• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

بهرام بیضایی: دستم را می‌شکنم و نمی‌گذارم مرا سانسورچی خودم کنید

۳ فروردین ۱۴۰۳، ۱۵:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)

بهرام بیضایی، کارگردان و نمایشنامه‌نویس برجسته، در واکنش به صحبت‌های رییس سازمان سینمایی و درخواست برای بازگشتش به ایران گفت دست خودش را می‌شکند و اجازه نمی‌دهد او را سانسورچی خودش کنند. این جملات، بخشی از نامه ۳۰ سال پیش بیضایی به وزارت ارشاد در پی توقیف یکی از آثارش بود.

محمد خزاعی، رییس سازمان سینمایی، روز اول فروردین در یک برنامه تلویزیونی علاوه بر بهروز وثوقی، از بهرام بیضایی دعوت کرد پس از حدود ۱۴ سال مهاجرت، به ایران بیاید و فیلم جدیدش را بسازد.

این نمایشنامه‌نویس، کارگردان، پژوهشگر و استاد دانشگاه روز پنج‌شنبه دوم فروردین بدون اشاره مستقیم به این درخواست و نام بردن از خزاعی، در اینستاگرام خود نوشت: «به یمن وجود من و دیگر فیلمسازان است که پشت آن میز می‌نشینید ... با ما مثل برده و گوش به فرمان رفتار می‌کنید.»

بیضایی در یک استوری دیگر اضافه کرد: «من دستم را می‌شکنم و اجازه نمی‌دهم مرا سانسورچی خودم کنید.»

این جملات بخش‌هایی از نامه اعتراضی‌ معروف بیضایی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پانزدهم آبان سال ۱۳۷۱ است.

او در این نامه خطاب به بخش‌های مختلف وزارت ارشاد به توقیف فیلم مسافران و ارائه فهرستی از موارد حذف و سانسور اعتراض کرده و گفته بود: «مگر سفارشی‌سازم که هر روز دستور بدهید و من اجرا کنم؟... آیا ما اهل یک کشور نیستیم و شما فاتحید و ما مغلوب؟»

بیضایی در این نامه معروف به سال‌ها ممنوعیت و محدودیت در کار و تدریس، صادر نشدن مجوز ساخت و ممیزی فیلم‌ها و تئاترهایش اشاره کرد.

او شهریور سال ۱۳۸۹ و در دولت محمود احمدی‌نژاد از کار در ایران ناامید شد و به دعوت عباس میلانی، مورخ، ایران‌شناس و مدیر برنامه مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد و برنامه مطالعات ایران‌شناسی، به استنفورد آمریکا رفت.

رییس سازمان سینمایی در گفت‌وگوی تلویزیونی خود در نوروز، مهاجرت این پژوهشگر و کارگردان را به دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی نسبت داد و تلویحا گفت با آمدن دولت جدید، بیضایی هم می‌تواند به ایران برگردد.

در یک دهه گذشته بسیاری از دوستداران بیضایی آرزو و درخواست بازگشت او را به ایران مطرح کرده‌اند.

بهرام بیضایی سال ۱۴۰۰ در پاسخ به این درخواست‌ها، به بخشی از دستاوردهای حضورش در دانشگاه استنفورد، اجرای چندین نمایش خود مانند «گزارش ارداویراف»، «طرب‌نامه» و «جانا و بلادور» و برگزاری چند کارگاه بازیگری اشاره کرد.

او در ادامه به فهرستی از فیلم‌هایی اشاره کرد که امکان و اجازه ساختشان را در ایران نیافت و گفت: «اگر این ۱۰ سال در کشورم بودم حاصلم چه بود و چه در دست داشتم؟ آیا لطفا اجازه می‌دادند فیلم "مقصد" را بسازم، چنان که می‌خواهم؟ ... یا فیلم‌های آرزویی‌ام "طومار شیخ شرزین"، "اشغال" و البته "داستان باورنکردنی".»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

اعتراف حوزه علمیه خمینی به زمین‌خواری صدیقی: خودش سند را امضا کرد

۳ فروردین ۱۴۰۳، ۱۵:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

پس از افشای اسناد زمین‌خواری کاظم صدیقی، امام جمعه تهران، حسن مرادی، مدیر حوزه علمیه خمینی گفت صدیقی شخصا سند انتقال زمین به شرکت خصوص خانوادگی را امضا کرد. محسن برهانی، حقوقدان، با اشاره به «احتمال ماست‌مالی این پرونده» نوشت پشیمانی پس از ارتکاب جرم تاثیری بر تحقق جرم ندارد.

