• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: حزب‌الله برای امتناع از خلع سلاح به فرقه‌گرایی مذهبی دامن می‌زند

۱۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۳:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۴:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

وال‌استریت ژورنال در تحلیلی تازه درباره خلع سلاح حزب‌الله، این اقدام را فرصتی حیاتی برای احیای حاکمیت ملی لبنان توصیف و پیش‌بینی کرده است که تلاش این نیروی نیابتی جمهوری اسلامی برای بازنمایی خلع‌سلاح به عنوان یک مساله فرقه‌ای، چالش‌های عمده‌ای پیش روی دولت لبنان قرار خواهد داد.

این مقاله که با امضای شورای سردبیری منتشر شده، با اشاره به کشته شدن حسن‌ نصرالله، رهبر این گروه و تقریبا تمام فرماندهان ارشد، در کنار از دست رفتن بخش بزرگی از زرادخانه موشکی آن در حملات سال گذشته اسرائیل، همچنین محدودیت‌های جدید دولتی برای بانک قرض‌الحسن که نهاد مالی گروه به شمار می‌آید، حزب‌الله را گروهی ضعیف‌شده و در موقعیت دفاعی معرفی می‌کند.

این مقاله پیش‌بینی می‌کند که حز‌ب‌الله در هفته‌های پیشِ رو تمام تلاش خود را برای «به تاخیر انداختن و مانع‌تراشی در مسیر خلع سلاح، ضعیف نگه داشتن دولت لبنان و ناتوان‌سازی ارتش لبنان در جنگ‌هایی به نمایندگی جمهوری اسلامی از داخل خاک لبنان هدایت می‌شوند» به کار خواهد گرفت.

شورای سردبیری این روزنامه در این مقاله در کنار برشمردن نقاط ضعف حزب‌الله، به توانایی این گروه در بسیج توده‌های شیعه و جلب حمایت‌های فرقه‌ای مذهبی اشاره می‌کنند و هشدار می‌دهند که این نقاط قوت می‌تواند به مانعی جدی در برابر اهداف دولت لبنان برای احیای حاکمیت ملی تبدیل شود.

آن‌ها نوشته‌اند: «اگر حزب‌الله و هم‌پیمانانش در حزب «امل» بتوانند خلع سلاح را حمله‌ای به شیعیان بازنمایی کنند، احتمالا می‌توانند مانع پیشرفت موفقیت‌آمیز دولت لبنان در اجرای این طرح شوند و به عنوان «وتوی فرقه‌ای» عمل کنند.»

به نظر نویسندگان این مقاله، موضع‌گیری جمهوری اسلامی در قبال خلع سلاح حزب‌الله و تلاش‌های مستمر آن برای تقویت این گروه در عرصه‌های سیاسی و نظامی، توانایی حزب‌الله را در مقاومت در برابر خلع سلاح افزایش می‌دهد.

مقاله همچنین اشاره دارد که تصمیم حزب امل به پیوستن به حزب‌الله در ترک جلسات کابینه لبنان در روزهای سه‌شنبه و پنج‌شنبه (۱۴ و ۱۶ مرداد)، نشان‌دهنده تلاش این گروه برای ممانعت از پیشرفت طرح‌های دولت لبنان علیه حزب‌الله است.

وال‌استریت ژورنال «استمرار فشارها از سوی همه بازیگران» را مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در عقب راندن حزب‌الله از حاکمیت لبنان می‌داند، با این‌حال از نظر نویسندگان این در نهایت لبنان است که باید تصمیم بگیرد آیا اراده لازم برای مقاومت در برابر حزب‌الله و بازسازی حاکمیت ملی خود را دارد یا خیر.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • دولت لبنان طرح آمریکا برای خلع سلاح حزب‌الله را تصویب کرد

    دولت لبنان طرح آمریکا برای خلع سلاح حزب‌الله را تصویب کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

نشست مشترک برای همکاری سازمان ملل و «بنیاد امدادرسانی غزه» بدون نتیجه پایان یافت

۱۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۲:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

روز چهارشنبه، یک نشست مهم در نیویورک میان مقام‌های ارشد امدادرسانی سازمان ملل و رئیس بنیاد امدادرسانی غزه (GHF) برگزار شد. این بنیاد که با حمایت اسرائیل و آمریکا تاسیس شده، از اواخر ماه مه فعالیت خود را در غزه آغاز کرده است.

