• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آیا هوش مصنوعی می‌تواند به بهبود زندگی افراد مبتلا به زوال عقل کمک کند؟

۱۱ آبان ۱۴۰۳، ۱۶:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)

در حالی که شمار مبتلایان به زوال عقل در جهان به سرعت رو به افزایش است و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰ به ۱۳۹ میلیون نفر برسد، فن‌آوری هوش مصنوعی می‌تواند به عنوان ابزاری کارآمد در مراقبت و کمک به این بیماران نقش‌آفرینی کند.

در هر سه ثانیه، یک نفر در جهان به زوال عقل مبتلا می‌شود و شمار مبتلایان از ۵۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۰ گذشته است.

بر اساس گزارش انجمن جهانی آلزایمر، این رقم تا سال ۲۰۵۰ به ۱۳۹ میلیون نفر خواهد رسید که ۷۱ درصد آنها در کشورهای با درآمد کم و متوسط زندگی می‌کنند.

در چنین شرایطی که نظام‌های بهداشتی جهان با چالش مراقبت از این بیماران روبرو هستند، فن‌آوری هوش مصنوعی می‌تواند تاثیرگذار باشد.

بر اساس گزارش بی‌بی‌سی، پروژه فلورانس در دانشگاه کوئینزلند استرالیا و اپلیکیشن سایمون، از جمله پیشگامان این حوزه هستند که با استفاده از فن‌آوری‌های نوین، سیستم‌های یادآوری هوشمند را برای کمک به افراد مبتلا به زوال عقل عرضه کرده‌اند.

برنامه‌نویسی که با زوال عقل زندگی می‌کند

پیت میدلتون، از داوطلبان انجمن آلزایمر که خود به این بیماری مبتلاست، در گفتگو با بی‌بی‌سی می‌گوید این فن‌آوری‌ها می‌توانند استقلال بیماران را حفظ کنند و از فشار بر سیستم بهداشتی و خانه‌های سالمندان بکاهند.

پیت میدلتون، ساکن نورث همپتون شایر بریتانیا، همواره پیشگام در پذیرش فن‌آوری‌های جدید بوده‌ است.

علاقه او به محاسبات از دهه ۱۹۸۰، زمانی که در نیروی هوایی سلطنتی خدمت می‌کرد، آغاز شد و در طول زمان چندین زبان برنامه‌نویسی را فرا گرفت. او در سال‌های اخیر مشتاقانه از هوش مصنوعی برای ویرایش عکس، ترجمه متون و تحقیقات استفاده می‌کند.

میدلتون دوران بازنشستگی پرمشغله‌ای دارد. او علاوه بر پیگیری سرگرمی‌هایش و نگارش وبلاگی درباره زوال عقل، به عنوان مشاور، عضو کمیته و داوطلب باتجربه با انجمن آلزایمر همکاری می‌کند.

پنج سال پیش، در ۶۵ سالگی، زوال عقل در او تشخیص داده‌شد و از آن زمان متوجه تغییراتی در حافظه کوتاه‌مدت خود شده‌ است.

او به بی‌بی‌سی می‌گوید: «هنوز می‌توانم برای تلفن همراه برنامه‌نویسی کنم، اما نمی‌توانم به یاد بیاورم تلفنم را کجا گذاشته‌ام».

میدلتون معتقد است هوش مصنوعی می‌تواند به پر کردن این شکاف کمک کند. او می‌گوید: «اگر مردم مزایای هوش مصنوعی را در زندگی خود بپذیرند، این امر به حفظ عزت نفس و استقلال طولانی‌مدت آن‌ها کمک خواهد‌کرد. این کار همچنین می‌تواند فشار بر سیستم بهداشت ملی (NHS) و خانه‌های سالمندان را کاهش دهد.»

راهکارهای هوشمند

در حال حاضر ابزارهای متعددی مبتنی بر هوش مصنوعی برای کمک به زندگی روزمره افراد مبتلا به زوال عقل توسعه یافته‌اند.

یکی از این ابزارها، اپلیکیشنی به نام «سایمون» است که با استفاده از ردیابی جغرافیایی و یادگیری ماشینی، نیازهای خاص کاربر را شناسایی کرده و یادآوری‌های مفید ارائه می‌دهد.

فیونا کاراگر از انجمن آلزایمر توضیح می‌دهد که این اپلیکیشن می‌تواند، با تشخیص حضور کاربر در بانک، رمز عابر بانک را به او یادآوری کند. این برنامه در حال حاضر در مرحله آزمایشی است.

پروژه فلورانس

یکی دیگر از پروژه‌های مهم در این زمینه، «پروژه فلورانس» است که هدف آن توسعه فن‌آوری‌های ارتباطی مفید برای افراد مبتلا به زوال عقل است.

پروفسور جنت وایلز از دانشگاه کوئینزلند استرالیا، که خود تجربه نگهداری از مادر مبتلا به زوال عقل را دارد، تاکید می‌کند که این پروژه نه برای جایگزینی، بلکه برای تقویت روابط میان بیماران با خانواده‌ها و پرستاران طراحی شده‌است.

پروژه فلورانس با بهره‌گیری از تجربیات یک گروه مشورتی، سه دستگاه کاربردی شامل دفترچه یادداشت روزانه، پخش‌کننده موسیقی و قاب عکس دیجیتال طراحی کرده‌است.

