• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تحقیر تاریخی جمهوری اسلامی و بیم از پس‌لرزه‌های ترور هنیه در «جبهه مقاومت»

جمشید برزگر
جمشید برزگر

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی

۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۰۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

کشته شدن اسماعیل هنیه، نزدیک‌ترین فرد در میان رهبران حماس به جمهوری اسلامی، از هر نظر شکستی حقارت‌بار و تاریخی برای جمهوری اسلامی است و پیامدهایی چندگانه و چندوجهی برای رژیمی دارد که درکش از اقتدار، از سرکوب و کشتار و ترور شهروندان بی‌دفاع در داخل و خارج از ایران فراتر نمی‌رود.

کشته شدن هنیه آن هم در قلب پایتخت ایران و ساختمان به‌شدت حفاظت شده‌ای که گفته شده متعلق به سپاه پاسداران است و در شامگاه مراسم تحلیف مسعود پزشکیان، نقطه اوج عملیات مختلفی است که گفته می شود اسرائیل در سال‌های اخیر در خاک ایران انجام داده و ابعاد آن از خارج کردن اسناد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی با کامیون تا ترور چهره‌های موثر و خرابکاری در تاسیسات هسته‌ای گسترده بوده است.

آنچه این عملیات را با دیگر اقدامات منتسب به اسرائیل در خاک ایران متفاوت می‌کند، بیش و پیش از هر چیز به هویت فرد ترورشده بازمی‌گردد که به‌طور بالفعل ابعادی منطقه‌ای و بین‌المللی به اصل عملیات و پیامدهای ناشی از آن می‌دهد.

ترور اسماعیل هنیه در هر کجا و به هر شکل که اتفاق می‌افتاد، پیامدهایی برای جنگ غزه و روند مذاکرات آتش‌بس و به‌طور کلی مساله فلسطین و اسرائیل داشت و خواه ناخواه، مستقیم یا غیرمستقیم دامن جمهوری اسلامی را نیز می‌گرفت.

با این همه نمی‌توان تردید کرد که به‌دلیل کشته شدن او در تهران و درست پس از شرکت در مراسم تحلیف پزشکیان و دیدار با علی خامنه‌ای، جمهوری اسلامی سهمی به مراتب بیشتر در تحمل پیامدهای چندگانه و پرداخت هزینه‌های کشته شدن او خواهد داشت.

این پیامدها را می‌توان در چهار گروه اصلی دسته‌بندی کرد:

اول: تحقیر تاریخی و بین‌المللی جمهوری اسلامی در رویارویی با اصلی‌ترین دشمن خود؛

دوم: آرزوی انتقام‌گیری و ناتوانی از انجام آن؛

سوم: آینده روابط حماس و جمهوری اسلامی و جایگاه تهران در جبهه موسوم به مقاومت؛

چهارم: شرایط داخلی و وضعیت دولت پزشکیان.

اول: تحقیر تاریخی و بین‌المللی جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی در مراقبت از میهمانی که آشکارا از سوی رهبران اسرائیل به مرگ تهدید شده بود، ناتوان بود. برعکس برخی همسایگان مانند قطر و ترکیه که با اطمینان خاطر می‌توانستند میزبان اسماعیل هنیه باشند، جمهوری اسلامی از موقعیت و جایگاهی برخوردار نیست که قادر باشد از دیگران تضمین‌هایی از این دست بگیرد.

100%

گذشته از این ضعف ناشی از بی‌اعتباری و انزوای بین‌المللی، به گواهی ده‌ها عملیات کوچک و بزرگ، دستگاه امنیتی اطلاعاتی جمهوری اسلامی همچون دیگر بخش‌های حکومتی ناتوان‌تر، ضعیف‌تر و ناکارآمدتر از آن است که بتواند با بحران‌ها یا اقدامات جدی دیگر کشورها و در این مورد به‌خصوص با اسرائیل مقابله و یا آنها را مهار کند.

