• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

اعلام مشارکت ۴۹/۸ درصدی؛ تلاش ناکام جمهوری اسلامی برای جبران شکست برابر ملت ایران

جمشید برزگر
جمشید برزگر

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی

۱۶ تیر ۱۴۰۳، ۰۵:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

وقتی که علی خامنه‌ای، صبح جمعه ۱۵ تیرماه، از «افزایش شوق و علاقه مردم به رای دادن» گفت، برای بسیاری از کسانی که با شخصیت و روش و منش او آشنا هستند، مسجل شد که ولی فقیه و حلقه قدرت پیرامونش تصمیم قطعی خود را گرفته‌اند تا شکست تحقیرآمیز هفته گذشته را به هر شکل ممکن جبران کنند.

خامنه‌ای پس از انداختن رای خود، با لحنی یکسره متفاوت با زمان رای دادن در دور اول، گفت: «شنیدم که شوق و علاقه‌ مردم بیشتر از قبل است؛ خدا کند این‌جور باشد و اگر این‌جور باشد خرسندکننده است.»

در طول سه دهه رهبری او، بسیاری از دستورات، مثل دستور توقیف فله‌ای مطبوعات در اردیبهشت ۱۳۷۹، به همین شکل داده شده است.

او که ناخرسندی خود از رای ندادن اکثریت مردم ایران را با سکوتی چهار روزه نشان داده بود، روز چهارشنبه اگرچه ناگزیر شد میزان مشارکت پایین مردم در انتخابات را بپذیرد، اما در کوششی آشکار برای روحیه دادن به هواداران خود که به روشنی دیده بودند اقلیت کوچکی از جامعه متنوع و متکثر ایران را تشکیل می‌دهند، گفت رای ندادن مردم ایران به معنای این نیست که آنها با نظام جمهوری اسلامی مخالف هستند.

جمهوری اسلامی در قلب و جعل واقعیت و دروغگویی، که در فقه شیعی تقیه و خدعه خوانده می‌شود، و به‌ویژه تقلب و سازماندهی انتخابات سابقه‌ای طولانی دارد.

با این همه، به‌کارگیری روش‌هایی مانند عددسازی و زیاد و کم کردن آرا در مجموع یا به سود یک نامزد، نیازمند زمینه‌هایی است و انجام آن روز به روز، به‌ویژه به‌دلیل سهولت ضبط و ثبت مستقل واقعیت، یعنی فیلمبرداری و عکاسی و بیان روایت شاهدان عینی از حوزه‌های رای‌گیری، دشوارتر می‌شود.

مردم ایران در روندی پیگیر، هم‌زمان با گسترش اعتراضات سیاسی و مدنی در سال‌های اخیر، در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری و دو دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، حتی براساس آمار رسمی اما تایید نشده از سوی منابع مستقل، در شیبی نزولی از شرکت در انتخابات خودداری کرده‌اند تا آنجا که در دور اول انتخابات ۱۴۰۳ حتی براساس همین آمار، بیش از ۶۰ درصد واجدان حق رای، انتخابات در جمهوری اسلامی را نمایشی و فرمایشی خواندند و آن را تحریم کردند.

افزایش انسداد سیاسی، تشدید سرکوب گسترده مخالفان و معترضان با افزایش اعدام‌ها و بازداشت‌ها و محدودتر کردن آزادی بیان شهروندان در کنار ناکارآمدی همه‌جانبه و فساد فراگیری که به فروپاشیدن بنیان‌های اقتصادی کشور، تورم و گرانی و بیکاری و در نتیجه روزانه شدن اعتراضات صنفی و معیشتی، بحران مشروعیت نظام را پررنگ‌تر از هر زمان دیگر کرده است.

در چنین شرایطی بود که هسته مرکزی قدرت، با هدف افزایش میزان مشارکت مردم در انتخابات به اصلاح‌طلبان حکومتی، مجوز حضور در انتخابات را داد و نامزد آنها را برخلاف دوره قبل از صافی شورای نگهبان گذراند. تحقق هدف اعلام برگزاری انتخاباتی با مشارکتی بیش از سه دوره انتخابات قبلی، با کشیده شدن انتخاب جانشین ابراهیم رئیسی به دور دوم، به‌ویژه برای جبران شکست روز هشتم تیر بیش از پیش ضرورت یافت.