این دستگاه‌ها به گونه‌ای ساده و تک‌منظوره طراحی شده‌اند و با دکمه‌ها و پیچ‌های فیزیکی کنترل می‌شوند تا استفاده از آن‌ها برای بیماران آسان باشد.

خانواده بیمار می‌توانند با کسب اجازه از او، محتوای دستگاه‌ها را حتی از شهری دیگر به روز کنند.

همچنین هوش مصنوعی با ساخت یک بانک اطلاعاتی از گفتگوها و ترجیحات هر بیمار، این ابزارها را شخصی‌سازی می‌کند.

برای نمونه، دفترچه یادداشت می‌تواند عکس و زمان حضور مراقب جدید را به شکلی ساده و قابل فهم نمایش دهد.

پروفسور وایلز در این خصوص هشدار می‌دهد که «اشتباهات فن‌آوری برای افراد مبتلا به زوال عقل اغلب پیامدهای جدی‌تری نسبت به سایر افراد دارد.» او همچنین بر اهمیت حفظ حریم خصوصی و امنیت داده‌ها برای افراد مبتلا به زوال عقل تاکید می‌کند.

ربات‌های درمانی

در زمینه رباتیک نیز پیشرفت‌هایی صورت گرفته‌است. «هیرو چان»، یک ربات نرم درمانی بدون چهره و شبیه به یک عروسک است که برای در آغوش گرفتن طراحی شده‌است.

محققان معتقدند این ربات می‌تواند استرس افراد مبتلا به زوال عقل را کاهش دهد. آنها در تلاش‌اند تا با ادغام فن‌آوری‌ چت‌جی‌پی‌تی در این ربات‌ها، تعامل عاطفی آن‌ها را افزایش دهند.

پروفسور هیدنوبو سومیوکا از موسسه تحقیقاتی ارتباطات پیشرفته بین‌المللی در کیوتو می‌گوید که در آزمایش‌های اولیه با ساکنان خانه‌های سالمندان، متوجه شدند که گفتگوهای ساده‌تر از آنچه انتظار داشتند، برای تعداد بیشتری از افراد جذاب‌تر بوده‌است.

وزن کل این ربات کمتر از ۸۰۰ گرم است و قرار است به بلندگو و میکروفون مجهز شود.

با این حال، متخصصان تاکید می‌کنند که هوش مصنوعی نباید جایگزین تماس انسانی شود.

دنیس فراست، یکی از متخصصان این حوزه، می‌پرسد: «آیا یک هوش مصنوعی واقعا می‌تواند به زنده بودن یا نبودن من اهمیت دهد؟»

میدلتون، در پایان تاکید می‌کند که هر فن‌آوری برای افراد مبتلا به زوال عقل باید قابل تنظیم برای افراد مختلف باشد، زیرا «هیچ دو نفر مبتلا به زوال عقل شرایط یکسانی ندارند.»

او معتقد است توسعه‌دهندگان باید محصولات خود را نه تنها برای جامعه زوال عقل به طور کلی، بلکه برای مراحل مختلف بیماری و توانایی‌های متفاوت افراد طراحی کنند.

کاراگر تاکید می‌کند که هوش مصنوعی باید به عنوان ابزاری برای تقویت مراقبت استفاده شود، نه جایگزینی برای تماس انسانی که در مراقبت از افراد مبتلا به زوال عقل بسیار حیاتی است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

رازهای شکوفایی در زمستان؛ راهنمای مقابله با افسردگی فصلی

۱۰ آبان ۱۴۰۳، ۱۳:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

میلیون‌ها نفر در جهان در فصول پاییز و زمستان با چالش‌های روحی روبه‌رو می‌شوند و حفظ روحیه مثبت در ماه‌های تاریک سال برایشان دشوار است. با این حال راهکارهایی وجود دارند که می‌توانند به انسان در سازگاری با شب‌های طولانی کمک کنند.

بر اساس گزارش ایندیپندنت، از هر ۲۰ نفر بریتانیایی، یک نفر با کوتاه شدن روزها «اختلال خلقی فصلی» یا اس‌ای‌دی را تجربه می‌کند.

این اختلال با کاهش نور خورشید در فصل زمستان بروز می‌کند و علائمی چون خستگی، کاهش بهره‌وری، مشکل در تمرکز و احساس تنهایی و غم را به همراه دارد.

طبق گزارش‌ها، علائم این اختلال حتی پیش از تغییر ساعت رسمی آغاز می‌شود و می‌تواند زندگی روزمره افراد را مختل کند.

کتاب «مراقبت از خود در زمستان» نوشته سوزی ریدینگ، روان‌شناس، نگاهی تازه به فصل سرما دارد و راهکارهایی موثر برای کسانی ارائه می‌دهد که از ماه‌های سرد سال می‌هراسند.

پذیرش واقعیت، گام نخست در سازگاری با زمستان

نخستین گام در تغییر نگاه به زمستان، پذیرش این واقعیت است که فصل‌ها دوره‌های کاملا متمایزی هستند که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را از نظر آب و هوا، دما و نور دارند.