این وضعیت چنان عیان است که دیگر نیازی نیست مخالفان حکومت یا ناظران مستقل از آن سخن بگویند. سه سال پیش از آنکه فردی مانند اسماعیل هنیه در روز تحلیف یک رییس دولت در جمهوری اسلامی ترور شود، علی یونسی وزیر پیشین اطلاعات هشدار داده بود که میزان نفوذ در دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی و ناکارآمدی این دستگاه‌ها به جایی رسیده است که رهبران حکومت باید نگران جان خویش باشند. ترور هنیه، این ضعف‌ها و حفره‌ها را به آشکارترین شکل ممکن پیش چشم جهانیان هویدا کرد.

وضعیت جمهوری اسلامی از این نظر در نبردهای اطلاعاتی و امنیتی کشورهای متخاصم در تاریخ معاصر اگر بی‌نظیر نباشد، قطعا کم‌نظیر است و به‌سختی می‌توان نمونه‌هایی مشابه برای شکست‌های پردامنه آن پیدا کرد.

دوم: آرزوی نابودگری و ناتوانی در عمل

رهبران جمهوری اسلامی در حرف، تقریبا بی‌مهاباتر از رهبران هر کشور دیگری، برای دیگران آرزوی نابودی می‌کنند، شعار مرگ بر این کشور و آن کشور سر می‌دهند و از محو کردن یک کشور و فروپاشاندن کشور دیگر سخن می‌گویند.

با این همه اما در عمل به‌دلیل همان بی‌لیاقتی، ناکارآمدی و فساد فراگیری که در تمام شئون حکمرانی رهبران جمهوری اسلامی پیداست، اگر به تقویت همان کشورهای متخاصم کمک نکرده باشند، در مسیر تحقق آرزوهای خود هم نتوانسته‌اند گامی موثر بردارند یا اگر برداشته‌اند بیش از آنکه سود کنند زیان داده‌اند. تنها سود بزرگ آنها را شاید بتوان حفظ و بقای حکومتی چنین ناکارآمد، نامشروع و نامقبول برای بیش از چهار دهه دانست.

در حالی‌که به عنوان نمونه، اسرائیل یا آمریکا توانسته‌اند اغلب در سکوت و یا بدون هیاهوی چندان، ضرباتی بسیار مهلک و جدی به منابع انسانی و تجهیزاتی جمهوری اسلامی و گروه‌های نیابتی‌اش وارد کنند، جمهوری اسلامی در مقابل به رغم سر و صدای فراوان و وعده‌های بی‌شمار هرگز نتوانسته است ضربه‌ای متقابل و هم‌سنگ به دشمنان خود وارد کند.

تنها کافی است شمار عملیات خرابکارانه و ترورهای موفق چهره‌های مهم برای جمهوری اسلامی چه در درون ایران و چه در میان گروه‌های نیابتی را با تلاش‌های ناکام این حکومت و رسوایی‌های ناشی از آن مقایسه کرد.

در حالی که آمریکا و اسرائیل مقام‌های کلیدی مثل قاسم سلیمانی، محسن فخری‌زاده و فرماندهان ارشد حزب‌الله و حماس را هدف می‌گیرند، جمهوری اسلامی در قبرس و ترکیه و تایلند و ... به دنبال ترور گردشگران و یا بازرگانان اسرائیلی بوده است؛ اما خوشبختانه از انجام این ترورها هم ناتوان بوده و هر بار رسوایی‌های بین‌المللی و رسانه‌ای به بار آورده است.

100%

رسانه‌های جمهوری اسلامی آشکارا و بدون پرده‌پوشی نگاه فقهای شیعه حاکم بر ایران را بازتاب می‌دهند و می‌گویند که در اسرائیل شهروند غیرنظامی وجود ندارد تا به این ترتیب، توجیهی برای حملات خود به غیرنظامیان بیایند، مانند آنچه در انفجار مرکز آمیا در بوئنوس آیرس کردند یا شنبه شش مرداد با شلیک موشک به زمین بازی کودکان دروزی در بلندی‌های جولان.

