• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی؛ بهنام محجوبی را زجرکش کردند

۲۷ بهمن ۱۳۹۹، ۱۵:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۶:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

کاربران رسانه‌های اجتماعی بلافاصله پس از انتشار خبر جان باختن بهنام محجوبی،‌ درویش جوان زندانی، در بیمارستان لقمان تهران، فوت او را مصداق «قتل زیر شکنجه» و «زجرکش کردن با رافت اسلامی» توسط مقام‌های جمهوری اسلامی خواندند

کاربران رسانه‌های اجتماعی بلافاصله پس از انتشار خبر جان باختن بهنام محجوبی،‌ درویش جوان زندانی، در بیمارستان لقمان تهران، فوت او را مصداق «قتل زیر شکنجه» و «زجرکش کردن با رافت اسلامی» توسط مقام‌های جمهوری اسلامی خواندند.

واکنش به این موضوع روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن‌ماه در حالی همچنان در اینستاگرام و توییتر در حال افزایش است که زندانیان سیاسی سابق، فعالان مدنی و مادران کشته‌شدگان اعتراضات سراسری سال‌های گذشته هم به صورت حضوری و یا با انتشار متن‌هایی با درگذشت محجوبی ابراز همدردی می‌کنند.

سعید دهقان،‌ وکیل دادگستری که پرونده برخی زندانیان سیاسی را بر عهده داشته،‌ در توییترش نوشت: «از یک جایی به بعد،‌ دیگر اقدامات غیرانسانی فقط چند اقدام غیرقانونی نیست که ناشی از خطای انسانی باشد؛ بلکه یک استراتژی است برای نشان دادن دندان‌های تیز قدرت!»

حسین باستانی، روزنامه‌نگار،‌ با اشاره به هشدارهای قبلی محجوبی از زندان درباره «بسته شدنش به تخت»، «تزریق آمپول و قرص» و «ادرار روی بدنش» نوشت: «علی‌رغم توجیهاتی که لابد دستگاه قضایی دارد تولید می‌کند، مرگ او مصداق قتل زیر شکنجه است.»

همزمان تصاویر ابراز همدردی و در آغوش گرفتن مادر محجوبی توسط ناهید شیربیشه، مادر پویا بختیاری، جوانی که در جریان اعتراضات آبان ۹۸ کشته شد، به صورت گسترده در حال بازنشر در توییتر است.

فرشته قاضی،‌ روزنامه‌نگار، با انتشار این تصویر نوشته: «باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد، که مادران سیاهپوش داغداران زیبایی فرزندان آفتاب و باد،‌ هنوز از سجاده‌ها سر بر نگرفته‌اند...»


با رافت اسلامی او را زجرکش کردند

برخی کاربران نیز ویدیو و جملات ابراهیم رییسی،‌ رییس قوه قضاییه، را منتشر می‌کنند که به تازگی گفت زندانیان جمهوری اسلامی از «رافت و رحمت اسلامی» بهره‌مند شده‌اند.

رییسی همچنین درباره وضعیت زندانیان در زندان‌ها اعلام کرد «ما آمادگی داریم درهای زندان‌هایمان را باز کنیم برای دیدن هر کسی که بخواهد در عالم این زندان‌ها را ببیند، مشروط به اینکه ما هم هر زندانی که در جهان اراده کنیم اجازه بدهند ببینیم.»

عادل برکم،‌ فعال مدنی، با نشر ویدیوی سخنان رییسی و استفاده از هشتگ «بهنام محجوبی» نوشت: «حداقل اجازه ملاقات مادر با فرزند در آخرین لحظات را می‌دادید.»

اشاره برکم به جلوگیری از ملاقات مادر محجوبی در بیمارستان با او و هنگام بستری‌اش بوده است.

علی نانوایی، دانشجوی زندانی سابق، هم در پاسخ به همین جمله رییسی نوشت: «در همین راستا، امروز یه زندانی در کمال رافت و رحمت زجرکش شد.»


ده‌ها زندانی سیاسی وضعیت مشابهی دارند

یک فعال حقوق بشر به نام امجد حسین‌پناهی هم وضعیت پیش‌آمده برای محجوبی را محدود به این یک مورد ندانست و نوشت: «هم‌اکنون ده‌ها زندانی سیاسی از رسیدگی پزشکی محروم هستند....دارند زجرکش می‌شوند.»

تاکید بسیاری از کاربران بر این بود که جان باختن محجوبی با وجود آن‌که حین بستری در زندان صورت گرفت، اما آن‌طور که رضا یونسی،‌ خانواده علی یونسی دانشجوی زندانی، نوشته: «بهنام محجوبی را با شکنجه کشتند.»

جان باختن محجوبی سه روز پس از انتقال دیرهنگام او از زندان اوین به بیمارستان لقمان و در پی وخامت حالش صورت گرفت.

بهنام محجوبی زمستان سال ۱۳۹۶ در جریان حمله نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه به خیابان پاسداران تهران، محل زندگی نورعلی تابنده، قطب درویشان گنابادی، بازداشت شد.

او در مرداد ماه ۱۳۹۸ با حکم دادگاه انقلاب تهران به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق فراهم ساختن تجمع غیرقانونی» به تحمل دو سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت از عضویت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی یا اجتماعی محکوم شد.

محجوبی پس از احضار به دادسرای اوین، در خرداد ماه سال جاری به واحد اجرای احکام دادسرای اوین مراجعه کرد و بلافاصله بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت به زندان اوین منتقل شد.


هشدارهای قبلی همسر محجوبی

محجوبی در پیام‌هایی به قسمت‌هایی از شکنجه‌اش در زندان و بازجویی اشاره کرده بود.

این درویش جوان از جمله زندانیان سیاسی بود که توسط ماموران امنیتی دوره‌ای نیز به صورت اجباری به بیمارستان روانی امین‌آباد منتقل شد.

همسر او، صالحه حسینی، نیز بارها در نامه‌ها و اظهاراتی گفته بود که محجوبی وضعیت سلامتی مناسبی ندارد و نمی‌تواند شرایط حبس را تحمل کند.

حسینی مسئولیت جان همسرش را با جمهوری اسلامی دانسته بود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

ادامه واکنش اسرائیل به رأی دیوان کیفری بین‌المللی: تصمیمی خطرناک است

۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ۰۹:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)

پس از واکنش بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به رأی دیوان کیفری بین‌المللی مبنی بر آغاز تحقیقات درباره جنایات جنگی در سرزمین‌های فلسطینی،‌ وزرای دفاع و خارجه این کشور نیز آن را «خطرناک» خوانده و از آمادگی مقابله با پیامدهای احتمالی آن خبر دادند.

پس از واکنش بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به رأی دیوان کیفری بین‌المللی مبنی بر آغاز تحقیقات درباره جنایات جنگی در سرزمین‌های فلسطینی،‌ وزرای دفاع و خارجه این کشور نیز آن را «خطرناک» خوانده و از آمادگی مقابله با پیامدهای احتمالی آن خبر دادند.

بنی گنتس،‌ وزیر دفاع اسرائیل، در ارتباط با رای صادرشده وعده داد با تمام قدرت از شهروندان و سربازان این کشور دفاع کند.

او این تصمیم را «ابزاری در دست دشمنان اسرائیل» توصیف کرد و گفت که این تصمیم ابزاری است در دست آن‌هایی که می‌کوشند با سوء استفاده سیاسی از نهادهای بین‌المللی، به اسرائیل ضربه بزنند.

گنتس ضمن «خطرناک» خواندن این تصمیم، دیوان کیفری بین‌المللی را فاقد صلاحیت در این زمینه خواند.

