• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

رمز‌گشایی از دلایل کشته‌شدن دو قاضی بدنام جمهوری‌اسلامی

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۳۰ دی ۱۴۰۳، ۰۸:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۷:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

کشته شدن علی رازینی و محمد مقیسه، دو قاضی بدنام دادگاه‌های انقلاب جمهوری اسلامی، نشان داد موج نارضایتی‌ها از مرزهای خیابان‌ها و اعتراضات مردمی فراتر رفته و به درون دفاتر مقامات حکومتی نیز نفوذ کرده است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده توسط رسانه‌های حکومتی، این دو قاضی توسط فردی که گفته شده از کارکنان قوه قضاییه بوده است، هدف حمله قرار گرفته‌اند. اگر این ادعا صحت داشته باشد، می‌توان این حادثه را به‌عنوان نمادی از فروپاشی اعتماد درونی ساختارهای حکومتی تحلیل کرد. در این صورت، این رخداد نه تنها به‌عنوان یک حرکت اعتراضی از سوی نیروهای بیرونی، بلکه به‌عنوان یک شکاف در لایه های درونی نظام تلقی می‌شود. به عبارت دیگر، خشم و اعتراض دیگر صرفا محدود به مردم معترض یا گروه‌های مخالف خارج از سیستم نیست، بلکه به افرادی که درون ساختارهای حکومتی نیز هستند سرایت کرده است.

کارکنانی که از نزدیک شاهد بی‌عدالتی‌ها، فساد و ظلم‌های سیستماتیک بوده‌اند، اکنون می توانند به اقدامات شوکه کننده برای حکومت دست بزنند. این وضعیت، ترس و نگرانی‌ فراگیر در میان مقامات حکومتی ایجاد خواهد کرد؛ ترسی که هر لحظه می‌تواند امنیت و بقای آنان را تهدید کند.

رازینی و مقیسه از مهم‌ترین عوامل قضایی جمهوری اسلامی در چهار دهه اخیر بودند که با صدور احکام سنگین و بی‌رحمانه، نقش مهمی در سرکوب مخالفان و حفظ بقای نظام ایفا کردند. احکام اعدام، زندان‌های طولانی‌مدت و مصادره اموال معترضان تنها بخشی از کارنامه سیاه این افراد بود. اما اکنون، کشته شدن این دو چهره برجسته قضایی و امنیتی نشان می‌دهد که حتی ستون‌های اصلی سرکوب نیز از خشم مردم و حتی خشم کارکنان نظام در امان نیستند.

این حادثه برای مقامات دیگر جمهوری اسلامی نیز پیامی روشن به همراه داشت: هیچ‌کس، حتی در مراکز قدرت و سرکوب، از خطر مصون نیست. این ترس می‌تواند منجر به کاهش اعتماد به همکاران و زیرمجموعه‌ها شود و ساختار سرکوب را به‌مرور زمان تضعیف کند.

کشته شدن این دو قاضی، که به‌عنوان نمادهای بی‌عدالتی و ظلم شناخته می‌شدند، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر تمامی ارکان ساختار سرکوب تاثیر خواهد گذاشت. از مأموران خیابانی که وظیفه سرکوب معترضان را بر عهده دارند تا بازجوها، قضات و حتی مدیران ارشد امنیتی، همه با این پرسش مواجه خواهند شد که "آیا ما نیز هدف بعدی خواهیم بود؟"

این تردید و ترس، هرچند ممکن است در ابتدا به‌صورت پنهان باقی بماند، اما به‌تدریج به یک حس عمومی در میان عوامل سرکوب تبدیل خواهد شد. این وضعیت، نوعی بی‌اعتمادی درونی را در میان نیروهای حکومتی ایجاد می‌کند و انسجام ساختار سرکوب را به خطر می‌اندازد. چنین تزلزلی می‌تواند در بلندمدت، فروپاشی این ساختار را تسریع کند.

از اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان‌ماه ۱۳۹۸ گرفته تا خیزش سال ۱۴۰۱، جمهوری اسلامی با موجی از اعتراضات روبرو بوده است که هر بار گسترده‌تر و رادیکال‌تر شده‌اند. این اعتراضات نشان داد که ترس مردم از حکومت به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته است. در گذشته، حکومت با ایجاد فضای ارعاب و سرکوب توانسته بود اعتراضات را در نطفه خفه کند، اما این استراتژی دیگر کارایی خود را از دست داده است.

