• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

احمدرضا حائری خطاب به قوه قضاییه: شکنجه شدن سامان یاسین دلایل محکمی دارد

۳ آذر ۱۴۰۲، ۰۹:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، در نامه‌ای سرگشاده از زندان قزلحصار کرج، با تکذیب خبر خبرگزاری میزان، خطاب به رییس قوه قضاییه و دادستان انقلاب تهران نوشت بر صحت ادعای خود درباره پایمال شدن حقوق سامان یاسین و درستی روایت «اعدام مصنوعی» او تاکید دارد.

حائری در این نامه که نسخه‌ای از آن به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است، نوشت یک روز پس از انتشار نامه‌اش درباره جزییات شکنجه و اعدام مصنوعی سامان یاسین (صیدی) «شواهد، قرائن و مستندات نقض حقوق سامان یاسین» به وسیله "نیری"، دادیار ناظر بر زندان، ثبت شده است.

این فعال حقوق بشر روز دوشنبه ۲۹ آبان در نامه‌ای از زندان قزلحصار نسبت به وضعیت سلامتی این رپر زندانی هشدار داده بود.

در بخشی از این نامه، شرح اعدام مصنوعی و شکنجه روانی یاسین در ایام بازجویی‌اش به دست ماموران وزارت اطلاعات در آذر ماه ۱۴۰۱، از زبان خود او نقل شده است.

شرح این شکنجه‌ها بازتاب فراوانی در شبکه‌های اجتماعی داشت و به نگرانی‌ها درباره وضعیت سلامتی این خواننده رپ بازداشت شده در جریان خیزش انقلابی شدت بخشید.

با انتشار نامه افشاگر حائری، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، در خبری نوشت پس از انتشار این نامه، دادستان تهران «بلافاصله دستور احضار و تحقیق از احمدرضا حائری را صادر کرد» و روز سه‌شنبه او مورد تحقیق قرار گرفت.

این خبرگزاری مدعی شد بازپرس پرونده از حائری خواسته است اسناد و مدارک ادعا‌های مطرح شده را ارائه کند اما او «هیچ مستندی نداشت» و برای همین به دلیل «ادعا‌های کذب و دروغ»، پرونده قضایی جدیدی برایش تشکیل شد.

به دنبال انتشار این خبر، احمدرضا حائری در نامه‌ای دیگر تاکید کرد اظهاراتش نه توسط بازپرس دادسرا بلکه به وسیله دادیار ناظر بر زندان ثبت شده و نیری به او گفته تحقیقات درباره این‌ موضوع آغاز شده و تا رسیدن به نتیجه ادامه خواهد یافت.

او با بیان اینکه درباره اعمال شکنجه اعدام مصنوعی بر خلاف خبر کذب خبرگزای میزان و رسانه‌های وابسته به حکومت، ادله محکمی را مطرح کرده است، نوشت: «در صورت وجود دستگاه قضایی مستقل در جمهوری اسلامی و اراده‌ احقاق حق و عدالت، امکان تحقیق و رسیدن به حقیقت این موضوع وجود دارد.»

حائری همچنین خطاب به غلامحسین محسنی‌ اژه‌ای، رییس‌ قوه‌قضاییه و علی صالحی، دادستان تهران نوشت: «اگر به دنبال کشف حقیقت هستید، درباره اعدام نمایشی سامان یاسین کمیته حقیقت‌یاب متشکل از وکلا و قضات و حقوقدانان مستقل تشکیل دهید و به روزنامه‌نگاران و خبرنگاران مستقل نیز اجازه حضور دهید تا بر عملکرد آن نظارت کنند.»

این زندانی سیاسی در پایان نامه‌اش تشکیل پرونده جدید قضایی علیه خود را به دلیل روایتش از شکنجه و اعدام مصنوعی سامان یاسین، تاییدی بر اظهارات یاسین و نامه خود خواند.

پس از منتشر شدن نامه اول حائری، صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا با استفاده از هشتگ سامان یاسین، نوشت: «استفاده از اعدام ساختگی، شکنجه و صدور حکم اعدام بدون محاکمه عادلانه، نه تنها حقوق بشر را نقض می‌کند بلکه با احترام اساسی به کرامت انسانی نیز مغایرت دارد.»

وزارت امور خارجه آمریکا از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست فورا اعدام ساختگی، شکنجه و صدور حکم اعدام بدون محاکمه را متوقف کرده و محاکمه‌ شهروندان را عادلانه و شفاف برگزار کنند.

بسیاری از کاربران اعدام مصنوعی سامان یاسین را جنایت عمدی جمهوری اسلامی علیه این زندانی خواندند.

جمله «طناب را کج بگذار، گردنش در جا بشکند» از نامه حائری درباره شرح اعدام نمایشی او بارها در شبکه اجتماعی ایکس بازنشر شده است.

به گفته کاربران، جمهوری اسلامی از این شکنجه برای در هم شکستن مبارزی استفاده می‌کند که تنها سلاحش صدایش بوده است.

ایران‌اینترنشنال تیر ماه امسال به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده سامان یاسین خبر داد که او در دوره بازجویی به شدت شکنجه شده تا به داشتن سلاح اعتراف کند.

بر اساس گفته‌های این منبع آگاه، بازجویان در جریان بازجویی، یاسین را تهدید کرده‌ بودند اگر به آنچه آن‌ها می‌خواهند اعتراف نکند، اعضای خانواده‌اش را بازداشت خواهند کرد.

سامان یاسین روز ۱۰ مهر ۱۴۰۱ بازداشت شد و ۱۴ ماه گذشته را در زندان‌های تهران بزرگ، اوین، رجایی شهر و قزلحصار، در بلاتکلیفی پشت سر گذاشته است.

این خواننده رپ از سوی دادگاه انقلاب تهران با اتهاماتی از جمله «محاربه، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم و اقدام علیه امنیت ملی»، به اعدام محکوم شد اما با نقض این حکم در دیوان عالی کشور، پرونده‌اش همچنان در انتظار رسیدگی مجدد است.

یاسین اواخر تیر امسال در دهمین ماه بازداشت خود، در یک فایل صوتی از ادامه بلاتکلیفی‌اش در زندان گلایه کرد و از مردم خواست صدایش باشند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

مالیات‌های سنگین ۱۴۰۳؛ تلاش دولت برای جبران کسری‌ بودجه با اعمال فشار بر مردم

۳ آذر ۱۴۰۲، ۰۸:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)

دولت در لایحه بودجه سال آینده، میزان مالیات دریافتی را به دو برابر درآمد نفتی رساند. رسانه‌های ایران نوشتند ابراهیم رئیسی قصد دارد با سخت‌گیری‌های مالیاتی و وارد آوردن فشار بیشتر بر مردم و واحدهای اقتصادی، کسری بودجه خود را جبران کند.

روزنامه‌های شرق‌، اعتماد و هم‌میهن در گزارش‌هایی به شوک افزایش مالیات در بودجه سال آینده دولت پرداختند.