وزیر دفاع اسرائیل گفت ارتش و نهادهای دفاعی اسرائیل به دفاع از کشور و شهروندان با رعایت اصول حرفه‌ای و پایبندی به حقوق بین‌الملل ادامه خواهند داد.

پیشتر نتانیاهو در ویدیویی به این تصمیم حمله کرده و آن را «یهودی‌ستیزانه» خوانده بود. نتانیاهو گفت: «این دادگاه برای رسیدگی به جرائمی همچون هولوکاست علیه یهودیان بنا شد و حال تنها کشور یهودیان در جهان را هدف قرار داده است.»

همزمان گابی اشکنازی، وزیر خارجه اسرائیل،‌ هم در توییت‌هایی نوشت تصمیم دیوان بین‌المللی کیفری «خلاف قوانین جهانی است و این نهاد را به یک ابزار سیاسی در دست پروپاگاندای ضد اسرائیلی مبدل می‌کند.»

او اضافه کرد: «تصمیم قضات هدیه‌ای به تروریسم فلسطینی و سر باز زدن تشکیلات خودگردان از بازگشت به میز مذاکره مستقیم با اسرائیل است و کاملا به قطبی‌تر شدن فضا بین طرفین می‌انجامد.»

این مقام دولت اسرائیل نیز دیوان را فاقد صلاحیت رسیدگی به موضوع خواند و خواستار احترام به حاکمیت ملی کشورها شد.

اشکنازی وعده داد اسرائیل از هر ابزاری که نیاز باشد برای حفاظت از شهروندان خود استفاده می‌کند.

بلینکن: ایران تا دسترسی شاید چند هفته فاصله داشته باشد

۸ بهمن ۱۳۹۹، ۱۱:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، در مصاحبه با شبکه خبری ان‌بی‌سی اعلام کرد که ایران برای دسترسی کافی به مواد مورد استفاده در تسلیحات اتمی قبلا چند ماه زمان لازم داشت اما اگر تهران همچنان به لغو محدودیت‌ها ادامه بدهد این مدت می‌تواند «چند هفته» باشد.

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، در مصاحبه با شبکه خبری ان‌بی‌سی اعلام کرد که ایران برای دسترسی کافی به مواد مورد استفاده در تسلیحات اتمی قبلا چند ماه زمان لازم داشت اما اگر تهران همچنان به لغو محدودیت‌ها ادامه بدهد این مدت می‌تواند «چند هفته» باشد.

وزیر خارجه آمریکا همچنین در این مصاحبه که دوشنبه ۱۳ بهمن ماه منتشر شد گفت ایالات متحده مایل است به اجرای توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ بازگردد، اگر ایران نیز چنین کند؛ بعد از آن با متحدان و شرکای آمریکا «برای توافقی طولانی‌تر و قوی‌تر» که موضوعاتی دیگر را نیز شامل شود «کار خواهیم کرد».

به گزارش ان‌بی‌سی، بلینکن با وجود اصرار این شبکه خبری درباره اینکه آیا آزادی شهروندان آمریکایی در ایران به عنوان شرطی جدی در مذاکرات با ایران مطرح خواهد شد، حاضر نشد تعهدی در این باره بدهد و تنها گفت: «قطع نظر از… هرگونه توافقی، شهروندان آمریکایی باید آزاد شوند» و «تمرکز ما بر این خواهد بود که آن‌ها به خانه بازگردند، خواه از این طریق، خواه از آن طریق».

بلینکن هفته گذشته نیز در نخستین نشست خبری خود گفته بود که «تا رسیدن به توافق با ایران، فاصله داریم» و درباره «توافق طولانی مدت با ایران» با «متحدان خود» گفت وگو خواهیم کرد.

او تاکید کرده بود تا زمانی که ایران به تعهدات خود عمل نکند ایالات متحده به توافق هسته‌ای برنمی‌گردد.

این سخنان با واکنش وزیر خارجه ایران مواجه شد.

محمدجواد ظریف عنوان کرد که ابتدا آمریکا باید به برجام بازگردد و «امیدهای» دولت جدید ایالات متحده برای بازگشت تهران به این توافق «نه منطقی است و نه هیچ گاه عملی خواهد شد».

ظریف با اشاره به سخنان پیشین رهبر جمهوری اسلامی گفته بود: «به محض آنکه آمریکا تعهداتش را اجرا و ایران نیز نفع عمل به این تعهدات را مشاهده کند، ما نیز تعهدات خود را به صورت کامل اجرا می‌کنیم.»

جمهوری اسلامی همچنین مذاکره بر سر هرگونه توافق جدید یا موضوعاتی بجز توافق هسته‌ای را رد کرده است.

ایران در نخستین سالگرد خروج آمریکا از برجام، کنار گذاشتن بخش‌هایی از تعهداتش ذیل برجام را آغاز کرد و چندی پیش نیز با تصویب قانونی در مجلس، بر روند افزایش فعالیت‌های هسته‌ای و کاهش نظارت‌های بین‌المللی صحه گذاشت.

قاچاقچی بین‌المللی مواد مخدر؛ سرباز نه‌چندان گمنام امام زمان از ترکیه تا رومانی

۲۷ آذر ۱۳۹۹، ۰۰:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

آذر ۱۳۹۹، زمانی که پلیس ترکیه اعلام کرد ۱۳ عضو یک گروه تبهکاری را به اتهام همکاری با اطلاعات ایران بازداشت کرده‌ که دست‌کم از سال ۱۳۹۴ کارشان ترور و ربودن مخالفان حکومت ایران بود، تنها یک نام آن‌ها رسانه‌ای شد: نام رهبر گروه که بازداشت نشد و به ایران گریخت: ناجی شریفی زیندشتی.

براساس گزارش آناتولی، خبرگزاری رسمی ترکیه و همچنین ویدیوهایی که ۲۶ آذر، در تلویزیون بریتانیایی اسکای نیوز منتشر شد، در تاز‌ه‌ترین مورد از همکاری این گروه با وزارت اطلاعات ایران،‌ حبيب اسيود، فعال عرب اهوازی، به دست اعضای این تیم ربوده شده و تحویل مقام‌های جمهوری اسلامی شد.

پیشتر در سال ۲۰۱۸، تعدادی از اعضای این گروه و رییس آن، ناجی شریفی زیندشتی که یک قاچاقچی بین‌المللی مواد مخدر است به اتهام دست داشتن در چند قتل از جمله کشتن سعید کریمیان، موسس و مدیر وقت مجموعه تلویزیونی جِم و قتل‌های مرتبط با قاچاق مواد مخدر در ترکیه بازداشت شده بودند. این افراد البته بعد از مدتی آزاد شدند. گفته می‌شود علت آزاد شدن آن‌‌ها، ترکیبی از اعمال نفوذ با پرداخت رشوه و فقدان مدارک کافی بوده است.

اکنون قرینه‌هایی در دست است که نشان می‌دهد زیندشتی ممکن است با کمک گرفتن از یکی از بستگان نزدیکش، حسین کریمی ریک‌آبادی که یک گانگستر شناخته شده بین‌المللی در رومانی بوده است، در کشتن قاضی منصوری نیز دست داشته‌ باشد. اگر این حدس درست باشد، ابهام‌ها درباره دلیل کشانده شدن قاضی منصوری از آلمان به رومانی رفع می‌شود: دستگاه دیپلماسی ایران، منصوری را به رومانی برد چون پیمانکاران قتل، در آن کشور از امکانات بهتری برخوردار بودند.