اصلاح‌طلبان حکومتی که دوری از قدرت و مواهب آن را به‌سختی تحمل می‌کردند، در مقابل بی هیچ مشکلی، شروط هسته مرکزی قدرت را پذیرفتند و نماینده آنها، مسعود پزشکیان، در جریان مناظره‌های تلویزیونی بارها و بارها بر این نکته تاکید کرد که خود سیاستی ندارد و هدفش صرفا اجرای دستورات و سیاست‌های ابلاغ‌شده از سوی علی خامنه‌ای است.

پزشکیان در تبلیغات انتخاباتی خود بارها تاکید کرد که علی خامنه‌‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خط قرمز اوست و حتی تا آنجا پیش رفت که در دانشگاه تهران خطاب به دانشجویان گفت: «اصلا من ذوب در او هستم و نباید به کسی که من به او اعتقاد دارم توهین کنید.»

هم‌زمان، شماری از حامیان و مشاوران مسعود پزشکیان، مانند عباس عبدی، نیز بی‌پرده گفتند که هدف اصلی آنان نه پیروزی پزشکیان بلکه افزایش مشارکت مردم در پای صندوق‌های رای است.

اصلاح‌‌طلبان با همان اسلحه همیشگی یعنی ترساندن مردم از رقیب به میدان آمدند و به جای آنکه بگویند نامزد مورد حمایت آنها با تعریفی که از خطوط قرمز و وظایف خود کرده، چه چیزی را و چگونه اصلاح خواهد کرد، صرفا مردم را از رقبای اصولگرا ترساندند، حال آنکه در عمل پس از اعتراف علنی و داوطلبانه آنها به سرسپردگی کامل به رهبر جمهوری اسلامی، مرز متمایزکننده‌ای باقی نمانده است که آنها را از جناح دیگر در جمهوری اسلامی جدا و قابل شناسایی کند.

به سخن دیگر، همان‌طور که اصلاح‌طلبان حکومتی درباره رقبای اصولگرای خود می‌گویند که با استفاده از راهبرد النصر بالرعب یا پیروزی از راه دهشت‌افکنی و ترس‌آفرینی به دنبال کسب و حفظ قدرت هستند، خود نیز دقیقا از همین راهبرد استفاده کرده‌اند تا با ترساندن مردم از رقیب، رای آنان را به دست آورند.

با وجود این، به‌نظر نمی‌رسد که این اقدامات تاثیری قابل توجه بر نظر کسانی گذاشته باشد که دور اول انتخابات را تحریم کرده بودند. شواهد و اسناد، از عکس‌ها، ویدیوها و روایت شاهدان عینی و شهروندان از حوزه‌های رای‌گیری گرفته تا نحوه شمارش و اعلام خبر میزان مشارکت و آرای سعید جلیلی و مسعود پزشکیان، آمارهای اعلام‌شده در این زمینه را به‌طور جدی زیر سوال می‌برد.

مردم ایران، در دهه‌های گذشته خود شاهدان بی‌واسطه انتخاباتی با نرخ مشارکت‌های متفاوت بوده‌اند و معیارهایی عینی در اختیار دارند که به این پرسش‌ها، به رغم تبلیغات منسجم و یکپارچه هر دو جناح درباره میزان مشارکت ۵۰ درصدی، پاسخ دهند.

اگر گذشته و تاریخ جمهوری اسلامی، مبنایی برای پیش‌بینی آینده آن باشد باید گفت شادمانی شمار وسیعی از کسانی که به پزشکیان رای داده‌اند چندان طول نخواهد کشید و با تداوم رویکردها و سیاست‌های اصلی جمهوری اسلامی، موج اظهار پشیمانی از دادن این رای به‌زودی آغاز خواهد شد.

کمک همه‌جانبه اصلاح‌طلبان برای حفظ وضع موجودی که اکثریت شهروندان از آن ناراضی هستند، و تلاش آنها برای دوگانه‌سازی جعلی بین دو جناح یا نامزدهای آنان از همین امروز به پایان می‌رسد و بار دیگر، دوگانه حقیقی ملت ایران- جمهوری اسلامی مبنا و محور مرزبندی‌ها، تحولات و رخدادهای آینده خواهد بود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

بریتانیا در مسیر تازه سیاسی

۱۵ تیر ۱۴۰۳، ۲۲:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
بردیا افشین

در نگاه اول به نظر می‌آید نتیجه انتخابات سراسری سال ۲۰۲۴، بریتانیا را در یک مسیر متفاوت سیاسی قرار خواهد داد: دولتی محافظه‌کار که به شکلی سنتی در مختصات سیاسی راست‌میانه ایستاده بود، جای خود را به یک دولت کارگر، درست در نقطه مخالف مختصات سیاسی خود و در چپ میانه، داده‌ است.