در عرصه رویارویی نظامی هم وضع چندان بهتر نیست. به‌عنوان نمونه‌ای از یک رویارویی مستقیم، پس از حمله اسرائیل به کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق، سپاه پاسداران بیش از ۳۰۰ پهپاد، موشک کروز و موشک بالستیک به سوی اسرائیل شلیک کرد که نتیجه آن تنها مجروح شدن یک دختربچه در اثر اصابت لاشه‌های یک موشک منهدم شده بود.

در مورد مشهور دیگر، پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، جمهوری اسلامی چند موشک راهی زمین‌های خالی و بایر پایگاه عین‌الاسد کرد و البته بعد، در هراس از پاسخ متقابل آمریکا، با شلیک دو موشک، هواپیمای مسافربری اوکراینی را بر فراز تهران سرنگون کرد.

سوم: آینده جبهه مقاومت

هرچند در مجموع، حماس از زمان تاسیس با جمهوری اسلامی در رابطه بوده، اما روابط این دو همیشه به گرمی ماه‌ها و سال‌های اخیر نبوده است.

رابطه حماس و جمهوری اسلامی، به‌ویژه از زمان بهار عربی و جنگ داخلی سوریه به‌شدت تیره شد. این تیرگی تا خالد مشعل از رهبری دفتر سیاسی کنار گذاشته نشد و اسماعیل هنیه جانشین او نشد، ادامه یافت. جمهوری اسلامی به مدد کمک‌های مالی بی حساب و کتاب و فرستادن پول با چمدان و نیز تجهیز تسلیحاتی کوشید وفاداری حماس را جلب کند و این گروه سنی را در میان گروه‌های شیعی هوادار خود تحت عنوان کلی «جبهه مقاومت» جای دهد.

چنین اقدامی مستلزم آن بود که جمهوری اسلامی در سیاست منطقه‌ای خود از نگاه شیعی و تبعیض‌آمیزی که نسبت به دیگر مذاهب اسلامی از جمله اهل تسنن دارد و آن را بی‌هیچ ملاحظه‌ای در داخل کشور اعمال می‌کند، فاصله بگیرد و به جای آن بر فصول مشترک دیگری، مانند آمریکاستیزی و اسرائیل‌ستیزی تکیه کند، درست مانند همان رویکردی که در قبال طالبان و القاعده در پیش گرفت.

100%

با این همه، کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران، همین حالا هم زمینه‌ساز اعتراضاتی در برخی طیف‌های حاضر در «جبهه مقاومت» شده است و زمزمه‌هایی از نقش و مسئولیت جمهوری اسلامی در کشته شدن او به گوش می‌رسد. بسیار محتمل به نظر می‌رسد که این نگاه در هفته‌های آینده بیش از پیش شنیده شود، با این همه، نگرانی اصلی رهبران جمهوری اسلامی این اعتراضات نیست، زیرا کمک‌های مالی می‌توانند دست‌کم به‌طور موقت جامه‌ای از سکوت بر تن این نارضایتی و آزردگی بپوشاند.

دغدغه اصلی رهبران جمهوری اسلامی این است که چه کسی جانشین هنیه در حماس خواهد شد و تیم رهبری جدید تا چه اندازه به جمهوری اسلامی متمایل خواهد بود و تا چه اندازه در برابر کشورهای عرب یا حتی ترکیه که می‌کوشند حماس را از تهران دور و به خود نزدیک سازند، مقاومت کنند. تجربه خالد مشعل که از او به عنوان محتمل‌ترین جانشین هنیه یاد می‌شود، برای بیمناکی جمهوری اسلامی از آینده روابطش با حماس کافی است.

