• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

معاون دانشگاه علوم پزشکی کردستان: ابتلا به سرطان پستان در زنان کردستان در حال افزایش است

۲۹ دی ۱۴۰۳، ۰۶:۵۹ (‎+۰ گرینویچ)

فرزام بیدارپور، معاون دانشگاه علوم پزشکی کردستان گفت: «از هر ۱۰۰ هزار نفر در استان ۳۴ نفر مبتلا به سرطان پستان هستند و این بیماری روند رو به افزایشی در بین زنان کردستان دارد.» او افزود: «سرطان پستان بیشتر برای زنان پیش می‌آید اما مردان هم ممکن است به این بیماری مبتلا شوند.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

«انحلال گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی»؛ طرح سناتورهای آمریکایی برای برخورد با حوثی‌ها

۲۸ دی ۱۴۰۳، ۲۳:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)

۱۵ سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی، طرحی را با نام «قانون انحلال گروه‌های نیابتی ایران» ارائه کرده‌اند که هدف از آن قرار دادن حوثی‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی به فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی و تضعیف توانایی‌های اآنها در دریای سرخ است.

جیم‌ ریش، لیندسی گراهام، تام کاتن، ریک اسکات و کیتی بریت از جمله سناتورهایی هستند که این طرح را امضا کرده‌اند که براساس آن، هر شخص یا سازمانی که از حوثی‌ها حمایت مادی کند با عواقب شدیدی مانند مسدود شدن دارایی‌ها و مجازات‌های جنایی روبه‌رو خواهد شد.

این قانون در صورت تصویب حوثی‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی معرفی می‌کند و خواستار تعیین یک استراتژی برای کاهش توانایی‌های این گروه در دریای سرخ می‌شود.

این قانون همچنین خواستار تهیه گزارشی درباره موانع ارائه کمک‌های بشردوستانه در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها در یمن می‌شود.

دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۱، حوثی‌ها را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داد اما جو بایدن آنها را از این فهرست خارج و هم‌زمان فروش تسلیحات تهاجمی به عربستان سعودی را متوقف کرد.

حوثی‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی پیش از این بارها تاکید کرده بودند که در حمایت از حماس و مردم غزه به اسرائیل حمله می‌کنند اما روشن نیست که پس از برقراری آتش‌بس در غزه این گروه به حملات خود به اسرائیل و کشتی‌ها در خلیج عدن و دریای سرخ پایان خواهد داد یا نه.

براساس آنچه کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، جمعه ۲۸ دی، منتشر کرد سناتور جیم ریش درباره طرح «قانون انحلال گروه‌های نیابتی ایران» گفت: «این طرح، تصمیم تاریخی دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری‌اش برای تعیین حوثی‌ها به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی را احیا می‌کند.»

او افزود که در دولت جدید ترامپ، ایالات متحده به سیاست فشار حداکثری ترامپ بر ایران باز خواهد گشت و از امنیت ملی آمریکا محافظت خواهد کرد.

سناتور تام کاتن نیز درباره این طرح گفت: «حوثی‌ها دسته‎‌ای وحشی از قانون‌شکنانی هستند که شهروندان آمریکایی را می‌ربایند، شکنجه می‌کنند و می‌کشند. ما باید حوثی‌ها را دوباره به‎‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی معرفی کنیم و فشاری واقعی بر ایران و گروه‌های تروریستی آن وارد کنیم.»

سناتور گراهام لیندسی هم درباره این طرح گفت:«ثابت شد که تصمیم دولت بایدن برای بیرون آوردن حوثی‌ها از فهرست گروه‌های تروریستی یک اشتباه محاسباتی بزرگ و آشکار بوده است. شعار حوثی‌ها مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و لعنت بر یهودیان است. لازم نیست شرلوک هولمز باشید تا بفهمید آنها تروریست هستند.»

سناتور ریک اسکات، از دیگر حامیان این طرح، نیز گفت: «حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی با ایجاد هرج و مرج عمدی در دریای سرخ، به کشتی‌های آمریکایی و متحد ما، اسرائیل، حمله می کنند. ایالات متحده باید هر کاری که می تواند انجام دهد تا حوثی‌ها را گروهی تروریستی و حکومت ایران را پاسخگو کند، درست مانند کاری که دونالد ترامپ انجام داد.»

سناتور کیتی بریت نیز که این طرح را امضا کرده است، درباره آن گفت: «حوثی‌ها یک سازمان تروریستی هستند که دولت بایدن با دستکش‌های بچه‌گانه با آنها برخورد کرد. قانون انحلال گروه‌های نیابتی ایران، اشتباهات جو بایدن در این زمینه را برطرف می‌کند. آمریکا باید تروریست‌ها را مسئول بداند و عواقب شدیدی را برای اقدامات وحشیانه آنها در نظر بگیرد. بسیار مهم است که آمریکا توانمندترین گروه نیابتی جمهوری اسلامی در حال حاضر را قبل از اینکه آسیب بیشتری به جهان تحمیل کند، از بین ببرد.»

