• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رهبر حزب محافظه‌کار کانادا خواستار تحریم سپاه به‌عنوان مهم‌ترین تهدید این کشور شد

۳ آذر ۱۴۰۲، ۰۱:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)

پیر پالیو، رهبر حزب محافظه‌کار کانادا، سپاه را «باتجربه‌ترین و ثروتمندترین گروه تروریستی روی زمین» خواند و به عنوان اولین پیشنهاد این حزب برای محافظت از شهروندان در برابر جنایت‌های نفرت-محور، از دولت کانادا خواست سپاه پاسداران را تحریم کند.

پیر پالیو پنج‌شنبه دوم آذر در یک نشست خبری در یک کنیسه در تورنتو، با معرفی طرح پنج‌ محوری حزب محافظه‌کار کانادا برای محافظت از شهروندان در مقابل جنایت‌های نفرت-محور گفت: «اولین پیشنهاد این است که دولت کانادا باید فورا سپاه را تروریست بشناسد. سپاه باتجربه‌ترین و ثروتمندترین گروه تروریستی روی زمین است.»

او گفت طبق گزارش گلوبال نیوز، ۷۰۰ عامل سپاه در کانادا با پول دزدی و در مصونیت در حال وحشت‌آفرینی در جامعه ایرانی و یهودی این کشور هستند.

رهبر حزب محافظه‌کار خاطرنشان کرد: سپاه پشت حمله ۱۵ مهر حماس به اسرائیل بود و با گروه‌های تروریستی دیگر همچون حزب‌الله هماهنگ است. این گروه تروریستی چهار سال پیش با شلیک موشک به پرواز اوکراینی، بیش از ۱۰۰ کانادایی را کشت.

پیر پالیو گفت: «زمانش رسیده که دولت کانادا با تحریم سپاه، از شهروندان کانادا در برابر این جنایتکاران و تروریست‌ها محافظت کند. باید تلاش کنیم تک‌تک عوامل رژیم ایران را که در کانادا فعال هستند، بیرون کنیم.»

رهبر حزب محافظه‌کار کانادا همچنین خواستار ایجاد مرکزی شد که اطلاعات هر کسی را که برای یک حکومت دیکتاتوری خارجی کار می‌کند، ثبت کرده و آن را به صورت علنی افشا کند.

در حال حاضر، کانادا نیروی قدس سپاه را به عنوان گروهی تروریستی می‌شناسد، اما از تروریست شناختن کلیت سپاه خودداری کرده است.

حزب محافظه‌کار کانادا از سال ۲۰۱۸ خواستار قرار گرفتن کلیت سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی بوده و در ژوئن ۲۰۱۸ لایحه‌ای در این مورد در پارلمان کانادا تصویب شد که هنوز به اجرا در نیامده است.

پیر پالیو در نشست‌های مختلف پارلمان از دولت جاستین ترودو به دلیل قرار ندادن سپاه در فهرست تروریسم به شدت انتقاد کرده است.

دولت کانادا در توضیح خودداری از تروریست شناختن سپاه به مواردی همچون خدمت اجباری سربازی برخی شهروندان کانادایی در سپاه اشاره کرده، اما حزب محافظه‌کار تاکید دارد دولت ترودو طی پنج سال گذشته برای ایجاد تبصره‌های قانونی لازم برای رفع چنین موانعی، زمان کافی را در اختیار داشته است.

در یک سال گذشته درپی خیزش انقلابی ایرانیان، درخواست‌ها برای تروریستی شناختن سپاه از سوی کشورهای غربی افزایش بیشتری یافته است.

با وجود تروریستی خواندن سپاه از سوی وزارت امور خارجه آمریکا، هنوز اتحادیه اروپا، کانادا و بریتانیا چنین اقدامی را انجام نداده‌اند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

نرگس محمدی در گفت‌وگو با آنجلینا جولی از زندان: مردم ایران پیروز خواهند شد

۲ آذر ۱۴۰۲، ۲۲:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)

دیکتاتوری مردم را زندانی، شکنجه و اعدام، دانشگاه را پادگان و آزادی بیان را تهدید می‌کند. فراتر از این‌ها، زندگی را نابود می‌سازد اما در نهایت مردم پیروز خواهند شد.

این تفسیرِ گویا از آنچه دیکتاتوری بر سر جوامع می‌آورد بخشی از گفت‌وگوی نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، از زندان اوین با آنجلینا جولی است. این مصاحبه روز چهارشنبه اول آذر و در آستانه برگزاری مراسم اهدای جایزه نوبل صلح در نشریه «تایم» منتشر شد.

نرگس محمدی نمی‌تواند در مراسم اهدای جایزه در اسلو که روز دهم دسامبر (۱۹ آذر ۱۴۰۲) برگزار می‌شود شرکت کند. این در حالی‌ است که سازمان عفو بین‌الملل روز چهارشنبه با انتشار بیانیه‌ای نسبت به وضعیت سلامت این فعال مدنی و حقوق بشری زندانی ابراز نگرانی کرد و خواهان آزادی بی‌قید و شرط او شد.

محمدی در حال حاضر به دلیل دفاع از حقوق بشر، حکم زندانش را در زندان اوین تهران می‌گذراند. او به دلیل عوارض اعتصاب غذای اخیر خود و ضرب و جرح و بدرفتاری بسیاری که در زندان متحمل شده است، در وضعیت نامناسبی قرار دارد.

آنجلینا جولی، بازیگر مطرح آمریکایی که فعالیت‌های حقوق بشری می‌کند، از نرگس محمدی چنین یاد کرده است: «او یک ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، عاشق آواز خواندن و کوه‌نوردی است. او به من گفت که در هر کشور دیگری می‌توانست زندگی بسیار متفاوتی داشته باشد اما اوضاع سیاسی ایران چاره‌ای جز مبارزه برای او باقی نگذاشت.»

این هنرمند سرشناس ادامه داد: «او که تمام زندگی خود را وقف مبارزه برای آزادی و برابری در کشورش کرده است می‌گوید اگر دوباره به نقطه شروع بازگردد، همان انتخاب‌ها را با عزم و اراده بیشتر انجام خواهد داد.»

به گفته آنجلینا جولی، محمدی که سرسختانه می‌خواهد پیروزی حق بر استبداد را با چشمان خود ببیند، گفته است: «دیوارهای زندان هرگز سد راه من نخواهد شد.»