فراتر از آن، ناتوانی از محافظت از فرماندهان بلندپایه در گروه‌های نیابتی، مانند حزب‌الله لبنان و حشد شعبی عراق، تعارض منافع و رقابت‌های داخلی این گروه‌ها و از دست رفتن اعتماد و اطمینان از اینکه جمهوری اسلامی قادر به محافظت از آنهاست، می‌تواند رشته ترورهای فرماندهان ارشد حزب‌الله و در راس آنها فواد شکر و نیز کشته شدن بیش از نیمی از تیم رهبری حماس را به نقطه عطفی در مناسبات جمهوری اسلامی و گروه‌های نیابتی آن بدل کند.

چهارم: دولت پزشکیان

مسعود پزشکیان و حامیان اصلاح‌طلب او در جمهوری اسلامی، پس از معرفی‌اش به‌عنوان رییس جدید دولت در جمهوری اسلامی، شاید هرگز فکر نمی‌کردند که کارشان را قرار است با چنین بحرانی آغاز کنند؛ چه هنگامی که او به رهبران گروه‌های نیابتی پیام می‌داد و چه هنگامی که در مراسم تحلیف اسماعیل هنیه را در آغوش می‌کشید و در سخنرانی‌اش همراه با کف زدن او و دیگر نمایندگان گروه‌های نیابتی و شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل نمایندگان، در دفاع از جبهه مقاومت سخن می‌گفت.

شکی نیست که اصلاح‌طلبان حکومتی بخواهند از این آب گل‌آلود شده ماهی خود را بگیرند و جهت‌گیری ناگزیر پزشکیان و دولتش را ناشی از این ترور قلمداد کنند، اما واقعیت این است که دولت پزشکیان در این عرصه‌ها دست بسته‌تر از آن است که بخواهد مثلا با قطع حمایت از گروه‌های نیابتی، گامی برای بهبود روابط با جهان غرب بردارد.

آنها که در دهه های گذشته با ادعاها و وعده‌های به‌مراتب بیشتر به ریاست دولت رسیدند در پیمودن این راه کاملا ناموفق بودند چه رسد به کسی که از ابتدا خود را مجری سیاست‌های علی خامنه‌ای معرفی کرده است.

ترور اسماعیل هنیه در تهران و در روز تحلیف پزشکیان تنها بر سرعت محو رویاهای فروخته شده قبل از رای‌گیری می‌افزاید و چهره واقعی دولت او را نمایان می‌سازد. اگر باشند کسانی در گرد او که به راستی به «مروت با دوستان و مدارا با دشمنان» باور داشتند، با این حادثه و پیامدهای آن خیلی زود از ابرهای نرم وهم بر زمین سخت واقعیت سقوط خواهند کرد و چه بسا همچون دوران روحانی، کارزار پشیمانی از رای دادن راه بیندازند و سرانجام به اکثریت مردمی بپیوندند که دیده‌اند جمهوری اسلامی اگر اقتداری داشته، در سرکوب زنان و کشتن کودکان و اعدام جوانان و زندانی کردن پدران و مادران جان‌باختگان بوده است و بس.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

محسن سازگارا، تحلیل‌گر سیاسی: اسرائیل در سپاه انصارالمهدی نفوذی دارد

۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ۱۸:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

محسن سازگارا، تحلیل‌گر سیاسی و عضو شورای مدیریت گذار، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت: «ظاهرا این‌بار سپاه انصارالمهدی مسئول محافظت از جان هنیه بوده است. حتی جای آقای هنیه را آخرین لحظه عوض کردند و از هتل اسپیناس به مکانی نزدیک سعدآباد و متعلق به سپاه منتقل کردند.»

سازگارا افزود: «اسرائیلی‌ها دقیق می‌دانستند که اسماعیل هنیه کجاست و رفتند او را زدند. این کاملا نشان می‌دهد که درون سپاه انصارالمهدی آدم دارند، نفوذی دارند و می‌توانند اطلاعات را بگیرند، چنانچه درمورد فخری‌زاده هم همین بود.»

