مصرف ماچا یا قهوه تخصصی، گاهی بیش از آن‌که انتخابی آگاهانه باشد، پاسخ به پاداش‌های فوریِ لایک و دیده‌شدن است.

این چرخه می‌تواند به «مصرف نمایشی» و «اضطرابِ عقب‌ماندن» دامن بزند: هر هفته ابزار تازه، هر ماه مزه تازه، هر فصل دکور تازه اما معنا و پیوند اجتماعیِ پایدار کمتر.

در برابر این جریان، راه‌حل نه «انکار کافه» که «سواد مصرف» است: آگاهی از تاریخ و حقوق کارِ زنجیره‌های جهانی، اثرات زیست‌ محیطی و نسبت بدن با کافئین؛ و البته بازاندیشی در این‌که چرا و چگونه از کافه به‌عنوان فضای عمومی استفاده می‌کنیم.

100%

ماچا و اقتصاد توجه؛ یک نوشیدنی «سبز» که می‌فروشد

ظهور ماچا در ایران را باید در منطق «اقتصاد توجه» و «زیبایی‌شناسی پلتفرم‌ها» فهمید.

ماچا در اصل چایِ ساییده‌ای است که قرن‌ها در آیین‌های بودایی برای هوشیاری، تمرکز و مدیتیشن به‌کار می‌رفت اما در چرخه‌ امروزِ «جست‌وجوی الگوهای شرقی»، ترکیبی از ذهن‌آگاهی، سم‌زدایی و مینیمالیسم است به یک نشانه سبک زندگی تبدیل شده است.

جذابیتش فقط طعم نیست؛ آیین آماده‌سازی با چاسِن، رنگ سبز «فتوژنیک» و قصه‌ معنوی پشت آن، تمام مؤلفه‌های لازم برای اقتصادِ توجه را دارد.

در همین منطق، کافه‌ها (در ایران نیز به‌واسطه‌ نبود الکل و نیاز به «سومین مکان») ماچا را کنار قهوه‌ تخصصی می‌چینند تا هویتِ سالم‌زیستِ جهانی را بسته‌بندی کنند: نوشیدنی بهانه است، «اجرا»ی تعلق و تمایز مهم است. از لیوان شفاف و میز چوبی تا هشتگ‌های سلامتی.

خطر اما وقتی است که این گرایش به «اورینتالیسمِ سبک» و دنباله‌روی الگوریتمی تقلیل یابد و مزه‌ها و ابزارها مدام عوض شوند، بی‌آن‌که پیوند اجتماعیِ پایداری شکل بگیرد.

راهِ بهتر، نه انکار کافه یا ماچا، بلکه «سواد مصرف» است: درک ریشه‌های آیینی و مسیر تجاری‌سازی، سنجش نفع واقعی برای بدن و استفاده از کافه به‌عنوان زیرساخت گفت‌وگو و مشارکت. جایی که نوشیدنی، چه ماچا چه قهوه، آینه‌ انتخابِ آگاهانه باشد نه صرفا ویترین یک ترند گذرا.

کافه و قهوه‌خانه در ایران آینه‌ای از شهریّت معاصرند: تلاقی تمایز و برابری، نمایش و خلوت، کار و تفریح، محلی‌ بودن و جهانی‌ شدن.

قهوه و ماچا به خودی خود نه خوب‌اند و نه بد. آن‌چه اهمیت دارد منطق اجتماعیِ پنهان پشت شیوه‌های مصرف آن‌هاست. اگر این فضاها به تقویت گفت‌وگو، کاهش طردشدگی و افزایش حقِ مالکیت شهروندان بر زمان و بدنشان کمک کنند، آن‌گاه از سطح «ترند» فراتر می‌روند و به زیرساخت نرم جامعه مدنی بدل می‌شوند.

و اگر صرفا به ویترین‌های الگوریتمی برای مصرف نمایشی تقلیل یابند، همان‌قدر که پرزرق‌وبرق‌ هستند، شکننده هم خواهند بود.

انتخاب با ماست که کافه را چگونه «زندگی» کنیم.