بر اساس این گزارش‌ها هنوز جزییات لایحه بودجه سال آینده مشخص نشده و قرار است به بهانه بررسی برنامه توسعه هفتم، با تاخیر به مجلس ارائه شود.

با این‌ حال کلیات لایحه بودجه منتشر شده در روز چهارشنبه اول آذر نشان می‌دهد دولت رئیسی تصمیم گرفته است میزان مالیات دریافتی را به حدود دو برابر درآمد نفتی برساند. موضوعی که منتقدان آن را اعمال فشار مالیاتی بر کسب‌وکارها و مشاغل و تصویری از آینده اقتصاد منقبض ایران ارزیابی کردند.

سیاست ریاضتی

در این لایحه پیشنهاد افزایش ۱۸/۲ درصدی بودجه عمومی دولت در سال آینده و رسیدن آن به عدد دو هزار و ۴۶۲ هزار میلیارد تومان مطرح شده است.

روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت این میزان از افزایش در مقابل نرخ رسمی اعلام شده درباره تورم ۴۰ درصدی، بیان‌گر سیاست انقباضی یا به بیان بهتر «ریاضتی» دولت سیزدهم است.

هم‌میهن نیز در گزارشی نوشت پیش‌بینی برخی کارشناسان از تورم حدود ۳۵ درصدی، فاصله قابل توجهی با افزایش ۱۸ و ۲۰ درصدی حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت دارد.

این روزنامه همچنین با تکیه بر انقباضی‌تر شدن بودجه سال آینده و کاهش کیفیت خدمات دولت در پی آن، نوشت: «به نظر نمی‌رسد نمای خوبی از ارتقای معیشت یا حتی تثبیت در نقطه کنونی قابل نمایش باشد.»

کاهش درآمدهای نفتی و شکست طرح مولدسازی

در این لایحه منابع حاصل از طرح مولد‌سازی دارایی‌های دولت با ۵۱/۹ درصد کاهش در مقایسه با ارقام بودجه امسال معادل ۶۱ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان پیش‌بینی شده است.

بر اساس گزارش شرق، به نظر می‌رسد علت کاهش محسوس این بخش از درآمدها، شکست دولت در تحقق آن در سال جاری بوده است.

منابع مالی پیش‌بینی‌ شده در بودجه سال آتی حاصل از «واگذاری نفت، گاز و فراورده‌های نفتی» با سه درصد کاهش به ۵۸۵ هزار میلیارد تومان می‌رسد.

روزنامه شرق در گزارشی به بندی دیگر از لایحه بودجه اشاره کرد که در آن دولت با هدف «تقویت بنیه دفاعی» مکلف به تخصیص معادل ۱۳۴ هزار میلیارد تومان در مقاطع ماهانه یک‌دوازدهم به ستاد کل نیروهای مسلح است.

در غیر این صورت، شرکت ملی نفت ایران موظف است معادل نفت خام یا میعانات گازی آن را به اشخاص حقوقی معرفی‌ شده از سوی ستاد کل نیروهای مسلح تحویل دهد.

شرق نوشت به نظر می‌رسد از سال بعد، ستاد کل نیروهای مسلح اقدام به فروش نفت، میعانات و فرآورده‌های نفتی خواهد کرد.

روزنامه اعتماد به تغییرات «نرخ تسعیر ارز» در بودجه سال آینده اشاره کرد و نوشت دولت نرخ فروش هر بشکه نفت را با «یورو» به جای «دلار» تعیین کرده است.

این گزارش یادآور شد شاید ابتدا درآمدهای نفتی به دلار پیش‌بینی‌ شده باشد و دولت برای تبدیل آن از نرخ تسعیر حدودا ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی استفاده کرده باشد اما بعد برای کاهش وابستگی بودجه به دلار، یورو را جایگزین و نرخ تسعیرش را به ۳۱ هزار تومان تبدیل کرده باشد.

هم‌میهن با اشاره به گزارش اخیر سازمان برنامه و بودجه درباره اینکه سال گذشته نزدیک به ۵۰ درصد درآمد حاصل از فروش نفت محقق نشد، نوشت که به نظر می‌رسد این تصویر به علت تحریم‌های گسترده حاکم بر اقتصاد کشور، بار دیگر تکرار خواهد شد.

بر این اساس، ایران شاهد سنگینی بیشتر کفه مالیات‌ستانی از سوی دولت خواهد بود.

افزایش حدود ۵۰ درصدی مالیات‌ها در سال آینده

کلیات منتشر شده از لایحه بودجه سال آینده حاکی از افزایش ۴۹/۸ درصدی درآمدهای مالیاتی دولت است.

شرق یادآور شد دولت تاکنون جزییات مبلغ پیش‌بینی ‌شده در بخش درآمدهای مالیاتی را ارائه نداده اما به نظر می‌رسد حساب خاصی روی مالیات باز کرده است.

از سوی دیگر دولت اخیرا لایحه‌ای با عنوان اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم به مجلس فرستاد و بسیاری از معافیت‌های مالیاتی را حذف کرد یا کاهش داد. بر اساس این لایحه، اشخاص حقیقی واجد شرایط ملزم به ارائه اظهارنامه و پرداخت مالیات بر اساس مجموع درآمدشان هستند.

روزنامه اعتماد افزایش مالیات‌ها در لایحه بودجه را «کمرشکن» توصیف کرد و نوشت دولت برای رسیدن به چنین عدد بسیار بزرگی، سازوکارهایی طراحی کرده که تعیین مالیات ۱۰ درصدی برای درآمد‌های ماهانه ۱۰ تا ۱۴ میلیون تومان از جمله آن‌هاست.

در واقع تنها حقوق معادل ۱۰ میلیون تومان در ماه و کمتر از آن که احتمالا معادل حداقل حقوق در سال آینده خواهد بود، مشمول معافیت مالیاتی می‌شوند.

بر ‌اساس لایحه پیشنهادی، نرخ مالیات بر ارزش ‌افزوده با یک درصد افزایش به ۱۰ درصد می‌رسد.

بر اساس گزارش شرق، یکی از نکات مهم در لایحه بودجه سال آینده «اجازه سرکشی» دولت به حساب‌های بانکی افراد است.

دولت در لایحه بودجه سال آینده قید کرده است به سازمان امور مالیاتی اجازه دسترسی به سامانه‌های بانکی از طریق بانک مرکزی در راستای کنترل فرارهای مالیاتی داده می‌شود.

همچنین حسب درخواست سازمان امور مالیاتی امکان توقیف و برداشت از حساب بدهکاران مالیاتی به صورت سیستمی و برخط امکان‌پذیر می‌شود.

از میان سایر درآمدهای دولتی، «سود سهام شرکت‌های دولتی» و «درآمد حاصل از فروش کالا و خدمات» به ترتیب ۷۶ و ۷۵ درصد نسبت به قانون بودجه امسال افزایش یافته است.

اگر درآمدها از هزینه‌ها کسر شود، تراز عملیاتی به دست می‌آید. بر اساس گزارش اعتماد، این تراز در لایحه بودجه سال آینده به منفی ۳۰۸ هزار میلیارد تومان رسیده است.