حسن مرادی، مدیر حوزه علمیه «امام خمینی» متعلق به کاظم صدیقی، در یک فایل صوتی که روز پنج‌شنبه منتشر شد، تصریح کرد که صدیقی شخصا سند انتقال زمین از حوزه علمیه به شرکت خصوص خانوادگی را امضا کرده است.

پیش از این حوزه علمیه «امام خمینی» با انتشار بیانیه‌ای تایید کرده بود که شخص صدیقی برای انتقال مالکیت باغ حوزه علمیه به شرکت متعلق به خود و پسرانش در محل دفترخانه حاضر شده و اسناد را امضا کرده است.

اکنون مرادی در شرح ماجرا گفته که قرار بود در این مکان یک مجتمع آموزشی بسازند و برای تسهیل این کار و گرفتن بودجه، یک موسسه ثبت کنند و با انتقال زمین به نام موسسه آموزشی، از آموزش و پرورش کمک مالی بگیرند.

او با تاکید بر اینکه از ابتدا می‌دانسته اگر زمین به نام حوزه علمیه باشد کسی برای ساخت مدرسه و حوزه علمیه کمک نمی‌کند، اضافه کرد: «آن زمان تصمیم گرفته شد بگوییم این موسسه آموزشی است تا به آن کمک شود.»

محسن برهانی، حقوقدان و وکیل دادگستری با انتشار مطلبی با عنوان «بوی ماست‌مالی»، در کانال تلگرامی خود نوشت که احتمال کلید خوردن پروژه ماست‌مالی کردن فساد در پرونده زمین‌خواری صدیقی وجود دارد.

برهانی با اشاره به اینکه مدرسه علميه در دو بیانیه اعلام کرده چهار هزار و ۲۰۰ متر زمین در حال بازگردانده شدن به حوزه علمیه است، نوشت که پشیمانی حتی دقایقی پس از ارتکاب جرم، هیچ تاثیری بر تحقق جرم ندارد و جرم انتقال مال غیر، واقع و تمام شده است.

به نوشته این حقوقدان، اینکه چند ماه بعد از ارتکاب جرم و پس از افشاگری ادعا شود در حال برگرداندن هستیم، تاثیری بر جرم ندارد و اگر بازگرداندن زمین تحقق پیدا کند، می‌تواند از موارد تخفیف مجازات محسوب شود.

استاد اخراج شده دانشگاه تهران در پایان با یادآوری اینکه خاطر همه ما هست که یک بازیگر به خاطر یک استوری یا یک شهروند به خاطر یک توییت، بدون هیچ احضاری جلب شدند، نوشت که افکار عمومی به شدت پیگیر است که دادستان تهران یا دادستان ویژه روحانیت در این باره چه خواهند کرد.

بر اساس اسنادی که یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار منتقد و مدیرمسوول پیشین «معماری نیوز» منتشر کرد، صدیقی از طریق تاسیس یک شرکت خانوادگی به نام «پیروان اندیشه‌های قائم»، باغی را به مساحت چهار هزار و ۲۰۰ متر مربع در کنار حوزه علمیه خمینی در ازگل تهران تصاحب کرده است.

شرکت پیروان اندیشه‌های قائم در ۱۴ خرداد ۱۴۰۲ به نام کاظم صدیقی و دو پسرش، محمد‌مهدی و محمد‌حسین، به ثبت رسیده است.

صدیقی روز ۲۷ اسفند در نامه‌ای خطاب به دادستان تهران اعلام کرد از انتقال این باغ به شرکت خانوادگی خود اطلاعی نداشته و امضای او به دست یکی از نزدیکانش جعل شده است.

پس از آن در روز سه‌شنبه ۲۹ اسفند، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با انتشار مطلبی از اظهارات کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران در ارتباط با پرونده فساد مالی و زمین‌خواری خود و خانواده‌اش انتقاد کرد و نوشت واکنش صدیقی به اتهام زمین‌خواری موجب افزایش ابهامات در رابطه با این موضوع شده است.

کاظم صدیقی از چهره‌های تندرو حکومت، امام جمعه تهران، رییس ستاد امر به معروف و نهی از منکر جمهوری اسلامی و بنیان‌گذار و تولیت حوزه علمیه خمینی ازگل است.

