• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول از تورم ۴۷ درصدی ایران تا دی ماه امسال

۲۲ مهر ۱۴۰۲، ۱۹:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

صندوق بین‌المللی پول در گزارشی پیش‌بینی کرد نرخ تورم ایران در پایان سال جاری میلادی به ۴۷ درصد برسد. بر اساس برآورد این نهاد بین‌المللی، نرخ تورم ایران در سال ۲۰۲۴ میلادی به ۳۲/۵ درصد کاهش خواهد یافت.

در جدیدترین ارزیابی صندوق بین‌المللی پول از چشم‌انداز اقتصادی کشورهای جهان، نرخ رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۳ میلادی حدود سه درصد برآورد شده است اما نرخ رشد اقتصادی ایران در سال آینده میلادی افت کرده و به ۲/۵ درصد کاهش می‌یابد.

صندوق بین‌المللی پول، نرخ بیکاری ایران را در سال جاری ۹/۴ درصد تخمین زده است.

این شاخص کلان و مهم اقتصادی در سال آینده میلادی نیز به ۹/۶ درصد افزایش خواهد یافت.

این صندوق در ادامه، ارزش دلاری تولید ناخالص داخلی ایران در سال جاری میلادی را بیش از ۳۶۶ میلیارد دلار ارزیابی کرد.

ایران با این میزان تولید ناخالص داخلی در جایگاه چهل‌ودوم جهان قرار دارد.

صندوق بین‌المللی پول ارزش تولید ناخالص داخلی ایران بر حسب برابری قدرت خرید را در سال ۲۰۲۳ میلادی بیش از یک هزار و ۷۰۰ میلیارد دلار گزارش کرد.

بر حسب این معیار، اقتصاد ایران در رتبه ۱۹ جهان قرار می‌گیرد.

بانک جهانی در مهر سال ۱۴۰۰ در گزارشی مربوط به ارزیابی ارزش اقتصادهای جهان در سال ۲۰۲۰ میلادی، نرخ برابری دلار با ارزهای محلی برخی کشورها از جمله ایران را تغییر داد.

این موسسه، اختلاف بسیار شدید بین قیمت رسمی با قیمت‌های واقعی ارز در بازار آزاد را دلیل اقدام خود اعلام کرد.

با تغییر نرخ برابری دلار و ریال در محاسبات بانک جهانی، ارزش تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۰ میلادی حدود ۱۹۲ میلیارد دلار اعلام شد که نزدیک به ۷۰ درصد کمتر از ارزش جاری تولید ناخالص داخلی ایران بر اساس محاسبات قبلی بود.

پیش از تغییر نرخ برابری، بانک جهانی ارزش تولید ناخالص داخلی ایران را در سال ۲۰۲۰ میلادی بر حسب نرخ برابری رسمی دلار به ریال، ۶۲۸ میلیارد دلار ارزیابی کرده بود.

با تغییر اخیر، جایگاه اقتصاد ایران از رتبه ۲۱ جهان به رتبه ۵۱ تنزل کرد.

تعیین نرخ واقعی برابری دلار برای محاسبه این اعداد و ارقام از جمله مسایل چالش‌برانگیز سال‌های اخیر بوده است.

فاصله بسیار زیاد بین نرخ دلار رسمی و بازار آزاد باعث شده است تا این محاسبات و رتبه‌بندی‌ها، چندان معتبر و قابل اعتنا نباشند.

در گزارش اخیر صندوق بین‌المللی پول نیز ارزش دلاری تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۲ میلادی بیش از ۳۴۶ میلیارد دلار اعلام شد.

مقایسه این عدد با رقم اعلام شده از سوی بانک مرکزی به‌عنوان ارزش جاری تولید ناخالص داخلی در سال ۱۴۰۱ نشان می‌دهد نرخ برابری در نظر گرفته شده برای هر دلار آمریکا ۲۹ هزار و ۳۸۸ تومان است.

