• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

شادی به‌مثابه مقاومت؛ ایرانیان در سالگرد مهسا مرزها را جابه‌جا می‌کنند

نگار مجتهدی

روزنامه‌نگار و مستندساز ایرانی-کانادایی

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۰۷:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
اجرای گروه موسیقی بُمرانی در شیراز
اجرای گروه موسیقی بُمرانی در شیراز

کنسرت سیروان خسروی، خواننده نامدار ایرانی، در محوطه‌ای که زمانی کاخ شاه در تهران بود، به نمادی از میراث جنبش «زن، زندگی، آزادی» بدل شده است.

ویدیوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، نشان می‌دهد زنان در میان تماشاگران نه‌تنها حجاب اجباری را کنار گذاشته‌اند، بلکه با لباس‌هایی آشکارا غربی و بدون هیچ پوششی بر سر، آزادانه می‌رقصند.

این صحنه‌ها در مکانی رقم می‌خورد که روزگاری به سلطنت ایران تعلق داشت و اکنون زیر نگاه هرچند محتاطانه اما رو به تساهل جمهوری اسلامی دیده می‌شود.

کنسرت‌روها آزادانه آواز می‌خوانند و می‌رقصند؛ کارهایی که همچنان بر اساس قانون کیفری جمهوری اسلامی «جرم» محسوب می‌شود و تا چند سال پیش با مجازات‌های سخت مواجه بود.

این تصاویر تضادی آشکار با دو سال قبل دارد؛ زمانی که چند زن در کنسرتی دیگر از سیروان خسروی به‌دلیل آن‌چه مقام‌ها «بدحجابی» نامیدند، بازداشت شدند.

مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد جان باخت؛ رخدادی که جرقه جنبش «زن، زندگی، آزادی» را زد. جنبشی که با خشونت مرگبار سرکوب شد اما به‌نظر می‌رسد در نهایت بخشی از تمایلات سرکوبگرانه تهران را تعدیل کرده است.

اردیبهشت‌ماه، شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، اجرای «طرح حجاب و عفاف» را متوقف کرد. طرحی که بیم آن می‌رفت اجرای آن در شرایط فشارهای فزاینده ژئوپلیتیک و اقتصادی، تنش‌های داخلی را شعله‌ورتر کند.

100%

کنسرت و بقای حکومت

بهمن بابازاده، روزنامه‌نگار آزاد حوزه موسیقی، کنسرت سیروان خسروی را نشانه‌ای از تغییری عمیق‌تر دانسته است.

او در شبکه‌های اجتماعی نوشت که حاکمیت و جمهوری اسلامی درس خود را گرفته‌اند و از خیلی چیزها عبور کرده‌اند: «از حماقت لغو کنسرت‌ها رد شده[اند].»

بابازاده ادامه داد که حاکمیت «یاد گرفته» و برای بقای خود پیش رفته است.

او همچنین به کنسرت گروه «بُمرانی» در شیراز اشاره کرد و آن را «آغاز حرکتی بزرگ برای تغییرات ساختاری» خواند و یادآوری کرد که: «شاد بودن حق مردم است.»

اما تنها چند روز بعد، مقام‌ها اعلام کردند که گروه بمرانی از اجرا در شیراز و کل استان فارس منع شده است.

خبرگزاری مهر گزارش داد مقام‌های استانی این گروه را به «رفتار هنجارشکنانه» در همان اجرا متهم کرده‌اند.

این اتفاق بار دیگر نشان داد که این روزنه‌های فرهنگی تا چه حد شکننده و در معرض بازگشت ناگهانی محدودیت‌ها هستند.

پیشرفتی در کار است؟

با این حال، همه این تحولات را به‌مثابه پیشرفت واقعی نمی‌بینند.

مرسده شاهین‌کار، از بازماندگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» که سه سال پیش با شلیک نیروهای امنیتی یک چشم خود را از دست داد، معتقد است این نوع آزادی‌ها در واقع «آزادی‌های کنترل‌شده» هستند؛ آزادی‌هایی که با هدف فروکش کردن خشم عمومی و جلوگیری از خیزش دوباره اعطا می‌شوند.

