• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

جزییات جدید از نقش سپاه پاسداران در فاجعه بندرعباس

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۰۱:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۳:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

در پی آتش‌سوزی گسترده در بندر رجایی بندرعباس، گمرک جمهوری اسلامی ایران در بیانیه‌ای اعلام کرده است که محموله‌ای که منجر به آتش‌سوزی شده، در سامانه‌های این سازمان ثبت نشده و تحت نظارت گمرک نبوده است.

این موضوع نشان‌دهنده ورود یک محموله خارج از فرآیندهای رسمی گمرکی به محوطه بندر است؛ مسئله‌ای که این سؤال مهم را پیش می‌کشد: کدام نهاد یا شخصیتی در کشور دارای آن‌چنان قدرتی است که می‌تواند گمرک را دور بزند و مواد بسیار خطرناکی را بدون نظارت وارد یکی از حساس‌ترین بنادر کشور کند؟

در پاسخ به این سوال، توجه‌ها بار دیگر به سمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جلب شده؛ نهادی که شبکه‌ای از شرکت‌ها و نهادهای رسمی و پوششی در سراسر کشور، از جمله در بندر رجایی، تحت کنترل آن هستند.

سابقه اظهارات مقامات رسمی جمهوری اسلامی نیز این گمانه را تقویت می‌کند. برای مثال، محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری پیشین، سال‌ها پیش به اسکله‌های غیرمجاز تحت کنترل این نهاد اشاره کرده و آن‌ها را «برادران قاچاقچی خودمان» نامیده بود.

اکنون سه روز از آتش‌سوزی در بندر رجایی گذشته، اما هنوز هیچ مقام رسمی حاضر نشده است توضیح دهد این حادثه از کجا آغاز شده و دقیقا چه محموله‌ای باعث انفجار شده است.

سانسور رسانه‌ای گسترده‌ای نیز بر این موضوع اعمال شده و شفاف‌سازی در این زمینه متوقف مانده است.

در همین حال، سعید جعفری، مدیرعامل شرکت توسعه خدمات دریایی و بندری سینا، اعلام کرده که انفجار در محوطه اختصاصی این شرکت رخ داده است. این شرکت زیرمجموعه بنیاد مستضعفان است و بنیاد نیز تحت ریاست سرتیپ پاسدار حسین دهقان، از فرماندهان ارشد سپاه و وزیر دفاع پیشین، اداره می‌شود.

سخنگوی وزارت دفاع، سرتیپ پاسدار رضا طلایی‌نیک، اعلام کرده است که نیروهای مسلح محموله نظامی در بندر نداشته‌اند. با این حال، کارشناسان معتقدند این اظهارات می‌تواند نوعی بازی با کلمات باشد؛ چراکه برخی مواد اولیه مانند «پرکلرات سدیم» که گفته می‌شود منشاء آتش‌سوزی بوده، پیش از تبدیل شدن به سوخت موشک، در طبقه‌بندی رسمی «محموله نظامی» قرار نمی‌گیرند.

دو کشتی ایرانی با نام‌های «جیران» و «گلبن» در ماه‌های گذشته حدود دو هزار تُن پرکلرات سدیم وارد بندرعباس کرده‌اند. پرسش مهم اینجاست که این محموله‌ها در کجا تخلیه و انبار شده‌اند؟ گمرک اعلام کرده این مواد در محدوده تحت کنترل آن‌ها نبوده، اما شرکت سینا وابسته به بنیاد مستضعفان مسئولیت وقوع انفجار در محوطه خود را پذیرفته و آن را تکذیب نکرده است.

در همین راستا، باید پرسید چرا و چگونه بنیاد مستضعفان می‌تواند واردات و انبار مواد خطرناک را خارج از کنترل گمرک انجام دهد؟ این موضوع تاکنون به‌طور رسمی روشن نشده، اما با توجه به سوابق بنیاد، ارتباطات آن با سپاه پاسداران و نقش آن در حمایت مالی از این نهاد ـ مانند پرداخت حقوق شبه‌نظامیان فاطمیون از سوی بانک سینا برای نیروی قدس ـ چنین فرضی دور از ذهن نیست.