ابراهیم نبوی؛ خنده‌ای که در انزوا فروشکست

۲۸ دی ۱۴۰۳، ۲۰:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

ابراهیم نبوی که ما او را «داور» صدا می کردیم، ۲۵ دی ماه خودش را در آمریکا کشت. او طنزپرداز و نویسنده‌ای بود با قلمی تیز و جسورانه که سال‌ها یکی از مهم‌ترین صداهای انتقادی جامعه ایران در دوره اصلاحات شد.

آثار او بازتابی از تضادهای اجتماعی و سیاسی بود که توانست میان خنده و نقد پلی بی‌همتا بسازد و برایش محبوبیتی بی‌نظیر به همراه بیاورد که شاید کمتر روزنامه‌نگار یا طنزپرداز ایرانی تجربه کرده بود. نبوی در دوره‌ای از تاریخ معاصر ایران، تبدیل به نماد طنز سیاسی در مطبوعات ایران شد و توانست با ابداع «طنز روزانه» نوشتن، ژانری را به مخاطب ایرانی معرفی کند که پیش از او وجود نداشت.

فارغ از قضاوت درباره اعتقادات سیاسی اصلاح طلبانه او، که در سال‌های اخیر همواره مورد مناقشه بود، ابراهیم نبوی بی‌شک یکی از تاثیر گزارترین روزنامه‌نگاران و نویسندگان زمان خودش بود. به نظر من، باید خبر تلخ خودکشی و پایان تراژیک او را از مرز یک رویداد شخصی فراتر دید و امید داشت که این مرگ خودخواسته تلنگری باشد برای بازتاب بحران‌های عمیق‌تری که بسیاری از هنرمندان در تبعید، تحت فشار سیاسی و در انزوای اجتماعی تجربه می‌کنند.

مرگ ابراهیم نبوی، بیش از هر چیز، یادآور این واقعیت است که خلاقیت و تعهد اجتماعی، بدون حمایت روانی و اجتماعی، می‌تواند به فشاری طاقت‌فرسا تبدیل شود. این اتفاق فرصتی برای واکاوی ابعاد پنهان زندگی او و درک عمیق‌تر از دشواری‌های هنرمندانی است که میان مخاطب، هویت و رسالت اجتماعی، گرفتار تضادهای گریزناپذیر می‌شوند.

در نهایت اگر این مطلب را تا آخر خواندید،‌ برای این سوال تکراری که آیا واقعا هنرمند به طور اعم و طنزپرداز به طور اخص باید رسالت اجتماعی داشته باشد؟ پاسخ مبرهنی پیدا نمی‌کنید.

نبوی و از دست دادن مخاطب: طنز در خلا
یکی از جنبه‌های حیاتی آثار ابراهیم نبوی، ارتباط مستقیم او با جامعه ایران بود. طنز نبوی زبانی زنده و وابسته به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران داشت. با مهاجرت اجباری و گذشت زمان، او ارتباطش را با بخش بزرگی از مخاطبان از دست داد. مخاطبانی که روزگاری با اشتیاق طنز او را دنبال می‌کردند، در جریان تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران، از او فاصله گرفتند.

کاهش محبوبیت جریان اصلاح‌طلبی در ایران، که نبوی یکی از چهره‌های شاخص ادبی و فرهنگی آن بود، او را از مخاطبانش جدا کرد. این جدایی نه‌ تنها به دلیل تغییر جایگاه سیاسی او، بلکه به دلیل تغییر نیازهای جامعه‌ای بود که با بحران‌های تازه‌تری مواجه شده بود.مردم از اصلاحات عبور کردند و او نه!

با این حال، با نگاهی به کارنامه او شکی نیست که ابراهیم نبوی سال‌ها به‌عنوان صدای برجسته جریان اصلاح‌طلبی، با قلم طنزش به انتقاد از کاستی‌های سیاسی و اجتماعی پرداخت. او از طنز نه صرفا برای سرگرمی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای نقد و اصلاح استفاده کرد، سبکی که در بطن خود جسارت و مسئولیت را ترکیب می‌کرد.

100%

محبوبیت اصلاح‌طلبی، به‌ویژه پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ و تحولات سیاسی سال‌های بعد، به‌تدریج کاهش یافت. این تغییر وضعیت، تاثیرات گسترده‌ای بر نبوی و موقعیت اجتماعی او به‌عنوان یک طنزپرداز اصلاح‌طلب گذاشت.