محمدجواد اکبرین، روزنامه‌نگار: نقشه اسرائیل از بیروت آغاز و به تهران ختم شد

۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ۱۸:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)

محمدجواد اکبرین، روزنامه‌نگار در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت: «اهمیت ویژه این اتفاق این است که اسماعیل هنیه تنها کسی بود که در حین مسئولیتش در بالاترین جایگاه حماس ترور شد. شیخ احمد یاسین، رهبر حماس زمانی که ترور شد در حال مسئولیت عالی‌رتبه خود نبود و به نوعی پیر و مرشد حماس بود اما هنیه در حال انجام بالاترین مسئولیت سیاسی خود کشته شد.»

اکبرین افزود: «نقشه اسرائیل در بیروت آغاز و به تهران ختم شد. نقشه اسرائیل، ترور اسماعیل هنیه، رئیس‌دفتر سیاسی حماس و صالح العاروری، معاون حماس بود. اسرائیل صالح العاروری را در بیروت و زیر سایه حزب‌الله ترور کرد و اسماعیل هنیه را در قلب تهران.»

مرگ هنیه؛ خطر جنگ و زنجیره ضربه‌های بزرگ‌‌تر اسرائیل

۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ۱۸:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مجتبی هاشمی

کشته شدن اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس در تهران، آن هم پس از حضور او در مراسم تحلیف و دیدار با خامنه‌ای، پیام مهمی برای جمهوری اسلامی داشت که نگرانی‌ها را از وقوع یک جنگ بزرگ منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگری دوباره افزایش داده است.

اگر جمهوری اسلامی پاسخ اسرائیل در هدف قراردادن پدافند هوایی در نزدیکی سایت هسته‌ای در اصفهان را لاپوشانی کرد، حالا اما پاسخ اسرائیل به حمایت تهران از شبه‌نظامیان علنی و کوبنده‌تر داده شده است.

در این شرایط بحرانی، وقوع یک جنگ گسترده در منطقه چه تبعاتی برای جمهوری اسلامی و اسرائیل خواهد داشت؟

گسترش جنگ غزه، شکست مذاکرات صلح

طی ۱۰ ماه جنگ ویرانگر غزه، حمایت گسترده جمهوری اسلامی از گروه‌های شبه‌نظامی موسوم به «محور مقاومت» و دست نیافتن به توافق در مذاکرات صلح، فشار داخلی و بین‌المللی مضاعفی را بر مقام‌های اسرائیل قرار داده است.

در روزهای اخیر، حمله موشکی حزب‌الله لبنان به مجدل شمس و کشته شدن ۱۲ کودک در شمال اسرائیل، دولت نتانیاهو را ناچار به استفاده از پاسخی قدرتمند و دقیق کرد.

به نظر می‌رسد حمله دقیق به شورای حزب‌الله در بیروت و کشته شدن عضو ارشد حزب‌الله در روز نهم مرداد کافی نبود و اسرائیل در یک عملیات موفق و بسیار دقیق محل اقامت مسئول دفتر سیاسی حماس را در محله‌ای حساس در تهران هدف قرار داد.

پیام این عملیات بسیار واضح بود؛ شکست اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی، که پس از ترور محسن فخری‌زاده، مقام دخیل در برنامه اتمی ایران و قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس آشکار بود. اما این ترور آن هم در ساعاتی پس از مراسم تحلیف نفر دوم حکومت، به این معناست که اسرائیل اگر می‌خواست می‌توانست مراسم تنفیذ و تحلیف را هم هدف قرار دهد.

اگر سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی و همراهانش را بر اثر حادثه در نظر بگیریم، کشتن هنیه در تهران را هم می‌توانیم پاسخ قاطع اسرائیل به عملیات وعده صادق جمهوری اسلامی در نظر بگیریم.