طبیعی است که هر فصل حس متفاوتی به ما بدهد و ما نیز باید واکنشی متناسب با آن داشته‌ باشیم. زندگی مدرن به ما اجازه نمی‌دهد که به این تغییرات گوش فرا دهیم و با آهنگی ملایم‌تر پیش برویم: «به دنیای گیاهان و جانوران نگاه کنید! آن‌ها چگونه به تغییرات محیطی واکنش نشان می‌دهند و در زمستان آهنگ زندگی‌شان را کند می‌کنند. چرا ما انسان‌ها انتظار داریم که از این تغییرات تاثیر نپذیریم؟ پس نخست باید با خود مهربان باشیم و درک کنیم که از نظر زیستی، قرار نیست در زمستان همان احساس و رفتار تابستان را داشته‌ باشیم.»

تمرین «نقطه درخشان»

کتاب «مراقبت از خود در زمستان» از اهمیت کنجکاوی سخن می‌گوید و توضیح می‌دهد که باید در زمستان، ذهن خود را به روی تجربه‌های تازه و شیوه‌های نو اندیشیدن، باز نگه داشت: «ما باید فعالانه توانایی خود را در دیدن زیبایی‌های طبیعی زمستان و شناخت نیازهای انسانی خود تقویت کنیم.»

در کتاب از تمرین روزانه «نقطه‌های درخشان» سخن گفته شده‌ است. این نقطه‌ها همان لحظه‌های کوچک و شیرین روزمره هستند که باعث می‌شوند احساس شادی و سلامتی کنیم: «در این چالش در پایان هر روز به چیزهای دوست‌داشتنی که دیده یا تجربه کرده‌اید می‌اندیشید. این تمرین ساده به مغز شما آموزش می‌دهد قدردان باشد و بر لحظات شادی‌بخش تمرکز کند.»

تحرک

تحرک، ابزاری ضروری در جعبه ابزار مراقبت زمستانی است. بهتر است روزانه ۲۰ دقیقه، در هر شرایط آب و هوایی، بیرون بروید و این کار را پیش از ظهر انجام دهید تا نور روز به شبکیه چشمتان برسد و ریتم شبانه‌روزی بدنتان را تنظیم کند.

اگر هوا خیلی نامساعد است و نمی‌توانید بیرون بروید، دست‌کم در خانه کمی نرمش کنید. مهم نیست چه نوع تحرکی را انتخاب می‌کنید، فقط حرکت کنید! این یک ضرورت است.

تغییرات به ظاهر ساده

افزایش نور و رنگ در محیط زندگی می‌تواند خلق و خوی انسان را در زمستان بهبود بخشد.

از آنجا که در زمستان کمتر با طبیعت در ارتباطیم، می‌توانیم با روشن کردن چراغ‌های متنوع، پوشیدن لباس‌های روشن‌تر و رنگ‌آمیزی فضای خانه و محل کار، روحیه‌مان را تقویت کنیم.

پژوهش‌ها نیز اثربخشی این روش‌ها را تایید کرده‌اند.

کارهایی به ظاهر ساده مانند حمام طولانی، تماشای فیلم با نوشیدنی گرم، ماساژ، پخت غذاهای مقوی و لذت بردن از عطرهای فصلی، ابزارهایی نیرومند برای آرامش روح و جسم هستند.

این فعالیت‌ها به جای مقابله با زمستان، ما را با آهنگ آرام این فصل هماهنگ می‌کنند و علاوه بر ایجاد فضایی دلپذیر، از بیماری‌های شایع نیز پیشگیری می‌کنند.

ارتباطات اجتماعی، گرمابخش روزهای سرد

حفظ ارتباط با دیگران در زمستان اهمیت ویژه‌ای دارد. در این فصل، بسیاری از ما کمتر با دوستان و خانواده دیدار می‌کنیم؛ گاه به دلیل میل طبیعی به تنهایی و گاه به خاطر دورکاری بیشتر.

اما نیاز به ارتباط و احساس تعلق در هر فصلی ضروری است. پس اگر امکان دیدار رو در رو ندارید، دست‌کم تماسی تلفنی بگیرید و گپی دوستانه بزنید. فراموش نکنید همیشه جمع‌هایی هستند که می‌توانید به آن‌ها بپیوندید.

زمستان با تمام چالش‌هایش، فرصتی ارزشمند برای رشد شخصی است. با پذیرش طبیعت این فصل و به کارگیری راهکارهای عملی، می‌توان به تقویت ذهن و جسم خود کمک کرد.

زمستان امسال می‌تواند فصل درخشش و شکوفایی ما باشد.

در لحظه ارگاسم چه اتفاقاتی در مغز و بدن رخ می‌دهد؟

۹ آبان ۱۴۰۳، ۱۳:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

ارگاسم یکی از شگفت‌انگیزترین لذت‌های زندگی است که فارغ از تجربه‌ قبلی، می‌تواند هر کسی را به وجد آورد. با این حال، یک فرد به احتمال زیاد کمتر به این موضوع فکر کرده‌ است که این تجربه‌ چه در تنهایی و چه در همراهی با دیگری، چه تاثیری بر جسم و روانش می‌گذارد.

بر اساس گزارش رِد آنلاین، ارگاسم به عنوان یکی از پیچیده‌ترین واکنش‌های فیزیولوژیک بدن انسان، همواره موضوع مطالعات گسترده پزشکی بوده‌ است.

فایده‌های ارگاسم

از دیدگاه تکاملی، هدف ارگاسم در مردان روشن است: انزال و انتقال اسپرم به واژن که می‌تواند به باروری منجر شود. اما در مورد زنان، ارگاسم برای تخمک‌گذاری یا باروری ضروری نیست. این موضوع به پرسشی در میان دانشمندان جهان تبدیل شده و آن‌ها همچنان در تلاش‌اند تا دلیل تکاملی این پدیده را کشف کنند.