جولی یادآور شد محدودیت‌های ارتباطی نرگس با دنیای خارج، از زمان دریافت جایزه نوبل تشدید شده است. برای همین سوالات را از طریق خانواده‌اش برای او ارسال کرده و قبل از اینکه خط تلفن به‌طور ناگهانی قطع شود، توانسته است با او صحبتی داشته باشد.

در ادامه بخش‌هایی از این گفت‌وگو آمده است.

آنجلینا جولی: من همیشه دوست داشتم به ایران سفر کنم و امیدوارم روزی بتوانم به این کشور بیایم. وقتی به دوران کودکی‌تان فکر می‌‌کنید، چه چیزهایی، چه تلخ و چه شیرین به ذهنتان می‌‌رسد تا به ما تصویری از زندگی یک خانواده ایرانی بدهد؟

نرگس محمدی: من در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمدم. در ایران روابط خانوادگی قوی است. خانواده مادرم از نظر سیاسی فعال و متعهد بودند. پدربزرگم از تجار سرشناس بازار قیصریه زنجان و پسر و نوه‌هایش از فعالان سیاسی بودند. آن‌ها که اکثرا در دانشگاه‌های معتبر ایران تحصیل کرده بودند، طرفدار دموکراسی و مخالف استبداد محسوب می‌شدند. حیاط بزرگ خانه مادربزرگم پر از خاطرات کودکی‌مان است.

در انقلاب ۱۳۵۷ بسیاری از اعضای خانواده مادرم و برخی از اعضای خانواده پدرم به زندان افتادند. این اتفاقات دنیای کودکی من را به دنیای مبارزه و مقاومت پیوند زد. بسیار کوچک بودم که حکومت، پسر یکی از خاله‌هایم و دخترخاله دیگرم را که هر دو معلم بودند، اعدام کرد.

بسیاری از خانواده‌ها در دهه ۱۹۸۰ وضعیت مشابهی را تجربه کردند؛ هر چند هیچ کدام از این سختی‌ها مانع از شادی و تلاش خانواده پرجمعیت ما نشد. نگاه ما به آینده بسیار خوش‌بینانه بود و من این را مدیون آموزه‌های خانواده‌ام هستم.

مادر و خاله‌‌هایم به آواز خواندن، رقصیدن و نواختن ساز دایره علاقه داشتند. مادرم تمام نیرو، عشق و محبتش را با چهار فرزندش تقسیم می‌کرد.

بسیاری از خانواده‌ها دارای اعتقادات مذهبی بودند اما با مفهوم حکومت دینی جمهوری اسلامی موافق نبودند. با گذشت زمان و با تجربه استبداد حکومت دینی، از آن فاصله گرفتند و سرانجام مقابلش قیام کردند. به عنوان مثال، حکومت دینی به مردان اجازه می‌دهد تا چهار ازدواج هم‌زمان داشته باشند و مرد را به عنوان سرپرست خانواده قلمداد می‌کند اما واقعیت این است که انجام چنین کاری در جامعه غیراخلاقی دانسته می‌شود و با فرهنگ ایرانی سازگاری ندارد. دختران با حمایت خانواده‌‌ها، به‌ ویژه مادران، در دانشگاه‌‌ها تحصیل کردند و مشغول به کار شدند. تا زمانی که من وارد دانشگاه شدم، تعداد دانشجویان دختر بیشتر از پسران بود.

پدرم بسیار مهربان، بردبار و با‌ملاحظه بود. او نه تنها با حضور ما در دانشگاه، اقامت در خوابگاه یا اجاره آپارتمان در شهری دیگر مخالفت نکرد بلکه تمام هزینه‌های تحصیل‌مان را نیز برعهده گرفت. این امر در خانواده و آشنایان ما رایج بود؛ در حالی‌ که ما در شهرستان زندگی می‌کردیم.

یادم می‌آید مادرم حتی از پوشیدن جوراب سیاه خودداری می‌کرد چه برسد به لباس سیاه. حکومت دینی ما را مجبور به پوشیدن مانتو و شلوار و روسری تیره و سیاه کرد. ارزش‌های خانواده‌های ایرانی با ارزش‌هایی که حکومت ترویج می‌کرد بسیار متفاوت بود.

تصویری که حکومت ظالم از مردم و جامعه ایران به جهانیان می‌دهد با فرهنگ زنده، پویا و باملاحظه مردم و جامعه ایران هم‌خوانی ندارد. اکثریت جامعه ایران با حجاب اجباری مخالف‌اند اما حکومت، زنان را به خاطر عدم رعایت آن، زندانی و از حقوق اجتماعی محروم می‌کند. ایرانیان هرگز شعار «مرگ بر آمریکا» سر نمی‌دهند. این حکومت است که چنین دروغی را به جهانیان منعکس می‌کند.

هیچ‌وقت فکر می‌کردید شما را زندانی کنند؟ آیا این زندگی‌‌ که در پیش گرفته‌اید همانی است که تصورش می‌‌کردید؟

من در دبیرستان رشته ریاضی و فیزیک خواندم و در دانشگاه، فیزیک کاربردی را به عنوان رشته تحصیلی انتخاب کردم. همه عموزاده‌هایم چه زن و چه مرد در دانشگاه تحصیل کردند. مادرم جز درس خواندن از ما انتظار دیگری نداشت. قصد داشتم تا مقطع دکتری، فیزیک را ادامه دهم. در دانشگاه در کلاس‌های آواز هم شرکت کردم. گروه کوه‌نوردی دخترانه‌ای تشکیل دادم که تا آن‌ زمان در دانشگاه وجود نداشت و یک تشکل دانشجویی مستقل برای فعالیت‌های دانشجویی ایجاد کردیم.

شیفتگی من به «نظریه نسبیت» انیشتین و «اصل عدم قطعیت» هایزنبرگ به‌عنوان یکی از ضروری‌ترین نتایج مکانیک کوانتوم آن‌قدر زیاد بود که آزمایش‌های نادری را در آزمایشگاه‌های اپتیک، لیزر، فیزیک و شیمی انجام دادم. وقتی دانشگاه می‌خواست تعدادی از دانشجویان را برای آزمایش فیزیک هسته‌ای در فیزیک کاربردی از قزوین به تهران بفرستد، من جزو اولین داوطلبان بودم.

