• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، ماموریت خود را آغاز کرد

۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۷:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، از روز پنج‌شنبه ۱۱ مرداد آغاز به کار کرد و از زحمات جاوید رحمان طی شش سال گذشته در این سمت تشکر کرد. ساتو یک کارشناس درجه یک در حقوق کیفری است و در بین مدافعان حقوق بشر شهرت فراوانی دارد.

ساتو روز پنج‌شنبه با انتشار پستی در حساب ایکس خود از آغاز به کارش در این سمت خبر داد و بر تعهد خود به مشارکت در گفت‌وگوی سازنده با هدف تقویت ظرفیت کشور جهت رعایت تعهدات حقوق بشر برای همه ایرانیان تاکید کرد.

او در این مطلب تاکید کرد که متعهد می‌شود به تمام نقض‌های حقوق بشر به صورت بی‌طرفانه رسیدگی کرده و از منابع معتبر در ارزیابی‌هایش استفاده کند.

ماموریت جاوید رحمان، گزارشگر پیشین سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر جمهوری در چهارشنبه ۱۰ مرداد پس از شش سال به پایان رسید.

ساتو یکی از ۱۱ کاندیدای این پست بود و در میان فهرست نهایی سه نفری که به شورا ارائه شد، انتخاب ارجح بود.

رئیس شورای حقوق بشر، عمر زنیبر از مراکش، به‌طور رسمی این پست را به ساتو پیشنهاد کرد و او اکنون این سمت را بر عهده گرفت.

ساتو هفتمین گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران است. ماموریت او سه ساله خواهد بود، اگرچه می‌تواند برای سه سال دیگر تمدید شود.

او سابقه‌ای خیره‌کننده دارد که بر تحقیق در زمینه حقوق و جرم‌شناسی متمرکز است.

ساتو، برنده جایزه جرم‌شناس جوان ژاپن در سال ۲۰۱۴، در حال حاضر دانشیار دانشگاه معتبر موناش استرالیا است.

او پیش‌تر به عنوان محقق و دانشیار در دانشگاه ملی استرالیا و همچنین مدرس و دانشیار در دانشگاه ریدینگ و افسر تحقیقاتی آکسفورد-هاوارد و نیز عضو فوق دکترا در دانشگاه آکسفورد، هر دو در بریتانیا، کار کرده است.

ساتو همچنین به عنوان پژوهشگر در مؤسسه تحقیقات سیاست جنایت و عدالت در بریتانیا، دانشجوی فوق دکترا در موسسه ماکس پلانک برای حقوق کیفری خارجی و بین المللی در آلمان، و کارشناس بین‌المللی برنامه توسعه سازمان ملل در ترکیه کار کرده است.

سازمان‌های غیردولتی و فعالان حقوق بشر انتصاب ساتو را پیش‌بینی کرده بودند. ساتو نزد کسانی که با او کار کرده‌اند از شهرت خوبی برخوردار است.

گروه مشورتی HRC، که بر روند انتصاب نظارت می کند، به مهارت‌های ساتو در زمینه مأموریت جدید و تجربه غنی او در زمینه حقوق بشر اشاره کرده است.

این گروه پیشتر به اهمیتی که ساتو برای «استقلال، بی‌طرفی، صداقت و عینیت» در این ماموریت قائل است، اشاره کرد و به درک روشن او از این ماموریت و چالش‌های آن پرداخت.

کایلی مور گیلبرت، پژوهشگر استرالیایی که مدتی را در ایران زندانی بود، می‌گوید: «مای ساتو یک مدافع فوق‌العاده فداکار و دلسوز ضد مجازات اعدام است که کارهای زیادی در استرالیا و جاهای دیگر برای جلب توجه به موضوع مجازات اعدام از جمله در ایران انجام داده است.»

مور گیلبرت، ساتو را فردی دوست‌داشتنی توصیف می‌کند و به ایران‌اینترنشنال می‌گوید: «از سمت جدید ساتو بسیار هیجان‌زده‌ام و شکی ندارم که او در این نقش چالش‌برانگیز، از جمله در کانون توجه به اعدام‌های وحشتناکی که شاهد آن بوده‌ایم، عالی خواهد بود و خواهد درخشید.»

ایران‌اینترنشنال، تیر ماه امسال در گزارشی اختصاصی از پایان ماموریت جاوید رحمان خبر داد و نوشت که مای ساتو گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در ایران می‌شود.

به باور برخی فعالان حقوق بشر، جانشینی جاوید رحمان کار آسانی نیست. او از شهرتی استثنایی در میان وکلای همکارش برخورد است و گروه‌ها و فعالان حقوق بشری با توجه به کار دقیق او در اوضاع وخیم‌تر شده حقوق بشر در ایران پس از سرکوب اعتراضات خیزش سراسری زن زندگی آزادی پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، احترام فراوانی برای او قائل هستند.