این نرخ، رقمی بین نرخ دلار در بودجه سال ۱۴۰۱ و میانگین نرخ دلار در بازار آزاد در آن سال به حساب می‌آید که مبنای محاسبات صندوق بین‌المللی پول در نظر گرفته شده است.

نرخ دلار در بودجه سال ۱۴۰۱، حدود ۲۳ هزار تومان در نظر گرفته شد اما میانگین قیمت دلار در بازار آزاد در همان سال اندکی بالاتر از ۳۵ هزار تومان بود.

اگر نرخ بازار آزاد مبنای محاسبات ارزش تولید ناخالص داخلی ایران قرار می‌گرفت، تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۲ میلادی حدود ۲۹۱ میلیارد دلار می‌شد و رتبه ایران تا جایگاه ۴۸ تنزل می‌یافت.

آمار رشد مثبت اقتصادی با احساس رفاه خانواده‌ها سازگار نیست

سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد در روز شنبه ۲۲ مهر به این موضوع پرداخت که بین رشد‌‌‌های مثبت اقتصادی و احساس خانوارها از وضعیت رفاهی خود «سازگاری» وجود ندارد.

در بخشی از این مطلب اشاره شد که رشد تولید ناخالص داخلی معیار دقیقی از تغییرات وضعیت رفاهی خانوارها نیست.

بر اساس داده‌های این مطلب، در سه‌ سال اخیر و هم‌زمان با رشد اقتصادی مثبت، خانوار ایرانی مجبور شده سهم بیشتری از مخارجش را صرف تامین حداقل‌‌‌های معیشتی کند و سهم کمتری برای سایر امور رفاهی‌اش باقی مانده است.

سجاد ابراهیمی، اقتصاددان، در این سرمقاله تصریح کرد برای سنجش وضعیت رفاهی خانوارها باید به عواملی همچون آلودگی هوا و ریزگردها، مشکلات دسترسی به آب آشامیدنی در برخی شهرها و بحران احتمالی تامین آب در سال‌های نه‌چندان دور، تخریب محیط‌ زیست و مسایل اجتماعی توجه کرد.

به گفته او همچنین افزایش نامطمئن بودن از وضعیت اقتصادی کشور در سال‌های آینده از مهم‌ترین شاخص‌هایی است که باید لحاظ شود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

ادامه فشار و سرکوب در دانشگاه‌ها؛ دو استاد دیگر اخراج و از تدریس منع شدند

۲۲ مهر ۱۴۰۲، ۱۵:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

در ادامه تلاش حکومت برای سرکوب و اعمال فشار بر فضاهای آموزشی، دو استاد دیگر دانشگاه نیز به تازگی اخراج و از تدریس منع شدند.

جواد امامی، استاد دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت و آرمان ذاکری، استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس دو نفری هستند که اخیرا مشمول «سیاست پاک‌سازی» دانشگاه‌ها شدند.

عباس کاظمی، از استادهای پیشین دانشگاه تهران با اشاره به اخراج آرمان ذاکری، گفت به حاشیه رانده شدن چنین استادانی و پر کردن جایشان با «فرصت‌طلبان منفعت‌طلب» جای تاسف دارد.

به گفته او دانشگاه تربیت مدرس از دو سال پیش حکم ذاکری را تمدید نکرده بود اما اکنون با قطع حقوق و ارائه نکردن درس، همکاری خود را با این استادیار به‌طور‌ کامل قطع کرد.

خبرنامه دانشگاه امیرکبیر نیز گزارش داد جواد امامی از ادامه تدریس منع شده است.

امامی پیش‌تر گفته بود ریاست دانشگاه تربیت مدرس از او و دو استاد دیگر در هیات انتظامی استادان شکایت کرده و به دلیل امضای بیانیه‌ای در محکومیت حملات شیمیایی به مدارس برایش پرونده باز شده است.