نبوی در میانه این تغییرات، نه‌تنها از سوی جریان‌های سیاسی مخالف، بلکه از سوی بخشی از مخاطبان سابق خود نیز مورد انتقاد قرار گرفت. اصلاح‌طلبی که زمانی به‌عنوان صدای تغییرات مثبت شناخته می‌شد، حالا به سازش‌کاری متهم می‌شد و نبوی، به‌عنوان یکی از چهره‌های مرتبط با این جریان، در مرکز این انتقادها قرار داشت.

این انزوای سیاسی، به همراه حس طرد شدن از سوی جامعه‌ای که زمانی برای آن می‌نوشت، او را در موقعیتی فرساینده قرار داد. از طرفی خارج از ایران جایی برای خود نمی‌دید و از طرف دیگر، به عقیده من، به‌رغم خواسته قلبی‌اش که همواره آن را تکرار می‌کرد و تلاش داشت تا به آن دست یابد و به ایران برگردد، نتوانسته بود داخل ایران امروز هم جایگاهی برای خود پیدا کند. این یعنی کشف این نکته که حتی اگر بتواند به ایران برگردد، بازهم از رنجی که می‌کشید کاسته نمی‌شد.

برای یک هنرمند، ارتباط با مخاطب بخشی از هویت حرفه‌ای اوست. قطع این ارتباط، به‌ویژه برای کسی که آثارش عمیقا به درک و پذیرش اجتماعی وابسته است، می‌تواند منجر به بحران شود. نبوی که آثارش بازتاب‌دهنده دغدغه‌های روز جامعه بود، با احساس تلخ بیگانگی از جامعه‌ای که زمانی صدایش بود، دست‌وپنجه نرم می‌کرد. این فاصله روانی، در کنار فشارهای سیاسی و انزوای اجتماعی، وزنه سنگینی بر دوش او شد.

مهاجرت اجباری: گسست فرهنگی

مهاجرت برای ابراهیم نبوی، همچون بسیاری از روزنامه‌نگاران و هنرمندان ایرانی، راهی ناگزیر برای فرار از سرکوب سیاسی بود و هست. اما این تجربه، چالش‌هایی فراتر از آزادی بیان برای او به همراه داشت. مهاجرت، گرچه فضای فیزیکی او را از محدودیت‌ها رها کرد، اما او را با بحران‌های روانی و حرفه‌ای پیچیده‌تری مواجه ساخت.

گسست از جامعه و مخاطب که در نهایت همواره به انزوای فرهنگی و اجتماعی منجر می‌شود، برای نبوی کشنده بود.او که نوشته‌های روزانه‌اش را برای جامعه ایران می‌نوشت، با مهاجرت از محیط زبانی، فرهنگی و اجتماعی خود جدا شد. این گسست نه‌ تنها خلاقیت او را تحت تاثیر قرار داد، بلکه باعث شد احساس کند صدایش دیگر طنین گذشته را ندارد.

دوری از جامعه‌ای که هویت حرفه‌ای او را معنا می‌داد، به احساسی از بیگانگی منجر شد. این انزوا، که در بسیاری از مهاجران خلاق دیده می‌شود، به‌مرور زمان تاثیری عمیق بر سلامت روان او گذاشت.

100%
اما چرا طنزپردازان بیشتر در معرض افسردگی هستند؟

طنزپردازی هنری است که ظاهرا با شادی و خنده عجین شده، اما در بطن خود اغلب با زخم‌ها و دغدغه‌های درونی آمیخته است. طنزپردازان، با وجود لبخندهایی که به چهره دیگران می‌نشانند، خود ممکن است درگیر احساسات منفی یا افسردگی باشند. بسیاری از طنزپردازان، به‌ویژه آنهایی که طنز اجتماعی یا شخصی تولید می‌کنند، از طنز به‌عنوان ابزاری برای مواجهه با دردهای درونی استفاده می‌کنند. طنز به آن‌ها این امکان را می‌دهد که احساسات ناخوشایند خود را به قالبی قابل‌قبول تبدیل کنند. اما این مکانیسم دفاعی، اگرچه به‌طور موقت از شدت درد می‌کاهد، در بلندمدت می‌تواند مشکلات عمیق‌تری ایجاد کند، زیرا مسائل درونی حل‌نشده باقی می‌مانند و ممکن است به افسردگی منجر شوند.

طنزپردازان معمولا افرادی حساس هستند. این ویژگی‌ها به آن‌ها توانایی می‌دهد تا زوایای پنهان مسائل را ببینند و از آن‌ها برای خلق طنز استفاده کنند. اما همین حساسیت باعث می‌شود که بیش از دیگران از مشکلات زندگی، ناملایمات اجتماعی و حتی شکست‌های شخصی آسیب ببینند. آن‌ها دنیا را عمیق‌تر احساس می‌کنند و این عمق احساس، آن‌ها را به سوی افکار منفی و افسردگی سوق می‌دهد.