مشاهده این سرکوب وحشیانه، باعث تغییری در رویکرد جاوید رحمان نسبت به نقش خود به‌عنوان گزارشگر ویژه و صریح‌تر شدن او شد.

هلنا کندی، وکیل برجسته حقوق بشر، پیش‌تر به ایران‌اینترنشنال گفت: «پروفسور رحمان گزارشگر فوق العاده متعهد و درخشانی بود. او در طول سالیان متمادی جنایات فاحش جمهوری اسلامی علیه مردم ایران را مستند و تجزیه و تحلیل کرد. او قتل مهسا امینی و پس از آن دستگیری زنان معترض به آپارتاید جنسیتی را محکوم کرد. من به نمایندگی از کسانی که به آزادی در سراسر جهان معتقدند، از او تشکر می‌کنم.»

محمود امیری مقدم، از سازمان حقوق بشر ایران، هم گفت که رحمان با تاکید بر گردآوری شواهد و داده‌ها نه تنها در مورد نقض حقوق بشر در ایران، بلکه موضوع مصونیت ناقضان حقوق بشر از مجازات در جمهوری اسلامی و ضرورت پاسخگویی آنها را مطرح کرد. کار دکتر ساتو نشان می‌دهد که او بسیار شبیه جاوید رحمان است.»

رحمان، روز اول مرداد امسال با انتشار گزارشی درباره اعدام‌های دهه شصت گفت که ناقضان حقوق بشر نباید به خاطر مرور زمان، مشمول مصونیت شوند.

او امسال نیز در گزارشی در حاشیه پنجاه‌وششمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد گفت که هزاران زندانی سیاسی در دهه شصت به ویژه در سال ۱۳۶۰ و تابستان ۱۳۶۷ به بهانه حمایت یا عضویت در سازمان‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران و دیگر احزاب عمدتا چپ با فتوا و تایید خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و از طریق یک هیات مرگ اعدام شدند.

جاوید رحمان آشکارا از آنچه آن را «نگاه تحقیرآمیز» جمهوری اسلامی به شورای حقوق بشر و ماموریت خود خواند، صحبت کرده است. نمایندگان جمهوری اسلامی در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو در برخورد با او در شورای حقوق بشر گهگاه رفتاری توهین‌آمیز داشتند.

جمهوری اسلامی جاوید رحمان را متهم می‌کرد که به ابزار دست قدرت‌های غربی با دستور کار سیاسی بدل شده است و گزارش‌های او مبنایی نادرست دارند و واقعیت را تحریف می‌کنند.

ماموریت سازمان ملل برای بررسی حقوق بشر ایران از سال ۱۹۸۴ اجرایی شد. آندرس آگیلار، اولین گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، پس از دو سال به دلیل همکاری نکردن مقام‌های جمهوری اسلامی استعفا کرد.

اوضاع از آن زمان بهبود نیافت و جمهوری اسلامی هیچ‌گاه این ماموریت را به رسمیت نشناخت و گزارشگر ویژه را به ایران راه نداد.

با این همه رهبران جمهوری اسلامی، به جز سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۱ به‌دلیل شیوه رای‌گیری در شورای حقوق بشر، نتوانسته‌اند مانع تعیین گزارشگران ویژه حقوق بشر در امور ایران شوند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

ویدا ربانی، زندانی سیاسی: زنان بی‌حق شده را به دادگاه می‌برند تا حکم اعدامشان صادر شود

۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

ویدا ربانی، زندانی سیاسی در نامه‌ای از زندان اوین با اشاره به صدور احکام اعدام برای پخشان عزیزی و شریفه محمدی، زنان زندانی، از خشونت و بدرفتاری با متهمان در بازداشتگاه‌های امنیتی انتقاد کرد. او در نامه‌اش تاکید کرد که نسیم غلامی سیمیاری و وریشه مرادی در خطر صدور حکم اعدام هستند.

ربانی در این نامه که با عنوان «ما در دادگاه‌ها بیش از هر زمان شهروندیم» در وب‌سایت نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی منتشر شده، نوشت: «زنان بی‌حق شده، حالا شهروند می‌شوند تا بتوان آن‌ها را به دادگاه برد و برای‌شان سنگین‌ترین حکم مرگ را صادر کرد.»

روز چهارشنبه ۱۰ مرداد نیز تشکل‌های صنفی و فعالان دانشجویی ۲۰ دانشگاه کشور در بیانیه‌ای مشترک خواهان برگزاری فوری تجمعات اعتراضی خارج از کشور در حمایت از محمدی و عزیزی، زنان زندانی سیاسی محکوم به اعدام و سیمیاری و مرادی زنان زندانی سیاسی در خطر صدور حکم اعدام شدند.