دهه ۱۹۹۰ دوره اعتراضات دانشجویی، جنبش‌های زنان و گسترش جامعه مدنی بود. آينده تحصيلات دانشگاهی من به شدت تحت تاثير حوادث سياسی و اجتماعی پرفراز و نشيب ايران در اين دوره قرار گرفت. ایجاد موسسات و تشکل‌‌ها برای دانشجویان و زنان و شرکت در فعالیت‌‌های روزنامه‌‌نگاری برای کمک به ایجاد و تشکیل جامعه مدنی از چنان اهمیتی برخوردار بود که مسوولیتی تاریخی بر دوش ما نهاد.

اشتیاق و احساس مسوولیت من نسبت به ایجاد دموکراسی ریشه در مفاهیم «جامعه مدنی»، «دموکراسی» و «حقوق بشر» داشت که اصول اصلی زمان ما بود. من از سال‌های کودکی شاهد اعدام، زندان، شکنجه و نقض حقوق زنان در مدرسه، خیابان و جامعه بودم. من در کنار برادر و همسر برادرم بارها از سوی «کمیته‌های انقلاب» و پلیس اخلاق بازداشت شده بودم. حقوق بشر برای من به اندازه نفس کشیدن برای زنده ماندن ضروری بود.

من همیشه فکر می‌کنم اگر در یک کشور اروپایی یا آمریکایی به دنیا آمده بودم و زندگی متفاوتی داشتم، می‌توانستم یک فیزیکدان فعال در یک دانشگاه یا آزمایشگاه باشم و از حقوق بشر و صلح نیز دفاع کنم اما واقعیت این است که زندگی، من را به سمتی سوق داد که در جامعه ایران و همچنین در سطح جهانی مدافع حقوق بشر شوم.

چه کسانی بیشترین تاثیر را در شکل‌گیری شخصیت شما و تبدیل شدنتان به چنین زن فوق‌العاده‌ای داشتند؟

تاریخ سرزمین من مملو از مبارزات زنان آزادی‌خواه و سنت‌شکن است که تا به امروز و جنبش «زن، زندگی، آزادی» ادامه داشته است. اشعار فروغ فرخزاد و پروین اعتصامی، نقش مقتدرانه و سرکش طاهره قره‌‌العین و نیز نقش زنانی چون فرخ‌رو پارسا (اولین وزیر زن) و ژینوس نعمت محمودی (بنیانگذار سازمان هواشناسی ایران) انکارناپذیر و بسیار تاثیرگذار است.

هنوز عکس فروغ فرخزاد در حال کشیدن سیگار در اتاق برادرم و شعرهای او را که نمایانگر وجوه فرهنگ فمینیستی است به یاد دارم. به یاد دارم خواهرم چگونه شجاعت قمرالملوک وزیری برای خواندن تصنیف «مرغ سحر» در میان مردان و بدون حجاب در هتل بزرگ لاله‌زار را تحسین می‌کرد. در دانشگاه با صدیقه دولت‌آبادی آشنا شدم که از حامیان سرسخت آزادی زنان بود. وقتی شیرین عبادی برنده جایزه نوبل صلح شد، تاثیر چشمگیر او را در پیشرفت فرهنگ حقوق بشر در جامعه‌مان دیدم.

زنان خانواده من شجاع، پرتلاش و مقاوم، تحصیل‌کرده، شاغل و تاثیرگذارند. اعضای زن خانواده ما، چه قبل و چه بعد از انقلاب ۱۳۵۷ برای رسیدن به تحصیلات عالی و ورود معنادار به جامعه تلاش کردند. من فکر می‌کنم این یک استراتژی هوشمندانه، هدفمند و موفقیت‌آمیز برای شکستن موانع علیه زنان بود. زنان در ایران می‌دانند که هرگز ظلم و تبعیض را به هیچ شکل تحمل نخواهند کرد.

من این امکان را داشته‌ام که با زنان در کمپ‌های پناهندگان در سراسر جهان وقت بگذرانم. آن‌ها به دلیل خشونت یا آزار و اذیت آواره شده‌اند و خانه‌ها و آزادی‌های خود را از دست داده‌اند. بنابراین شباهت‌هایی میان شما وجود دارد. من معمولا از بی‌باکی آن‌ها و روحیه‌شان که اجازه نمی‌دهند تحت‌ تاثیر تجاربشان قرار گیرد، شگفت‌زده می‌شوم. چگونه در چنین شرایط سختی روحیه‌تان را حفظ می‌کنید؟

در مجموع از سال ۲۰۱۲، من در کنار بیش از ۸۰۰ هم‌سلولی زندانی بوده‌ام. قرار دادن یک زندانی زن سیاسی در کنار زنان متهم به قتل، سرقت و قاچاق مواد مخدر می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد. از بیرون حتی امکان هم‌زیستی برای ما غیرممکن به نظر می‌رسید اما زندگی با تمام زیبایی و ظرافت‌هایش در داخل دیوارها و پشت میله‌های زندان ادامه دارد.

روز ۲۴ دسامبر ۲۰۱۹ (سوم دی ۱۳۹۸) پس از ضرب و شتم شدید وارد زندان زنجان شدم. یکی از اتهامات من علاوه بر اعتراض به کشتار مردم در آبان، برپایی مجالس رقص و سرود در بند زنان زندان اوین در دوره زندان قبلی‌ام بود. در زندان زنجان از ظرف و ظروف به عنوان ساز استفاده می‌کردم و با زنان زندانی می‌رقصیدم و آواز می‌خواندم. یک بار، در میانه رقص، سرپرست از بلندگو اعلام کرد که رقصیدن را متوقف کنیم.

در بخش سیاسی، برگزاری جلسات بحث، مطالعات گروهی، تجمعات اعتراضی، اعلامیه‌‌ها و شرکت در اقدامات مقاومتی زمینه‌های مشترکی را ایجاد کرد که می‌توانست زندگی جمعی را تقویت کند. گرچه جهت‌گیری‌های مختلف سیاسی و ایدئولوژی‌های متضاد می‌تواند منجر به اختلاف شود اما ما با تاکید بر مشترکات خود، زندگی در آنجا را زنده‌تر کردیم. به اعتقاد من زندگی و مقاومت به‌ هم گره خورده‌اند. گاهی زنان با عقاید و گرایش‌های مختلف در زندان آن‌قدر به هم نزدیک می‌شوند که احساس می‌کنم اگر این اتفاق در جامعه هم بیفتد بالاخره می‌توانیم به جوامع و آرمان‌های انسانی‌مان برسیم.

ما دور هم جمع می‌شویم تا تولدهایمان، حتی تولد فرزندانمان را جشن بگیریم. صدای آواز و شادی ما به بخش مردانه زندان می‌رسد. نگهبانان مرد از این موضوع شکایت دارند. صدایی که آن‌ها را آزار می‌دهد صدای زندگی پر جنب‌وجوش ماست.