اما تنها نام رسانه‌ای شده این گروه، متعلق به همان کسی است که این بار بازداشت نشده است: ناجی شریفی زیندشتی. کسی که در سال ۲۰۱۴ و پس از کشف بزرگ‌ترین محموله هروئین تاریخ اروپا در یونان تحت تعقیب قرار گرفت. بعد از کشف این محموله دو تنی، زنجیره‌ای از قتل‌های مرموز در کشورهای مختلف روی داد. رسانه‌های مختلف در ترکیه، یونان و سایر کشورها در مورد دست‌کم ۱۰ قتل، انگشت اتهام را به سمت زیندشتی گرفته‌اند. براساس اسناد منتشرشده، در شش سال گذشته، دست‌کم ۱۷ نفر در این رابطه در سه قاره جهان به قتل رسیده‌اند.

مردی ۴۶ ساله، که در ۲۶ ساله اخیر زندگی‌اش، با اتهام‌های سنگین قاچاق مواد مخدر و قتل‌های انتقام‌جویانه دست‌کم سه بار بازداشت، دادگاهی و زندانی شده است اما هر سه بار پس از مدت کوتاهی از زندان رهایی یافته است.

فرزند کوچک خانواده‌ای محبوب و محترم در روستای ممکان، چگونه به مردی بدل شد که برای جمهوری اسلامی آدم‌ربایی و آدمکشی می‌کند اما نمی‌تواند بدون محافظان مسلح، حتی در مراسم خاکسپاری مادرش در روستای پدری حاضر شود؟

100%

کودکی که زود بزرگ شد

ناجی، سال ۱۳۵۳ در روستای ممکان، از توابع بخش صومای برادوست شهرستان ارومیه متولد شد. فرزند آخر خانواد‌ه‌ای پرجمعیت با ۵ خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خودش. نوه کوچک عمرخان زیندشتی، از ملاکین مشهور و قدرتمند ایل شکاک که با شورش اسماعیل آقا سیمیتقو همراه نشد اما پس از کشته شدن او به ریاست ایل رسید و در همین موقعیت اگرچه ابتدا وزیر جنگ جمهوری خودمختار کُردستان بود، اما در همراهی با قاضی‌ محمد هم رفیق نیمه‌راه شد.

100%

گُرگین (ابراهیم) شریفی، پدر ناجی، اما برخلاف پدرش در انقلابی‌گری راسخ بود و جان خود را بر سر آرمان‌هایش گذاشت؛ راهی که «فرهنگ»، برادر بزرگ‌تر ناجی هم پیمود و تلخ برای خانواده آن‌ها این‌که، پدر و پسر هر دو باهم جان‌باختند، سال ۱۳۶۲ و در جریان درگیری بین پیشمرگه‌های حزب دموکرات کردستان ایران و نیروهای سپاه پاسداران در منطقه انزل ارومیه. همان سپاهی که امروز اسلحه در اختیار همراهان ناجی قرار داده است تا از او محافظت کنند. محافظت از انتقام کسانی که در ادامه داستان درباره‌اش توضیح خواهیم داد.

با مرگ پدر و برادر بزرگ‌تر، خانواده از روستای ممکان به شهر ارومیه مهاجرت کرد. محبوبیت خانواده بین فامیل به خاطر جان‌باختن پدر و پسر بزرگ خانواده، زندگی را برای آنان در شهر آسان کرده بود.

اقتدار نافیه کریمی ریک‌آبادی، مادر خانواده هم در حفظ اعتبار خانواده میان فامیل موثر بود. نافیه خانم، که به‌تازگی در ۸۵ سالگی فوت کرد، عمه یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های ایرانی درگیر در مواد مخدر در اروپا و آمریکا، «حسین کریمی ریک‌آبادی» است. به او در انتهای این گزارش برمی‌گردیم.

100%

خانواده با وجود از دست دادن پدر، دغدغه مالی نداشت اما ناجی اهل درس خواندن نبود و کلاس اول راهنمایی ترک تحصیل کرد. گویی بی‌آن‌که بداند، به سنت پدربزرگش بازگشته بود.

آن‌گونه که ویلیام داگلاس، قاضی پیشین دیوان عالی آمریکا در فصل چهارم کتاب «سرزمین شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی» که با ترجمه فریدون سنجر منتشر شده نوشته است، سال ۱۳۲۹ وقتی در روستای زیندشت میهمان عمرخان شریفی بود، عمرخان در پاسخ به پرسش از سطح سواد ۱۲ پسرش گفته بود: «من فقط یکی از آن‌ها را به مدرسه فرستاده‌ام و او هم کلاس ششم را تمام کرده و جلوتر نرفته است. در خانواده اگر یک نفر باسواد باشد و بتواند حساب دخل‌وخرج را نگه دارد کافی است.»

ناجی زیندشتی به خاطر بی‌نیازی مالی خانواده، کار نکرد و به سربازی هم نرفت. اما بیکاری موجب نشد خیلی زود ازدواج نکند. سال ۱۳۷۲ جشن عروسی پرخرج و مفصل ناجی که حالا ۱۹ ساله شده بود با لیلا تمرزاده، ۱۱ شب طول کشید.

100%

لیلا که در ترکیه به نام نگار شریفی شناخته می‌شود، تمام این سال‌ها را کنار ناجی مانده است. او در اردیبهشت ۱۳۹۷ همراه همسرش و ۸ تن دیگر از نزدیکان ناجی زیندشتی در ترکیه بازداشت شد. مشخص نیست که لیلا چه مقدار درگیر فعالیت‌های ناجی است اما اثر این فعالیت‌ها، دامن زندگی خانوادگی آن‌ها را هم گرفته است. از جمله ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، وقتی لیلا پیکر بی‌جان گلوله‌باران شده دختر ۱۹ ساله‌اش ‌اَوین (آرزو) را در بیمارستانی در استانبول در آغوش گرفت.

100%

از قتل غیرعمد در خیابان تا قتل عمد در زندان

سال ۱۳۷۳، یک سال بعد از ازدواج، به نظر می‌رسید ناجی زیندشتی کاری پردرآمد را شروع کرده است، اگرچه جز حلقه نزدیکانش، کسی نمی‌دانست او چکار می‌کند. اما پول ظاهرا بادآورده‌ این کار که از جمله صرف خرید اتومبیل می‌شد سال ۱۳۷۴ جان مرد متاهل جوانی با نام فامیلی «بشیری» را گرفت. مردی که کنار خیابان ایستاده بود تا شاهد «ماشین‌بازی» ناجی و دوستان پولدارش در یک نمایش خطرناک باشد.

ناجی از محل حادثه گریخت و تا زمانی که واسطه‌گری دایی‌اش موثر واقع شود و در چارچوب روابط عشیره‌ای خانواده بشیری از خون پسرشان بگذرند، جایی آفتابی نشد. مدتی نه‌چندان طولانی پس از این حادثه، ناجی که تازه پدر شده بود، اواخر سال ۱۳۷۴ در جریان معامله یک محموله قابل توجه مواد مخدر همراه با فردی به نام اسفندیار (اسفندیار ریگی) در خانه خودش در ارومیه بازداشت شد.

ناجی و اسفندیار پس از پایان تحقیقات به زندان اوین منتقل و در نهایت به حبس ابد محکوم شدند. حبسی که تا ابد طول نکشید و اواخر سال ۱۳۷۶ در وضعیتی مبهم، احتمالا در جریان انتقال به دادگاه برای شهادت در مورد یک پرونده، این دو نفر یکی از ماموران محافظ را کشته و گریختند. اسفندیار راهی پاکستان شد و ناجی راه ترکیه را در پیش گرفت.

ناجی پس از گذشتن از مرز، در خانه خواهر بزرگ‌ترش به نام «فیَت» در روستای بلاسان از توابع شهر وان در ترکیه، ساکن شد و با کسانی رفیق و همبازی فوتبال در زمین‌های خاکی شد که به‌تدریج به برخی از نزدیک‌ترین همکاران و مهره‌هایش بدل شدند.

