• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

حقایق قتل تلخ الهه حسین‌نژاد؛ جنایتی فراتر از یک زورگیری مرگبار

کامبیز حسینی
کامبیز حسینی

ایران‌اینترنشنال

۱۶ خرداد ۱۴۰۴، ۰۲:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۳:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

الهه حسین‌نژاد، دختری ۲۴‌ساله، چهارم خرداد ۱۴۰۴ پس از پایان کار روزانه‌اش در یک سالن زیبایی سعادت‌آباد، ماشین گرفت که به خانه برود، ولی هرگز نرسید. ۱۱ روز بعد، پیکرش در بیابان‌های اطراف تهران پیدا شد.

او قربانی قتلی تکان‌دهنده شد و قاتلش اعتراف کرد با انگیزه «زورگیری و سرقت تلفن همراه» او را به قتل رسانده است.

این جنایت را نمی‌توان و نباید به‌سادگی در چارچوب یک «زورگیری مرگبار» گنجاند؛ بلکه این تراژدی، نشانه‌ای دردناک از وضعیت ازهم‌پاشیده‌ امنیت عمومی در ایران، به‌ویژه برای زنان است.

واقعیت خیابان

آمار رسمی پلیس و مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که تنها در سال ۱۴۰۲ بیش از ۹۳۰ هزار فقره سرقت به ثبت رسیده که ۵۸ درصد آن‌ها به زورگیری و سرقت خشن اختصاص دارد؛ افزایشی ۴۱ درصدی نسبت به سال قبل.

این رشد هم‌زمان شده با جهش نرخ تورم، افزایش فقر و بیکاری جوانان که طبق گزارش بانک جهانی، به بیش از ۲۳ درصد رسیده است.

سخنگوی قوه قضاییه می‌گوید که ۸۰ درصد جرایم کشور، ریشه اقتصادی دارند. جمهوری اسلامی اما هیچ‌وقت برنامه موثری جهت اصلاح ساختار اقتصادی یا سیاست‌گذاری عدالت‌محور ارائه نکرده و این، ریشه‌های معضل را گسترده‌تر کرده است.

پلیس می‌گوید مقاومت نکنید!

پلیس توصیه کرده که «در برابر زورگیران مقاومت نکنید و جان خود را در اولویت قرار دهید».

این توصیه‌ای عقلانی‌ است، اما واقعیت این است که بسیاری از قربانیان حتی بدون مقاومت نیز مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته‌اند.

مشکل زورگیری با مقاومت‌نکردن مردم در برابر زورگیران ریشه‌کن نخواهد شد. مسئله، رفتار قربانی نیست، بلکه ساختار ناتوان در پیشگیری و حمایت موثر است.

در این میان، زنان جوان هدف‌های اصلی خشونت و سرقت خیابانی هستند؛ قربانیِ خلاء امنیتی در خیابان و غیبت سیاست حمایتی در ساختار قدرت. اگر با قربانی‌ها صحبت کنید، اکثریت آن‌ها دیگر خود را قربانی نمی‌دانند، بلکه حالا آن‌ها دادخواه هستند.

الهه که بود؟

الهه حسین‌نژاد نه فعال سیاسی بود، نه چهره‌ای رسانه‌ای؛ او یک زن جوان با رویاهایی ساده اما شریف بود. از نوشته‌ها و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی می‌شد فهمید که دغدغه‌اش عدالت، زیبایی، و زندگی انسانی‌ است.

در یکی از پست‌هایش، جمله‌ای از فیلسوف بریتانیایی، برایان مگی را نقل کرده: «می‌خواهم طوری زندگی کنم که از زندگی لذت ببرم؛ اگر موفقیتی حاصل شد، چه بهتر. ولی اگر نشد، خوب زندگی کرده‌ام و همین کافی‌ است.»

الهه، اما نه‌تنها به موفقیت، که به زندگی هم نرسید.

سرقت‌اولی‌ها!

جنایت علیه الهه، تنها یک اتفاق جنایی فردی نیست؛ بلکه بازتابی‌ است از ناتوانی ساختار حاکم در تامین حداقل امنیت برای شهروندانش.