این استاد دانشگاه در مصاحبه‌ای یادآور شده بود حراست او را به «بازداشت» تهدید کرده اما اکنون با بازنشستگی زودهنگام مواجه شده است.

کم‌تر از یک هفته پیش نیز دانشگاه تهران با علی‌اصغر خدایاری، مدرس دانشکده فنی خود قطع همکاری کرد.

خدایاری ۱۷ مهر خبر داد رییس دانشکده با او تماس گرفته و گفته فرد دیگری به‌جایش از طرف «مرجع سازمانی بالاتر» در نظر گرفته شده و برای همین دیگر مجاز به حضور در کلاس درس نیست.

روز پنج‌شنبه ۲۰ مهر نیز اعتماد خبر داد از ابتدای امسال ۳۲ هزار استاد حق‌التدريس از واحدها و رشته‌های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی حذف شدند.

بر اساس این گزارش، در مقابل ۲۰ هزار دانشجوی ترم اول يا دوم دكتری برای تدريس به دانشجويان مقطع كاردانی و كارشناسی اين دانشگاه جذب شده‌اند.

این روزنامه پیش‌تر هم در گزارش‌هایی به موضوع پاک‌سازی و خالص‌سازی دانشگاه‌ها از استادان منتقد پرداخته و یادآور شده بود.

در دانشگاه‌های آزاد، تهران، علوم پزشکی تهران، علامه طباطبایی و بهشتی، بیشترین احکام تعلیق، انفصال موقت از تدریس، ممنوع‌الورودی، قطع حقوق استاد، پایان همکاری و بازنشستگی اجباری صادر شده است.

از ابتدای تیر امسال تاکنون نیز بر اساس گزارش هرانا، دست‌کم ۳۵ تن استاد منتقد و همراه با اعتراضات مردمی سال گذشته، اخراج یا از تدریس کنار گذاشته شده‌اند.

طی ماه‌های اخیر اخبار اخراج استادها و بازخوانی سابقه تصفیه در دانشگاه‌ها در دهه‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰، فراوانی بالایی در رسانه‌ها داشته است.

حمله رسانه‌های حکومتی به مولوی عبدالحمید و اظهاراتش درباره جنگ اسرائیل و حماس

۲۲ مهر ۱۴۰۲، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

پس از خطبه‌های عبدالحمید اسماعیل‌زهی در نماز جمعه روز ۲۱ مهر و اعلام مواضعش درباره جنگ اسرائیل و حماس، شماری از رسانه‌های وابسته به حکومت او را هدف حملات خود قرار دادند و او را «مامور اجاره‌ای موساد» خواندند. در مقابل برخی احزاب به حمایت از او پرداختند.

روزنامه کیهان که مدیرمسوول آن از سوی رهبر جمهوری اسلامی تعیین می‌شود، روز شنبه ۲۲ مهر در مطلبی با عنوان «عبدالحمید مفتی صهیونیست‌ها شده است؟» همچون یک سال گذشته با ادبیاتی تند،‌ به امام جمعه اهل سنت زاهدان حمله کرد.

این روزنامه مولوی عبدالحمید را «مفتی مذبذب» و «پادوی سرویس جاسوسی موساد» خواند و نوشت: «باید صراحتا از عبدالحمید پرسید که آیا مسلمان است یا یهودی صهیونیست یا مامور اجاره‌ای موساد؟»

عبدالحمید اسماعیل‌زهی در سخنان روز گذشته‌اش با انتقاد از حمله حماس گفت: «اگر مسلمان جایی زیاده‌روی کند و قوانین بین‌المللی را محترم نشمارد و به زنان تعرض کند و کودکان را بکشد، ما چشم‌بسته از آن حمایت نمی‌کنیم.»

او در خطبه‌هایش به شکلی تلویحی به موضع اخیر علی خامنه‌ای درباره «افتخار به حماس» واکنش نشان داد.