وقتی خودم را جای شما قرار می‌دهم، تحمل جدایی از فرزندان و نگرانی برای آن‌ها به نظرم بسیار سخت می‌رسد. چگونه با این موضوع کنار می‌آیید؟ آیا می‌توانید با خانواده خود صحبت کنید؟

پس از تولد دوقلوهایم، علی و کیانا، سه بار بازداشت شدم. بار اول که زندانی شدم فرزندانم سه سال و پنج ماهه بودند. کیانا تحت عمل جراحی قرار گرفته و مدام در آغوش من بود. ناگهان شبانه نیروهای امنیتی مرد به خانه ما هجوم بردند و من دستگیر شدم.

من نمی‌توانم احساساتم را در آن لحظات برای شما با کلمات بیان کنم. کیانا تب داشت و نمی‌خواست من را رها کند. دست‌های کوچکش که از تب می‌سوخت، به گردنم چسبیده بود. مجبور شدم با دستانم قلاب انگشت‌های کوچکش را باز کنم و او را به آغوش همسرم، تقی بسپارم. کیانا اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد و می‌گفت مامان نرو! در میان آن مردان پرخاش‌گر و بی‌رحم، علی را بلند کردم و روی تخت خواباندم اما کیانا می‌دانست اتفاق بدی در شُرُف وقوع است و چشمانش را نمی‌بست. مجبور شدم جلوی چشمان تب‌دارش از خانه بیرون بروم. از پله‌ها پایین رفتم. کیانا صدا زد مامان بیا من را ببوس. به مرد خشن نگاه کردم و او به من اشاره کرد که بروم. با عجله از پله‌ها برگشتم و کیانا را بوسیدم. پاهایم احساس ضعف می‌کرد. یک بار دیگر از پله‌ها پایین رفتم. گریه‌های کیانا بلندتر شد: مامان نرگس بیا من را ببوس. یک بار دیگر از پله‌ها بالا رفتم و او را بوسیدم. نمی‌دانم چگونه توانستم دوباره از پله‌ها پایین بروم.

زمانی که برای بار دوم زندانی می‌شدم، تقی ایران را ترک کرده بود. علی و کیانا پنج سال و پنج ماه داشتند. نیروهای امنیتی برای دستگیری من به خانه مادرم یورش بردند.

در سومین و آخرین خداحافظی‌مان فرزندانم هشت سال و پنج ماه داشتند. خودم آن‌ها را به مدرسه بردم. نیروهای امنیتی حیاط و خانه را محاصره، دستگیر و زندانی‌ام کردند.

دو ماه بعد علی و کیانا از ایران رفتند. شب پرواز آن‌ها برای من به اندازه یک عمر گذشت. ۲۶ تیر ۱۳۹۴ ساعت پنج صبح، لحظه خروج علی و کیانا از ایران بود که حتی از هفت آذر ۱۳۸۵ و روز تولدشان هم برای من فراموش‌نشدنی‌تر است.

بازداشت‌ شدن در مقابل چشمان فرزندانم، تحمل سلول‌‌های انفرادی، ندیدن چهره و نشنیدن صدایشان، فراتر از هر کلمه، منطق و باوری غیرقابل تحمل است.

اما در تمام این سال‌ها آرزوی آزادی و برابری در سرزمینم و احقاق حقوق بشر و دموکراسی در جامعه‌ام به تحمل این رنج برای من معنا بخشیده است.

از ۲۶ تیر ۹۴ تا ۲۶ تیر ۹۵ و همچنین از مرداد ۹۸ تا مرداد ۹۹ از تماس با علی و کیانا محروم بودم و تا به امروز این ممنوعیت ادامه دارد. بارها درخواست کرده‌ام که اجازه برقراری تماس تلفنی را با آن‌ها داشته باشم اما این درخواست رد شده است. رویاها تنها نقطه ارتباط من با علی و کیانا هستند اما هر بار که آن‌ها را در رویاهایم می‌بینم، هنوز هم چهره‌های زمان هشت سالگی‌شان را دارند ... وقتی برای آخرین بار از نزدیک آن‌ها را دیدم.

بسیاری از ما نمی‌توانیم تصور کنیم به خاطر اعتقاداتمان زندانی شویم و در کشورهایی زندگی می‌کنیم که خطری برای ابراز عقایدمان وجود ندارد اما احساس می‌‌کنم اکنون که زنان بیش از هر زمان دیگری در سراسر جهان زندانی هستند، صرفا به خاطر اعتقادشان به برابری اساسی و حقوق بشر است. برداشت شما از علل ریشه‌ای شرایط کنونی چیست و جوامع چگونه می‌توانند تغییر کنند؟ آیا دلیلی برای خوش‌بین بودن می‌بینید؟

من فمینیستی هستم که معتقدم خشونت علیه زنان یکی از رایج‌‌ترین، ریشه‌‌دارترین و تاریخی‌ترین اشکال سرکوب است. نهادهای مذهبی، اقتصادی و دولتی قدیمی‌تر و قدرتمندتر از نهادهای حقوق بشری هستند. اجتناب‌ناپذیر است که در بررسی علل ظلم بر زنان، با ریشه آن یعنی نهادهای مذهبی، اقتصادی و حکومتی مواجه شویم و این امر زمینه را برای مبارزه‌ای چالش‌برانگیز و سخت فراهم می‌کند.

مبارزه ما برای لغو حجاب اجباری، مبارزه با دیکتاتوری حکومت دینی است که اکنون منجر به شکل‌گیری یک جنبش بزرگ و انقلابی شده است. به اعتقاد من دموکراسی و حقوق بشر، بدون احقاق حقوق زنان غیرممکن است و این احقاق حقوق زنان است که می‌تواند دموکراسی را تضمین کند.

من به تحولات آینده در ایران، خاورمیانه و جهان بسیار امیدوارم و این تغییرات نیازمند اقدام و تلاش و مجاهدت بیشتر است. امید به چنین دستاوردی برای من انگیزه مقاومت و مبارزه را افزایش می‌دهد. من به خوبی می‌دانم که پیروزی آسان نیست اما قطعی است.