اما این تفاوت چقدر است و تغییر چقدر و چه وقت در داخل و خارج از بریتانیا احساس خواهد شد؟

کی‌یر استارمر، رهبر حزب حالا حاکم بر بریتانیا، حزب کارگر و نخست‌وزیر تازه بر سر کار آمده، پیش از اینکه وارد محل کار و اقامتش در خانه شماره ۱۰ خیابان داونینگ لندن بشود، گفت کشورش قاطعانه برای «تغییر» رای داده است و رای دهندگان برای رقم زدن این تغییر، اختیار را به او و حزبش تفویض کرده‌اند.

او که در کارزارهای انتخاباتی بر شعار «تغییر» اصرار داشت، در سخنرانی پیروزی‌اش مقابل در ورودی خانه شماره ۱۰ نه فقط بر ضرورت و فوریت تلاش برای دگرگونی وضع موجود پای فشرد که پای دیگر را فراتر گذاشت و گفت «رسالت دولتش بازسازی کشور» است.

نخست‌وزیر گفت برای این طرح «نوسازی ملی» که در سر دارد، از همان روز اول کار جدی را شروع می‌کند.

بازسازی بریتانیا

نوسازی بریتانیا که استارمر از آن می‌گوید، چه خواهد بود؟

در سخنرانی پیروزی‌ مقابل خانه شماره ۱۰، استارمر در ارائه برنامه‌های دولتش بر باورهای اصلی حزب کارگر تاکید کرد و از جمله گفت از حقوق کارگران (بنا، پرستار، راننده و دیگران) دفاع، از مالکیت‌ عمومی چون تقویت نظام سلامت همگانی حمایت و برای تحقق عدالت اجتماعی و حفظ کرامت تک‌‌تک بریتانیایی‌ها، تلاش می‌کند.

اما آیا با استناد به این حرف‌ها، طرح نوسازی استارمر تلاش به منظور تحقق رویاهای یک سیاستمدار چپ‌‌‌گرا برای وفاداران خود در حزب کارگر است؟

اگر بخشی از پیشینه او را مرور کنیم، شاید تصور کنیم که احتمالا بله، همین‌طور است.

این بخشی از پیشینه اوست:

کی‌‌یر استارمر ۶۱ ساله، فرزند یک کارگر ابزار‌ساز و یک پرستار است. مادر و پدرش او را به یاد کی‌یر هاردی، بنیان‌گذار حزب کارگر، نام‌ گذاشته‌اند. او در ثروت بزرگ نشده‌ است.

استارمر در دوران دانش‌آموزی به یک جنبش جوانان حزب کارگر، به جنبش سوسیالیست‌های جوان پیوست و اولین در خانواده‌اش بود که توانست به دانشگاه راه پیدا کند.

او بعد از سال‌ها وکالت در حوزه حقوق بشر و شش سال ریاست بر دادستانی کیفری انگلستان و ولز، در سال ۲۰۱۵ و در ۵۲ سالگی وارد عرصه سیاسی‌شد و به پارلمان راه پیدا کرد.

او زمانی در کابینه «دولت در سایه‌» جرمی‌ کوربین، رهبر چپ‌گرای وقت حزب کارگر حضور داشت.

پس از استعفای کوربین، استارمر در سال ۲۰۲۰ با برنامه‌های چپ‌گرایانه به عنوان رهبر حزب انتخاب شد.

کی‌یر استارمر
100%
کی‌یر استارمر

برای اینکه بفمیم استارمر چه در سر دارد نمی‌شود صرفا به این بخش از پیشینه او استناد کرد و باید به بخش‌های دیگر سخنرانی پیروزی‌اش نیز توجه داشت.

او بر این نکته پای فشرد که دولتش دولتی خدمتگزار برای همه بریتانیایی‌ها خواهد بود.

استارمر تاکید کرد که به خصوص به کسانی توجه خواهد کرد که به او رای نداده‌‌اند.

رهبر حزب کارگر گفت دولتش خود را مقید به «دکترین‌»‌های سیاسی نخواهد کرد و برای او کشور در اولویت است نه حزبش.

شروع دوباره

استارمر گفت تغییری که او از آن می‌گوید یک «شروع دوباره» برای همه بریتانیایی‌ها است.