جولیا گرینی، داروساز ارشد داروخانه دیجیتال مدینو، در گفت‌وگو با رِد آنلاین گفت: «پژوهشی در سال ۲۰۱۶ این فرضیه را که زنان برای ترشح هورمون‌های ضروری تخمک‌گذاری به ارگاسم نیاز دارند، رد کرده‌ است.»

پژوهش‌ها نشان داده‌اند ارگاسم علاوه بر لذت‌بخش بودن، منافع متعددی دارد. این لذت شگرف، از جنبه اجتماعی به تحکیم روابط عاطفی میان شریک‌های زندگی کمک می‌کند. همچنین با ترشح هورمون‌های نشاط‌آور، موجب بهبود خلق و خو، تقویت سیستم ایمنی بدن و کاهش استرس می‌شود.

لرزش پاها در هنگام ارگاسم

واکنش بدن هر فرد به تحریک جنسی منحصر به خود اوست. برای برخی افراد، رسیدن به اوج لذت جنسی با لرزش پاها همراه می‌شود. این واکنش ارتباطی به نوع فعالیت جنسی ندارد و به دلیل افزایش سطح آدرنالین در زمان ارگاسم روی می‌دهد.

در جریان رابطه جنسی، ماهیچه‌های بدن به تدریج دچار تنش می‌شوند و منقبض می‌گردند. به گفته گرینی، ماهیچه‌های پا به دلیل نزدیکی به اندام تناسلی و سهولت انقباض، بیشترین میزان تنش را در طول رابطه جنسی تجربه می‌کنند.

پس از رسیدن به اوج لذت، تمام این تنش عضلانی رها می‌شود و شل شدن ناگهانی ماهیچه‌ها می‌تواند موجب لرزش پاها شود. این لرزش طبیعی است و نباید موجب نگرانی شود.

تغییرات هورمونی در زمان ارگاسم

در هنگام ارگاسم، تغییرات هورمونی چشمگیری در بدن رخ می‌دهد.

به گفته گرینی، ترشح اکسی‌توسین در طول رابطه جنسی، باعث انقباض‌های موزون ماهیچه‌ها و انزال می‌شود.

این هورمون پیوند عاطفی را نیز تقویت می‌کند و اگر پیش از ارگاسم به میزان زیادی ترشح شود، می‌تواند تجربه جنسی را شدیدتر کند.

پس از رسیدن به اوج لذت، مغز دوپامین آزاد می‌کند؛ یک انتقال‌دهنده‌ عصبی که حس لذت و رضایت را به ارمغان می‌آورد.

البته نقش این هورمون‌ها تنها به این موارد محدود نمی‌شود. برای نمونه، اکسی‌توسین در ایجاد پیوند عاطفی، نعوظ و انزال نیز نقش مهمی دارد.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که دوپامین نه تنها «تسریع‌کننده ارگاسم» است بلکه یک انتقال‌دهنده عصبی کلیدی در برانگیختن ارگاسم نیز به شمار می‌رود.

سردردهای پس از ارگاسم

یکی از عوارض ناخوشایند ارگاسم می‌تواند سردرد باشد. این نوع سردرد در افراد مبتلا به میگرن شیوع بیشتری دارد. گرچه این نوع سردرد ممکن است شبیه سردردهای معمولی به نظر برسد اما سازوکار پیچیده‌تری دارد.

جنیفر سورچ، بنیانگذار آکادمی تانترای مدرن، گفت: «گرچه به این حالت سردرد می‌گوییم اما در واقع دردی است که از انقباض ماهیچه‌های سر و گردن ناشی می‌شود. این انقباض باعث گشاد شدن رگ‌های خونی و ایجاد دردی مبهم است.»

عطسه پس از ارگاسم

گرچه عطسه کردن پس از ارگاسم چندان جذاب نیست اما پدیده‌ای طبیعی است. سورچ توضیح داد که این واکنش به دلیل تحریک بافت‌های درون بینی رخ می‌دهد.

جالب اینجاست که ارگاسم می‌تواند به باز شدن مجاری بینی نیز کمک کند.

به گفته سورچ، این اتفاق به دلیل فعال شدن سیستم «جنگ یا گریز» و ترشح آدرنالین است که باعث کاهش التهاب و باز شدن مجاری تنفسی می‌شود. پس اگر دچار گرفتگی بینی هستید، رابطه جنسی نه تنها مشکل را بدتر نمی‌کند بلکه می‌تواند به بهبود آن کمک کند.

فعالیت مغز در هنگام ارگاسم

مغز پیش و پس از ارگاسم دست‌خوش تغییرات چشمگیری می‌شود، هر چند ما به طور آگاهانه متوجه این تغییرات نیستیم. در این هنگام، بخش مسئول استدلال و تصمیم‌گیری کمتر فعال می‌شود و به همین دلیل است که برخی افراد در طول رابطه جنسی جسورتر عمل می‌کنند.

از آنجا که رابطه جنسی تجربه‌ای سرشار از حس‌های گوناگون است، بخش‌های مختلفی از مغز در آن درگیر می‌شوند. جالب اینجاست که پژوهش‌ها نشان داده‌اند مغز می‌تواند مسیرهای جدیدی برای لذت ایجاد کند که لزوما به اندام‌های جنسی وابسته نیستند.