بسیاری از ما از شجاعت زنان ایران و بسیاری از مردانی که از آن‌ها حمایت می‌کنند، شگفت زده‌ایم و از دیدن واکنش خشونت‌آمیز مقامات عصبانی هستیم. آیا حرفی برای هموطنان خود یا حتی کسانی که شما را به ناحق زندانی کرده‌اند، دارید؟

زنان و جوانان در ایران، رادیکال‌ترین، گسترده‌ترین و تاثیرگذارترین نیروها برای تغییر و گذار عمیق در جامعه هستند. جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» آرایش و صف‌بندی نیروهای سیاسی، گرایش‌های فکری و حتی لایه‌های جامعه دینی را تحت تاثیر قرار داده است. اکنون زمان قیام، ایستادن و مقاومت است.

ما اکنون به یک نیروی تاثیرگذار و شناخته شده در جهان تبدیل شده‌ایم و این برای جامعه ما فرصتی است تا جهشی به سوی دموکراسی، آزادی، برابری و حقوق بشر داشته باشد. ما آرزوی «گذار مسالمت‌آمیز از رژیم استبدادی مذهبی» را داریم و تا رسیدن به هدف این جنبش یعنی دموکراسی و حقوق بشر، به مبارزه ادامه خواهیم داد.

ماجرای غم‌انگیز آرمیتا گراوند را دنبال کردم که مانند مهسا ژینا امینی در برخورد با پلیس اخلاق جان باخت. شما در این مورد چه چیزهایی شنیده‌اید؟ اگر اظهارنظر در این مورد برای شما خطری نداشته باشد.

درد این حادثه، هولناک، عمیق و بی‌رحمانه بود زیرا دولت سعی کرد با فریب، دروغ و دورویی از افشای حقیقت جلوگیری کند. تلاش دولت برای پنهان کردن حقیقت، وحشتناک‌تر و دردناک‌تر از اقداماتش برای حذف مخالفان و معترضان است.

تهدیدهای بی‌رحمانه نیروهای امنیتی مانع از بیان داستان آرمیتا توسط هم‌کلاسی‌ها و همراهانش شد. وقتی خانواده او مقابل دوربین‌های حکومتی قرار گرفتند، نتوانستند برای نجات جان دختر عزیزشان فریاد بزنند. حکومت این پیام هولناک را به جامعه داد که می‌تواند فرزندان ما را بکشد و حتی اجازه ندهد حقیقت و درد خود را فریاد بزنیم.

درد بزرگ در اینجا، پنهان‌سازی حقیقت از سوی رژیمی است که اساس آن بر دروغ و فریب بنا شده است.

آیا جایزه نوبل صلح معنای خاصی برای شما دارد؟ برای افرادی که برای اولین بار از فعالیت‌های شما باخبر می‌شوند، چیزی وجود دارد که بخواهید آن‌ها بدانند؟

ما مردم ایران توانستیم مطالبه ملی خود را به یک فریاد تبدیل کنیم که نام جنبش ما شد. فریاد «زن، زندگی، آزادی» از تریبون نوبل صلح، پیامی بسیار پرمعنا برای مردم ایران بود که صدایشان به گوش جهانیان رسیده است. انتخاب یک فعال حقوق بشر به عنوان برنده جایزه نوبل صلح، اصالت و مشروعیت را برای جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی در ایران و خاورمیانه به ارمغان می‌‌آورد. جنبش‌هایی که هدفشان ایجاد تغییرات اساسی در جهت دست‌یابی به دموکراسی و حقوق بشر است. همچنین عزم و تلاش لازم برای ایجاد یک جامعه مدنی را که پیش‌نیاز لازم برای دموکراسی است، تقویت خواهد کرد.

از طریق خواهرم متوجه شدم که علی و کیانا وقتی در مدرسه بودند، درباره جایزه نوبل صلح من شنیده‌اند. این روزها وقتی زندانی جدیدی وارد زندان می‌شود به من می‌گوید که با فرزندانم مصاحبه می‌شود. با خودم فکر می‌کنم وقتی آن‌ها از ایران می‌رفتند هنوز نمی‌توانستند فارسی را درست صحبت کنند اما حالا وقتی می‌شنوم برای آزادی من با آن‌ها مصاحبه می‌کنند، قلبم پر از هیجان می‌شود.

وقتی شنیدم جایزه نوبل صلح را دریافت کرده‌ام، نام مهسا ژینا امینی از اعماق وجودم بیرون آمد. این حرکت مزین به نام زیبای اوست و من این جایزه را به او تقدیم می‌کنم.

دیکتاتوری مردم را زندانی، شکنجه و اعدام، صدای مخالفان را خاموش، آزادی بیان و عقیده را تهدید و دانشگاه‌ها را تبدیل به پادگان و محیط‌های امنیتی کرده است. نویسندگان را محدود و کتاب‌ها و روزنامه‌ها را سانسور می‌کند اما علاوه بر این‌ها، خود زندگی را نیز نابود می‌سازد. دیکتاتوری عشق را در دل جوانان حبس می‌کند، دنیای کودکان را پاره می‌کند، شادی را به زنجیر می‌کشد و رویاها را به حسرت تبدیل می‌کند. دیکتاتوری و جنگ دو روی یک سکه هستند.

ما گرفتار یک حکومت استبدادی دینی هستیم و تا زمانی که از حکومت دینی و استبداد گذر نکنیم، به دموکراسی و آزادی و برابری که روز باشکوه پیروزی است نخواهیم رسید.

در آن روز، آزادی را در آغوش می‌کشیم و سرود شیرین پیروزی را در حالی می‌خوانیم که در خیابان‌ها و کوچه‌های شهرهایمان می‌رقصیم و شادی می‌کنیم. در آن روز دستان کسانی را که از سراسر جهان از ما حمایت کردند، به گرمی خواهیم فشرد. باشد که دستان ما در دست یکدیگر بماند، زیرا حمایت شما قدرت ما را تقویت می‌کند.

بحران مسیریابی هواپیماهای مسافری در خاورمیانه؛ ایران متهم به ایجاد اختلال عمدی

۲ آذر ۱۴۰۲، ۲۱:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

تعدادی از خلبانان هواپیماهای مسافربری از وجود اختلال‌های «غیرقابل تصور» مسیریابی در آسمان خاورمیانه خبر داده‌اند. تحقیقات مستقل در این زمینه نشان می‌دهند منبع برخی از این اختلالات عمدی، منطقه‌ای در حاشیه شرق تهران است.

اوایل مهر، وب‌سایت فوربز با انتشار گزارشی به نقل از کنسرسیوم بین‌المللی «آپس‌گروپ» از وجود اختلال شدید در سیستم‌های ناوبری هواپیماهای تجاری در آسمان مرزی ایران و عراق خبر داد.

