• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

فرمان خامنه‌ای برای سرنگونی دولت جدید سوریه

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۳ دی ۱۴۰۳، ۱۰:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)

انکار واقعیت‌های موجود در منطقه، روح اصلی سخنان علی خامنه‌ای در روز یکشنبه بود. رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود، مخالفت صریح‌اش را با حکومت جدید سوریه اعلام کرد و از ضرورت سرنگونی آن سخن گفت و نوید تشکیل گروهی برای مبارزه با دولت دمشق را داد.

از آنجا که خامنه‌ای با صراحت گفت قصد تحلیل ندارد و به عنوان رهبر جمهوری اسلامی صحبت می کرد این سخنان او می‌تواند به معنای این باشد که سوریه‌ستیزی سیاست جدید جمهوری اسلامی و دستورالعملی برای نیروی قدس شاخه برون مرزی سپاه پاسداران خواهد بود. این سخنرانی که هزار و نهصد و سی و ششمین سخنرانی خامنه‌ای در طول ۳۵ سال گذشته به شمار می‌رود، حامل پیامی روشن درباره مواضع جمهوری اسلامی در قبال دولت جدید سوریه بود. در حالی که خیلی از کشورهای منطقه برای برقراری آرامش و ثبات در سوریه ابراز امیدواری کرده‌اند رهبر جمهوری اسلامی از ضرورت مقابله با دولت جدید سوریه گفته و در عمل فرمان سرنگونی آن را صادر کرده است.

خامنه‌ای در این سخنرانی همچنین وجود گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه را انکار کرد؛ در حالی که تقریبا تمام جهان این گروه‌ها را به‌عنوان نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی می‌شناسند. گروه‌هایی نظیر حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی، حوثی‌ها و حشد شعبی همواره به وابستگی خود را به جمهوری اسلامی اذعان کرده‌اند. به‌عنوان مثال، حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله که اخیرا در حملات اسرائیل کشته شد، بارها تاکید کرده بود که حزب‌الله تمامی منابع مالی، تسلیحاتی و تدارکاتی خود را از جمهوری اسلامی دریافت می‌کند. این وابستگی تنها محدود به حزب‌الله نیست. حوثی‌ها و حماس نیز بارها از کمک‌های مالی و نظامی جمهوری اسلامی سخن گفته‌اند. محمود الزهار، از رهبران حماس، در یکی از اظهاراتش اشاره کرده بود که در سفری به تهران از قاسم سلیمانی ۲۲ میلیون دلار پول نقد دریافت کرده و هیات ۹ نفره حماس این مبلغ را با چندین چمدان به غزه بازگردانده‌اند. این شواهد و اعترافات رهبران این گروه‌ها، ادعای خامنه‌ای مبنی بر وجود نداشتن نیروهای نیابتی را کاملا زیر سوال می‌برد.

خامنه‌ای در سخنرانی اخیرش همچنین ادعا کرد که جمهوری اسلامی نیازی به نیروهای نیابتی ندارد و در صورت لزوم می‌تواند به‌طور مستقیم علیه آمریکا و اسرائیل اقدام کند. این در حالی است که او ده روز پیش در سخنرانی دیگری اذعان کرده بود که تلاش جمهوری اسلامی برای کمک به بشار اسد با مانع‌تراشی نیروهای هوایی اسرائیل و آمریکا ناکام مانده است. این تناقض در سخنان رهبر جمهوری اسلامی، نشانگر نبود انسجام در تحلیل‌ها و مواضع اوست.

خامنه‌ای نه تنها وجود نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی را انکار کرد، بلکه شکست‌های آشکار جمهوری اسلامی و گروه‌های وابسته به آن در منطقه را نیز نپذیرفت. در حالی که اسرائیل توانسته است زیرساخت‌های حماس و دولت آن در غزه را منهدم کند، بسیاری از رهبران این گروه از جمله اسماعیل هنیه و یحیی سنوار را از بین ببرد و همچنین شبکه فرماندهی حزب‌الله را هدف قرار دهد، خامنه‌ای همچنان بر پیروزی حماس تاکید دارد. این اظهارات، در تضاد کامل با واقعیات میدانی است. تحلیل‌گران منطقه‌ای و بین‌المللی به‌طور گسترده بر شکست سیاست‌های جمهوری اسلامی در منطقه تأکید کرده‌اند. اسرائیل با استراتژی نظامی خود توانسته است حزب‌الله را از مرزهای لبنان و اسرائیل دور کند و دسترسی این گروه به مرزهای اسرائیل را محدود کند. با این وجود، خامنه‌ای همچنان بر تحلیل‌های نادرست خود پافشاری می‌کند و می‌گوید حزب‌الله شکست نخورده است.