این یافته به‌ویژه برای افرادی که به دنبال روش‌های متفاوت تحریک هستند یا آسیب‌دیدگی در اندام‌های جنسی دارند، امیدبخش است.

بر اساس مطالعه‌ای که در ژورنال آو سکشوال مدیسن منتشر شده، میانگین زمان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان حدود ۱۳/۴۶ دقیقه است. این یافته که از مطالعه‌ای روی ۶۴۵ زن دگرجنس‌گرا به دست آمده نشان می‌دهد این زمان می‌تواند بین ۱۲/۷۶ تا ۱۴/۰۶ دقیقه متغیر باشد.

نکته جالب این که حدود یک‌پنجم از شرکت‌کنندگان گفته‌اند به اوج لذت نمی‌رسند و فقط ۳۱/۴ درصد در هنگام آمیزش همراه با دخول به این نقطه می‌رسند.

این پژوهش نشان می‌دهد سایر فعالیت‌های جنسی نیز به اندازه آمیزش در رسیدن به تجربه ارگاسم موثر هستند.

چالش‌های رسیدن به ارگاسم

مطالعات نشان می‌دهند ۱۹ درصد افراد دارای واژن (زنان) با مشکلات مداوم در رسیدن به ارگاسم مواجه هستند، در حالی که تنها هشت درصد تجربه ارگاسم چندگانه را آسان می‌دانند.

دلایل متعددی از جمله کمبود لذت جنسی، آسیب‌های گذشته، شرایط سلامت روان مانند افسردگی و عوارض جانبی داروها می‌تواند در این مساله نقش داشته‌ باشد.

راهکارهای درمانی

متخصصان برای افرادی که در رسیدن به ارگاسم مشکل دارند، راهکارهایی مانند ماساژ یونی تانتریک را پیشنهاد می‌کنند. این روش ترکیبی از ماساژ لمسی آگاهانه، تکنیک‌های تنفسی و مراقبه است که به آرامش ذهن و حضور بیشتر در بدن، همچنین برقراری ارتباط موثر با شریک جنسی کمک می‌کند.

در صورت تداوم مشکل، مشورت با متخصصان توصیه می‌شود.

چهره‌های گوناگون بی‌وفایی، از رابطه فیزیکی تا پیوندهای عاطفی و مجازی

۸ آبان ۱۴۰۳، ۱۷:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

بی‌وفایی پدیده‌ای فراگیر است که روابط عاشقانه را در همه فرهنگ‌ها و گروه‌های اجتماعی تحت تاثیر قرار می‌دهد. این پدیده اغلب به فروپاشی رابطه می‌انجامد و می‌تواندآسیب‌های جدی روحی و جسمی برای افراد درگیر به همراه داشته‌باشد.

با این حال، پژوهش‌های انجام شده در این زمینه پراکنده هستند و آمارهای متناقضی از میزان رواج آن ارائه می‌دهند.

در همین راستا، یک مطالعه گسترده که به تازگی در مجله پرسنال ریلیشن‌شیپ منتشر شده، با بررسی ۳۰۵ پژوهش علمی و تحلیل داده‌های ۵۰۸ هزار و ۲۴۱ شرکت‌کننده از ۴۷ کشور جهان، تصویری جامع از پدیده بی‌وفایی در روابط عاشقانه و علل وقوع آن ارائه کرده‌است.

بر اساس گزارش سای‌پست این پژوهش که به سرپرستی دکتر بنجامین واراک از دانشگاه پزشکی استونی بروک انجام شده، با استفاده از داده‌های جمع‌آوری شده، انواع مختلف بی‌وفایی و دلایل بروز آن‌ها را در سه دسته اصلی مورد بررسی قرار داده‌است.

بی‌وفایی جنسی

بر اساس این پژوهش، بی‌وفایی جنسی با اختصاص ۵۸ درصد از کل مطالعات، بیشترین توجه پژوهشی را به خود جلب کرده و آمارها نشان می‌دهد ۲۵ درصد مردان و ۱۴ درصد زنان این نوع خیانت را گزارش کرده‌اند.

نارضایتی از روابط جنسی در رابطه اصلی، جستجوی تجربیات جدید و هیجان‌انگیز و مشکلات عمیق در رابطه از عوامل اصلی بروز این نوع خیانت شناسایی شده‌اند.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در محیط‌های ناشناس، افراد تمایل بیشتری به اعتراف به بی‌وفایی جنسی داشته‌اند که نشان‌دهنده انگ اجتماعی بالای آن است. این تفاوت در گزارش‌دهی به ویژه در جوامع سنتی‌تر و محافظه‌کارتر بیشتر مشهود بوده‌است.

بی‌وفایی عاطفی

در حوزه بی‌وفایی عاطفی، علی‌رغم اختصاص تنها ۹/۵ درصد از مطالعات به این موضوع، آمار قابل توجهی مشاهده شده‌است، ۳۵ درصد مردان و ۳۰ درصد زنان به داشتن روابط عاطفی خارج از رابطه اصلی اعتراف کرده‌اند.

احساس عدم درک متقابل، کمبود صمیمیت عاطفی، نیاز به توجه و تایید و ناهمخوانی فکری و عاطفی با شریک زندگی از عوامل اصلی این نوع بی‌وفایی هستند.