از طرفی طنزپردازان همواره با این انتظار مواجه هستند که دیگران را بخندانند، حتی زمانی که خود در شرایط روحی مناسبی نیستند. این فشار می‌تواند به مرور زمان خسته‌کننده و فرساینده باشد. آن‌ها ممکن است احساس کنند که اجازه ندارند لحظات ضعف یا غم را نشان دهند، زیرا جامعه از آن‌ها انتظار دارد که همیشه شاد و بانشاط باشند.طنزپردازان اغلب در صحنه و میان مخاطبان نقاب شادی به چهره می‌زنند، اما در زندگی شخصی ممکن است انسان‌هایی آرام، کم‌حرف یا حتی غمگین باشند. این دوگانگی بین تصویر عمومی و شخصیت واقعی می‌تواند باعث تنش درونی شود. زندگی با این تناقض روانی به‌مرور می‌تواند به احساس پوچی و افسردگی منجر شود.

طنز، به‌ویژه طنز انتقادی یا اجتماعی، اغلب ریشه در کاوش مسائل ناخوشایند، معضلات اجتماعی و نقاط ضعف انسان‌ها دارد. این تمرکز مداوم بر مشکلات و نواقص، ممکن است روحیه آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد و آن‌ها را نسبت به جنبه‌های مثبت زندگی کم‌توجه کند.

بسیاری از طنزپردازان در گذشته خود تجربیات تلخ یا آسیب‌های روانی داشته‌اند.این خاطرات و آسیب‌ها ممکن است در ناخودآگاه آن‌ها باقی بماند و گاه به شکل افسردگی یا اضطراب بازگردد. ضمن اینکه طنزپردازان معمولا در معرض قضاوت‌های مستقیم و گاه بی‌رحمانه قرار دارند. کار آن‌ها این است که مسائل حساس را دستمایه طنز قرار دهند و همین موضوع می‌تواند باعث ایجاد چالش‌های اخلاقی، نقدهای تند و حتی طرد شدن توسط برخی گروه‌ها شود. این مواجهه مداوم با قضاوت‌ها و انتقادها، می‌تواند روحیه آنها را تحلیل ببرد و می‌برد.

خلق طنز فرآیندی انرژی‌بر است که به تمرکز ذهنی و خلاقیت نیاز دارد. این تلاش مستمر برای پیدا کردن زوایای جدید، به مرور باعث خستگی روانی می‌شود. فرسودگی ذهنی، اگر با استراحت و مراقبت روانی همراه نباشد، زمینه‌ساز افسردگی خواهد شد. طنزپردازان در ظاهر پیام‌آور شادی و خنده‌اند، اما این شادی گاهی از دل زخم‌ها و رنج‌های درونی آنها برمی‌آید.

فشار اجتماعی، حساسیت شخصی، و دوگانگی بین چهره عمومی و شخصیت درونی، آنها را در معرض خطرات روانی از جمله افسردگی قرار می‌دهد. آگاهی از این واقعیت و توجه به سلامت روان طنزپردازان، می‌تواند گامی مهم در حمایت از آن‌ها و کاهش آسیب‌های روحی‌شان باشد.

طنزپرداز، انسانی است که دیگران را شاد می‌کند، اما گاهی نیازمند این است که کسی حال او را بپرسد.

100%

مرگ نبوی: فراخوانی برای بازاندیشی
خودکشی ابراهیم نبوی اما، نمایانگر بحران‌های عمیق‌تری است که هنرمندان ایرانی در جامعه حال حاضر ایران، که درگیر سرکوب و مهاجرت است، با آن روبه‌رو هستند. او قربانی ترکیبی از فشارهای سیاسی، اجتماعی و روانی شد که در نهایت به انزوایی طاقت‌فرسا انجامید. مرگ او، فراتر از یک حادثه فردی، به عقیده من، باید زنگ خطری باشد برای همه ما؛ برای جامعه‌ای که در سال‌های اخیر نقش خود در حمایت از هنرمندان را بازتعریف کرده است.

جامعه سیاست‌زده امروز ایران، که از ظلم و ستم خسته شده و سیاه و سفید می‌اندیشد، نمی‌خواهد و نمی‌تواند از هنرمندی که با اکثریت جامعه همراه نیست، حمایت کند. حقیقت اما این است که جامعه‌ای که از هنرمندانش انتظار خلاقیت و نقد دارد، نمی‌تواند نسبت به سلامت روان و نیازهای آن‌ها بی‌تفاوت باشد. این بی‌تفاوتی به مرگ هنرمند و در نهایت به مرگ هنر، اندیشه و فرهنگ می‌انجامد.