رهبر جمهوری اسلامی روز ۱۸ مهر گفته بود: «ما پیشانی و بازوی طراحان مدبر و هوشمند [این حمله] و جوانان فلسطینی را می‌بوسیم.»

امام جمعه اهل سنت زاهدان در یک سال گذشته چند بار دیگر هم برخلاف رویکرد مقام‌های جمهوری اسلامی، «کشور اسرائیل» را به رسمیت شناخت و خواهان صلح فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها شد.

کیهان با اشاره به سخنان پیشین مولوی عبدالحمید نوشت دعوت او به صلح و سازش اسرائیل و فلسطین هم‌زمان با «پروژه آمریکایی-صهیونیستی اغتشاشات در ایران» آغاز شد.

ایران، روزنامه دولت جمهوری اسلامی نیز موضع‌گیری اخیر عبدالحمید اسماعیل‌زهی را «به نفع صهیونیست‌ها» و «مورد پسند دولت‌های متخاصم» خواند.

اشاره این روزنامه به بخش‌هایی از خطبه‌های اسماعیل‌زهی بود که در آن تاکید داشت «نابودی اسرائیل شدنی نیست» و وقتی مسلمانان «نمی‌توانند چنین کاری کنند، چرا این‌ همه زور می‌زنند؟»

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران نیز در مطلبی با عنوان «طوفان الاقصی سیرت عبدالحمید را هم روشن کرد»، امام جمعه اهل سنت زاهدان را «گیج» و «حامی صهیونیست‌ها» خواند.

تسنیم در ادامه نوشت مولوی عبدالحمید در خطبه‌های انتقادی یک سال اخیرش «ریاکارانه» از موضع اهل سنت به جمهوری اسلامی «طعنه می‌زند» اما هیچ نسبتی با «اهل سنت واقعی» ندارد.

این خبرگزاری مواضع امام جمعه اهل سنت زاهدان را در برابر جنگ اسرائیل و حماس، به «درافتادن او با جمهوری اسلامی به نفع آمریکایی‌ها» و «صبح تا شب پرده‌دری» تشبیه کرد.

حملات هم‌زمان و کم‌سابقه رسانه‌های حکومتی به مولوی عبدالحمید به دلیل تاکید او بر داشتن «موضع منصفانه» در مواجهه با حوادث اخیر غزه است. او روز جمعه گفت دولت‌ها و ملت‌های جهان باید به‌جای پیوستن به صف‌آرایی در این درگیری، برای رفع اختلاف تلاش کنند.

عبدالحمید اسماعیل‌زهی بدون آنکه اسرائیل را با ادبیات شناخته‌شده مقام‌های جمهوری اسلامی خطاب قرار داده یا «جنایت‌کار» بخواند، کشتار رخ داده از سوی هر دو طرف درگیر را دل‌خراش خواند و تاکید کرد مسلمانان نباید از عرف بین‌المللی تعدی کنند.

در جبهه‌ای دیگر در مقابل این حملات، ناصر بلیده‌ای، دبیرکل حزب «مردم بلوچستان» در شبکه اجتماعی ایکس به حمایت از امام جمعه اهل سنت زاهدان پرداخت.

او سخنان مولوی عبدالحمید را صلح‌جویانه و منصفانه خواند و آن را نشان از تعقل و نگاه انسانی دانست.

به گفته بلیده‌ای، اسماعیل‌زهی با تحلیل‌های مبارزاتی خود در یک سال گذشته پیشبرد مقاومتی مدنی و بدون خشونت را «با موفقیت و تداوم رهبری کرده» و با وجود «فشارهای فراوان»، یک قدم از مواضعش عقب ننشسته است.

عبدالحمید اسماعیل‌زهی از روز هشتم مهر سال ۱۴۰۱ خطبه‌های انتقادی خود را خطاب به سران جمهوری اسلامی و از جمله شخص علی خامنه‌ای آغاز کرد.