اصرار خامنه‌ای بر نپذیرفتن واقعیات موجود در منطقه و ادامه تحلیل‌های نادرست، بیش از آنکه ناشی از اشتباه باشد، ناشی از لجاجت او بر ادامه سیاست‌های گذشته است. او به جای پذیرش اشتباهات خود، تلاش می‌کند واقعیت‌ها را بر اساس خواسته‌ها و دیدگاه‌های خود تعریف کند. این لجاجت، منابع مالی و انسانی مردم ایران را به هدر داده و دشمنی ملت‌ها و دولت‌های منطقه با ایران را افزایش داده است.

علاوه بر این خامنه‌ای نه تنها از پذیرش واقعیات سرباز می‌زند، بلکه تلاش می‌کند دیدگاه‌های خود را بر صاحب نظران داخلی نیز تحمیل کند. او در سخنرانی اخیرش، منتقدان سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی را تهدید کرد و آن‌ها را مزدور خواند. این سخنان در ادامه تهدیدات قبلی اوست که در آن‌ها تحلیلگران منتقد را مجرم دانسته و برخورد با آن‌ها را خواستار شده بود. این رویکرد سرکوب‌گرانه، نشانگر هراس خامنه‌ای از پیامدهای شکست‌های منطقه‌ای بر ثبات داخلی جمهوری اسلامی است.

سخنان اخیر علی خامنه‌ای بار دیگر نشان داد که او حاضر به پذیرش واقعیات موجود در منطقه نیست و همچنان بر ادامه سیاست‌های نادرست و ماجراجویانه اصرار دارد. انکار شکست‌ها و تهدید منتقدان، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه باعث افزایش نارضایتی‌های داخلی و تشدید انزوای جمهوری اسلامی در منطقه و جهان می‌شود. این انکارها و لجاجت‌ها، هزینه‌های سنگینی برای مردم ایران به همراه داشته و اصرار بر مقابله با دولت جدید سوریه و تلاش برای سرنگونی آن می تواند علاوه بر دامن زدن به بی ثباتی در منطقه باعث رشد گرایشات ضد ایرانی در بین مردم سوریه و دیگر کشورهای منطقه شود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

سرنگونی جمهوری‌اسلامی؛ واقعیت ممکن

۲ دی ۱۴۰۳، ۱۰:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

در سال‌های گذشته، سرنگونی جمهوری اسلامی به‌عنوان یک امکان واقعی چندان جدی تلقی نمی‌شد و بیشتر به‌عنوان یک احتمال دور از دسترس مطرح بود اما این روزها، بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان در داخل و خارج به طور جدی‌تری درباره آن صحبت می‌کنند و ابعادش را مورد بررسی قرار می‌دهند.

تحلیل‌های این افراد بر وضعیت داخلی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی تمرکز دارد که نشان می‌دهد این حکومت به‌شدت ضعیف و شکننده شده است.

یکی از دلایل اصلی این تضعیف، شکست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی است. پس از پیروزی اسرائیل بر گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی مانند حماس و حزب‌الله و سقوط سریع و ناگهانی حکومت بشار اسد در سوریه، موقعیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی به‌طور قابل‌توجهی تضعیف شده است. این شکست‌ها باعث انزوای بیشتر جمهوری اسلامی در سطح منطقه شده و امید به سرنگونی این حکومت را در میان ایرانیان افزایش داده است.