ربانی در بخش دیگری از نامه خود با اشاره به حکم اعدام صادر شده برای پخشان عزیزی، همبندی‌اش در اوین و در خطر صدور حکم اعدام بودن نسیم غلامی سیمیاری و وریشه مرادی، دو هم‌بندی دیگرش، نوشت: «آنها شهروند شده‌اند و باید قانون بر آنها اعمال شود.»

این زندانی سیاسی با ذکر نمونه‌های از شکنجه‌های اعمال شده بر پخشان عزیزی نوشت: «وقتی سر پخشان به دیوار کوبیده می‌شد، پخشان حیات صرف بود و قانون از او دفاع نمی‌کرد، اما همان اقتدار قانونی امروز او را به عنوان شهروند شناسایی و مستحق اعدام می‌داند.»

او با بیان اینکه سیمیاری نیز همین وضعیت دوگانه را زندگی می‌کند، از چند ماه نگهداری هم‌بندی‌اش در یکی از خانه‌های امن سازمان اطلاعات سپاه سپاه پاسداران، به عنوان نمونه‌ای از شکنجه‌های اعمال شده بر او نام برد و نوشت: «ما ساعت‌های طولانی را با نسیم در هواخوری زندان گذرانده‌ایم و هر یک از بازداشت‌ها و بازجویی‌هایمان حرف زده‌ایم. من لا‌به‌لای خنده‌ها و حرف‌های پراکنده شنیدم که نسیم زیر فشار برای اعتراف از شدت درد و ضعف از هوش می‌رفته است.»

طی هفته‌های گذشته جریان تازه‌ای از طرح اتهامات سنگین علیه زندانیان سیاسی و صدور احکام اعدام در ایران با اتهامات سیاسی به راه افتاده است.

پخشان عزیزی، زندانی سیاسی کُرد، روز سوم مرداد و شریفه محمدی، فعال کارگری روز ۱۴ تیر بابت اتهام «بغی» به اعدام محکوم شدند.

وریشه مرادی و نسیم غلامی سیمیاری، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین نیز با اتهامات مشابه در خطر صدور احکام سنگین نظر اعدام هستند.

وحید بنی‌عامریان، پویا قبادی، بابک علی‌پور، ابوالحسن منتظر، سیدمحمد تقوی، اصغر دانشفر، سلیمان ادهمی، حسین خسروی، هیوا نوری و حمیدرضا سهل‌آبادی شمار دیگری از زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند که با اتهاماتی از جمله «بغی» مواجه‌اند.

ربانی اوایل مهر سال ۱۴۰۱ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و در دادگاه انقلاب به شش سال و ۱۵ ماه حبس محکوم شد.

این خبرنگار زندانی از فاصله میان زمان بازداشت تا پایان بازجویی‌های زندانیان سیاسی و انتقال آنها به بند عمومی، به عنوان «فاصله‌ای که می‌تواند با خشونت پر شود» یاد کرد و تاکید کرد: «همواره در فاصله بین بازداشت تا تحویل متهم به دستگاه قضایی شکافی است که می‌تواند با هر خشونتی پر شود. در این فاصله دیگر بشری دارای حقوق وجود ندارد، حقوقش به تعلیق درمی‌آید و در برابر خشونتی که ساخته اقتدار قانونی است، بی‌دفاع شود.»

او از فاصله بین بازداشت تا تحویل به مرجع یا مرکزی قانونی، به عنوان پرمخاطره‌ترین و بی‌پناه‌ترین لحظات افراد بازداشتی شده نام برد و پرسید: «در این بازه زمانی چه نظارتی وجود دارد؟ بازداشتی چه حقی دارد و اگر حقی از او گرفته شد چگونه باید آن را اثبات کند؟»

در هفته‌های گذشته، صدور حکم اعدام برای دو زن زندانی سیاسی و در خطر صدور حکم اعدام قرار گرفتن دست‌کم دو تن دیگر از زنان زندانی سیاسی، اعتراضات بسیاری به دنبال داشت.

در تازه‌ترین نمونه، کارزار سه‌شنبه‌های «نه به اعدام» روز سه‌شنبه ۹ مرداد در بیست‌وهفتمین هفته به ۱۸ زندان کشور گسترش یافت و زندانیان سیاسی اوین (بند زنان، چهار، شش و هشت)، قزلحصار (بند سه، چهار)، مرکزی کرج، خرم‌آباد، خوی، نقده، سقز، تبریز، مشهد، قائم‌شهر، اردبیل، کامیاران، مریوان، سلماس، ارومیه، بانه، نظام شیراز و لاکان رشت اعتصاب غذا کردند.

جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره فعالان مدنی و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی و بسیاری از آنان را اعدام کرده است.

از زمان آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.

بیروت، بغداد، تهران؛ نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی زیر آتش

۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی‌که رسانه‌ها بر خبر کشته شدن اسماعیل هنیه در بامداد روز چهارشنبه تمرکز کردند، سایر نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی از لبنان تا عراق زیر آتش اسرائیل و آمریکا هستند. هم‌زمان با کشته شدن فواد شکر و اسماعیل هنیه، چهار فرمانده کتائب هم در عراق کشته شدند.