قتل این دو قاضی، در این زمینه معنای نمادینی دارد. این اتفاق به معترضان نشان داد که حتی عوامل اصلی سرکوب نیز از گزند خشم مردم در امان نیستند. این موضوع می‌تواند به افزایش جسارت معترضان و کاهش هژمونی نظام منجر شود. از سوی دیگر، تلاش حکومت برای سرکوب بیشتر، تنها به افزایش نفرت عمومی و کاهش مشروعیت آن می‌انجامد.

ساختار سرکوب جمهوری اسلامی، که همواره به‌عنوان اصلی‌ترین ابزار بقای این نظام عمل کرده است، اکنون در برابر بحران اعتماد و امنیت قرار دارد. این تغییر شرایط، فشار روانی سنگینی بر مقامات وارد خواهد کرد .ترسی که در میان نیروهای سرکوب ایجاد شده، انی ظرفیت را دارد که مانند بیماری‌ای مسری، به‌سرعت در تمام ارکان حکومت گسترش یابد. این ترس، از یک سو باعث کاهش کارایی نیروهای سرکوب می‌شود و از سوی دیگر، مردم را به ادامه اعتراضات و مقاومت تشویق می‌کند.

در نهایت، این حادثه نشان می‌دهد که ترس، که زمانی ابزار اصلی حکومت برای کنترل مردم بود، اکنون به عامل فروپاشی درونی آن تبدیل شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، جمهوری اسلامی به‌زودی با چالشی روبرو خواهد شد که هیچ سرکوبی قادر به مهار آن نخواهد بود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

مسعود اشرف سمنانی: مقیسه سعی می‌کرد افراد بیشتری به دست کمیته مرگ محکوم به اعدام شوند

۲۹ دی ۱۴۰۳، ۱۴:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)

مسعود اشرف سمنانی، یکی از شاکیان حمید نوری که از سوی محمد مقیسه محاکمه شده بود، در گفت‌وگو با مهران عباسیان، خبرنگار ایران‌اینترنشنال گفت: «در زندان اسم او ناصریان بود و حمید نوری به عنوان دادیار زندان معاونش بود. نقش بسیار فعالی در راهروی مرگ داشت.»

اشرف سمنانی افزود: «او سعی می‌کرد هر چه بیشتر افراد بیشتری به دست کمیته مرگ محکوم به اعدام شوند.»

او درباره واکنش خود به شنیدن خبر کشته‌شدن مقیسه گفت: «مسلما خوشحال بودم چون کسی بود که بسیاری از دوستان من و بقیه کسانی که در زندان بودند توسط این فرد به کمیته مرگ فرستاده شدند و بعد از آن به سمت سالن آمفی‌تاتر گوهردشت برده و اعدام شدند.»

رضا اکوانیان، روزنامه‌نگار: باید بیش از پیش صدای زندانیان سیاسی باشیم

۲۹ دی ۱۴۰۳، ۱۳:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

رضا اکوانیان، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال در خصوص پیامدهای کشته‌شدن علی رازینی و محمد مقیسه، از قضات دیوان عالی کشور، گفت دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بارها و بارها نشان داده از هر جایی که ضربه خورده برای انتقام رفته و یقه زندانی‌های سیاسی را گرفته است.

اکوانیان با ذکر نمونه‌هایی از اعدام زندانیان سیاسی پس از حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی و بازداشت شهروندان پس از کشته‌شدن قاسم سلیمانی، گفت: «با توجه به شناختی که از جمهوری اسلامی داریم، ابتدا ممکن است به سراغ بازداشت مردم بروند و حتی بیایند یک اتهام توهین به مقیسه و رازینی هم به دادگاه‌‌هایشان اضافه بکنند، مثل اتهام توهین به رئیسی که به دادگاه‌ها اضافه کردند و برخی به خاطر آن حکم حبس گرفتند.»

این فعال حقوق بشر با اشاره به اینکه در حال حاضر حکم اعدام ۵۴ زندانی سیاسی صادر یا تایید شده و احکام برخی از آن‌ها به دست محمد مقیسه و علی رازینی در دیوان عالی تایید شده است، گفت: «باید بیش از پیش هوشیار و صدای زندانیان سیاسی باشیم.»

او هشدار داد: «ممکن است جمهوری اسلامی برای انحراف افکار عمومی به سراغ زندانیان برود و برای پاسخ به مرگ این دو قاضی بدنام صادر کننده و تاییدکننده حکم مرگ، بخواهند یک واکنش شدید نشان بدهند.»

معین خزائلی، حقوقدان: رازینی و مقیسه سمبل و الگوی صدور احکام غیرقانونی هستند

۲۹ دی ۱۴۰۳، ۱۳:۳۷ (‎+۰ گرینویچ)

معین خزائلی، حقوقدان، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت: «علی رازینی و محمد مقیسه، سمبل و الگوی صدور احکام غیرقانونی هستند؛ احکامی که تماما بر اساس پرونده‌سازی، سناریونویسی و اتهامات واهی صادر می‌شدند.»