وقتی طبق آمار رسمی، نیمی از سارقان «سرقت‌اولی» هستند، این تنها زنگ خطری برای امنیت نیست؛ بلکه نشانه‌ای‌ است از یک جامعه در آستانه‌ی فروپاشی اخلاقی و معیشتی. وقتی سرقت موبایل به قتل ختم می‌شود، فاصله‌ میان بحران اقتصادی و فاجعه انسانی تا چه حد کم شده است؟

الهه حسین‌نژاد می‌توانست هر زن، هر دختر یا هر انسان دیگری در خیابان‌های ایران باشد. تا زمانی که نظام حکمرانی ایران به‌جای پرداختن به ریشه‌های بحران، صرفاً صورت‌مسئله را پاک کند، چرخه‌ خشونت ادامه خواهد داشت.

«برنامه» و پرسشی از دل جامعه

در تازه‌ترین قسمت برنامه‌ی «با کامبیز حسینی»، به این ماجرا پرداختیم. مریم دهکردی، روزنامه‌نگار، مهمان برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان تجربه‌های خود را از زورگیری و ناامنی در ایران با ما در میان گذاشتند. پرسش ما این بود: تجربه‌ شما از زورگیری در سطح شهر چیست؟

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

ایران از غنی‌سازی چه به‌دست آورده است و به چه بهایی؟

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
بهروز بیات, مهدی قدسی

پس از پنج دور مذاکره، تهران و واشینگتن با وجود ابراز خوش‌بینی محتاطانه، همچنان بر خط قرمز متناقض خود پافشاری می‌کنند: غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران. اما آیا این برنامه با وجود همه هزینه‌هایی که بر دوش مردم گذاشته، واقعاً ارزش نمادین خود را دارد؟

هسته اصلی مناقشه، مسئله غنی‌سازی است. در حالی‌که ایران تمایل خود را برای حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالا (HEU) و پذیرش بازرسی‌های شدیدتر اعلام کرده، همچنان بر حق خود برای غنی‌سازی اورانیوم در سطح پایین (LEU) برای مقاصد صلح‌آمیز اصرار می‌ورزد.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، حتی این سطح از توانمندی را نیز معادل برخورداری بالقوه از قابلیت ساخت سلاح هسته‌ای می‌داند.

در ایران، برنامه غنی‌سازی مدت‌هاست که به نمادی از غرور ملی تبدیل شده است. اما آن‌سوی این ارزش نمادین، زیرساختی پرهزینه، کهنه و ناکارآمد قرار دارد که نه تنها از نظر فنی مزیتی چشم‌گیر ندارد، بلکه بار اقتصادی سنگینی بر کشور تحمیل کرده است.

این مقاله، سیر تحول و کارایی فنی برنامه غنی‌سازی ایران، جایگاه بین‌المللی آن، و باری را که بر اقتصاد و زندگی مردم نهاده، بررسی می‌کند.

فرصت‌های از دست‌رفته و مسیر تنش‌زا

ایران نخستین بار در سال ۱۹۸۷ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، با کمک شبکه قاچاق هسته‌ای متعلق به عبدالقدیر خان از پاکستان، غنی‌سازی اورانیوم را آغاز کرد. با این حال، ریشه‌های این برنامه به دهه ۱۹۷۰ و دوره پهلوی بازمی‌گردد، زمانی که ایران در چارچوب ابتکار «اتم برای صلح» با حمایت ایالات متحده به‌دنبال ایجاد برنامه‌ای غیرنظامی برای انرژی هسته‌ای بود.

در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، ایران در زمینه ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای با چین و روسیه همکاری کرد، اما در عین حال تاسیسات غنی‌سازی نطنز و فردو را به شکل پنهانی بنا نهاد؛ تاسیساتی که بعدها از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افشا شدند.

در آغاز دهه ۲۰۰۰، ایران فرصتی برای اثبات شفافیت خود داشت. اما پنهان‌کاری در تاسیسات و مانع‌تراشی در برابر بازرسی‌ها – در غیاب توجیه اقتصادی قانع‌کننده – به تشدید بدبینی جهانی انجامید.