او در یکی از نخستین خطبه‌های پس از جمعه خونین زاهدان، رهبر جمهوری اسلامی را به‌عنوان «فرمانده کل قوا» مسوول کشتار بیش از ۱۰۰ شهروند بلوچ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی دانست.

هم‌زمان با این خطبه‌ها، جمعه‌های اعتراضی مردم زاهدان نیز با راهپیمایی‌ها و شعارهای آنان علیه خامنه‌ای، بسیج و سپاه و با آرزوی سرنگونی جمهوری اسلامی شکل گرفت.

این خطبه‌های انتقادی و راهپیمایی‌های اعتراضی بعد از آن، با وجود تلاش حکومت برای خاموش کردن صدای معترضان تاکنون ادامه یافته است.

تلاش حکومت برای اعدام رضا رسایی، زندانی سیاسی اقلیت

۲۲ مهر ۱۴۰۲، ۱۲:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

حکم قصاص رضا رسایی، شهروند اهل شهرستان صحنه استان کرمانشاه روز ۲۰ مهر صادر شد. به گفته فعالان مدنی و حقوق بشر، جمهوری اسلامی قصد دارد این زندانی سیاسی اقلیت و وابسته به آیین یارسان را بدون وجود هیچ شاهد و مدرکی اعدام کند.

شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان کرمانشاه به تازگی رضا رسایی را به اتهام قتل عمد نادر بیرامی، رییس اطلاعات سپاه پاسداران شهر صحنه به قصاص نفس محکوم کرد.

دادبان در گزارشی با اشاره به موضوع این پرونده نوشت که ۲۷ آبان ۱۴۰۱ تجمع اعتراضی شهروندان در صحنه در جریان خیزش انقلابی به خشونت کشیده‌ شد.

به دنبال حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به معترضان و در جریان درگیری میان شهروندان و ماموران، فردی به نام نادر بیرامی کشته شد.

حدود یک هفته پس از این حادثه و در روز سوم آذر ۱۴۰۱، رسایی صرفا به دلیل حضور در تجمع اعتراضی و به اتهام مشارکت در ضرب و جرح نادر بیرامی همراه با ۱۰ شهروند دیگر بازداشت شد.

نهادهای امنیتی قتل بیرامی را در حالی به رضا رسایی نسبت دادند که به گفته سازمان‌های حقوق بشری دادبان و هه‌نگاو، هیچ «مدرک، شاهد یا مستندانی» برای اثبات جرم او وجود ندارد.

در تصاویر منتشر شده از رویداد مورد اشاره نیز اثری از رضا رسایی نیست و او پس از کشته شدن بیرامی است که در محل حاضر می‌شود.

بر اساس گزارش‌ها این شهروند ۳۴ ساله در جریان بازداشت و بازجویی تحت شدیدترین شکنجه‌ها بوده و چندین شکستگی و جراحت ثبت شده دارد.

پرونده او از حدود یک سال پیش در جریان بود و رسایی در این مدت مجبور به اعتراف اجباری علیه خود شد.

دادبان پیش‌تر به نقل از یک منبع آگاه نوشت تمامی انگشت‌های پای و دنده‌های او را شکسته‌اند و به قدری شکنجه شده که حتی نمی‌تواند به راحتی راه برود.

بر اساس گفته‌های این منبع نزدیک به خانواده رضا رسایی با وجود این شرایط، مسوولان به او اجازه درمان نداده‌اند.

به نظر می‌رسد حکم این شهروند یارسانی صرفا بر اساس اعترافات تحت شکنجه‌اش و «علم قاضی» صادر شده باشد.

اسفند سال گذشته نیز اخبار رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از انصراف وکیل او از پیگیری پرونده، تحت فشار نیروهای امنیتی بود.

هه‌نگاو و دادبان هر دو یادآور شدند حکم اعدام رضا رسایی به دلیل «فشار از سوی ریاست قوه قضاییه» برای تعیین تکلیف هرچه سریع‌تر این پرونده صادر شده است.