اگر دولت همه درآمدها را محقق و همه نیازهای هزینه‌ای را رفع کند، در نهایت ۳۰۸ هزار میلیارد تومان منابع مالی کم می‌آورد.

آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان خواهان پاسخ فوری ایران به پرسش‌های آژانس شدند

۳ آذر ۱۴۰۲، ۰۵:۰۴ (‎+۰ گرینویچ)

آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در بیانیه‌ای مشترک در نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، با تاکید بر ضرورت پاسخگویی جمهوری اسلامی به پرسش‌های آژانس که تاکنون به آن‌ها پاسخ نداده، گفتند تهران در حال وقت‌کشی و مختل کردن عامدانه توان راستی‌آزمایی آژانس است.

این چهار کشور غربی در بیانیه خود گفتند یک ‌سال پس از قطعنامه قبلی شورای حکام درباره همکاری پایین ایران با آژانس، جمهوری اسلامی همچنان به بی‌توجهی به تعهدات خود ادامه می‌دهد و طبق گزارش مدیرکل آژانس، تهران نه تنها برای حل موضوع‌های باقی‌مانده در حال وقت‌کشی است، بلکه عامدانه در حال مختل کردن توان راستی‌آزمایی آژانس است.

این بیانیه افزود: جمهوری اسلامی علاوه بر نقض تعهداتش، ساختار جهانی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را تضعیف می‌کند.

چهار کشور غربی خاطرنشان کردند ایران هنوز در ارتباط با کشف ذرات اورانیوم با منشاء انسانی در ورامین و تورقوزآباد، توضیحات فنی معتبری به آژانس ارائه نکرده و درباره محل کنونی مواد اتمی مورد نظر و تجهیزات آلوده به این مواد، اطلاعاتی نداده است.

این بیانیه همچنین گفت که ابهام‌های موجود درباره اختلاف در اطلاعات مربوط به مواد هسته‌ای در تاسیسات تبدیل اورانیوم، به قوت خود باقی است و ایران در این مورد نیز پاسخ فنی معتبری به آژانس نداده است.

بریتانیا، فرانسه، آلمان و آمریکا با اشاره به اینکه ایران اجرای توافق‌هایش با آژانس در اسفند ماه گذشته را بلاتکلیف گذاشته، از جمهوری اسلامی خواستند در ارتباط با تقاضای آژانس برای نصب تجهیزات نظارتی و دسترسی فوری به اطلاعات دوربین‌ها، به صورت فوری با این سازمان همکاری کند.

این کشورها همچنین اقدام ایران در اخراج تعدادی از بازرسان آژانس را نشانگر رویکرد خصمانه جمهوری اسلامی با آژانس خوانده و گفتند تهران با این اقدام نظام پادمانی را تهدید کرده است.

این بیانیه تاکید کرد در صورتی که ایران به عدم همکاری خود با آژانس ادامه دهد، شورای حکام باید آماده انجام اقدام‌های بیشتر، از جمله صدور قطعنامه‌های بیشتر علیه جمهوری اسلامی باشد.

پیش‌تر یک دیپلمات اروپایی به ایران‌اینترنشنال گفت در نشست شورای حکام آژانس جو حاکم درباره ایران انتقادی بود.

روز چهارشنبه، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در نشست خبری خود در حاشیه جلسه شورای حکام آژانس به ایران‌اینترنشنال گفت که تهران به بسیاری از جنبه‌های مربوط به تعهدات خود در برجام عمل نمی‌کند.

به گفته گروسی، اجرایی نشدن تعهدات ایران برای آژانس محدودیت ایجاد کرده است.

بر پایه گزارش گروسی، نماینده آمریکا در نشست شورای حکام آژانس بار دیگر از ایران خواست تمام تولید اورانیوم غنی‌شده تا ۶۰ درصد را متوقف کند.

بر اساس تاکید آمریکا، جمهوری اسلامی از اوایل سال ۲۰۲۱، قطعات پیشرفته سانتریفیوژ را تولید کرده و غنی‌سازی اورانیوم و تولید آب سنگین را بدون ارائه داده‌های نظارتی یا سوابق مربوطه به آژانس ادامه داده است.

نماینده اتحادیه اروپا میز در نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در بیانیه‌ای تصریح کرد: «اقدامات هسته‌ای ایران هیچ توجیه غیرنظامی‌ای ندارد و ادامه آن خطر اشاعه هسته‌ای را به دنبال دارد.»

در این بیانیه از شتاب برنامه هسته‌ای ایران به شدت ابراز نگرانی و صادر نشدن ویزا برای بازرسان آژانس به شدت محکوم شده است.

اتحادیه اروپا از ایران خواست به سوالات پادمانی آژانس درباره تاسیسات هسته‌ای تورقوز آباد و ورامین پاسخ بدهد.

گروسی در گزارش تازه خود اخراج تعدادی از «بازرسان باتجربه» آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران را به شدت محکوم کرد و گفت این اقدام جمهوری اسلامی «بی‌سابقه» و مخالف روح همکاری‌ای است که برای اجرای موافقت‌نامه جامع پادمان به آن نیاز است.

جمهوری اسلامی روز ۲۶ شهریور ماه مجوز فعالیت هشت بازرس آژانس در ایران را با تابعیت فرانسوی و آلمانی لغو کرد.

محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی با دفاع از تصمیم تهران گفت دلیل این اقدام، سیاسی‌کاری این بازرسان بوده است.

پیش از این و در روز ۲۵ آبان، خبرگزاری رویترز نوشت گزارش‌های محرمانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان می‌دهند ایران به اندازه کافی اورانیوم غنی‌شده تا خلوص ۶۰ درصد برای سه بمب اتمی در اختیار دارد و هنوز هم در مورد مسایل کلیدی با آژانس همکاری نمی‌کند.

طبق یکی از دو گزارشی که رویترز مشاهده کرده، ذخایر اورانیوم تا ۶۰ درصد غنی‌شده ایران از آخرین گزارش در ۱۳ شهریور به ۱۲۸/۳ کیلوگرم افزایش یافته است. این میزان بیش از سه برابر ۴۲ کیلوگرمی است که طبق تعریف آژانس در صورت غنی‌سازی بیشتر، از نظر تئوریک برای تولید یک بمب هسته‌ای کافی است.

رهبر حزب محافظه‌کار کانادا خواستار تحریم سپاه به‌عنوان مهم‌ترین تهدید این کشور شد

۳ آذر ۱۴۰۲، ۰۱:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

پیر پالیو، رهبر حزب محافظه‌کار کانادا، سپاه را «باتجربه‌ترین و ثروتمندترین گروه تروریستی روی زمین» خواند و به عنوان اولین پیشنهاد این حزب برای محافظت از شهروندان در برابر جنایت‌های نفرت-محور، از دولت کانادا خواست سپاه پاسداران را تحریم کند.