بسیاری انتظار داشتند که او به محض رسیدن به قدرت، در اولین سخنرانی‌‌اش این‌گونه برای جلب حمایت گسترده‌تر شهروندان بریتانیا، شهروندانی فراتر از دایره رای‌دهندگان حزب کارگر، تلاش کند.

به هر حال او پس از اینکه به جای کوربین به عنوان رهبر حزب انتخاب شد، در واکنش به شکست سنگینی که حزب در انتخابات سراسری ۲۰۱۹ با رهبری کوربین متحمل شده بود، تلاش کرد حزب کارگر را متحول کند و با هدف رسیدن به مقبولیت بیشتر مردمی، آن را به میانه نزدیک کند.

اما شاید این اصرار استارمر برای دعوت بریتانیایی‌ها به هم‌گرایی بیشتر، به علاوه تلاش برای کسب مقبولیت بیشتر، متاثر از نتیجه انتخابات بر مبنای آرای مردمی باشد.

با این یادآوری که بنا به شکل انتخابات پارلمانی بریتانیا کرسی‌های کسب شده احزاب متناسب با جمع آرای مردمی نیست، باید گفت پیروزی در انتخابات سال ۲۰۲۴ برای حزب کارگر از منظر کرسی‌های کسب شده بسیار خیره‌کننده است اما از نظر آرای مردمی خیلی دلگرم‌کننده نیست.

حزب کارگر ۴۱۲ کرسی به دست آورده‌ است که این چیزی بیش از ۶۳ درصد کل کرسی‌های مجلس عوام است.

این موفقیت را می‌شود با پیروزی تاریخی حزب کارگر به رهبری تونی بلر در سال ۱۹۹۷ مقایسه کرد که ۴۱۹ کرسی از ۶۵۹ کرسی را کسب کرده بود اما آرای مردمی کسب شده حزب کارگر در سال ۲۰۲۴ به ۳۴ درصد نمی‌رسد، در حالی‌ که در سال ۱۹۹۷، حزب بیش از ۴۳ درصد آرای مردمی را کسب کرده بود.

درصد آرای مردمی کسب شده حزب به رهبری استارمر در این دور از انتخابات تنها ۱/۶ درصد بیشتر از دستاورد حزب به رهبری کوربین در انتخابات پیشین در سال ۲۰۱۹ است که آن رای مردمی، کمترین کرسی را پس از جنگ‌ جهانی دوم نصیب حزب کارگر کرد.

به علاوه، این پایین‌ترین درصد آرای مردمی کسب شده از سوی حزب پیروز در انتخابات بریتانیا است که دولت حداکثری را شکل می‌دهد.

برای همین پذیرفتن اینکه بیش از دو-سوم رای دهندگان بریتانیایی به حزب کارگر رای نداده‌اند، آن هم در انتخاباتی که یکی از کمترین مشارکت‌ها در تاریخ بریتانیا را ثبت‌ کرده، از سوی استارمر صرفا از سر خضوع و خشوع سیاسی نمی‌تواند باشد بلکه یادآوری واقعیات موجود سیاسی بریتانیا است.

ناپایداری‌های سیاسی و اقتصادی خشم و نارضایتی همگانی را رقم زده و تحمل رای دهنده بریتانیایی را پایین آورده‌ است و این به وضوح لا‌به‌لای اعداد و ارقام آرای شمرده شده این دوره و مقایسه‌اش با دور قبل مشهود است.

برای همین استارمر نه فقط در سخنرانی اولش در قامت نخست‌وزیر از هم‌گرایی صحبت کرد که از شهروندان بریتانیایی خواست برای تحقق وعده‌اش صبور باشند.

او گفت ایجاد دگرگونی در وضع موجود مثل زدن یک کلید و روشن کردن یک چراغ نیست.

به علاوه نخست‌وزیر در اولین سخنرانی‌اش به این اعتراف کرد که شکاف بین طبقه حاکم و مردم باعث ایجاد زخمی عمیق در جامعه شده و وعده داد برای بازگرداندن اعتماد مردم به طبقه حاکم تلاش کند تا سیاست، تبدیل به ابزاری برای خدمت به مردم شود و سیاستمدار تبدیل به خدمتگزار مردم.