این اختلال‌ها موجب شد دست‌کم ۲۰ هواپیمای مسافربری از مسیر اصلی خود منحرف شوند.

اندکی پس از آن، سازمان هوانوردی فدرال آمریکا با انتشار بیانیه‌ای نسبت به خطرات ایمنی پرواز هواپیماهای غیرنظامی در منطقه یاد شده هشدار داد.

گزارش جدید منتشر شده از سوی مجله وایس نشان می‌دهد جمهوری اسلامی مسوول ارسال این پارازیت‌های عمدی و مخرب روی سیستم ناوبری هواپیماهای مسافربری است.

تاد هامفریز، استاد دانشکده مهندسی هوافضای دانشگاه تگزاس گفت این نتیجه‌گیری بر اساس بررسی داده‌های خام سیستم‌های ناوبری چند هواپیمای به پرواز درآمده در منطقه به دست آمده است.

با این‌حال به گفته او، تاکنون اطلاعاتی در خصوص نهادهای مسوول ایجاد این اختلال‌ها منتشر نشده است.

برخی هواپیماهای منحرف شده طی ماه‌های گذشته به طور ناخواسته وارد آسمان پروازی ایران شده‌اند؛ رویدادی که فارغ از مباحث فنی، امنیت جان مسافران را به خطر می‌اندازد.

برخی خلبانان پروازهای مسافربری در خاورمیانه گفته‌اند این حملات حالا از اختلال در سامانه جی‌پی‌اس فراتر رفته و حتی سیستم ناوبری پشتیبان هواپیماهای مسافربری را نیز از کار می‌اندازد.

این اتفاق از منظر فنی، منجر به «کور شدن» هواپیماها می‌شود.

نگران‌ کننده‌ترین جنبه این حملات به اختلال روی سامانه مرجع اینرسیایی (IRS) برمی‌گردد که از اجزای کلیدی ناوبری هواپیماهاست.

اختلالات مورد اشاره، اغلب در آسمان عراق، قاهره و اسرائیل گزارش شده‌اند.

آپس‌گروپ در هفته‌های اخیر بیش از ۵۰ مورد از این نوع حملات را فهرست کرده است.

شواهد نشان می‌دهند این اختلالات سه نوع متفاوت دارند و رفته‌رفته پیچیده‌تر از گذشته می‌شوند.

هامفریز با بیان اینکه ارسال پارازیت روی جی‌پی‌اس یک رویداد رایج در خاورمیانه، به‌خصوص در آسمان سوریه است، حملات جدید را نشان‌دهنده «تشدید قابل توجه پیچیدگی این اختلالات» دانست.

به گفته او، از کار انداختن سیستم ناوبری اصلی و پشتیبان هواپیماها خطری جدی برای ایمنی پروازهای تجاری است.

اثرات این رویدادها نیز بسیار فراتر از پارازیت‌های سنتی و رایج در منطقه است.

صنعت هوانوردی هنوز راهکار قابل اتکایی برای این چالش جدی پیدا نکرده است.

در حال حاضر خدمه پروازی در مناطقی که با این نوع اختلالات مواجه می‌شوند راهی جز اتکا به راهنمایی مراکز کنترل ترافیک هوایی ندارند. راه‌حلی که در بلندمدت و به ویژه در مسیرهای پروازی پرترافیک، چندان اجرایی نیست.

اردیبهشت‌ ۱۴۰۰ نشریه کانادایی «کینگ‌ ویکلی سنتینل» گزارش داد سپاه پاسداران در جریان شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی، سیستم ناوبری آن را با ایجاد پارازیت از کار انداخته بود.

انتقاد بانوی اول اسرائیل از سکوت نهادهای جهانی در برابر تجاوزهای دسته‌جمعی حماس

۲ آذر ۱۴۰۲، ۱۹:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

مایخل هرتزوگ، بانوی اول اسرائیل، در مقاله‌ای که در نشریه آمریکایی نیوزویک منتشر کرد، هشدار داد سکوت نهادهای بین‌المللی در برابر تجاوزهای جنسی دسته‌جمعی شبه‌نظامیان حماس در جریان حمله روز هفتم اکتبر این گروه به اسرائیل، خیانت به همه زنان است.

بانوی اول اسرائیل در این مقاله نوشت: «دو روز پس از این حمله هولناک، وقتی با مادر دو کودک اهل کیبوتص در نزدیکی مرز غزه آشنا شدم، از وقایعی که او از حمله حماس تعریف کرد نفسم حبس شد.»

او نوشت: «وحشت او بازتاب گزارش‌هایی بود که من از زنان آزار دیده شنیده بودم و این زن تنها نبود. او یکی از هزاران زن اسرائیلی است که هم‌زمان، با قتل و تجاوز از سوی تروریست‌های حماس در آن روز سرنوشت‌ساز مواجه شدند.»

این مقاله بانوی اول اسرائیل در آستانه روز بیست‌وپنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان منتشر شد.

مایخل هرتزوگ نوشت که هر سال در این روز، او میزبان قربانیان این نوع خشونت و فعالان و نهادهای مدنی است اما: «امسال وضعیت متفاوت خواهد بود. زمانی که هزاران تروریست حماس خانواده‌های اسرائیلی را قتل عام کردند، کودکان و افراد مسن را سوزاندند و گروگان‌ها را ربودند، خیلی چیزها تغییر کرد.»

همسر رییس‌جمهوری اسرائیل تاکید کرد: «این موضوع عمیقا بر درک درونی ما از بی‌رحمی خشونت جنسی مبتنی بر جنسیت تاثیر گذاشت. همین‌طور بر ایمان ما به سازمان‌های بین‌المللی که ادعا می‌کنند به زنان اهمیت می‌دهند.»

او نوشت: «چندین روز طول کشید تا ماهیت هیولایی و مقیاس خشونتی را که زنان در هفتم اکتبر متحمل شدند، درک کنم.»

خانم هرتزوگ به گزارش یک انجمن غیردولتی درباره روایت قربانیان خشونت جنسی حماس اشاره کرد و گفت که اعضای این انجمن «شهادت‌هایی شنیدند که آن‌ها را به شدت شوکه کرد».

بر اساس این گزارش، در جشنواره موسیقی نوا که در آن بیش از ۳۵۰ جوان قتل‌عام و ده‌ها نفر ربوده شدند، شاهدانی که در میان بوته‌ها پنهان شده بودند، شاهد تجاوز گروهی و سپس قتل زنان به دست اعضای حماس بودند.

