• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

قوه قضاییه از پلمب یک واحد تجاری به‌دلیل برگزاری شو لباس خبر داد

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۸:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۷:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

پس از آنکه تصاویری از برگزاری فشن‌شو لباس در یکی از واحدهای تجاری بازار بزرگ تهران منتشر شد، قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد دستور برخورد قضایی با برگزارکنندگان صادر شده و این واحد صنفی نیز پلمب شده است.

خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی چهارشنبه ۲۶ شهریور از این فشن‌شو به‌عنوان اقدامی «خلاف اخلاق و عفت عمومی» نام برد و نوشت دادستانی تهران به موضوع ورود کرد و ضمن پلمب این واحد پرونده قضایی تشکیل داد.

تصاویر برگزاری این فشن‌شو از لباس‌های زنانه در ساعت‌های گذشته مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت و به‌سرعت پربازدید شد.

در هفته‌های گذشته گزارش‌های متعددی از پلمب واحدهای صنفی از جمله کافه‌ها و رستوران‌ها در شهرهای مختلف به دلایلی مانند پخش و اجرای موسیقی یا رعایت نکردن حجاب اجباری منتشر شده است.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۳ شهریور از پلمب کافه رستوران «کاریز» تهران به دلیل ارائه نوشیدنی‌های الکلی و رقص خبر داد و ۲۱ شهریور نیز اداره نظارت بر اماکن عمومی بندر ماهشهر، کافه «امیرشکلات خورستان» را به علت «برگزاری «ماچا پارتی» پلمب کرد.

در ۱۸ شهريور علی فرامرزی، رییس پلیس نظارت بر اماکن عمومی قم، از پلمپ یک کافه به‌دلیل «افتتاح بدون مجوز» و «برگزاری مراسم با موسیقی زنده» برای همیشه خبر داد و گفت از این پس هیچ پروانه‌ای برای رسته کافه‌داری در قم صادر نخواهد شد.

۱۲ شهریور نیز پلیس نظارت بر اماکن عمومی سه کافه در شهر دزفول، شامل کافه‌های چاپلین، فندوق و گاردن را به دلیل آنچه «عدم رعایت حجاب اجباری توسط مشتریان» اعلام شد، پلمب کرد.

روابط عمومی سپاه استان قم نیز ۱۲ تیر اعلام کرد سه کافه این استان به علت «تخلف‌های متعدد از جمله کشف حجاب و موضوعات دیگر» پلمب و صاحبان کافه‌ها برای برخورد قانونی به اداره اماکن ناجا احضار شدند.

وب‌سایت هرانا پیش‌تر گزارش داد که در سال ۱۴۰۳ دست‌کم ۵۳۶ مورد پلمپ اماکن تجاری و صنفی به دلایل غیرصنفی از جمله ارائه خدمات در ماه رمضان و رعایت نکردن حجاب اجباری گزارش شده است.

این سایت حقوق بشری نوشته بود که این آمار نمایانگر افزایش مداخلات و نظارت‌های نهادهای قضایی و امنیتی بر فعالیت‌های تجاری و صنفی است که تأثیرات قابل توجهی بر آزادی‌های فردی و اجتماعی به همراه دارد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

روسیه: تهران پیش‌نویس قطعنامه ممنوعیت حمله به تاسیسات اتمی ایران را به آژانس ارائه کرد

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۷:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی در وین، خبر داد جمهوری اسلامی پیش‌نویس قطعنامه ممنوعیت حمله به تاسیسات اتمی ایران را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه کرد.

اولیانوف چهارشنبه ۲۶ شهریور در کانال تلگرامی خود نوشت جمهوری اسلامی در نشست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پیش‌نویس قطعنامه‌ای با عنوان «ممنوعیت هرگونه حمله و تهدید به حمله علیه تاسیسات و سایت‌های هسته‌ای تحت پادمان‌های آژانس» را ارائه کرده است.

به گفته او، چین، نیکاراگوئه، روسیه و ونزوئلا در نوشتن این پیش‌نویس مشارکت داشته‌اند.

پیش از او و در ۲۵ شهریور، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت تهران همراه این کشورها به علاوه بلاروس، در راستای «دفاع از تمامیت پیمان منع اشاعه (ان‌پی‌تی)» پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به کنفرانس عمومی آژانس ارائه کرده است.