سخنگوی قوه‌قضاییه جمهوری اسلامی پیش‌تر گفته بود ۵۲ نفر در ارتباط با قتل نادر بیرامی دستگیر شدند.

۵۴۰ چهره اجتماعی و فرهنگی خواهان توقف آزار مهاجران افغانستانی در ایران شدند

۲۲ مهر ۱۴۰۲، ۱۱:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

بیش از ۵۴۰ هنرمند، وکیل، پزشک، روزنامه‌نگار و فعال مدنی و اجتماعی خواستار توقف آزار مهاجران افغانستانی در ایران شدند. آن‌ها شکل‌گیری و هدایت جریان‌هایی را که برای حل مساله مهاجران و پناهندگان بر طبل خشونت، نفرت‌پراکنی و تبعیض می‌کوبند، «عقب‌گرد فاجعه‌بار جامعه ایران» خواندند.

امضاکنندگان این نامه به شکل‌گیری جریان ضدمهاجر علیه افغان‌های ساکن ایران اشاره کردند که موج آن از روزهای پایانی تابستان آغاز شد.

در همین راستا حدود ۱۰ روز پیش جمعی از شهروندان ایرانی به حضور مهاجران افغان در خیابان‌های شهر اقبالیه در استان قزوین اعتراض و به خانه‌های آنان حمله کردند.

در مخابره این خبر برخی رسانه‌ها درباره «شدت گرفتن کارزار افغان‌ستیزی در ایران» هشدار دادند.

برخی نیز آن را «پروژه امنیتی» و منشا آن را چهره‌های وابسته به جمهوری اسلامی و در راستای سفیدشویی و رفع مسوولیت مشکلات مختلف مانند فقر، گرانی و تورم از دولت خواندند.

به گفته امضاکنندگان این بیانیه، کسانی که با این جریان همراه شدند با «فرافکنی، بزرگ‌نمایی و انتشار مطالب خلاف واقع» و گاهی با رفتارها و گفتارهای «نژادپرستانه» کوشیدند مهاجران را عامل مشکلات معیشتی و امنیتی جامعه معرفی کنند.

در این بیانیه بر عاملیت و نقش جمهوری اسلامی در بروز چنین جریانی و پیش از آن در مشکلات ۴۰ ساله مهاجران افغانستانی در ایران تاکید شده است.

بر اساس این بیانیه، فقدان آمار دقیق از تعداد مهاجران در ایران دستاویزی برای ارائه اطلاعات دروغ، خبرهای ساختگی و جوسازی‌های غیرمنطقی علیه جمعیت افغان ساکن ایران شده است.

بر پایه گزارش‌های ارائه شده از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، افغان‌ها شش درصد از جمعیت ساکنان ایران را تشکیل می‌دهند.

امضاکنندگان این بیانیه تاکید کردند این جمعیت نمی‌تواند به تنهایی عامل به وجود آمدن گرانی‌، تورم، بیکاری، تشدید مشکلات زیست‌ محیطی، خطرات امنیتی و «ناکارآمدی دولت» در زمینه مهار بحران‌های ملی، اقتصادی، معیشتی و امنیتی جامعه باشد.

به گفته آن‌ها، مهاجران و پناهندگان افغان در ایران تنها «مصرف‌کننده» خدمات نیستند و طی چهار دهه گذشته «سخت‌ترین شرایط کاری را با کمترین دستمزدها» داشته‌اند.

در این بیانیه تاکید شده است نظام حقوقی ایران در این سال‌ها موجب شکل‌گیری مهم‌ترین مانع‌ها و چالش‌ها در راستای ادغام مهاجران در جامعه میزبان شده است.

با گذشت بیش از ۴۰ سال مهاجران نسل اول و دومی در ایران هستند که هنوز تابعیت نگرفته‌اند.