من امیدوارم که مرگ خودخواسته ابراهیم نبوی فرصتی شود تا به‌طور جدی‌تر به فشارهای روانی، اجتماعی و سیاسی که بر هنرمندان وارد می‌شود، فکر کنیم. ابراهیم نبوی، با تمام تناقض‌ها و چالش‌هایش، یادآور این واقعیت است که طنز، هرچند خنده را بر لبان دیگران می‌نشاند، می‌تواند برای خالق آن به قیمتی گزاف تمام شود.

رابطه شخصی نبوی با همکارانش
من سال‌ها با ابراهیم نبوی رابطه کاری و دوستانه داشتم و هرگز او را آدمی نیافتم که بخواهد عقاید سیاسی اصلاح‌طلبانه‌ی خودش را به دانش‌آموز طنز تحمیل کند. شاید فقط با کسانی که کار طنز می‌کردند یا تلاش داشتند طنازی یاد بگیرند این‌گونه بود و با دیگرانی که به حرفه‌اش ربطی نداشتند، جور دیگری رفتارمی‌کرد و بحث‌های داغ و احساسی سیاسی می‌کرد،‌ که می کرد!

به‌رغم اختلاف سیاسی که ما با هم داشتیم، و سال به سال هم فاصله‌مان بیشتر و بیشتر می‌شد، نبوی همیشه وقتی کاری از من می‌دید یا می‌شنید که فکر می‌کرد نیاز به تحسین یا نقد دارد، به من گوشزد می‌کرد. داور نبوی که من می‌شناختم با ابراهیم نبوی که در شبکه‌های اجتماعی تصویر می‌شود تفاوت داشت. البته که خودش باعث درست شدن این تصویر مخدوش از او در سال‌های اخیر شده بود، ولی هرگز این را به زبان نیاورد و مسئولیتش را به گردن نگرفت.

100%

ابراهیم نبوی، مثل دوست و همکار دیگر از دست‌رفته‌ام، علیرضا رضایی، طناز حساسی بود که تلخی دنیا را تحمل نکرد. طاقتش طاق شد، صبرش سر آمد و رفت. منتظر نایستاد که سرشکستگی دیکتاتور را ببیند. ای کاش می‌ماند تا آن روز نزدیک و خوش‌آبادانی ایران و سرافکندگی جمهوری اسلامی را می‌دید.

و اینکه ، طنز، هرچند خنده می‌آفریند، اما برای خالق آن به بهایی سنگین تمام می‌شود. ابراهیم نبوی، با تمام فراز و نشیب‌هایش، نمادی از هنرمندی بود که در مسیر خلاقیت، رسالت اجتماعی که برای خودش متصور بود و فشار روانی از پا افتاد. مرگ او فرصتی است برای بازاندیشی: آیا ما به اندازه‌ای که از هنرمندان انتظار داریم، از آن‌ها حمایت می‌کنیم؟

کرملین، پزشکیان و هیات همراه او را برای دیدار پوتین، یک ساعت معطل نگه داشت

۲۸ دی ۱۴۰۳، ۱۸:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال خبر داد مسعود پزشکیان و هیات همراه او که برای دیدار با ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه، به کاخ کرملین رفته بودند، یک ساعت معطل نگاه داشته شدند و سپس به آن‌ها گفته شد چون پوتین آماده نیست یا در اتاق انتظار صبر کنند یا به هتل برگردند.

به گفنه این منبع، این رفتار موجب شده پزشکیان ناچار شود به بهانه اقامه نماز راهی هتل شود و سپس برای ملاقات با پوتین، مجددا به کاخ کرملین بازگردد.

این منبع به ایران اینترنشنال گفت رفتار طرف روسی با خبرنگاران ایرانی هم «نامناسب» بود.

گزارش خبرگزاری تاس از جزییات تفاهم‌نامه راهبردی تهران و مسکو

خبرگزاری تاس ۲۸ دی جزییاتی از مفاد تفاهم‌نامه جامع میان روسیه و جمهوری اسلامی را منتشر کرد که بر اساس آن، دو کشور برای تقویت همکاری‌ها در زمینه‌های دفاعی و امنیتی به توافق رسیدند.

تاس نوشت روسیه و جمهوری اسلامی در چارچوب این معاهده توافق کردند در صورت حمله به یکی از طرفین، طرف دیگر «به هیچ عنوان» از مهاجم حمایت نکند.

بنا بر این گزارش، تهران و مسکو به گسترش همکاری‌ها میان سرویس‌های اطلاعاتی دو طرف و همچنین کمک به یکدیگر در صورت «وقوع بلایای طبیعی یا حوادث صنعتی» متعهد شدند.