بقائی گفت در این قطعنامه تصریح شده که همه کشورها از «حق غیر قابل سلب برای بهره‌مندی از انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز» برخوردارند و «مستحق تضمین‌های موثر در برابر هرگونه حمله یا تهدید به حمله» هستند.

  • هشدار وزارت خارجه آمریکا: اگر بر سر پرونده هسته‌ای توافق نشود، تهران را پاسخگو می‌کنیم

    هشدار وزارت خارجه آمریکا: اگر بر سر پرونده هسته‌ای توافق نشود، تهران را پاسخگو می‌کنیم

شبکه المیادین ۲۶ شهریور گزارش داد به نسخه‌ای از این پیش‌نویس دست یافته است و افزود: «قطعنامه بر اهمیت تحقق کامل و موثر اهداف آژانس در تسریع نقش انرژی هسته‌ای در برقراری صلح تاکید می‌کند.»

به گفته این رسانه، قطعنامه خواهان محکومیت «حملات عمدی و غیرقانونی» به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه شده است.

این پیش‌نویس حملات به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی را «نقض آشکار قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل» دانسته است.

این قطعنامه قرار است پنج‌شنبه ۲۷ شهریور در شصت‌ و نهمین نشست عمومی سالانه کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین به رای گذاشته شود.

رضا نجفی، نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ۲۵ شهریور طرح قطعنامه ممنوعیت حمله به تاسیسات هسته‌ای را در تاریخ آژانس دارای سابقه‌ خواند.

او از تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این قطعنامه در وین خبر داد و گفت: «اکثریت کشورها با آن موافق هستند اما تحت فشار سیاسی آمریکا پیگیری می‌شود... بنابراین اگر این قطعنامه به تصویب نرسد، جای تعجب نخواهد بود.»

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۶ شهریور در نشستی خبری درباره توافق اخیر تهران با آژانس گفت: «ما نشان دادیم از دیپلماسی گریزان نیستیم و کسی نمی‌تواند جمهوری اسلامی را متهم کند از دیپلماسی رویگردان شده است.»

او گفت آژانس هیچ گزارش و گزاره‌ای مبنی بر «انحراف برنامه هسته‌ای ایران از مسیر صلح‌آمیز» ارائه نکرده است و تهدید آمریکا و اروپا را «تزویر و نفاق» و «بهانه‌هایی برای اعمال فشار بر ایران» توصیف کرد.

اتحادیه اروپا و آمریکا ۱۹ شهریور در نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین هشدار دادند تهران باید فورا همکاری با این نهاد را از سر بگیرد.

از خاوران تا مهسا، خانواده‌های قربانیان ستون‌های جنبش دادخواهی‌اند

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
نرگس محمدی

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، در یادداشتی اختصاصی برای ایران‌اینترنشنال گفت «زن، زندگی، آزادی» امتداد ۴۶ سال دادخواهی است و می‌تواند نیروهای پراکنده را برای تحقق عدالت و گذار از جمهوری اسلامی بسیج کند.

او در این یادداشت گفت از خاوران تا مهسا، خانواده‌های قربانیان ستون‌های جنبش دادخواهی‌اند.

محمدی نقش خانواده‌های قربانیان و حافظه جمعی، از خاوران تا نام و یاد جان‌باختگان جنبش مهسا را حلقه پیوند نسل‌ها دانست و بر کنش‌های فرهنگی خلاق مانند شعر، موسیقی، فیلم و روایت‌گری به‌عنوان موتور تداوم این جنبش تاکید کرد.

این فعال حقوق بشر دادخواهی را «چراغ عدالت‌یابی در برهوت بی‌عدالتی» خواند و افزود پیوستگی تجربه‌های نسل‌ها و سماجت جامعه مدنی می‌تواند این انرژی را به نیرویی سازمان‌دهنده برای تغییر بدل کند.

متن پاسخ کامل نرگس محمدی به ایران‌اینترنشنال را با عنوان «تمرکز بر جامعه و عدالت» در ادامه می‌خوانید:

تمرکز بر جامعه و عدالت

از زمان شروع کشتارها، زندان‌ها، شکنجه‌ها، قتل‌ها و اعدام‌ها در آغازین روزهای استقرار جمهوری اسلامی، دادخواهی در جامعه ایران آغاز شد. در هر دوره و هر زمانی و در هر موقعیت و مکانی، دادخواهی در جامعه ایران، شکل خاص و متاثر از شرایط جامعه را داشته، اما هرگز خاموش نشده است.