سه شنبه شب، ساعاتی پیش از هدف قرار گرفتن اسماعیل هنیه در تهران، فواد شکر فرمانده ارشد حزب الله لبنان و از مشاوران نزدیک به حسن نصرالله رهبر این گروه در حمله‌ای به بیروت کشته شد.

هم‌زمان با این دو ترور، چهار عضو گروه کتائب حزب‌الله عراق، گروه شیعی تحت حمایت جمهوری اسلامی نیز در جنوب بغداد کشته شدند.

رسانه‌های عربی گزارش دادند ساعت ۲۲ سه شنبه نهم تیرماه، در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به منطقه سعیدات استان بابل، احمد نجم عبدالزهرا معروف به ابوحسن المالکی، از فرماندهان کتائب، حسین کریم کاظم الدراجی، حیدر حسن حسین الساعدی و علی صادق الموسوی کشته شدند.

در بیانیه کتائب حزب‌الله عراق آمده این نیروها در حال انجام وظیفه برای تامین امنیت مراسم اربعین مورد هدف قرار گرفتند.

در همین رابطه خبرگزاری شفق به نقل از یک منبع امنیتی گزارش داد: که شش تن از نیروهای حشد الشعبی در انفجارهایی که ماهیت آن مشخص نیست در سایت های متعلق به نیروهای کتائب حزب الله در شمال استان بابل عراق کشته و زخمی شدند.

العین به نقل از کارشناسان خود با اشاره به هدف قرار گرفتن نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه و کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران، نوشته بروز یک جنگ فراگیر در منطقه به واکنش تهران بستگی دارد.

این پایگاه به نقل از حکم امحاز کارشناس سیاسی نوشته است پاسخ جمهوری اسلامی به اسرائیل این بار قطعی و مستقیم خواهد بود، چرا که هنیه میهمان خارجی جمهوری اسلامی بوده است.

امحاز اضافه کرده است که اسرائیل در ترور هنیه حمله‌ای مضاعف به حاکمیت و عزت ایران انجام داده و علاوه بر جمهوری اسلامی، حزب الله نیز به حملات اخیر پاسخ خواهد داد.

مرگ هنیه و تاثیر آن بر توازن قدرت جمهوری اسلامی در منطقه

۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
احمد علوی

کشتن اسماعیل هنیه، رییس پیشین دفتر سیاسی حماس که به عنوان میهمان جمهوری اسلامی در تهران به سر می‌برد، پیامدهای متعددی برای حکومت ایران دارد و بر اعتبارش در داخل کشور و نیروهای نیابتی منطقه و متحدانش تاثیر خواهد داشت.

شکست تهران در حفاظت از مهمانان خود، بازتاب‌ گسترده‌ای در رسانه‌های جهانی داشته و به ادعاهای جمهوری اسلامی مبنی بر قدرقدرت بودن آسیب رسانده است.

مرگ رییس دفتر سیاسی حماس می‌تواند به عنوان یک نقطه عطف در عرصه سیاسی داخلی و خارجی تهران تلقی شود که تاثیرات آن فراتر از عرصه اطلاعاتی-امنیتی است و می‌تواند پیامدهای کوتاه و بلندمدتی داشته باشد.

واکنش حاکمیت
جمهوری اسلامی در واکنش به این شکست اطلاعاتی-امنیتی به سرعت اقدام به توجیه و انکار ضعف‌های خود می‌کند تا ناکارآمدی خود را با استفاده از راهکارهای گوناگون پنهان کند.

این راهکارها می‌تواند شامل اعلام‌های عمومی مبنی بر اینکه حادثه ناشی از خطای فردی یا نقص جزیی بوده، باشد. حکومت همچنین ممکن است تلاش کند تا این حادثه را به عنوان یک «حادثه غیرمنتظره» و نه به عنوان شکست سیستماتیک توصیف کند.

مقام‌ها برای کاهش توجه عمومی به این شکست اقدام به سانسور اخبار مرتبط با این حادثه کرده‌اند و هم‌زمان اخبار نادرستی را منتشر می‌کنند تا توجه رسانه‌ها و افکارعمومی را به سوی موضوعات دیگر منحرف کنند.

در همین راستا، نهادهای سرکوب حکومت به کنترل دقیق‌تر رسانه‌ها و اطلاعات پرداخته ‌اندو رسانه‌ها را وادار می‌کنند که تنها گزارش‌های مورد تایید حکومت را منتشر کنند. نظام همچنین می‌کوشد می‌کند تا با برگزاری انواع گردهمایی خیابانی و تبلیغاتی به نمایش قدرت و ثبات بپردازد تا افزایش نارضایتی و بی‌اعتمادی داخلی را پنهان کند.