نشست اخیر نخستین دیدار مستقیم میان طرفین از زمان آغاز فعالیت این بنیاد بود و با میانجی‌گری ایالات متحده با هدف ترغیب دو نهاد به همکاری برای کاهش بحران انسانی در غزه انجام شد.

با وجود تلاش‌ها، این دیدار به پیشرفت ملموسی منجر نشد. سازمان ملل همچنان از همکاری با این بنیاد خودداری می‌کند و این موسسه را نهادی می‌داند که با هدف پیشبرد اهداف جنگی دولت اسرائیل شکل گرفته است، نه خدمت‌رسانی به نیازمندان. سازمان ملل همچنین مدعی است که این بنیاد تحت حمایت اسرائیل و آمریکا، با وادار کردن مردم غزه به عبور از خطوط نیروهای ارتش اسرائیل و طی مسافت‌های طولانی برای دریافت کمک‌های غذایی، امنیت غیرنظامیان را به خطر می‌اندازد.

  • اسرائیل اجازه ورود کنترل‌شده کالاها به غزه را از طریق بازرگانان می‌دهد

    اسرائیل اجازه ورود کنترل‌شده کالاها به غزه را از طریق بازرگانان می‌دهد

فرحان حق، سخنگوی سازمان ملل، در این‌باره گفت: «ما برنامه‌ای داریم که بر اصول بی‌طرفی، بی‌غرضی، استقلال و انسانیت استوار است. ما به جایی می‌رویم که نیاز بیش‌تر است و به نیازمندان پاسخ می‌دهیم، نه طرف‌های جنگ. در غزه، نیروها و شبکه‌های لازم برای رساندن کمک را داریم و فقط باید بتوانیم این کار را انجام دهیم.»

در این نشست، علاوه بر مورگان اورتگاس، مقام ارشد آمریکایی، و جانی مور، رئیس بنیاد، نمایندگانی از برنامه جهانی غذا، یونیسف، سازمان بین‌المللی مهاجرت، دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل و کمیته بین‌المللی صلیب سرخ حضور داشتند. به گزارش آکسیوس، هرچند توافق عملی حاصل نشد، اما شرکت‌کنندگان تصمیم گرفتند از حملات رسانه‌ای متقابل علیه یکدیگر بکاهند.

با این حال، بنیاد امدادرسانی غزه در طول روز پنجشنبه همچنان در شبکه اجتماعی ایکس به انتقاد از سازمان ملل ادامه داد. این اختلاف نظرها نشان می‌دهد که بحران انسانی در غزه همچنان تحت‌الشعاع مناقشات سیاسی و امنیتی باقی مانده و راهکار مشترکی برای کمک‌رسانی بی‌طرفانه هنوز در دسترس نیست.

  • بنیاد کمک‌های بشردوستانه غزه: تهدیدهای حماس دلیل تعطیلی مراکز توزیع کمک‌ها بود

    بنیاد کمک‌های بشردوستانه غزه: تهدیدهای حماس دلیل تعطیلی مراکز توزیع کمک‌ها بود

باکو و ایروان در کاخ سفید پیمان صلح امضا می‌کنند

۱۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

به گزارش منابع رسمی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، روز جمعه میزبان الهام علی‌اف، رئیس‌جمهوری آذربایجان، و نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، در یک «مراسم رسمی امضای صلح» در کاخ سفید خواهد بود.

ترامپ اعلام کرده است که همزمان با این رویداد، توافق‌نامه‌های دوجانبه اقتصادی میان آمریکا و دو کشور نیز امضا خواهد شد.

این نشست در ادامه تلاش‌های چندماهه دولت ترامپ برای حل اختلافات دیرینه دو کشور قفقاز جنوبی برگزار می‌شود. ماه گذشته، رهبران آذربایجان و ارمنستان در امارات متحده عربی دیدار کرده بودند، اما نتیجه مشخصی از آن دیدار اعلام نشد. پیش از این رویترز گزارش داده بود که واشنگتن این صلح را پیش‌شرطی کلیدی برای پیوستن آذربایجان به توافقات «ابراهیم» می‌داند؛ توافقاتی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ با هدف عادی‌سازی روابط برخی کشورهای مسلمان با اسرائیل امضا شد.