حکومت برای کودکانی که از مادر ایرانی و پدر افغانستانی متولد شده‌اند، شناسنامه صادر نمی‌‌کند.

مهاجران افغانستانی با مشکلات متعددی مانند محدودیت‌های قانونی در زمینه مالکیت اموال منقول و غیرمنقول، افتتاح حساب بانکی، خرید سیم‌کارت و ثبت‌نام دانش‌آموزان خود در مدارس مواجه‌اند.

این محرومیت‌های اعمال شده از سوی حکومت به گفته امضاکنندگان بیانیه، موجب از‌ دست‌دادن فرصت‌‌ها و امکان تحرک اجتماعی و طبقاتی مهاجران و نهایتا به حاشیه رانده‌ شدن سیستماتیک، افزایش آسیب‌پذیری و تراکم آنان در حاشیه شهرهای بزرگ شده است.

احترام برومند، رخشان بنی‌اعتماد، شهرنوش پارسی‌پور، لیلا حاتمی، پرویز پرستویی، محسن رنانی،‌ کیوان صمیمی، ژیلا بنی‌یعقوب، مقصود فراستخواه، عالیه مطلب‌زاده، مصطفی معین، بدرالسادات مفیدی، بی‌تا ملکوتی، مجتبی میرتهماسب، شارمین میمندی‌نژاد، ضیا نبوی و مرضیه وفامهر شماری از امضاکنندگان این بیانیه هستند.

آنان خواهان تدوین و تصویب قوانین به‌روز و کارآمد و قرار گرفتنشان در صدر اولویت‌ها و سیاست‌های مهاجرتی شده‌اند تا تکلیف شمار فراوان مهاجران و پناهندگان افغانستانی در ایران مشخص شود.

امضاکنندگان بیانیه تاکید کردند که مردمان ایران و افغانستان تا ۱۶۰ سال پیش اعضای یک ملت و عضو «یک سرزمین واحد» بودند: «اجازه نمی‌دهیم قدرت‌طلبان و فرصت‌طلبان که منافعشان در تفرقه‌افکنی و دیگری‌هراسی است، میدان‌دار فضای فرهنگی جامعه ما شوند و این جامعه صلح‌طلب را به بیراهه خشونت و نفرت و نژادپرستی ببرند.»

امیرعبداللهیان: گروه‌های مقاومت دستشان روی ماشه است

۲۲ مهر ۱۴۰۲، ۱۰:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در نشستی مطبوعاتی در بیروت با اشاره به ادامه حملات اسرائیل به نوار غزه گفت که گروه‌های مقاومت همه سناریوها را طراحی کرده‌اند و دست همه برای شلیک، روی ماشه است.

امیرعبداللهیان در این نشست که روز شنبه ۲۲ مهر در سفارت جمهوری اسلامی در لبنان برگزار شد، خواستار توقف حملات اسرائیل به نوار غزه شد و تاکید کرد در صورت تعلل جامعه جهانی در جلوگیری از این حملات، «پاسخ در زمان مناسب از سوی محور مقاومت» داده خواهد شد.

او افزود احتمال «گشوده شدن جبهه‌های جدید» در مناقشه حماس و اسرائیل وجود دارد.

در سوی دیگر ناظران می‌گویند یک جنگ چندجانبه با اسرائیل از حمایت عمومی گسترده برخوردار نخواهد بود چون از نظر سیاسی برای دو طرف پرهزینه و از نظر اقتصادی برای کشورهای منطقه فاجعه‌بار است.

امیرعبداللهیان گفت آمریکا با حمایت همه‌جانبه از اسرائیل و ارسال سلاح به این کشور به صورت علنی «وارد جنگ با غیرنظامیان» شده است.

به گفته او، نتانیاهو و دولت اسرائیل پس از حمله حماس در روز ۱۵ مهر سقوط کردند.