100%

ناجی زیندشتی چند سالی را در خانه خواهرش ماند و پایه‌های تجارت پرسود برای ترانزیت مواد مخدر به اروپا را از همین روستا بنا گذاشت و از سال ۱۳۸۰ هم مقیم استانبول شد.

100%

بازداشت نخست در ترکیه

زیندشتی، در تمام سال‌های فعالیتش کوشیده است حاشیه سیاسی امنی برای خود بخرد. در چارچوب همین تلاش‌ها، او ابتدا به تشکیلات فتح‌الله گولن نزدیک شد و به آن‌ها کمک‌های مالی سخاوتمندانه‌ای می‌کرد. ناجی در همین مقطع زمانی، تقریبا هم‌زمان با بازگشایی پرونده‌ سیاسی پر سرو صدایی به نام ارگنکون در ترکیه، ۲ مهر ۱۳۸۶، در منطقه بویوک چکمجه استانبول با بیش از ۷۷ کیلو هروئین، بازداشت شد.

گفته می‌شود او که خود را با اسم مستعار کمال شریفی سیدانی معرفی کرده بود در جریان تحقیقات و به‌طور علنی در دادگاه، برای گرفتن تخفیف در مجازات، با مقامات برای شناسایی مسیرهای قاچاق مواد مخدر همکاری کرد. اما آزادی او احتمالا تنها به دلیل دادن اطلاعات درباره تجارت بین‌المللی مواد مخدر نبود. گفته می‌شود او در عین حال چند صد هزار دلار به عنوان رشوه هزینه کرد و همچنین در پرونده ارگنکون نیز همکاری‌هایی با مقامات ترکیه داشت. با این‌که دادستان برایش حکم سنگین حبس ابد درخواست کرده بود ولی او در نهایت آزاد شد.

ناجی ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ با همان هویت جعلی از زندان مرخص شد و حدود دو ماه بعد در پرونده ارگنکون، به صورت مخفیانه و با نام مستعار «ترازی» (نام یکی از ماه‌های نجومی که در فارسی به آن میزان گفته می‌شود) علیه برخی از متهمان این پرونده شهادت داد. در این شهاد‌ت‌ها او از جمله ادعا کرد که قضات درگیر در پرونده کشف ۳۵۰ کیلو هروئین در اوکراین که متهمانش در ترکیه محاکمه می‌شدند، با دریافت رشوه‌ای معادل یک میلیون و ۲۰۰ هزار یورو، همه متهمان را آزاد کرده‌اند.

زیندشتی پس از آزادی هم علیه قضات پرونده خودش به اتهام دریافت رشوه به صورت علنی بیانیه داد. این همکاری‌های آشکار موجب شد او نزد قاچاقچی‌‌های دیگر به عنوان خبرچین برچسب خورده و بدنام شود و چند سال بعد در جریان لو رفتن محموله دو تُنی هروئین از کشتی یونانی «نور وان» در آتن، به عنوان مظنون اصلی افشای محموله هروئین، هزینه‌ای خونین بپردازد.

اما در این مقطع، ظاهر فعالیت‌های ناجی شریفی زیندشتی در رسانه‌‌های اجتماعی نشان می‌دهد که او هنوز با جمهوری اسلامی زاویه دارد و آینده‌اش را در ترکیه و سیاست آن کشور می‌بیند.

100%

تجارت بزرگ و معامله مرگ

۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، نفتکشی یونانی به نام نور وان، از دوبی به سمت یونان راه افتاد و ۱۶ خرداد در بندر الفسینای یونان در غرب آتن پهلو گرفت. نور وان، حامل دست‌کم ۲ تن هروئین خالص بود که ۶ قاچاقچی مواد مخدر ساکن دوبی، استانبول، بروکسل و آمستردام، با سرمایه‌گذاری مشترک پول خرید آن را داده بودند.

این کشتی به یک مرد یونانی به نام آفتیمیوس یانوساکیس تعلق داشت که سال ۲۰۰۹ به دبی مهاجرت کرده بود. او کشتی نور‌ وان را سال ۲۰۱۲ اجاره و پرچم توگو را روی آن نصب کرد. یانوساکیس سال اول به قاچاق سوخت ایران مشغول شد و سوختی را که از طرف‌های ایرانی می‌خرید، به فردی به نام محمد دیزل، یک تاجر ایرانی، که در دبی با او آشنا شده بود، می‌فروخت.

محمد دیزل که در گزارش‌های مرتبط با کشتی نور وان، نام او بارها تکرار شده است، همان اسفندیار بلوچ، متولد ۱۳۵۰ در شهر خاش، هم‌بندی و رفیق قدیمی ناجی زیندشتی است که با هم از زندان اوین گریختند. اسفندیار که از طایفه ریگی در بلوچستان ایران است پس از فرار از زندان، مدتی طولانی را در کویته پاکستان گذارند و آن‌جا به نام «شهید احمد» فعالیت می‌کرد. زیندشتی در مکاتبات ایمیلی با الکساندر کلاب، نویسنده گزارش تحقیقی کشتی خون‌آشام در وب‌سایت نیورپابلیک، از او با همین نام شهید احمد یاد می‌کند. در ادامه، برای اشاره به او، از همین نام محمد دیزل استفاده می‌کنم.

دیزل سپس به یانوساکیس پیشنهاد داد از کشتی او برای قاچاق مواد مخدر استفاده کنند. دیزل گفته بود خرید را او از پاکستان انجام می‌دهد و فروش را هم زیندشتی در استانبول هماهنگ می‌کند. با موافقت یانوساکیس و انجام چند جلسه با طرف‌های مختلف، دیزل در نهایت موفق شده بود از گروهی از سرمایه‌گذاران در استانبول و اروپا، ۲۰ میلیون یورو برای خرید هروئین پول جمع کند؛ سرمایه‌گذارانی که به جز زیندشتی، اکنون همه کشته شده‌اند.

پس از جمع شدن پول، نشست‌های مشترکی هم در دبی برگزار می‌شود. هم زیندشتی در مکاتباتی ایمیلی و هم یانوساکیس در دیدار حضوری با الکساندر کلاب، انجام دیدارهای هماهنگی در لابی‌های هتلی در اطراف پالم جمیرای دبی را در اسفند ۱۳۹۲ و فروردین ۱۳۹۳ تائید کرده‌اند. زیندشتی هم همان زمان در فیس‌بوکش تصویری منتشر کرده که حضورش در دوبی را در آن تاریخ تائید می‌کند.

100%

اما به یونان بازگردیم. ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، چهار مرد سوار بر یک مرسدس شاسی‌بلند به کشتی نور وان مراجعه کرده و مواد مخدر جاسازی شده را با خود می‌برند.

از آن طرف، ۲۱ خرداد، چهار روز بعد از پهلو گرفتن کشتی نور وان در ساحل الفسینا، شخصی به گارد ساحلی در آتن مراجعه کرده و در مورد جابه‌جایی حجم بزرگی از مواد مخدر در چند نقطه صنعتی و تفریحی نزدیک آتن به آن‌ها اطلاعات دقیقی داد. ۲۲ خرداد، گارد ساحلی با این اطلاعات، در دو نقطه جدا از هم در نزدیک آتن، به صورت تقریبا هم‌زمان یک تُن هروئین خالص را کشف کردند. آن روز و روزها و هفته‌های بعد، در چارچوب همین عملیات، بیش از ۳۰ نفر از جمله در آتن و دُبی بازداشت شدند.

در نتیجه اعترافات یکی از بازداشتی‌ها، پلیس یونان، اول تیر ۹۳، به یک مرغداری در حومه آتن حمله کرد و یک تُن دیگر هروئین کشف شد. تاکنون این بزرگ‌ترین محموله کشف شده هروئین تاریخ اروپا است.