پیر پالیو پنج‌شنبه دوم آذر در یک نشست خبری در یک کنیسه در تورنتو، با معرفی طرح پنج‌ محوری حزب محافظه‌کار کانادا برای محافظت از شهروندان در مقابل جنایت‌های نفرت-محور گفت: «اولین پیشنهاد این است که دولت کانادا باید فورا سپاه را تروریست بشناسد. سپاه باتجربه‌ترین و ثروتمندترین گروه تروریستی روی زمین است.»

او گفت طبق گزارش گلوبال نیوز، ۷۰۰ عامل سپاه در کانادا با پول دزدی و در مصونیت در حال وحشت‌آفرینی در جامعه ایرانی و یهودی این کشور هستند.

رهبر حزب محافظه‌کار خاطرنشان کرد: سپاه پشت حمله ۱۵ مهر حماس به اسرائیل بود و با گروه‌های تروریستی دیگر همچون حزب‌الله هماهنگ است. این گروه تروریستی چهار سال پیش با شلیک موشک به پرواز اوکراینی، بیش از ۱۰۰ کانادایی را کشت.

پیر پالیو گفت: «زمانش رسیده که دولت کانادا با تحریم سپاه، از شهروندان کانادا در برابر این جنایتکاران و تروریست‌ها محافظت کند. باید تلاش کنیم تک‌تک عوامل رژیم ایران را که در کانادا فعال هستند، بیرون کنیم.»

رهبر حزب محافظه‌کار کانادا همچنین خواستار ایجاد مرکزی شد که اطلاعات هر کسی را که برای یک حکومت دیکتاتوری خارجی کار می‌کند، ثبت کرده و آن را به صورت علنی افشا کند.

در حال حاضر، کانادا نیروی قدس سپاه را به عنوان گروهی تروریستی می‌شناسد، اما از تروریست شناختن کلیت سپاه خودداری کرده است.

حزب محافظه‌کار کانادا از سال ۲۰۱۸ خواستار قرار گرفتن کلیت سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی بوده و در ژوئن ۲۰۱۸ لایحه‌ای در این مورد در پارلمان کانادا تصویب شد که هنوز به اجرا در نیامده است.

پیر پالیو در نشست‌های مختلف پارلمان از دولت جاستین ترودو به دلیل قرار ندادن سپاه در فهرست تروریسم به شدت انتقاد کرده است.

دولت کانادا در توضیح خودداری از تروریست شناختن سپاه به مواردی همچون خدمت اجباری سربازی برخی شهروندان کانادایی در سپاه اشاره کرده، اما حزب محافظه‌کار تاکید دارد دولت ترودو طی پنج سال گذشته برای ایجاد تبصره‌های قانونی لازم برای رفع چنین موانعی، زمان کافی را در اختیار داشته است.

در یک سال گذشته درپی خیزش انقلابی ایرانیان، درخواست‌ها برای تروریستی شناختن سپاه از سوی کشورهای غربی افزایش بیشتری یافته است.

با وجود تروریستی خواندن سپاه از سوی وزارت امور خارجه آمریکا، هنوز اتحادیه اروپا، کانادا و بریتانیا چنین اقدامی را انجام نداده‌اند.

نرگس محمدی در گفت‌وگو با آنجلینا جولی از زندان: مردم ایران پیروز خواهند شد

۲ آذر ۱۴۰۲، ۲۲:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)

دیکتاتوری مردم را زندانی، شکنجه و اعدام، دانشگاه را پادگان و آزادی بیان را تهدید می‌کند. فراتر از این‌ها، زندگی را نابود می‌سازد اما در نهایت مردم پیروز خواهند شد.

این تفسیرِ گویا از آنچه دیکتاتوری بر سر جوامع می‌آورد بخشی از گفت‌وگوی نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، از زندان اوین با آنجلینا جولی است. این مصاحبه روز چهارشنبه اول آذر و در آستانه برگزاری مراسم اهدای جایزه نوبل صلح در نشریه «تایم» منتشر شد.

نرگس محمدی نمی‌تواند در مراسم اهدای جایزه در اسلو که روز دهم دسامبر (۱۹ آذر ۱۴۰۲) برگزار می‌شود شرکت کند. این در حالی‌ است که سازمان عفو بین‌الملل روز چهارشنبه با انتشار بیانیه‌ای نسبت به وضعیت سلامت این فعال مدنی و حقوق بشری زندانی ابراز نگرانی کرد و خواهان آزادی بی‌قید و شرط او شد.

محمدی در حال حاضر به دلیل دفاع از حقوق بشر، حکم زندانش را در زندان اوین تهران می‌گذراند. او به دلیل عوارض اعتصاب غذای اخیر خود و ضرب و جرح و بدرفتاری بسیاری که در زندان متحمل شده است، در وضعیت نامناسبی قرار دارد.

آنجلینا جولی، بازیگر مطرح آمریکایی که فعالیت‌های حقوق بشری می‌کند، از نرگس محمدی چنین یاد کرده است: «او یک ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، عاشق آواز خواندن و کوه‌نوردی است. او به من گفت که در هر کشور دیگری می‌توانست زندگی بسیار متفاوتی داشته باشد اما اوضاع سیاسی ایران چاره‌ای جز مبارزه برای او باقی نگذاشت.»

این هنرمند سرشناس ادامه داد: «او که تمام زندگی خود را وقف مبارزه برای آزادی و برابری در کشورش کرده است می‌گوید اگر دوباره به نقطه شروع بازگردد، همان انتخاب‌ها را با عزم و اراده بیشتر انجام خواهد داد.»

به گفته آنجلینا جولی، محمدی که سرسختانه می‌خواهد پیروزی حق بر استبداد را با چشمان خود ببیند، گفته است: «دیوارهای زندان هرگز سد راه من نخواهد شد.»

جولی یادآور شد محدودیت‌های ارتباطی نرگس با دنیای خارج، از زمان دریافت جایزه نوبل تشدید شده است. برای همین سوالات را از طریق خانواده‌اش برای او ارسال کرده و قبل از اینکه خط تلفن به‌طور ناگهانی قطع شود، توانسته است با او صحبتی داشته باشد.

در ادامه بخش‌هایی از این گفت‌وگو آمده است.

آنجلینا جولی: من همیشه دوست داشتم به ایران سفر کنم و امیدوارم روزی بتوانم به این کشور بیایم. وقتی به دوران کودکی‌تان فکر می‌‌کنید، چه چیزهایی، چه تلخ و چه شیرین به ذهنتان می‌‌رسد تا به ما تصویری از زندگی یک خانواده ایرانی بدهد؟

نرگس محمدی: من در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمدم. در ایران روابط خانوادگی قوی است. خانواده مادرم از نظر سیاسی فعال و متعهد بودند. پدربزرگم از تجار سرشناس بازار قیصریه زنجان و پسر و نوه‌هایش از فعالان سیاسی بودند. آن‌ها که اکثرا در دانشگاه‌های معتبر ایران تحصیل کرده بودند، طرفدار دموکراسی و مخالف استبداد محسوب می‌شدند. حیاط بزرگ خانه مادربزرگم پر از خاطرات کودکی‌مان است.