پژوهشگران دریافته‌اند که برخلاف بی‌وفایی جنسی، تفاوت معناداری در گزارش خیانت عاطفی بین محیط‌های ناشناس و غیرناشناس مشاهده نشده که نشان‌دهنده انگ اجتماعی کمتر آن است. همچنین، این نوع خیانت در بسیاری موارد می‌تواند آسیب‌های عمیق‌تر و پایدارتری نسبت به خیانت جنسی بر روابط وارد کند.

بی‌وفایی دیجیتال

بی‌وفایی دیجیتال، به عنوان پدیده‌ای نوظهور در عصر ارتباطات، با وجود اختصاص تنها ۵/۶ درصد از تحقیقات، از سوی ۲۳ درصد مردان و ۱۴ درصد زنان گزارش شده‌است.

سهولت دسترسی به روابط آن‌لاین، احساس امنیت کاذب در فضای مجازی، عدم تعریف مشخص از مرزهای خیانت در فضای دیجیتال و جذابیت ناشناس بودن در روابط آنلاین از عوامل اصلی این نوع خیانت شناخته شده‌اند.

محققان بر این باورند که بی‌وفایی عاطفی و بی‌وفایی در فضای مجازی می‌تواند به اندازه خیانت فیزیکی، و در برخی موارد حتی بیشتر از آن، به رابطه آسیب برساند. این موضوع به شرایط و پویایی هر رابطه بستگی دارد. برای بسیاری از افراد، برقراری پیوند عاطفی با شخص دیگر می‌تواند آسیب‌زاتر از یک رابطه جنسی موقت باشد.

یافته‌های این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که مشکلات ارتباطی، عدم رضایت از کیفیت رابطه، فقدان تعهد عاطفی، مشکلات شخصیتی و روانشناختی، و فشارهای اجتماعی و محیطی از عوامل مشترک در تمام انواع بی‌وفایی هستند.

کشف امیدبخش در مبارزه با آلزایمر؛ اوزمپیک می‌تواند خطر ابتلا را تا ۷۰ درصد کاهش دهد

۵ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که نزدیک به هفت میلیون آمریکایی بالای ۶۵ سال با بیماری آلزایمر دست و پنجه نرم می‌کنند، یافته‌های جدید پژوهش‌گران نویدبخش راهکاری امیدوارکننده برای کاهش خطر ابتلا به این بیماری است.

به گزارش نیویورک پست، نتایج مطالعه‌ای که به‌تازگی در مجله «آلزایمر اند دیمنشا» منتشر شده، نشان می‌دهد سماگلوتاید، ماده موثر در داروهای اوزمپیک در درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، خطر ابتلا به آلزایمر را به میزان ۴۰ تا ۷۰ درصد کاهش می‌دهد.

سماگلوتاید، ماده‌ی اصلی و موثر در داروهای اوزمپیک و وگووی، از خانواده‌ دارویی خاصی است که بر اساس تقلید از هورمون طبیعی GLP-1 فعالیت می‌کند.

این دارو از طریق اثرگذاری بر دستگاه گوارش، احساس سیری را در فرد مصرف‌کننده به مدت قابل توجهی افزایش می‌دهد. همچنین با شبیه‌سازی عملکرد این هورمون طبیعی بدن، نه تنها به تنظیم سطح قند خون کمک می‌کند، بلکه در روند کاهش وزن نیز تاثیرگذار است.

رونگ ژو، استاد انفورماتیک زیست پزشکی دانشگاه کیس وسترن رزرو، که این پژوهش را هدایت کرده، گفت تحقیقات پیش‌بالینی نشان می‌دهد سماگلوتاید ممکن است از تخریب و التهاب عصبی جلوگیری کند.

تیم تحقیقاتی او با بررسی سوابق پزشکی حدود یک میلیون بیمار دیابتی نوع دو در یک بازه سه ساله، این نتایج را به دست آوردند.

این پژوهش گسترده اثربخشی داروی سماگلوتاید را با سایر داروهای دیابت از جمله داروهای خانواده GLP-1، انسولین، متفورمین، مهارکننده‌های DPP-4، مهارکننده‌های انتقال‌دهنده سدیم-گلوکز نوع دو، داروهای گروه سولفونیل اوره و تیازولیدین‌دیون‌ها مقایسه کرده‌ است.

نتایج نشان داد که مصرف سماگلوتاید خطر ابتلا به آلزایمر را به‌طور چشمگیری بین ۴۰ تا ۷۰ درصد کاهش می‌دهد. این میزان کاهش خطر حتی در مقایسه با انسولین و دیگر داروهای خانواده GLP-1 نیز قابل توجه بود. این یافته‌ها در میان تمام گروه‌های سنی، جنسیتی و افراد با وزن‌های مختلف یکسان بود.

رابطه دیابت و آلزایمر از زوایای مختلفی مورد توجه دانشمندان قرار گرفته‌ است. بالا بودن قند خون در دیابت می‌تواند به رگ‌های خونی مغز آسیب برساند و موجب التهاب شود. همچنین چاقی، که در بسیاری از افراد مبتلا به دیابت دیده می‌شود، خود عامل دیگری برای ایجاد التهاب‌های مزمن در بدن است.

