• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

نقش تعیین‌کننده ترک‌ها در انتخاب پزشکیان

علی افشاری
علی افشاری

تحلیل‌گر سیاسی

۲۱ تیر ۱۴۰۳، ۱۵:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

«انتخابات» ریاست‌ جمهوری چهاردهم در شرایطی به پایان رسید که ویژگی‌های منحصربه فردی داشت. یکی از این ویژگی‌ها پیروزی مسعود پزشکیان بر رقبای اصولگرایش در شرایطی بود که متغیر سیاسی در آن نقشی ایفا نکرد.

اصلاح‌طلبان در انتخاباتی بردند که در اقلیت بودند و این موفقیت به دلایل غیرسیاسی رخ داد. در واقع در «انتخابات» جایگزین ابراهیم رئیسی، سیاست در بیرون از صندوق‌های رای و در هم‌آوردی برای شرکت و یا عدم شرکت جریان داشت که بزرگترین تحریم هدفمند در طول تاریخ ادوار انتخاباتی جمهوری اسلامی را رقم زد.

علاوه بر آن مطابق آمار رسمی، ریاست‌جمهوری چهاردهم بر اساس میانگین نرخ مشارکت دو مرحله، کم اقبال‌ترین انتخابات بعد از مجلس خبرگان دوم و انتخابات‌های مجلس یازدهم و دوازدهم است.

در این مطلب دلایل و شواهدی ارائه می‌شود که نشان می‌دهد برتری مسعود پزشکیان بر سعید جلیلی در مرحله دوم ناشی از فعال شدن متغیر قومی به‌ویژه هویت ترکی بوده است. کردها، ترکمن‌ها و بلوچ‌ها نیز اثرگذار بودند منتهی ترک‌ها نقش تعیین کننده داشتند. مقوله قومیت (اتنیک) اگرچه در محدوده کلی سیاست قرار دارد و در اکنون و آینده ایران نیز باید مورد توجه قرار بگیرد اما در این رویداد به دلیل اینکه در چارچوب شکاف و منازعه‌های سیاسی چون دموکراسی – آمریت، تحریم- تنش‌زدایی، آزادی‌های سیاسی و فرهنگی قرار نداشت و در فراسوی آن به صورت جزیره‌وار عمل کرده است، بنابراین سیاسی در معنای خاص محسوب نمی‌شود.

دیدگاه‌های اصلاح‌طلبان و جلیلی‌هراسی و فعالیت افرادی چون محمد خاتمی، جواد ظریف، آذری جهرمی و عباس عبدی در عرصه عمومی، تاثیر ویژه نداشتند و تنها یکی از عوامل اثرگذار بودند که نقش به مراتب کمتری در برابر متغیرهایی چون قومیت، آراء سیال (بر اساس انگیزه‌های معیشتی) و اختلاف درونی و تفرق اصول‌گرایان و همراهی نهاد ولایت‌فقیه در اجماع سازی اجباری ناشی از وجود تک کاندیدا در اردوگاه اصلاح‌طلب – اعتدالی ایفا کردند.

نخست باید در نظر گرفت که در تجزیه و تحلیل کمی انجام شده آمارهای رسمی منتشر شده از سوی نهادهای حاکمیتی استفاده شده‌اند.

درستی و اعتبار این آمارها زیر سوال است اما از آنجایی که استناد هر دو جناح نظام به این آمارها است و همچنین در بررسی‌ها حالت تطبیقی داشته است لذا این عامل چندان موضوعیت ندارد. رویکرد این مطلب توصیفی – تحلیلی است و جنبه تجویزگرایانه نداشته و داوری ارزشی در مورد اثرگذاری متغیر قومیت ندارد. اما از نگاه پدیدارشناسانه اهمیت دارد که واقعیت رخ‌داده در متن و فرامتن رویدادهای ۸ و ۱۵ تیر امسال به خوبی تبیین و موشکافی شود. نتایج برخورد ژرفکاوانه و هستی‌شناسانه باعث بهبود کیفیت شناخت از جامعه ایران و تحولات در لایه‌های زیرین آن می‌شود.

این تصور درستی است که عامل قومیت در انتخابات‌های قبلی ریاست‌جمهوری نیز نقش داشته اما تقریبا در هیچ دوره سیزده گانه قبلی، قومیت بر فراسوی شکاف‌های سیاسی و اجتماعی و مستقل از آنها اثرگذار نبوده‌است. انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم از این لحاظ منحصربه فرد است که ترک‌های ایرانی توانسته‌اند بیشترین تاثیر را در خصوص پیروزی پزشکیان اعمال کنند. در انتخابات‌های قبلی بخصوص در مواردی که نرخ مشارکت بالا بوده است، قومیت‌ها همسو با اکثریت مردم ایران در پیروزی کاندیدای منتخب نقش‌آفرین بوده و تاثیر آنها در ذیل شکاف اصلی سیاسی انتخابات رخ داده ‌است.

دیگر عامل مهم غیاب سیاست در پیروزی پزشکیان، برخورداری بیشتر از سبد آراء سیال است. تقسیم جامعه رای‌دهنده به گرایش‌های سیاسی مختلف ایران، یک خطای محاسباتی و ادراکی است.

بین پنج تا ده درصد از جمعیت رای‌دهنده بالقوه ایران افراد بی‌اعتنا و بی‌اعتماد به اصل سیاست و فرایندهای آن را تشکیل می‌دهد که بی‌تفاوت هستند. دسته غیرسیاسی دیگر، آراء سیال هستند (در محدوده بیست درصدی)، یعنی کسانی که انگیزه رای‌دادن آنها موضوعات سیاسی و فرهنگی نیست، بلکه بر اساس تاثیر رقابت‌های انتخاباتی بر وضع معیشتی و بر اساس ارزیابی کوتاه مدت و واکنش نسبت به عملکرد جریان مسلط در قوه مجریه و یا قوه مقننه تصمیم می‌گیرند. معمولا توجه این بخش در انتخابات‌های ریاست‌جمهوری به ضرر جریان مسلط بر قوه مجریه است؛ بخصوص وقتی که برای هشت سال زمام اداره دولت را دست داشته‌است.

رفتار انتخاباتی این بخش متغیر بوده و وفاداری سیاسی ندارند. به عنوان مثال دوره‌ای به خاتمی رای دادند و در دوره دیگر به احمدی‌نژاد. بنابراین تمامی رای‌های بدست آورده منتخب انتخابات ریاست جمهوری به گرایش سیاسی او تعلق ندارد بلکه به آراء سیال تعلق دارد.

در انتخابات‌های با مشارکت بالا تاثیر این عامل در مقایسه با شاخص سیاسی کمتر می‌شود و در نرخ مشارکت پایین، اهمیت آن افزایش پیدا می کند. در انتخابات ۱۴۰۳ با توجه به عملکرد اقتصادی منفی دولت رئیسی و فراموشی عملکرد ضعیف دولت دوم روحانی، سمت‌گیری آراء سیال خارج از سیاست به نفع پزشکیان جریان پیدا کرد. در حالیکه در انتخابات ۱۴۰۰ رئیسی توانست سهم خود از این آراء در رقابت انتخاباتی ۱۳۹۶ را علی‌رغم کاهش نرخ مشارکت حفظ کند.

بخشی از هجده میلیون رای رئیسی در این دوره یا رای ندادند و یا به پزشکیان رای دادند. در عین حال به نظر می‌رسد بخشی از رای‌دهندگان در این دوره به مخالفین و معترضینی پیوسته‌اند که تحقق مطالبات خود در درون ساختار قدرت موجود را ناممکن می‌پندارند. ازاینرو وزن آراء سیال با توجه به تحولات رخ داده در عرصه سیاسی ایران، رو به کاهش است.

برای روشن شدن نقش ترک‌ها در پیروزی پزشکیان نمودار پراکندگی (Scatter Plot) زیر روشن‌گر است. محور افقی درصد جمعیت ترک‌زبان در هر استان را نشان می‌دهد. محور عمودی سهم رای هر کاندیدا (پزشکیان و جلیلی) در مرحله دوم انتخابات از آراء بالقوه (جمعیت واجد حق رای) در هر استان را نمایندگی می‌کند.