تصاویری که از مادران و پدران کشته و اعدام‌شدگان برجای مانده، دست‌نوشته‌ها، تاریخ‌نگاری، روایت‌گری و خاطره‌نویسی زندانیان و شکنجه‌شدگان و حرکت‌های اعتراضی ای که در قالب انتشار نامه‌های علنی، نامه‌های غیرعلنی، مراجعه به مراجع قضایی-امنیتی و مراجعه به نهادهای بین‌المللی حقوق‌بشری، بخشی از اقداماتی است که طی چهل و شش سال گذشته همواره وجود داشته است.

100%

این حرکت‌ها با بازنمایی خود در قالب شعر که شاعران به‌ نامی سروده‌اند، آوازها و تصنیف‌ها که خوانندگان مشهوری از مرجان و مرضیه تا تکه‌هایی که جوانان رپر خوانده‌اند، از فیلم‌هایی که گاه زیرزمینی و گاه در غربت هجرت ساخته شده‌اند، تئاترهای زیرزمینی که در دل ترس به اجرا درآمده‌اند، از داستان‌های تاثیرگذاری که نویسندگان با ذوق و وجدان به نگارش درآورده‌اند، بخش دیگری از تلاش جامعه ما برای زنده نگه‌داشتن امر دادخواهی بوده است.

به واقع، دادخواهی به عنوان فرایندی جمعی در لایه لایه جامعه با کنش‌ها و واکنش ها و رویدادهای خلاقانه و تاثیرگذار و اعتراضات فردی و جمعی همراه بوده است.

فعالان مدنی طی سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند تا در کنار زندانیان، شکنجه‌شدگان، آسیب‌دیدگان و بازماندگان کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان، بخشی از جامعه را در این فرایند سهیم و جنبش دادخواهی را قدرتمند‌تر نمایند. خانواده‌ها و بازماندگان اعدام‌شدگان و کشته‌شدگان و زندانیان و شکنجه‌شدگان و آزار و آسیب‌دیدگان و ستم‌دیدگان و مظلومان نقشی مهم در روند جنبش دادخواهی در ایران داشته‌اند.

در دهه‌های شصت که همراهی جامعه، نیروهای سیاسی-اجتماعی و اقشار مردمی به گستردگی سال‌های اخیر نبوده و خانواده‌ها تحت فشارهای حکومتی و گاه اجتماعی قرار داشته‌اند، در نشاندن بذر دادخواهی در بستر جامعه ، رنج‌های وصف‌ناپذیری را متحمل شده‌اند. اما سنت تاریخی دادخواهی در ایران را غنی و معنادار کرده‌اند.

به موجب تداوم و فزونی ظلم جمهوری اسلامی، هر دهه، هر سال و هر روز شمار دادخواهان و عمق مطالبه‌گری آن‌ها برای تحقق امر عدالت فزونی گرفته است. بازماندگان کشتار و اعدام از دهه شصت، قتل‌های زنجیره‌ای، کوی دانشگاه، جنبش سبز، سال نود و شش، سال نود و هشت تا جنبش «زن، زندگی، آزادی»، رشته به هم پیوسته در زنده‌ نگه‌ داشتن امر دادخواهی بوده‌اند که با حلقه‌های جامعه مدنی، صنفی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی به زنجیری قدرتمند در جامعه تبدیل شده‌اند.

100%

از تصویر مادر خاوران که بر قبرستان بی‌قبر و بی‌نشان قد بر افراشته، تا هم‌آغوشی پدر و مادر مهسا- ژینا امینی در پشت دیوار بیمارستان که واپسین لحظات مهسا را به درد و اشک می‌گذرانند، صحنه های بی‌شماری خلق شده‌اند که در تاریخ دادخواهی سرزمین ما جاودانه خواهند بود.

از تصاویر فعالان ضد اعدام در پشت دیوارهای زندان‌ها که شب ظلمت اعدام را در کنار خانواده‌ها به صبح اعدام رسانده‌اند، تا روزنامه‌نگارانی که تاوان گزارش و گفت‌وگوی با خانواده‌ها را با تحمل زندان، شکنجه، سلول انفرادی و رنج خاموش غربت پرداخته‌اند، همه و همه نشان‌دهنده قدرت نهفته در جنبش دادخواهی است.