خزائلی با تاکید بر این‌ نکته‌ که این دو نفر خودشان بارها به صراحت و با افتخار اعلام کردند اساسا هیچ اعتقادی به رعایت اصول و قوانین دادرسی عادلانه، حق دفاع، حق بهره‌مندی متهم از وکیل و امکان دفاع از خود نداشتند، گفت که آن‌ها اجازه نمی‌دادند متهمان از این حقوق بهره‌مند بشوند.

این حقوقدان با استناد به روایت‌ها و شهادت‌ها علیه مقیسه گفت که او حتی افراد را به دلیل نسبت خانوادگی هم مجازات کرده است.

او با اشاره به این‌که مقیسه به همسر یکی از فعالان حقوق زنان گفته بود «تو به دلیل این‌که شوهر فلانی هستی، این جرم است و من برای شما حکم زندان صادر می کنم»، گفت: «در بی‌دادگاه‌هایی که مقیسه و رازینی حکم صادر می‌کردند، اساسا چیزی به عنوان حقوق متهم و حقوق انسانی جایی نداشت و هدف صرفا و صرفا سرکوب بود.»

مهدی اصلانی: لقب مقیسه را «قاضی مرگ» گذاشتند

۲۹ دی ۱۴۰۳، ۱۳:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

مهدی اصلانی، نویسنده و زندانی سیاسی دهه ۶۰، درباره کارنامه قضایی و امنیتی محمد مقیسه به ایران‌اینترنشنال گفت: «او در آن زمان در زندان‌ گوهردشت در سمت دادیار زندان مشغول جنایت بود و بارها از سوی حمید نوری اسمش در دادگاه آورده شد و بعد از آن لقبش را قاضی مرگ گذاشتند.»

اصلانی درباره دیده‌هایش از مقیسه در زندان گوهردشت نیز گفت: «مقیسه آن زمان عبا و عمامه نداشت و همه او را حاجی ناصریان صدا می‌‌زدند. همیشه یک پیراهن گشاد می‌پوشید تا برآمدگی شکمش را پنهان کند و چشم‌هایش قی کرده بودند.»

این زندانی سیاسی دهه ۶۰ درباره سمت گرفتن «حاجی ناصریان» و تبدیل شدن او به قاضی مقیسه در سیستم جمهوری اسلامی گفت: «مقیسه پاداش جنایت‌هایش در دهه ۶۰ را با گرفتن سمت ریاست در دادگاه انقلاب اسلامی دریافت کرد و از حاجی ناصریان به قاضی مقیسه تبدیل شد.»

اصلانی حذف مقیسه و رازینی را مایه خوشحالی دانست و افزود: «این دو قتل را تقدیس کردند و مرگشان نمی‌تواند موجب شادمانی من و بی‌شمار خانواده دادخواه نباشد. بی‌شک جهان و به ویژه وطن غارت‌شده ما، با مرگ این دو نفر جای بهتری است.»

مدیر سازمان حقوق بشر ایران: رازینی و مقیسه در جنایات جمهوری‌اسلامی نقش جدی داشته‌اند

۲۹ دی ۱۴۰۳، ۱۱:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال با اشاره به این که رازینی و مقیسه در چهار دهه حکومت جمهوری‌اسلامی در جنایات نقش جدی داشته‌اند، گفت: «درباره جنایت‌های این دو قاضی کشته‌شده به اندازه کافی سند و مدرک وجود دارد؛ آن‌ها به طور مستقیم در کشتار زندانیان سیاسی دهه ۶۰ شرکت داشتند.»

مدیر سازمان حقوق بشر ایران تاکید کرد که در دهه ۶۰ به زندانیان زن تجاوز می‌شد و در آن زمان، رازینی «حاکم شرع» مشهد بود.

امیری‌مقدم درباره پیام کشته شدن این دو قاضی به کسانی که همچنان در دستگاه جمهوری اسلامی در حال شکنجه دادن و کشتار هستند، گفت: «ما همیشه به این فکر کردیم که این افراد در دادگاهی عادلانه در برابر جنایت‌هایی که انجام داده‌اند و در برابر خانواده‌های دادخواه قرار خواهند گرفت اما زودتر کشته شدند.»

این فعال حقوق بشر همچنین به اهمیت مستندسازی جنایت‌های دهه ۶۰ اشاره کرد و گفت: «باید هر چه زودتر جنایت‌هایی را که در زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ اتفاق افتاده، مستند کنیم.»