تاس افزود توافق راهبردی ایران و روسیه «فاقد تعهد به دفاع متقابل در صورت حمله» به یکی از طرفین است و در آن به هیچ کشور یا اتحاد نظامی خاصی اشاره نشده است.

توافقنامه جامع روسیه و حکومت ایران به مدت ۲۰ سال معتبر خواهد بود و پس از آن، به‌طور خودکار برای دوره‌های پنج ساله تمدید خواهد شد.

در همین حال، وزیر انرژی روسیه خبر داد تهران و مسکو بر سر مسیر خط لوله انتقال گاز از طریق آذربایجان به توافق رسیدند.

100%

جمهوری اسلامی و روسیه در سال ۱۳۸۰، در زمان ریاست‌جمهوری محمد خاتمی، یک قرارداد راهبردی ۲۰ ساله منعقد کردند.

با پایان اعتبار آن در سال ۱۴۰۰، این توافقنامه به‌طور خودکار برای پنج سال دیگر تمدید شد.

کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی در مسکو، ۲۴ دی به دلایل تنظیم معاهده جدید میان تهران و مسکو پرداخت و گفت: «رهبران دو کشور به این نظر رسیدند که موافقت‌نامه کنونی به‌روز نیست و مسائل امروز روابط را نمی‌تواند پوشش دهد. روابط امروز ما نسبت به ۲۴ سال پیش خیلی گسترش پیدا کرده است.»

به گفته جلالی، موافقت‌نامه جدید علاوه بر روابط سیاسی دوجانبه، حوزه‌های دیگری از جمله «فن‌آوری‌های نوین، امنیت اطلاعات و سایبری»، «انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای»، «مسائل دفاعی و نظامی»، «مبارزه با تروریسم» و «مقابله با پول‌شویی و جرایم سازمان‌یافته» را نیز شامل می‌شود.

نشست خبری مشترک پزشکیان و پوتین

پزشکیان و پوتین پس از دیدار در روز جمعه، در یک نشست خبری به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ دادند. پوتین در این نشست تاکید کرد همکاری‌های منطقه‌ای تهران و مسکو، «ما را از دیگران بی‌نیاز می‌کند.»

او با اشاره به ظرفیت صادرات سالانه ۵۵ میلیارد متر مکعب گاز روسیه به ایران گفت مسائل فنی برای صادرات گاز طبیعی به ایران در دست بررسی قرار دارد.

پوتین همچنین در واکنش به درخواست مسعود پزشکیان برای گسترش همکاری‌های هسته‌ای تهران و مسکو اضافه کرد: «در ساخت بلوک‌های نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران تاخیر وجود دارد، اما ما ساخت بلوک‌های جدید را در نظر داریم.»

پزشکیان ساعاتی پیش از این نشست خبری در جریان دیدار با پوتین گفته بود تهران و مسکو می‌توانند توافقات برای ساخت نیروگاه هسته‌ای جدید در ایران را نهایی کنند.

پیشنهاد پزشکیان برای صلح در جنگ اوکراین
رییس دولت جمهوری اسلامی هم در گفت‌وگو با خبرنگاران در مسکو اعلام کرد تهران از حل و فصل اختلافات و برقراری صلح میان روسیه و اوکراین از طریق مذاکره استقبال می‌کند.

او در عین حال افزود «اعتقاد راسخ» حکومت ایران این است که غرب باید به «نگرانی‌های امنیتی» سایر کشورها احترام بگذارد.

روسیه پنجم اسفند ۱۴۰۰ حمله نظامی وسیع خود به اوکراین را آغاز کرد و از آن زمان تاکنون، جنگ خونین میان دو کشور ادامه داشته است.

در سال‌های اخیر، اوکراین بارها درخواست خود را برای عضویت در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، موسوم به ناتو، مطرح کرده است.

مقام‌های اوکراینی تاکید کرده‌اند برای جلوگیری از تهاجم مجدد روسیه به این کشور پس از پایان مناقشه کنونی، تضمین‌های امنیتی، از جمله عضویت در ناتو، ضروری است.

در سمت مقابل، روسیه عضویت اوکراین در ناتو را تهدیدی امنیتی برای خود می‌داند و به‌شدت با آن مخالف کرده است.

آصف ویلیام رحمان، کارمند سی‌آی‌ای، به افشای اسناد طرح حمله اسرائیل به ایران اعتراف کرد

۲۸ دی ۱۴۰۳، ۱۸:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)

آصف ویلیام رحمان، کارمند «سیا» آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، روز جمعه در دادگاه فدرال الکساندریا به افشای اسناد فوق‌محرمانه‌ای که جزئیات آمادگی‌های نظامی اسرائیل برای حمله تلافی‌جویانه به جمهوری اسلامی را نشان می‌داد، اعتراف کرد. رحمان ابتدا این اتهامات را رد کرده بود.