در بررسی پیرامون پایگاه اجتماعی کاندیداها در هر استان باید سهم آنها از آراء بالقوه را در نظر گرفت. آراء ماخوذه در این خصوص به نتایج غلط می‌رسد. به عنوان مثال رای بالاتر جلیلی در استان اصفهان بدین معنا نیست که اصولگرایان در آنجا دست بالا را دارند! این اتفاق به دلیل مشارکت پایین رخ داده است. هر دایره نشانگر یک استان است. تمایز آراء پزشکیان و جلیلی با تفاوت رنگ آبی و قرمز مشخص شده است. این نمودار به نوعی رابطه خطی بین دو متغیر «سهم از جمعیت

واجد حق رای» و «درصد جمعیت ترک‌زبان» در سطح استانی را نمایان می‌کند.

جدول زیر درصد جمعیت ترک‌زبان در استان‌های مختلف ایران را نشان می‌دهد. این اعداد بر اساس نتایج پژوهش‌های میدانی سفارشی «شورای فرهنگی عمومی» در سال ۱۳۸۹ انتخاب شده‌اند. البته اعتبار این نتایج مشخص نیست اما تنها منبع رسمی موجود است. ارقام مربوط به سهم هر یک از کاندیداها از جمعیت واجد حق رای از داده‌های وزارت کشور در خصوص انتخابات مرحله دوم و نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ استخراج شده‌اند.

100%

همانگونه که مشاهده می‌شود بیشترین درصد رای پزشکیان در استان‌هایی مانند آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل است. در حالیکه که جلیلی در استان‌هایی که حداقل جمعیت ترک زبان را داشته و نرخ مشارکت در آنها پایین و متوسط است، در مجموع برتری دارد. بررسی شاخص کمی «همبستگی ریاضی (Pearson Correlation Coefficient)» در این خصوص روشنگر است. این شاخص شدت رابطه خطی و وابستگی بین دو متغیر را نشان می‌دهد. بر اساس نمودار مشخص است که سهم هر کاندیدا از جمعیت واجد حق رای متغیر وابسته بوده و درصد جمعیت ترک‌زبان متغیر مستقل است.

ضریب همبستگی برای پزشکیان و جلیلی به ترتیب ۷۰ درصد و منفی ۴۷ است. مثبت بودن بدین معنی است که افزایش متغیر مستقل منتهی به افزایش متغیر وابسته می‌شود. اما منفی حالتی را نشان می‌دهد که افزایش یکی به کاهش دیگری منتهی می‌شود.

شدت رابطه خطی در آراء پزشکیان بیشتر است. همچنین حالت صعودی دارد. یعنی هرچه جمعیت ترک‌زبان در استانی بیشتر است، رای پزشکیان در مجموع به درصدی بالا افزایش پیدا کرده‌است. اما در مورد جلیلی شدت رابطه خطی به طور نسبی کمتر است اما منفی است. یعنی هر چه قدر درصد جمعیت ترک‌زبان و همچنین کرد و بلوچ و ترکمن بیشتر باشد، رای‌های جلیلی در کل کاهش داشته است.

ممکن این بحث مطرح شود که شاید ماجرا معکوس بوده و کسانی که زبان مادری‌شان فارسی است در تقابل ایجاد شده به نفع جلیلی سمت‌گیری کرده‌اند. بررسی نرخ مشارکت پایین در استان‌هایی که تکلم به زبان فارسی در آنها اکثریت قاطع دارد این فرضیه را رد می‌کند. در برخی از این استان‌ها رای پزشکیان بیشتر است و نرخ مشارکت نیز در اغلب آنها پایین است.

100%

برای درک بهتر و اثبات درستی نقش تعیین کننده ترک‌زبان‌های ایرانی در پیروزی مسعود پزشکیان در مرحله دوم انتخابات، مشاهده نموداری مشابه برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶ مفید است. حسن روحانی در دو دوره رقابت انتخاباتی‌اش وعده‌هایی در خصوص مطالبات اقوام ایرانی داده بود.

100%

همانگونه که مشاهده می‌شود توزیع رای‌های روحانی در استان‌ها حالت همگن‌تری داشته و تاثیر متغیر هویت ترکی کمتر است. البته روحانی نیز رای بیشتری در استان‌های با جمعیت مسلط ترک‌زبان منهای زنجان دارد اما این برتری در نقاط غیر قومیت نشین نیز تقریبا برقرار است. در استان زنجان، رئیسی بیشتر از روحانی رای آورده بود.

نرخ همبستگی ریاضی روحانی ۵ درصد و رئیسی منفی ده درصد است. بنابراین شدت رابطه خطی بین دو متغیر یادشده در اینجا خیلی ضعیف‌تر است و تقریبا می‌شود گفت چنین رابطه‌ای وجود ندارد. به صورت نسبی نیز رای ترک‌زبان‌ها به ضرر رئیسی عمل کرده‌است. منتهی دامنه و ابعاد اثرگذاری متغیر هویت قومیتی ترک خیلی کمتر از انتخابات امسال بوده و در واقع تعیین‌کننده نبوده است.

یک سنجه دیگر برای تشخیص، بررسی تفاوت آراء پزشکیان و جلیلی در چهار استان آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان در مرحله دوم در مقایسه با رقم مشابه در شش استان اصفهان، تهران، خراسان رضوی، فارس، کرمان و یزد است؛ به عنوان استان‌هایی با بیشترین شهروندان ایرانی که زبان مادری‌شان فارسی است.

تفاوت آراء کسب شده پزشکیان به جلیلی در استان‌های ترک نشین در دور دوم در حدود دو میلیون و هشت و شصت و یک هزار رای بالاتر است که تقریبا یک میلیون رای از فاصله آنها در دور اول بیشتر است. در حالی که در شش استان که تکلم به فارسی در آنها مسلط است، این برتری معکوس شده و جلیلی تقریبا هشت و سی و نه هزار رای بیشتر به دست آورده است!.

این فاصله در دور اول در اندازه تقریبا دویست و هفتاد و پنج هزار رای بیشتر به نفع جلیلی بود. یعنی افزایش عددی تفاوت رای پزشکیان به جلیلی در مرحله دوم رای‌گیری ۷. ۳ برابر رقم مشابه در شش استان دیگر است! برتری جلیلی در استان اصفهان را می توان به دلیل نرخ مشارکت کمتر از پنجاه درصد دانست اما این اتفاق در استان‌های خراسان رضوی، یزد و کرمان که نرخ مشارکت رسمی بالای پنجاه درصد در مرحله دوم را ثبت کردند، نشانگر وضعیت اجتماعی خراب اصلاح‌طلبان و شکست فاحش آنها است. البته خراسان رضوی چون زادگاه جلیلی است، بخشی از برتری را می توان ناشی از این دانست اما تفاوت در حد پانصد و پنجاه و یک هزار رای به نفع جلیلی اتفاقی دور از انتظار است.

در حالیکه در انتخابات ۱۳۹۶ وضعیت برعکس است. تفاوت آراء کسب شده توسط روحانی نسبت به رئیسی در شش استان یادشده، برتری عددی ۲. ۲ برابری در مقابل رقم مشابه در چهار استان با جمعیت مسلط ترکی‌زبان دارد.

البته تاثیر متغیر قومی فقط در محدوده ترک‌زبان‌ها نیست، بلکه اتنیک‌های دیگر ایرانی نیز نقش داشته‌اند. نمودار زیر در درک این ادعا روشنگر است.

100%

الگوی پدیدار شده در این نمودار به خوبی تاثیر بالای متغیر قومیت و تفوق هویت ترکی در درون آن را نشان می‌دهد. در استان‌های دارای بیشترین جمعیت اهل سنت، نیز پزشکیان برتری دارد.

بنابراین از مجموع بررسی‌های کمی و کیفی این نتیجه حاصل می‌شود، که سیاست در معنای خاص و مطرح در ادوار انتخابات ریاست جمهوری قبلی در انتخابات ۱۴۰۳ غایب بود.