دادخواهی راهی به سوی رهایی از طریق تحقق عدالت است. عدالتی که توسط حکومتی استبدادی لگدمال شده و ابزار احقاق آن در هم شکسته است. دادخواهی در برهوت بی‌عدالتی و ستم، خود چراغی است برای عدالت‌یابی، امیدی است در تاریکی ناامیدی و تلاشی است برای تن ندادن به شکست و انفعال.

جامعه ما در امر دادخواهی و تلاش برای تحقق عدالت و افشای ستم و تبعیض، به منظور محو تاریخی آن، یکی از سرآمدها در جهان است.

زنده باد جنبش دادخواهی

جان‌باختن مهسا ژینا امینی به زنان ایرانی زندگی تازه بخشید

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم سینایی

سه سال پیش از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، هرچند به نظر می‌رسد جمهوری‌اسلامی جان سالم به در برده اما مقاومت و ایستادگی زنان ایرانی همچنان ادامه دارد و جامعه و زندگی آنان را به شکلی غیرقابل بازگشت، دگرگون کرده است.

پس از سرکوب اعتراضات، حکومت طرح‌های تازه‌ای برای «اجرای حجاب» معرفی و پیاده کرد و با نصب دوربین‌های نظارتی برای شناسایی زنان فاقد حجاب اجباری فشار بر آنان را افزایش داد.

این قوانین همچنان وجود دارد، اما پافشاری زنان و مردانی که از آنان حمایت می‌کنند، باعث شده، تا حد زیادی غیرقابل اجرا شوند.

شینا، هنرمند ۳۴ ساله ساکن تهران، به ایران اینترنشنال گفت: «وقتی به سه سال پیش نگاه می‌کنم، زمانی که به نظر می‌رسید حکومت کاملا مسلط بر اوضاع است، از شجاعت کسانی شگفت‌زده می‌شوم که می‌دانستند ممکن است بازداشت شوند، هدف گلوله قرار بگیرند و جان‌شان را از دست بدهند، بینایی خود را از دست بدهند یا تا پایان عمر روی ویلچر بنشینند، اما باز هم به خیابان آمدند.»

او با یادآوری اعتراضات ۱۴۰۱ و خشونت بی‌سابقه حکومت علیه معترضان، تاکید کرد که هزینه بسیار سنگین بود: «مردم سرانجام به خانه‌هایشان برگشتند، اما هیچ‌کس تردید ندارد که تغییرات پس از آن ارزشش را داشت. کسانی که معترض بودند دوباره اعتراض خواهند کرد و بسیاری که آن زمان در خانه ماندند، اگر دستاوردهای زنان به خطر بیفتد، این‌بار به خیابان خواهند آمد.»

گزارش شاهدان و انبوهی از ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد حتی در شهرهای مذهبی چون قم و مشهد، در سه سال گذشته و پس از جان‌باختن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱، ظاهر زنان و پوشش آن‌ها دگرگون شده است.

اعتراضات سراسری پس از آن به شگلی خونین و با خشونت مرگبار سرکوب شد.

اتهام مهسا، طبق روایت مقام‌ها، تنها دیده شدن چند تار مو از زیر روسری‌اش بود، در حالی که او مانتوی مشکی بلند و شلوار پوشیده بود.

در آن زمان، گشت‌های ارشاد حضوری روزانه در میدان‌ها، ایستگاه‌های مترو و مراکز خرید داشتند و هزاران زن را متوقف و بازداشت یا خودروهایشان را توقیف می‌کردند.

امروز اما حضور زنان فاقد حجاب اجباری در فروشگاه‌ها، بانک‌ها، رستوران‌ها و واگن‌های مترو صحنه‌ای عادی شده است.

100%

بازگشتی در کار نیست

افزون بر این دستاوردها، زنان هر روز مرزهای تازه‌ای را می‌آزمایند.

طاها، مرد ۵۵ ساله‌ ساکن تهران، به ایران اینترنشنال گفت: «برای زنان هیچ بازگشتی وجود ندارد. غول از چراغ بیرون آمده و دیگر نمی‌شود آن را به چراغ بازگرداند.»