مقام‌های حاکمیت طبق معمول در نشست‌های عمومی و بیانیه‌های خود بر قدرت و ثبات رژیم تاکید می‌کنند و اطمینان می‌دهند که این حادثه تاثیری بر وضعیت کلی کشور نخواهد گذاشت.

مرگ هنیه اعتبار و توانایی‌های امنیتی و اطلاعاتی حکومت ایران را زیر سوال می‌برد
100%
مرگ هنیه اعتبار و توانایی‌های امنیتی و اطلاعاتی حکومت ایران را زیر سوال می‌برد



پیامدهای حادثه در داخل ایران
حاکمیت برای جلوگیری از افزایش نارضایتی و نقدهای داخلی، به افزایش سرکوب مخالفان و منتقدان داخلی و شهروندان خواهد پرداخت.

این امر می‌تواند شامل محدود کردن فعالیت‌ رسانه‌ای و جلوگیری از اعتراضات و همچنین دستگیری‌های بیشتر باشد. افزون بر این، حاکمیت تلاش می‌کند تا با تحریک احساسات ضداسرائیلی و ضدآمریکایی فضای روانی جامعه را مدیریت کند و شکست اطلاعاتی-امنیتی را به توطئه دشمنان نسبت دهد.

اما این حادثه، به‌رغم تلاش‌های حاکمیت، به عنوان یک ناکامی بزرگ اطلاعاتی-امنیتی برای دولت و نهادهای امنیتی تعبیر می‌شود و به افزایش انتقادات جناح‌های درون حاکمیت نیز منجر خواهد شد. همچنین، موجب تضعیف جایگاه حاکمیت و اعتبار آن در میان افکار عمومی خواهد شد. وقوع چنین حادثه‌ای که مسبوق به سابقه است، آن‌هم در پایتخت کشور نشان‌دهنده ضعف جدی در سیستم امنیتی و اطلاعاتی رژیم ولایی است.

همچنین شکست حکومت در صیانت از رییس پیشین دفتر سیاسی حماس اعتبار آن در حفظ امنیت داخلی و حفاظت از مهمانان خارجی را به شدت زیر سوال می‌برد و به تضعیف روابط حکومت با حماس و سایر گروه‌های نیابتی فعال در منطقه‌ای می‌انجامد.

نیروهای سرکوب نظام، مانند بسیج، سپاه پاسداران و دیگر نیروهای امنیتی و نظامی به دلیل ناتوانی در حفظ امنیت داخلی و جلوگیری از ترور یکی از رهبران برجسته گروه‌های نیابتی، اعتماد خود را به توانایی اطلاعاتی-امنیتی جمهوری اسلامی از دست می‌دهند.

این کاهش اعتماد به کاهش کارآمدی دولتی می‌انجامد. نهادهای مختلف امنیتی و اطلاعاتی ممکن است برای یافتن مقصر یا انتقاد از عملکرد یکدیگر تلاش کنند، که این مساله به تضعیف هماهنگی و همبستگی داخلی بین مقام‌ها منجر خواهد شد.

گروه‌های نیابتی
گروه‌های نیابتی که به حمایت تهران وابسته‌اند، از مرگ رییس دفتر سیاسی حماس به این نتیجه خواهند رسید که تهران قادر به حمایت از آن‌ها و حفاظت از رهبران و افراد کلیدی این گروه‌ها نیست.

این امر طبیعتا به کاهش اعتماد این گروه‌ها به توانایی جمهوری اسلامی در ارائه حمایت‌های امنیتی و اطلاعاتی آن‌ها منجر می‌شود. با افزایش احساس ناامنی در میان این گروه‌ها بعید نیست که آن‌ها را به تجدیدنظر در همکاری‌های خود با تهران بپردازند. زیرا اگر این گروه‌ها احساس کنند که تهران دیگر قادر به تامین حمایت‌های کافی از آن‌ها یا مقابله با تهدیدات امنیتی نیست، ممکن است در راهبرد و سیاست‌های خود تجدیدنظر کنند. این امر می‌تواند به کاهش تعهدات یا تغییرات در نحوه همکاری‌هایشان با تهران منجر شود.

در نتیجه، شکست اطلاعاتی–امنیتی تهران در حفاظت از میهمانان خود بر توازن قدرت و نفوذ رژیم تهران در منطقه تاثیر خواهد گذاشت. اگر این رخداد به کاهش قدرت منطقه‌ای و نفوذ این رژیم در میان گروه‌های نیابتی منجر شود، رقبای منطقه‌ای آن از این فرصت طلایی برای گسترش نفوذ خود استفاده خواهند کرد. این تغییرات بر معادلات قدرت در خاورمیانه در بلندمدت تاثیر خواهد گذاشت.