اسماعیل هنیه در قطر سکونت داشت و بارها در سال اخیر به لبنان و سوریه سفر کرده بود. اشراف اطلاعاتی اسرائیل نشان می‌دهد این کشور دست‌کم تا قبل از ترور هنیه در تهران، قصد ترور او را نداشته و به مذاکرات صلح امیدوار بوده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی از رهبر گرفته تا روسای قوای سه گانه و مقام‌های لشکری و کشوری همگی بارها وعده انتقام و «مجازات سخت» اسرائیل را داده‌اند.

اگر در نظر بگیریم جمهوری اسلامی عملیات وعده صادق دومی را علیه اسرائیل اجرا می‌کند، ابعاد گسترده‌تری بر آن متحمل خواهد بود. احتمال دارد این پاسخ در سطح حملات سنگین نظیر آنچه در هفتم اکتبر روی داد و صدها شهروندش قتل عام شدند یا در سطح حمله موشکی و پهپادی مستقیم از ایران باشد.

در عین حال آمریکا و متحدان غربی اسرائیل هم نشان دادند که در برابر حملات جمهوری اسلامی، از اسرائیل دفاع خواهند کرد.

پس از ترور هنیه و تهدیدهای مقامات جمهوری اسلامی و گروه‌های نیابتی، لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا، گفت: «اگر به اسرائیل حمله شود، ما در دفاع از اسرائیل کمک خواهیم کرد.» در آن حمله، متحدان اسرائیل و غرب در منطقه نیز به حمایت از اسرائیل برخاستند.

این روند در صورت تکرار ممکن است به درگیری گسترده‌تر در منطقه علیه اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا و ناتو و ورود مستقیم آمریکا به جنگ، هر چند با احتمال بسیار پایین‌تر، منجر شود.

پر واضح است در صورت وقوع چنین جنگی، جمهوری اسلامی و شبه نظامیان مورد حمایتش شاید بتوانند به اسرائیل ضربه بزنند، اما احتمالا با پاسخ بسیار سخت‌تری مواجه می‌شوند.

کشتن هنیه در منطقه سعدآباد و شکست امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد آن همه اقتداری که حکومت از آن سخن می‌گوید، قرینه‌ای با واقعیت ندارد.

تبعات جنگ احتمالی برای ایران

گسترش ابعاد جنگ در منطقه، با در نظر گرفتن برتری تکنولوژیک و امکانات متعدد نظامی اسرائیل و متحدان غربی، برای جمهوری اسلامی قطعا چیزی جز شکستی سخت، انزوای جهانی و بدتر شدن وضعیت مردم ایران در پی نخواهد داشت.

در صورت وقوع جنگ گسترده منطقه‌ای، آن‌ها که امیدوار بودند مسعود پزشکیان مسیر جمهوری اسلامی را تغییر دهد، حالا با نتیجه عملی سیاست‌های کلان نظام مواجه می‌شوند که کشور را در آستانه جنگی ویرانگر کشانده است.

در صورت وقوع جنگ، بحران اقتصادی جمهوری اسلامی گسترش می‌یابد و دولت پزشکیان ناگزیر است هزینه‌های دولت را بر دوش مردم بیاندازد. احتمالا قیمت بنزین افزایش می‌یابد، ریال و بورس سقوط می‌کنند و نارضایتی مردم گریبان حکومت را خواهد گرفت.

نتیجه عملی هر چه باشد، یک سوی آن به ضرر منافع ملی ایران و وضعیت مردم تمام می‌شود.

کسانی که به تغییر مسیر با پزشکیان امیدوار بودند، اکنون با نتیجه عملی سیاست‌های حکومت مواجه شده‌اند
100%
کسانی که به تغییر مسیر با پزشکیان امیدوار بودند، اکنون با نتیجه عملی سیاست‌های حکومت مواجه شده‌اند

تبعات جنگ برای اسرائیل

با وجود برتری نظامی و تسلیحاتی اسرائیل بر جمهوری اسلامی، در صورت وقوع جنگ منطقه‌ای، اسرائیل نیز ممکن است دچار لطمات شدیدی شود.