هم‌زمان ترتیبی داده شد که چند چهره اصلی بازداشت‌شده بتوانند فرار کنند. هدف پلیس، ردگیری آن‌ها برای رسیدن به مهره‌های اصلی پشت صحنه قاچاق این محموله بسیار بزرگ بود. کشتی هم در روزهای بعدی شناسایی و توقیف شده و خدمه‌اش بازداشت شدند.

یکی از چهره‌های فراری داده شده، همان محمد دیزل (اسفندیار) بود، که خودش هم از جمله ۶ سرمایه‌گذار خرید محموله ۲ تُن هروئین کشتی بود. دیزل، پس از فرار به ترکیه رفت و با کمک گرفتن از دوست قدیمی‌اش ناجی شریفی زیندشتی به دُبی، محل اقامتش، بازگشت.

اما سرمایه‌گذاران که ۲۰ میلیون یورو پول نقد بابت خرید هروئین پرداخت کرده‌ بودند، از پولشان نمی‌گذشتند. ناجی قبلا سابقه همکاری با پلیس را داشت و همه همکارانش هم این را می‌دانستند و همین معروف شدنش به خبرچینی، این‌جا کار دستش داد.

100%

کشتار آغاز می‌شود

یکی از سرمایه‌گذاران هروئین کشتی نور وان، اواسط شهریور ۱۳۹۳، در ایمیلی به زیندشتی که بعدا به دست پلیس ترکیه افتاد، نوشت: «تو برنامه‌های ما را خراب کردی، علیه ما صحبت کردی، از ما دزدی کردی و ما را احمق فرض کردی.»

تهدیدی که زیندشتی متوجه جدی بودنش شد و به گفته خودش، پلیس را از آن مطلع کرد. اما او فکر نمی‌کرد برآورد اشتباه یا ناشیگری قاتلان موجب شود آنان به‌جای خودش، جان دختر جوانش را بگیرند.

ناجی و لیلا سه فرزند دارند. دو دختر و یک پسر. بزرگ‌ترین آن‌ها اَوین بود که در ترکیه به نام آرزو شناخته می‌شد و دانشجو بود. اَوین، ۱۹ ساله، ۱۰ صبح ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، وقتی همراه «دوریم اوزتونچ»، ناپسری ۲۳ ساله عمه‌اش فیَت، که راننده و محافظش هم بود، عازم دانشگاه بود در پشت چراغ قرمزی در منطقه بیوک چَکمَجه، به‌جای پدرش هدف قرار گرفت. راننده در جا کشته شد و پورشه شاسی‌بلند که از کنترل خارج شده بود پس از برخورد با یک کامیون متوقف شد. اوین هم ساعاتی بعد در بیمارستان درگذشت.

100%

ناجی زیندشتی در واکنش به این حمله گفت او فکر نمی‌کرده آن‌ها که یک شبکه بین‌المللی قاچاق مواد مخدر هستند با بچه‌ها کاری داشته باشند. زیندشتی گفت به دولت اطلاع داده بود و فکر می‌کرد تدابیر لازم اتخاذ خواهد شد.

زیندشتی نمی‌دانست کدام یک از شرکا، دختر او را هدف گرفته است و برای همین او عملا همه را هدف گرفت، مجموعه‌ای از انتقام گیری‌های خونین از همه کسانی که او گمان می‌کرد در طراحی یا اجرای ترور دخترش دست داشته‌اند.

۲۰ آذر ۱۳۹۳، نخستین هدف در هلند کشته شد. موراد گارکی، از سرمایه‌گذاران هروئین نور وان در آمستردام کشته شد. پس از او نخستین قربانیان در ترکیه، حاجی عثمان سزن و تورگای آکار، دو سابقه‌داری بودند که اول دی ۱۳۹۳، باهم ترور شدند. پلیس بعدا اعلام کرد آن‌ها ضاربانی بودند که دختر ناجی زیندشتی را به دستور افرادی دیگر به قتل رساندند.

سه روز بعد، ۴ دی‌‌ماه، «علی‌اکبر آگکون»، یکی از سرمایه‌گذاران هروئین کشتی نور وان که ساکن بروکسل بود و به استانبول سفر کرده بود در یک اتومبیل بنتلی هدف گرفته شد و به قتل رسید. در همین روز، ودات شاهین برادر سادات شاهین و فردی توپال، محافظ و رفیق او با هم در نیسان‌تاشی استانبول کشته شدند.

چند روز بعد هم، پیکر گلوله‌باران شده محمد دیزل، در دریای مرمره و در حالی که به لنگر یک کشتی زنجیر شده بود، یافته شد. زیندشتی بعدا در پیامی به یکی از همکارانش نوشت: «من او را تنبیه کردم، او را کشتم.» دیزل یا همان اسفندیار ریگی که سال‌ها با ناجی زیندشتی کار کرده و با هم از زندان گریخته بودند، در انتقام گرفتن‌ها هم در استانبول به او کمک کرده بود اما زیندشتی در عطش انتقام، به او هم مشکوک شده بود.

100%

۱۰ دی‌ماه هم، روزنامه‌های هلند خبر از ترور اوکان فیدان، یک قاچاقچی کوکائین در آن کشور دادند که با یکی از سرمایه‌گذاران نور وان در شهر پاناما ارتباط داشت.

قربانی بعدی، پرویز کشاورز از طایفه فنکی از ایل شکاک ایران است که دو تابعیتی بود و در ترکیه به نام چتین کوچ شناخته می‌شد. پدر پرویز، جرجیس کشاورز، سال‌ها پیش در ایران به جرم قاچاق مواد مخدر اعدام شده بود. پرویز هم اگرچه خیلی دیرتر از ناجی زیندشتی، اما پا در راه پدرش گذاشته بود و مقیم دبی شده بود.

پرویز ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ در منطقه مارینای دبی در اتومبیلش ترور شد. پلیس یک ایرانی و دو کانادایی را به عنوان ضاربان او شناسایی کرد، هرچند ضاربان از دوبی گریخته بودند. دو ضارب کانادایی پیش از آن‌که به چنگ پلیس کانادا بیفتند، خیلی زود و تنها چند هفته پس از رسیدن به کانادا به قتل رسیدند.

100%

براساس گزارش الکساندر کلاب، برادر پرویز هم دو سال بعد، در سال ۱۳۹۷، از خانه‌اش در تهران ربوده شد و جنازه‌اش مدتی بعد در یک سگدانی در جنوب شرقی ترکیه یافته شد.

یکی از کسانی که با او برای این گزارش صحبت کردم می‌گوید طایفه فنکی به خاطر قتل پرویز و برادرش که آنان می‌گویند به دستور ناجی زیندشتی صورت گرفته است، مترصد انتقام‌گیری از او هستند: «آن همه محافظ مسلح حتی در روستای پدری ناجی و در روز خاکسپاری مادرش، نه به خاطر ترس از باندهای رقیب که از تیررس آنان دور شده است که ناشی از ترسش از انتقام طایفه فنکی است که می‌داند رهایش نمی‌کنند.»

تقریبا ۹ ماه پس از یافتن جنازه برادر پرویز، در ۹ آبان ۱۳۹۶، قطب‌الدین کیا، از وکلای معروف ترکیه که وکالت اورهان اونگان، برادر و شریک یکی دیگر از سرمایه‌گذاران نور وان را بر عهده داشت، در حال صرف صبحانه با خانواده‌اش در استانبول هدف قرار گرفت و کشته شد. او ۱۷ روز پیشتر در آخرین جلسه دادگاهی که حضور داشت گفته بود در معرض تهدید است و ممکن است این آخرین جلسه کاری زندگی او باشد. ایلهان برادر اورهان که سرمایه‌گذار نور وان بود پیشتر در حین پیاده‌روی در استانبول ترور شده بود.