برخی تشکل‌های دانشجویی خواهان برگزاری تجمع اعتراضی خارج کشور، علیه اعدام‌ها شدند

۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)

تشکل‌های صنفی و فعالان دانشجویی ۲۰ دانشگاه کشور در بیانیه‌ای مشترک خواهان برگزاری فوری تجمعات اعتراضی خارج از کشور در حمایت از شریفه محمدی و پخشان عزیزی، زنان زندانی سیاسی محکوم به اعدام و نسیم غلامی سیمیاری و وریشه مرادی زنان زندانی سیاسی در خطر صدور حکم اعدام شدند.

امضاکنندگان این بیانیه با بیان اینکه جمهوری اسلامی با اتهام واهی «بغی» (مبارزه مسلحانه علیه حاکمیت اسلامی) این زنان زندانی سیاسی را در خطر اعدام قرار داده، این رویکرد حکومت را سطح متفاوتی از سرکوب که سایه اعدام را بر سر تمام فعالین در حال ایستادگی در برابر شرایط ضدانسانی و اسفناک تحمیل شده بر جامعه ایران قرار داده، توصیف کرده‌اند.

آن‌ها تاکید کرده‌اند که باید با پیشبرد سراسری اعتراضات، فشار همه جانبه علیه جمهوری اسلامی را افزایش داد.

طی هفته‌های گذشته جریان تازه‌ای از طرح اتهامات سنگین علیه زندانیان سیاسی و صدور احکام اعدام در ایران با اتهامات سیاسی به راه افتاده است.

پخشان عزیزی، زندانی سیاسی کُرد، روز سوم مرداد و شریفه محمدی، فعال کارگری روز ۱۴ تیر بابت اتهام «بغی» به اعدام محکوم شدند.

وریشه مرادی و نسیم غلامی سیمیاری، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین نیز با اتهامات مشابه در خطر صدور احکام سنگین نظر اعدام هستند.

تشکل‌های دانشجویی در بخش دیگری از بیانیه خود یادآوری کردند: «ما تجربه مثبت ایستادگی برابر صدور حکم اعدام برای توماج عزیزمان را داشته‌ایم و آن را با فشار اعتراضمان در داخل و خارج از کشور لغو کردیم، ما تجربه مبارزه و ایستادگی‌های فراوانی را کنار یکدیگر داریم و با حضور شما گروه‌ها، فعالین، تشکل‌ها، نهادها، احزاب و سازمان‌های سیاسی مردمی و سرنگونی‌طلب و ایرانیان آزادیخواه در خیابان‌های جهان، تحمیل فشار به حکومت اسلامی را دیده‌ایم و روحیه گرفته‌ایم.»

آن‌ها با تاکید بر لزوم حفط این فشار و اعتراض سراسری و کوبیدن بر طبل انقلاب «زن زندگی آزادی»، اضافه کردند:«ما نباید به جمهوری اسلامی اجازه بدهیم که اعدام، این قتل عمد و سازمان‌یافته حکومتی برای حذف مخالفین را عادی‌سازی، فراگیر و اجرایی کند.»

این تشکل‌های صنفی حمله جمهوری اسلامی به فعالین زن در جنبش‌های اعتراضی را ادامه جنگ علیه زنان و تمام جامعه ایران توصیف کرده و تاکید کردند که جنگ ما در جریان انقلاب «زن زندگی آزادی» علیه حکومت ضدزن، ضدزندگی و ضدآزادی را باید با سازماندهی وسیع اعتراضات در داخل و خارج کشور ادامه دهیم.

در هفته‌های گذشته، صدور حکم اعدام برای دو زن زندانی سیاسی و در خطر صدور حکم اعدام قرار گرفتن دست‌کم دو تن دیگر از زنان زندانی سیاسی، اعتراضات بسیاری به دنبال داشت.

در تازه‌ترین نمونه، کارزار سه‌شنبه‌های «نه به اعدام» روز سه‌شنبه ۹ مرداد در بیست‌وهفتمین هفته به ۱۸ زندان کشور گسترش یافت و زندانیان سیاسی اوین (بند زنان، چهار، شش و هشت)، قزلحصار (بند سه، چهار)، مرکزی کرج، خرم‌آباد، خوی، نقده، سقز، تبریز، مشهد، قائم‌شهر، اردبیل، کامیاران، مریوان، سلماس، ارومیه، بانه، نظام شیراز و لاکان رشت اعتصاب غذا کردند.

در ادامه این حرکت‌های اعتراضی، تشکل‌های صنفی و فعالان دانشجویی امضاکننده این بیانیه از همه گروه‌های انقلاب «زن زندگی آزادی» و گروه‌های حقوق بشری و سیاسی درخواست کردند که تجمعات اعتراضی در شهر خود را برای شنبه ۲۰ مرداد و یا یکشنبه ۲۱ مرداد در راستای مبارزه علیه جمهوری اسلامی و در دفاع از محمدی، عزیزی، غلامی سیمیاری، مرادی و دیگر زندانیان در خطر اعدام در خیابان‌های سراسر دنیا با حضور خود عملی کنند.