مرگ هنیه ممکن است با پاسخ حماس در مورد گروگان‌ها همراه شود و فشار داخلی بر نتانیاهو بیش از پیش افزایش یابد.

از طرفی موشک‌های دوربرد ایران با تکنولوژی چین و کره شمالی و روسیه، پهپادهای انتحاری و نیروی انسانی تربیت‌یافته با ایدئولوژی رادیکال اسلامی، قطعا کار را در جنگ احتمالی برای اسرائیل سخت خواهند کرد.

با این حال اسرائیل یکی از بزرگ‌ترین دارندگان سلاح‌های هسته‌ای است و در صورت بروز جنگ، برای حفظ خود ممکن است دست به هر اقدامی بزند.

استراتژی اسرائیل در غزه بار دیگر نشان داد که در صورت حمله به این کشور، پاسخی نابرابر و با مقیاسی بزرگتر داده می‌شود. در عین حال با اشراف امنیتی اسرائیل و ائتلاف‌های بین‌المللی پشتیبان این کشور، کار برای ضربه زدن به این کشور بسیار دشوار است.

با اینکه در چنین شرایطی راه حل بسیار پیچیده به نظر می‌رسد، حالا جمهوری اسلامی یا باید تا پایان پای آرمان‌هایش بایستد و بجنگد یا برای حفظ نظام جمهوری اسلامی از سیاست‌های منطقه‌ای علیه اسرائیل و غرب عقب‌نشینی کند.

ارزیابی یک تحلیل‌گر از واکنش‌ چین و روسیه در قبال ترور هنیه

۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ۱۷:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد پژوهشکده بین‌المللی تاریخ اجتماعی در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت پکن و مسکو واکنش‌های متفاوتی در قبال ترور هنیه در تهران نشان دادند.

اتابکی افزود: «چین طرفین را به خویشتنداری فرا خواند و گفت که نگران وضع موجود است اما روسیه از نخستین لحظات موضع تندتری گرفت.»

به گفته این پژوهشگر، روسیه ترور هنیه را «قتل سیاسی» نامید و اعلام کرد این رویداد می‌تواند به وضعیتی بسیار بسیار نگران‌کننده در خاورمیانه بیانجامد.

جمشید برزگر، تحلیل‌گر سیاسی: برخلاف گذشته، سفر هنیه به تهران از پیش رسانه‌ای شده بود

۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال کشته شدن اسماعیل در هنیه پس از شرکت در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان را تحقیری تاریخی برای جمهوری اسلامی دانست و گفت: «سفر هنیه بر خلاف دفعات قبل که پیشاپیش اعلام نمی‌شد، این‌بار از پیش اعلام شده بود. خود حماس اعلام کرده بود که او برای مراسم تحلیف پزشکیان به تهران سفر خواهد کرد.»

او افزود: «بعد از حمله هفتم اکتبر، هنیه چند بار دیگر به تهران سفر کرده بود. د آن سفرها، اخبار حضور او در تهران و دیدارهایشان، یا در همان روز و یا چند روز پس از اتمام سفرش منتشر می‌شد.»

این تحلیل‌گر تاکید کرد: «کسی نمی‌تواند منکر اشراف اطلاعاتی اسرائیل بر روی رهبران حماس، حزب‌الله و حتی مقامات جمهوری اسلامی باشد.»

برزگر افزود: « این وضعیت در عین حال می‌تواند بر روابط حماس و جمهوری اسلامی در آینده نیز تاثیر بگذارد و بار دیگر مانند آنچه پس از بهار عربی رخ داد، روابط این دو به سردی بگراید.»