روزنامه فرانسوی لیبراسیون در گزارشی تحلیلی به این موضوع پرداخته و سقوط جمهوری اسلامی را یک واقعیت ممکن توصیف کرده است. این روزنامه با اشاره به بحران‌های داخلی و انزوای منطقه‌ای، جمهوری اسلامی را بیش از پیش شکننده ارزیابی کرده است. به گفته لیبراسیون، سقوط بشار اسد در سوریه موجی از امیدواری را در میان مردم ایران ایجاد کرده که ممکن است حکومت جمهوری اسلامی نیز به همان سرنوشت دچار شود. این موضوع، یکی از نکات برجسته‌ای است که در گزارش لیبراسیون به آن پرداخته شده و نشان از تغییر فضای فکری در میان ایرانیان دارد.

نشریات معتبر بین‌المللی دیگری نیز به بررسی احتمال سقوط جمهوری اسلامی پرداخته‌اند. به‌عنوان نمونه، رابین رایت، تحلیلگر سرشناس آمریکایی، در مقاله‌ای در نشریه نیویورکر، به فروپاشی ائتلاف‌های قدرتمند جمهوری اسلامی اشاره کرده و وضعیت کنونی این حکومت را به‌عنوان مرحله‌ای از افول و تضعیف تحلیل کرده است. او تاکید می‌کند که شکست‌های منطقه‌ای و مشکلات داخلی، جمهوری اسلامی را در موقعیتی بحرانی قرار داده است.

خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی به نقل از کارشناسان اعلام کرده که پس از شکست حماس و حزب‌الله و سقوط اسد، هدف بعدی اسرائیل ممکن است ایران باشد. این گزارش به این موضوع اشاره می‌کند که اگر جمهوری اسلامی به برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد، احتمال حمله نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران افزایش می‌یابد. همچنین رویترز تاکید کرده که اسرائیل نه تنها به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، بلکه به برنامه موشکی آن نیز توجه دارد.

تد کروز، سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی نیز اخیرا با صراحت بیشتری از احتمال تغییر در ایران صحبت کرده و گفته است که با بازگشت ترامپ به قدرت، جمهوری اسلامی دیگر نمی‌تواند به درآمدهای نفتی دسترسی داشته باشد و از گروه‌های نیابتی خود مانند حماس و حزب‌الله حمایت کند. کروز تاکید کرده که جمهوری اسلامی هم ضعیف شده و هم ترسیده و تغییر در راه است. به گفته او، ممکن است این تغییر به‌قدری سریع باشد که بسیاری را شگفت‌زده کند.

این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که حکومت‌های دیکتاتوری در برخی موارد بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌شود سرنگون می‌شوند، به‌طوری که این سقوط حتی برای حامیان و مخالفان حکومت نیز غافلگیرکننده است. مثال اخیر در این زمینه، سقوط ناگهانی بشار اسد در سوریه است که در عرض ۱۰ روز رخ داد.

در داخل کشور نیز، مقام‌های جمهوری اسلامی به این بحران‌ها اذعان دارند، اما به دلیل شرایط خاص سیاسی، با عبارات محتاطانه‌تری درباره آن صحبت می‌کنند. به‌طور کلی، کارشناسان داخلی و برخی مقام‌ها از جناح‌های مختلف معتقدند که خطر سقوط جمهوری اسلامی در اثر فشارهای خارجی و بحران‌های داخلی جدی است با این حال، درباره راهکارهای مقابله با این خطر اختلاف نظر وجود دارد.

برخی معتقدند که باید رویکرد نرم‌تری در سیاست‌های خارجی اتخاذ شود تا خطر حملات نظامی کاهش یابد، اما برخی دیگر بر ضرورت ادامه تقابل تحت عنوان مقاومت و ایستادگی تاکید دارند و حتی سخن از خروج از ان پی تی و ساخت بمب اتمی می گویند در حالی که برخی دیگر معتقد به مذاکره و نرمش در خارج و کاهش فشار بر مردم در داخل هستند. این اختلاف نظرها نشان‌دهنده عمق بحران درون حاکمیت جمهوری اسلامی است.