او به تغییراتی فراتر از پوشش اشاره کرد: «دهه‌ها موتورسواری برای زنان تابو بود. حالا نگاه کنید چند زن با وجود ممنوعیت صدور گواهینامه، موتورسواری می کنند. درست مثل زنانی که در برابر اجبار حجاب ایستادند، آن‌ها هر روز بیشتر می‌شوند و سرانجام حکومت را مجبور به عقب‌نشینی خواهند کرد.»

خواندن و رقصیدن در ملاعام، که زمانی غیرقابل تصور بود، امروز به‌ویژه در میان جوانان بیشتر دیده می‌شود. زنان ویدئوهایی از اجراهای خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند. هر حرکت، بخشی از دهه‌ها کنترل اجباری را می‌فرساید؛ همان‌طور که انتشار تصاویر بی‌حجاب روزی چنین کرد.

100%

زنان تنها نیستند

بسیاری از مردان ایرانی آشکارا از خواست زنان برای حق کنترل بر پوشش و ظاهر و زندگی خود حمایت می‌کنند.

علیرضا، پدر یک دختر و پسر نوجوان، به ایران اینترنشنال گفت: «دخترم آرزو دارد ژیمناست یا بالرین شود، روی صحنه اجرا کند و در مسابقات بین‌المللی شرکت کند. دختران دیگر هم همین رویاها را دارند.»

او ادامه داد: «زنان نسل من مجبور به تسلیم شدند و رویاهایشان از دست رفت، اما جوانان امروز تسلیم نخواهند شد. آنها می‌دانند هنوز راه درازی در پیش است و به حمایت ما نیاز دارند.»

طاها نیز گفت همبستگی مردان با زنان برای پیشرفت حیاتی است: «دیدن زنانی که از مرزها عبور می‌کنند، فوق‌العاده و الهام‌بخش است. ما باید به هر شکلی که می‌توانیم از آنها حمایت کنیم تا دختران، همسران و دوستانمان نتوانند دوباره به نقش‌های تحمیلی بازگردانده شوند.»

او تاکید کرد: «آنچه زنان ایرانی با سال‌ها پایداری و فداکاری به دست آورده‌اند، درسی برای همه بوده است.»

دختر آقا معلم درگذشت؛ یک قرن فرهنگ‌سازی با ثمینه باغچه‌بان

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

ثمینه باغچه‌بان، نویسنده، آموزگار و چهره تاثیر گذار آموزش ناشنوایان و ادبیات کودک در ایران درگذشت. او وارث راه جبار باغچه‌بان بود اما فراتر از آن توانست نسل‌های تازه‌ای از کودکان را با آموزش پایه و ادبیات پیوند دهد و میراثی ماندگار از خود برجای گذارد.

زندگی ثمینه باغچه‌بان از همان ابتدا رنگی متفاوت داشت. او در فروردین ۱۳۰۶ در تبریز به دنیا آمد اما نه در خانه‌ای معمولی بلکه در همان کودکستانی که پدرش جبار باغچه‌بان، مشهور به آقا معلم، تازه بنیان گذاشته بود؛ نخستین کودکستان مدرن ایران.

تولدی در مدرسه، آغاز راهی متفاوت

خودش بعدها بارها گفته بود: «من در مدرسه به دنیا آمدم.»

این جمله نه فقط واقعیتی زیستی، که نوعی سرنوشت بود: پیوندی ناگسستنی میان زندگی شخصی او و آموزش کودکان.

پدرش، جبار باغچه‌بان، نامی آشنا در تاریخ معاصر ایران است: بنیان‌گذار مدرسه ناشنوایان، آموزگار نوآور و نویسنده کتاب‌های درسی. اما آنچه سرنوشت ثمینه را تعیین کرد، نه فقط سایه نام پدر، بلکه قرار گرفتن او در مرکز جنبشی بود که سوادآموزی و حقوق کودکان را در ایران نوین شکل می‌داد.

تحصیل در آمریکا؛ بازگشت با تخصصی تازه

ثمینه باغچه‌بان پس از پایان دبیرستان، در دانشسرای عالی تهران زبان انگلیسی خواند، اما نقطه عطف مسیرش زمانی بود که با بورسیه آموزشی به آمریکا رفت. او در دانشگاه کلمبیا کارشناسی‌ارشد آموزش و پرورش ناشنوایان گرفت، دوره‌های گفتاردرمانی را گذراند و در مدرسه معتبر کلارک برای ناشنوایان (Clarke School for the Deaf) آموزش دید.