پس از سال‌ها مذاکره، در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای (برجام) حاصل شد؛ توافقی که سقف غنای اورانیوم و ذخایر آن را محدود می‌کرد، شمار سانتریفیوژها را کاهش می‌داد و نظارت آژانس را افزایش می‌داد. در مقابل، برخی از تحریم‌ها برداشته شد.

هدف دیگر برجام، بازگرداندن ایران به چرخه اقتصاد جهانی بود. با وجود حمایت دولت روحانی از گشایش محدود، رهبر جمهوری اسلامی با روابط عمیق‌تر با آمریکا مخالفت کرد و چنین ضربه‌ای به روح برجام مانع از ورود سرمایه گذاری خارجی به ایران شد.

خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، این روند را به‌کلی از مسیر خارج کرد. ایران نیز گام‌به‌گام تعهدات خود را نقض کرد و تحریم‌ها مجدداً اعمال شدند.

در این میان، بازیگران قدرتمندی همچون سپاه پاسداران – که از شرایط تحریمی سود می‌برد و در چارچوب سازوکار «حفاظت داخلی برای فروش» فعالیت می‌کند – از ابتدا با برجام مخالف بودند.

در نهایت، برنامه غنی‌سازی به ابزاری سیاسی بدل شد، نه راهبردی برای تامین انرژی؛ نمادی از ایستادگی که به بهای کاهش شدید رفاه عمومی پیگیری شد.

برنامه‌ای ناکارآمد و پرهزینه

برنامه غنی‌سازی ایران به‌شدت متکی به سانتریفیوژهای مدل IR-1 و اخیرأ شماری اندک از دیگر دستگاه های پیشرفته‌تر است، ماشین‌هایی با طراحی دهه ۱۹۷۰ در پاکستان که نه‌تنها کارآمد نیستند، بلکه مستعد خرابی‌اند. در مقابل، کشورهای دارای فناوری پیشرفته از سانتریفیوژهایی با راندمان بالا استفاده می‌کنند که بازدهی بیشتری در قبال مصرف انرژی دارند.

بر اساس برآوردهای موجود، هزینه غنی‌سازی هر واحد کار جداسازی (SWU) در ایران بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار است، در حالی که این رقم در کشورهای پیشرفته حدود ۴۰ دلار است.

استخراج اورانیوم نیز در ایران بسیار ناکارآمد است. طبق داده‌های آژانس و گزارش‌های خود ایران، تولید هر کیلوگرم اکسید اورانیوم (U₃O₈) حدود ۱۷۵۰ دلار هزینه دارد، در حالی‌که این رقم در کانادا تنها ۶۰ دلار است.

تعهد سیاسی به خودکفایی هسته‌ای، اگرچه از منظر نمادین قابل درک است، اما از نظر اقتصادی به ضد خود تبدیل شده است.

مسئله بدتر آن‌که، تقاضای داخلی چندانی نیز برای اورانیوم غنی‌شده در ایران وجود ندارد. نیروگاه بوشهر همچنان با سوخت روسی کار می‌کند و هیچ‌یک از راکتورهای داخلی از اورانیوم با غلظت پایین ایرانی استفاده نمی‌کنند.

در سطح جهانی، اکثر کشورها سوخت هسته‌ای را وارد می‌کنند و وارد فرآیند غنی‌سازی نمی‌شوند؛ چرا که این کار صرفه اقتصادی ندارد. بنابراین، برنامه غنی‌سازی ایران بیش از آن‌که یک راهبرد منطقی باشد، نشانه‌ای نمادین است.

یک دهه تحریم و رنج اقتصادی

موضع هسته‌ای ایران هزینه‌ای سنگین بر کشور تحمیل کرده است.

از سال ۲۰۱۱ تاکنون، تحریم‌ها رشد تجارت، سرمایه‌گذاری و تولید ناخالص داخلی را به‌شدت مختل کرده‌اند.