  • رویترز: آمریکا خواهان پیوستن جمهوری آذربایجان به توافق‌های ابراهیم است

    رویترز: آمریکا خواهان پیوستن جمهوری آذربایجان به توافق‌های ابراهیم است

با وجود اینکه آذربایجان و برخی کشورهای آسیای مرکزی از پیش روابط دیرینه‌ای با اسرائیل دارند، گسترش توافقات ابراهیم به این کشورها، به گفته منابع آگاه، بیشتر جنبه نمادین خواهد داشت و تمرکز اصلی بر تقویت همکاری‌های تجاری و نظامی است. با این حال، تا پیش از صلح با ارمنستان، پیشبرد چنین توافقی برای باکو امکان‌پذیر نخواهد بود.

ابعاد ژئوپلیتیکی برای ایران
آذربایجان همسایه شمالی ایران است و روابط تهران و باکو در سال‌های اخیر فراز و نشیب‌های زیادی داشته است. یکی از مهم‌ترین نقاط تنش، پروژه «کریدور زنگزور» است که آذربایجان آن را مسیری راهبردی برای اتصال به جمهوری خودمختار نخجوان و سپس ترکیه می‌داند. این دالان از استان سیونیک در جنوب ارمنستان، که با ایران هم‌مرز است، عبور می‌کند و به گفته مقام‌های آذربایجان، یک مسیر ترانزیتی بین‌المللی خواهد بود.

  • جمهوری اسلامی: باکو با ساخت گذرگاه زنگزور نباید خدشه‌ای به ژئوپلیتیک منطقه وارد کند

    جمهوری اسلامی: باکو با ساخت گذرگاه زنگزور نباید خدشه‌ای به ژئوپلیتیک منطقه وارد کند

جمهوری اسلامی نسبت به این پروژه موضع محتاطانه‌ای اتخاذ کرده و وزارت خارجه حکومت ایران بارها تاکید کرده است که هرگونه تغییر در مسیرهای مواصلاتی نباید به «خدشه در تمامیت ارضی و مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی» یا تغییر ژئوپلیتیک منطقه بینجامد. به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ایران حامی گسترش همکاری‌های منطقه‌ای است، اما هرگونه پروژه‌ای باید با رعایت حساسیت‌های مرزی و امنیتی همراه باشد.

با توجه به پیوند احتمالی این صلح با توافقات ابراهیم و همکاری نزدیک‌تر با اسرائیل، این رویداد می‌تواند بر معادلات منطقه‌ای و موازنه قدرت در مرزهای شمالی ایران اثرگذار باشد. در صورت تحقق توافق صلح و پیشرفت پروژه‌های اتصال منطقه‌ای، به باور تحلیل‌گران توازن ژئوپلیتیک در قفقاز جنوبی وارد مرحله‌ای تازه خواهد شد که به‌طور مستقیم بر منافع و محاسبات راهبردی تهران تاثیر خواهد گذاشت.

اتحاد علیه ایران هسته‌ای خواستار برخورد فوری با کارزار سرکوب فرامرزی حکومت ایران شد

۱۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

اتحاد علیه ایران هسته‌ای (UANI) در پی بیانیه مشترک اخیر ایالات متحده و متحدان اروپایی‌اش درباره فعالیت‌های تهدیدآمیز حکومت ایران در آمریکای شمالی و اروپا، خواستار اقدامات فوری و قاطع علیه کارزار سرکوب فرامرزی جمهوری اسلامی شد.

در این بیانیه که به امضای جِب بوش، رئیس این مجموعه، و مارک دی. والاس، مدیرعامل این نهاد رسیده، از موضع‌گیری آمریکا و کشورهای اروپایی علیه «اقدامات سرکوبگرانه رژیم ایران در خاک کشورهای غربی» استقبال شده است. این دو مقام تأکید کرده‌اند که در ماه‌های اخیر، جمهوری اسلامی تلاش‌های خود را برای هدف قرار دادن غیرنظامیان، به‌ویژه در میان ایرانیان مهاجر و جامعه یهودیان در اروپا و آمریکای شمالی، افزایش داده است. به گفته آنان، تازه‌ترین نمونه این اقدامات، تهدید مستقیم به مرگ ۴۵ روزنامه‌نگار شبکه ایران اینترنشنال از سوی وزارت اطلاعات و امنیت حکومت ایران است.