او می‌گوید اگرچه اعتراضات، تغییرات اجتماعی انکارناپذیری ایجاد کرده اما حکومت این تغییرات را تنها به‌عنوان راهبردی برای بقا مدیریت می‌کند.

با این حال، در آستانه سالگرد کشته شدن مهسا امینی، تصاویر جوانان ایرانی در کنسرت‌ها - بی‌حجاب، در حال آواز خواندن و خندیدن در کنار یکدیگر - نیرویی آرام و پرمعنا با خود دارد.

برای بسیاری، این تصاویر یادآور آن است که میراث او همچنان زنده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

لارنس هاس: حمله اسرائیل به رهبران حماس در قطر سزاوار حمایت جهانی است

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۰۴:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

لارنس جی. هاس، تحلیلگر آمریکایی، در یادداشتی در وب‌سایت «نشنال سکوریتی ژورنال» نوشت حمله اخیر اسرائیل به رهبران حماس در قطر اقدامی مشروع و ضروری است که جهان باید از آن استقبال کند.

او می‌گوید واکنش‌های اولیه جهانی به حمله اسرائیل علیه رهبران حماس در قطر ظاهری فریبنده دارد. اگرچه واشینگتن ناخشنودی خود را ابراز کرده، رهبران اروپایی تهدید به واکنش کرده‌اند، دولت‌های عربی نشست اضطراری در دوحه برگزار کرده‌اند و شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز بحث فوری را به دستور کار گذاشته است، اما واقعیت این است که بسیاری از کشورها باید در عمل از این اقدام اسرائیل حمایت کنند.

به باور هاس، حمله اسرائیل در قطر در چارچوب هنجارهای پس از ۱۱ سپتامبر قرار می‌گیرد. او یادآوری می‌کند که جورج بوش، رییس‌جمهوری وقت آمریکا، پس از حملات ۲۰۰۱ اعلام کرد طالبان به‌خاطر میزبانی از القاعده مسئول است و همه دولت‌هایی که «تروریست‌ها را پناه دهند یا از آنها حمایت کنند» باید پاسخگو باشند.

او همچنین به جشن‌های مردمی در آمریکا پس از کشته شدن اسامه بن‌لادن در پاکستان اشاره می‌کند؛ رویدادی که بدون اطلاع اسلام‌آباد صورت گرفت و از نظر افکار عمومی توجیه‌پذیر بود.

هاس نتیجه می‌گیرد قطر نیز با میزبانی رهبران حماس و حمایت مالی از این گروه در شرایط مشابهی قرار دارد و جامعه جهانی باید همان‌گونه که از اقدام آمریکا علیه القاعده حمایت کرد، از حمله اسرائیل نیز پشتیبانی کند.

هاس می‌نویسد حماس از سال ۲۰۰۷ و پس از کودتای خونین علیه تشکیلات خودگردان، با مشت آهنین بر غزه حکومت کرده است.

او این گروه را متهم می‌کند که مردم بی‌گناه را سرکوب کرده و آنان را عمداً در معرض خطر قرار داده تا در واکنش‌های اسرائیل، با افزایش تلفات غیرنظامی، وجهه این کشور را تخریب کند.

به گفته او، همان‌طور که اسرائیل با هدف قرار دادن حزب‌الله در لبنان فرصت خلع سلاح این گروه را برای لبنانی‌ها فراهم کرده، اکنون نیز با تضعیف رهبری حماس می‌تواند شرایطی مشابه برای مردم غزه ایجاد کند.

این تحلیلگر یادآور می‌شود که تقریباً همه بازیگران بین‌المللی، از جمله اتحادیه اروپا و حتی اتحادیه عرب، خواستار خلع سلاح حماس شده‌اند.