صدیقی پیش‌تر در مسند ریاست دادسرا و دادگاه عالی انتظامی قضات فعالیت می‌کرد و گزارش‌هایی درباره نقش او در اعدام زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ منتشر شده است.

شرکت «آریا معدن پرگاس» که در حوزه استخراج معادن زیرزمینی و روباز و استخراج فرآورده‌های معدنی مشغول به کار است، یکی از شرکت‌هایی است که از سوی خاندان صدیقی ثبت شده و در حال فعالیت است.

صدیقی که از شاگردان محمدتقی مصباح یزدی است، چند بار از جمله در تیر ماه ۱۳۹۱ مدعی شد علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با امام دوازدهم شیعیان ارتباط داشته و پس از مرگ مصباح یزدی، در برنامه‌ای تلویزیونی گفت که مصباح در غسال‌خانه زنده شده است.

با وجود افشای فساد مالی صدیقی، او همچنان از نزدیکان خامنه‌ای است و در سخنرانی روز اول نوروز خامنه‌ای در «حسینیه امام‌خمینی» در میان حاضران بود.

«نور آخرین روز»؛ سلمان رشدی ایرانی و داستان‌هایی با نام مستعار 

۳ فروردین ۱۴۰۳، ۱۳:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
هادی کی‌کاووسی

«نور آخرین روز» رمانی است درباره ایران اول انقلاب که با نام مستعار در ایتالیا منتشر شده؛ مانند داستان‌هایی از هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو که پس از مرگ‌شان مشخص شد نویسنده‌ واقعی‌ آن آثار بوده‌اند.

چندی پیش در سکوت خبری رسانه‌های ایتالیایی, رمانی ایرانی تجدید چاپ شد که در زمان خود سروصدای زیادی به راه انداخته بود: «نور آخرین روز» که بر روی جلد نام پرویز پرویزیان را داشت. این کتاب ۲۱ سال پیش و در دسامبر سال ۲۰۰۲ برای اولین بار در ایتالیا منتشر شد و تهدیدهایی علیه ناشران کتاب در پی داشت.

رمان «نور آخرین روز» که با سقوط مجسمه شاه آغاز می‌شود، درباره کارگردان جوانی به نام بیژن بابکیان است که اول انقلاب از ایران به ایتالیا می‌گریزد و به مرور زندگی پیش از تبعید خود می‌پردازد. یک ماه پس از انتشار این رمان، «فرانچسكو ماريا گالو» و «جانكار لوكالساكی»، ناشران اين اتوبیوگرافی از سوی افرادی ناشناس به مرگ تهدید می‌شوند. این تهديدكنندگان که خود را پيروان اسلام و روح‌الله خمينی معرفی کرده بودند، درباره تبدیل شدن پرویزیان به سلمان رشدی دوم هشدار می‌دهند و خواستار جمع‌آوری کتاب از کتابفروشی‌ها می‌شوند. تهدیدها باعث شد نام پرویز پرویزیان به عنوان نویسنده مستعار در پرده بماند.

اکنون پس از گذشت دو دهه از این وقایع، این رمان جنجال‌برانگیز یک‌بار دیگر روانه بازار شده، اما با یک تغییر بزرگ: این بار نام نویسنده‌ای ایتالیایی روی جلد کتاب به عنوان نویسنده به چشم می‌خورد: گوییدو کورنیا. نویسنده‌ای که در مقدمه کتاب پرده از رازی برمی‌دارد و می‌گوید نویسنده کتاب اوست و پرویز پرویزیان تنها وقایع را برای او نقل کرده است.

«من پرویز پرویزیان را آوریل سال ۲۰۰۱ در جایزه کتاب l'autore که به مناسبت اولین رمانم به من اعطا شد ملاقات کردم. او صبورانه منتظر ماند تا همه چیز تمام شود و سپس خود را معرفی کرد. رمانی که داشتیم درباره‌اش صحبت می‌کردیم در اسراییل امروزی می‌گذشت و ظاهر غیراروپایی آن مرد جوان من را به این فکر انداخته بود که او اهل آن کشور است. به همین دلیل و همچنین به خاطر ادب خاص او، با دقت به صحبت‌هایش گوش دادم. او اسرائیلی نبود، از شیراز، شهری در جنوب ایران آمده بود.»