ویدیوی حماس (گروهی که از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا یک گروه تروریستی شناخته می‌شود) از کیبوتص نشان می‌دهد اعضای این گروه یک زن باردار را شکنجه می‌کنند و جنین او را بیرون می‌آورند.

همسر رییس‌جمهوری اسرائیل نوشت کارشناسان پزشکی قانونی این کشور اجساد زنان و دخترانی را یافته‌اند که با چنان خشونتی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند که استخوان‌های لگن آن‌ها شکسته شده است.

او همچنین با اشاره به تصاویر جسد برهنه زنان در غزه و یک زن دیگر زنده که با موهایش با یک خودرو کشیده می‌شود، افزود: «این شواهد، همراه با اعترافات ضبط شده صریح تروریست‌های دستگیر شده، کاملا روشن می‌کند تجاوز دسته‌جمعی بخشی برنامه‌ریزی شده از حمله حماس بوده است.»

مایخل هرتزوگ ادامه داد: «و این جنایت ادامه دارد: ۲۴۰ گروگانی که در غزه نگه داشته شده‌اند شامل بسیاری از زنان و دختران می‌شوند و تنها زمانی که آن‌ها آزاد شوند خواهیم دانست متحمل چه چیزی شده‌اند.»

به گفته بانوی اول اسرائیل، در دهه ۹۰ میلادی، نهادهای بین‌المللی و کارشناسان حقوقی سرانجام خشونت علیه زنان را به عنوان یک دسته خاص از جنایات جنگی تلقی کردند اما چیزی که به نوشته او برای اسرائیل شوکه‌کننده بود «سکوت غیرقابل تصور و بخشش‌ناپذیر این سازمان‌ها در مواجهه با تجاوز و قتل زنان اسرائیلی» بوده است.

او تاکید کرد منظورش این نیست که «محکوم کردن خشونت جنسی حماس ناچیز یا ناکافی بوده بلکه اصلا وجود نداشته است».

بانوی اول اسرائیل همچنین تاکید کرد: «به عنوان یک زن و یک مادر، دلم با زنان و کودکان غزه است که از عواقب جنگ آغاز شده به دست حماس رنج می‌برند. من معتقدم آن‌ها مستحق کمک و حمایت هستند اما این به معنای پاک شدن جنایات تروریست‌های فلسطینی در روز هفتم اکتبر نیست.»

پیشتر و در روز دوشنبه اول آبان ماه، ارتش اسرائیل برنامه‌ای مخصوص خبرنگاران در پایگاه نظامی گلیلات برگزار کرد و ویدیوهای به دست آمده از حمله حماس در روز هفتم اکتبر (۱۵ مهر) را برای حاضران به نمایش گذاشت.

این ویدیوهای خشن، سرشار از جنایات نیروهای حماس علیه کودکان، زنان و مردان بودند.

کره شمالی قرارداد ۵ ساله کاهش تنش‌های نظامی با کره جنوبی را تعلیق کرد

۲ آذر ۱۴۰۲، ۱۶:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

کره شمالی اعلام کرد توافق پنج‌ ساله با کره جنوبی را که برای کاهش تنش‌های نظامی میان دو کشور به امضا رسیده بود، به حالت تعلیق در می‌آورد. این اقدام واکنشی است به تعلیق جزیی همین توافق از سوی سئول پس از پرتاب ماهواره جاسوسی پیونگ یانگ.

به گزارش خبرگزاری یونهاپ کره جنوبی، وزارت دفاع کره شمالی اعلام کرد: «اقدامات نظامی اتخاذ شده برای جلوگیری از تنش و درگیری نظامی در زمین، دریا و هوا را لغو و نیروهای مسلح قدرتمند و تجهیزات نظامی پیشرفته را در مناطق مرزی مستقر خواهیم کرد.»

به گفته همین منبع، این وزارت‌خانه اعلام کرد: «دیگر به توافق‌نامه امضا شده با کره شمالی در روز ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸ پای‌بند نخواهیم بود.»

هدف این توافق کاهش تنش در امتداد مرز بین دو کره، به ویژه با ایجاد «مناطق حائل» دریایی بود.

کره جنوبی روز چهارشنبه اول آذر اعلام کرد پرتاب ماهواره جاسوسی کره شمالی نقض قطعنامه‌های سازمان ملل است و بخشی از توافق‌نامه نظامی با پیونگ یانگ را در واکنش به این پرتاب تعلیق می‌کند.

سخنگوی دولت کره جنوبی به خبرگزاری فرانسه گفت سئول نتوانسته به طور مستقیم پیونگ یانگ را از تعلیق این توافق مطلع کند زیرا «خطوط ارتباطی با کره شمالی قطع شده است».

پرتاب این ماهواره کره شمالی از سوی ایالات متحده، ژاپن و سازمان ملل نیز محکوم شد.

این پرتاب در حالی انجام شد که ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه، در ماه سپتامبر و پس از دیدار با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، پیشنهاد کرد کشورش می‌تواند به پیونگ یانگ در ساخت ماهواره کمک کند.

سئول و واشینگتن بعدا اعلام کردند پیونگ یانگ در حال حمل سلاح به روسیه است و آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا هشدار داد روابط نظامی بین کره شمالی و روسیه «به طور فزاینده‌ای متعدد و خطرناک» است.

کارشناسان می‌گویند پرتاب ماهواره جاسوسی توانایی‌های جمع‌آوری اطلاعات کره شمالی را به‌ویژه بر فراز کره جنوبی افزایش می‌دهد و در صورت بروز درگیری نظامی، داده‌های مهمی را ارائه می‌کند.

کره جنوبی نیز قصد دارد اولین ماهواره جاسوسی خود را از طریق شرکت اسپیس‌ایکس در ماه نوامبر به فضا پرتاب کند.

جنجال گردن نگرفتن حجاب‌بان‌ها؛ عضو شورای شهر تهران: خودجوش‌ها هم مجوز می‌خواهند

۲ آذر ۱۴۰۲، ۱۶:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)

آزار زنان از سوی حجاب‌بانان در متروی تهران واکنش‌های متعددی در پی داشته است. دیده‌بان ایران نوشت نه شهرداری تهران و نه وزیر کشور مسوولیت این نیروها را گردن نمی‌گیرند. عضو شورای شهر تهران روز دوم آذر گفت اگر حجاب‌بان‌ها نیروی مردمی هستند، بدون مجوز نمی‌توانند در مترو مستقر شوند.