در انقلاب ۱۳۵۷ بسیاری از اعضای خانواده مادرم و برخی از اعضای خانواده پدرم به زندان افتادند. این اتفاقات دنیای کودکی من را به دنیای مبارزه و مقاومت پیوند زد. بسیار کوچک بودم که حکومت، پسر یکی از خاله‌هایم و دخترخاله دیگرم را که هر دو معلم بودند، اعدام کرد.

بسیاری از خانواده‌ها در دهه ۱۹۸۰ وضعیت مشابهی را تجربه کردند؛ هر چند هیچ کدام از این سختی‌ها مانع از شادی و تلاش خانواده پرجمعیت ما نشد. نگاه ما به آینده بسیار خوش‌بینانه بود و من این را مدیون آموزه‌های خانواده‌ام هستم.

مادر و خاله‌‌هایم به آواز خواندن، رقصیدن و نواختن ساز دایره علاقه داشتند. مادرم تمام نیرو، عشق و محبتش را با چهار فرزندش تقسیم می‌کرد.

بسیاری از خانواده‌ها دارای اعتقادات مذهبی بودند اما با مفهوم حکومت دینی جمهوری اسلامی موافق نبودند. با گذشت زمان و با تجربه استبداد حکومت دینی، از آن فاصله گرفتند و سرانجام مقابلش قیام کردند. به عنوان مثال، حکومت دینی به مردان اجازه می‌دهد تا چهار ازدواج هم‌زمان داشته باشند و مرد را به عنوان سرپرست خانواده قلمداد می‌کند اما واقعیت این است که انجام چنین کاری در جامعه غیراخلاقی دانسته می‌شود و با فرهنگ ایرانی سازگاری ندارد. دختران با حمایت خانواده‌‌ها، به‌ ویژه مادران، در دانشگاه‌‌ها تحصیل کردند و مشغول به کار شدند. تا زمانی که من وارد دانشگاه شدم، تعداد دانشجویان دختر بیشتر از پسران بود.

پدرم بسیار مهربان، بردبار و با‌ملاحظه بود. او نه تنها با حضور ما در دانشگاه، اقامت در خوابگاه یا اجاره آپارتمان در شهری دیگر مخالفت نکرد بلکه تمام هزینه‌های تحصیل‌مان را نیز برعهده گرفت. این امر در خانواده و آشنایان ما رایج بود؛ در حالی‌ که ما در شهرستان زندگی می‌کردیم.

یادم می‌آید مادرم حتی از پوشیدن جوراب سیاه خودداری می‌کرد چه برسد به لباس سیاه. حکومت دینی ما را مجبور به پوشیدن مانتو و شلوار و روسری تیره و سیاه کرد. ارزش‌های خانواده‌های ایرانی با ارزش‌هایی که حکومت ترویج می‌کرد بسیار متفاوت بود.

تصویری که حکومت ظالم از مردم و جامعه ایران به جهانیان می‌دهد با فرهنگ زنده، پویا و باملاحظه مردم و جامعه ایران هم‌خوانی ندارد. اکثریت جامعه ایران با حجاب اجباری مخالف‌اند اما حکومت، زنان را به خاطر عدم رعایت آن، زندانی و از حقوق اجتماعی محروم می‌کند. ایرانیان هرگز شعار «مرگ بر آمریکا» سر نمی‌دهند. این حکومت است که چنین دروغی را به جهانیان منعکس می‌کند.

هیچ‌وقت فکر می‌کردید شما را زندانی کنند؟ آیا این زندگی‌‌ که در پیش گرفته‌اید همانی است که تصورش می‌‌کردید؟

من در دبیرستان رشته ریاضی و فیزیک خواندم و در دانشگاه، فیزیک کاربردی را به عنوان رشته تحصیلی انتخاب کردم. همه عموزاده‌هایم چه زن و چه مرد در دانشگاه تحصیل کردند. مادرم جز درس خواندن از ما انتظار دیگری نداشت. قصد داشتم تا مقطع دکتری، فیزیک را ادامه دهم. در دانشگاه در کلاس‌های آواز هم شرکت کردم. گروه کوه‌نوردی دخترانه‌ای تشکیل دادم که تا آن‌ زمان در دانشگاه وجود نداشت و یک تشکل دانشجویی مستقل برای فعالیت‌های دانشجویی ایجاد کردیم.

شیفتگی من به «نظریه نسبیت» انیشتین و «اصل عدم قطعیت» هایزنبرگ به‌عنوان یکی از ضروری‌ترین نتایج مکانیک کوانتوم آن‌قدر زیاد بود که آزمایش‌های نادری را در آزمایشگاه‌های اپتیک، لیزر، فیزیک و شیمی انجام دادم. وقتی دانشگاه می‌خواست تعدادی از دانشجویان را برای آزمایش فیزیک هسته‌ای در فیزیک کاربردی از قزوین به تهران بفرستد، من جزو اولین داوطلبان بودم.

دهه ۱۹۹۰ دوره اعتراضات دانشجویی، جنبش‌های زنان و گسترش جامعه مدنی بود. آينده تحصيلات دانشگاهی من به شدت تحت تاثير حوادث سياسی و اجتماعی پرفراز و نشيب ايران در اين دوره قرار گرفت. ایجاد موسسات و تشکل‌‌ها برای دانشجویان و زنان و شرکت در فعالیت‌‌های روزنامه‌‌نگاری برای کمک به ایجاد و تشکیل جامعه مدنی از چنان اهمیتی برخوردار بود که مسوولیتی تاریخی بر دوش ما نهاد.

اشتیاق و احساس مسوولیت من نسبت به ایجاد دموکراسی ریشه در مفاهیم «جامعه مدنی»، «دموکراسی» و «حقوق بشر» داشت که اصول اصلی زمان ما بود. من از سال‌های کودکی شاهد اعدام، زندان، شکنجه و نقض حقوق زنان در مدرسه، خیابان و جامعه بودم. من در کنار برادر و همسر برادرم بارها از سوی «کمیته‌های انقلاب» و پلیس اخلاق بازداشت شده بودم. حقوق بشر برای من به اندازه نفس کشیدن برای زنده ماندن ضروری بود.

من همیشه فکر می‌کنم اگر در یک کشور اروپایی یا آمریکایی به دنیا آمده بودم و زندگی متفاوتی داشتم، می‌توانستم یک فیزیکدان فعال در یک دانشگاه یا آزمایشگاه باشم و از حقوق بشر و صلح نیز دفاع کنم اما واقعیت این است که زندگی، من را به سمتی سوق داد که در جامعه ایران و همچنین در سطح جهانی مدافع حقوق بشر شوم.

چه کسانی بیشترین تاثیر را در شکل‌گیری شخصیت شما و تبدیل شدنتان به چنین زن فوق‌العاده‌ای داشتند؟

تاریخ سرزمین من مملو از مبارزات زنان آزادی‌خواه و سنت‌شکن است که تا به امروز و جنبش «زن، زندگی، آزادی» ادامه داشته است. اشعار فروغ فرخزاد و پروین اعتصامی، نقش مقتدرانه و سرکش طاهره قره‌‌العین و نیز نقش زنانی چون فرخ‌رو پارسا (اولین وزیر زن) و ژینوس نعمت محمودی (بنیانگذار سازمان هواشناسی ایران) انکارناپذیر و بسیار تاثیرگذار است.