اما او تاکید می‌کند که این گروه هرگز داوطلبانه سلاح‌های خود را زمین نخواهد گذاشت و هیچ کشوری جز اسرائیل برای تحقق این هدف وارد عمل نشده است. از این رو، نابودی رهبران حماس گامی اساسی در مسیر تحقق مطالبه جهانی برای خلع سلاح این گروه به شمار می‌رود.

ضربه به محور مقاومت ایران

هاس در ادامه به نقش ایران و محور مقاومت اشاره می‌کند و می‌نویسد پس از حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل با کمک آمریکا تاسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار داده، توان واقعی جمهوری اسلامی را در رویارویی مستقیم بی‌پایه نشان داده، بسیاری از رهبران حزب‌الله و نیروهای عملیاتی آن را کشته و حماس را نیز به‌شدت تضعیف کرده است.

او همچنین سقوط بشار اسد را عاملی می‌داند که مسیر ارسال تسلیحات ایران به لبنان را مسدود کرده و به محدود شدن بیشتر تهران انجامیده است.

به باور او، نابودی رهبری حماس تنها یک اقدام تاکتیکی نیست، بلکه بخشی از راهبردی بزرگ‌تر برای تضعیف محور مقاومت ایران و فراهم کردن بستر صلح بلندمدت در خاورمیانه است.

  • حمله اسرائیل به قطر معادلات منطقه را دگرگون می‌کند

    حمله اسرائیل به قطر معادلات منطقه را دگرگون می‌کند

این تحلیلگر آمریکایی در بخش دیگری از یادداشت خود سیاست سازش با نیروهای متخاصم را خطرناک توصیف می‌کند. او به واکنش ناتو در برابر تجاوز روسیه به اوکراین اشاره می‌کند و می‌نویسد که غرب با حمایت قاطع از کی‌یف و پرهیز از سازش با ولادیمیر پوتین، مانع گسترش تجاوزگری شد.

هاس می‌افزاید همان‌گونه که در اروپا، ضعف و مماشات می‌تواند به دستاویزی برای تجاوز بیشتر روسیه بدل شود، در خاورمیانه نیز تنها راه مهار ایران و گروه‌های نیابتی آن حفظ فشار و ادامه مقابله است.

هاس نتیجه می‌گیرد که اگر دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی در مواضع خود درباره مقابله با تروریسم و اجبار سیاسی صادق هستند، باید از اقدام اسرائیل در قطر استقبال کنند.

به گفته او، همان‌طور که ایالات متحده در افغانستان و پاکستان برای مقابله با تروریسم اقدام کرد و حمایت جهانی دریافت نمود، امروز نیز اسرائیل برای حفاظت از شهروندانش و تضعیف تهدیدهای منطقه‌ای حق دارد رهبران حماس را هدف قرار دهد.

او هشدار می‌دهد که محکوم کردن اسرائیل در حالی که همه در گفتار از خلع سلاح حماس و مقابله با محور مقاومت سخن می‌گویند، تنها تناقضی آشکار در سیاست جهانی خواهد بود و در نهایت به سود نیروهای متخاصم تمام می‌شود.

بابک شهبازی به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام شد

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۰۴:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی گزارش دادند که بابک شهبازی، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار کرج اعدام شده است.

خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی گزارش داد که حکم اعدام شهبازی صبح چهارشنبه ۲۶ شهریور با اتهام «افساد فی‌الارض از طریق محاربه و جاسوسی برای اسرائیل» اجرا شده است.

سعید دهقان، وکیل و مدیر پروژه تاریخ شفاهی حقوق بشر ایران، اعدام شهبازی در سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی را «عمدی‌ترین نوع قتل» توصیف کرد و یادآور شد که پیش‌تر نیز در روز تولد کیان پیرفلک، حکم اعدام مجاهد کورکور اجرا شده بود.

به گفته دهقان، این انتخاب‌های زمانی نشان می‌دهد حکومت از اعدام‌ها به‌عنوان ابزاری برای پیام‌رسانی سیاسی استفاده می‌کند.