این اتفاق محصول عواملی چون سیاست‌زدایی اعمالی از سوی نهاد ولایت‌فقیه در دهه گذشته، بحران سیاست‌ورزی در درون اصول‌گرایان، پذیرش سیاست‌زدایی و غفلت از امر سیاسی توسط اصلاح‌طلبان، پیروزی کاندیدایی منفرد ،گریزان از سیاست و فاقد ‌تعلق به هیچیک از جناح‌های سیاسی و تحریم انتخابات از سوی اکثریت مردم ایران بود.

در واقع تحریم‌کنندگان انتخابات کنش سیاسی انجام دادند، اما در درون رقابت‌های انتخاباتی، سیاست غایب و یا کم‎رنگ بود بگونه‌ای که برای نخستین بار تحت سیطره متغیر قومیت و آراء سیال غیرسیاسی قرار گرفت. دلایل فعال شدن ترک‌ها در دور انتخابات موضوعی است که نیاز به بررسی جداگانه دارد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

۳ روز نخست پزشکیان؛ نقابی که خیلی زود افتاد

۱۹ تیر ۱۴۰۳، ۲۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن مهیمنی, مجتبی هاشمی

اگر از آن‌ بخش از اصلاح‌طلبان یا افراد مرددی که تصمیم‌ گرفتند در رای‌گیری برای تعیین جانشین رئیسی به مسعود پزشکیان رای بدهند، پرسیده می‌شد چرا؟ اغلب به امید اندکی تغییر، می‌گفتند «حتی یک درصد بهبود اوضاع هم کافی است». امیدی که به نظر می‌رسد پیش از جوانه‌زدن در حال پژمردن است.

داستان امید بستن بخشی از جامعه به چهره‌های نظام برای تغییر و سپس دیدن نشانه‌های فروپاشیدن این امید، پیش از این اغلب چندسال زمان برده، اما این‌بار به نظر می‌رسد از روز نخست انتخاب پزشکیان به عنوان ریاست‌جمهوری، علائم این فروپاشی در پی چند اتفاق و رفتار نمایان شده است.

روز اول؛ پشت به رسانه‌ها، رو به خامنه‌ای

رویدادهای شنبه ۱۶ تیرماه، نخستین رگه‌ها از رفتار و خط مشی دولت پزشکیان را برای افکار عمومی آشکار کرد. شنبه در رسانه‌ها اعلام شد قرار است رییس‌جمهور منتخب نخستین نشست خبری خود را با رسانه‌ها و خبرنگاران در بعدازظهر روز اول پیروزی برگزار کند.

پس از اندکی، همان رسانه‌ها و سپس ستاد او اعلام کردند این برنامه لغو و به زمانی دیگر موکول شده است، اما ستاد پزشکیان به نمایندگی از او در نخستین گام بر خلاف اصل شفافیت و پاسخگویی، نه دلیلی برای لغو این نشست خبری و نه زمان جایگزینی برای آن اعلام نکرد.

ساعتی نگذشت که کانال خبری «امتداد» متعلق به اصلاح‌طلبان و محمدحسین رنجبران، مجری صداوسیما اعلام کردند دلیل لغو این نشست، برگزاری دیدار مسعود پزشکیان با علی خامنه‌ای بود. این رویداد از چند جهت قابل توجه است و تصویری از رفتارهای پزشکیان در آینده به دست می‌دهد که قابل بررسی است.

پزشکیان بسیار زودتر از آن‌چه تصور می‌شد از وعده‌هایش به جامعه تحول‌خواه فاصله گرفت
100%
پزشکیان بسیار زودتر از آن‌چه تصور می‌شد از وعده‌هایش به جامعه تحول‌خواه فاصله گرفت

نخست این‌که برگزاری نشست رسانه‌ای پس از پیروزی برای کسی که به ریاست دولت رسیده، امری مرسوم و مورد انتظار است و لغو آن به دلیل دیداری که هر ساعت دیگری از روز هم می‌توانست برگزار شود، به معنای بی‌اهمیتی یا اهمیت درجه دوم رسانه‌ها و مخاطبان این رسانه‌ها در دستگاه فکری مسعود پزشکیان است.

نکته دیگر این‌که این نشست به خصوص از آن جهت مهم بود که بالاکشیدن نام پزشکیان و تصویرسازی جدید از او در دوران انتخابات، در درجه نخست از کانال همین رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران حامی او انجام شد.

موفقیت کارزار انتخاباتی پزشکیان در ارائه چهره‌ای «تحول‌خواه» و «منتقد وضع موجود» از این چهره سنتی-مذهبی متعهد به نظام و خامنه‌ای، از جمله مدیون رسانه‌هایی بود که از او حمایت کردند.

علاوه بر این‌ها، فرض تغییرات دموکراتیک ولو بسیار جزئی در آینده ایران با وجود جمهوری اسلامی، جدای از نقش مردم و اهمیت مقاومت آن‌ها، بدون ایفای نقش رسانه‌ها، بیش از آن‌چه می‌نماید، غیرمحتمل خواهد بود.

آن‌چه پزشکیان در نخستین روز پس از انتخابش در قبال رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران انجام داد با درنظر گرفتن این نکات و با توجه به این‌که دلیل این رفتار، درخواست دفتر علی خامنه‌ای برای دیدار با او بود، بیش از پیش معنا می‌یابد.

در فضای دوگانه و با عمیق‌شدن شکاف میان جامعه و حکومت و در شرایطی که اصلاح‌طلبان سعی کردند این‌طور وانمود کنند که قرار است پزشکیان در کنار جامعه بایستد و این شکاف را اندکی کمتر کند، او به رسانه‌ها به عنوان نمایندگان افکار عمومی پشت کرد و به دیدار خامنه‌ای به عنوان نماد استبداد، سرکوب و تحقیر جامعه رفت.

پزشکیان حتی در سخنرانی همان روز خود در محل دفن خمینی، از خامنه‌ای تشکر کرد و گفت که بدون حمایت او نامش از صندوق بیرون نمی‌آمد و فارغ از معنای کنایی که از این حرف می‌توان برداشت کرد او ترجیح داد رسیدنش به قدرت را دینی به خامنه‌ای معرفی کند.

پزشکیان پیشتر هم وقتی برای نامزدشدن در انتخابات مجلس رد صلاحیت شد و بعدا پس از اعتراض به این رد صلاحیت، تایید شد، گفت خود را در این زمینه مدیون خامنه‌ای می‌داند.

روز دوم؛ تصفیه اطرافیان

روز دوم ریاست‌جمهوری پزشکیان،‌ روز تصفیه و پاکسازی چهره‌ها و فعالان سیاسی و مدنی اطراف او بود.

با گشتی در شبکه‌های اجتماعی و حساب‌های کاربری فعالان ستاد‌های استانی پزشکیان در این شبکه‌ها، شمار رو به رشدی از پست‌هایی را می‌توان دید که اعضای ستاد او منتشر کرده و می‌گفتند هنوز اتفاقی نیفتاده، کنار گذاشته شده‌اند.

در یکی از شهرستان‌ها، چهره حامی پزشکیان که در دوره محمد خاتمی، فرماندار بوده در اینستاگرام پستی را منتشر کرد و به این مساله که قرار نیست دولت پزشکیان دولت اصلاح‌طلبان باشد اعتراض کرد و نوشت «ما که برای آوردن او تلاش کردیم نباید از صحنه کنار گذاشته شویم.»

برخی حامیان پزشکیان می‌گویند بلافاصله پس از انتخابات به آن‌ها پشت شده و حذف شده‌اند
100%
برخی حامیان پزشکیان می‌گویند بلافاصله پس از انتخابات به آن‌ها پشت شده و حذف شده‌اند

هم‌زمان، تعدادی از چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی تصاویری از مدیر یکی از رسانه‌های نزدیک به پزشکیان منتشر کردند و خبر دادند که او بعد از انتخابات از مسیر رخدادها و تصمیم‌گیری‌ها کنار گذاشته شده است.

پزشکیان پیش از این هم گفته بود که خود را از لحاظ تعلق سیاسی، اصلاح‌طلب نمی‌داند و به همان شیوه مرسوم برای فرار از پاسخگویی، خود را اصولگرای معتقد به انجام اصلاحات معرفی کرد. پزشکیان حتی در جلسات جبهه اصلاحات به رهبران اصلاح‌طلب گفت که به آن‌ها وعده‌ای نمی‌دهد و خود را اصولگرا می‌داند.