بر اساس اطلاعات موجود، ترمینال شماره دو بندر رجایی ـ که محل حادثه بوده ـ از سال ۱۳۹۳ تحت کنترل کامل شرکت بندری سینا وابسته به بنیاد مستضعفان قرار دارد. این ترمینال که حدود ۹۰ هزار هکتار وسعت دارد، یکی از مهم‌ترین مراکز تخلیه و بارگیری کانتینری کشور است.

با توجه به اینکه تنها دو اپراتور عمده در بندر رجایی فعال هستند ـ ترمینال یک تحت مدیریت بتا و ترمینال دو تحت مدیریت شرکت سینا ـ مشخص است که محل وقوع حادثه مستقیما در منطقه تحت مدیریت بنیاد مستضعفان بوده است.

مجموعه تحت نظر سردار حسین دهقان، رییس بنیاد مستضعفان، نه‌تنها کنترل کامل ترمینال دو را در اختیار دارد بلکه از طریق هلدینگ‌های حمل‌ونقل بنیاد مانند «پایا ترابر سینا»، در مالکیت کشتی‌ها و واردات از چین نیز نقش پررنگی دارد. مدیرعامل این هلدینگ نیز عضو هیئت رییسه اتحادیه مالکان کشتی‌هاست که بسیاری از کشتی‌های واردکننده کالا از چین عضو آن هستند.

در واقع، بنیاد مستضعفان تحت ریاست یکی از فرماندهان ارشد سپاه، کنترل بخش مهمی از بندر رجایی را در اختیار دارد؛ منطقه‌ای که آتش‌سوزی از آن آغاز شده و محموله‌های خطرناک در آن انبار شده‌اند.

به همین دلیل، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که نقش بنیاد در ورود و انبار پرکلرات سدیم چه بوده است؟ و این مواد چگونه بدون ثبت در گمرک، به‌عنوان کالای معمولی وارد این منطقه حساس شده‌اند؟

حضور دیگر فرماندهان ارشد سپاه در این پرونده نیز قابل توجه است. سرتیپ پاسدار اسکندر مومنی، وزیر کشور، پس از انفجار به بندرعباس سفر کرده و از احضار برخی مقصران خبر داده است. او به همراه سرتیپ پاسدار حسین ساجدی‌نیا، رییس سازمان مدیریت بحران ـ که پیش‌تر از فرماندهان نیروی انتظامی بوده ـ مسئولیت رسیدگی به بحران را بر عهده دارند. سرتیپ پاسدار پورجمشیدیان، معاون امنیتی وزارت کشور، نیز در این روند حضور دارد. این حضور گسترده فرماندهان سپاه در تمامی ابعاد حادثه، اعم از قبل، حین و پس از انفجار، نشان‌دهنده ارتباط ساختاری این نهاد با بحران بندرعباس است.

در حال حاضر، بسیاری از خانواده‌ها در سوگ عزیزان خود هستند و بسیاری دیگر همچنان از سرنوشت بستگانشان بی‌خبرند. در همین حال، محدودیت‌های خبری شدید و تهدیدهای قضایی علیه رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی اعمال شده است. این فاجعه، نتیجه آن چیزی است که در سطح ملی در جریان است؛ یعنی سپردن کامل اداره کشور به نهادهای نظامی و امنیتی، با تایید مستقیم رهبری جمهوری اسلامی.

نه‌تنها این حادثه باید به‌صورت شفاف بررسی شود، بلکه حوادث مشابه گذشته نیز باید مورد توجه قرار گیرند؛ از جمله انفجار قطار نیشابور در سال ۱۳۸۲ که حامل هفت واگن نیترات آمونیوم بود. آن قطار در نزدیکی پایگاه‌های موشکی سپاه و وزارت دفاع منفجر شد، اما هیچ‌گاه پاسخ شفافی درباره دلیل حمل این حجم مواد خطرناک نظامی ارائه نشد.

انفجار بندرعباس ‌تنها یک حادثه صنعتی یا بندری نیست، بلکه نماد آشکار یک بحران عمیق ساختاری در مدیریت کشور و فقدان شفافیت در عملکرد نهادهای قدرتمند نظامی ـ امنیتی است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

فرزین ندیمی: محموله‌های انفجاری سپاه در قالب بارهای کانتینری وارد بندر رجایی شده بودند

۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

فرزین ندیمی، تحلیلگر امور دفاعی و امنیتی به ایران اینترنشنال گفت: «محموله‌های انفجاری در قالب بارهای کانتینری وارد بندر رجایی شده بودند، چون بنادر متعلق به سپاه زیرساخت تخلیه کانتینر ندارند.»