هفته گذشته تصاویری از حضور گسترده نیروهای حجاب‌بان در ورودی متروهای تهران به ویژه ایستگاه تئاترشهر منتشر شد که علاوه بر کاربران شبکه‌های اجتماعی، برخی رسانه‌ها و چهره‌های جریان نزدیک به راس حکومت و مشهور به اصول‌گرا نیز از این روند انتقاد کردند.

روزنامه فرهیختگان روز ۲۵ آبان با اشاره به مردانی که از مسافران فیلم می‌گیرند، آن را ناقض قوانین شخصی و حریم خصوصی خواند و نوشت: «این تصاویر دقیقا برای چه کاری استفاده خواهند شد و به دست کدام نهاد می‌رسند؟»

کاربران نیز با اشاره به کشته شدن آرمیتا گراوند، این اقدام را به ساختن تونل وحشت برای زنانی تشبیه کردند که در برابر حجاب اجباری مقاومت می‌کنند.

سخنان وزیر کشور بر ابهام‌ها دامن زد

ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران روز پنج‌شنبه دوم آذر به دیده‌بان ایران گفت: «داریم پیگیری می‌کنیم تا ببینیم ماجرا از کجا و چگونه است.»

او با اشاره به صحبت‌های احمد وحیدی، وزیر کشور در مورد حضور حجاب‌بان‌ها در مترو گفت باید ابعاد این مساله بررسی شود.

امانی در عین‌ حال تاکید کرد سخنان وحیدی به ابهام‌های موجود دامن زده است.

وحیدی روز چهارشنبه اول آبان در گفت‌وگو با خبرنگاران در حاشیه جلسه هیات دولت، سازمان‌دهی حکومتی این گروه‌ها را رد کرد و مدعی شد این گروه‌ها مردمی هستند.

او گفت: «ما مجوز خاصی برای این کار صادر نکرده‌ایم. در واقع تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر ظاهرا گروه‌های مردمی اقدام می‌کنند و کارشان در این چارچوب است.»

وحیدی مدعی شد مردم می‌توانند با «الفاظ و ادبیات خوب» صرفا تذکر لسانی بدهند و اقداماتشان در این حد مجاز است و نیازی به دریافت مجوز ندارد.

امانی درباره این بخش از اظهارات وحیدی و تاکید علیرضا زاکانی، شهردار تهران بر خودجوش بودن حجاب‌بان‌ها گفت: «اگر نیروهای مردمی هستند، بدون مجوز نمی‌توانند در مترو مستقر شوند.»

از سوی دیگر بر اساس تصاویر منتشر شده، هم نیروهای زن و هم نیروهای مرد مستقر در مترو «یونیفرم و آرم» دارند که به گفته امانی این مساله باید «پیگیری و روشن» شود.

زاکانی روز اول آذر به سایت جماران گفت شهرداری مجوز «تذکر حجاب» را در برخی ایستگاه‌های مترو تهران نداده است.

او هم‌زمان این اتفاق را بی‌اشکال خواند و گفت: «اگر کسی در مترو بخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، آیا می‌توانیم بگوییم این کار را انجام ندهد؟»

روزنامه همشهری، ارگان رسمی شهرداری تهران، روز چهارشنبه در گزارشی با عنوان «عزیزم شالت ...» مدعی شد حجاب‌بان‌ها «گروه‌های مردمی و تشکل‌یافته‌ای» هستند که با عنوان «سفیران هدایت» و «در غیاب نهادهای مسوول» به صورت «خودجوش و هماهنگ» عمل می‌کنند.

این گزارش مدعی شد تذکر‌های این افراد «به دور از تحکم و توسل به زور و قوه قهریه» و با زبانی «ساده و مهربان» داده می‌شود.

انکار تنش در مترو و برخورد قهری حجاب‌بان‌ها با زنان از سوی شهرداری

همشهری ادعا کرد اگر زنی بی‌توجه به تذکر شفاهی «بانوان سفیر هدایت» رد شود، فرد دیگری دخالت نمی‌کند و هیچ‌ کسی دنبال عابران راه نمی‌افتد تا به زور حجاب سرشان کند.

همشهری همچنین ایجاد تنش در مترو از سوی حجاب‌بان‌ها را «دروغ» توصیف کرد.

این در حالی است که کانال تلگرامی خبرنامه امیرکبیر روز شنبه در همین زمینه نوشت فضای مترو تئاتر شهر «بسیار متشنج» شده، عده‌ای از «نیروهای آتش به اختیار» با مردم درگیر شده‌اند و شعارهایی علیه زنان بدون حجاب اجباری داده‌اند.

از سوی دیگر هفته گذشته تصاویر و اطلاعاتی به ایران‌اینترنشنال رسید که نشان می‌داد حجاب‌بان‌ها گروه‌هایی از زنان و مردان با لباس‌های فرم نیروی پلیس یا در قالب لباس شخصی هستند که در ایستگاه‌های مختلف مستقر شده و در بدو ورود مسافران از آنان فیلمبرداری می‌کنند و به زنانی که به حجاب اجباری تن نداده‌اند، تذکر می‌دهند.

به گفته شهروندان، در صورتی که فرد مخالف حجاب اجباری به تذکر نخست بی‌توجهی کند، تعداد حجاب‌بان‌ها همراه با فیلمبرداران بیشتر و پیگیری آنان شدیدتر می‌شود.

در تذکر سوم، این افراد دنبال زنان راه می‌افتند که گزارش‌ها حاکی از برخوردهای توهین‌آمیز و فیزیکی‌شان است.

فعالان مدنی فیلمبرداری این نیروها از شهروندان را برخلاف حقوق حریم خصوصی افراد دانستند.

در بخشی از گزارش همشهری به نقل از یکی از «حجاب‌بانان» آمده است: «اگر تذکر ما پاسخگو نباشد با دوربین‌هایی که تصاویر را ضبط کرده‌اند، چهره را شناسایی می‌کنیم و معرفی به مراجع قضایی انجام می‌شود.»

ادعای استفاده از دوربین برای شناسایی چهره در حالی است که در تحقیقات مربوط به مرگ آرمیتا گراوند، مقامات جمهوری اسلامی وجود دوربین در مترو را انکار کردند.

با وجود برخوردهای امنیتی و سرکوب‌گرانه از سوی حکومت، مبارزه مدنی زنان مخالف حجاب اجباری ادامه دارد.

بسیاری از آنان می‌گویند از حق خود برای آزادی پوشش صرف‌نظر نمی‌کنند.