پرویزیان پناهجویی ایرانی بود که قصد داشت خاطرات خود از دوران وحشت را بنویسد. برای همین به سراغ نویسنده ایتالیایی آمده بود. کورنیا می‌گوید وقتی آن وقایع را برای من می‌گفت، اصرار داشت سرزمینش را «پرشیای من» بنامد: «ماه‌ها او هر روز غروب به خانه می‌آمد، با یک بطری شراب و بعد داستان زندگی خود را می‌گفت و من رمان را از روی آن می‌نوشتم. وقتی کار تمام شد، دیسکت فایل نهایی را به او دادم.» 

«نور آخرین روز» چنین زاده می‌شود؛ با نقالی پرویزیان و نویسندگی کورنیا. ناشری در شهر بولونیا آن را منتشر می‌کند و چند ماه بعد به جایزه سالانه «سخنان بی‌صدا» فرستاده و اول می‌شود. این جایزه به نویسندگانی که اولین اثر داستانی خود را منتشر کرده‌اند، تعلق می‌گيرد. موفقیت چشمگیری که در انتظار کتاب بود با تهدیدها کاهش می‌یابد و نور آخرین روز رو به خاموشی می‌گذارد. رمانی که به سرعت به سمت شهرت می‌رفت، فراموش می‌شود و «پرويز پرويزيان» تا به امروز همچنان نامی مستعار باقی ماند. با کشته شدن مهسا ژینا امینی و جنبش ز«ن زندگی آزادی» پرویزیان بار دیگر ظاهر می‌شود و به کورنیا پیشنهاد تجدید چاپ کتاب را می‌دهد.

کورنیا می‌نویسد: «پرویز به آلمان رفت و روابط ما رو به وخامت گذاشت. بعد تقریبا به طور کامل ناپدید شد تا اینکه چند ماه پیش به من زنگ زد و گفت: ایران دوباره به ما نیاز دارد.»

چنین می‌شود که محصول دیدار نویسنده با پناهجوی ایرانی پس از دو دهه یک‌بار دیگر منتشر می‌شود؛ این‌بار توسط ناشری آزاد و با طرح جلدی متفاوت با نسخه اولیه. این بار تصویر دختری روی جلد است. به گفته کورنیا به غیر از این حتی یک ویرگول هم تغییر نکرده است: «دقیقاً همان‌طور مانند نسخه اول.»

مستعارنویسی موضوعی است که همیشه میان نویسندگان و شاعران تحت فشار رژیم‌های خودکامه رایج بوده است. در سال‌های پس از انقلاب، نویسندگان دیگری نیز بودند که مجبور شدند با نام مستعار داستان بنویسند.

آبان ماه سال گذشته و با درگذشت شهروز جویانی، مشخص شد این نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی خالق یک رمان‌ غیرایرانی به نام «شب طولانی تیز‌دندان» بوده است. مهرماه ۱۳۶۲ نشر نیلوفر تهران به نام «خورخه کاره‌ راگومز» منتشر شد، با مترجمی انگلیسی به نام جان بیورلی و انتشاراتی به نام پراکسیس و مترجمی فارسی به نام بیژن نیک‌بین. تا سال گذشته مخاطبان شبطولانی تیزدندان به این گروه آفرین می‌گفتند که قصه‌ای دردناک و دقیق از مصایب یک انقلاب را برای‌شان به ارمغان آورده است. شهروز جویانی با تمامی اسامی مستعاری که تدارک دیده بود مخاطب را به کشور شیلی می‌برد تا از وقایعی بگوید که بسیار شبیه وقایع پس از انقلاب ایران است. جویانیفضای تیره و تار پلیسی و خفقانی که گلوی مردم را می‌فشرد، توسط با چنان مهارت و دقتی در قالب نویسنده‌ای شیلیایی نوشته که مخاطب کوچکترین شکی به اینکه نویسنده‌ای ایرانی این قصه را نوشته، نمی‌برد. جویانی که پس از توقیف روزنامه آیندگان توسط جمهوری‌ اسلامی حرفه روزنامه‌نگاری را کنار گذاشته بود با نام مستعار به نوشتن تمام‌وقت روی آورد. دو رمان «شب طولانی تیز‌دندان» و «سفر زخم» که آن هم نام مستعار گرترود کلوگه و ترجمه مستعار حسین فارسیجانی را بر پیشانی دارد، محصول کناره‌گیری او از وضعیت سانسور و خفقان دهه ۶۰ است.

فضای تیره و تار پلیسی و خفقانی که گلوی مردم را می‌فشرد، با چنان مهارت و دقتی از قلم نویسنده‌ای شیلیایی نوشته شده که مخاطب کوچکترین شکی به اینکه نویسنده‌ای ایرانی این قصه را نوشته، نمی‌برد.