این یعنی همان کسانی که سعی کردند با ایجاد یک برند جدید از پزشکیان و معرفی او به عنوان یک چهره منتقد حکومت از شهروندان رای بگیرند، پس از انجام کارکرد انتخاباتی و مصرف سیاسی کنار گذاشته شده‌اند.

در یک ویدیوی منتشرشده از ستاد پزشکیان، یکی از مقام‌های پیشین و فعال اصلاح‌طلب علنا گفته بود حامیان او باید به جامعه القا کنند که او یک چهره مخالف است، زیرا خودش نتوانسته به خوبی چنین تصویری از خودش نشان دهد.

انتخابات به پایان رسیده و ادغام پزشکیان در شبکه‌های نظامی، ایدئولوژیک و سیاسی مرکز قدرت آغاز شده است. به نظر می‌رسد در این روند اطرافیان او بیش از پیش و با سرعت بیشتر تصفیه و جایگزین خواهند شد.

روز سوم؛ از «جبهه مقاومت» تا حجاب و فیلترینگ

روز سوم پزشکیانِ رییس‌جمهور، یعنی دوشنبه ۱۸ تیرماه روز لبخند او به رهبران نیروهای نیابتی نظام در منطقه و پشت پا زدن به وعده‌های اجتماعی‌اش برای داخل کشور در دوران انتخابات بود.

مهم‌ترین رویداد این روز نامه او به حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان بود، نامه‌ای که او در آن بر حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی تاکید کرد.

پزشکیان قبلا هم ارادت خود به سپاه و حمایتش از برنامه‌های موشکی را ابراز کرده بود، یک بار با امضای طرح حمایت از سپاه و پوشیدن یونیفورم آن و یک بار با دفاع از موشک و پهپادهای سپاه در مناظره‌های انتخاباتی.

این در حالی است که یک بخش مهم از اعتراض جامعه به خط مشی حکومت، همین تحرکات و دیپلماسی تنش‌آفرینی نظامی جمهوری اسلامی با مجری‌گری سپاه در منطقه است.

اصلاح‌طلبان و خود پزشکیان نیز به خوبی از این نارضایتی جامعه از سیاست خارجی جمهوری اسلامی مطلع هستند اما ظاهرا منافع آن‌ها ایجاب نمی‌کند آن را به رسمیت بشناسند و در رفتار و عملکردهیشان بازتاب دهند.

شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» که از سال ۱۳۸۸ به شعار ثابت تجمعات و اعتراضات سراسری تبدیل شده، خبر از همین رویکرد اعتراضی جامعه می‌دهد.

اما پزشکیان ترجیح داد در همین آغاز کار نشان دهد که خط همان خط جمهوری اسلامی است و راه همان راه رئیسی و خامنه‌ای. خبرگزاری ایرنا هم سه‌شنبه ۱۹ تیر در یادداشتی نوشت که این خط تغییر نخواهد کرد و بلکه تقویت هم خواهد شد.

پزشکیان بارها نشان داده بود که حاضر نیست به هسته سخت و نظامی قدرت پشت کند
100%
پزشکیان بارها نشان داده بود که حاضر نیست به هسته سخت و نظامی قدرت پشت کند

از سوی دیگر، سه‌شنبه خبری منتشر شد که نشان می‌داد پزشکیان و تیم او آن‌طور که اطرافیانش به جامعه تلقین کردند قرار نیست بساط گشت ارشاد و حجاب اجباری را جمع کند و مقابل آن بایستد.

بر اساس این خبر، در اصفهان، مسئولان ارشد ستاد پزشکیان از اجرای یک زن فعال اصلاح‌طلب در برنامه جشن پیروزی او ممانعت کرده و دلیل آن را هم حجاب او عنوان کردند. این زن اصلاح‌طلب پیشتر و در زمان نیاز به چلب ارا مردم، مجری برنامه‌های ستاد در جریان کارزار انتخاباتی بود.

این خبر تناقض خط مشی تیم پزشکیان و اطرافیانش با شعارهای انتخاباتی کارزار او را عیان کرد. پزشکیانی که کارزار او و خودش بارها سعی کردند در رسانه‌ها خود را مخالف وضع موجود از لحاظ تحمیل حجاب به زنان نشان دهند، بلافاصله پس از پیروزی حتی با اعضای ستادشان رفتار متناقضی کردند و یک زن را به خاطر پوشش کنار گذاشتند.

البته این برای کسانی شوکه‌کننده بود که در طول انتخابات چشم بر سابقه عملکرد پزشکیان و گفتمان اطرافیان او بسته بودند. پزشکیان پیشتر طرح «امر به معروف» برای تحمیل اصول حکومت بر پوشش شهروندان در اماکن عمومی را امضا کرده بود.

او همان کسی بود که گفته بود جلوی معاینه زنان را در بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی به دلیل نگاه مذهبی‌اش گرفته بود و در سخنرانی‌های انتخاباتی به زنان بدون حجاب به عنوان افراد دارای مشکل نگاه می‌کرد و نه کسانی که حق انتخاب پوشش دارند. اما حجاب تنها موضوع روز سوم ریاست‌جمهوری پزشکیان نبود، فیلترینگ اینترنت هم به مساله تبدیل شد.

ماجرا از آن قرار بود که ویدیویی منتشر شد که در آن پیام فیض، عضو شورای سیاستگذاری ستاد پزشکیان، در یک مصاحبه تلویزیونی پس از انتخاب او به‌ عنوان رییس‌جمهور گفت پزشکیان در طول انتخابات صراحتا هیچ وعده‌ای به مردم نداده است و در مورد فیلترینگ دغدغه دارد اما هیچ زمانی وعده رفع فیلتر نداده است.

شهروندان و کاربران مجازی به سرعت به این سخنان واکنش نشان دادند، چرا که سخنان معترضانه پزشکیان در دوران نیاز او به رای‌ را فراموش نکردند، زمانی که او از رفع فیلترینگ سخن گفته بود.

اما در این‌جا هم به نظر می‌رسد شاید چشمان اطرافیان و حامیان پزشکیان به روی سخنان دیگر او بسته مانده بود. پزشکیان حتی در مناظره‌ها و سخنرانی‌های انتخاباتی گفته بود که با قطع اینترنت در زمان اعتراضات ضدحکومتی مخالف نیست. محمدجواد ظریف هم که در کارزار انتخاباتی او نقشی برجسته داشت، در جریان دیدار از نمایشگاه الکامپ از همین سیاست حمایت کرده بود.

و بقیه ماجرا؛ زیر سایه خامنه‌ای

اما این همه ماجرای همین چندروز ریاست‌جمهوری منتخب نبود. نگاهی به سخنان مقام‌های حکومت و چهره‌های نزدیک و ستادی پزشکیان بخش‌های دیگری از حقیقت را روشن می‌کند.

پس از انتخاب پزشکیان، یکی از مهم‌ترین بحث‌ها در محافل رسانه‌ای و سیاسی کابینه احتمالی اوست. فارغ از اینکه او چه کسانی را برمی‌گزیند روشن است که قرار نیست کسی برای برهم زدن مسیر و بازی فعلی به کار گرفته شود. این را هم چهره‌های اصلی نزدیک به پزشکیان می‌گویند و هم مقام‌های حکومت.

در جبهه حامیان پزشکیان، حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی گفت: «پزشکیان باید اعتماد خامنه‌ای را جلب کند و قدرت او را پشت سر دولت بیاورد.» محمود واعظی، مقام دولت روحانی هم گفت: «پیام خامنه‌ای می‌تواند مانیفست همکاری دولت با مردم و مسئولین و جناح‌های مختلف باشد و همه باید به آن وفادار و ملتزم باشیم و به دولت کمک کنیم.»

سعید لیلاز، فعال اصلاح‌طلب نیز درباره احیای برجام گفت: «من اصلا به مصلحت پزشکیان نمی‌بینم که بخواهد کوچک‌ترین حرکتی در زمینه سیاست خارجی، بدون اجازه و موافقت خامنه‌ای انجام دهد.»