او افزود: «همچنین در بندر رجایی امکان مخفی‌سازی این محموله‌ها بیشتر است، به‌ویژه زمانی که اظهارنامه گمرکی نداشته باشد.»


شهرام خلدی: خوش‌بینی ترامپ به مذاکرات تلاشی است برای حفظ طرف مقابل بر سر میز مذاکره

۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۰۹:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

جیک سالیوان، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، گفت باور دارد دولت دونالد ترامپ احتمالا به توافقی هسته‌ای با تهران دست خواهد یافت که در عناصر اصلی تفاوت چندانی با برجام که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد، نخواهد داشت.

شهرام خلدی، استاد روابط بین‌الملل به ایران‌اینترنشنال گفت خوش‌بینی ترامپ، خوش‌بینی کسی است که به عنوان سردمدار واقعی مذاکرات می‌خواهد این مذاکرات دچار خدشه نشود.

خلدی تاکید کرد: «ترامپ تلاش می‌کند یک هاله نقره‌ای رنگ پیرامون ابر خاکستری و بسیار مبهم این مذاکرات ترسیم کند تا شاید در پایان این تونل یک روشنایی وجود داشته باشد و جمهوری اسلامی قبول کند غنی‌سازی را متوقف کند.»

او افزود خوش‌بینی ترامپ بیشتر برای نگه داشتن طرف مقابل بر سر میز مذاکره است.

پنهان‌کاری حکومت و سایه سنگین سانسور بر انفجار بندرعباس

۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۲:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

انفجار مرگبار بندر رجایی در نزدیکی بندرعباس یکی از فاجعه‌بارترین رویدادهایی است که در ایران رُخ داده است. با این حال، تلاش‌های حکومت جمهوری اسلامی برای پنهان‌کاری ابعاد این فاجعه و جلوگیری از اطلاع‌رسانی صحیح، باعث شده تا حقیقت این واقعه به طور کامل از چشم مردم پنهان بماند.

چرا جمهوری اسلامی می‌خواهد ابعاد فاجعه بندر عباس را تنزل بدهد و آن را با پنهان‌کاری کوچکتر از ابعاد واقعی آن جلوه دهد؟

شاهدان عینی و گزارش‌های مردمی از کشته شدن و مجروح شدن شمار زیادی از افراد خبر می‌دهند، اما مقامات رسمی همچنان سعی دارند آمارها را به طور غیرواقعی پایین و عمق فاجعه را کم‌اهمیت نشان دهند.

برخلاف اطلاع رسانی رسمی که کند، مبهم و توام با پنهان‌کاری بوده، مردم و فعالان فضای مجازی به سرعت وارد عمل شده و اقدام به انتشار جزئیات بیشتری از حادثه کردند.

این امر باعث شد تا عمق فاجعه آشکارتر شود و مشخص شود که حکومت عمدا ابعاد آن را کوچک‌تر از آنچه که بود، جلوه داده است.

پنهان‌کاری و تهدید خبرنگاران

مقامات حکومت، از جمله سپاه پاسداران و نهادهای قضائی، در تلاش بوده‌اند تا با تهدید خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای، مانع از افشای اطلاعات بیشتر شوند.

به محض وقوع انفجار در بندر رجایی، حکومت به سرعت وارد عمل شد تا جلوی گزارش‌گری آزاد و مستقل رسانه‌ها را بگیرد. دادستان کل کشور به رسانه‌ها و فعالان فضای مجازی هشدار داد که در صورت انتشار اطلاعات غیررسمی درباره این فاجعه، با آن‌ها برخورد خواهد شد و پرونده‌هایی علیه‌شان تشکیل خواهد شد.

این نوع تهدیدها نه تنها نقض حقوق آزادی بیان است، بلکه نشان‌دهنده تلاش‌های سیستماتیک برای سانسور اطلاعات و جلوگیری از آگاهی عمومی است.

همچنین، رهبر جمهوری اسلامی تا دو روز پس از وقوع انفجار و در حالی که مردم در حال سوگواری بودند، هیچ پیامی برای تسلیت ارسال نکرد و پس از دو روز به صدور یک پیام رسمی بی‌روح اقدام کرد. این در حالی است که او در مورد مرگ افرادی چون حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان، پیامی مفصل و پرسوز و گداز صادر کرده بود.