جویانی که پس از توقیف روزنامه آیندگان توسط جمهوری‌ اسلامی حرفه روزنامه‌نگاری را کنار گذاشته بود با نام مستعار به نوشتن تمام‌وقت روی آورد. دو رمان «شب طولانی تیز‌دندان» و «سفر زخم» که آن هم نام مستعار گرترود کلوگه و مترجم مستعار، حسین فارسیجانی را بر پیشانی دارد، محصول کناره‌گیری او از وضعیت سانسور و خفقان دهه ۶۰ است.

یک دهه بعد، «شاه سیاهپوشان» از دیگر مستعارنویسی‌های مشهور ادبیات داستانی ایران با نام منوچهر ایرانی از سوی نشر باران سوئد منتشر شد. ۲۵ دی ماه ۱۳۶۱ شاعری توسط پاسدارها دستگیر می‌شود و این سرآغاز رنجنامه این شاعر می‌شود. مصایب او چنان واقعی است که به نظر نمی‌رسید شخصی ناشناس به نام منوچهر ایران راوی واقعی رمان باشد. رنجی که شاعر به خصوص از زندان دهه ۶۰ جمهوری اسلامی تصویر کرده، این تصور را به‌وجود آورد که خود او باید از خیل شاعران و نویسندگان زیر ضرب بوده باشد. سال ۱۳۸۰ و پس از درگذشت هوشنگ گلشیری بود که انتشارات باران٬، داستان مردی را که در روز سرد ٢۵ دی‌ماه کتاب‌هایش را در کارتون می‌گذارند، گونی بر سرش می‌کشند و می‌برند را با نام نویسنده واقعی یعنی هوشنگ گلشیری منتشر کرد.

«آدم زنده» رمان دیگری است که در سال ۱۳۷۶ به نام ممدوح بن عاطل ابونزال، نویسنده عراقی منتشر شد، با ترجمه احمد محمود نویسنده شهیر ایرانی. داستان درباره مردی به‌نام قرقاوی است که اسیر مصایب عراق پس از انقلاب شده و زندگی سخت و فلاکت‌باری دارد. داستان مردمی که از فساد و تباهی و ویرانی خسته شده‌اند، مخاطب را به وضعیت ایران پس از انقلاب می‌اندازد. مانند شب طولانی تیزدندان، این قصه نیز فضایی نزدیک به اتفاقات ایران دارد. انتشار نامه‌ای از احمد محمود به ابراهیم گلستان مشخص کرد نویسنده واقعی کتاب احمد محمود است که به عنوان داستانی از «ممدوح بن عاطل ابونزال» منتشر کرده و برای اینکه انتقادی بهه وضعیت سانسور در ایران داشته باشد و همچنین اثرش از زیر تیغ سانسور سالم بیرون بیاید، کتاب را با نامی عربی معرفی کرده و اینگونه جلوه داد که حوادث داستان در بغداد اتفاق می‌افتد و نه تهران. احمد محمود همانند دیگر مستعارنویسان به نام نویسنده‌ای که وجود ندارد آدم زنده‌ای خلق کرد تا از این طریق وضعیت سانسور و خفقان جمهوری اسلامی اعتراض کند.

«کهربا» چهارمین رمان مشهور نوشته‌شده با قلمی مستعار است که در سال ۱۳۸۳ در انتشارات آرش سوئد منتشر شد؛ نوشته ژوزف بابازاده که با قلمی پخته و روایتی جذاب به محافل و کافه‌های روشنفکری پیش از انقلاب سرک می‌کشد و افشاگری‌ می‌کند. برخی از شخصیت‌های خلق‌شده در این رمان، ما‌ به ازای بیرونی دارند و از هنرمندان مشهور آن زمان هستند. این موضوع این شبهه را به‌وجود آورد که نویسنده خود یکی از هنرمندان به نام ایرانی است.

اواسط دهه ۹۰ شمسی و پس از درگذشت محمدعلی سپانلو، مسعود فیروزآبادی مدیر نشر آرش از هویت نویسنده واقعی «کهربا» پرده برداشت و اعلام کرد نویسنده کهربا محمدعلی سپانلو بوده. رمانی که برخی آن را نوعی تسویه حساب با روشنفکران انقلابی دهه ۵۰ خواندند و برخی نیز آن را تنها مشاهدات شاعر رند تهرانی از مناسبات میان نویسندگان و شاعران- با اسامی مستعار- دانستند.