این تجربه، او را با روش‌های مدرن آموزش ناشنوایان آشنا کرد؛ دانشی که در بازگشت به ایران در دهه ۳۰ و ۴۰ خورشیدی، به‌شدت کمیاب و ضروری بود. برخی منابع بین‌المللی او را فارغ‌التحصیل «اسمیت کالج» دانسته‌اند، اما آنچه اهمیت دارد، نقش او به‌عنوان یکی از نخستین ایرانیانی است که تخصصی دانشگاهی در حوزه ناشنوایان داشت و آن را با شرایط ایران تطبیق داد.

بازگشت به ایران و همکاری با پیشگامان

در دهه ۴۰، ایران درگیر پروژه‌ای ملی برای گسترش آموزش ابتدایی بود. در این میان، چهره‌هایی چون توران میرهادی، عباس یمینی‌شریف و لیلی آهی تلاش می‌کردند کتاب‌های درسی را بازنویسی کنند و نظام آموزشی مدرنی بنا گذارند. ثمینه باغچه‌بان نیز به این جمع پیوست.

او در بازنگری کتاب‌های درسی نقش گرفت و به‌ویژه بر آموزش پایه و کلاس اول دبستان تمرکز کرد. کتاب «روش تدریس» او که برای سپاه دانش نوشته شد، سال‌ها منبع رسمی آموزش معلمان بود و حتی در افغانستان و تاجیکستان هم به‌کار رفت.

به این ترتیب، ثمینه نه‌فقط برای کودکان ناشنوا، بلکه برای میلیون‌ها کودک شنوا در ایران و منطقه نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.

مدیریت مدرسه باغچه‌بان و نهادسازی برای ناشنوایان

پس از درگذشت پدر، مدیریت آموزشگاه باغچه‌بان را برعهده گرفت. این مدرسه نه‌تنها مرکزی برای آموزش ناشنوایان، بلکه کانونی برای تربیت آموزگاران بود. او کوشید تجربه‌هایش از آمریکا را در ایران پیاده کند: از شیوه‌های گفتاردرمانی گرفته تا طراحی برنامه‌های آموزشی ویژه.

در همان سال‌ها، همراه با گروهی از همکاران در پایه‌گذاری «سازمان ملی رفاه ناشنوایان» نقش داشت. این سازمان نخستین نهاد تخصصی برای رسیدگی به وضعیت ناشنوایان در ایران بود و بسیاری از خدمات حمایتی و آموزشی امروز ریشه در همان دوره دارد.

نویسنده ادبیات کودک؛ از متل‌های عامیانه تا آثار ماندگار

ثمینه باغچه‌بان فقط آموزگار نبود؛ نویسنده‌ای بود که به‌خوبی می‌دانست ادبیات چگونه می‌تواند به آموزش پیوند بخورد. او ده‌ها کتاب برای کودکان نوشت که بسیاری از آن‌ها بر پایه متل‌ها و فرهنگ عامه بودند.

«جم‌جمک برگ خزون» و «آفتاب مهتاب چه‌رنگه»، بازآفرینی متل‌های کودکانه، نسل‌ها را با زبان آهنگین و بازیگوشی‌های سنتی آشنا کرد.

«پل چوبی» و «نوروزها و بادبادک‌ها» از سوی شورای کتاب کودک به‌عنوان آثار برگزیده معرفی شدند.

کتاب «روشنگر تاریکی‌ها» درباره زندگی جبار باغچه‌بان، هم یادنامه‌ای خانوادگی و هم سندی تاریخی برای آموزش مدرن ایران است.  

دسترس‌پذیری؛ پلی میان کودکان شنوا و ناشنوا

یکی از وجوه مهم کار ثمینه باغچه‌بان اصرار بر دسترس‌پذیری بود. او باور داشت که ادبیات کودک فقط برای کودکان شنوا نیست و ناشنوایان هم حق دارند به جهان قصه و شعر وارد شوند.