ساعاتی پیش از این اظهارت، گیلعاد اردان، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال با اشاره به حمایت حکومت ایران از گروه‌های تروریستی، از همه کشورهای جهان خواست جمهوری اسلامی را به طور جدی تهدید نظامی کنند.

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی عصر جمعه ۲۱ مهر نیز در دیدار با بشار اسد، رییس حکومت سوریه در دمشق گفت «مقاومت فلسطین» می‌تواند «تا مدت زمانی طولانی» در برابر حملات اسرائیل دوام بیاورد. او همچنین غرب را متهم کرد به دنبال مشروعیت بخشیدن به «جنایات اسرائیل در نوار غزه» است.

امیرعبداللهیان در این دیدار حملات اسرائیل به غیرنظامیان، هدف قرار دادن اماکن عمومی و درمانی و همچنین قطع آب و برق و سوخت در نوار غزه را «جنایت جنگی» خواند و ضمن تاکید بر حمایت مستمر جمهوری اسلامی و سوریه از «مقاومت ملت فلسطین»، بار دیگر گفت حملات مرگ‌بار حماس به اسرائیل «یک تصمیم، طراحی و اقدام کاملا فلسطینی» بود.

روز سه‌شنبه ۱۸ مهر، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی هم با عقب‌نشینی از مواضع پیشین، نقش تهران در حملات مرگ‌بار شبه‌نظامیان حماس به اسرائیل را رد کرد و گفت کسانی که معتقدند حملات حماس «کار غیر‌فلسطینی‌ها است، دچار محاسبه غلط شده‌اند».

امیرعبداللهیان همچنین از مواضع واشینگتن در قبال مناقشه حماس و اسرائیل انتقاد کرد و گفت: «آمریکا نمی‌تواند از دیگران تقاضای خویشتنداری کند و در عین‌ حال از رژیم صهیونیستی حمایت تسلیحاتی نماید تا علیه شهروندان فلسطینی به‌کارگیری شود.»

این سخنان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در حالی مطرح شد که درگیری‌ها میان شبه‌نظامیان حماس و ارتش اسرائیل همچنان ادامه دارد.

بشار اسد نیز در این دیدار دلیل حمایت کشورهای غربی از اسرائیل را ترس آن‌ها از «فروپاشی» این کشور دانست.

او حملات حماس به اسرائیل را یک «پیروزی» خواند و افزود اسرائیل و متحدانش قصد دارند تحولات اخیر را «به زمینه‌ای برای از بین بردن‌ مقاومت بدل کنند».

امیرعبداللهیان در سفر خود به دمشق با فیصل مقداد، همتای سوری خود نیز دیدار و گفت‌وگو کرد.

100%

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از دبیر دوم سفارت جمهوری اسلامی در لبنان گزارش داد هدف اسرائیل از حمله به فرودگاه‌های دمشق و حلب در روز ۲۰ مهر، جلوگیری از سفر منطقه‌ای امیرعبداللهیان بوده است.

بنا بر این گزارش، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی از طریق مرز زمینی به سوریه سفر کرده است.

امیرعبداللهیان ۲۱ مهر ماه با حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان دیدار کرد.

او گفت جمهوری اسلامی «با قدرت» به حمایت‌های «سیاسی، بین‌المللی و رسانه‌ای» از مقاومت فلسطین ادامه می‌دهد.

امیرعبداللهیان همچنین به احتمال ورود جریان‌ها و گروه‌های شبه‌نظامی دیگر به جنگ اسرائیل و حماس پرداخت و گفت: «در شرایط تداوم جنایات جنگی و محاصره انسانی غزه، هر اتفاق و تصمیمی از سوی دیگر جریان‌های مقاومت محتمل است.»

با ادامه درگیری‌های پراکنده در مرز اسرائیل و لبنان، نگرانی‌ها درباره پیوستن رسمی حزب‌الله به حماس و متحدان فلسطینی‌اش در جنگ با اسرائیل شدت گرفته است.