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال درباره اجرای حکم اعدام شهبازی گفت: «نظام قضایی جمهوری اسلامی نه‌تنها حداقل‌های دادرسی عادلانه را رعایت نمی‌کند، بلکه به‌عنوان نظامی دین‌محور، مبانی فقهی مرتبط با قتل و اعدام را نیز نادیده می‌گیرد.»

کیهان برادر بابک شهبازی نیز پس از اعدام او در شبکه ایکس با اشاره به خیزش مهسا ژینا امینی و نام کشته‌شدگان سرکوب حکومتی در جریان آن نوشت: «آرزوی قلبی بابک مبارزه علیه ظلم و شهادت در این راه بود همان‌طور که در سال ۱۴۰۱.»

همزمان سازمان حقوق بشر ایران ضمن محکومیت شدید اعدام شهبازی خواستار واکنش مناسب جامعه مدنی ایران و جامعه جهانی به این اقدام جنایتکارانه شد.

ایران‌اینترنشنال سه‌شنبه ۲۵ شهریور گزارش داد که شهبازی به سلول انفرادی زندان قزلحصار منتقل شده و با توجه به رد سومین درخواست اعاده دادرسی‌اش در دیوان عالی کشور، خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام وجود دارد.

در این گزارش آمده بود استدلال دیوان عالی کشور برای رد، «نبود اصل رای شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و رای شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور» در ضمیمه اعاده دادرسی بوده است.

یک منبع مطلع از وضعیت پرونده شهبازی با بیان اینکه در پرونده‌های سیاسی، احکام صادر شده معمولا به وکیل ابلاغ نمی‌شود، به ایران‌اینترنشنال گفت روال جاافتاده این است که وکیل از روی پرونده رونویسی کند و با مهر و امضا، انطباق متن با اصل را تایید کند اما دیوان برای رد اعاده دادرسی حکم رونویسی شده را رد و به نبود اصل حکم استناد کرده است.

  • بابک شهبازی، متهم به جاسوسی برای اسرائیل و محکوم به اعدام به سلول انفرادی منتقل شد

    بابک شهبازی، متهم به جاسوسی برای اسرائیل و محکوم به اعدام به سلول انفرادی منتقل شد

بر پایه اطلاعات موجود، حکم اعدام شهبازی در تاریخ ۱۶ اردیبهشت از سوی دادگاه انقلاب تهران صادر شد و در کمتر از چهار ماه، مراحل تایید حکم، سه بار رد درخواست اعاده دادرسی و آماده‌سازی برای اجرا طی شده است.

شهبازی دی‌ماه ۱۴۰۲ بازداشت و پس از تحمل ماه‌ها حبس در انفرادی با حکم ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «افساد فی‌الارض از طریق جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شد.

این حکم ۱۰ تیر از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تایید شد و قاسم مزینانی، رییس شعبه ۹ دیوان عالی کشور سومین درخواست اعاده دادرسی شهبازی را در ۲۵ شهریور، دومین درخواست او را در ۲۹ مرداد و اولین درخواستش را ۱۴ مرداد رد کرده بود.

اعدام شهبازی دهمین مورد از اعدام‌هایی است که از ابتدای سال میلادی جاری با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اجرا شده‌اند.

پیش از او، در بازه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ تاکنون، محسن لنگرنشین، پدرام مدنی، اسماعیل فکری، مجید مسیبی، محمدامین مهدوی‌شایسته، ادریس آلی، آزاد شجاعی، رسول احمد رسول و روزبه وادی به اتهام‌های مشابه اعدام شده‌اند.

در حال حاضر حدود ۷۰ زندانی در زندان‌های سراسر ایران با اتهامات سیاسی در خطر تایید یا اجرای حکم اعدام و بیش از ۱۰۰ تن نیز با اتهامات مشابه در خطر صدور حکم مرگ قرار دارند.