هنوز عکس فروغ فرخزاد در حال کشیدن سیگار در اتاق برادرم و شعرهای او را که نمایانگر وجوه فرهنگ فمینیستی است به یاد دارم. به یاد دارم خواهرم چگونه شجاعت قمرالملوک وزیری برای خواندن تصنیف «مرغ سحر» در میان مردان و بدون حجاب در هتل بزرگ لاله‌زار را تحسین می‌کرد. در دانشگاه با صدیقه دولت‌آبادی آشنا شدم که از حامیان سرسخت آزادی زنان بود. وقتی شیرین عبادی برنده جایزه نوبل صلح شد، تاثیر چشمگیر او را در پیشرفت فرهنگ حقوق بشر در جامعه‌مان دیدم.

زنان خانواده من شجاع، پرتلاش و مقاوم، تحصیل‌کرده، شاغل و تاثیرگذارند. اعضای زن خانواده ما، چه قبل و چه بعد از انقلاب ۱۳۵۷ برای رسیدن به تحصیلات عالی و ورود معنادار به جامعه تلاش کردند. من فکر می‌کنم این یک استراتژی هوشمندانه، هدفمند و موفقیت‌آمیز برای شکستن موانع علیه زنان بود. زنان در ایران می‌دانند که هرگز ظلم و تبعیض را به هیچ شکل تحمل نخواهند کرد.

من این امکان را داشته‌ام که با زنان در کمپ‌های پناهندگان در سراسر جهان وقت بگذرانم. آن‌ها به دلیل خشونت یا آزار و اذیت آواره شده‌اند و خانه‌ها و آزادی‌های خود را از دست داده‌اند. بنابراین شباهت‌هایی میان شما وجود دارد. من معمولا از بی‌باکی آن‌ها و روحیه‌شان که اجازه نمی‌دهند تحت‌ تاثیر تجاربشان قرار گیرد، شگفت‌زده می‌شوم. چگونه در چنین شرایط سختی روحیه‌تان را حفظ می‌کنید؟

در مجموع از سال ۲۰۱۲، من در کنار بیش از ۸۰۰ هم‌سلولی زندانی بوده‌ام. قرار دادن یک زندانی زن سیاسی در کنار زنان متهم به قتل، سرقت و قاچاق مواد مخدر می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد. از بیرون حتی امکان هم‌زیستی برای ما غیرممکن به نظر می‌رسید اما زندگی با تمام زیبایی و ظرافت‌هایش در داخل دیوارها و پشت میله‌های زندان ادامه دارد.

روز ۲۴ دسامبر ۲۰۱۹ (سوم دی ۱۳۹۸) پس از ضرب و شتم شدید وارد زندان زنجان شدم. یکی از اتهامات من علاوه بر اعتراض به کشتار مردم در آبان، برپایی مجالس رقص و سرود در بند زنان زندان اوین در دوره زندان قبلی‌ام بود. در زندان زنجان از ظرف و ظروف به عنوان ساز استفاده می‌کردم و با زنان زندانی می‌رقصیدم و آواز می‌خواندم. یک بار، در میانه رقص، سرپرست از بلندگو اعلام کرد که رقصیدن را متوقف کنیم.

در بخش سیاسی، برگزاری جلسات بحث، مطالعات گروهی، تجمعات اعتراضی، اعلامیه‌‌ها و شرکت در اقدامات مقاومتی زمینه‌های مشترکی را ایجاد کرد که می‌توانست زندگی جمعی را تقویت کند. گرچه جهت‌گیری‌های مختلف سیاسی و ایدئولوژی‌های متضاد می‌تواند منجر به اختلاف شود اما ما با تاکید بر مشترکات خود، زندگی در آنجا را زنده‌تر کردیم. به اعتقاد من زندگی و مقاومت به‌ هم گره خورده‌اند. گاهی زنان با عقاید و گرایش‌های مختلف در زندان آن‌قدر به هم نزدیک می‌شوند که احساس می‌کنم اگر این اتفاق در جامعه هم بیفتد بالاخره می‌توانیم به جوامع و آرمان‌های انسانی‌مان برسیم.

ما دور هم جمع می‌شویم تا تولدهایمان، حتی تولد فرزندانمان را جشن بگیریم. صدای آواز و شادی ما به بخش مردانه زندان می‌رسد. نگهبانان مرد از این موضوع شکایت دارند. صدایی که آن‌ها را آزار می‌دهد صدای زندگی پر جنب‌وجوش ماست.

وقتی خودم را جای شما قرار می‌دهم، تحمل جدایی از فرزندان و نگرانی برای آن‌ها به نظرم بسیار سخت می‌رسد. چگونه با این موضوع کنار می‌آیید؟ آیا می‌توانید با خانواده خود صحبت کنید؟

پس از تولد دوقلوهایم، علی و کیانا، سه بار بازداشت شدم. بار اول که زندانی شدم فرزندانم سه سال و پنج ماهه بودند. کیانا تحت عمل جراحی قرار گرفته و مدام در آغوش من بود. ناگهان شبانه نیروهای امنیتی مرد به خانه ما هجوم بردند و من دستگیر شدم.

من نمی‌توانم احساساتم را در آن لحظات برای شما با کلمات بیان کنم. کیانا تب داشت و نمی‌خواست من را رها کند. دست‌های کوچکش که از تب می‌سوخت، به گردنم چسبیده بود. مجبور شدم با دستانم قلاب انگشت‌های کوچکش را باز کنم و او را به آغوش همسرم، تقی بسپارم. کیانا اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد و می‌گفت مامان نرو! در میان آن مردان پرخاش‌گر و بی‌رحم، علی را بلند کردم و روی تخت خواباندم اما کیانا می‌دانست اتفاق بدی در شُرُف وقوع است و چشمانش را نمی‌بست. مجبور شدم جلوی چشمان تب‌دارش از خانه بیرون بروم. از پله‌ها پایین رفتم. کیانا صدا زد مامان بیا من را ببوس. به مرد خشن نگاه کردم و او به من اشاره کرد که بروم. با عجله از پله‌ها برگشتم و کیانا را بوسیدم. پاهایم احساس ضعف می‌کرد. یک بار دیگر از پله‌ها پایین رفتم. گریه‌های کیانا بلندتر شد: مامان نرگس بیا من را ببوس. یک بار دیگر از پله‌ها بالا رفتم و او را بوسیدم. نمی‌دانم چگونه توانستم دوباره از پله‌ها پایین بروم.

زمانی که برای بار دوم زندانی می‌شدم، تقی ایران را ترک کرده بود. علی و کیانا پنج سال و پنج ماه داشتند. نیروهای امنیتی برای دستگیری من به خانه مادرم یورش بردند.