البته استارمر صرفا خطاب به شهروندانی فراتر از رای‌دهندگان به او و حزب‌ کارگر حرف نزد. او حرف‌هایی برای مخاطبان خاص هم داشت. مخاطبانی از جنس سایر سیاستمداران که این هم واکنشی به واقعیت موجود سیاسی بریتانیا و فراتر از این کشور است.

نوسازی و دیگر سیاستمداران

نخست‌وزیر جدید گفت این «شروع دوباره»، این «نوسازی ملی» به دیگر سیاستمداران بستگی دارد. این می‌تواند پذیرفتن این واقعیت از سوی استارمر باشد که در انتخابات اخیر، احزاب کوچک‌تر موفقیتی قابل توجه کسب کردند و در آینده بریتانیا نیروی سیاسی موثری خواهند بود.

در انتخابات سراسری ۲۰۲۴، مجموع آرای مردمی کسب شده احزاب محافظه‌کار و کارگر، تنها دو حزبی که طی یک قرن اخیر بر عرصه سیاسی بریتانیا سلطه داشته‌اند، به کمترین مقدار خود طی تاریخ، یعنی به ۵۷ درصد رسید.

پیش از این کمترین مقدار رای دو حزب در مجموع ۶۵ درصد بود که در انتخابات ۲۰۱۰ رقم خورد.

با این وجود این به نظر نمی‌رسد استارمر از همه احزاب کوچک موفق دعوت کرده باشد.

او گفت این تغییر به سیاستمداران دیگری که به مانند خودش «میانه‌رو و طرفدار ثبات»‌ هستند بستگی دارد.

به این ترتیب احتمالا در جمع احزاب موفق کوچک حزب اصلاح بریتانیا، یک حزب راست‌گرا و عوام‌گرا، مورد نظر رهبر حزب کارگر نیست.

حزب اصلاح بریتانیا بیش از چهار میلیون رای، ۱۴ درصد آرای مردمی را به خود اختصاص داد، پنج کرسی پارلمان را کسب کرد و رهبر پرآوازه‌اش، نایجل فاراژ را بعد از هشت بار تلاش برای راهیابی به پارلمان، برای بار اول به مجلس عوام فرستاد.

این حزب نوپا که سر ناسازگاری با پدیده مهاجرت دارد و از دل ضدیت با اتحادیه اروپا شکل گرفته است از سوی رهبرش، جنبش تازه مخالف با طبقه حاکم توصیف شده است.

اما خارج از دایره هوادارانش، حزب اصلاح به عنوان یک عامل بر هم زننده ثبات سیاسی شناخته می‌شود.

همچنین اصرار استارمر بر دعوت از سیاستمداران وفادار به میانه‌روی و ثبات، شاید ناشی از هراس از اقبال به افراطیون سیاسی در کشورهای هم‌جوار باشد یا شاید هم او در همین اعداد و ارقام و ظهور حزب اصلاح بریتانیا با آن‌چه در فرانسه و آلمان می‌گذرد، شباهت‌هایی دیده‌ است.

با این حال دعوت استارمر برای این هم‌گرایی به منظور حل مشکلات بریتانیا و شهروندانش می‌تواند مورد استقبال احزاب کوچک‌تر و هم‌سوتر قرار بگیرد. از جمله لیبرال دموکرات‌ها، یک حزب میانه‌رو که باورمند به آزادی‌های اجتماعی است و حزب سبز که مدافع عدالت اقلیمی و اجتماعی توامان است.

لیبرال دموکرات‌ها پس از یک مرحله افول در سه دور انتخاباتی، دوباره تبدیل به حزب سوم پارلمان شده‌اند.

آن‌ها به یک پیروزی تاریخی رسیده‌اند و تعداد کرسی‌های خود را از هشت به ۷۱ رسانده‌اند که این بزرگ‌ترین موفقیت حزب در یک‌صد سال اخیر است.

حزب سبز پس از موفقیت در انتخابات محلی و منطقه‌ای توانسته است تعداد آرای مردمی خود را از حدود ۲/۵ به نزدیک هفت درصد برساند و تعداد کرسی‌های خود را از یک به چهار که همگی برای حزبی در این مقیاس، بسیار قابل توجه‌است.

هر دو این احزاب امیدوارند با اختیاراتی که این‌گونه بیشتر از قبل به آن‌ها تفویض شده است، نقشی سازنده بر سیاست‌های حزب حالا حاکم کارگر بگذارند و حتما از دعوت این‌چنینی استارمر استقبال می‌کنند.