100%

پایان بازی در استانبول

پس از آن‌که یونان در پیوند با محموله هروئین نور وان، برای زیندشتی حکم بازداشت بین‌الملی صادر کرد واز ترکیه تقاضای استرداد او را مطرح کرد، ۱۷ فروردین ۱۳۹۷، پلیس مبارزه با مواد مخدر ترکیه ناجی شریفی زیندشتی و ۹ نفر از همراهانش از جمله همسرش لیلا (نگار شریفی) را پس از دقایقی تیراندازی بازداشت کرد. لیلا تمرزاده، ساعاتی بعد به همراه سه نفر دیگر از بازداشتی‌ها آزاد می‌شود.

100%

اما تنها ۶ ماه پس از بازداشت زیندشتی و در حالی‌که شواهد بسیار زیادی علیه او وجود داشت و در پیوند با ۱۰ مورد قتل عمد زیر بازجویی بود، با اعمال فشار بُرهان کوزو از چهره‌های ارشد و موسس حزب حاکم عدالت و توسعه، مشاور ارشد اردوغان و عضو کمیسیون قانون اساسی ترکیه، او ۱۹ مهر ۱۳۹۷ از زندان آزاد شد و بلافاصله به ایران رفت.

نکته مهم در پیوند با این آزادی، استدلال برهان کوزو برای خلاص کردن زیندشتی از زندان است. او به قاضی گفته بود آزادی ناجی زیندشتی، تاثیر مثبتی بر روابط ایران و ترکیه خواهد داشت. مشخص نیست این استدلال بازتاب خواست و نظر یک مقام دیپلماتیک یا امنیتی جمهوری اسلامی در پیوند با بُرهان کوزو بوده یا تنها ترفند کوزو برای تاثیرگذاری بر قاضی پرونده بوده است.

100%

بُرهان کوزو، به خاطر همین موضوع به سوءاستفاده از مقام محکوم شد. چون براساس دادخواست دادستانی کل استانبول، او برای آزادی تاجر مواد مخدر ایرانی بارها با قاضی پرونده تماس گرفته بود. برای همین دادستانی برای او درخواست ۲ تا ۵ سال حبس کرد؛ برهان کوزو به‌ تازگی بر اثر ابتلا به کرونا فوت کرد.

عالیه اوزون ، یکی دیگر از چهره‌های حزب حاکم عدالت و توسعه در استانبول است که با زیندشتی در ارتباط بوده و او را به برهان کوزو معرفی کرده است. اوزون پذیرفته که در ازای دریافت نزدیک به ۲۳۰ هزار دلار که خودش دستمزد می‌خواند، خواسته برای دریافت حق شهروندی ترکیه به زیندشتی کمک کند اما تلاش‌هایش به جایی نرسیده است.

100%

قاچاقچی دیروز، قاتل اجاره‌ای امروز

اما یک جرقه لازم بود تا نام ناجی شریفی زیندشتی که برای مردم در ترکیه نام ناآشنایی نبود، باز به صدر خبرها برگردد و ایرانی‌ها هم این‌بار او را بشناسند. این جرقه با پس‌لرزه‌های ربودن حبیب اسیود، فعال عرب اهوازی در ترکیه و انتقال او به ایران زده شد.

۲۳ آذر ۹۹، رسانه‌های ترکیه از روابط وزارت اطلاعات ایران با ناجی شریفی زیندشتی خبر دادند. روابطی که گفته شد از سال ۱۳۹۴ شروع شده و بر ترور و ربودن مخالفان حکومت ایران در ترکیه متمرکز بوده است.

اعترافات بختیار فرات، از اقوام زیندشتی هم که آبان سال جاری، در ترکیه بازداشت شد، شواهد دال بر همکاری این قاچاقچی بین‌المللی با دستگاه‌های امنیتی ایران را بیشتر کرد. البته ناجی زیندشتی روز پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹ در گفت‌وگویی ویدیویی با سعید شفا، روزنامه‌نگار ترک گفت اعترافات بختیار فرات، در جریان ۴۵ روز بازداشت او و زیر شکنجه گرفته شده است و بی‌اساس و دروغ است.

100%

۱۳۹۴ سالی است که زیندشتی به اتهام قتل مخالفانش در ترکیه زیر نظر قرار گرفت. او ظاهرا در چارچوب سیاست دائمی‌اش مبنی بر داشتن یک پایگاه در قدرت، متوجه امکان ادامه زندگی در ایران شد و بنا بر ادعاهای مطرح‌شده در رسانه‌های ترکیه، از این تاریخ بود که همکاری‌ با دستگاه‌های اطلاعاتی ایران را برای تضمین آینده‌ای ایمن شروع کرد.

۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، سعید کریمیان و شریک کویتی او محمد متعب شلاحی، در خودروی شخصی در محله ساری‌یر استانبول در حمله مسلحانه به قتل رسیدند. ضاربان دو نفر بودند اما براساس اعلام پلیس ترکیه یکی از آن‌ها که فراری است، علی کوچاک، راننده و محافظ زیندشتی است.

۲۳ آبان ۱۳۹۸، مسعود مولوی، موسس کانال تلگرامی جعبه سیاه در یکی از خیابان‌های استانبول ترور شد. به گفته مقام‌های امنیتی ترکیه، عامل این قتل، عبدالوهاب کوچاک، باغچه‌بان ویلای زیندشتی در استانبول و برادر علی کوچاک است؛ به نظر می‌رسد این متهم، بازداشت شده است.

مقام‌های امنیتی ترکیه می‌گویند ۲ مهر ۱۳۹۹، حبيب إسيود، فعال عرب اهوازی را تیمی از باند زیندشتی از ترکیه ربوده و تحویل ایران داده‌اند. تیمی که بنا بر خبرها اکنون ۱۳ نفر از آنان از سوی دستگاه امنیتی ترکیه بازداشت شده‌اند.

اما زیندشتی که مدتی تقریبا طولانی از انظار عمومی پنهان مانده بود، از روزی که به ایران بازگشته است، زندگی علنی دارد. او پس از گریختن از ترکیه، به همکاری‌اش با دستگاه اطلاعاتی ایران به صورت علنی ادامه داده است و به گفته منابعی، تجارت مواد مخدرش را هم مدیریت کرده است.

ناجی شریفی زیندشتی در این مدت، برجی به نام مادرش در ارومیه ساخته است و خانه‌سازی بسیاری در روستای محل تولدش انجام داده است.

100%

اما زندانی محکوم به حبس ابد فراری که در حین فرار هم سرباز محافظی را کشته است، احتمالا در یک پرونده مهم دیگر قتل حکومتی در خارج از کشور هم نقشی بسیار مهم ایفا کرده است. پرونده‌ قتل قاضی منصوری در رومانی.

قتل قاضی منصوری در رومانی

پیشتر اشاره شد که حسین کریمی ریک‌آبادی، پسر دایی ناجی شریفی زیندشتی است. ریک‌آبادی ۷۳ ساله، متولد روستای ریگ‌آباد ارومیه، که با نام «حسین سلیم‌خوانی» هم شناخته می‌شود از قاچاقچیان بین‌المللی مواد مخدر است. او نخستین بار در سال ۱۳۴۹ به خاطر قاچاق مواد مخدر بازداشت شد. پس از انقلاب، در ابتدای دهه ۶۰ به ترکیه رفت و بعد از مدت کوتاهی زندگی در آن‌جا، به دلیل خطر زندان و احتمال دیپورت به ایران، عازم رومانی شد و در این کشور ماندگار شد.

او بیش از ۲۵ سال در این کشور زندگی کرد و یکی از کارتل‌های اصلی مواد مخدر و تبهکاری در بُخارست را تاسیس و مدیریت می‌کرد. در این سال‌ها او را در محافل بین‌المللی هروئین با عنوان حسین دایی می‌شناختند. کریمی ریک‌آبادی، از سال ۱۳۷۵ در رادار اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا قرار گرفت و نهایتا ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ در حال تلاش برای سفر از اتریش به جمهوری آذربایجان بازداشت شد و به آمریکا تحویل داده شد.