اما افراد نزدیک به علی خامنه‌ای نیز بر اجرای دستورات او از سوی دولت جدید تاکید کردند. احمد سالک، عضو جامعه روحانیت مبارز و عباس کعبی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ضمن بیان این‌که «سیاست‌های کلی نظام خط‌مشی عمومی دولت جدید است»، اطاعت از ولی فقیه را توصیه کردند.

با این تفاسیر، آنچه از پزشکیان بر‌می‌آید، تبعیت محض از علی خامنه‌ای و اجرای سیاست‌های او در حوزه‌های مختلف است. خود او نیز در همین چند روز نشان داده پایه اجرای چنین سیاستی و رفتن در چنین مسیری است. با وجود آن‌که به عقیده بعضی، شاید قضاوت درباره تحقق وعده تغییر از سوی پزشکیان زود باشد، اما بنا بر ضرب‌المثل معروف «سالی که نکوست، از بهارش پیداست.»

سلام پزشکیان به نصرالله؛ ادامه هم‌پیمانی با نیابتی‌ها

۱۸ تیر ۱۴۰۳، ۲۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مجتبی هاشمی

مسعود پزشکیان که تصویرش در یونیفورم سپاه، به بخشی از هویت او در افکار عمومی بدل شده است، در سومین روز ریاست‌جمهوری‌اش دست به قلم شد و برای چهره شماره یک گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی نامه نوشت تا از تعهدش به ادامه مسیر حکومت ایران در منطقه بگوید.

پزشکیان دوشنبه ۱۸ تیر در حالی‌که هنوز نه نشستی مطبوعاتی با رسانه‌ها گذاشته و نه جشنی با حامیانش برگزار کرده، پس از دیدار با خامنه‌ای و شماری دیگر مقام‌های نظام، در سومین روز ورود به دفتر ریاست دولت، در نامه‌ای خطاب به حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان تاکید کرد «حمایت از مقاومت با قدرت تداوم خواهد داشت».

پزشکیان همچون سلف خود ابراهیم رئیسی «حمایت از مقاومت» را ریشه در سیاست‌های اصولی نظام جمهوری اسلامی ایران، آرمان‌های خمینی و رهنمودهای خامنه‌ای می‌داند که باید «قدرتمندانه» تداوم یابد.

مرگ ابراهیم رئیسی در شرایطی رُخ داد که جمهوری اسلامی با سپاه پاسداران و گروه‌های نیابتی‌اش ماه‌هاست درگیر تنشی مداوم با اسرائیل و درگیری غیرمستقیم با آمریکا هستند که هرلحظه ممکن است منطقه را نیز به آتش جنگی ویرانگر بکشاند.

مسعود پزشکیان، نماینده‌ای که حالا جانشین رئیسی در نهاد ریاست جمهوری شده با شعار تغییر مسیر فعلی مدیریت کشور، مشخصا در حوزه دیپلماسی، توانست رقیب خود را پشت سر بگذارد.

با این حال علی خامنه‌ای در اولین پیامش به پزشکیان توصیه کرد راه رئیسی را ادامه دهد. فرمانده کل سپاه پاسداران نیز در پیامی گفت اطمینان دارد پزشکیان «با بسیج ظرفیت‌ها و فرصت‌ها برای پیروزی نظام در جنگ اقتصادی و صیانت از اقتدار نظام در آوردگاه‌های بین‌المللی اقدام می‌کند». حسین سلامی تاکید کرد که سپاه برای همکاری با پزشکیان در اجرای سیاست‌های خامنه‌ای آماده است.

خامنه‌ای از پزشکیان خواسته است تا مسیر ابراهیم رئیسی را ادامه دهد
100%
خامنه‌ای از پزشکیان خواسته است تا مسیر ابراهیم رئیسی را ادامه دهد

با وجود وعده‌های پزشکیان برای اجرای برنامه خامنه‌ای، توصیه رهبر جمهوری اسلامی و توقع سپاه و سلامی، حل بحران سیاست خارجی بدون تغییر در سیاست‌های کلان نظام و کاهش دخالت‌های سپاه و گروه‌های نیابتی در تنش‌های منطقه دور از ذهن به نظر می‌رسد.

پیام پزشکیان به نصرالله خود شاهدی بر این مدعاست.

اما دیدگاه مسعود پزشکیان نسبت به سپاه و گروه‌های نیابتی چیست؟ آیا او می‌تواند تنش را کاهش دهد و در مسیر حل بحران سیاست خارجی آن‌گونه که پیشتر وعده داده، حرکت کند؟ یا مانند آنچه خامنه‌ای از او خواسته راه رئیسی را ادامه می‌دهد؟

سابقه حمایت از سپاه و نیابتی‌ها

مسعود پزشکیان، جراح قلبی که ادبیات و گفتمان سیاسی‌اش «نهج‌البلاغه» است و حالا رییس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی شده، با وجود آن‌که به گفته خودش در آمریکا و بریتانیا دوره دیده، در دیدگاه‌هایش نسبت به مساله فلسطین، ضدیت با آمریکا و حمایت از سپاه پاسداران و گروه‌های نیابتی، چندان تفاوتی با رئیسی ندارد.

زمانی که پزشکیان وزیر بهداشت بود، در یک نشست برای توصیف روحیه ستیزه‌جوی خود گفته بود: «من وقتی دانشجو بودم توی دهن رییس دانشگاه می‌زدم، وقتی رییس دانشگاه شدم توی دهن رییس‌جمهور می‌زدم، الان که وزیر شده‌ام، توی دهن کلینتون می‌زنم.»

تصاویر پزشکیان با یونیفورم سپاه پس از نامزدی او دوباره در رسانه‌ها بازنشر شد
100%
تصاویر پزشکیان با یونیفورم سپاه پس از نامزدی او دوباره در رسانه‌ها بازنشر شد

پزشکیان در سال‌های بعد به مجلس راه یافت. او همراه با ۳۹ نفر از نمایندگان تندروی مجلس در سال ۱۳۸۷ طرحی دوفوریتی را با عنوان «الزام دولت به حمایت همه‌جانبه» از فلسطین امضا کردند که خواستار ورود «جدی» حکومت ایران در زمینه حمایت از نوار غزه شده بود.

او در سال ۱۳۹۸ وقتی دولت وقت آمریکا سپاه پاسداران را تروریستی اعلام کرد، با ارائه طرحی به نام «تقویت جایگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در برابر آمریکا»، به همراه همکارانش در مجلس، دولت جمهوری اسلامی را موظف به اقداماتی کرد که خود زمینه‌ساز تشدید تنش‌های بعدی میان ایران و آمریکا به حساب می‌آیند.

پزشکیان و دیگر نمایندگان با ارائه این طرح، نیروهای نظامی امنیتی و اطلاعاتی ایالات متحده را «تروریستی» خوانده و دولت ایران را متعهد به مقابله با آن‌ها و همچنین کارشکنی برای همکاری بین آمریکا و کشورهای منطقه کرد.

قدرت‌یابی و توسعه سپاه پاسداران در دهه‌های اخیر مرهون پشتیبانی نمایندگانی همچون پزشکیان بوده است. او پس از کشته شدن قاسم سلیمانی به دست آمریکا بار دیگر، و این‌بار با پوشیدن یونیفرم سپاه و انداختن چفیه دور گردنش، آشکارا از سپاه و سیاست‌های تنش‌آفرین منطقه‌ای جمهوری اسلامی حمایت کرد. آن هم درست زمانی که دو ماه پیش از آن در آبان ۹۸، این نیروی نظامی-ایدئولوژیک نظام نقشی فعال در سرکوب خونین معترضان بازی کرده بود.

پزشکیان در مناظرات تبلیغاتی خود هم قاسم سلیمانی را «قهرمان ملی» خواند و با اشاره به برنامه پهپادی و موشکی سپاه گفت: «یکی از دلایلی که دیگران نمی‌توانند علیه ایران کاری انجام دهند، همین سپاه است.»

واکنش غرب و منطقه به ظهور پزشکیان

شاید به دلیل مواضع سیاسی پزشکیان است که پس از پیروزی او در انتخاباتی که اکثریت جامعه در آن شرکت نکردند، آمریکا این تحریم و «نه» بزرگ جامعه را به روی حکومت و پزشکیان آورده است.