داروهای خانواده GLP-1 مانند اوزمپیک در این میان نقش دوگانه‌ای دارند؛ از یک سو با کمک به کاهش وزن، به‌طور غیرمستقیم التهاب را کاهش می‌دهند و از سوی دیگر، با فعال کردن سلول‌های تی، گروه خاصی از سلول‌های ایمنی، در سیستم ایمنی بدن، به‌طور مستقیم نیز اثرات ضدالتهابی بر جای می‌گذارند.

شرکت دارویی نووو نوردیسک دانمارک موفق شد مجوز مصرف داروی اوزمپیک را در سال ۲۰۱۷ برای درمان دیابت نوع دو و داروی وگووی را در سال ۲۰۲۱ برای درمان چاقی در بزرگسالان از سازمان غذا و داروی ایالات متحده دریافت کند.

سخنگوی این شرکت در مصاحبه با نشریه نیویورک پست گفت: «ما از پژوهش‌های مستقلی که به بررسی ایمنی، اثربخشی و کاربردهای بالینی محصولاتمان می‌پردازند، استقبال می‌کنیم.»

این شرکت دارویی دانمارکی اکنون مشغول انجام آزمایش‌های بالینی داروی سماگلوتاید برای درمان مراحل اولیه بیماری آلزایمر است و پیش‌بینی می‌شود نتایج این مطالعات در سال آینده منتشر شود.

با توجه به اینکه سالانه حدود ۱۲۰ هزار آمریکایی جان خود را بر اثر آلزایمر از دست می‌دهند، این یافته‌ها می‌تواند نقطه عطفی در مبارزه با این بیماری باشد. علاوه بر این، محققان در حال بررسی تاثیر اوزمپیک بر سایر بیماری‌ها از جمله اختلالات مصرف مواد مخدر و الکل، بیماری‌های قلبی و مشکلات پوستی نیز هستند.

ژو تاکید کرد نتایج این پژوهش باید از طریق کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی شده بیشتر مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان از این دارو به‌عنوان درمانی موثر برای آلزایمر استفاده کرد.

پیش‌تر و در مردادماه، یافته‌های سه پژوهش نشان داد پروتئین «ریلین» از مغز انسان در برابر آلزایمر و سایر بیماری‌های مرتبط با پیری محافظت می‌کند.

پروتئین ریلین که یک گلیکوپروتئین مهم برای عملکرد مغز انسان است، به تداوم حافظه و تفکر در مغز بیماران کمک می‌کند اما چگونگی انجام این عمل هنوز برای دانشمندان مشخص نیست.

پارادوکس تلاش؛ چرا از فعالیت‌های سودمند اجتناب می‌کنیم

۴ آبان ۱۴۰۳، ۱۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

تلاش و سخت‌کوشی همواره به عنوان کلید دست‌یابی به موفقیت شناخته می‌شود. با این حال بسیاری از ما به طور ناخودآگاه از آن گریزانیم.

به گزارش نیوساینتیست، پارادوکس تلاش، مفهومی است که از سوی مایکل اینزلیخت، روان‌شناس دانشگاه تورنتو مطرح شده‌ است.

اینزلیخت این نکته را مطرح می‌کند که از یک سو تلاش کردن مستلزم صرف هزینه است و از سوی دیگر، انسان‌ها به طور معمول برای چیزهایی که برایشان تلاش کرده‌اند ارزش بیشتری قائل می‌شوند.

او و همکارانش در مقاله‌ای مهم که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، این تضاد آشکار را «پارادوکس تلاش» نامگذاری کردند.

قانون کمترین تلاش

طبق قانون «کمترین تلاش»، که یکی از معدود قوانین قطعی در روان‌شناسی است، انسان‌ها همواره به دنبال راه‌های کم‌زحمت‌تر هستند.

در گذشته تصور می‌شد این گرایش برای صرفه‌جویی در منابع متابولیک تکامل یافته‌ است زیرا در دوران شکار و گردآوری خوراک، هدر دادن انرژی می‌توانست به قیمت جان تمام شود اما پژوهش‌های اخیر این فرضیه را تایید نکرده‌اند.

دکتر شنهاو، عصب‌شناس دانشگاه برکلی و از نویسندگان مقاله پارادوکس تلاش می‌گوید: «برداشت اولیه ما چندان دقیق نبود.»

انسان گاهی نه به خاطر محدودیت‌های فیزیکی، بلکه تنها به دلیل احساس سختی، کاری را دشوار می‌پندارد.

به عنوان مثال، مطالعات نشان داده‌اند ورزشکاران در شرایط خستگی ذهنی (و نه جسمی) عملکرد ضعیف‌تری دارند که نشان می‌دهد رابطه پیچیده‌تری میان تلاش و عملکرد وجود دارد.

اثر ایکیا و ارزش‌گذاری تلاش

یکی از جنبه‌های جالب پارادوکس تلاش در «اثر ایکیا» نمود می‌یابد: افراد برای محصولاتی که خودشان مونتاژ می‌کنند، ارزش بیشتری قائل می‌شوند، حتی اگر کیفیت آن‌ها از محصولات مشابه آماده، پایین‌تر باشد.

این پدیده نشان می‌دهد تلاش شخصی می‌تواند به محصول نهایی ارزش افزوده ببخشد. این موضوع در حوزه‌های مختلف زندگی، از تحصیل گرفته تا کار و روابط شخصی، قابل مشاهده است.

ما نه تنها برای تلاش‌های خودمان، بلکه برای تلاش دیگران هم ارزش قائلیم.