دادستانی جنوب استان نیویورک، در بیانیه‌ای اعلام کرد ریک‌آبادی مسئول توزیع هزاران کیلوگرم هروئین در جنوب غرب آسیا، اروپا و آمریکا است و در صورت محکومیت در دادگاه، با حداکثر حبس ابد و حداقل ۱۰ سال زندان مواجه خواهد شد. اما چون بخشی از تحقیقات مقدماتی در مورد حسین کریمی ریک‌آبادی که در کشور رومانی انجام شده بود، با موازین قضایی آمریکا همخوانی نداشت، او نهایتا بعد از گذراندن حدود ۵ سال در زندانی در نیوجرسی، به ایران برگردانده شد و اکنون در ارومیه زندگی می‌کند.

100%

با توجه به سابقه اقامت طولانی پسردایی ناجی زیندشتی در بخارست و امپراتوری عظیمی که برای تجارت مواد مخدر در این کشور برپا کرده بود، بدیهی است که او هنوز در حلقه‌های مافیایی بخارست، آشناهایی دارد. آیا حلقه مفقوده مرگ قاضی مشهور جمهوری اسلامی در بخارست که گفته شد خودکشی بوده اما شواهد و قراین فراوانی از احتمال قتل او در مطبوعات رومانی منتشر شد را باید در همکاری‌های ناجی زیندشتی با امنیتی‌های ایران جست‌وجو کرد؟

قاضی منصوری، با توصیه وزارت خارجه ایران در شرایطی که نگران بود در آلمان به خاطر شکایت‌ها از نقشش در نقض حقوق‌بشر بازداشت شود، به‌جای هر کشور دیگر دنیا، به رومانی هدایت شد؛ جایی که دستگاه امنیتی ایران به گفته منبعی که با من صحبت کرد، «امکان و آدم لازم را برای حذف او داشت».

«ریک‌آبادی آن‌جا یک کارتل فعال دارد و آدم‌هایش هم همه‌جا هستند. او از ترس بازداشت جرات نمی‌کند از ایران خارج شود و در ایران هم مسلح می‌گردد. این‌جا (در ایران) مراقبش هستند و او هم به حکومت خدماتش را ارائه می‌دهد.»

به گفته این منبع، رابطه فامیلی و کاری ریک‌آبادی و زیندشتی خیلی مستحکم است و همین اواخر، چندی بعد از کشته شدن قاضی منصوری، در ارومیه گفته شد ناجی برای ریک‌آبادی عمارت اعیانی گران‌قیمتی خریده است.

شیوه عملکرد پلیس و دستگاه قضایی رومانی و بی‌توجهی سفارت جمهوری اسلامی در آن کشور به اعلام خطر قاضی منصوری، همه تکه‌هایی از یک پازل هستند؛ پازلی که به اراده دستگاه‌های امنیتی در سال‌های اخیر، چیدن و طراحی‌اش به گروه‌های تبهکاری خارج از کشور سپرده شده است. از گروه زیندشتی در ترکیه تا کارتل ریک‌آبادی در رومانی.

گروه‌های دیگر کی و چگونه شناسایی خواهند شد؟

سامانه نیما و بانک مرکزی در خدمت تامین ارز برای نیروی قدس سپاه پاسداران

۲۱ آذر ۱۳۹۹، ۰۱:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد بخشی از وزارت دفاع، سامانه نظام یکپارچه معاملات ارزی (نیما) بانک مرکزی را برای تامین منابع ارزی و ریالی مورد نیاز سپاه قدس به خدمت گرفته و برای این منظور در حجم ده‌ها میلیون دلار و یورو از صرافی‌های مختلف استفاده می‌کند.

یکی از مدیران ارشد سیستم بانکی کشور که این اطلاعات را به شرط محفوظ ماندن نامش در اختیار ایران اینترنشنال گذاشته، می‌گوید این مجموعه برای دریافت ارز از سامانه نیما، از نام و مدارک صرافی‌های مجاز استفاده کرده و قراردادهای صوری به بانک مرکزی ارائه می‌دهند.

به گفته این منبع، «بانک مرکزی با آگاهی به صوری بودن این قراردادها، تخصیص ده‌ها میلیون دلار از پول‌هایی که به مردم ایران تعلق دارد و باید برای تجارت مستمر در اختیار تاجران و بازرگانان کشور در حوزه واردات قرار بگیرد، را برای عوامل وزارت دفاع و نیروی قدس سپاه امکان‌پذیر می‌سازد.»

100%

به گفته عبدالناصر همتی رییس بانک مرکزی، از ابتدای سال جاری، ۱۵ میلیارد دلار ارز برای واردات از محل ارز صادرکنندگان در سامانه نیما تامین شده است.

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد از این فرآیند به صورت عمده در راستای تبدیل ریال به دلار از سوی بخشی از نیروهای حاکمیتی در ایران و به منظور تامین ارز مورد نیاز نیروی قدس استفاده شده است.

بنا بر همین اطلاعات، غلامرضا پناهی، معاون امور ارزی بانک مرکزی، انجام این معاملات صوری را تایید کرده است. مدیر بانکی که با ما صحبت می‌کرد، می‌گوید استفاده نیروی قدس از سامانه نیما در چنین حجمی، آسیب چشمگیری بر نرخ ارز وارد می‌کند و باعث کاهش تامین ارز مورد نیاز برای واردات کالا و دارو می‌شود. به گفته او: «نتیجه این کاهش، آسیب جبران‌ناپذیر بر واردات کشور است و به ویژه در برهه زمانی کنونی، بحران کمبود دارویی کشور را عمیق‌تر می‌کند.»

به گفته این منبع بانکی، این نقل و انتقالات را معاون آماد، تحقیقات و امور صنعتی وزارت دفاع برای نیروی قدس از طریق مجموعه‌ای از صرافی‌های وابسته یا در پیوند با آن، هماهنگ می‌کند: «سردار سپاهی سیدحجت‌لله قریشی، معاون آماد و تحقیقات صنعتی وزارت دفاع و رضاقلی اسماعیلی از همکاران او در وزارت دفاع، دو مقام عالی‌رتبه‌ای هستند که به صورت مستقیم با این صرافی ها ارتباط دارند.»

رضاقلی اسماعیلی، برای کسانی که مساله تحریم‌های نظامی سازمان ملل علیه مقام‌های جمهوری اسلامی را تعقیب می‌کردند، نامی آشناست.

اسماعیلی، دوم دی‌ماه ۱۳۸۵، و بر اساس قطعنامه ۱۷۴۷ سازمان ملل، به خاطر ارتباطش با برنامه موشک‌های بالستیک ایران در لیست تحریم این سازمان قرار گرفت. او در آن زمان مدیر امور بازرگانی و روابط بین‌الملل سازمان صنایع هوافضا وابسته به وزارت دفاع بود.

100%

اسماعیلی که بر اساس مفاد قطعنامه ۲۲۳۱، ۲۷ مهرماه سال جاری به همراه ۲۲ مقام نظامی دیگر از لیست تحریم‌های سازمان ملل خارج شد، جدای از همکاری در تامین ارز برای نیروی قدس، زندگی اقتصادی فعالی هم دارد و از جمله هنوز نائب‌ رییس هیات مدیره در شرکت‌ صنعتی و بازرگانی صنام، (تحت تحریم‌ سازمان ملل-قطعنامه ۱۷۴۷) است.