وزارت خارجه ایالات متحده ضمن تاکید بر ناعادلانه بودن انتخابات جمهوری اسلامی بر این نکته که «نتیجه این انتخابات تاثیری بر رویکرد واشینگتن ندارد» تاکید کرد.

اما از طرف دیگر نیروهای وابسته و مورد حمایت حکومت در منطقه به این نامزد نظام روی خوش نشان دادند. حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان که در آستانه درگیری گسترده با اسرائیل قرار دارد در پیام تبریک به مسعود پزشکیان نوشت: «ما با شما به راه خود ادامه خواهیم داد تا به پیروزی نهایی برسیم.»

ناصر ابوشریف، نماینده جهاد اسلامی فلسطین هم در پیامی ضمن تبریک به پزشکیان نوشت که روی حمایت از فلسطین در دوره جدید ریاست جمهوری حساب می‌کند.

به نظر می‌رسد دیدگاه‌های پزشکیان در سال‌های گذشته، برخلاف آنچه در تبلیغات برای رای‌گیری از جامعه معترض به حکومت و سپاه نشان داده، بیشتر نزدیک به سپاه و در راستای پیشبرد سیاست کلان جمهوری اسلامی در حمایت از گروه‌های نیابتی و ضدیت با غرب است.

دوگانه میدان و دیپلماسی؛ ادامه‌ راه رئیسی

از عوامل اصلی پیروزی پزشکیان بر سعید جلیلی، ساختن دوگانه به ویژه در حوزه سیاست خارجی بود.

مشخص نیست آیا همراهی ظریف با پزشکیان مانند هم‌پیمانی او با روحانی کارساز خواهد بود
100%
مشخص نیست آیا همراهی ظریف با پزشکیان مانند هم‌پیمانی او با روحانی کارساز خواهد بود

به اعتقاد برخی، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین با حمایت تمام‌قد از پزشکیان، وعده احیای برجام و مذاکره برای رفع تحریم‌ها، نقشی اساسی در پیروزی او بر جلیلی ایفا کرد.

با این حال، به گفته پزشکیان، او در مسیر ریاست دولت و خط مشی شامل تعیین وزرا پیرو نظر رهبر جمهوری اسلامی عمل خواهد کرد.

در این میان، ظریف گفته که تمایلی به وزارت خارجه ندارد، و فراتر از آن، ترکیب مجلس هم احتمالا اجازه بازگشت به وزارتخانه به او نخواهد داد. چهره‌هایی مثل عباس عراقچی یا مهدی سنایی، ممکن است بتوانند با نظر خامنه‌ای جایگزین ظریف شوند، اما هر کسی بیاید به گفته پزشکیان، اختیار کامل با رهبر خواهد بود.

اردیبهشت ۱۴۰۰، ظریف در مورد چرایی شکست برجام موضوع را به دوگانه میدان و دیپلماسی ربط داد. به گفته او، حکومت ایران «میدان»، یعنی عرصه فعالیت سپاه پاسداران را بر «دیپلماسی» ترجیح داد. او همچنین به نقش قاسم سلیمانی، فرمانده «میدان» نظام، در وارد کردن آسیب به دیپلماسی دولت روحانی اشاره کرده بود.

با این حال، موضوع روابط خارجی در دولت پزشکیان با دولت روحانی به‌کلی متفاوت است. با نزدیک شدن به تاریخ انقضای برجام، عملا احیای این توافق به‌شکل سابق منتفی است و حوادث متعدد دیگری نیز رخ داده است. جنگ در اوکراین و غزه و پس از آن درگیری سپاه با اسرائیل، شرایط جهانی را برای ایران متفاوت کرده و نیاز به یک توافق جامع و گسترده‌تر وجود دارد، امری که اکنون سخت‌تر و دشوارتر شده است.

دو روز پس از پیروزی پزشکیان در رقابت با جلیلی، سعید لیلاز، فعال اصلاح‌طلب و از حامیان او هم خط و ربط چهار سال آینده را علنی کرده است، جایی که گفت: «من اصلا به مصلحت پزشکیان نمی‌بینم که بخواهد کوچک‌ترین حرکتی در زمینه سیاست خارجی، بدون اجازه و موافقت خامنه‌ای انجام دهد.»

تایید صلاحیت مسعود پزشکیان در این انتخابات غیر دموکراتیک، سوابق او در همراهی با سپاه پاسداران، گروه‌های نیابتی، فلسطین و اعتراف به پیروی از برنامه‌های خامنه‌ای، همگی شواهدی هستند که نشان می‌دهد احتمالا پزشکیان دست‌کم در این حوزه کاملا در راستای مسیر دولت ابراهیم رئیسی قدم بردارد.

خامنه‌ای و ناتوانی در باور «نه» بزرگ مردم به انتخابات جمهوری اسلامی

۱۷ تیر ۱۴۰۳، ۱۷:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
فروغ کنعانی

مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری ایران در حالی به پایان رسید که همچنان شک و شبهات بسیاری در فضای سیاسی و اجتماعی ایران درباره آن وجود دارد. وزارت کشور با اعلام آمار مشارکت ۴۹.۸ درصدی در دور دوم این انتخابات مدعی است که بیش از ۳۰ میلیون ایرانی در پای صندوق‌های رای حاضر شده‌اند.

با این حال، این ادعا با توجه به تحلیل گفتمان سیاسی ایرانیان در فضای مجازی و همچنین جلسات سیاسی حضوری و آنلاین در مورد مشارکت در انتخابات، تقریبا غیرمحتمل به نظر می‌رسد. به‌ویژه که بسیاری از افراد، فقدان مشروعیت‌بخشی به جمهوری اسلامی را به عنوان علت اصلی نبود تمایل به شرکت در انتخابات مطرح کرده‌اند.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در سخنانش به موضوع مشارکت پایین در مرحله نخست انتخابات اشاره کرده است. او این مشارکت را «کمتر از حد انتظار» خواند و تاکید کرد که شرکت نکردن در انتخابات به معنای مخالفت با نظام نیست. او در سخنانش تلاش کرد تا با حفظ ایدئولوژی نظام، قدرت و مشروعیت مفقودشده رژیم را بازسازی کند و از مردم خواست که با مشارکت در انتخابات، به نظام «اعتبار» ببخشند؛ گفتمانی که تلاش داشت تا هویت ملی و دینی مردم را به نظام پیوند دهد و حتی پا را فراتر نهاده و آنچه او «احساس مسئولیت جمعی» می‌داند را تقویت کند.

در عین حال به وضوح می‌توان دید که رهبر جمهوری اسلامی نتوانست به طور کامل نارضایتی گسترده مردم را نادیده بگیرد. برای مثال، با مقایسه بیانات خامنه‌ای با اظهارات محمد خاتمی، رییس‌ جمهوری پیشین، که سطح پایین مشارکت را «نشانه‌ای از نارضایتی بی‌سابقه مردم و قهر اکثریت با حاکمیت» می‌داند، تضاد آشکاری دیده می‌شود. خامنه‌ای تلاش دارد این نارضایتی را به عنوان یک مسئله جزئی و غیر از مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی نمایش دهد. این تفاوت در گفتمان‌ها، نشان‌دهنده دیدگاه متفاوت نظام از وضعیت سیاسی ایران و حاکی از دیدگاهی است که تلاش می‌کند تا ثبات و مشروعیت خود را بدون در نظر داشتن بازتاب واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی واقعی کشور حفظ کند.

خامنه‌ای تلاش کرده تا هویت ملی و دینی مردم را به نظام پیوند دهد
100%
خامنه‌ای تلاش کرده تا هویت ملی و دینی مردم را به نظام پیوند دهد

سخنان خامنه‌ای از سه منظر ایدئولوژیک، قدرت و هویت بررسی در تحلیل گفتمان انتقادی قابلیت بررسی دارد. از منظر ایدئولوژیک، خامنه‌ای در سخنان خود تلاش کرد تا شرکت نکردن در انتخابات را به عنوان یک رفتار ناآگاهانه یا غیرسیاسی نشان دهد. او با بیان این که «تصور این‌که شرکت نکردن در انتخابات به معنای مخالفت با نظام است، کاملا اشتباه می‌باشد»، سعی داشت تا این دیدگاه را ترویج دهد که مشارکت پایین نمی‌تواند تهدیدی جدی برای نظام باشد. این بیانی واضح برای حفظ مشروعیت نظام است که سعی کرد تا احساس نارضایتی گسترده را کم‌اهمیت جلوه دهد.