از همین رو، بخشی از فعالیت‌هایش را به تولید کتاب و ویدئو به زبان اشاره اختصاص داد. همکاری‌اش با یونیسف در این حوزه نمونه‌ای پیشرو بود و بعدها الهام‌بخش پروژه‌های مشابه شد.

او حتی ترانه مشهور «دویدم و دویدم» را با زبان اشاره منتشر کرد تا کودکان ناشنوا نیز از این قصه عامیانه بهره ببرند. این نگاه دسترس‌آفرین، او را از بسیاری نویسندگان کودک متمایز می‌کرد.

حضور در نهادهای فرهنگی و بین‌المللی

ثمینه باغچه‌بان از آغاز دهه ۴۰ خورشیدی، از پایه‌گذاران شورای کتاب کودک بود؛ نهادی که در کنار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نقش بزرگی در شکل‌گیری ادبیات کودک مدرن در ایران داشت. او تا سال‌های پایانی زندگی، در این شورا فعال ماند و آثارش بارها در فهرست کتاب‌های برگزیده قرار گرفت.

در سطح بین‌المللی نیز اثرگذار بود. در آمریکا، بورسیه‌ای در مدرسه کلارک برای ناشنوایان به نام او ایجاد شد؛ نشانه‌ای از احترام جامعه جهانی به سهم او در آموزش ناشنوایان.

تجلیل برای یک قرن فرهنگ‌سازی

در سال ۱۴۰۴، در مراسمی در تهران از او به‌عنوان «صدساله فرهنگ‌ساز» تجلیل شد. این مراسم فرصتی بود تا نسل تازه‌ای با نام او آشنا شوند؛ نسلی که شاید متل‌های او را شنیده بودند، بی‌آنکه نویسنده‌‌ آن متل‌ها را بشناسند.

چرا ثمینه باغچه‌بان مهم بود؟

مرگ ثمینه باغچه‌بان تنها پایان زندگی یک نویسنده یا آموزگار نیست؛ نقطه‌ای است برای مرور یک قرن تلاش در حوزه آموزش و ادبیات کودک. او پلی میان نسل‌ها و وارث راه پدر بود، توانست راه او را توسعه دهد و به نسل‌های تازه پیوند بزند. اگر جبار باغچه‌بان «مدرسه» را به ایران آورد، ثمینه آن را در زندگی روزمره کودکان نهادینه کرد.

در ایران کمتر کسی توانست مانند او آموزش پایه را با ادبیات کودک گره بزند. آثارش نشان می‌دهند که یادگیری و تخیل دو روی یک سکه‌اند.

ثمینه باغچه‌بان از معدود کسانی بود که در دهه‌های پیشین از دسترس‌پذیری فرهنگی برای ناشنوایان سخن گفت و عمل کرد. این رویکرد هنوز هم در بسیاری از حوزه‌ها غایب است.  

در نهایت اینکه کتاب‌های درسی و آموزشی او فقط در ایران به‌کار نرفت؛ در افغانستان و تاجیکستان نیز نسل‌هایی با متون او آموزش دیدند.  

خداحافظی با «دختر آقا معلّم»

ثمینه باغچه‌بان درگذشت و با مرگ او یکی از آخرین بازماندگان نسل نخست فرهنگ‌سازان ایران مدرن از میان رفت؛ نسلی که مدرسه، کتاب کودک، و حقوق آموزشی را بنیان گذاشت.

اما میراثش همچنان زنده است: از متل‌های بازآفرینی‌شده‌اش که در حافظه جمعی ایرانیان مانده، تا روش‌های آموزشی‌اش که هنوز در کلاس‌های درس کاربرد دارد.

او همان‌طور که خود گفته بود «در مدرسه به دنیا آمد» و تا پایان عمر «در مدرسه» زیست؛ زندگی‌ای که به ما می‌گوید آموزش و ادبیات، اگر با عشق پیوند بخورند، می‌توانند قرن‌ها زنده بمانند.

کارگران فولاد اهواز و منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در اعتراض به شرایط خود تجمع کردند

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۵:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز چهارشنبه ۲۶ شهریور برای پنجمین روز به اعتراضات صنفی خود ادامه دادند. کارگران ارکان ثالث (پیمانکاری) در سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در عسلویه نیز روز چهارشنبه خواستار تحقق مطالبات صنفی خود شدند.