این دو مقام وزارت دفاع از طریق صرافی حکمت ایرانیان (از زیرمجموعه‌های بانک حکمت ایرانیان وابسته به ارتش جمهوری اسلامی) با مدیریت ناصر محسنی، صرافی سید محمد مثنایی و شرکا، صرافی صدف اکسچنج و صرافی امید سپه، ارز مورد نظر نیروی قدس را از سامانه نیما دریافت می‌کنند.

به گفته این مدیر بانکی، دست‌کم سه شخص مرتبط با نیروی قدس هم در جریان این دست‌اندازی به منابع ارزی نقش دارند: بهنام شهریاری مراللو، هوشنگ الله‌دادی و مقداد امینی.

از میان این سه نفر، مقداد امینی شناخته‌شده‌تر است. امینی ۱۳ شهریور ۱۳۹۷ به خاطر ارتباطش با شرکت جهان ارس کیش، در جریان تامین مبالغ ارزی برای نیروی قدس و خدمات مالی به آن در کنار یک شبکه گسترده وابسته به بانک انصار متعلق به سپاه، تحت تحریم آمریکا قرار گرفت. وزارت خزانه‌داری آمریکا، از مقداد امینی و پنج شخص دیگر و سه شرکت که با هم تحریم شدند به عنوان یک شبکه ارزی گسترده برای تامین مالی سپاه پاسداران نام برد.

آبان ماه سال گذشته هم اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور از شبکه گسترده‌ای نام برد که ۲۲ میلیارد دلار پول کشور را در دوبی و استانبول صرف مقاصد مالی نامعلوم کرده اند.

از گفته‌های این مقام عالی‌رتبه بانکی و اطلاعاتی درباره تبادلات ارزی می‌توان نتیجه کلی‌تری هم گرفت. وضعیت بحرانی فعلی اقتصاد در ایران، شاید بیش از همه ناشی از فساد متراکمی است که برآیند همدستی نهادهای نظامی و اقتصادی برای اهدافی است که نظام حاکم ورای خواست و بی‌ارتباط با منافع عمومی مردم دنبال می‌کند.

شاهد عینی می‌گوید ماموران دو بار از پشت سر به کژوان الماسی شلیک کردند

۲۵ مهر ۱۳۹۹، ۰۱:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
شاهد علوی

یک هفته پس از قتل کژوان الماسی، جوان سنندجی در شهریار، و در حالی که جزییات قتل او به دست نیروی انتظامی هنوز اعلام نشده، کسی که شاهد شلیک به او بود اطلاعاتی را در اختیار ایران اینترنشنال گذاشت.

کژوان الماسی پنجشنبه گذشته هنگامی که در یک میهمانی خصوصی در یک باغ در شهریار حضور داشت، با یورش ماموران نیروی انتظامی بازداشت شد و ساعاتی بعد گزارش شد که او با گلوله به قتل رسیده است.

نسیم احمدی، شهروند افغانستانی و سرایدار این باغ که همراه کژوان الماسی بازداشت شد، به ایران اینترنشنال می‌گوید ماموران پلیس امنیت شهریار از فاصله بسیار نزدیک و از پشت سر به کژوان الماسی شلیک کرده‌ و او را به قتل رساندند.

نسیم احمدی به خبرنگار ایران اینترنشنال در هرات گفت پلیس ایران او را پس از سه روز بازداشت در شهریار، به افغانستان دیپورت کرد.

به گفته احمدی، دلیل دیپورت او این بود که حاضر نشد سناریوی ماموران پلیس را درباره شب قتل کژوان تائید کند.

این شهروند افغانستانی سال‌ها به صورت قانونی ساکن ایران بود و در سال‌های اخیر همراه همسر و دو دختر ۵ ساله و ۳ ساله‌اش در خانه سرایداری باغی در شهریار زندگی می‌کرد.

نسیم احمدی شب پنجشنبه ۱۷ مهر همراه با کژوان الماسی در حالی بازداشت شد که ماموران پلیس نه حکم ورود به ملک خصوصی محل اقامت آنان را داشتند و نه حکمی برای بازداشت آنان ارائه کردند.

ماموران پلیس امنیت شهریار حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب پنجشنبه بدون نشان دادن مجوز یا حکم ورود به ملک خصوصی، به زور وارد باغ بابایی در یکی از کوچه‌های فرعی میدان بسیج در شهریار شدند.

بنا بر روایت شاهدان، ۴ مامور مهاجم، سوار دو اتومبیل سمند و پراید بوده‌ و به اسلحه، شوکر، دستبند و گاز اشک‌آور و اسپری مجهز بوده‌اند. ماموران به حاضران که ۸ زن و مرد و دو کودک بوده‌اند پرخاش کرده‌اند و مدعی شده‌اند میهمانی دسته‌جمعی در شب اربعین ممنوع است و آن‌ها مرتکب تخلف شده‌اند.

نسیم احمدی می‌گوید او در خانه سرایداری حضور داشت وقتی دو مامور در را باز کرده و او را با کتک و تحقیر به داخل جمع بردند.

کژوان الماسی با ادامه آزار نسیم از سوی ماموران، به آن‌ها اعتراض می‌کند و از ماموران می‌خواهد دست از سر نسیم بردارند. در واکنش، دو تن از ماموران به کژوان حمله کرده و پس از کتک زدن، به او و نسیم احمدی، دست‌بند زده و داخل اتومبیل رانا انداخته و با خود می‌برند.

نسیم احمدی می‌گوید پس از چند دقیقه حال کژوان داخل اتومبیل بده شده است و از ماموران می‌خواهد اجازه بدهند قرصی را که همراه دارد از جیبش دربیاورد و بخورد. به گفته نسیم، با ادامه درخواست کژوان، ماموران اتومبیل را کمی بالاتر از میدان جهاد شهریار نگه داشته و یکی از آنان به نام بهنام دریانی پیاده شده و با باز کردن در اتومبیل، کژوان را زیر مشت و لگد می‌گیرد.

100%

نسیم احمدی می‌گوید در حالی‌که کژوان تلاش داشت دستانش را بالای سرش بگذارد تا از خودش مقابل ضربه‌های مامور پلیس مراقبت کند، دست‌بند که دست چپ کژوان و دست راست نسیم را به هم بسته بود، باز می‌شود و کژوان موفق می‌شود خودش را از زیر دست و پای مامور بیرون بکشد و چند قدم بدود.

آن طور که نسیم احمدی شهادت می‌دهد، ماموران به جای این‌که کژوان را تعقیب کنند از فاصله بسیار نزدیک از پشت سر به او شلیک می‌کنند و پس از یافتن پیکر مجروحش، او را با بیست دقیقه تاخیر به بیمارستان سجاد شهریار می‌رسانند.

ماموران پس از انتقال کژوان به اتاق عمل، متنی را تنظیم می‌کنند و نسیم را بی آن‌که اجازه دهد آن را بخواند، وادار به امضا می‌کنند و سپس برای گرفتن امضا از بقیه به باغ برمی گردند اما هیچ‌کدام از حاضران متن را امضا نمی‌کند.

نسیم احمدی به بازداشت‌گاه پایگاه پلیس امنیت در فاز ۴ اندیشه شهریار منتقل شده و ۳ روز همان‌جا نگهداری می‌شود. ماموران پلیس ازنسیم می‌خواهند شهادت دهد که کژوان الماسی مامور پلیس را زده است و مامور برای دفاع از خودش به او شلیک کرده است اما نسیم این روایت را نمی‌پذیرد و صبح روز جمعه در حضور بازپرس ویژه قتل و روزهای بعد هم دوبار در دادسرای عمومی و انقلاب شهریار، به آن‌‌چه که دیده است شهادت می‌دهد.

پلیس امنیت و دادسرای شهریار در نهایت نسیم احمدی را از ایران اخراج کرده و به افغانستان دیپورت می‌کنند.