با توجه به تمامی این موارد، به نظر می‌رسد که سرنگونی جمهوری اسلامی دیگر یک احتمال دور نیست، بلکه به‌عنوان یک واقعیت ممکن مطرح است. مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی دست به دست هم داده‌اند تا این حکومت را به‌شدت ضعیف کنند. بحران‌های اقتصادی، شکست‌های منطقه‌ای، انزوای بین‌المللی، و فشارهای فزاینده از سوی مردم، همگی نشان از آینده‌ای دارند که در آن بقای جمهوری اسلامی بیش از پیش در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است. این وضعیت نشان می‌دهد که تغییرات عمده در ایران ممکن است زودتر از آنچه تصور می‌شود رخ دهند.

برنامه را از اینجا ببینید

کامران متین: آمریکا رفتارهای عملی هیات حاکمه جدید سوریه را مورد ارزیابی قرار می‌دهد

۳۰ آذر ۱۴۰۳، ۱۲:۵۹ (‎+۰ گرینویچ)

کامران متین، استاد روابط بین‌الملل درباره سفر دیپلمات‌های آمریکایی به دمشق به ایران اینترنشنال گفت: «در این سفر، مقامات آمریکایی تأکید دارند که صرفاً به اظهارات اکتفا نمی‌کنند و رفتارهای عملی هیأت حاکمه جدید سوریه را مورد ارزیابی قرار می‌دهند.»

او افزود: «آن‌ها اصول پایه‌ای مانند احترام به اقلیت‌های مذهبی و فرهنگی، حقوق زنان، و دموکراتیک بودن شکل حکومت را مطرح کرده‌اند و هم‌زمان تلاش می‌کنند با نمایندگان جامعه مدنی، فعالان سیاسی و اقلیت‌ها دیدار کنند. این رویکرد نشان می‌دهد که ایالات متحده تنها به تعامل با حاکمان اکتفا نکرده و به نظرات و خواسته‌های مردم سوریه نیز توجه دارد.»

متین ادامه داد: «از سوی دیگر، جامعه مدنی سوریه در این روزها حضوری پویا و فعال در صحنه سیاسی دارد. اگر این جامعه مدنی بتواند حمایت بین‌المللی، به‌ویژه از کشورهای اروپایی و ایالات متحده، را جلب کند، دولت جدید سوریه در تحمیل یک حکومت افراطی اسلامی، مشابه آنچه طالبان در افغانستان انجام داد، با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد.»

این کارشناس روابط بین‌الملل گفت: «این حمایت بین‌المللی می‌تواند خواسته‌های دموکراتیک، احترام به حقوق اقلیت‌ها، و تضمین آزادی‌های مدنی را تقویت کند و پیام روشنی به رهبران جدید سوریه ارسال کند که حکومت‌داری آن‌ها باید بر پایه احترام به تنوع، عدالت و شمول بنا شود.»

مهمت کوچ: ترکیه به جمهوری اسلامی گوشزد کرد که دوران سیاست‌هایش به پایان رسیده

۲۷ آذر ۱۴۰۳، ۱۵:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

مهمت کوچ، پژوهشگر مسائل خاورمیانه درباره تحولات کنونی سوریه به ایران اینترنشنال گفت: «جمهوری اسلامی با سیاست‌های که در سطح منطقه با نام‌گذاری محور مقاومت مطرح کرده است چیزی جز ناامنی و بی‌ثباتی و تهدید به بار نیاورده است.»

او درباره موجهه ترکیه و جمهوری اسلامی بر سر سوریه نیز گفت: «ترکیه مجبور شد به جمهوری اسلامی گوشزد کند که دوران این سیاست‌ها به پایان رسیده است.»

جمهوری اسلامی پس از اسد دو راه بیشتر ندارد: سازش یا جنگ

۲۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۷:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
عطا محامد

علی خامنه‌ای سوریه را «خط مقدم مقاومت» می‌نامید، خط مقدمی که آن همه پول و خون به پایش ریخته شد اما ده روزه فرو ریخت.

با از دست رفتن سوریه و زمین‌گیر شدن حماس و حزب‌الله، «میدان» تنگ‌تر و دست نظام خالی‌تر شده است. ترامپ را به معادله اضافه کنیم، دو راه بیشتر نمی‌ماند: یکی به جنگ می‌رسد یکی به جام زهر.