رسانه ملی: پنهان‌کاری و بی‌تفاوتی

صداوسیمای جمهوری اسلامی، که خود را به نادرستی «رسانه ملی» می‌نامد، در این بحران هم به جای خبر رسانی سریع، دقیق و جامع و ابراز همدردی با مردم ، مثل همیشه تلاش کرد تا به جای خبر رسانی در خدمت سانسور نهادهای اطلاعاتی و امنیتی باشد و حتی با پخش برنامه‌های طنز در شرایطی که مردم داغدار و سوگوار بودند انتقادات بسیاری را برانگیخت.

صداوسیما به‌جای پوشش مناسب خبری، به پخش برنامه‌هایی پرداخت که هیچ‌گونه هم‌دلی با وضعیت مردم نداشت. این بی‌توجهی از دید مردم پنهان نمانده است.

سازمان مدیریت بحران: بی‌کفایتی و کمبود تجهیزات

یکی دیگر از وجوه آشکار بی‌کفایتی حکومت، عملکرد سازمان مدیریت بحران در پاسخ به انفجار بندرعباس بود. این سازمان که برای سال‌ها بودجه‌های کلانی دریافت کرده است، در زمان بحران عملکرد مایوس کننده‌ای از خود نشان داد که تابعی از عملکرد مایوس کننده کل جمهوری‌ اسلامی است.

نه تنها تجهیزات لازم و کافی و به موقع برای آتش‌نشانان و نیروهای امدادی فراهم نشده بود، بلکه حتی در مدیریت بحران هرج و مرج و سردرگمی دیده می‌شد. نیروی انسانی و تجهیزات امدادی در چنین شرایطی باید در دسترس باشند، اما در عمل، شاهد نبود تجهیزات مناسب برای مقابله با چنین فاجعه‌ای بودیم.

این واقعیت که در وسط بحران امدادگران با تجهیزات ناکافی و تنها با فداکاری خود وارد عمل می‌شوند، نمادی از ناتوانی و بی‌توجهی مسئولان است.

نقش سپاه پاسداران در سانسور و پنهان‌کاری‌ها

یکی از جنبه‌های مهم این فاجعه، سکوت سپاه پاسداران است. گزارش‌های خارجی به نقل از شرکت‌های امنیتی حاکی از آن است که انفجار ممکن است به دلیل مواد اولیه ساخت سوخت موشک در انبارهای بندر رجایی بوده باشد.

این مواد از چین وارد شده و در بندر رجایی انبار شده بود اما سپاه پاسداران تاکنون هیچ‌گونه توضیحی در مورد این موضوع نداده و سکوت کرده است.

بسیاری از مردم ایران این فاجعه را با انفجار بندر بیروت در سال ۲۰۲۰ مقایسه کرده‌اند که در آن ۲۷۰۰ تن نیترات آمونیوم در بندر بیروت انبار شده و موجب مرگ ۲۲۰ نفر شد.

در ایران نیز مشابه چنین حوادثی در گذشته مشاهده شده است؛ مانند سرنگونی هواپیمای اوکراینی با موشک‌های سپاه پاسداران که در آن ۱۷۶ نفر جان خود را از دست دادند و حکومت در ابتدا منکر آن شد و پس از افشاگری رسانه‌های مستقل مجبور به پذیرش مسئولیت شد.

نتیجه‌گیری: بی‌اعتمادی بیشتر به حکومت

در نهایت، آن‌چه که این فاجعه و دیگر فجایع نشان می‌دهند، بی‌کفایتی، پنهان‌کاری و بی‌توجهی حکومت به زندگی و جان مردم است. مردم ایران در سال‌های اخیر بارها با سرکوب، نادیده گرفتن حقوق خود و عدم پاسخگویی مسئولان مواجه شده‌اند.

در چنین شرایطی، مردم به‌طور فزاینده‌ای احساس می‌کنند که نه تنها مسئولان را نماینده خود نمی‌دانند، بلکه نمی‌توانند به آن‌ها اعتماد کنند.