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز برای پنجمین روز با برگزاری تجمع اعتراضی در مقابل تالار اجتماعات این واحد تولیدی، خواستار تحقق مطالبات صنفی خود شدند.

آنها به پرداخت نشدن دو ماه دستمزد، کاهش ناگهانی و بی‌دلیل اضافه کاری کارگران، قطع وعده‌های غذایی، و ثبت نشدن کار آنها در سنوات کاری‌ به عنوان شغل سخت و زیان‌آور معترض هستند. کارگران معترض همچنین خواستار برخوردرای از یک بیمه تکمیلی هستند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران در این مورد اشاره کرد که سطح تولید گروه ملی صنعتی فولاد پایین آمده و کارگران به شدت نگران آینده این شرکت هستند و بر لزوم راه‌اندازی فوری خطوط تولید و شفافیت در اداره شرکت تاکید کرده‌اند.

  • اعتراض کارگران فولاد اهواز وارد روز چهارم شد

    اعتراض کارگران فولاد اهواز وارد روز چهارم شد

خبرگزاری ایلنا سه‌شنبه ۲۵ شهریور از «مشکل تامین نشدن نقدینگی» در این شرکت بزرگ صنعتی خبر داده بود.

این خبرگزاری وابسته به «خانه کارگر» به نقل از «یک منبع آگاه کارگری» نوشت که گروه ملی صنعتی فولاد ایران «با ظرفیت حدود ۱۰ درصد در حال کار است و به نظر می‌رسد این مشکل در فصل پاییز نیز ادامه داشته باشد.»

پیش از این، کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران از بانک ملی ایران، به عنوان مالک اصلی، به دلیل بی‌توجهی به شرایط این شرکت انتقاد کرده بودند.

پس از اعتراضات گسترده کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران بین سالیان ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ به خصوصی شدن این شرکت، در نهایت این مجموعه به بانک ملی ایران واگذار شد.

از آن زمان تاکنون نیز اعتراضات کارگران در این شرکت بزرگ صنعتی به دلایل صنفی ادامه داشته است.

در این حال، خبرگزاری ایلنا چهارشنبه خبر داد که مدیرعامل گروه ملی صنعتی فولاد اخیراً در نامه‌ای، کارگران را به «صبر» توصیه کرده و علت‌ عدم پرداخت «حقوق ماه گذشته» را «کمبود نقدینگی» دانسته است.

  • ۱۰ تشکل کارگری و اجتماعی: «غنی‌سازی زندگی» حق مسلم ماست

    ۱۰ تشکل کارگری و اجتماعی: «غنی‌سازی زندگی» حق مسلم ماست

تجمع اعتراضی کارگران ارکان ثالث در عسلویه

اتحادیه آزاد کارگران ایران گزارش داد که کارگران ارکان ثالث سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در عسلویه با برگزاری تجمعی اعتراضی، خواستار تحقق مطالبات صنفی خود شدند.

مهم‌ترین مطالبه کارگران، حذف شرکت‌های پیمانکاری، همسان‌سازی در پرداخت دستمزد و مزایا با نیروهای رسمی و انعقاد قرارداد مستقیم کار است.

همچنین به نوشته ایلنا، تجمع‌کنندگان تاکید داشتند که «حذف واسطه‌های پیمانکاری می‌تواند به بهبود شرایط شغلی، افزایش رضایت‌مندی و ارتقای بهره‌وری منجر شود.»

100%

بر اساس این گزارش‌، ده‌ها هزار نیروی ارکان ثالث شرکت نفت که «تحت شدیدترین تبعیض‌ها و فشارهای شغلی و معیشتی مشغول به‌کارند، سال‌هاست خواستار رفع تبعیض و حذف شرکتهای پیمانکاری هستند اما دولت و مجلس دست در دست پیمانکاران بزرگی که خود از مدیران شرکت نفت و وابسته به نهادهای حکومتی و شبه حکومتی رانتی هستند، هر بار با وعده و وعید و کشاندن موضوع به کریدورهای اداری و بوروکراتیک، از پایان دادن به وجود شرکت‌های پیمانکاری در شرکت نفت خودداری می‌کنند.»

در سالیان گذشته، کارگران پیمانکاری در بخش‌های مختلف در ایران خواستار خذف شرکت‌های پیمانکاری و امضای قرارداد مستقیم کار شده‌اند.