سقوط دولت بشار اسد ستون‌های استراتژیک جمهوری اسلامی را به لرزه درآورد. اسد نقشی بی‌بدیل در انتقال تسلیحات، هماهنگی عملیاتی و ایجاد عمق استراتژیک ایفا می‌کرد. بدون او، جبهه مقاومت، ائتلافی که سال‌ها ابزار کلیدی ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل، آمریکا و گاه عربستان به شمار می‌رفت، در وضعیتی بحرانی قرار گرفته است.

محور مقاومت؟ کدام محور مقاومت؟ 

محور مقاومت، یا به تعبیر طرفدارانش «ناتو مقاومت»، شبکه‌ای از دولت‌ها و گروه‌ها است که خود را در تقابل با «استکبار جهانی» و «صهیونیسم» تعریف می‌کنند. حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین، حشدالشعبی عراق و حوثی‌های یمن، همه یا به دست جمهوری اسلامی شکل گرفته‌اند یا با حمایت مالی، تسلیحاتی و ایدئولوژیک آن تقویت شده‌اند. 

سوریه‌ اسد ستون فقرات این محور بود. ایران نزدیک به ۶۰۰ پایگاه نظامی در سوریه ایجاد کرده بود و به گفته فرمانده سپاه در سال ۱۳۹۷، بیش از صد هزار نیروی وابسته به سپاه در این کشور مستقر بودند.

این ساختار گسترده نه تنها دولت اسد را از مهلکه جنگ داخلی گذراند، بلکه به نحوی سازمان‌یافته مخالفانش را سرکوب کرد.حضور سپاه در سوریه نقش تهران را در مناسبات منطقه‌ای قوی‌تر کرده بود. از دست رفتن سوریه یعنی از دست دادن یک دولت حامی با توان چانه‌زنی منطقه‌ای و بین‌المللی، و فراتر از آن، یعنی قطع ارتباط زمینی با حزب‌الله و سایر گروه‌های متحد جمهوری اسلامی. ‌

بدون این ارتباط، توان عملیاتی این گروه‌ها به‌شدت کم می‌شود و استراتژی بازدارندگی جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل ضربه‌ای جدی می‌خورد. 

دکترین دفاعی؟ کدام دکترین دفاعی؟

سوریه یکی از شریان‌های حیاتی جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریم‌ها و تامین مالی و تسلیحاتی گروه‌های نیابتی‌اش بود. دولت اسد به تهران کمک می‌کرد نفت بفروشد، اقلام تحریمی وارد کند، و از منابع غیرقانونی مانند قاچاق مواد مخدر به گروه‌های متحدش پول برساند.

سقوط دمشق، این شبکه مالی و لجستیکی را به‌شدت مختل کرده. بنا به تخمین‌ کارشناسان (و دولت‌های غربی) جمهوری اسلامی از سال ۱۳۹۱ بیش از ۵۰ میلیارد دلار در سوریه هزینه کرده است. این سرمایه را باید عملا سوخته در نظر گرفت. اما سقوط اسد، ممکن است وضع اقتصادی دولت ایران را هم بدتر کند. بدون اسد، دور زدن تحریم‌ها و تامین منابع ارزی سخت‌تر می‌شود.

اما پیامد جدی‌تر سرنگونی اسد، خلاءای است که در «دکترین دفاعی» جمهوری اسلامی ایجاد شده. حاکمان ایران سال‌هاست می‌گویند «دفاع از ایران باید از خارج از مرزها آغاز شود.» این استراتژی، که ده‌ها میلیارد دلار خرج برداشته، عملا منقضی شده است. منطق سیاست حکم می‌کند این استراتژی بازنگری شود. اما تاکید خامنه‌ای بر بازپس‌گیری سوریه و احیای «مقاومت» نشان می‌دهد که نظام بر مبنایی جز منطق سیاست تصمیم می‌گیرد. 