مولوی عبدالحمید: اگر به زنان فرصت بدهند کشور را می‌سازند

۳ فروردین ۱۴۰۳، ۱۲:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه‌های نماز جمعه سوم فروردین خود گفت اگر مسوولان جمهوری اسلامی به مردم ایران و به خصوص زنان اعتماد کنند و به آن‌ها فرصت بدهند، آنان به راحتی کشور را می‌سازند و ایران را تبدیل به گلستان می‌کنند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان با اشاره به اینکه فساد در کشور، بیت‌المال و سرمایه‌های ملی را هدف قرار داده، وجود این فسادها را خطرناک خواند و گفت ریشه مشکلات کشور از همین ناحیه است و باعث می‌شود چیزی برای همه مردم باقی نماند.

عبدالحمید اشاره‌ای به دلیل طرح این موضوع در خطبه‌های نماز جمعه امروز خود نکرد اما به نظر می‌رسد بیان این موضوع در ارتباط با افشای اسناد زمین‌خواری کاظم صدیقی، امام جمعه تهران باشد.

مولوی عبدالحمید در بخشی از خطبه‌های خود با اشاره به بحران اقتصادی موجود در کشور از همگان خواست به مردمی که از نظر اقتصادی در وضعیتی نامناسب هستند و همچنین به خانواده‌های زندانیان، کمک کنند.

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش از مردم استان سیستان و بلوچستان به‌خصوص سوخت‌بران در این استان خواست قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنند و برای حفظ جان خود و دیگر شهروندان، تندتر از سرعت مجاز رانندگی نکنند.

عبدالحمید با اشاره به اینکه مردم شهرهای مختلف به سیل‌زدگان سیستان و بلوچستان کمک کردند، تاکید کرد که مردم ایران به یکدیگر محبت پیدا کرده‌اند و این آینده درخشانی را به مردم نوید می‌دهد.

اسماعیل‌زهی در خطبه‌های نماز جمعه ۲۵ اسفند هم از «ملت ایران» به‌خاطر رسیدگی به سیل‌زدگان جنوب استان سیستان و بلوچستان تشکر کرده بود.

او در خطبه‌های نماز جمعه ۱۱ اسفند نیز گفته بود مدیریت کشور نتوانسته است برنامه‌ریزی کند و زیرساخت‌ها را برای منحرف کردن سیل فراهم آورد.

سه روز پس از این اظهارات و در روز ۱۴ اسفند، نیروهای امنیتی خودروی مولوی عبدالحمید و همراهان او را در پلیس راه زاهدان-خاش متوقف کرده و از سفر او به مناطق سیل‌زده دشتیاری در چابهار جلوگیری کردند.

بر اساس گزارش‌ها، پخش زنده خطبه‌های نماز جمعه زاهدان در روز سوم فروردین، در چند نوبت با اختلال مواجه و قطع شد.

نیروهای نظامی و سرکوب‌گر، همچون هفته‌های گذشته هم‌زمان با برگزاری نماز جمعه زاهدان در خیابان‌های این شهر حضور گسترده‌ای داشتند.

رسانه حال‌وش که خبرهای استان سیستان و بلوچستان را پوشش می‌دهد، در اینستاگرام خود نوشت نیروهای نظامی همانند جمعه‌های گذشته در اطراف مصلی و مسجد مکی زاهدان و خیابان‌های منتهی به آن، حضور پر رنگی پیدا کرده و با ایجاد ایست‌های بازرسی اقدام به تفتیش بدنی نمازگزاران کردند.

در ماه‌های گذشته، شهروندان زاهدانی پس از یک سال اعتراض و تجمع خیابانی پیوسته، به توصیه مولوی عبدالحمید راهپیمایی سکوت برگزار کردند.

جمعه‌های اعتراضی زاهدانی‌ها از هشتم مهر سال ۱۴۰۱ و پس از وقایع جمعه خونین این شهر آغاز شد.

در جریان جمعه خونین زاهدان، ماموران نظامی و امنیتی با گلوله‌های جنگی به سمت شهروندان و نمازگزاران شلیک کردند و بیش از ۱۰۰ نفر را کشته و ده‌ها تن دیگر را نابینا، قطع نخاع و مجروح کردند.

هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی از نفوذ به یک مرکز هسته‌ای اسرائیل خبر دادند

۳ فروردین ۱۴۰۳، ۱۰:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

یک گروه هکری مرتبط با جمهوری اسلامی می‌گوید با انجام حمله‌ای سایبری به شبکه یک تاسیسات هسته‌ای حساس در اسرائیل نفوذ کرده است.

هکرهای این گروه سایبری می‌گویند هزاران سند را از «مرکز تحقیقات هسته‌ای شیمون پرز نگو» واقع در شهر دیمونا که به نیروگاه اتمی دیمونا معروف است به سرقت برده‌اند.

این گروه برای اثبات ادعای خود هزاران سند شامل فایل‌های ایمیل، پی‌دی‌اف و اسناد متنی متعدد را در کانال تلگرام خود به‌طور عمومی منتشر کرده است.

نیروگاه اتمی دیمونا که یک رآکتور هسته‌ای مرتبط با برنامه تسلیحات هسته‌ای مخفی اسرائیل را در خود جای داده است در گذشته هدف حملات موشکی حماس قرار گرفته بود.

کانال ۱۲ اسرائیل ضمن گزارش خبر این نفوذ تاکید کرده است کارشناسان امنیت سایبری این کشور مشغول بررسی اصالت اسناد منتشر شده‌اند.

گروه هکری مرتبط با حکومت ایران در حساب رسانه اجتماعی ایکس خود در این رابطه نوشت: «از آنجایی که ما مثل بنیامین نتانیاهو و ارتش تروریستی او خونخوار نیستیم، این عملیات را به شیوه‌ای اجرا کردیم تا به غیرنظامیان آسیبی نرسد.»

علی‌رغم این بیانیه، هکرهای این گروه در پیام‌های مرتبط دیگری یادآور شده‌اند عملیات سایبری صورت گرفته «خطرناک» بوده به همین خاطر «هر اتفاقی» ممکن است رخ دهد.

آن‌ها ویدیویی نیز منتشر کرده‌اند که محتوای آن انفجار هسته‌ای و فراخوان تخلیه شهرهای دیمونا و یروهام را به نمایش می‌گذارد.

در حالی که اسناد فاش شده از احتمال نفوذ بالقوه هکرها به شبکه فن‌آوری اطلاعات متصل به تاسیسات هسته‌ای نگو خبر می‌دهد، تا کنون هیچ مدرکی دال بر نفوذ به شبکه عملیاتی این مرکز منتشر نشده است.

به گفته کارشناسان، تاسیسات هسته‌ای دارای لایه‌های متعدد امنیتی برای جلوگیری از حوادث خطرناک‌اند و نفوذ به سیستم عملیاتی آن‌ها از راه دور بسیار دشوار است.

گروه هکری «انانیموس، فور جاستیس» (Anonymous, For justice) که مدعی این حمله سایبری شده از جمله گروه‌هایی به حساب می‌آید که فعالیت خود را پس از شروع جنگ اسرائیل و حماس آغاز کرده است.

گیل مسینگ، رییس دفتر شرکت امنیت سایبری «چک‌پوینت»، با اشاره به فعالیت‌های این گروه گفت که هکرهای این مجموعه بیشتر به تقلید از حملات انجام شده از سوی دیگر گروه‌های سایبری ایرانی می‌پردازند.

به باور او، برخی حملات ادعا شده توسط این گروه‌ها ساختگی و برخی دیگر واقعی‌اند و به همین خاطر فعلا پذیرش واقعی بودن حمله اخیر دشوار است.

بررسی‌های چک‌پوینت از اسناد منتشر شده نیز نشان می‌دهد محتوای آن‌ها حساسیت بالایی ندارد اما با وجود این می‌تواند در اجرای حملات آینده از جمله عملیات فیشینگ علیه دیگر مجموعه‌ها موثر باشد.

فرمانده سنتکام: اتحاد تهران، پکن و مسکو بسیار نگران‌کننده است

۳ فروردین ۱۴۰۳، ۰۴:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اتحاد جمهوری اسلامی، چین و روسیه را بسیار نگران‌کننده و تهدیدی علیه منافع ایالات متحده خواند. هم‌زمان دستیار وزیر دفاع آمریکا بار دیگر تاکید کرد که واشینگتن خواستار درگیری در خاورمیانه نیست اما حمله به نیروهای خود را هم تحمل نخواهد کرد.