در سومین و آخرین خداحافظی‌مان فرزندانم هشت سال و پنج ماه داشتند. خودم آن‌ها را به مدرسه بردم. نیروهای امنیتی حیاط و خانه را محاصره، دستگیر و زندانی‌ام کردند.

دو ماه بعد علی و کیانا از ایران رفتند. شب پرواز آن‌ها برای من به اندازه یک عمر گذشت. ۲۶ تیر ۱۳۹۴ ساعت پنج صبح، لحظه خروج علی و کیانا از ایران بود که حتی از هفت آذر ۱۳۸۵ و روز تولدشان هم برای من فراموش‌نشدنی‌تر است.

بازداشت‌ شدن در مقابل چشمان فرزندانم، تحمل سلول‌‌های انفرادی، ندیدن چهره و نشنیدن صدایشان، فراتر از هر کلمه، منطق و باوری غیرقابل تحمل است.

اما در تمام این سال‌ها آرزوی آزادی و برابری در سرزمینم و احقاق حقوق بشر و دموکراسی در جامعه‌ام به تحمل این رنج برای من معنا بخشیده است.

از ۲۶ تیر ۹۴ تا ۲۶ تیر ۹۵ و همچنین از مرداد ۹۸ تا مرداد ۹۹ از تماس با علی و کیانا محروم بودم و تا به امروز این ممنوعیت ادامه دارد. بارها درخواست کرده‌ام که اجازه برقراری تماس تلفنی را با آن‌ها داشته باشم اما این درخواست رد شده است. رویاها تنها نقطه ارتباط من با علی و کیانا هستند اما هر بار که آن‌ها را در رویاهایم می‌بینم، هنوز هم چهره‌های زمان هشت سالگی‌شان را دارند ... وقتی برای آخرین بار از نزدیک آن‌ها را دیدم.

بسیاری از ما نمی‌توانیم تصور کنیم به خاطر اعتقاداتمان زندانی شویم و در کشورهایی زندگی می‌کنیم که خطری برای ابراز عقایدمان وجود ندارد اما احساس می‌‌کنم اکنون که زنان بیش از هر زمان دیگری در سراسر جهان زندانی هستند، صرفا به خاطر اعتقادشان به برابری اساسی و حقوق بشر است. برداشت شما از علل ریشه‌ای شرایط کنونی چیست و جوامع چگونه می‌توانند تغییر کنند؟ آیا دلیلی برای خوش‌بین بودن می‌بینید؟

من فمینیستی هستم که معتقدم خشونت علیه زنان یکی از رایج‌‌ترین، ریشه‌‌دارترین و تاریخی‌ترین اشکال سرکوب است. نهادهای مذهبی، اقتصادی و دولتی قدیمی‌تر و قدرتمندتر از نهادهای حقوق بشری هستند. اجتناب‌ناپذیر است که در بررسی علل ظلم بر زنان، با ریشه آن یعنی نهادهای مذهبی، اقتصادی و حکومتی مواجه شویم و این امر زمینه را برای مبارزه‌ای چالش‌برانگیز و سخت فراهم می‌کند.

مبارزه ما برای لغو حجاب اجباری، مبارزه با دیکتاتوری حکومت دینی است که اکنون منجر به شکل‌گیری یک جنبش بزرگ و انقلابی شده است. به اعتقاد من دموکراسی و حقوق بشر، بدون احقاق حقوق زنان غیرممکن است و این احقاق حقوق زنان است که می‌تواند دموکراسی را تضمین کند.

من به تحولات آینده در ایران، خاورمیانه و جهان بسیار امیدوارم و این تغییرات نیازمند اقدام و تلاش و مجاهدت بیشتر است. امید به چنین دستاوردی برای من انگیزه مقاومت و مبارزه را افزایش می‌دهد. من به خوبی می‌دانم که پیروزی آسان نیست اما قطعی است.

بسیاری از ما از شجاعت زنان ایران و بسیاری از مردانی که از آن‌ها حمایت می‌کنند، شگفت زده‌ایم و از دیدن واکنش خشونت‌آمیز مقامات عصبانی هستیم. آیا حرفی برای هموطنان خود یا حتی کسانی که شما را به ناحق زندانی کرده‌اند، دارید؟

زنان و جوانان در ایران، رادیکال‌ترین، گسترده‌ترین و تاثیرگذارترین نیروها برای تغییر و گذار عمیق در جامعه هستند. جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» آرایش و صف‌بندی نیروهای سیاسی، گرایش‌های فکری و حتی لایه‌های جامعه دینی را تحت تاثیر قرار داده است. اکنون زمان قیام، ایستادن و مقاومت است.

ما اکنون به یک نیروی تاثیرگذار و شناخته شده در جهان تبدیل شده‌ایم و این برای جامعه ما فرصتی است تا جهشی به سوی دموکراسی، آزادی، برابری و حقوق بشر داشته باشد. ما آرزوی «گذار مسالمت‌آمیز از رژیم استبدادی مذهبی» را داریم و تا رسیدن به هدف این جنبش یعنی دموکراسی و حقوق بشر، به مبارزه ادامه خواهیم داد.

ماجرای غم‌انگیز آرمیتا گراوند را دنبال کردم که مانند مهسا ژینا امینی در برخورد با پلیس اخلاق جان باخت. شما در این مورد چه چیزهایی شنیده‌اید؟ اگر اظهارنظر در این مورد برای شما خطری نداشته باشد.

درد این حادثه، هولناک، عمیق و بی‌رحمانه بود زیرا دولت سعی کرد با فریب، دروغ و دورویی از افشای حقیقت جلوگیری کند. تلاش دولت برای پنهان کردن حقیقت، وحشتناک‌تر و دردناک‌تر از اقداماتش برای حذف مخالفان و معترضان است.

تهدیدهای بی‌رحمانه نیروهای امنیتی مانع از بیان داستان آرمیتا توسط هم‌کلاسی‌ها و همراهانش شد. وقتی خانواده او مقابل دوربین‌های حکومتی قرار گرفتند، نتوانستند برای نجات جان دختر عزیزشان فریاد بزنند. حکومت این پیام هولناک را به جامعه داد که می‌تواند فرزندان ما را بکشد و حتی اجازه ندهد حقیقت و درد خود را فریاد بزنیم.

درد بزرگ در اینجا، پنهان‌سازی حقیقت از سوی رژیمی است که اساس آن بر دروغ و فریب بنا شده است.

آیا جایزه نوبل صلح معنای خاصی برای شما دارد؟ برای افرادی که برای اولین بار از فعالیت‌های شما باخبر می‌شوند، چیزی وجود دارد که بخواهید آن‌ها بدانند؟

ما مردم ایران توانستیم مطالبه ملی خود را به یک فریاد تبدیل کنیم که نام جنبش ما شد. فریاد «زن، زندگی، آزادی» از تریبون نوبل صلح، پیامی بسیار پرمعنا برای مردم ایران بود که صدایشان به گوش جهانیان رسیده است. انتخاب یک فعال حقوق بشر به عنوان برنده جایزه نوبل صلح، اصالت و مشروعیت را برای جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی در ایران و خاورمیانه به ارمغان می‌‌آورد. جنبش‌هایی که هدفشان ایجاد تغییرات اساسی در جهت دست‌یابی به دموکراسی و حقوق بشر است. همچنین عزم و تلاش لازم برای ایجاد یک جامعه مدنی را که پیش‌نیاز لازم برای دموکراسی است، تقویت خواهد کرد.