در این وضعیت، مردم ایران نه تنها رهبر جمهوری اسلامی را رهبر خود نمی‌دانند، بلکه صداوسیما و دیگر نهادهای دولتی را نیز به عنوان نمایندگان خود نمی‌شناسند. بسیاری ازمردم ایران معتقدند اگر جمهوری اسلامی به حیات خود ادامه دهد، زندگی و جان بسیاری از مردم در خطر خواهد بود. این یک تجربه زیسته مردم است.آخرین نمونه آن انفجار بندرعباس.

پنهان‌کاری حکومت و سایه سنگین سانسور بر انفجار بندرعباس

۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۱:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

پنهان‌کاری جمهوری اسلامی درباره ابعاد فاجعه مرگبار انفجار بندر‌عباس؛ چرا جمهوری‌ اسلامی می‌خواهد ابعاد فاجعه بندرعباس را تنزل دهد و آن را کوچک‌تر از ابعاد واقعی آن جلوه دهد؟

انفجار مرگبار بندر رجایی در نزدیکی بندرعباس یکی از فاجعه‌بارترین رویدادهایی است که در ایران رخ داده است. با این حال، تلاش‌های حکومت جمهوری اسلامی برای پنهان‌کاری ابعاد این رویداد و جلوگیری از اطلاع‌رسانی صحیح باعث شده تا حقیقت این واقعه به‌طور کامل از چشم مردم پنهان بماند.

شاهدان عینی و گزارش‌های مردمی از کشته و مجروح شدن شمار زیادی از افراد خبر می‌دهند، اما مقامات رسمی همچنان سعی دارند آمارها را به‌طور غیرواقعی پایین و عمق فاجعه را کم‌اهمیت نشان دهند.

برخلاف اطلاع‌رسانی رسمی که کُند، مبهم و توام با پنهان‌کاری بوده، مردم و فعالان فضای مجازی به‌سرعت وارد عمل شدند و اقدام به انتشار جزییات بیشتری از حادثه کردند.

این امر باعث شد تا عمق فاجعه آشکار و مشخص شود که حکومت عمدا ابعاد آن را کوچک‌تر از آنچه که بود، جلوه داده است.

پنهان‌کاری و تهدید خبرنگاران

مقامات و دستگاه‌های حکومتی، از جمله سپاه پاسداران و نهادهای قضایی، در تلاش بوده‌اند تا با تهدید خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای، مانع از افشای اطلاعات بیشتر شوند.

به محض وقوع انفجار در بندر رجایی، حکومت به‌سرعت وارد عمل شد تا جلوی گزارشگری آزاد و مستقل رسانه‌ها را بگیرد.

دادستان کل کشور به رسانه‌ها و فعالان فضای مجازی هشدار داد در صورت انتشار اطلاعات غیررسمی درباره این فاجعه، با آن‌ها برخورد و پرونده‌هایی علیه‌شان تشکیل خواهد شد.

این گونه تهدیدها نه‌تنها نقض حق آزادی بیان به شمار می‌رود، بلکه نشان‌دهنده تلاش‌های سیستماتیک برای سانسور اطلاعات و جلوگیری از آگاهی عمومی است.

همچنین، رهبر جمهوری اسلامی تا دو روز پس از وقوع انفجار و در شرایطی که مردم در حال سوگواری بودند، هیچ پیامی برای تسلیت ارسال نکرد و پس از دو روز به صدور یک پیام رسمی بی‌روح اقدام کرد.

این در حالی است که او برای مرگ افرادی چون حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان، پیامی مفصل و پرسوز و گداز صادر کرده بود.

رسانه ملی: پنهان‌کاری و بی‌تفاوتی

صدا و سیمای جمهوری اسلامی که خود را به نادرستی «رسانه ملی» می‌نامد، در این بحران نیز به‌جای خبررسانی سریع، دقیق و جامع و ابراز همدردی با مردم، مثل همیشه تلاش کرد تا در خدمت سانسور نهادهای اطلاعاتی و امنیتی باشد و حتی با پخش برنامه‌های طنز در شرایطی که مردم داغدار و سوگوار بودند، انتقادات بسیاری را برانگیخت.

صدا و سیما به‌جای پوشش مناسب خبری، به پخش برنامه‌هایی پرداخت که هیچ‌گونه هم‌دلی با وضعیت مردم نداشت. این بی‌توجهی از دید مردم پنهان نمانده است.