پیامدهای امنیتی: خلأ استراتژی و بازگشت نیروهای نیابتی 

موضوعی که در تحولات اخیر سوریه کمتر به آن پرداخته شده،‌ بازگشت نیروهای سپاه قدس به ایران است که می‌تواند پیچیدگی‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی بیافریند. ممکن است از این نیروها که برای عملیات برون‌مرزی آموزش دیده‌اند، در داخل کشور برای سرکوب اعتراضات عمومی استفاده شود، به‌ویژه در شرایطی که نارضایتی عمومی بر سر مسائلی مانند حجاب اجباری، قطعی برق و افزایش قیمت سوخت شدت گرفته است. 

از سوی دیگر، بازگشت این نیروها می‌تواند جایگاه سپاه پاسداران را در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و امنیتی تقویت کند، و هم‌زمان معضل «مازاد» نیروی انسانی بیافریند. سربازان و افسرانی که برمی‌گردند، مثل دوران پس از جنگ با عراق، باید جایی مشغول شوند. این روند ممکن است به تمرکز بیشتر بر توسعه صنایع نظامی داخلی بینجامد.

هر چقدر فعالیت برون‌مرزی سپاه کم‌تر شود،‌ احتمال تداخل منافع بین نیروهای داخلی و برون‌مرزی‌های سابق بیشتر می‌شود. سپاه قدس نقشی کلیدی در تقویت نظام بازی کرده و دور از ذهن نیست که از نظام «توقع» داشته باشد. سهم‌خواهی احتمالی برون‌مرزی‌ها حفظ تعادل لرزان حامیان نظام را سخت‌تر می‌کند—و می‌تواند به یک‌پارچگی سپاه یا حتی «محور مقاومت» لطمه وارد کند.

هفته پیش، خالد مشعل، رئیس پیشین حماس، به ملت سوریه به خاطر انقلاب علیه «استبداد و ظلم» تبریک گفت. این موضع چقدر با موضع بقیه نیروها و حامیان «محور مقاومت» هماهنگ است؟

اگر به گفته‌ها و نوشته‌های طرفداران «عمق استراتژیک» در روزهای اخیر نگاه کنیم، اختلاف‌ها روشن است. برخی می‌گویند جمهوری اسلامی عامدانه از سوریه عقب کشیده تا فضایی مناسب‌تر برای بازگشت فراهم کند. گروهی سقوط اسد را نتیجه بی‌اعتنایی او به محور مقاومت می‌دانند که باید از آن درس گرفت. و البته گروهی دیگر درپی تلافی و گسترش «مقاومت» هستند. 

فصل مشترک همه این تحلیل‌ها و روایت‌ها، شکست در سوریه است که تقریبا هیچ‌کس آن را رد نمی‌کند. شکستی که بی‌تردید نفس «محور مقاومت» را گرفته، هم در سطح عملیاتی هم در سطح گفتمانی. باید توجه داشت که پیوند میان نیروهای این محور بیش از آن که سیاسی باشد ایدئولوژیک است. خدشه‌دار شدن این ایدئولوژی دست‌کم به اندازه قطع‌شدن ارتباط مالی یا لجستیکی بحران‌زاست. 

قدرت‌هایی که جمهوری اسلامی «دشمن» می‌خواندشان تضعیف آشکار محور مقاومت و بحران نه‌چندان آشکار نظام را دیده‌اند و آن را «فرصتی کم‌نظیر» می‌دانند. افزایش فشارهای اقتصادی و امنیتی بر ایران تقریبا قطعی است. به نظر می‌رسد بدون «مقاومت»—که استراتژیست‌های جمهوری اسلامی به آن «راه سوم» می‌گفتند—نظام به دوراهه‌ای رسیده که سال‌ها از آن می‌گریخته: سازش یا جنگ.

حسین آقایی: جمهوری اسلامی بازدارندگی خود را از دست داده است

۲۵ آذر ۱۴۰۳، ۰۸:۰۳ (‎+۰ گرینویچ)

حسین آقایی، پژوهشگر امور استراتژیک و روابط بین‌الملل به ایران اینترنشنال گفت که جمهوری اسلامی بازدارندگی خود را از دست داده است.

او دلیل چنین وضعیتی را «اقدامات اسرائیل و سقوط دولت اسد» دانست.