نسرین ستوده: پیوند ناگسستنی بین استبداد مسلط و تضییع حقوق زنان وجود دارد

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۰۳:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در پیامی به گردهمایی انجمن «زن، زندگی، آزادی» در آلمان با یادآوری سالگرد کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی، او را نماد قربانی شدن زنان در برابر استبداد دانست.

او تاکید کرد که خشونت علیه زنان در ایران سال‌هاست به بخشی از زندگی روزمره بدل شده و زنان هم در خیابان‌ها و هم در خانه‌ها در معرض سرکوب و تبعیض قرار دارند. ستوده پیوند میان استبداد سیاسی و تضییع حقوق زنان را ناگسستنی خواند.


او با مقایسه وضعیت زنان در ایران، افغانستان و عربستان، استبداد خاورمیانه را محصول فرهنگ مردسالار دانست و تاکید کرد تنها با غلبه بر این فرهنگ می‌توان استبداد را شکست داد. ستوده گفت این نظام نه‌تنها به زنان، بلکه به زندگی و آزادی مردان نیز آسیب رسانده و همین باعث حضور و مشارکت گسترده مردان در جنبش مهسا شده است.


به گفته او، زنان ایرانی هر روز با برداشتن حجاب اجباری در خیابان‌ها، ادارات و مکان‌های عمومی قانون را به چالش می‌کشند و آگاهانه خطر «مجرم شناخته‌شدن» را می‌پذیرند. ستوده تأکید کرد که حضور این زنان در همه عرصه‌های اجتماعی نشان می‌دهد مبارزه برای انتخاب آزاد پوشش به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.

جمهوری اسلامی بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا در سالگرد مهسا را محکوم کرد

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۰۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت خارجه جمهوری اسلامی بیانیه وزارت امور خارجه آمریکادر سومین سالگرد جان‌باختن مهسا ژینا امینی را محکوم، و آن را «مصداق روشن مداخله‌جویی ستیزه‌جویانه و مجرمانه» عنوان کرد.

در این بیانیه با بیان اینکه «نژادپرستی و تبعیض نژادی بخشی از فرهنگ حکمرانی و سیاسی» آمریکاست، آمده این کشور «صلاحیت اظهار نظر در مورد مفاهیم والای حقوق بشر را ندارد.»

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افزود: «مردم آگاه و بصیر ایران ادعاهای حقوق بشری سیاستمداران آمریکایی را در پرتو عملکرد مزورانه و مجرمانه آنها در اقصی‌نقاط جهان به‌ویژه در منطقه غرب آسیا مورد داوری قرار می‌دهند.»

پیش‌تر، وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار یادداشتی، تاکید کرد که نام مهسا هرگز فراموش نخواهد شد و قتل او، همراه با بسیاری دیگر، کیفرخواستی قاطع درباره جنایات جمهوری اسلامی علیه بشریت است.

آیا نسل زد از «مهسا» می‌آموزد و به تنها نسل پیروز ایران پس از انقلاب بدل می‌شود؟

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۰۲:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

نسل زد با «زن، زندگی، آزادی» یک پیروزی تاریخی به دست آورد؛ پیروزی‌ای که نه روی کاغذ، بلکه در زندگی واقعی مردم دیده می‌شود. آنها نشان دادند که می‌توان خط قرمزهای حکومت را شکست، حتی در سخت‌ترین شرایط سرکوب.

اگر این نسل بتواند تجربه‌هایش را به حافظه جمعی منتقل کند و بر اصولی چون آزادی، کرامت انسانی و حق انتخاب پافشاری کند و در نهایت منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی بشود، آنگاه می‌توان گفت که نسل زد تنها نسل پیروز ایران پس از انقلاب خواهد بود؛ نسلی که نه‌فقط اعتراض کرد، بلکه زندگی را از نو تعریف کرد.

حالا که سه سال از قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» می‌گذرد، می‌توان به‌جرئت گفت که «جنبش مهسا» در کوتاه‌ترین زمان به بزرگ‌ترین چالش جمهوری اسلامی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ بدل شده است.