نقش جنگ غزه در انتخابات بریتانیا

نخست‌وزیر جدید البته نمی‌تواند یک نیروی مستقل سیاسی دیگر را فراموش کند. نیرویی که در اعتراض به سیاست‌های خارجی حزب کارگر به خصوص در قبال رویدادهای اخیر غرب آسیا و غزه شکل گرفته است.

شخصیت‌های ارشد حزب کارگر اعتراف کردند موضع این حزب در قبال غزه به قیمت از دست رفتن غیرمنتظره دست‌کم چهار کرسی‌ این حزب در انتخابات اخیر بوده است.

در چهار حوزه انتخاباتی که رای دهندگان مسلمان قابل ملاحظه‌ای دارند، نامزدهای مستقل، نمایندگان حزب کارگر را شکست دادند. یکی از آن‌ها جاناتان اشورث از وزنه‌های حزب کارگر بود که استارمر امید داشت او را در کابینه دولت خود بگمارد.

همچنین وز استریتینگ که حالا وزیر بهداشت شده‌ است، تنها با ۵۰۰ رای اختلاف به نسبت رقیبش، یک نامزد مستقل طرفدار فلسطین، توانست پیروز شود.

آیا استارمر برای هم‌گرایی و رسیدن به نقطه مشترک با این نامزدهای مستقل که منتقد سیاست‌های خارجی او بوده‌اند، برنامه‌ای دارد؟

پنج سال پیش، از جانسون تا استارمر

پنج سال پیش، فردای رای‌گیری در انتخابات سراسری ۲۰۱۹ بریتانیا، کسانی که به سخنرانی پیروزمندانه بوریس جانسون، رهبر وقت حزب محافظه‌کار گوش می‌دانند، تصور می‌کردند در باد آن پیروزی خیره کننده، خیلی سخت است که پنج سال بعد جلوی خانه شماره ۱۰ خیابان داونینگ، جانسون باز هم در قامت نخست‌وزیر ظاهر نشود.

آنان در آن رویارویی انتخاباتی، حزب کارگر را در هم‌ کوبیدند.

آن زمان تصور اینکه حزب کارگر در یک دور انتخابات دیگر بتواند برخیزد و برای یک مبارزه دوباره توانی داشته باشد، غیرممکن بود.

آن روز کسی از کووید-۱۹ چیزی نشنیده بود. روسیه به اوکراین حمله نکرده بود و چارلز سوم به سلطنت نرسیده بود.

از آن زمان خیلی چیزها تغییر کرده است.

تا پیش از انتخابات سال ۲۰۲۴، مردم بریتانیا رسوایی‌های بسیار سیاسی و اقتصادی طبقه حاکم را تحمل کردند و روی کار آمدن سه نخست‌وزیر از جمله اولین نخست‌وزیر رنگین‌پوست را تجربه کردند.

از آن زمان خیلی چیزها تغییر کرده است و حزب کارگر از یک شکست‌خورده ناامید به یک پیروز مصمم مبدل شده است.

استارمر که توانسته حزبش را در مسیری متفاوت قرار دهد، حتما می‌تواند مسیر سیاسی کشور را هم تغییر بدهد اما همان‌طور که خودش گفته است، این بستگی به هم‌دلی مردم و هم‌‌راهی سیاستمداران بریتانیا دارد.

البته نخست‌وزیر جدید احتمالا در دل پذیرفته است که به مقدار زیادی بخت و اقبال هم نیاز دارد.

فروغ کنعانی: جمهوری اسلامی در پی دزدیدن شعار «برای ایران» بود

۱۵ تیر ۱۴۰۳، ۲۱:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)

فروغ کنعانی، پژوهشگر جامعه‌شناسی به ایران اینترنشنال گفت که جمهوری اسلامی در جریان انتخابات در پی دزدیدن شعار «برای ایران» بود.

او گفت: «نظام با دوگانه‌‌سازی و دزدیدن گفتمان اپوزیسیون و به‌خصوص شعار «برای ایران» تلاش کرد که پزشکیان را اپوزیسیون نشان دهد.»

کنعانی افزود: «جنبش شرکت نکردن در انتخابات به لحاظ یک کنش فعال و خشونت‌پرهیز به‌خوبی می‌تواند هرکسی را که در مقابل آن قرار می‌گیرد، پاسخگو کند.»