  • آمریکا، کانادا و ۱۲ کشور اروپایی: در مخالفت با تلاش تهران برای کشتن و آدم‌ربایی متحد هستیم

    آمریکا، کانادا و ۱۲ کشور اروپایی: در مخالفت با تلاش تهران برای کشتن و آدم‌ربایی متحد هستیم

«اتحاد علیه ایران هسته‌ای» این اقدامات را نقض آشکار حاکمیت سرزمینی اروپا و آمریکا دانسته و بر لزوم پاسخ شدید تاکید کرده است. این نهاد هشدار داده که صدور بیانیه‌های محکومیت به‌تنهایی کافی نیست و باید همراه با کارزار انزوای دیپلماتیک، تحریم‌های هدفمند و حتی تهدید معتبر به استفاده از نیروی نظامی باشد. به باور این سازمان، برخورد صرفاً پلیسی و امنیتی با طرح‌های تروریستی، بدون پیامدهای سیاسی و راهبردی، تنها موجب جسورتر شدن جمهوری اسلامی خواهد شد.

این بیانیه همچنین هشدار می‌دهد که پس از تضعیف «بازدارندگی رژیم ایران» در پی جنگ ۱۲ روزه، خطر طرح‌های تروریستی علیه جوامع یهودی و ایرانیان مهاجر افزایش یافته است. این سازمان مدعی است که رهبر جمهوری اسلامی همچنان شبکه‌ای از مراکز نفوذ در اروپا و آمریکای شمالی را حفظ کرده که در ظاهر فعالیت مشروع دارند، اما در عمل به گسترش افراط‌گرایی اسلام‌گرایانه، یهودستیزی و جذب نیرو برای فعالیت‌های تروریستی می‌پردازند.

  • بقائی: متهم کردن دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی از سوی غرب بی‌اساس و مضحک است

    بقائی: متهم کردن دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی از سوی غرب بی‌اساس و مضحک است

در بخش دیگری از بیانیه، این سازمان تاکید کرده که بریتانیا و اتحادیه اروپا باید هرچه سریع‌تر به ایالات متحده بپیوندند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دهند. همچنین، گسترش فوری تحریم‌های مرتبط با تروریسم علیه وزارت اطلاعات حکومت ایران، به دلیل افزایش فعالیت‌های آن در خاک کشورهای غربی، ضروری دانسته شده است.

این بیانیه در حالی منتشر می‌شود که فشارها برای اتخاذ رویکرد سخت‌گیرانه‌تر علیه تهران در حوزه امنیتی و مقابله با تهدیدات فرامرزی رو به افزایش است.

علی لاریجانی؛ بازجوی فیلسوف، سپاهی با لباس مبدل

۱۶ مرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، چهره‌هایی هستند که لبخند می‌زنند، کتاب می‌خوانند و از فلسفه و منطق سخن می‌گویند، اما در واقع ستون‌فقرات دستگاه سرکوب‌اند.

علی لاریجانی یکی از آن‌هاست. چهره‌ای دانشگاهی، اما با سابقه نظامی و ذهنیتی امنیتی. کسی که هم در سرکوب داخلی نقش محوری داشته و هم در تغذیه گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه.

از لباس سپاه تا میز سیاست
لاریجانی از نخستین سال‌های پس از انقلاب، عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. برخلاف ظاهر امروزش، روزگاری یونیفورم نظامی بر تن داشت و در جبهه فرهنگی و اطلاعاتی سپاه فعالیت می‌کرد. از اولین چهره‌های جوان سپاهی بود که با ریشی آشفته، پله‌های ترقی در ساختار جمهوری اسلامی را طی کرد.

او ترجیح می‌دهد این بخش از کارنامه‌اش کمتر دیده شود، اما حذف‌شدنی نیست. با اینکه علی لاریجانی خود می‌گوید آن موقع «وظیفه» بود که در سپاه حضور داشته باشد و بعد از جنگ این «وظیفه» را حضور در وزارت ارشاد دیده است؛ اما او بهتر از هر کسی می‌داند که چگونه با لباس سپاه وارد ساختار قدرت شد و تنها شکل لباسش را عوض کرد، نه ماموریتش را.

ماموریتی که از ابتدا روشن بود؛ تبیین ایدئولوژی رسمی نظام و روایت‌سازی در خدمت سرکوب. او از همه ابزارهای ممکن استفاده کرد تا این نقش را تثبیت کند؛ از رسانه تا مجلس، از دیپلماسی تا ارتباط خانوادگی و ریشه‌ای با روحانیون تندرو شیعه در قم.