یک پژوهش نشان داده است وقتی به مردم می‌گویند ساختن یک اثر هنری مثل شعر یا یک نقاشی زمان زیادی برده، ارزش بیشتری برای آن قائل می‌شوند.

این پدیده که کیفیت یک اثر را با میزان تلاش صرف شده برای خلق آن می‌سنجیم، «قاعده تلاش» نامیده می‌شود.

به طور معمول نیز هرچه بیشتر برای کاری وقت و انرژی گذاشته می‌شود، نتیجه‌اش بهتر می‌شود. به همین خاطر مغز ما این رابطه را به صورت یک میان‌بُر ذهنی درمی‌آورد و هر چیزی را که حاصل تلاش زیاد می‌داند، خودبه‌خود بهتر ارزیابی می‌کند؛ چه واقعا بهتر باشد، چه نباشد.

تفاوت‌های فردی در تجربه‌ تلاش

ما نه تنها برای تلاش ارزش قائلیم بلکه گاهی به عمد راه سخت‌تر را انتخاب می‌کنیم.

دکتر اینزلیخت و همکارانش در ۱۲ آزمایش نشان دادند که بیشتر مردم ترجیح می‌دهند خودشان کاری را انجام دهند تا این که تماشاچی انجام آن به وسیله کامپیوتر باشند.

به گفته اینزلیخت، یکی از دلایل این امر فرار از حس کسالت است: «چطور ممکن است مردم همیشه دنبال کار آسان باشند ولی از کسل شدن هم متنفر باشند؟ این نشان می‌دهد که ما فقط دنبال راه ساده نیستیم بلکه می‌خواهیم ذهنمان درگیر باشد.»

پژوهش‌های عصب‌شناختی نشان می‌دهند افراد مختلف، سطوح متفاوتی از تلاش را تجربه می‌کنند.

این تفاوت‌ها حتی در سطح مغزی نیز قابل مشاهده است.

اسکن‌های اِم‌آر‌آی نشان داده‌اند که گانگلیون‌های پایه، نقش مهمی در ایجاد انگیزه برای تلاش‌های ذهنی و فیزیکی دارند.

این یافته‌ها توضیح می‌دهند که چرا برخی افراد به راحتی چالش‌های سخت را می‌پذیرند، در حالی که دیگران از آن‌ها اجتناب می‌کنند.

مشکل مطلوب

پژوهش‌ها نشان داده‌اند «تلاش هوشمندانه» به یادگیری بهتر می‌انجامد.

در یک آزمایش آموزشی، مقایسه دو گروه دانش‌آموز نتیجه جالبی داشت: گروهی که متنی را یک‌ بار مطالعه کردند، پس از یک هفته نسبت به گروهی که آن را دو بار خوانده بودند، مطالب را بهتر به یاد آوردند. دلیل این برتری، به احتمال فراوان به تلاش ذهنی بیشتر گروه اول برمی‌گردد.

رابرت بیورک، روان‌شناس شناختی، این پدیده را «مشکل مطلوب» می‌نامد زیرا چالش بیشتر در بازیابی اطلاعات، به یادگیری عمیق‌تر منجر می‌شود.

پشتکار اکتسابی

رابرت آیزنبرگر، روان‌شناس، در سال ۱۹۹۲ مفهوم «پشتکار اکتسابی» را معرفی کرد. طبق این نظریه، اگر به جای نتیجه کار، به تلاش افراد پاداش دهیم، آن‌ها یاد می‌گیرند سخت‌تر کار کنند.

تحقیقات او و همکارانش در کالج سیه‌نا نشان داد دانش‌آموزانی که برای کارهای سخت ذهنی پاداش می‌گرفتند، در فعالیت‌های نامرتبط دیگر هم پشتکار بیشتری نشان می‌دادند.

اینزلیخت با آزمایش‌های مدرن‌تر روی بازی‌های رایانه‌ای این نظریه را تایید کرد.

او مثال می‌زند که وقتی کودکی در نواختن پیانو پشتکار می‌آموزد، می‌تواند این ویژگی را در انجام تکالیف مدرسه یا فعالیت‌های ورزشی هم به کار گیرد.

متخصصان تاکید می‌کنند باید از سنین پایین به کودکان آموخت سختی یک کار نشانه نادرست بودن آن نیست و شکست در اولین تلاش، نباید دلیلی برای رها کردن آن فعالیت باشد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند درک ما از مفهوم تلاش می‌تواند فراتر از آموزش، بر روابط انسانی نیز اثر بگذارد.

همدلی نمونه‌ای از این تاثیر است؛ اگرچه نیازمند کوشش است و همین باعث می‌شود گاهی از آن پرهیز کنیم اما پذیرش این تلاش می‌تواند به تقویت روابط ما کمک کند.

اینزلیخت این مفهوم را با واژه یونانی یودومونیا، «شکوفایی انسان» پیوند می‌زند و معتقد است لحظات معنادار زندگی با تلاش هدفمند شکل می‌گیرند.

او پیشنهاد می‌کند به جای سرگرمی‌های غیرفعال، به فعالیت‌های هدفمندی مانند درست کردن کاردستی، ورزش، حل معما و مشارکت اجتماعی روی آوریم.

به باور او، انسان‌ها ظرفیت‌هایی فراتر از تصور خود دارند که با پذیرش تلاش می‌توانند به آن‌ها دست یابند.