برخلاف تصور ناظران سطحی که آن را حرکتی مقطعی می‌دانستند، این جنبش در لایه‌های عمیق جامعه نفوذ کرد و میلیون‌ها ایرانی به‌واسطه آن شجاعت مدنی آموختند، زبان سیاسی تازه‌ای یافتند، همبستگی نوینی تجربه کردند و روایت را از انحصار حکومت بیرون کشیدند.

پیروزی ملموس یک نسل

برخلاف اعتراضات ۱۸ تیر ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ که سرکوب شدند بی‌آنکه نتیجه‌ای محسوس بر جای بگذارند، جنبش مهسا متفاوت بود.

این بار تغییری آشکار و غیرقابل انکار رخ داد: حجاب از «اجبار» به «انتخاب» بدل شد. زنان ایران بدون فرمان یا قانون، این خط قرمز حکومت را شکستند. امروز حضور زنان بی‌حجاب در خیابان‌ها، مترو، دانشگاه، بانک و حتی روی موتور امری عادی است؛ نه محصول مصوبه و بخشنامه، بلکه حاصل جسارت فردی و تجربه جمعی.

این تحول فقط در عرصه عمومی متوقف نماند. خانواده‌ها ـ به‌عنوان نخستین کانون کنترل اجتماعی ـ نیز دگرگون شدند. فشار سنتی بر دختران سبک‌تر شد و نسل‌های قدیمی‌تر به‌تدریج آموختند انتخاب زن باید محترم شمرده شود. این تمرین کوچک دموکراسی از خانه آغاز شد و به جامعه سرایت کرد.

عقب‌نشینی ناخواسته حکومت

جمهوری اسلامی کوشید این شکست را پنهان کند؛ با «طرح عفاف و حجاب»، جریمه‌ها، گشت‌های خیابانی و تهدیدهای مکرر. اما همه این تلاش‌ها بی‌ثمر ماند. حکومت درست در همان جایی عقب نشست که آن را «خط قرمز» می‌دانست. امروز ناچار است وانمود کند «هیچ‌وقت سخت‌گیر نبوده است».

تناقض‌های آشکار ـ از استفاده از اصطلاح «شهدای بی‌حجاب» پس از جنگ با اسرائیل تا توسل به سرکوب مجازی به‌جای برخورد مستقیم ـ تصویری روشن از بحران هویت حاکمیت است.

از مرگ، زندگی ساختن

«زن، زندگی، آزادی» انسانی‌ترین جنبش ایرانیان پس از انقلاب بود؛ جنبشی برای زندگی. مردم از مرگ، زندگی ساختند؛ از غم، امید؛ و از «هیچ»، «بسیار». اگر حکومتی هنوز پس از سه سال به‌خاطر «یک تار مو» شب‌ها خواب ندارد، این یعنی آن تار مو از هر بمبی برایش خطرناک‌تر است.

سومین سالگرد این جنبش نه‌فقط زمانی برای عزاداری، بلکه فرصتی برای جشن گرفتن پیروزی یک نسل است. قدم بعدی چیست و چگونه می‌توان موفقیت این جنبش را تکرار کرد؟ و اینکه ایران از «زن، زندگی، آزادی» چه آموخت؟ آیا روزی که نسل زد دوباره برخیزد، ایران پشتیبان آنها خواهد بود؟ آیا نسل زد از «مهسا» می‌آموزد و به تنها نسل پیروز ایران پس از انقلاب بدل می‌شود؟

از «زن، زندگی، آزادی» چه یاد گرفتیم؟

این سوالی بود که در «برنامه با کامبیز حسینی» امشب مطرح شد. نعیمه دوستدار مهمان اصلی برنامه بود و مهمانان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند.

برنامه با کامبیز حسینی دوشنبه تا پنجشنبه ساعت ۱۱ شب به وقت تهران از تلویزیون ایران اینترنشنال به صورت زنده پخش می شود.