«هویت»؛ رسانه در خدمت بازجویی
دهه هفتاد را شاید بسیاری با برنامه تلویزیونی «هویت» به خاطر آوردند. محصولی از صداوسیمای تحت مدیریت علی لاریجانی؛ جایی که اعترافات اجباری، حذف فرهنگی و ساختن «دشمن داخلی» از روشنفکران و دانشگاهیان به رویه تبدیل شد.

در آن دوران، ده‌ها نویسنده، شاعر، مترجم و دانشجو صرفاً به‌خاطر اندیشه یا حضور در جمعی فرهنگی به خیانت متهم شدند. لاریجانی، صداوسیما را به ابزار رسمی بازجویی تبدیل کرد و پایه‌گذار الگویی شد که تا امروز در جمهوری اسلامی ادامه دارد: اعتراف مقابل دوربین.

ارتباط برنامه «هویت» با سخنرانی‌های علی خامنه‌ای درباره «تهاجم فرهنگی» و «ناتوی فرهنگی» مستقیم، آشکار و کاملاً هدفمند است. این برنامه را باید نه صرفاً یک تولید رسانه‌ای، بلکه بازوی اجرایی یک دکترین ایدئولوژیک-امنیتی دانست که رأس نظام آن را تعریف کرد و سازمان صداوسیما در دوران علی لاریجانی آن را اجرا کرد.

کنفرانس برلین؛ رسانه به‌مثابه سلاح
ماجرای کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ نقطه‌ عطف دیگری است. گروهی از روشنفکران ایرانی به دعوت رسمی در نشستی فرهنگی در آلمان شرکت کردند. دستگاه سرکوب، با هدایت مستقیم لاریجانی، به‌سرعت وارد عمل شد. صداوسیما با تدوین‌های جهت‌دار، تحریف صحنه‌ها و گزارش‌های تحریک‌آمیز، افکار عمومی را علیه شرکت‌کنندگان شوراند. البته اینجا هم دستگاه پروپاگاندا جمهوری اسلامی تحت مدیریت علی لاریجانی تنها مسئولیت تهییج یا زمینه‌سازی سرکوب را نداشت، بلکه خود بخشی از دستگاه امنیتی نظام اقدام کرد تا جایی که به گفته برخی از بازداشت‌شدگان، ماموران امنیتی هنگام بازجویی نسخه ضبط‌ شده گزارش‌های صداوسیما را پخش و به‌عنوان «مدرک جرم» نشان می‌دادند.

خانواده‌ای در خدمت سرکوب
علی لاریجانی تنها بازیگر این میدان نبود. برادرانش، صادق، باقر، فاضل و محمدجواد، هر یک در نقطه‌ای کلیدی از دستگاه حاکم مستقر بودند؛ از ریاست قوه قضائیه تا عضویت در شورای نگهبان. خاندان لاریجانی، عملاً به یک «شبکه خانوادگی قدرت» در خدمت تثبیت نظم سرکوب تبدیل شدند.

در این هلدینگ خانوادگی، علی لاریجانی پیوند دهنده سیاست رسمی با عملیات امنیتی بود؛ چه در صداوسیما، چه در مجلس و چه در حوزه دیپلماسی امنیتی.

افسر رابط با تروریسم منطقه‌ای
با ورود لاریجانی به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، نقش او از مدیر رسانه به مامور راهبردی منطقه‌ای تغییر یافت. او به چهره‌ای کلیدی در هماهنگی با حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی تبدیل شد. نقشش دیگر دیپلماتیک نبود؛ او افسر رابط نیروی قدس سپاه با هماهنگی قاسم سلیمانی با گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی در خاورمیانه بود.

در این مسیر ترکیب لاریجانی و سلیمانی مشخص بود، یک ماموریت مشترک برای صدور بحران، تغذیه تروریسم و تثبیت نفوذ ایران با هزینه مردم. شاید اولین نشانه‌های آنچه بعدتر به ترکیب میدان و دیپلماسی مشهور شد از همینجا کلید خورد. جایی که علی لاریجانی در قامت دیپلمات لبخند می‌زد و فعالیت‌های قاسم سلیمانی را توجیه می‌کرد.