وزارت دادگستری ایالات متحده جمعه،‌ ۲۸ دی، اعلام کرد که آصف ویلیام رحمان، کارمند سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی‌آی‌ای، اتهام افشای اسناد طبقه‌بندی شده درباره برنامه‌های اسرائیل به ایران را پذیرفته و گفته که اطلاعات مرتبط با دفاع ملی را عامدانه حفظ و افشا کرده است.

به گفته وزارت دادگستری آمریکا، او اعتراف کرده است که در موارد متعدد از جمله در سال ۲۰۲۴ اطلاعات طبقه‌بندی شده را به‌طور غیرقانونی دانلود، چاپ و توزیع کرده است.

آصف ویلیام رحمان ۳۴ ساله اهل ویرجینیا، از سال ۲۰۱۶ کارمند سی‌آی‌ای بوده است سال گذشته پس از آنکه یک کانال تلگرامی نزدیک به جمهوری اسلامی به نام «میدل ایست اسپکتیتور» اسناد مربوط به برنامه‌های اسرائیل برای حمله به ایران را منتشر کرد، در کامبوج دستگیر شد. قرار است او در ۱۵ ماه مه آینده محاکمه شود.

رحمان متهم به انتشار اسنادی است که از سوی آژانس ملی اطلاعات ژئو‌فضایی ایالات متحده تهیه شده بودند. این اسناد حاوی تصاویر و اطلاعاتی مربوط به جابه‌جایی موشکی و آماده‌سازی‌های اسرائیل برای حمله تلافی‌جویانه علیه جمهوری اسلامی بود.

آژانس ملی اطلاعات ژئو‌فضایی به‌طور معمول تصاویر جمع‌آوری‌شده از سوی ماهواره‌های جاسوسی آمریکا را برای پشتیبانی از عملیات مخفی و نظامی این کشور تجزیه و تحلیل می‌کند.

بر اساس برخی گزارش‌ها، انتشار این اطلاعات باعث تعویق حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی شد.

طبق اسناد ارا‌ئه‌شده در دادگاه، رحمان در بهار ۲۰۲۴ پنج سند محرمانه و فوق‌محرمانه را در محل کار خود \اپ کرد و آنها را به خانه برد. او سپس این اسناد را تغییر داد، تکثیر کرد و آنها را با افرادی که از نظر قانونی حق دریافتشان را نداشتند به اشتراک گذاشت.

براساس این اسناد، رحمان سپس برای پنهان کردن اقدامات خود، سوابق فعالیتش را از دستگاه‌های الکترونیکی پاک کرد.

در پاییز ۲۰۲۴ نیز رحمان ۱۰ سند فوق محرمانه دیگر را چاپ کرد و آنها را با خود به خانه برد و با دیگران به اشتراک گذاشت.

طبق این اسناد، او یک بار دیگر در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴، او دو سند دیگر مربوط به برنامه‌های یکی از متحدان ایالات متحده برای حمله به یک دشمن خارجی را چاپ کرد.

پیش‌تر، سایت اینترسپت اطلاعاتی را درباره آصف ویلیام رحمان، منتشر کرده و گفته بود او وب‌سایت‌هایی را در زمینه کودکان کار طراحی کرده و پدرش نیز از حامیان فلسطین بوده است.

اینترسپت شنبه ۱۷ آذر نوشت او چند روز پیش از افشای اسناد طرح حمله اسرائیل به ایران، بخشی از اطلاعات طبقه‌بندی شده‌ای را که در اختیار داشت، حذف کرده بود.

به‌نوشته اینترسپت، یادداشت‌هایی نیز از او کشف شده که عبارات خاصی مانند «تعطیلات اواسط نوامبر؟» و یا «فرار» در آنها به چشم می‌خورد و ماموران در حال تلاش برای رمزگشایی از این یادداشت‌ها هستند.

اینترسپت افزود به همراه داشتن این یادداشت‌ها برای فردی که قصد چنین اقدامی را داشته، عجیب به نظر می‌رسد.

حکومت ایران شامگاه ۱۰ مهر با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک خاک اسرائیل را هدف قرار داد. این دومین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل بود.

ارتش اسرائیل در پاسخ، بامداد پنجم آبان مجموعه‌ای از حملات هوایی را علیه اهداف نظامی در ایران به انجام رساند. با پایان عملیات، مشخص شد حدود ۱۴۰ جنگنده اسرائیلی در سه موج حمله، ۲۰ نقطه را در سه استان ایران هدف قرار دادند.

اینترسپت در ادامه گزارش خود نوشت ۱۱ نفر از اعضای خانواده و نزدیکان رحمان در جلسه رسیدگی به پرونده او در دادگاه حضور داشتند. پدر او در شهر بتزدا در مریلند و همسرش در وین در ویرجینیا زندگی می‌کنند.