آنها تاکید کردند که ما تا سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و نابودی حکومت اعدامی و آپارتاید جنسی-جنسیتی و پیروزی انقلاب «زن زندگی آزادی» همان‌طور که فعالین زن زندان اوین فریاد زده‌اند: «ایستاده و هم‌پیمان» هستیم.

این بیانیه به امضای گروه‌ها و تشکل‌های دانشجویی شامل تشکل دانشجویان پیشرو، تشکل آزاداندیشان جندی‌شاپور، نهاد آزادی‌خواهان دانشگاه تهران شمال، انجمن دانشجویان آزادی‌خواه دانشگاه بهشتی، کمیته سراسری دانشجویان کردستان، تشکل خبرنامه خواجه نصیر، نهاد دانشجویان آزاد خوراسگان، اتحاد دانشجویان دانشگاه الزهرا، تشکل دانشجویی اندیشه (دانشجویان تهران) و اتحاد دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان رسیده است.

جمعی از دانشجویان و فعالان دانشجویی دانشگاه‌های اصفهان، شیراز، کردستان، خوارزمی کرج، علوم پزشکی اصفهان، علوم پزشکی ارومیه، آزاد شهرقدس و دانشکده‌های فنی یزدان‌پناه کردستان، فنی دخترانه سنندج و فنی مهاجر اصفهان از دیگر امضاکنندگان این بیانیه هستند.

جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره فعالان مدنی و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی و بسیاری از آنان را اعدام کرده است.

از زمان آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.

آغوشی که امن نبود؛ سلاح طنز مردم در برابر دیکتاتور

۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۴:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا راهی

اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی گروه حماس، در اتاق محل اقامت خود در قلب تهران کشته شد. همین جمله کوتاه کافی بود تا در ساعت‌های ابتدایی انتشار خبر، کاربران در رسانه‌های اجتماعی نسبت به آن واکنشی گسترده نشان دهند.

واکنش‌‌ها به این اتفاق با روایت‌هایی سرشار از کنایه و طنز و بعد با خشم، نفرت، نگرانی و حسرت همراه بود.

تمسخر اقتدار جمهوری اسلامی در پایتخت خود، آن هم در شرایطی که شهر در وضعیت بالای امنیتی و نیمه تعطیل بود؛ خشم و نفرت از حکومتی که بی‌تدبیری و کاستی‌های خود را برای تامین زندگی شهروندان پشت توهمی به نام «امنیت» پنهان کرده و نگرانی و حسرتی که واژه «انتقام سخت»، بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران، با انهدام هواپیمای اوکراینی در آسمان ایران بر دل مردم ایران گذاشت.

بامداد چهارشنبه ۱۰مرداد۱۴۰۳، روز میزبانی از ده‌ها مهمان خارجی برای مراسم تحلیف مسعود پزشکیان در پایتخت ایران، یک رسوایی امنیتی دیگر و تحقیر جمهوری اسلامی با نشان دادن عمق آسیب‌پذیری دفاعی و اطلاعاتی نهادهای امنیتی حکومت بود.

شهروندان در رسانه‌های اجتماعی «اقتدار پوشالی» جمهوری اسلامی را زیر سوال بردند
100%
شهروندان در رسانه‌های اجتماعی «اقتدار پوشالی» جمهوری اسلامی را زیر سوال بردند

کنایه و تمسخر، سلاح مردم بی‌دفاع در برابر دیکتاتور

هنوز چند ساعت از انتشار عکس‌های مراسم تحلیف نگذشته بود که خبر کشته شدن هنیه منتشر شد، آن هم پس از رجزخوانی طرفداران جمهوری اسلامی موسوم به «ارزشی» که اسماعیل هنیه را در آغوش مسعود پزشکیان نشان می‌داد و دستی که به نشانه افتخار و حمایت از حماس از سوی رییس‌جمهور جدید در مجلس بالا برده شده بود.

حالا بازی در زمین واژه‌ها در میان کاربران تغییر کرده است. جمله «جبهه مقاومت در آغوش امن ایران»، دست‌مایه تمسخر تعداد بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی شد.

کاربری با انتشار عکسی قدیمی از آنچه جمهوری اسلامی «محور مقاومت» می‌نامد، با زیر سوال بردن اقتدار این گروه‌ها، زنده ماندن حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان را در جمعی ۹ نفره مورد تمسخر قرار داد.

کاربر دیگری نیز با دست‌مایه طنز قرار دادن سریال حکومتی «گاندو» که برای نمایش اشراف اطلاعاتی و عملیاتی نیروهای جمهوری اسلامی در زمینه اسرائیل ساخته شده بود، درباره مرگ هنیه در تهران اظهارنظر کرد.
کاربرانی که در دقایق اولیه، چنان با زبان طنز به بی‌کفایتی تامین امنیت میزبان برای آنچه مقامات جمهوری اسلامی «مهمان عزیز» خوانده بودند پرداختند، که مهدی کشت‌دار، مدیرعامل خبرگزاری «میزان»، وابسته به قوه‌قضاییه جمهوری اسلامی، زبان به تهدید گشود و دادستانی تهران نیز خبر از تشکیل پرونده برای کاربران شبکه‌های اجتماعی خبر داد.