مجلس، مهر تایید بر سرکوب
ریاست علی لاریجانی بر مجلس شورای اسلامی، ادامه همان ماموریت امنیتی بود. از تصویب طرح‌های محدود کننده اینترنت و رسانه گرفته تا سکوت در برابر سرکوب خونین خیابانی، لاریجانی همواره در کنار نهادهای سرکوب ایستاد. ظاهر موجه و سخنان حساب‌شده‌اش، فقط ماسکی بود بر نقش همیشگی‌اش در تثبیت ساختار پلیسی جمهوری اسلامی.

ماموریت ادامه دارد
علی لاریجانی نه تحول‌خواه است، نه میانه‌رو. او از ابتدا مامور بود؛ مامور سرکوب داخلی و پشتیبانی از تروریسم خارجی. ماموریتی که از سپاه پاسداران و وزارت ارشاد شروع شد، به صداوسیما رسید، از مجلس گذشت و حالا دوباره به شورای عالی امنیت ملی برگشته است.

لاریجانی، امروز با چهره‌ای «متعادل» معرفی می‌شود، اما پرونده‌اش سند زنده‌ای است از شکل‌گیری جمهوری اسلامی به‌عنوان یک نظام بازجو-محور. نظامی که نه الزاما با گلوله، که با قاب تلویزیون، نه با کودتا، که با تصویب قانون، صدای مردم را سرکوب می‌کند. و لاریجانی، یکی از معماران همین نظم است.

بازی دوگانه جمهوری اسلامی با هنرمندان مهاجر

۱۶ مرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی در قبال هنرمندان مهاجر ترکیبی از سرکوب و نمایش گشایش است؛ ممنوعیت‌های سختگیرانه با بازنمایی گزینشی و احساسی از هنرمندان محبوب همراه می‌شود تا شکاف دولت و ملت پنهان و مشروعیت سیاسی بازتولید شود.

حکومت‌ها، به‌ویژه نظام‌هایی که مشروعیت خود را عمدتا ایدئولوژیک تعریف می‌کنند، فرهنگ را به ابزاری برای کنترل اجتماعی، تثبیت قدرت و مدیریت شکاف میان دولت و ملت تبدیل می‌کنند.

در این چارچوب، جمهوری اسلامی نیز سیاستی را دنبال می‌کند که می‌تواند «دوگانه‌سازی فرهنگی» نامیده شود: ترکیبی از سرکوب سخت (سانسور، ممنوعیت، فیلترینگ ) و ارائه نمادین فرصت‌های محدود یا نمایش‌های گزینشی از سوی هنرمندان مهاجر.

این ترکیب هدفمند، تلاشی برای ایجاد تصویر ظاهری از گشایش فرهنگی است در حالی که ساختار کنترل همچنان پابرجاست.

برخی از افراد وفادار به جمهوری اسلامی مانند محمدرضا جلایی‌پور، این پدیده را در چارچوب مفهوم شکاف دولت ملت تحلیل می‌کنند؛ به عبارت دیگر، حکومتی که نمی‌تواند تضمین مشروعیت خود را از طریق آزادی‌های ساختاری فراهم کند، در عوض از مانورهای فرهنگی و احساس نوستالژیک به‌عنوان تکنیک مدیریت این شکاف بهره می‌برد.

هنرمندان مهاجر، در چنین سیاستی تبدیل به نماد می‌شوند؛ به‌خصوص کسانی که حضور رسانه‌ای محدود و احساسی‌تری دارند. آخرین نمونه گفت‌وگوی اخیر شهرام شب‌پره با علی ضیا، مجری سابق صدا و سیمای جمهوری اسلامی، است.

  • شهرام شب‌پره و رویای بازگشت به ایران: روایتی از دلتنگی و ممنوعیت

    شهرام شب‌پره و رویای بازگشت به ایران: روایتی از دلتنگی و ممنوعیت

بازنمایی کنترل‌شده: گفت‌وگوی شب‌پره به‌مثابه نمونه‌ای ساختارمند

مصاحبه شهرام شب‌پره با علی ضیا در سال ۲۰۲۵، اگرچه در ظاهر یک گفت‌وگوی احساسیِ شخصی درباره دلتنگی و نوستالژی برای وطن بود، اما در پرتو سیاست دوگانه‌سازی فرهنگی معنا می‌یابد.