از طریق خواهرم متوجه شدم که علی و کیانا وقتی در مدرسه بودند، درباره جایزه نوبل صلح من شنیده‌اند. این روزها وقتی زندانی جدیدی وارد زندان می‌شود به من می‌گوید که با فرزندانم مصاحبه می‌شود. با خودم فکر می‌کنم وقتی آن‌ها از ایران می‌رفتند هنوز نمی‌توانستند فارسی را درست صحبت کنند اما حالا وقتی می‌شنوم برای آزادی من با آن‌ها مصاحبه می‌کنند، قلبم پر از هیجان می‌شود.

وقتی شنیدم جایزه نوبل صلح را دریافت کرده‌ام، نام مهسا ژینا امینی از اعماق وجودم بیرون آمد. این حرکت مزین به نام زیبای اوست و من این جایزه را به او تقدیم می‌کنم.

دیکتاتوری مردم را زندانی، شکنجه و اعدام، صدای مخالفان را خاموش، آزادی بیان و عقیده را تهدید و دانشگاه‌ها را تبدیل به پادگان و محیط‌های امنیتی کرده است. نویسندگان را محدود و کتاب‌ها و روزنامه‌ها را سانسور می‌کند اما علاوه بر این‌ها، خود زندگی را نیز نابود می‌سازد. دیکتاتوری عشق را در دل جوانان حبس می‌کند، دنیای کودکان را پاره می‌کند، شادی را به زنجیر می‌کشد و رویاها را به حسرت تبدیل می‌کند. دیکتاتوری و جنگ دو روی یک سکه هستند.

ما گرفتار یک حکومت استبدادی دینی هستیم و تا زمانی که از حکومت دینی و استبداد گذر نکنیم، به دموکراسی و آزادی و برابری که روز باشکوه پیروزی است نخواهیم رسید.

در آن روز، آزادی را در آغوش می‌کشیم و سرود شیرین پیروزی را در حالی می‌خوانیم که در خیابان‌ها و کوچه‌های شهرهایمان می‌رقصیم و شادی می‌کنیم. در آن روز دستان کسانی را که از سراسر جهان از ما حمایت کردند، به گرمی خواهیم فشرد. باشد که دستان ما در دست یکدیگر بماند، زیرا حمایت شما قدرت ما را تقویت می‌کند.

بحران مسیریابی هواپیماهای مسافری در خاورمیانه؛ ایران متهم به ایجاد اختلال عمدی

۲ آذر ۱۴۰۲، ۲۱:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

تعدادی از خلبانان هواپیماهای مسافربری از وجود اختلال‌های «غیرقابل تصور» مسیریابی در آسمان خاورمیانه خبر داده‌اند. تحقیقات مستقل در این زمینه نشان می‌دهند منبع برخی از این اختلالات عمدی، منطقه‌ای در حاشیه شرق تهران است.

اوایل مهر، وب‌سایت فوربز با انتشار گزارشی به نقل از کنسرسیوم بین‌المللی «آپس‌گروپ» از وجود اختلال شدید در سیستم‌های ناوبری هواپیماهای تجاری در آسمان مرزی ایران و عراق خبر داد.

این اختلال‌ها موجب شد دست‌کم ۲۰ هواپیمای مسافربری از مسیر اصلی خود منحرف شوند.

اندکی پس از آن، سازمان هوانوردی فدرال آمریکا با انتشار بیانیه‌ای نسبت به خطرات ایمنی پرواز هواپیماهای غیرنظامی در منطقه یاد شده هشدار داد.

گزارش جدید منتشر شده از سوی مجله وایس نشان می‌دهد جمهوری اسلامی مسوول ارسال این پارازیت‌های عمدی و مخرب روی سیستم ناوبری هواپیماهای مسافربری است.

تاد هامفریز، استاد دانشکده مهندسی هوافضای دانشگاه تگزاس گفت این نتیجه‌گیری بر اساس بررسی داده‌های خام سیستم‌های ناوبری چند هواپیمای به پرواز درآمده در منطقه به دست آمده است.

با این‌حال به گفته او، تاکنون اطلاعاتی در خصوص نهادهای مسوول ایجاد این اختلال‌ها منتشر نشده است.

برخی هواپیماهای منحرف شده طی ماه‌های گذشته به طور ناخواسته وارد آسمان پروازی ایران شده‌اند؛ رویدادی که فارغ از مباحث فنی، امنیت جان مسافران را به خطر می‌اندازد.

برخی خلبانان پروازهای مسافربری در خاورمیانه گفته‌اند این حملات حالا از اختلال در سامانه جی‌پی‌اس فراتر رفته و حتی سیستم ناوبری پشتیبان هواپیماهای مسافربری را نیز از کار می‌اندازد.

این اتفاق از منظر فنی، منجر به «کور شدن» هواپیماها می‌شود.

نگران‌ کننده‌ترین جنبه این حملات به اختلال روی سامانه مرجع اینرسیایی (IRS) برمی‌گردد که از اجزای کلیدی ناوبری هواپیماهاست.

اختلالات مورد اشاره، اغلب در آسمان عراق، قاهره و اسرائیل گزارش شده‌اند.

آپس‌گروپ در هفته‌های اخیر بیش از ۵۰ مورد از این نوع حملات را فهرست کرده است.

شواهد نشان می‌دهند این اختلالات سه نوع متفاوت دارند و رفته‌رفته پیچیده‌تر از گذشته می‌شوند.

هامفریز با بیان اینکه ارسال پارازیت روی جی‌پی‌اس یک رویداد رایج در خاورمیانه، به‌خصوص در آسمان سوریه است، حملات جدید را نشان‌دهنده «تشدید قابل توجه پیچیدگی این اختلالات» دانست.

به گفته او، از کار انداختن سیستم ناوبری اصلی و پشتیبان هواپیماها خطری جدی برای ایمنی پروازهای تجاری است.

اثرات این رویدادها نیز بسیار فراتر از پارازیت‌های سنتی و رایج در منطقه است.

صنعت هوانوردی هنوز راهکار قابل اتکایی برای این چالش جدی پیدا نکرده است.

در حال حاضر خدمه پروازی در مناطقی که با این نوع اختلالات مواجه می‌شوند راهی جز اتکا به راهنمایی مراکز کنترل ترافیک هوایی ندارند. راه‌حلی که در بلندمدت و به ویژه در مسیرهای پروازی پرترافیک، چندان اجرایی نیست.

اردیبهشت‌ ۱۴۰۰ نشریه کانادایی «کینگ‌ ویکلی سنتینل» گزارش داد سپاه پاسداران در جریان شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی، سیستم ناوبری آن را با ایجاد پارازیت از کار انداخته بود.