صادرات نفت از دو و نیم میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۱ به کمتر از ۴۰۰ هزار بشکه در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ کاهش یافت. گرچه صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۴ به یک و نیم میلیون بشکه بازگشت، اما هنوز به سطح پیشاتحریم نرسیده است.

تولید ناخالص داخلی واقعی ایران در سال ۲۰۱۱ حدود ۱۳ درصد افت کرد و تاکنون به سطح سرانه پیش از آن بازنگشته است.

اگر ایران روند رشد پیش از ۲۰۱۱ را حفظ می‌کرد – با میانگین رشد ۵.۹ درصد – تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۲۴ حدود ۸۲۸ میلیارد دلار می‌بود، در حالی‌که اکنون کمتر از ۴۰۰ میلیارد دلار است.

حتی با در نظر گرفتن بحران‌هایی نظیر کووید-۱۹ یا جهش قیمت جهانی کالاها، هزینه فرصت برنامه هسته‌ای و تحریم‌های مرتبط با آن بین ۳۹۹ تا ۴۱۴ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

ارزش ریال ایران نیز از ۲۰۱۱ به این سو به‌شدت سقوط کرده و نرخ تورم طی شش سال اخیر به‌طور میانگین ۴۰ درصد بوده است. دستمزدهای واقعی افت شدیدی برای خانوارهای با درآمد ثابت داشته، و شکاف طبقاتی تشدید شده است.

دور پنجم گفت‌وگوهای ایران و آمریکا بدون پیشرفت پایان یافت، اما ادامه مذاکرات نشان می‌دهد دو طرف همچنان به یک توافق امیدوارند. در حالی‌که برنامه غنی‌سازی دیگر نه منفعت راهبردی دارد و نه سود اقتصادی، تنها کارکرد سیاسی آن باقی مانده است.

پیشنهادهایی برای گریز از بن‌بست
در حال حاضر چندین طرح در دست بررسی است:

یکی از آن‌ها ایجاد کنسرسیومی منطقه‌ای در خلیج فارس برای نظارت بر برنامه غنی‌سازی ایران است. گرچه این طرح هنوز پایه عملی محکمی ندارد، اما می‌تواند راهی برای حفظ ظاهر حق غنی‌سازی بدون اجرای عملی آن باشد.

پیشنهاد دیگر، به رسمیت شناختن حق نظری ایران برای غنی‌سازی طبق معاهده ان‌پی‌تی در کنار تعلیق کامل فعالیت‌های داخلی است.

طرح سوم نیز، ارائه غرامت مالی در ازای برچیدن تاسیسات غنی‌سازی را مطرح می‌کند.

شاید پیشنهادهای خلاقانه‌تری نیز مطرح شوند. اما آنچه اکنون اهمیت دارد، جلوگیری از بروز یک درگیری نظامی است.

رهبران جمهوری اسلامی باید میان سرسختی ایدئولوژیک و آینده‌ای مبتنی بر دیپلماسی خرد‌گرایانه یکی را برگزینند.

برنامه غنی‌سازی تاکنون، نه فقط در قالب تولید ناخالص داخلی از دست‌رفته، بلکه در قالب زندگی و آینده میلیون‌ها شهروند عادی، بهای گزافی داشته است.

غرور نمادین جایگزین رفاه واقعی نیست. زمان آن فرا رسیده که ایران مسیر تازه‌ای را برگزیند.

نامور حقیقی: گذشت زمان در مذاکرات به نفع ایران نیست

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

علیرضا نامور حقیقی، تحلیل‌گر سیاسی گفت: «ایران اگر نخواهد انعطاف حداکثری در مذاکرات با آمریکا داشته باشد با چالش‌های بیشتری مواجه خواهد شد.»

او افزود: «گذشت زمان به نفع ایران نیست و هرچه روند مذاکرات بیشتر ادامه یابد، احتمال اقدام اسرائیل علیه ایران افزایش می‌یابد.»