فردی که سال‌ها از فضای رسمی رسانه‌ای داخلی به‌دلیل اقامت در لس‌آنجلس محروم بوده، ناگهان بازنمایی می‌شود، بدون تغییر ساختاری در سیاست‌های ممنوعیت. این بازنمایی در پلتفرم‌هایی با دسترسی کنترل‌شده منتشر و از سوی رسانه‌های داخلی نیز بازنشر شد.

صرف نظر از ادعاهای هنرمند درباره نداشتن ارتباط با سیاست، این منشور رسانه‌ای بخشی از یک طراحی استراتژیک است: نمایش یک بازگشت آرام و فرهنگی، از جنس احساسات غیرسیاسی که در عین حفظ چارچوب کنترل رسمی فرهنگی انتشار می‌یابد. گویی حکومت می‌گوید: «ما اجازه می‌دهیم که دلتنگی بیان شود»؛ ولی همچنان مرزها را حفظ می‌کند و هیچ‌گونه کنش معنادار سیاسی را تحمل نمی‌کند.

تلاقی کنترل و نمایش

جمهوری اسلامی تنها حکومتی نیست که به چنین راهبردی متوسل شده است. در بسیاری از نظام‌های سیاسی، به‌ویژه در دوره‌های تنش ایدئولوژیک، دولت‌ها کوشیده‌اند از هنرمندان و روشنفکران مهاجر به‌عنوان ابزار تقویت تصویر خود و گسترش نفوذ فرهنگی بهره بگیرند، در حالی که در داخل مرزهایشان فضای هنری را با سختگیری و سانسور شدید کنترل کرده‌اند.

نمونه بارز این سیاست را می‌توان در دوران جنگ سرد دید؛ زمانی که هم ایالات متحده و هم اتحاد شوروی به‌طور فعال از هنرمندان و نویسندگان دیاسپورا برای تبلیغ روایت‌های ایدئولوژیک خود استفاده می‌کردند.

در آمریکا، سازمان‌هایی مانند «کنگره آزادی فرهنگی » با حمایت پنهان نهادهای امنیتی، آثار نویسندگان مهاجر شوروی و اروپای شرقی را در سطح جهانی منتشر می‌کردند تا ارزش‌های آزادی و دموکراسی غربی را برجسته کنند. در همین حال، در داخل آمریکا فضای مک‌کارتیسم بسیاری از گرایش‌های هنری و سیاسی غیرهم‌سو را به حاشیه راند و آزادی بیان را محدود کرد.

در سوی مقابل، شوروی نیز از هنرمندان و موسیقی‌دانان مهاجر برای به نمایش گذاشتن دستاوردهای سوسیالیسم در جهان بهره می‌برد، در حالی که نویسندگانی مانند بوریس پاسترناک و آنا آخماتوا در داخل کشور به‌خاطر فاصله گرفتن از خط رسمی حزب کمونیست با سانسور، فشار و تبعید مواجه بودند.

این تجربه تاریخی نشان می‌دهد چگونه قدرت‌های سیاسی توانسته‌اند میان نمایش چهرهای باز و جذاب از فرهنگ خود در خارج و اعمال کنترل سختگیرانه بر هنرمندان در داخل کشور، تعادلی حساب‌شده برقرار کنند.

جمهوری اسلامی نیز، بازنمایی محدود هنرمندان خارج‌نشین همان‌قدر که تصویری از گشایش القا می‌کند، ممنوعیت‌های داخلی را تداوم می‌بخشد؛ بدون آنکه تغییری واقعی در آزادی فرهنگی ایجاد شود. این سیاست حتی در صورتی که رسما اعلام نشود، تقریبا همیشه با هماهنگی ضمنی وزارت ارشاد، صداوسیما یا نهادهای امنیتی انجام می‌شود.

نظریه پشت سیاست فرهنگی در ایران

شکاف دولت ملت نه فقط سیاسی که فرهنگی است. چگونه حکومتی که وابسته به مشروعیت ایدئولوژیک است، شکاف فرهنگی را مدیریت می‌کند؟ چرا اجازه می‌دهد برخی صداها ظاهر شوند، اما در عمل چیزی تغییر نمی‌کند؟

در دهه‌های گذشته، نمونه‌هایی دیده شده‌اند که به‌وضوح سیاست دوگانه‌سازی فرهنگی را انعکاس می‌دهند. برای مثال بازگشت محدود حبیب محبیان در دوران محمود احمدی‌نژاد که وعده فعالیت رسمی به او داده شد، اما اجازه برگزاری کنسرت پیدا نکرد، یا محمد خردادیان که پس از بازگشت به ایران که با محدودیت شدید و حتی بازداشت روبه‌رو شد. در مواردی حضور برخی بازیگران مانند بهمن مفید یا سعید کنگرانی در فیلم‌ها ممکن شد اما کنترل حکومت با سانسور گسترده حفظ شد.