هرچند همین ادبیات متفاوت علی خامنه‌ای پس از مشارکت بسیار پایین در دور اول انتخابات و تلاش‌های او برای توجیه این سطح مشارکت عمومی، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال آمارسازی تعداد مشارکت‌کنندگان در دور دوم را تقویت کرد.در تحلیلی تطبیقی، فرافکنی و تفسیرهای او برای توضیح کاهش مشارکت، نشان‌دهنده تلاشی آشکار برای پنهان کردن نارضایتی گسترده‌ای است که در میان مردم ایران علیه جمهوری اسلامی وجود دارد. خامنه‌ای در عین حال از زبان قدرت استفاده کرد تا مردم را به شرکت در مرحله دوم انتخابات تشویق کند. او انتخابات را «بسیار مهم» خواند و از مردم خواست که با شرکت در انتخابات، «مایه آبروی نظام اسلامی باشند.» این درخواست از مردم برای دادن مشروعیت به نظام، نشان‌دهنده تلاشی برای بازسازی و تقویت قدرت نظام در مواجهه با کاهش مشارکت است.

از سوی دیگر او با بیان اینکه «مشارکت مردم در انتخابات برای جمهوری اسلامی پشتوانه، آبرو و مایه سربلندی است»، در حقیقت تلاش دارد تا با ایجاد احساس مسئولیت و وطن‌پرستی، مردم را به صندوق‌های رای بازگرداند. علاوه بر این، خامنه‌ای با تاکید بر اهمیت انتخابات و نقش آن در آبرو و سربلندی جمهوری اسلامی، تلاش کرد تا هویت ملی و دینی مردم را به نظام گره بزند و از مردم خواست که با مشارکت خود، نه فقط به عنوان یک عمل سیاسی بلکه به عنوان یک وظیفه اخلاقی و دینی، به نظام آبرو ببخشند.

این گفتمان علی خامنه‌ای قاعدتا بر این فرض عجیب استوار بود که هویت جمعی حاصل از احساس تعلق به نظام اسلامی، امری است موجه که می‌تواند مردم را به مشارکت ترغیب کند. این‌طور به نظر می‌رسد که در دیدگاه دیکتاتورمآبانه رهبر جمهوری اسلامی، «نه» قاطع مردم به رژیم همچنان باورپذیر نیست و نخواهدبود.

«نه» به انتخابات جمهوری اسلامی و آری به «زن زندگی آزادی»

۱۷ تیر ۱۴۰۳، ۱۲:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
مینا خانی

بالاخره پس از دو دوره‌ای شدن انتخابات نمایشی ریاست‌ جمهوری، مسعود پزشکیان از درون صندوق‌های جمهوری اسلامی بیرون آمد، شعبده‌بازی مضحکی که این‌بار با اشاره وسواس‌گونه و البته بدون هیچ پیوند واقعی به مسئله زن انجام شد.

پزشکیان با وعده شرایط بهتر برای زنان در وضعیتی از این صندوق‌ها بیرون آمده است که زنان ایرانی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» برای اولین‌بار در تاریخ جمهوری‌اسلامی نه‌ تنها در عرصه اجتماعی و سیاسی ایران، بلکه به صورت جهانی رویت‌پذیر شده‌اند.

با پیگیری مناظره‌ها و تبلیغات جمهوری اسلامی به راحتی می‌توانستیم به دو نکته برسیم. یک، جمهوری اسلامی در شرایط پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» بیشتر از آنکه به این یا آن نماینده خودش برای این پست حکومتی فکر کند، به پر شدن صحنه نمایش انتخابات فکر می‌کرد. موضوع تنها و تنها این بود که صحنه از حضور نمایشی «مردم» خالی نشود. مردمی که در قاموس جمهوری اسلامی تنها به ابزاری برای ادعاهای خود پیرامون پایگاه اجتماعی‌اش تبدیل شده‌اند و برای جمهوری اسلامی به غیر از این نقش، در قالب هیچ نقش دیگری پذیرفته نشده‌اند.

دوم، ترس شدید جمهوری اسلامی از بازنمایی واقعی مردم پس از قابل مشاهده شدن بیشتر زنان در فضای شهری در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» که حالا در شکل التماس و خواهش کاندیداها از زنان برای اعتماد بیشتر به آن‌ها بروز پیدا کرده بود. پزشکیان حتی برای جلب توجه بیشتر به شکلی البته نادقیق به واقعه کشته شدن ژینامهسا امینی نیز اشاره کرد. اما سوال اصلی باید این باشد، در حکومتی که مردان اسلامیست خاصه با اندیشه اسارت زن بنا کرده‌اند و هرگز در هیچ شرایط و مقطع سیاسی حاضر نشدند از جهنم‌سازی در حوزه نابرابری جنسیتی دست بکشند، قرار است به زنان چه نگاه دیگری انداخته شود؟

زنانی که دقیقا از ابتدای پیدایش جمهوری اسلامی در هر نوعی از سیاست‌ورزی همواره از سطوح اجتماعی و سیاسی جامعه زدوده‌ شدند و با این اقدام، انسجام اجتماعی جامعه ایران تا مرز جنون‌آمیز شاخص شکاف جنیستی ۱۴۳ در میان ۱۴۶ کشور مورد بررسی سقوط کرد. جامعه که قاطبه نیمی از آن با مسئله نمادین و بنیادین حجاب اجباری حتی از رویت‌پذیری ساده اجتماعی محروم ماند و بدین واسطه خود نیز به طرق مختلف در برابر دستگاه و ماشین سرکوب بی‌شکل و از هم گسیخته شد. عمده شکاف‌های سیاسی، اجتماعی، اتنیکی، مذهبی و اقتصادی که جمهوری اسلامی در جریان تثبیت خودش آن‌ها را عمیق کرد، پس از فرمان خمینی و بسیجش برای اجباری شدن حجاب اجباری و ایجاد آپارتاید جنسیتی به شکل سازماندهی‌شده و همراه با سرکوب‌ها و کشتارهای شدید سازماندهی شدند.

حالا نتیجه صندوق‌های جمهوری اسلامی که به دلیل تلاشش برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با غرب در وضعیت پساجنبشی «زن، زندگی، آزادی» که مذاکرات قطع شده‌اند، قابل پیش‌بینی‌ هم بود، روشن شده است. طالبانی با عنوان اصلاح‌طلب با بسیج اصلاح‌طلب، با همان باری به هر جهتی خاص اصلاح‌طلبان در تمام این سال‌ها و تعهد همیشگی‌شان به حفظ نظام. در عین حال اما جدای از مشارکت پایین زنان، به طور کلی جامعه ایران مشارکتی بسیار پایین در هر دو دوره داشت که با وجود آمارسازی‌های معمول جمهوری اسلامی در هیچ‌کدام از دور‌ها به بر اساس ادعاهای خودشان حتی به ۵۰ درصد نرسید.

انتخاب زنان در این شرایط روشن است: «زن، زندگی، آزادی» به جای نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی
100%
انتخاب زنان در این شرایط روشن است: «زن، زندگی، آزادی» به جای نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی

آن‌ها با همه قدرت مالی، تبلیغاتی و توحش سرکوبشان نتوانستند صحنه را به قدری از حضور نمایشی مردم پر کنند، که بتوانند ادعایی بیش از این بکنند. این یعنی «نه» مردم به سیاست صندوقیسم جمهوری اسلامی. از طرفی دیگر همه آنچه در فضای شبکه‌های اجتماعی برای انتخابات سینه می‌زد، غالبا صحنه‌ای مردانه بود. روشن بود که زن در این عرصه حتی تا حد نمایشی کردن فضا برای بالا بردن مشارکت هم قابل بسیج کردن عمومی و خاصه در سطح سیاسی نیست. برعکس، قاطبه زنان فعال مدنی و زنان زندانی به طور مشخص دعوت به مشارکت نکردن در این نمایش مخاطره‌آمیز کردند. انتخاب آن‌ها روش است: «زن، زندگی، آزادی» به جای نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی!