ژنرال مایکل اریک کوریلا، فرمانده سنتکام که در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان سخن می‌گفت، افزود:« جمهوری اسلامی با وجود تحریم‌های آمریکا ۹۰ درصد نفت ایران را به چین می‌فروشد. درواقع، چین تامین‌کننده مالی رفتار بدخواهانه و خرابکارانه جمهوری اسلامی است.»

با وجود تحریم‌های اعمال‌شده علیه جمهوری اسلامی، صادرات نفت ایران از زمان روی کار آمدن دولت بایدن به‌شکل چشمگیری افزایش یافته است.

جمهوری اسلامی و چین هیچ آمار دقیقی از میزان معاملات نفتی خود در سال‌های اخیر منتشر نکرده‌اند و با وجود گزارش‌های متعدد مبنی بر فروش نفت ایران با تخفیف فراوان، به‌طور دقیق مشخص نیست که درآمدهای نفتی ایران در این سال‌ها چقدر بوده است.

فرمانده سنتکام گفت:«در مجموع، ایران، روسیه و چین روابط خود را تقویت می‌کنند و با دامن زدن به آشفتگی در پی بهره‌برداری از شرایط به سود خود هستند. در این شرایط جمهوری اسلامی به چین متکی است و روسیه نیز در جنگ اوکراین از همکاری نظامی با ایران منتفع می‌شود.»

او بار دیگر به حمایت گسترده جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی خود در منطقه اشاره کرد و گفت :«حملات حوثی‌ها به کشتی‌های جنگی آمریکا و کشتی‌های بین‌المللی در دریای سرخ، و نیز حملات شبه‌نظامیان متحد جمهوری اسلامی به نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه، نتیجه مستقیم تهدید ایران است که به تدریج در حال گسترش است.»

ژنرال کوریلا، حدود دو هفته پیش، در روز پنج‌شنبه، ۱۷ اسفند نیز در یک نشست با نمایندگان سنا درباره بودجه دفاعی سال ۲۰۲۵ در کمیته نیروهای مسلح سنا همین سخنان را گفته و تاکید کرده بود که جمهوری اسلامی باید هزینه اقدامات و رفتار خود را بپردازد، در غیر این صورت، از میزان این تهدیدها کاسته نخواهد شد.

با این حال، فرمانده سنتکام در آن جلسه در پاسخ به پرسش سناتورها گفت او برای حمله به کشتی‌های ایران اختیار عمل ندارد و جو بایدن، رییس‌جمهوری آمریکا، باید اجازه چنین اقدامی را صادر کند.

سلست والاندر، دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور امنیت بین‌الملل، نیز در نشست روز پنج‌شنبه دوم فروردین کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان گفت:«پنتاگون جمهوری اسلامی و گروه‌های تروریستی وابسته به آن را در قبال حملات به نیروهای ایالات متحده و ائتلاف مسئول می داند.»

او گفت: «ما به دنبال درگیری در خاورمیانه نیستیم، اما حملات به نیروهای آمریکایی قابل تحمل نخواهد بود.»

دستیار وزیر دفاع آمریکا افزود:« ما آماده هستیم تا از تمام ابزارهای لازم برای جلوگیری از یک ایران مجهز به سلاح هسته‌ای استفاده کنیم. ما برای مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ایران تلاش می‌کنیم.»

فرمانده سنتکام هم در نشست دو هفته پیش در سنای آمریکا بر همین نکته تاکید کرده و گفته بود:« نه آمریکا و نه ایران نمی‌خواهند به‌طور مستقیم با یکدیگر بجنگند. در حالی که خشونت در عراق و سوریه کاهش یافته است، در سواحل یمن افزایش یافته است.»

ژنرال ارشد آمریکایی گفت حملات اوایل فوریه ایالات متحده به نیروهای نیابتی ایران در خاورمیانه، گروه های شبه نظامی در عراق و سوریه را از حمله به نیروهای آمریکایی منصرف کرده است، اما در برابر شورشیان حوثی در یمن موثر نبوده است.

او گفت شبه نظامیان تحت حمایت ایران در عراق و سوریه، از جمله کسانی که مسئول حمله پهپادی ۲۸ ژانویه در اردن که منجر به کشته شدن سه سرباز آمریکایی شد، بیش از یک ماه است که به نیروهای آمریکایی حمله نکرده‌اند.

او حملات تلافی‌جویانه به حدود ۸۵ هدف در عراق و سوریه، از جمله حمله پهپادی به یکی از فرماندهان ارشد کتائب حزب الله را موجب برقراری آتش‌بس غیررسمی در این کشورها دانست.