محیت رحمان، پدر او، به‌عنوان مدیر یک صندوق سرمایه‌گذاری خصوصی فعالیت می‌کند و یک صندوق غیرانتفاعی به نام «امداد بنگلادش» را نیز تاسیس کرده است.

پدر رحمان همچنین از مشوقان کمک مالی به کودکان نوار غزه بوده است.

در گزارش اینترسپت همچنین به فعالیت‌های آصف ویلیام رحمان در مدرسه و دانشگاه اشاره شده است.

او در ۱۳ سالگی به همراه گروهی از همکلاسی‌های خود وب‌سایتی با عنوان «خون، عرق و اشک: داستان کار کودکان» طراحی کرد.

دو سال بعد نیز به همراه یکی از خواهرانش و چند نفر دیگر، سایتی با عنوان «یک دلار در روز: یافتن راه‌حل‌هایی برای فقر» طراحی کرد.

مولوی عبدالحمید: اعدام‌های سیاسی، به‌ویژه اعدام زنان خطرناک هستند

۲۸ دی ۱۴۰۳، ۱۵:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)

در ادامه اعتراض‌ها به احکام اعدام وریشه مرادی و پخشان عزیزی، دو زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان اوین، مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت اعدام‌های سیاسی به‌ویژه اعدام زنان خطرناک هستند و باید متوقف شوند.

عبدالحمید در خطبه‌های نماز جمعه ۲۸ دی ماه خود گفت: «اخیرا حکم اعدام برخی افراد که شامل تعدادی از زنان نیز می‌شود صادر شده و ملت ایران و سایر ملت‌های دنیا از این اعدام‌ها ناراحت و نگران هستند.»

امام جمعه اهل سنت زاهدان با تاکید بر اینکه مسئولان باید از هر اقدامی که احساسات مردم ایران را جریحه‌دار می‌کند اجتناب کنند، گفت: «توصیه خیرخواهانه ما آن است که در راستای چرخش به سمت ملت، باید سیاست‌های گذشته مخصوصا اعدام‌ها متوقف شوند.»

اسماعیل‌زهی در صحبت‌های خود به نام‌های پخشان عزیزی و وریشه مرادی، زنان زندانی سیاسی محکوم به اعدام در ایران اشاره‌ای نکرد.

وریشه مرادی ۲۰ آبان با حکم ابوالقاسم صلواتی و پخشان عزیزی دوم مرداد با حکم ایمان افشاری در دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شدند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان این‌که اعدام‌های سیاسی به‌ویژه اعدام زنان و اعدام‌هایی که به‌خاطر مواد مخدر انجام می‌شوند خطرناک هستند، خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی گفت: «اعدام به خاطر قصاص اشکالی ندارد.»

او اضافه کرد: «سایر اعدام‌ها حکم خدا نیستند و در صدر اسلام هم نبوده‌اند بلکه بر اساس یک قرائت از اسلام و برداشت برخی از مجتهدین انجام می‌شوند و این برداشت‌ و قرائت مخالفین زیادی هم دارد، باید متوقف شوند.»

بیشتر بخوانید: رای مخالف جمهوری اسلامی به قطعنامه سازمان ملل برای تعلیق مجازات اعدام

صحبت‌های عبدالحمید در خصوص فاقد اشکال بودن اعدام شهروندان با اتهام قتل (قصاص) در حالی است که سازمان‌های حقوق بشری و سازمان ملل بارها بر خواست لغو کلی مجازات اعدام در تمامی کشورها تاکید کرده‌اند.

همچنین تا به امروز حدود ۱۷۰ کشور مجازات اعدام را لغو یا اجرای آن را به حالت تعلیق درآورده‌اند.

واکنش‌های گسترده به حکم اعدام دو زندانی سیاسی زن

تایید حکم اعدام پخشان عزیزی و صدور حکم اعدام وریشه مردادی در هفته‌ها و ماه‌های گذشته با اعترضات گسترده داخلی و بین‌المللی همراه شده است.

در تازه‌ترین نمونه از این اعتراض‌ها، آنیشا اسداللهی، معلم، مترجم و زندانی سیاسی در نامه‌ای از زندان اوین در خصوص حکم اعدام دو هم بندی‌اش نوشت: «اعدام در انحصار دولت‌هاست و نه به اعدام خواستی مطلق که آن را باید مطلق اندیشه، اراده و عمل کرد.»

مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران نیز ۲۸ آذر در پستی در شبکه اجتماعی ایکس خواستار لغو فوری حکم اعدام عزیزی شد و نوشت که پرونده او «بازتاب‌دهنده آزار و اذیت گسترده‌تر فعالان زن و اقلیت‌ها» در ایران است.