مغالطه انتخابات‌گرایی؛ تغییر ظاهر به منظور حفظ باطن

۱۷ تیر ۱۴۰۳، ۰۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
عرفان ثابتی

«برای این‌که همه‌ چیز واقعا دست‌نخورده بماند، همه‌ چیز باید ظاهرا تغییر کند.» نتایج انتخابات ریاست‌ جمهوری یادآور این عبارت به‌یادماندنی از رمان «یوزپلنگ» اثر جوزپه لامپدوزا است.

جمهوری اسلامی نوعی «خودکامگی انتخابات‌محور» است، یعنی نظامی سیاسی که برای تضمین بقا و مشروعیت بخشیدن به خود از انتخابات بهره می‌برد.

می‌توان چنین حکومتی را به مغازه‌ای تشبیه کرد که مالکان و مدیرانش به طور موسمی و ادواری، ویترین مغازه را تغییر می‌دهند، اما نه کالای جدیدی عرضه می‌کنند و نه به مشتری تخفیف می‌دهند. هدف صرفا جلب مشتری و جلوگیری از رکود و برچیده شدن بساط کسب و کار است و بس.

پیپا نوریس، استاد نامدار سیاست تطبیقی در دانشگاه هاروارد، در کتاب «چرا صحتِ انتخابات مهم است؟» که سال ۲۰۱۴ منتشر شد، «مغالطه‌ انتخابات‌گرایی» را این چنین تعریف می‌کند: «نفس برگزاری انتخابات، فارغ از چگونگی برگزاری آن، خودبه‌خود کنش سیاسی را به سوی رقابت‌های مسالمت‌آمیز میان نخبگان هدایت می‌کند و به فرد پیروز مشروعیت عمومی می‌بخشد.»

به عبارت دیگر، مروجان این مغالطه، که در اوایل دهه ۱۹۹۰ رایج شد، انتخابات را شرط لازم و کافی برای دموکراتیزاسیون می‌دانند. اما نوریس تاکید می‌کند که تجربیات کشورهای گوناگون نشان داده است که «هرچند انتخابات برای حکمرانی دموکراتیک لازم است اما بدون توسعه و تحکیم بسیاری از دیگر نهادها، از جمله قوانین و مقررات برای حفظ موازنه، قوه‌ مقننه‌ کارآمد و فراگیر، قانون‌مداری، قوه‌ قضاییه مستقل، و حکومتی قادر به ارایه خدمات عمومیِ اساسی، کافی نیست.»

به نظر نوریس، در «خودکامگی‌های انتخابات‌محور»، نتیجه انتخابات«به علت نقض موازین بین‌المللی انتخابات، و توسعه‌نیافتگی دیگر نهادهای دموکراتیک، مخدوش است. در این حکومت‌ها، هدف از برگزاری انتخابات سرپوش نهادن بر سلطه‌ پایدار احزاب حاکم است زیرا مشروعیت مردمی حاصل از انتخابات، فشارهای داخلی و بین‌المللی برای انجام اصلاحات لیبرال را کاهش می‌دهد.»

جنیفر گاندی و الن لاست-اوکار، دو استاد علوم سیاسی در دانشگاه ییل، در مقاله‌ «انتخابات در نظام‌های خودکامه» که ۲۰۰۹ منتشر شد، توضیح می‌دهند که برگزاری انتخابات با کمترین میزان رقابت سیاسی به حکومت‌های خودکامه اجازه می‌دهد که بین تاییدصلاحیت‌شدگان و ردصلاحیت‌شدگان و همچنین میان موافقان و مخالفان شرکت در انتخابات (حامیان تحریم و تحریم‌شکنان) تفرقه بیندازند، با نظارت بر کارزارهای انتخاباتی و بررسی میزان مشارکت و نتایج رای‌گیری اطلاعات مهمی درباره موافقان و مخالفان خود گردآوری کنند، و در عین حال با کشاندن مردم به پای صندوق‌های رای مشروعیت کسب کنند و احتمال اعتراضات خشونت‌آمیز را کاهش دهند.

با توجه به این‌که در این نظام‌ها، مقام‌های منتخب قدرت محدودی دارند و بخش عمده‌ای از قدرت و منابع اقتصادی و نظامی و اطلاعاتی همچنان در دست مقام‌های منتصب (هسته سخت حاکمیت) باقی می‌ماند، گاندی و لاست-اوکار نتیجه می‌گیرند که برگزاری انتخابات نه تنها تهدیدی برای نظام‌های خودکامه به شمار نمی‌رود بلکه در اکثر موارد از طریق مشروعیت‌بخشی به تثبیت این حکومت‌ها کمک می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران در سطح بین‌المللی با تداوم مناقشه هسته‌ای با غرب، تشدید بی‌سابقه مخاصمه با اسرائیل و احتمال به قدرت رسیدن ترامپ، و در سطح داخلی با تعمیق مشکلات گسترده اقتصادی، کاهش چشمگیر میزان مشارکت در انتخابات پنج سال اخیر و از همه مهم‌تر ظهور خیزش و گفتمان انقلابی «زن، زندگی، آزادی» مواجه بود و در نتیجه با چنان بحران مشروعیتی دست و پنجه نرم می‌کرد که رهبر و سپاه چاره‌ای جز تغییر ویترین نداشتند و با اکراه به انبارگردانی و بیرون آوردن اصلاح‌طلبان از پستوی نظام تن دادند.

بنابراین، عجیب نیست که شورای نگهبان تنها سه سال پس از رد صلاحیت مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌ جمهوری قبلی، این بار صلاحیت او را تایید کرد. نهادهای بالادستیِ نظام روند انتخابات را به گونه‌ای طراحی و هدایت کردند که حضور پزشکیان به ابزاری برای «تحریم‌شکنی» انتخاباتی تبدیل شد زیرا بر دودستگی میان موافقان و مخالفان تحریم انتخابات افزود، مخالفان حکومت را درگیر منازعه‌ای فرسایشی با اصلاح‌طلبان تحریم‌شکن کرد و سرانجام میزان مشارکت در مرحله دوم انتخابات را اندکی افزایش داد.

اما مشروعیت حکومت چنان مخدوش است که رهبر نظام مجبور شد برای سرپوش نهادن بر گستردگی تحریم انتخابات به ترفندی مضحک متوسل شود و صرفا به مجموع تعداد آرای ثبت‌شده در دو مرحله اشاره کند.

نه تنها «ساختار» جمهوری اسلامی انحصار بخش عمده‌ای از قدرت و منابع مالی و نظامی در دست رهبر، سپاه و نهادهای انتصابی را تضمین می‌کند بلکه اصلاح‌طلبان نیز همواره، از جمله در هفته‌های اخیر، خود را «آخرین خاکریز نظام» خوانده‌اند و پزشکیان هم به صراحت تاکید کرده است که «سیاست‌های کلی مقام معظم رهبری، میثاق مشترک ماست.»

به این ترتیب با توجه به سابقه اصلاح‌طلبان، دل بستن به «عاملیت» آن‌ها برای ایجاد تغییری معنادار در ساختار این نظام به هیچ وجه معقول نیست.

همچون دیگر نظام‌های تمامیت‌خواه، جمهوری اسلامی نیز اصلاح‌پذیر نیست و سرانجام روزی سقوط خواهد کرد. اصلاح‌طلبانِ تحریم‌شکن که به سودی کوتاه‌مدت دست یافته‌اند در بلندمدت بیش از پیش زیان خواهند دید و بر اثر تشدید بحران مشروعیت و ناکارآمدی حکومت، ته‌مانده سرمایه اجتماعی خود را هم از دست خواهند داد.

اریک وویار، نویسنده سرشناس فرانسوی، در کتاب «راه و رسم زمانه» که جایزه گنکور سال ۲۰۱۷ را برای او به ارمغان آورد، توصیفی از نخبگان حامی فاشیسم در دوران آلمان نازی ارائه می‌کند که می‌توان آن را در مورد اصلاح‌طلبان تحریم‌شکن نیز صادق دانست: «ما هرگز دو بار در یک ورطه‌ سقوط نمی‌کنیم. اما همیشه به شکل یکسانی سقوط می‌کنیم، به شکلی مضحک و مخوف.»