همچنین، پخش گزینشی آثار خوانندگان «آن ور آب» در مناسبت‌های رسمی، نمونه‌ای از استفاده از نوستالژی فرهنگی برای جذب مخاطب بوده بدون آنکه تحول ساختاری رخ دهد.

این تجربیات در کنار هم الگوی تکرارشونده‌ای را نمایش می‌دهند: کسانی ممنوع می‌شوند، سپس با یک بازنمایی محدود اجازه حضور می‌یابند اما همچنان در چارچوب‌های قانونی و ایدئولوژیک کنترل می‌شوند.

این امر نشان‌دهنده تلاش مدوام حکومت برای استخراج ارزش از نمادهای مهاجر است بی‌آنکه ساختار کنترل تغییر کند. حاصل این روند تلقین وجود نوعی انسجام فرهنگی است. در این حالت، هنر مهاجر تبدیل به بازوی نرم سیاست شده است: هنرمندی خارج‌نشین در رسانه‌های تحت کنترل، نمایش داده می‌شود و دوباره به فرهنگ رسمی گره می‌خورد. این طراحی رسانه‌ای، گفتمان مشروعیت‌بخش را بازتولید می‌کند؛ نه از طریق آزادی واقعی، بلکه از طریق مدیریت احساسات. بنابراین، هنر در یک وضعیت «آزادی محدود »عمل می‌کند؛ از نگاه رسمی مجاز، اما بدون استقلال.

نقش رسانه‌های اجتماعی در تسهیم روایت و واکنش مخاطب

پیچیدگی سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی زمانی بیشتر بروز می‌کند که رسانه‌های اجتماعی هم‌زمان عرصه نمایش کنترل‌شده و صحنه مقاومت انتقادی باشند.

گفت‌وگوی شب‌پره در پلتفرم‌هایی همچون ایکس باز منتشر شد و از طریق رسانه‌های داخلی بازتاب یافت. برخی کاربران این تعامل را دلیلی بر تمایل واقعی هنرمند به پیوند مجدد با وطن دانستند، در حالی که گروهی دیگر این پدیده را نمایشی می‌خواندند برای مشروعیت‌بخشی تصاویر نوستالژیک و از آن شدیدا انتقاد می‌کردند. بنابراین رسانه‌های اجتماعی در این سیاست نقش دوگانه‌ای دارند: هم میدان اجرای پروژه فرهنگی رسمی هستند و هم ابزار نقد و افشای این پروژه‌ها.

جمهوری اسلامی دنبال چیست؟

با جمع‌بندی شواهد و تحلیل نظری، می‌توان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی اهداف چندگانه‌ای را در سیاست فرهنگی‌اش دنبال می‌کند. نخست تلاش می‌کند کنترل سختگیرانه فرهنگی در درون کشور را از طریق ممنوعیت، سانسور و خطوط قرمز روشن حفظ کند. در عین حال با ایجاد تصویر گشایش فرهنگی از طریق بازنمایی محدود و انتخابی هنرمندان مهاجر برای جذب مخاطب می‌کوشد.

هدف این است که با کاهش شکاف میان دولت و ملت، به‌ویژه در ارتباط با شهروندان خارج‌نشین، نمایشی از احساسات نوستالژیک برپا کند و پیوند فرهنگی مشترک را القا کند. این کار به باور حکومت به تقویت مشروعیت سیاسی با استفاده از هنرمندان محبوب می‌انجامد اما در قالبی که توسط حکومت تعریف و مدیریت می‌شود.

این تعامل بین کنترل داخلی و نمایش گشایش نمایشی، در چارچوبی تعریف‌شده ممکن است. هنر هنرمندان خارج‌نشین فقط زمانی پذیرفته می‌شود که قابل پیش‌بینی و هدایت باشد.

  • شهرام شب‌پره به ایران‌اینترنشنال: به من پیشنهاد پول دادند اما به ایران نرفتم

    شهرام شب‌پره به ایران‌اینترنشنال: به من پیشنهاد پول دادند اما به ایران نرفتم