حسین آقایی: پوتین به‌دنبال بازی با کارت ایران در مذاکرات صلح اوکراین است

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

حسین آقایی، پژوهشگر روابط بین‌الملل و امور استراتژیک، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت: «ترامپ به‌جای گفت‌وگو با متحد خود، اسرائیل، در تلاش است با بهره‌گیری از میانجی‌گری مسکو، سطح تنش با جمهوری‌اسلامی را کاهش دهد. از نگاه آمریکا، روسیه به‌دلیل روابط نزدیک با جمهوری اسلامی می‌تواند نقشی موثرتر در این بحران ایفا کند.»

آقایی با اشاره به حملات اوکراین به عمق خاک روسیه و تهدیدهای ترامپ درباره اعمال تحریم‌های بیشتر علیه مسکو در صورت تداوم جنگ افزود: «پوتین در پی آن است که با استفاده از کارت میانجی‌گری در مساله جمهوری اسلامی، نرخ چانه‌زنی خود را در پرونده اوکراین بالا ببرد.»

او ادامه داد: «پوتین به‌دنبال تحقق نوعی توافق محدود میان تهران و واشینگتن است؛ چرا که به زعم او، در حال حاضر تهران در موضع ضعف قرار دارد و این فرصت مناسبی برای روسیه است تا در ازای میانجی‌گری در پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی، امتیازاتی در عرصه جنگ اوکراین برای خود کسب کند.»

شکست در آزمون تاب‌آوری سوخت بوشهر و تردید درباره صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

«برای نیروگاه بوشهر یک نمونه سوخت اتمی ساختیم. از روس‌ها تقاضا کردیم که این سوخت را بگذاریم در راکتور بوشهر که تاب‌آوری‌اش را اندازه بگیریم که اجازه ندادند.» این جملات را علی‌اکبر صالحی، رییس پیشین سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، اخیرا در یک برنامه‌ی تلویزیونی بیان کرد.

او به‌صراحت اذعان کرد که تلاش برای آزمون تاب‌آوری سوخت هسته‌ای ساخت ایران جهت استفاده در نیروگاه بوشهر با شکست مواجه شده است.

این اعتراف از زبان مقام ارشد سابق هسته‌ای جمهوری اسلامی، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که سال‌ها مورد تردید کارشناسان بین‌المللی بود.

مشروح کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

روح‌الله رحیم‌پور: تجربه‌های همکاری تهران با روسیه و چین پیامدهای امنیتی برای ایران داشته‌

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۱۵:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

روح‌الله رحیم‌پور، تحلیل‌گر سیاسی درباره اظهارات اخیر علی‌اکبر صالحی درباره کارشکنی روس‌ها به ایران اینترنشنال گفت: «اظهارات علی‌اکبر صالحی درباره روسیه تنها به این کشور محدود نمی‌شود؛ او از نمونه‌های متعددی از کارشکنی چینی‌ها نیز یاد کرده است. به‌گفته او، روسیه و چین بارها جمهوری اسلامی را در قراردادهای بلندمدت در شرایط دشوار قرار داده‌اند.»

رحیم‌پور افزود: «این مسئله فقط به موضوعات هسته‌ای محدود نیست؛ در دیگر حوزه‌ها، به‌ویژه پروژه‌های زیرساختی، تجربه همکاری با این دو کشور پر از ناکامی بوده است. به‌عنوان نمونه، پروژه آزادراه تهران–شمال با وجود مشارکت طرف چینی، دهه‌ها زمان، سرمایه و انرژی را به هدر داده است.»

به گفته این تحلیلگر سیاسی، علاوه بر ناکارآمدی اقتصادی، این تجربه‌ها پیامدهای امنیتی نیز برای جمهوری اسلامی داشته‌اند.

او تاکید کرد: «با وجود روابط گسترده، چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل، هرگز از مواضعی که جمهوری اسلامی برای خود قائل بوده، حمایت نکرده‌اند؛ در بهترین حالت، در برابر قطعنامه‌ها و بیانیه‌های بین‌المللی تنها به رأی ممتنع بسنده کرده‌اند. در مجموع، همکاری با این دو قدرت نه‌تنها به سود مردم ایران نبوده، بلکه هزینه‌های سنگینی در پی داشته است.»