سازمان مدیریت بحران: بی‌کفایتی و کمبود تجهیزات

یکی دیگر از وجوه آشکار بی‌کفایتی حکومت، عملکرد سازمان مدیریت بحران در واکنش به انفجار بندرعباس بود.

این سازمان که برای سال‌ها بودجه‌های کلانی دریافت کرده است، در زمان بحران عملکرد مایوس‌کننده‌ای از خود نشان داد که تابعی از عملکرد مایوس‌کننده کل جمهوری‌اسلامی است.

نه‌تنها تجهیزات لازم و کافی و به‌موقع برای آتش‌نشانان و نیروهای امدادی فراهم نشده بود، بلکه حتی در مدیریت بحران هرج و مرج و سردرگمی دیده می‌شد. نیروی انسانی و تجهیزات امدادی در چنین شرایطی باید در دسترس باشند، اما در عمل، شاهد نبود تجهیزات مناسب برای مقابله با چنین فاجعه‌ای بودیم.

این واقعیت که در میانه بحران، امدادگران با تجهیزات ناکافی و تنها با فداکاری خود وارد عمل می‌شوند، نمادی از ناتوانی و بی‌توجهی مسئولان است.

نقش سپاه پاسداران در سانسور و پنهان‌کاری‌ها

یکی از جنبه‌های مهم این فاجعه، سکوت سپاه پاسداران است. گزارش‌های خارجی به نقل از شرکت‌های امنیتی حاکی از آن است که این انفجار ممکن است به‌دلیل مواد اولیه سوخت موشک در انبارهای بندر رجایی رخ داده باشد.

این مواد از چین وارد شده و در بندر رجایی انبار شده بود، اما سپاه پاسداران تاکنون هیچ‌گونه توضیحی در مورد این موضوع نداده و سکوت کرده است.

بسیاری از مردم ایران این فاجعه را با انفجار بندر بیروت در سال ۲۰۲۰ مقایسه کرده‌اند که در آن انفجار دو هزار و ۷۰۰ تن نیترات آمونیوم انبارشده در بندر بیروت به مرگ ۲۲۰ نفر انجامید.

در ایران نیز مشابه چنین حوادثی در گذشته مشاهده شده است؛ مانند سرنگونی هواپیمای اوکراینی از سوی سپاه پاسداران که در آن ۱۷۶ نفر جان خود را از دست دادند و حکومت در ابتدا منکر آن شد و پس از افشاگری رسانه‌های مستقل مجبور به پذیرش مسئولیت شد.

نتیجه‌گیری: بی‌اعتمادی بیشتر به حکومت

در نهایت، آنچه که این فاجعه و دیگر فجایع نشان می‌دهند، بی‌کفایتی، پنهان‌کاری و بی‌توجهی حکومت به زندگی و جان مردم است.

مردم ایران در سال‌های اخیر بارها با سرکوب، نادیده گرفتن حقوق خود و عدم پاسخگویی مسئولان مواجه شده‌اند. در چنین شرایطی، مردم به‌طور فزاینده‌ای احساس می‌کنند که نه‌تنها مسئولان را نماینده خود نمی‌دانند، بلکه نمی‌توانند به آن‌ها اعتماد کنند.

در این وضعیت، مردم ایران نه‌تنها رهبر جمهوری اسلامی را رهبر خود نمی‌دانند، بلکه صدا و سیما و دیگر نهادهای دولتی را نیز به‌عنوان نمایندگان خود نمی‌شناسند.

بسیاری از مردم ایران معتقدند اگر جمهوری اسلامی به حیات خود ادامه دهد، زندگی و جان بسیاری از مردم در خطر خواهد بود. این یک تجربه زیسته مردم است، آخرین نمونه آن انفجار بندرعباس.

فهمیه خضر حیدری: حکومت باید پاسخ دهد، نه این‌که پرسش‌گری را سرکوب کند

۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

فهمیه خضر حیدری، روزنامه‌نگار در برنامه «چشم‌انداز»، گفت: «ما باید بدترین سناریوها را مطرح کنیم و این حکومت است که باید با ارائه شواهد اثبات کند که چنین فجایعی رخ نداده است.»

او اضافه کرد: «در نظام‌های پاسخ‌گو، وظیفه حکومت است که واقعیت را روشن کند، نه اینکه با سانسور و تهدید، مانع از پرسش‌گری شود.»