زینب جلالیان، زندانی سیاسی در هفدهمین سال حبس از رسیدگی پزشکی محروم است

۱۵ تیر ۱۴۰۳، ۲۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

زینب جلالیان، قدیمی‌ترین زندانی سیاسی زن در ایران، در هفدهمین سال از حکم حبس ابد خود بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در زندان یزد به‌سر می‌برد. سایت حقوق بشری هرانا با اعلام این خبر نوشت که او با وجود مشکلات جسمانی متعدد از رسیدگی پزشکی مناسب و حق اعزام به بیمارستان محروم مانده است.

هرانا در گزارشی که جمعه ۱۵ تیرماه منتشر کرد نوشت که جلالیان به بیماری ناخنک چشم و بیماری‌های کلیوی و گوارشی مبتلاست و چندی پیش به دلیل درد در ناحیه پهلوی سمت راست به بهداری زندان منتقل شد و پس از معاینه از سوی پزشک زندان درمان تخصصی نگرفت و به بند بازگردانده شد.

بنابر این گزارش، این زندانی سیاسی کُرد با وجود نیاز به اعزام به بیمارستان و دریافت رسیدگی تخصصی پزشکی، با ممانعت مسئولان زندان مواجه شد و از اعزام برای درمان محروم مانده است.

زینب جلالیان هفتم اسفند سال ۱۳۸۶ بازداشت و در سال ۱۳۸۸ به اتهام «محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک» از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد که در سال ۱۳۹۰ با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل شد.

جلالیان در این سال‌ها بارها با رد اتهام مطرح شده علیه خود اعلام کرده که در زمان بازداشت به شیوه‌هایی چون شلاق زدن به کف پا، مشت به شکم، کوبیدن سر به دیوار و تهدید به تجاوز، مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است.

پیش از این برخی نهادهای مدافع حقوق بشر، شرح شکنجه‌های او برای اعتراف را منتشر کرده‌اند.

جلالیان در نزدیک به ۱۷ سال گذشته بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد و با وجود مشکلات جسمی از جمله بیماری چشم، ناراحتی کلیه و بیماری آسم، بارها بین زندان‌های خوی، قرچک ورامین، اوین، کرمان، دیزل‌آباد کرمانشاه و یزد جابه‌جا و تبعید شده است.

او در اسفندماه ۱۴۰۲ در متنی از زندان یزد خطاب به مردم درباره انتخابات مجلس شورای اسلامی نوشت: «من به خاطر شما پشت میله‌های زندان می‌مانم و شما هم به خاطر من فقط یک روز در خانه‌های خود بمانید و در این انتخابات فرمایشی شرکت نکنید.»

در سال‌های گذشته گزارش‌های متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی در ایران و زیر پا گذاشته شدن حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسئولان زندان‌ها منتشر شده است.

در این سال‌ها زندانیان سیاسی زیادی از جمله ساسان نیک‌نفس، بهنام محجوبی، بکتاش آبتین و جواد روحی، جان خود را در زندان از دست دادند.

جمهوری اسلامی هیچ مسئولیتی در قبال مرگ این افراد که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی بوده، نپذیرفته است.

امید شمس: وضعیت ایران در دوران روحانی نسبت به دوران احمدی‌نژاد بدتر شد

۱۵ تیر ۱۴۰۳، ۲۰:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

امید شمس، حقوقدان به ایران اینترنشنال گفت که شاخص‌های دموکراسی و حقوق بشر در دوران روحانی نسبت به دوران احمدی‌نژاد بدتر شد.

او گفت: «برای نشان دادن تفاوت‌های اصلاح‌طلبان و اصولگرایان باید به فکت‌ها رجوع کنیم. آمارها نشان می‌دهد که در ۲۰۱۸ و در دولت روحانی و پیش از خروج ترامپ از برجام در مقایسه با ۲۰۱۲ و دوره احمدی‌نژاد، وضعیت کشور در تمامی شاخص‌های اقتصادی، دموکراسی و حقوق بشر بدتر شده است.»

اکبرین: رای‌دهندگان هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند ریشه مشکلات خود جمهوری اسلامی است

۱۵ تیر ۱۴۰۳، ۲۰:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)

محمدجواد اکبرین، روزنامه‌نگار به ایران اینترنشنال گفت: «کسانی که در انتخابات شرکت می‌کنند، همچنان فکر می‌کنند، مقصر اصلی مشکلات آمریکا و اسرائیل است.»

او افزود: «آنها هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند که ریشه همه مشکلات خود جمهوری اسلامی است.»