درحالی جمهوری اسلامی تمام قوای خود را برای مقابله با ظنزنوشته شهروندان در رسانه‌های اجتماعی که از مرگ اسماعیل هنیه ابراز خوشحالی کرده بودند به‌کار گرفته، که این کنایه و تمسخر، تنها سلاح اعتراضی مردمی به دیکتاتوری، کودک‌کشی و پیوند عمیق جمهوری اسلامی با حماس است؛ مردمی که رد پول‌هایشان، منابعی که باید برای رفاه و آسایش‌شان صرف شود را در تونل‌های مخفی او پیدا می‌کنند.

سرنگونی خامنه‌ای، راه‌حل نهایی برای ثبات در منطقه

در کنار نوشته‌های طنز و شوخی کاربران در شبکه اجتماعی ایکس درباره جزییات و نحوه کشته‌ شدن اسماعیل هنیه در اتاق خواب محل اقامتش در تهران، برخی از اعضای خانواده کشته‌شدگان بیش از چهل و پنج سال حکومت جمهوری اسلامی نیز به این اتفاق واکنش نشان دادند.

از جمله حامد اسماعیلیون، عضو خانواده کشته‌شدگان در انهدام هواپیمای اوکراینی و از اعضای «انجمن جان‌باختگان پرواز پی‌اس۷۵۲» که در شبکه اجتماعی ایکس، به حضور اسماعیل هنیه در تهران و پرواز او درست در شب انهدام هواپیمای اوکراینی اشاره کرد. اسماعیلیون نوشت: «[هنیه] آن شب به سلامت ایران را ترک کرد درحالی‌که ساعتی بعد ۱۷۷ مسافر و خدمه‌ی بی‌گناه را با موشک‌ها به خون کشیدند، چمدان‌های‌شان را سرقت کردند و برای سال‌ها بر جنایت‌شان خاک پاشیدند.»

انهدام هواپیمای اوکراینی با موشک‌های سپاه، بعد از وعده «انتقام سخت» از سوی علی خامنه‌ای در پی کشته شدن قاسم سلیمانی بود.
واژه‌ای که بعد از کشته‌شدن اسماعیل هنیه در پایتخت ایران در ادبیات خامنه‌ای، به «خون‌خواهی» تبدیل شد و حساب کاربری منتسب به او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اسرائیل مهمان عزیز ما را کشت، ولی زمینه مجازاتی سخت برای خود را فراهم ساخت.»

اظهارنظری که در کنار تهدیدات سایر مقام‌های و مسوولین جمهوری اسلامی برای «انتقام» خون اسماعیل هنیه از اسرائیل، زمینه نگرانی شهروندان ایرانی در داخل و خارج از ایران درباره امنیت و وقوع جنگ را به‌وجود آورده است.

در‌حالی مقام‌های ایران این حمله را به اسرائیل نسبت می‌دهند، تاکنون مقام‌های اسرائیل و در راس آن بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، هیچ‌ اظهارنظری درباره این ادعا نکردند.

شاهزاده رضا پهلوی نیز در شبکه اجتماعی ایکس، با انتشار متنی، حضور هنیه در ایران را توهین به ملت کشور و ملت ایران دانست و نوشت «هزینه تروریسم این ابَرجنایتکار علیه اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌های بی‌گناه، از پول مردم ایران و برخلاف خواست و منافع آن‌ها تامین می‌شد.»

او همچنین از مردم ایران با نام «مبارزان شجاعی ایرانی» یاد کرد که «راه‌حل نهایی و تنها مسیر رسیدن به صلح پایدار در خاورمیانه هستند.» شاهزاده رضا پهلوی از «خلافت تبهکار» برای توصیف علی خامنه‌ای استفاده کرد و سرنگونی او با حمایت مردم ایران را، راه رسیدن به صلح و ثبات در منطقه دانست.

مردمی که حتی شوخی و شادی‌های کوتاه‌شان در مرگ یکی از بزرگترین هم‌دستان جمهوری اسلامی در آتش‌افروزها در منطقه و جهان، رفیق دلارهای ارسالی در چمدان به فلسطین، در نگاه جمهوری اسلامی، سهم بیشتری در خدشه‌دار کردن اقتدار جمهوری اسلامی و برهم زدن امنیت روانی جامعه دارد، تا بی‌عملی و گنده‌گویی‌های حکومتی دستپاچه که رهبرش این روزها بیشترین مشغله‌اش، خواندن نماز میت بر سر جنازه‌هایی است که روی دست‌شان می‌ماند.